ماهیّت و مؤلّفههای شادی در آموزه مهدویّت با تأکید بر عنصر امید
بهروز محمدی منفرد[1]
محمد کاکاوند[2]
شادی و نشاط از مهمترین نیازهای فطری هر انسانی بوده و دین مبین اسلام نیز در راستای ایجاد آن برنامه دارد. آنچه در این پژوهش اهمیّت داشته و هدف اصلی آن بهشمار میآید، بررسی ماهیّت و مؤلّفههای شادی و نشاط در اندیشه مهدویت است. با توجه به توصیههای روایات، به حزن و اندوه در فراق امام مهدی4 در قالبهایی چون دعای ندبه، چنین به ذهن متبادر میشود که زندگی منتظر امام مهدی4 همواره اندوهگین است؛ بنابراین مسئلهای که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که «آیا مؤلّفههای مهدویّت سازگار با اصل شادی و نشاط هستند؟» فرضیه ما این است که در اندیشه مهدویّت، جنسی از شادی و نشاط وجود دارد که با شادی و نشاط امروزی متفاوت است. ما در این نوشتار از روش جمعآوری دادهها، توصیف و تحلیل آنها، جهت دستیابی به جواب مسئله استفاده کردهایم. یافتههای پژوهش حاکی از این است که در باورداشت مهدویّت شاهد تکمیل و تعالی شادی و نشاط هستیم. در آموزههای مهدویّت بهدلیل وجود شاخصههایی مانند، امید به آینده، معنابخشی به زندگی، حزن و اندوه هدفمند و... شاهد نشاط و شادی هستیم.
واژگان کلیدی: شادی، نشاط، سبک زندگی، انتظار، مهدویّت.
شادی و نشاط از مهمترین نیازهای فطری هر انسان بوده و دین اسلام نه تنها آن را سرکوب نمیکند، بلکه آنرا امری ضروری میداند. آنچه در این پژوهش اهمیت داشته و هدف اصلی بهشمار میآید، بررسی ماهیّت و مؤلّفههای شادی در آموزه مهدویّت است. از نظر نگارنده در باورداشت مهدویّت شاهد جنسی از شادی هستیم که با شادی متعارف امروزی متفاوت است.
در روایات و بهخصوص در دعای ندبه که توصیه به اندوه در فراق امام زمان4 وجود دارد، اینچنین به ذهن تبادر میکند که شخص منتظر همواره در زندگی خود اندوهگین است؛ از همین رو مسئلهای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که آیا باورداشت به اندیشه مهدویّت و مولفّههای آن ناسازگار با اصل شادی و نشاط است؟ آیا میتوان نوعی از شادی و نشاط سازگار با اندیشه مهدویّت را در سبک زندگی اسلامی منتظرانه ملاحظه کنیم.
در جواب این مسئله باید بگوییم که در توصیههایی که به غم و اندوه در فراق امام زمان4 وجود دارد، جنسی از شادی و نشاط متفاوت وجود دارد. در برخی مولفّههای مهدویّت مانند، امید به ظهور منجی و عدالتگستری، شاهد نوعی نشاط و شادی بهسبب توجه به آینده هستیم. منتظر منجی، از این جهت که آینده را روشن و امیدبخش میبیند از نوعی نشاط و آرامش در زندگی برخوردار است.
کارهای پژوهشی ارزشمندی در تبیین شادی و نشاط در اسلام انجام شده است که برای نمونه مواردی از آنها را متذکّر میشویم:
موارد فوق اگرچه پژوهشهایی هستند که آنها را در ارتباط با موضوع شادی و نشاط به دست آوردیم، امّا همگی بهنوعی دارای کاستیهایی هستند. هیچکدام از این پژوهشها اصل شادی و نشاط را در سبک زندگی متناسب با عصر غیبت بررسی نکردهاند. امتیاز خاص پژوهش حاضر، تبیین این اصل مهم در مهدویّت است. پژوهنده در این نوشتار در صدد بازنمایی اصل شادی و نشاط در باورداشت مهدویّت خواهد بود.
از مهمترین اهداف علمی این تحقیق، میتوان به رفع این مسئله اشاره کرد که در عصر غیبت امام عصر4 گرچه دستوراتی در منابع دینی بر غم و اندوه در فراق امام وجود دارد، اما بهمعنای زندگی توأم با اندوه و تهی از نشاط نیست.
سؤال اصلی نگاشته حاضر این است که «ماهیّت و مؤلّفههای شادی در آموزه مهدویّت چیست؟»
در طیّ فرآیند تحقیق، نخست به تبیین مفهوم شادی و نشاط و غم و اندوه از دیدگاه لغت و اصطلاح خواهیم پرداخت. سپس نسبت شادی و نشاط با امید به ظهور منجی را بررسی کرده و خواهیم گفت آینده را تصاویر ذهنی انسان میسازند. اگر میخواهیم شادکام باشیم باید اُمید به آیندهای روشن داشته باشیم. این تصویر مثبت از آینده است که زندگی را نشاط میبخشد. بنابراین آن روزی که دنیا توسط انسان کامل از عدلوقسط پر شده و تمام کجیها، ستمها، ناراحتیها و مشکلات از بین رفته باشد را باور داشته و به آن امیدوار باشیم.
در ادامه این پژوهش، تلاش میکنیم تا نسبت شادی و غم فراق امام عصر4 را روشن کنیم. در این قسمت بیان میکنیم که نمیتوان بهطور صددرصد قاعدهای را تعریف کرد که خنده، نشانه زندگی بانشاط و گریه علامت زندگی همراه با غم و اندوه است؛ چراکه در برخی موارد گریه و اندوه باعث شادی و نشاط در روح انسان شده، لذّت روحی و معنوی را پدید میآورد. سپس به توضیح جایگاه شادی متعارف در امور معطوف به منجی میپردازیم. بر پایه این تحقیق، در آموزههای مهدویّت، شاهد نوعی از شادیهای متعارف هستیم؛ مانند: توصیه به گرامیداشت نیمه شعبان، روز آغاز ولایت امام زمان4، دعا برای ظهور و سلامتی منجی، هنرهایی نظیر شعر و سرود در مدح منجی و... .
شادی حالت مثبتی است که در انسان بهوجود میآید و در مقابل غم و اندوه قرار دارد. لغتنامه دهخدا در توصیف واژه شادی معانی شادمانی، خوشحالی، مسرّت، نشاط، طَرَب و... را قرار داده است.[3] شادی حالتی است که در مقابل سوگ قرار دارد و بهطور معمول منجر به رفتاری میشود که به آن شادیکنان گفته میشود؛ یعنی فرد در حال شادیکردن است.[4]
نشاط (به فتح نون) نیز از معانی شادی، شادمانی، خوش و خوشحالی است.[5] همچنین، نشاط سبکی و چالاکییافتن برای اجرای امور، شادییافتن، شادی و خرّمی است.[6] خلیل فراهیدی در مورد کلمه نشاط از اصطلاح طیبُ النفس استفاده کرده است؛ از این رو ماده نَشَطَ را بهمعنای آمادگی و سرزندگی برای انجام کار و مانند آن تعریف کرده است.[7]
ابنمنظور نشاط را ضدّ الکَسِل تعریف کرده است؛ چراکه یکی از راههای شناخت یک واژه، استفاده از مفهوم مخالف آن است.[8] بر این اساس بررسی این واژه در روشنشدن معنای دقیق آن به ما کمک خواهد کرد.
ابنفارس، کَسِل را بهمعنای سنگینی، دستکشیدن و به انجام نرساندن کار تعریف کردهده است. در نتیجه میتوان گفت، نشاط بهمعنای سبکبالی، بسطنفس، سرزندگی روحی و روانی است که در عمل موجب تحرّک و پویایی آدمی گشته و ضدِّ خمودگی، سنگینی، بیحالی، کسالت روحی و روانی است که به رکود و ایستایی میانجامد. تذکر این نکته لازم است که چون انسان موجودی دو بُعدی است، نشاط او نیز دو بُعدی خواهد بود؛ یعنی هم دارای نشاط مادّی است و هم نشاط معنوی. برای نمونه در روایات از قرآن کریم بهعنوان شادی قلب یاد شده است. از سوی دیگر، عطر، نگاه به سبزه و سوارکاری نیز بهعنوان عوامل ایجاد شادی یاد شده است.[9]
از برآیند آنچه ذکر شد میتوان برداشت کرد که اگرچه در تعاریف شادی و نشاط تفاوتهای جزئی مشاهده میشود، اما شادی و نشاط هر دو به یک معنا اشاره دارند. به تعبیر دیگر این دو واژه مترادف و هممعنا هستند.
شادی و خرسندی حالتی است درونی که از آرامشخاطر و رضایت باطن حکایت دارد. پس شادی خالص، صادق و پایدار آن است که تأثیرات منفی و مضر بههمراه نداشته باشد. شادی احساس مثبتی است که زندگی را شیرین میکند. رفتاری است که باعث انبساطخاطر فرد شده و از نیازی حیاتی که سلامتی عاطفی را بهدنبال دارد، حکایت میکند.[10] شادی از ملزومات روح انسان است. شادبودن هنری است که متأسّفانه در دنیای ماشینی امروزی، کمتر بدان پرداخته شده است؛ زیرا شادی، لحظهای است که آدمی در درون خود، عمیقاً احساس آرامش میکند.[11]
برای شناخت بیشتر شادی و نشاط به قاعده «تُعرف الاشیاءَ باضدادها» متمسک میشویم که بر زبان اهلعلم شایع است. یعنی اشیا را از راه نقطه مقابلشان شناخته و به حقیقت آنها پی ببریم. بنابراین در این قسمت به بررسی غم و اندوه و انواع آن میپردازیم.
با شنیدن واژه شادی، ذهن انسان در وَهله نخست متوجّه خنده و قهقه شده، خنده را نشانه شادبودن و گریه را نشانه غم و اندوه میداند؛ اما با کمی دقّت و تأمل مشخص است که بسیاری از افراد با اینکه میخندند ولی زندگی اندوهگین و کِسلکنندهای دارند. همچنین بهعکس، افرادی هستند که زندگی بانشاط و سرزندهای دارند، امّا شاید همیشه لبخند بر لب نداشته باشند؛ ولی وقتی در جریان زندگی آنان قرار میگیریم، زندگی سرشار از شادی و نشاط را مشاهده میکنیم.
در واقع، نمیتوان بهطور صددرصد این قاعده را تعریف کرد که خنده نشانه زندگی بانشاط و گریه علامت زندگی همراه با غم و اندوه است؛ چراکه در برخی موارد گریه و اندوه باعث شادی و نشاط در روح انسان شده و لذّت روحی و معنوی را پدیدار میکند. در حقیقت اگر اندوه برای اهداف متعالی باشد، با شادی و نشاط سازگار است. با توجه به این نکته لازم است انواع اندوه را مورد بررسی قرار دهیم تا روشن گردد که اندوه، همیشه مذموم نیست.
اندوه گاهی از روی عجز و زبونی است. برخی افراد همین که احساس خطر میکنند، اندوهگین شده و راه چاره را در گریهکردن میبینند. آنان چارهای غیر از اظهار عجز و زبونی به ذهنشان نمیرسد.
غم و اندوه فریبکارانه مثل آنچه فرزندان حضرت یعقوب7 برای فریب پدرشان انجام دادند. قرآن کریم میفرماید: «وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْکُون»[12] گریه آنان نه از روی حقیقت، بلکه برای فریبدادن پدرشان بود.
گاهی غم و اندوه بهخاطر ابراز پشیمانی از کارهای خود است. مانند زمانی که انسان برای ابراز ندامت گریه میکند تا نشان دهد از کردههای خود پشیمان است.
اندوه از روی نرمی و لطافت قلبی مانند غم انسانها هنگام مرگ عزیزانشان و یا حوادث ناگواری که در طول زندگی ممکن است برای هر شخصی پیش بیاید.
قران کریم میفرماید: وقتی مؤمنان مجاهد نتوانستند بهخاطر فقر و تنگدستی به جهاد فیسبیلالله اعزام شوند، محزون و گریان شدند. «تَوَلَّوْا وَأَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا یَجِدُوا مَا یُنْفِقُونَ»[13]
گاهی اندوه بهدلیل دوری و جدایی از عزیز یا محبوب و یا دیدار معشوق به انسان دست میدهد. مانند گریه حضرت یعقوب7 در فراق حضرت یوسف7.
در دین مبین اسلام و بهخصوص در برخی روایات و ادعیه - مانند دعای ندبه - دستور به غم و اندوه در فراق امام زمان4 وارد شده است. این حزن ریشه در تقوا داشته و باعث رشد روحانی و لذّت معنوی میشود. اندوهی که از یک طرف، سبب سوز دل و از طرف دیگر باعث نشاط و آرامش است. این غم و اندوه دارای ویژگیهایی است:
گریه در فراق امام زمان4 دارای بار ارزشی و معنوی است؛ همچنان که قرآن کریم آن را از ویژگیهای بارز انبیا و اولیای الهی ذکر میکند. بنابراین اندوه و گریه ارزشی، امری ممدوح است. این مدل از غم و اندوه با نشاط و شادی سازگار است و به زندگی انسان نشاط میبخشد. این اندوه مورد توجّه و توصیّه دین اسلام بوده و آثار فراوانی برای آن ذکر شده است.
اسنایدر[15] معتقد است امید، فرآیندی شناختی است که افراد بهوسیله آن اهدافشان را دنبال میکنند. افکار امیدوارانه، ارائه عقایدی را نشان میدهد که فرد میتواند از طریق آنها راه رسیدن به اهداف مورد نظرش را پیدا کند. امید بهعنوان محرّکی برای هیجانات و سلامتی افراد شناخته شده است. او بر این باور است که امید فرآیندی است که طی آن، افراد 1) اهداف را تعیین میکنند؛ 2) راهبردهای خاصّی را برای رسیدن به آن هدفها توسعه میدهند؛ 3) انگیزه لازم را برای آن هدفها بهوجود آورده و حفظ میکنند. بنابراین، امید انتظار مثبت برای دستیابی به اهداف است.
از دیدگاه آکونیاس[16] مهمترین اثر امید، قوّت و نشاطبخشیدن به عمل انسان است. در عین حال موجب افزایش عمل در انسان میگردد. با توجه به یافتههای پژوهشی میرزاییان و همکاران، بین امید به آینده معلمان زن و شادکامی دانشآموزان رابطه مستقیم برقرار است. کونیگ[17] در بررسی فرآیند فراتحلیلی 850 مطالعه درباره ارتباط میان باورها و اعمال مذهبی با بهداشت روان و کارکردهای اجتماعی گزارش داد که مذهب با بالابردن توانایی مقابله با استرس و ایجاد امید و در جهت هیجانات مثبت نظیر رضایت از زندگی و شادکامی بر سلامت روان تأثیر میگذارد.[18]
آنچه از نظریات روانشناسان قابلبرداشت است، پیوند میان امید با شادی و نشاط است. امیدواری در زندگی، رابطه مستقیم با شادی و نشاط دارد. شخص امیدوار با تعیین هدف و حفظ و توسعه آن در زندگی به زندگی معنا و نشاط میبخشد. امید سبب قوّت و نشاط در عمل است.
بر اساس روایات امر ظهور بهطور ناگهانی و غیرمنتظره اتفاق میافتد؛ یعنی در حالی که کسی انتظار آن را ندارد، ناگهان این فرج الهی رخ میدهد. «یَظْهَرُ کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاء.»[19] ثاقب در عرب بهمعنای سوراخکننده بوده و شهاب به سنگ آسمانی که تاریکی شب را میشکافد، تعبیر شده است.[20] آنچه از این روایت استفاده میشود، این است که ظهور منجی بهطور ناگهانی و غیرمنتظره اتفاق میافتد؛ از همین رو باید هر لحظه منتظر آن فرج بزرگ و چشمبهراه فردای روشن و زیبا بود و زمینه آن را فراهم آورد. این نگاه همان نگاه خوشبینانه به آینده است؛ چراکه برخی افراد تا حرف از ظهور به میان میآید میگویند ظهور فعلاً اتّفاق نمیافتد و دلیل آن را عدم آمادگی مردم عنوان میکنند. امّا روایات ما این نگاه و نگرش به ظهور را برنمیتابند.
در روایت آمده است: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ کَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ کَلِیمِهِ مُوسَى.»[21] همانطور که امر نبوّت حضرت موسی7 را در یک شب اصلاح فرمود و بعد از برگشت از کوه طور در حالی که برای آوردن آتش رفته بود، با مقام نبوت برگشت، همانگونه امر ظهور منجی را اصلاح میکند. بنابراین خداوند در یک شب امر فرج را اصلاح میکند و خیلی ناگهانی لحظه موفورالسرور فرج خواهد رسید. با شنیدن این روایات، حسّ شور و شعف فوقالعادهای در وجود منتظران منجی احساس میشود. آنها باید هر لحظه چشمبهراه این اتّفاق بزرگ بوده، آن را نزدیک تصور کرده، با اصلاح باور خویش در جهت شادی و نشاط بیشتر بکوشند.
از دیگر روایات نیز استفاده میشود که زمان ظهور را نباید دور دانست و بلکه هر صبح و شب انتظار فرج را داشته باشیم. «تَوَقَّعُوا[22] الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاء»[23] این روایت امیدوارکننده، به انسان منتظر تصویر روشن و زیبایی از آینده ارائه میکند. در فرازی از دعای فرج آمده «إنّهم یرونه بعیدا و نراه قریبا»[24] یعنی منتظران ظهور باور دارند که امر ظهور نزدیک است، امّا مخالفان آن را دور میپندارند. امید به ظهور منجی و نزدیکدانستن آن از اموری است که حسِّ شادی و نشاط درونی به انسان میبخشد. تصور اینکه ما در عصر ظهور واقع و از برکات مادّی و معنوی آن متنعم شویم و در رکاب حجت الهی بهجهت برپایی حکومت جهانی باشیم، مایه مسّرت و شادی است.
معناداری زندگی یعنی اینکه هدف از بهوجودآمدن من چه بوده است؟ من در این دنیا میخواهم چهکار کنم؟ به کجا میروم؟ اگر کسی جواب این سؤالات را برای خودش به دست آورد، زندگی او هدفمند خواهد بود. به تعبیر دیگر او زندگی معنادار و پُرتحرّکی خواهد داشت. اینچنین شخصی در زندگی سرزنده و بانشاط است؛ چراکه میداند از کجا آمده، به کجا میرود و آمدنش برای چه بوده است. این فرد در زندگی سردرگم، غمگین و افسرده نیست. حتّی میتواند تمام کاستیها و رنجها را نیز تحمّل کند؛ زیرا میداند تحمل این زحمتها او را به هدف نزدیکتر میکند.
منتظر منجی در عصر غیبت یکی از مهمترین اهداف زندگی خود را بسترسازی برای امر ظهور قرار میدهد. مقدّمهسازی برای ظهور به زندگی او معنا میبخشد. در نتیجه، زندگی پرتحرّک و بانشاطی خواهد داشت. معنا باید چیزی ارزشمندتر از خود زندگی باشد. اگر معنا دلیل وجود و زندهبودن انسان است، ارزش آن باید چیزی فراتر از زندهماندن باشد. اگر معنا عاملی برای زندگیکردن است، باید چیزی فراتر از زندگیکردن باشد. اگر معنا دلیل کوشش و تلاش است، باید آنقدر ارزشمند باشد که عمر و انرژی خود را هزینه آن کنیم. اگر معنا میتواند مرگ را توجیه کند، باید آنقدر ارزشمند باشد که انسان تمام زندگی خود را صرف آن کند. معنای زندگی باید پرارزش، بادوام و بدون تبعات منفی باشد. آنچه ارزشی پایینتر یا مساوی با حیات دارد نمیتواند معنای زندگی باشد. آنچه نابودشدنی است نمیتواند معنای زندگی باشد. آنچه تبعات منفی داشته و عاقبت روشنی ندارد، نمیتواند معنای زندگی باشد.
مهمترین هدف پروردگار عالم از خلقت، عبودیّت و بندگی بندگان است. یعنی هدف خدای متعال از تمام آفریدهها رشد و تکامل آنهاست. اما این هدف مهم، تنها در سایه عمل به نقشه راهی است که او تدوین کرده است؛ چراکه او بهتر از هر کس دیگری به مخلوقاتش علم دارد و اسباب رشد آنها را میداند. بر این اساس در هر عصری با توجه به مقتضیّات زمان و مکان برنامهای خاص را توسط فرستادگانش برای اهل آن زمان، ارسال کرده تا سبب رشد و تکامل آنها باشد. بهترین و تنها راه رشد و تکامل انسانها پیروی از برنامههای آن فرستادگان است. اما تاکنون بهسبب عوامل متعدد، این برنامهها به بار ننشسته و زندگی انسانها بر اساس دین الهی شکل نگرفته است.
زندگی انسانها بهسبب عدم آگاهی به صَلاح خویش، ظلمهای فراوان و... به این وضع اسفناک امروزی رسیده است. در متون دینی و بشارتهای انبیا و اولیای الهی نوید دوران پیروزی حق بر تمام عالم بسیار به چشم میخورد. یکی از نقاط اشتراک تمام ادیان الهی بشارت به ظهور منجی در آخرالزّمان و برپایی حکومت عدل جهانی توسط اوست. این نگاه زیبا به آینده سبب ایجاد امید و نشاط در زندگی منتظران منجی میگردد. پیروزی نهایی حق بر باطل و برچیدهشدن تمام ظلمها از مواردی است که به انسان انگیزه و نشاط بخشیده، موجب تحمّل رنجها و کاستیها گردیده، مبارزه با ظلمها را تشدید میکند.[25]
گسترش فرهنگ و رشد فزآینده علم و ارتباطات در دوران ظهور، انسان را برای درک آن دوران ترغیب میکند. در متون دینی آمده است که تا قبل از ظهور، دو حرف از بیستوهفت حرف علم آشکار میگردد. علم در عصر ظهور رشدی بیش از دوازده برابری خواهد داشت. در عصر ظهور همگام با رشد علمی، رشد دینی نیز اتّفاق خواهد افتاد. طوری که زنان خانهدار نیز میتوانند بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر6 قضاوت کنند. وجود چنین پیشرفتهای حیرتانگیز در آن دوران، موجب امیدبخشی در جامعه منتظران میگردد.
در دوران ظهور، امنیت مالی، جانی و روانی برقرار خواهد شد. امنیّت در عصر ظهور چنان فراگیر است که کسی حق ندارد انسان خوابیدهای را بیدار کند. خون کسی ریخته نمیشود. حتّی هیچ حیوانی حقِّ تعرّض به حیوان دیگری را ندارد. هیچ انسانی به دیگری متعرض نمیشود. در سایه چنین امنیتی هرگز ناامنی، یأس و ناامیدی وجود نخواهد داشت. انسان منتظر برای تحقق اینچنین جامعهای به آینده امیدوار است.
در عصر ظهور به برکت وجود امام زمان4 و اطاعت مردم از ایشان، مردم در رفاه اقتصادی خواهند بود. زمین برکات مادّی خود را بر مردم، بیش از هر زمان دیگری نمایان میکند. تا آنجا که مُستحقّی در دنیا باقی نمیماند که زکات مردم را دریافت کند. این عوامل، در افزایش روحیّه امیدواری در جامعه منتظران، بسیار اثرگذار است و موجب افزایش امیدواری به زندگی میگردد.
از مواردی که جهت ایجاد روحیه امید در جامعه میتوان برشمرد، اعتقاد به حضور امام زنده است. ضرورت وجود امام در هر زمانی یکی از آموزههای شیعه است. امام، خلیفه و جانشین خدا در زمین است و زمین هرگز خالی از حجت نمیماند. اینکه افراد جامعه معتقد باشند رهبر آنان در قید حیات بوده و منتظر فرمان الهی است تا قیام جهانی خود را آغاز کند، موجب امیدواری در آنان و باعث تحرّک و پویایی جامعه آنان خواهد شد. همانطور که در کشور خودمان یکی از علّتهای اثرگذار در قیام ملّت ایران باور به حضور امام و عنایات او بود. شیعه بر اساس همین باور به وجود امام زنده، خود را تنها ندیده و اطمینان دارد که در مواردی که صَلاح باشد، امام به یاری آمده، آنان را از امدادهای غیبی بهرهمند میسازد. این تفکّر باعث زندهنگهداشتن امید در دلها و وادارساختن افراد به خودسازی و آمادگی برای قیام آن حضرت میگردد.
از جمله عقاید شیعه که در زمان ظهور امام اتّفاق میافتد، باور به بازگشت دو گروه از مردگان (مؤمن محض و کافر محض) است. این افراد بهصورتهای پیشین خود به دنیا برمیگردند تا مؤمنان از برپایی حکومت جهانی دلشاد و کافران دلگیر و ناراحت شوند.[26] این عقیده، مؤمنان را ترغیب و امیدوار میکند تا همواره در زندگی بر اساس سبک زندگی اسلامی منتظرانه، خود را جزو آن مؤمنان قرار دهند. آنان امیدوارند که در زمان ظهور به دنیا برگشته و شاهد و ناصر آن قیام بزرگ الهی و حکومت جهانی باشند.
با تحقیق در منابع دینی میتوان نمونههایی از شادی که مورد غفلت واقع شده را یافت. با بررسی و استفاده از آنها میتوان به تعالی و تعمیقبخشی شادی و نشاط در جامعه کمک شایان کرد. برای نمونه میتوان به شادی و نشاطی که انسانساز و هدفمند است، اشاره کرد. شادی و نشاطی که ممدوح و دارای ارزش معنوی است.
حزن و اندوه از آن جهت که انسانساز است، باعث نشاط میگردد. معناداری و هدفمندی که از مؤلّفههای شادی و نشاط هستند، در حزن و اندوه بر فراق امام نیز یافت میشوند. در نتیجه، این حزن با مؤلّفههای شادی و نشاط سازگار است. اولین مدل از شادی و نشاطی که در سبک زندگی اسلامی منتظرانه متصوّر است، جنسی از شادی و نشاط است که در غم فراق امام عصر4 نهفته است. در ادامه با ذکر دو مقدمه، مقصودمان از شادی و نشاط انسانساز و هدفمند را روشن میکنیم.
مقدمه نخست:
حزن بر غیبت امام مهدی4 با دعای ندبه و... سبب انسانسازی، هدفمندی و رشد در سیر معنوی انسان و معناداری زندگی میگردد. اشک در فراق منجی بیش از یک تخلیه هیجانی ساده است. این حزن نوعی غم معنوی است که سبب حرکتی ایمانی در زندگی فرد میشود؛ از همین جهت، نقش درمانی مثبت نیز دارد.
مقدمه دوم:
هر آنچه سبب هدفمندی و معناداری زندگی گردد، موجب نشاط میشود. غم و اندوه منتظر بیهدف نیست؛ بلکه بر اساس شناختی است که نسبت به منجی دارد. اندوه او نیز رابطه مستقیم با میزان معرفت به منجی دارد. منتظر حضرت بقیهالله4 با ندبه در فراق معشوق خویش، به زندگی معنا و هدف میبخشد و همدلی خود را با آرمانهای ایشان ابراز میکند.[27]
افرادی که هدف متعالی و معقول دارند، زندگیشان معنادار میگردد. این معناداری در زندگی، آنها را به حرکت درمیآورد. روانشناس شهیر، ویکتور فرانکل، میگوید: آنچه انسان را از پا درمیآورد، رنجها و سرنوشت نامطلوب نیست؛ بلکه بیمعناشدن زندگی است که مصیبتبار است.[28]
از اهداف متعالی شخص منتظر، برپایی حکومت حق در سراسر عالم و ازبینرفتن تمام باطل بهدست حجت الهی است. برای نمونه در فرازی از دعای ندبه میگوییم: «اللّهمّ و اقم به الحقّ و ادحض به الباطل و ادلّ به اولیائک و اذلل به اعدائک»[29] در این فراز، منتظر برای تحقق آرمان منجی دعا میکند. او برای برپایی حق و ازبینرفتن باطل از خداوند استمداد میجوید تا در راه تحقق این هدف، توفیق همدلی و همیاری را نصیبش کند؛ چراکه در ادامه میگوید: «و اعنّا علی تأدیه حقوقه الیه و الاجتهاد فی طاعته و اجتهاد معصیته»[30] و سپس ادامه میدهد: «وامنن علینا برضاه»[31] و... . همدلی و همراهی در مسیر نیل به این هدف کلان و مقدّس از جمله وظایف و خواستههای یک منتظر واقعی است. این مهم، با بهکاربستن سبک زندگی اسلامی منتظرانه قابلدستیابی است. قدمبرداشتن در مسیر رسیدن به کمال نهایی با داشتن هدف و معنا در مسیر زندگی، به ما حسّ شادی و نشاط را هدیه میدهد. این حس با رسیدن به رضایت حجت الهی - که همان رضایت خداوند و رستگاری واقعی است - تثبیت میگردد.
از برآیند دو مقدمه فوق این نتیجه بهدست میآید که حزن و اندوه بر امام4 سبب مدلی خاص از شادی و نشاط میشود. این مدل ما را در مسیر انسانسازی یاری میدهد. این جنس از شادی و نشاط، چون مورد تأیید شرع بوده و از درون توصیههای دینی بهوجود میآید، ما را به قرب الهی میرساند. هدف از خلقت انسان و آزمایش او، عبودیت نسبت به پروردگار عالم است، بنابراین چون این شادی مورد تأیید شرع و بهواسطه دستور الهی شکل میگیرد، ما را به هدفمان نزدیکتر میکند. این نوع از شادی چون بر اساس معرفت و یقین الهی شکل گرفته، لذا مادامی که برقرار باشد، شادی و نشاط نیز برقرار است.
از جمله مناسبتهای مهدوی که سبب شادی و نشاط میشود، روز نیمه شعبان، روز آغاز ولایت امام زمان4، روز جمعه و مجالسی است که با هدف بزرگداشت نام و یاد آن حضرت یا توسل به ایشان برپا میشود.
با دقّت در امور شادیبخش در آموزههای مهدوی، هم شاهد شادی درونی و هم شاهد شادی بیرونی هستیم. برخی از مؤلّفههای مهدویّت همچون امید به آینده و معنابخشی و عدالتطلبی، سبب شادی و نشاط درونی در سبک زندگی اسلامی منتظرانه میشود. به عبارت دیگر شادی درونی و باثَبات را به وجود میآورد و موجب ایجاد تصویری روشن از آینده بههمراه تلاش برای آیندهای بهتر میگردد. اما در برخی دیگر، مانند توصیه به گرامیداشت نیمه شعبان، روز آغاز ولایت آن حضرت و... شاهد شادی بیرونی هستیم. البته شادی بیرونی غیرمهدوی که بهسبب یک اتفاق و یا بهدلیل واقعشدن در زمان یا مکانی خاص پدید میآید، با شادی مهدوی بیرونی نیز متفاوت است؛ چراکه شادی مهدوی دارای ریشه و از عمق باورهای دینی نشات گرفته، در نتیجه، دارای ثبات است.
در شادی غیرمهدوی شاید انگیزه برای تقسیم و تکثیر شادی با دیگر افراد اجتماع وجود نداشته و هدف افراد تنها شادی شخصی باشد، اما در شادی مهدوی، شاهد توصیه فراوان به تقسیم و تکثیر شادی با دیگران هستیم.
به تعبیر دیگر کنشهای معطوف به شادی، یکی از ابعاد و مؤلّفههای شادی و نشاط، محسوب میشود. منظور از کنشهای معطوف به شادی، مجموعه رفتارهایی است که در ارتباط با دیگران زمینهساز شادی و نشاط هستند. مضامین سازماندهنده کنشهای معطوف به شادی در سه دسته جای میگیرند: کنشهای مناسکی، کنشهای عاطفی و کنشهای اجتماعی.
مقصود از کنش مناسکی، اعمال و فعالیتهایی است که بر مبنای اعمالی که در این حوزه قرار دارند، شکل میگیرند و زمینهساز برانگیختگی احساسات و فراهمآورنده شادی است. برخی از این فعالیّتها همانند: شرکت در مراسم شادیآفرین و دیدار نیکان و... است.[32]
در قالب سبک زندگی اسلامی منتظرانه نیز مناسک شادیآفرین وجود دارد. برای نمونه میتوان به مراسمات دعای ندبه، دعای عهد، حضور در مسجد مقدس جمکران و مجالس ذکر فضایل و توسل و ادای نماز مخصوص امام زمان4 اشاره کرد که هر کدام بهنوعی موجب برانگیختگی احساسات میشوند.
یکی از راههای ارتباط با خداوند دعا و نیایش است. بر اساس دیدگاه روانشناسان، انسان در اثر دعا حالت سکون و آرامش در روح خود احساس میکند و در فعالیتهای مغزی انسان شگفتی باطنی به وجود میآید. دعا سبب انس و الفت با خالق گردیده، موجبات آرامش و نشاط را به وجود میآورد. دعا مرهمی برای قلب شکسته و روح خسته انسان است که نیروی تازهای به او میبخشد.[33]
از جمله دعاهای مهدوی که برای تجدید عهد با امام عصر4 نقل شده روایتی از سیدبنطاووس و غیر او است که به سند خودشان از ناحیه امام صادق7 نقل کردهاند: هرکسی چهل روز این دعا را بخواند از یاوران امام زمان4 خواهد بود. اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را زنده خواهد کرد تا در رکاب ایشان جهاد کند و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته میشود و هزار کار بد از او محو میگردد. آن دعا چنین است: «اللهم رب النور العظیم و رب الکرسی الرفیع و رب البحر المسجور... .»[34]
نماز راه ارتباط انسان با خالق یکتاست. نماز نردبان سیر تکامل است. نماز ذکر و یاد معبود بخشنده و مهربان است که سبب آرامش و نشاط آدمی میشود.
در ارتباط با بنای مسجد جمکران از ناحیه مقدسه روایت شده است که نماز آن حضرت دو رکعت است. در هر رکعت سوره حمد تا «ایاک نعبد و ایاک نستعین» خوانده میشود. سپس صدبار این آیه تکرار و بعد، ادامه سوره حمد تا آخر خوانده میشود. بهدنبال آن نیز سوره توحید یکبار خوانده، سپس رکوع و سجود انجام میشود. در هر یک از رکوع و سجود نیز هفتبار تسبیح قرائت میشود. رکعت دوم نیز همانند رکعت اول بهجا آورده میشود. پس از اتمام نماز نیز یکبار تهلیل و آنگاه تسبیح حضرت زهرا$ خوانده میشود. بعد از آن، صدبار صلوات در سجده گفته میشود. پاداش کسی که این عمل را انجام دهد «فمن صلاها فکانّما صلّی فی بیت العتیق»[35] است که از سوی امام زمان4 و با لفظ مبارک ایشان وعده داده شده است.
دعای ندبه از جمله دعاهای باارزشی است که از امام صادق7 روایت شده و خواندن آن در چهار عید بزرگ اسلامی تأکید شده است.[36]
در منابع روایی و بهگونه خاص در کتاب شریف مکیال المکارم زمانهایی مانند: بعد از ادای نمازهای روزانه، قنوت نماز، آخرین ساعات روز، روز جمعه، روز عرفه، ماه رمضان، عید فطر و قربان و... مکانهایی نظیر: مسجدالحرام، حرم امامان، عرفات، سرداب و... را بهمنظور برپاداشتن یاد و نام و دعا برای امام زمان4 برشمردهاند. این مناسک و اعمال برای پاسخ به بُعد فرامادی انسان و بهرهمندی از لذت معنوی در زندگی است. همانطور که بیان کردیم پرداختن به امور معنوی موجب دستیابی به آرامش و نشاط میگردد.
از دیگر کنشهایی که در شادی و نشاط انسان تأثیر دارند کنشهای عاطفی هستند. مقصود از کنشهای عاطفی، کنشهایی است که با محوریّت احساسات و عواطف شکل میگیرند. به تعبیر دیگر مجموعهای از اعمال و فعالیّتهای شادیآفرین که ریشه در احساسات و عواطف دارد.[37]
در سبک زندگی اسلامی منتظرانه برخی از کنشهای عاطفی که شادیآور و موجب برانگیختگی احساسات هستند را یادآور میشویم.
نویسنده کتاب مکیال المکارم سرودن و خواندن شعر در مدح و تمجید از امام عصر4 را یکی از تکالیف بندگان نسبت به آن حضرت بیان میکند. وی میگوید این عمل نوعی یاریکردن امام بهشمار میآید. امام صادق7 میفرماید: «هرکسی درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانهای در بهشت خواهد ساخت.»[38] سرودن و خواندن شعر از نمونه کنشهای عاطفی است که ریشه در احساسات و عواطف دارد شادی و نشاط را فراهم میآورد.
نمونه دیگری از کنشهای عاطفی در سبک زندگی منتظرانه، بخشیدن مقداری از مال خود به امام زمان4 و مصرفکردن آن در کارهایی است که مورد رضایت ایشان است.
صله امام در زمان غیبت با مصرفکردن مال در کارهایی نظیر چاپ کتابهای مربوط به ایشان، برپاکردن مجالس یادآوری حضرت، صله به دوستان و بهخصوص سادات علوی، علما و راویان اهلبیت% و... است.[39] بر اساس برخی روایات، صله به مؤمنان و شیعیان مانند صله به امام است.
کنش اجتماعی از دیگر کنشهای معطوف به شادی است که بر مبنای فعالیّتهای اجتماعی تعریف و انجام میپذیرد. این واکنش به محوریّت موضوعاتی صورتبندی میشود که بهنوعی اجتماعی به حساب میآیند.
از نمونه کنشهای اجتماعی که موجبات شادی و نشاط را پدید میآورد، خوشحالکردن مؤمنان است. خوشحالکردن مؤمنان موجب خرسندی امام عصر4 میگردد. خوشحالکردن با مال، برآوردن نیازها، برطرفکردن غصهها، شفاعت در حق آنها، دعاکردن، احترامنمودن، قرضدادن و... یا هر کار صحیحی که به نیت خوشحالی صاحبالامر4 انجام شود، ثواب آن به مؤمن میرسد.[40] به تعبیر دیگر خوشحالی منجی عالم در خوشحالی مؤمنان است؛ بنابراین اگر میخواهیم او را خرسند و شادمان کنیم، باید در ایجاد شادی و نشاط اجتماعی بکوشیم.
در منابع دینی به پوشیدن لباس نیکو و خوشبو و خوشروبودن توصیه شده است. اما بیشتر از شادی و نشاط فردی، سفارش به دستگیری از نیازمندان، کمک و اطعام به دیگران و شادی اجتماعی مورد تأکید است. این مهم، با دستگیری از ضعفا، اطعام به دیگران و تبریک و شادباش به سایر افراد، شادی اجتماعی پدید میآورد. این شاخصه که شادی مهدوی منحصر در فرد نیست و در صدد اشاعه شادی به اجتماع بوده، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است.
شادی و نشاط از نیازهای فطری انسان است. در آموزه مهدویّت برای تأمین و تعالی شادی برنامه مناسب وجود دارد. نگارنده با توجّه به اهمیّت شادی و نشاط کوشش کرده، سازگاری اندیشه مهدویّت با این اصل مهم را مورد کنکاش علمی قرار دهد. بین شادی و امید رابطه مستقیم برقرار است. از نظر روانشناسان باورهای مذهبی همچون مهدویّت، سبب مقابله با استرس و ایجاد امید و رضایت از زندگی میشود. آموزه مهدویّت با معنابخشیدن به زندگی، ایجاد باور نسبت به پیروزی نهایی حق بر باطل و باور به امنیت فراگیر مالی، جانی و روانی در زمان ظهور شادی را به وجود میآورد.
حزن و اندوه بر امام عصر4 سبب معناداری و هدفمندی زندگی است. از سویی هر آنچه سبب هدفمندی و معناداری شود، موجب نشاط میگردد. در نتیجه، حزن و اندوه بر امام، سبب نوعی شادی و نشاط میشود. باورداشت مهدویّت با امیدبخشی، معنابخشی، هدفمندی و عبودیّت اسباب تأمین و تعالی شادی و نشاط را فراهم میآورد. در باورداشت مهدویّت، توصیه به شادیهای متعارف نیز به چشم میخورد. در آموزههای مهدویّت توصیه فراوان به شادی در جشن نیمه شعبان، آغاز ولایت امام عصر4 و... وجود دارد. در این جشنها توصیه به اطعام، اظهار شادی، خوشرویی، پوشیدن لباس نو، صله به امام، خوشحالکردن مؤمنان، سرود و مدح منجی، انواع دعاها، نمازها و... وجود دارد. از شاخصههای شادی مهدوی، تقسیم و تکثیر شادی با دیگران مورد توجه است. در اینگونه شادیها، شاهد بسط و گسترش شادی و فراهمآمدن شادی اجتماعی هستیم.
[1] . استاد یار دانشگاه تهران.
[2] . دانش پژوه سطح3 مرکز تخصصی مهدویّت حوزه علمیه قم. Kakawndmhma4@gmail.com
[3]. دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه شادی.
[4]. همان.
[5]. همان.
[6]. معین، فرهنگ فارسی معین.
[7]. فراهیدی، العین، ج6، ص237.
[8]. ابنمنظور، لسان العرب، ج7، ص413.
[9]. پسندیده، الگوی اسلامی شادکامی، ج1، ص58.
[10]. آرگایل، روانشناس شادی، ص12.
[11]. لقمانی، خنده و شوخی و شادمانی، ص25.
[12]. «شامگاهان، گریان، نزد پدر خود آمدند» (یوسف/16).
[13]. «و در اثر اندوه، از چشمانشان اشک فرو میریخت که چرا چیزی نمییابند تا [در راه جهاد] خرج کنند» (توبه/92).
[14]. «أُولَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا» (مریم/58).
[15]. Snyder.
[16]. Aguinas.
[17]. Koenig.
[18]. افشانی و جعفری، رابطه دینداری و امید به آینده در بین داشجویان دانشگاه یزد، ص194-196.
[19]. حرّ عاملی، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، ج5، ص192.
[20]. دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه ثاقب.
[21]. ابنبابویه (شیخ صدوق)، من لا یحضر الفقیه، ج2، ص377.
[22]. فی نسخ «أ، ف، م» فتوقّعوا؛ و فی البحار: فتوقّعوا الفرج کلّ صباح و مساء.
[23]. طوسی، الغیبه، ص457. صبح و شب در انتظار فرج باشید.
[24]. اصفهانی، مکیال المکارم، ج2، ص9. ما اهلبیت فرج را نزدیک میدانیم اما مخالفان آن را دور میپندارند.
[25]. صفدری، نقش اعتقاد به مهدویت در امید به زندگی، ص78.
[26]. سلیمیان، رجعت از نگاه قرآن، ص229.
[27]. رئوفی، بررسی تأثیرات مثبت عزاداری در روح و روان انسان از دیدگاه روانشناسی/عزاداری برای رشد معنوی (سایت خبرگزاری رضوی).
[28]. فرانکل، انسان در جستوجوی معنا، ص225.
[29]. «مقصد ثالث: فی ذکر بعض اللدعوات المرویه عن الائمه علیهم السلام؛ خدایا حق را بهوسیله آن حضرت برپا دار و باطل را نابود گردان و دوستانت را بهوسیله او به دولت رسان و دشمنانت را خوار گردان» (اصفهانی، مکیال المکارم، ج2، ص118).
[30]. «ما را کمک کن بر ادای حقوق آن حضرت و سعی و کوشش در فرمانبرداری از او و دوری از نافرمانیش» (همان).
[31]. «منت بگذار بر ما با خوشنودیش» (همان).
[32]. نادی، واکاوی مؤلفههای شادی در اسلام و اعتباریابی آن با هدف ایجاد و گسترش مدارس شاد، ص22.
[33]. بیستونی، شادی و آرامش از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه، ص45-47.
[34]. موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج2، ص304.
[35]. «هر کس این دو رکعت را بگزارد مانند کسی است که در کعبه گزارده باشد» (همان، ص503).
[36]. همان، ص141.
[37]. نادی، واکاوی مولفههای شادی در اسلام و اعتباریابی آن با هدف ایجاد و گسترش مدارس شاد، ص23.
[38]. موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج2، ص230.
[39]. همان، ص322-328.
[40]. همان، ص328-329.
قرآن
نهج البلاغه