گستره عدالت درحکومت حضرت مهدیf
زهرا فراهانی[1]
چکیده
مسئله عدالت در تمامی ساختار فردی و اجتماعی بشر جاری است و ابعادی بس وسیع و فراگیر دارد و آدمیان در همه مراحل زندگی با آن مواجهاند. در زمان معین با تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدیf، عدالت بر پا خواهد شد. این نوشتار با بیان مجموعهای از روایات به گستره عدالت در حکومت حضرت مهدیf پرداخته است. هدف این مقاله تبیین شاخصهای دولت عدالت محور مهدی موعود، برای الگوپذیری از آن در جامعه اسلامی است. این نوشتار با روش توصیفی_تحلیلی گستره عدالت در حکومت مهدیf را در حوزههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، قضایی بررسی می کند. یافتههای پژوهش بیانگر آن بود که عدالت حضرت مهدی نمونهای از عدالت حضرت حق و هدف از آن برپایی قسط و عدل است که به گونهای زیبا و فرح بخش گسترش مییابد نتیجه آن که، جامعه مهدوی را میتوان تجلی حیات بهشتی در زمین دانست.
واژگان کلیدی: حضرت مهدیf حکومت، عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی، عدالت اقتصادی، عدالت فرهنگی.
مقدمه
وجود روحیه عدالتخواهی در افراد جامعه از هر طبقه، گروه و نژادی که باشند میتواند به عنوان یک سرمایه اجتماعی برای آن جامعه به حساب آید. سرمایهای که باعث از بین رفتن هرگونه تبعیض، فقر، حقکشی و بیعدالتی در آن جامعه خواهد شد و همین امر موجبات بهرهبرداری به اندازه و به دور از اسراف از منابع طبیعی، تن دادن به حق و حقوق دیگران، دوری از تجاوز به حریم حقوق اجتماعی و در نهایت پیشرفت همه جانبه آن اجتماع را فراهم خواهد آورد. آنچه واژه عدالت را در نظر انسان زیبا و با شرافت جای میدهد آرزوی دیدن عدالت در تمام مناسبات زندگی است بیگمان این موضوع به طور کامل تحقق نمییابد مگر در حکومت جهانی حضرت مهدیf، که به منظور بیان چگونگی تحقق عدالت حکومت مهدی به این دلیل که حضرت مهدیf هنوز ظهور نکردهاند و حکومتی تشکیل ندادهاند میتوانیم به عدالت در حکومت جد بزرگوارشان حضرت امیرالمومنینA رجوع کنیم زیرا که حکومت حضرت مهدی در امتداد حکومت امام علیA میباشد و هدف حکومت حضرت مهدیf، برقراری عدل علیA است که در این نوشتار آن را در حوزههای مختلف بررسی خواهمکرد. موضوع عدالت در آثار مکتوب همواره مورد توجه پژوهشگران گوناگون بوده است، از جمله این آثار میتوان به سیاست و مهدویت بهروز لک(1381ه،ش)، زندگی در دولت مهدی عابدی(1388ه،ش)، عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام حکیمی(1392ه،ش)، تفسیر اهل بیت برازش(1394ه،ش)، مقالهای با عنوان ارکان عدالت موعود شفیعی سروستانی(1381ه،ش)، عدالت مهدوی و امنیت اخوان کاظمی(1384ه،ش)، درآمدی براجرای عدالت در حکومت مهدوی الهامی نیا(1386ه،ش)، تحلیل و بررسی ویژگیهای حکومت جهانی حضرت مهدی سیدی تبار(1387ه،ش) چاپ شده است. اهمیت بیان این عدالت آن است که در زمانهای که تمام راههای بشر مدعی عقلانیت و بی نیاز از دین به بنبست رسیده است و بحرانها رو به افزایش است جا دارد آموزههای اعتقادی آرمانی و اصیل حکومت جهانی حضرت مهدی به بشر امروز، که تشنه معارف ناب الهی است به منزله نسخه شفابخش عرضه گردد.
پرسش اصلی در تحقیق حاضر این است که گستره عدالت حکومت حضرت مهدیf در حوزههای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، قضایی، به چه میزان و چگونه تحقق مییابد؟
روایات معصومان، حکومت عدل مهدیf، را به زیبایی ترسیم نموده و تحقق عدالت را در حکومت جهانی حضرت مهدیf نوید داده است. در این نوشتار نخست به مفهوم عدالت و حکومت مهدیf، اشاره شده و سپس به بررسی گستره عدالت در حکومت مهدیf در پنج حوزه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنکی و قضایی پرداخته خواهد شد.
اول: مفهوم شناسی
الف.چیستی عدالت
معنای لغوی عدل: العدالة و المعادلة لفظی است که در حکم و معنی مساوات است و به اعتبار نزدیک بودن عدل به مساوات در آن مورد هم به کار میرود. عدل در چیزهایی که با بصیرت و آگاهی درک میشود به کار میرود مثل احکام و عدل و عدیل در چیزهایی است که با حواس درک میشود، مثل اوزان و پیمانه[2].
معنای اصطلاحی عدل در حکومت حضرت مهدیf: عدل به معنای رعایت حقوق دیگران و در برابر ظلم و تجاوز به کار میرود از این رو عدل را به معنی (اعطاء کل ذی حق حقه) گرفتهاند و برخی در معنای عدل توسعه دادهاند و آن را به معنای هر چیزی را در جای خود نهادن یا هر کاری را به وجه شایسته انجام دادن به کار بردهاند[3]. عدل ضد ظلم و جور و هم معنی قسط است ریشه و مشتقات عدل نزدیک به سی بار در قرآن ذکر شده و این تکرار اشاره دارد به این که قرآن درباره عدل توجه فراوانی دارد.[4]
ب.حکومت مهدیf
معنای لغوی حکومت: حکومت از حکم وحکم به معنای منع برای اصلاح[5] و منع برای ظلم است.[6] معنای اصلاحی حکومت در حکومت حضرت مهدیf: زندگی آرمانی که در حکومت مهدیf تحقق خواهد یافت با زندگی تمام جوامع و حکومتهای موجود در جهان فرق دارد حاکم، نوع حکومت، قوانین و سازمانها و نهادهای حکومت مهدیf، هیچ شباهتی به حکومتهای موجود در جهان امروز ندارد. حکومت او برمبنای ایمان به خدای واحد، شکل خواهد گرفت و هدف او یکپارچه کردن ملتها و کشورها، برداشتن دیوار امتیازها و اعتبارهای بیهوده، برقراری وحدت کلمه و ایجاد ارتباط و همکاری میان مردم است. در حکومت آرمانی اسلام هر گونه اختلاف های نژادی، طبقاتی، جغرافیایی، حزبی و زبانی از میان میرود و این امور سبب امتیاز، افتخار و اعتبار فرد یا گروهی نخواهد بود حتی در آن حکومت نزاعهای دینی هم کنار گذاشته میشود و همه در زیر پرچم رحمت اسلامی به گفتگو و مدارا روی میآورند و بحثهای روشنگرانه و استدلال جای جنگ را میگیرند و پیروان ادیان مختلف در عین آزادی و امنیت به تدریج هدایت مییابند و تحت تاثیر جاذبه شخصیت و روش و منش حکومتگر اسوه اسلام به اسلام میگروند و تسلیم فرمان خداوند میگردند این همان حکومت جهانی است که در آن کره زمین با یک حاکم، یک نوع حکومت و با یک روش عادلانه اداره میشود.
دوم.عصرظهور و فراگیری عدالت
از بارزترین ویژگیهای امام مهدیf، عدالتگستری اوست که در روایات زیادی به آن اشاره شده است. حتی در دعای افتتاح -که در شبهای ماه مبارک رمضان خواننده میشود_حضرت را ملقب به عدل خطاب میکنیم: پروردگارا ! بر ولی خویش، آن قیام کنندهای که آرزویش میکنند و آن عدالتی که انتظارش را میکشند درود فرست.[7] از سیدالشهدا حسین بن علیA این گونه نقل شده است که: اگر از عمر دنیا باقی نماند مگر یک روز، خداوند، آن روز را آن قدر طولانی میکند تا این که مردی از فرزندانم خروج کند. سپس زمین را پر از عدل و قسط سازد همچنان که از ستم پر شده باشد. شنیدم که پیغمبر این را میفرمود.[8] در دعای ندبه_که سفارش شده هر جمعه خوانده شود_ مناجات میکنیم که: کی ما را میبینی و ما هم تو را میبینیم در حالی که پرچم پیروزی را به پا داری و زمین را با عدل پر کرده باشی و به دشمنانت خواری و عذاب چشانده باشی.[9] بنابر این، شکی نیست که شعارمحوری حضرت، اجرای عدالت است. آن هم در تمام زمینه ها و در سطح جهان وقتی علمای اسلامی اعم از شیعه و سنی نیز بر این مطلب تاکید دارند.
الف.عدالت اجتماعی در حکومت مهدیf
ایجاد عدالت اجتماعی از شاخصترین ویژگی حکومت مهدیf است، چیزی که بشر همواره در آرزوی آن و به دنبال تحقق آن بوده است. عدالت اجتماعی به معنای رعایت تناسب، استحقاقها و شایستگیها در ساحت اجتماعی است، عدالتی که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند.[10] در این تعریف هر گروه و صنف و طبقهای باید در جایگاه شایسته خویش جای گیرد.
1.امنیت اجتماعی
ستون استوار حکومت مهدیf، برقراری امنیت همه جانبه بر مبنای ایمان در جامعه است، به گونه ای جان و مال و حیثیت افراد از تجاوز در امان باشد. رسالت این حکومت جهانی تحقق امنیت برای همه شهروندان، به ویژه برای مظلومان و مستضعفان است. در حالی که پیش از ظهور حضرت مهدیf شرایط ناامنی بر جهان چیره شده است، بازگرداندن امنیت به جامعه در تمامی جنبهها از بنیادیترین کارهای آن حضرت به شمار میرود و یکی از نتایج دولت عدالت گستر مهدوی برقراری صلح و دوستی در فراخنای هستی است. امنیتی که امام مهدیf در سطح جهان پدید میآورد امنیتی است که بشر مانند آن را ندیده است؛ زیرا در عدالت بنیاد مهدوی، همه معیارهای نادرست و غیرانسانی به یک سو میرود و قانون شکنیها و اعمال نفوذها از درون جامعه بر چیده میشود و سمت و سوی روابط اجتماعی نیز بر پایههای قانون، عدل، احترام به حقوق و ارزشهای واقعی انسان استوار میگردد.[11] مهدی موعود برای برقراری امنیت اجتماعی در آغاز حکومت خود از مردم بیعت میگیرد. حضرت علیA مفاد این بیعت را این چنین بر میشمارد: دزدی نکنند، مرتکب زنا نشوند، فحش و دشنام ندهند، هتک حرمت نکنند، به خانهی کسی هجوم نبرند، کسی را بدون دلیل نزنند، طلا و نقره و گندم و جو ذخیره نکنند، راهزنی ننمایند، راهی را بیامن نکنند[12]. با توجه به این تدابیر، حکومت مهدیf حکومتی است که دوستی و مهرورزی جای ستیز و دشمنی را میگیرد و، حسب روایات، کینهها، اختلافها و فتنهها از جامعه بشری رخت بر میبندد[13] و حتی از عالم حیوانات و جانوران نیز عوامل نزاع ناپدید میشود[14]. در دوران ظهور منجی موعود، جهان به حدی از امنیت میرسد که به نقل از امام صادق: هنگامی که قائم قیام کند براساس عدالت حکم میکند و ظلم و جور در دوران او برچیده میشود و راه ها در پرتو وجودش امن میگردد[15]. تردیدی نیست که برای ساختن جامعه توحیدی بر مبنای تعالیم وحی مهمترین اصل و شالوده کار، همان اجرای عدالت اجتماعی وگسترش آن است.
ب.عدالت سیاسی در حکومت مهدیf
در حکومت حضرت مهدیf، حاکم، نوع حکومت، قوانین و نظامات جاری در آن شباهتی با حکومت موجود در عالم ندارد. نظام سیاسی حکومت مهدی ولایی و مبتنی بر مشروعیت الهی است. مبانی حکومت جهانی مهدی همان مبانی حکومت امیرالمومنینA است زیرا روش حضرت مهدی همان روش حضرت علی و برقراری عدل علیA است. همه آنها خواسته مشترکی داشتند و آن هدایت بشر به نورانیت بود.[16] نوع حکومت مهدی بر مبنای ایمان به خدای یگانه و توحیدخالص، و برای متحدکردن جماعتها و ملتها و برداشتن دیوارهای امتیازات و اعتبارات بیهوده و در نهایت، برقرار کردن توحید است؛ حاکم آن نیز احیاکننده شریعت نبوی و مجری قوانین اسلامی و الهی به شمار میآید. در ادامه به برخی ویژگیهای سیاسی و دینی حکومت امام مهدیf اشاره میکنیم:
1.حکومت واحد جهانی
در حکومت جهانی واحد، دین برتر و آیین پذیرفته شده مردم، اسلام خواهد بود و این نشان میدهد که برنامه حضرت مهدیf جهان شمول و فراگیرخواهد بود و مردم با رغبت و علاقه دین اسلام را اختیار خواهند کرد و نجات و سعادت خود را در پیروی از آن خواهند دانست. درنتیجه فضایل اخلاقی و مکارم انسانی، در جوامع حاکم شده و فساد، الحاد و بیدینی از بین خواهد رفت.
2.حاکمیت کارگزاران صالح
یاران حکومت امام مهمترین ماموریت خود را-که گسترش عدالت در سطح جهان است-انجام خواهند داد. امیرالمومنینA فرموند: حضرت مهدیf، والیان خود را به شهرها میفرستند و دستور میدهد که عدالت را در میان مردم پیاده کنند.[17] امام کاظم در تفسیر آیه شریفه Pیحیی الارض بعدموتهاO، فرمودند: نه این که خداوند زمین را با باران زنده کند؛ بلکه در آخرالزمان مردانی را بر میگزیند تا عدالت را زنده کنند و زمین در پرتو آن عدالت زنده میشود[18]. حضرت مهدیf کارگزاران خود را در همه شهرها میپراکند و به آنها دستور می دهد که عدل واحسان را شیوه خود سازند، حضرت آن ها را فرمانروایان کشورهای جهان می گرداند و به آن ها میگوید شهرها را آباد کنند.[19]
در حکومت سیاسی حضرت مهدیf، کسانی دشمن به حساب میآیند که برای تحقق اهداف حکومت مانع و مشکل ایجاد کنند. برخورد حضرت در برابر چنین افرادی که همان مستکبران عالم هستند قاطع و صریح است. ایشان تمامی مستکبران را از اریکه قدرت به زیرخواهد کشید[20] و به جای آن مستضعفان را روی زمین حاکم میکند تا وعده الهی تحقق یابد.[21] امام علیA میفرماید: آگاه باشید فردایی که هیچ شناختی از آن ندارید، زمامداری حاکمیت پیدا میکند که غیر از خاندان حکومتهای امروز است و کارگزاران حکومتها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد او روش عادلانه در حکومت حق را به شما مینمایاند و کتاب خدا و سنت پیامبر را که تا آن روز متروک ماندهاند زنده میکند.[22]
در حکومت حضرت مهدیf، زمینههای مشارکت واقعی شهروندان در تمام امور سیاسی پدیدار میشود. در گام اول هر فردی بر مبنای مکانیسم(معرفت امام عصر) در هر لحظه از زندگی خویش رهبری سیاسی-الهی جامعه را شناسایی میکند و ضمن بیعت با ایشان، در تشکیل نظام سیاسی مورد نظر سهیم میگردد. در مرحله بعد، مکانیسم نظارتی (امربه معروف ونهی ازمنکر)، که در حکومت مهدوی به واسطه تربیت عملکرد نظامی سیاسی است و مشارکت تک تک افراد جامعه را به صورت موثر و قدم به قدم تداوم میبخشد. در چنین جامعهای، مشارکت سیاسی، فعال و متعهدانه است که افراد با آگاهی و مسؤلیت اجتماعی در فرآیند سیاسی مشارکت میکنند و هرکس وظیفهای دینی دارد که ضمن تلاش برای ترویج شعائر الهی و جلوگیری از مفاسد، با بیعت با امام عادل و معصوم در زندگی سیاسی مشارکت کند.[23]
حکومت و دولت حضرت مهدیf، فراگیر و جهانی خواهد بود و قدرت و سلطه او از شرق تا غرب دنیا را فراخواهد گرفت؛ چنان که محدث نوری مینویسد: از صفات و ویژگیهای مهدیf، فراگرفتن سلطنت آن حضرت، روی زمین از شرق تا غرب، بر و بحر، معموره و خراب، کوه و دشت است. نماند جایی که حکمش جاری و امرش نافذ شود و اخبار در آن معنا متواتر است، آری مهمترین ویژگی حکومت جهانی حضرت مهدیf، قرارگرفتن جهان تحت یک مدیریت واحد و کارآمد است به طوری که خودرأییها، مقام پرستیها و خودمحوریها از بین خواهد رفت و همه بر اطاعت از یک حاکم مقتدر جهانی اتفاق نظر خواهند داشت.[24]
ج.عدالت اقتصادی در حکومت مهدیf
یکی از برنامهها و اقدامات مهم مهدیf، عدالت اقتصادی و معیشتی و پدیدآوردن رفاه در جامعه بشری است. احادیث مربوطه به عصرظهور، حاکی از آن است که در سراسر زمین، جامعهای یکپارچه و منجسم تشکیل میشود که همه افرادش مثل یک خانواده، با هم و در کنار هم و در کمال صمیمیت، زندگی میکنند و عوامل اصلی فقر و بیچارگی، گرسنگی، مظلومیت، چپاول و غارت ثروتها از بین خواهد رفت. با عدالت اقتصادی حضرت مهدیf، بشر، از این اسارت جانسوز فقر و تبعیض، رهایی مییابد و از بند مشکلات و گرفتاری آزاد می شود و به تکامل و رشد علمی و معنوی میاندیشد و در آن گام برمیدارد. در حکومت حضرت مهدیf، شاهد شکوفایی اقتصادی هستیم، به طوری که شکاف عمیق فقر و غنی از میان میان برداشته میشود و مردم در پناه حکومت مهدوی آن قدر بی نیاز و غنی میگردند که دیگر خلأ مالی وجود ندارد تا با زکات و صدقات پر شود. امام باقر میفرماید: هنگامی که قیام کننده اهل بیتb قیام کند به صورت مساوی تقسیم میکند و در میان رعیت به عدالت رفتار می کند.[25]. ثروتهای غضب شده نیز از غاضبان گرفته میشود و مهدیf، حق هر حقداری را می گیرد و مقدار و حدود پسگیری حق از بین رفته بدان اندازه است که اگر حقی از کسی زیر دندان دیگری باشد حضرت آن را میگیرد و به صاحبش باز میگرداند[26]. به طورکلی عدالت اقتصادی امام مهدیf را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد:
1- بکار گرفتن ثروتهای زمین و بهره برداری از آن به نفع فرد و جامعه جهانی.
2- باز پسگیری ثروتهای غصب شده و اموال بادآورده و استفاده از آن برای ارتقای سطح زندگی انسانهای زمین.
3-برقراری عدالت و مساوات، همراه با برنامهریزی درست و صحیح برای آسایش و آرامش انسانها.
د.عدالت فرهنگی در حکومت مهدیf
توجه به امور فرهنگی، علمی و اخلاقی شاخص دیگر پرتو منجی موعود و در شمار مهم ترین اصول و راهبرد دولت ایشان است. بر همین اساس، عدالت فرهنگی امام مهدیf در راستای تشکیل حکومت واحد جهانی، بر سه اصل، استوار است:
1.اصلاح انحراف های فکری
یکی از مهم ترین بخشهای اصلاحات دینی و فرهنگی امام مهدیf، مقابله با انحرافات، کجرویها و بدعتهای دینی است. روشن است که پاکسازی ذهنها از رسوبات فکری گذشته کاری بسیار دشوار است، چنان که این جریان را یکی از موانع بزرگ و مشکلات دشوار در راه اصلاحات مهدی برشمردهاند. بدون شک، بخش عمدهای از جنگهای آن حضرت در سرزمین اسلامی، درخصوص همین مقاومتهاست و مسلمانان، با حربه اسلام انحرافی به جنگ با امام برمیخیزند و دین او را بدعتآمیز و برخلاف اسلام و دینی جدید میخوانند که آن حضرت، ناگریز از روشنگری و استدلال و در مواردی نیز مقاومت و مبارزه در دفاع از اسلام راستین خواهد شد.[27]
بعد از ظهور امام زمانf و مبارزه ایشان با انحرافات فکری و عقیدتی و نیز نزول حضرت عیسیA و اقتدا نمودن او به مهدیf تقریبا تمامی مسیحیان و بسیاری از پیروان دیگر ادیان به اسلام مهدی ایمان میآورند و در زمانی اندک، دین واحدی بر جهان، حاکم خواهد گشت و پرچم اسلام در تمامی نقاط جهان به اهتزاز درخواهد آمد. مهدیf با حاکم کردن توحید و فرهنگ اسلامی بر جامعه و از بین بردن زمینههای ظلم و فساد و فقر، در ساختن جامعه یگانه بشری به توفیقی بزرگ و بیمانند، دست مییابد و همه علل و عوامل ناسازگاریها و تضادهای اجتماعی را از بین میبرد و با عرضه اسلام راستین راه هرگونه اختلاف و تفرقه را خواهد بست.
یکی از زیباترین عدالت فرهنگی حکومت مهدیf، رشد عقلی انسانها و تکامل علم و دانش است. انسان در بعد عقلی و رشد فرهنگی، سابقهای طولانی داشته و زحمات زیادی در این راه، متحمل شده و دستاوردهایی نیز حاصل نموده است؛ ولی کوشش انسان در مسیر تکامل و رشد، بیشتر به بعد مادی جهان و زندگی انسان، معطوف بوده و در مسایل ماورای طبیعی، پیشرفت چندانی نداشته و همچنان مجهولات بیشماری پیش روی وی قراردارد. ازسوی دیگر، چون هدف از خلقت انسان، رشد و تکامل علمی و معرفتی اوست، باید روزی این هدف، تحقق یابد. مهدیf مردم را به دانش های یقینی و درست، هدایت میکند و شناخت ها و معارف ناب و خالص را برای آنان به ارمغان میآورد و تمام نقطههای ابهام و سرگردانی را در علوم، محو خواهد کرد. امام باقرA میفرماید: هنگامی که قائم ما قیام کند خداوند دستش را بر سر بندگان میگذارد و عقول آنان را با آن کامل و افکارشان را پرورش داده و تکمیل می کند.[28]
و.عدالت قضایی در حکومت مهدیf
در تمامی جوامع بشری، امر قضاوت جایگاهی ویژه دارد. شاهرگ حیات این دستگاه، اجرای عدالت در آن است. دادگستری نیز تنها برای گسترش عدل و داد تاسیس شده است. در عصر حاکمیت مهدیf، عدالت در همه زوایای زندگی اجتماعی جریان مییابد. این عدالت به دستگاه های قضایی هم نفوذ میکند و جریان دادرسی را بر اساس حق و عدل تنظیم خواهدکرد. امام صادقA میفرماید: امام مهدیf در قضاوت، مانند جد بزگوارش امیرالمومنین علیA عمل میکند و هر حقی را به صاحب حق باز میگرداند.[29]. امام صادقA درباره عدالت قضایی در دولت مهدی میفرماید: زمانی که قائم آل محمد به پا خیزد، درمیان مردم به حکم داوود قضاوت خواهد نمود. او به بینه و شاهد نیازی نخواهد داشت زیرا خداوند تعالی امور را به وی الهام میکند و او بر پایه دانش خود داوری میکند و هر قومی را به آنچه پنهان داشتهاند آگاه میکند.[30] رهآورد چنین داوری عادلانه این است که حتی اگر مظلومی نتواند برای اثبات حق خود به شاهد و گواهی دست یابد به سبب این گونه قضاوت به حق خود خواهد رسید.
نتیجه
طبق آنچه گفته شد روایات متعددی از ائمه معصومین بر عدالت مهدوی دلالت دارد؛ که نمود این عدالت در همه حوزههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و قضایی خواهد بود. در حوزه اجتماعی ایجاد امنیت، رفع و زودن کینهها و اختلافها، حفظ و رعایت حقوق فردی و اجتماعی از ثمرات دولت مهدیf میباشد. درحوزه اقتصادی، ایجاد رفاه و آسایش عمومی و توزیع عادلانه ثروت، حاصل خواهد شد. در حوزه سیاسی، تشکیل حکومت فراگیر واحد جهانی، حاکمیت کارگزاران صالح، مقابله با مستکبران، برقراری دین و آیین واحد جهانی و مشارکت سیاسی شهروندان تحقق خواهد یافت. در حوزه فرهنگی امکان اصلاح انحرافهای فکری، رشد علم و دانش بشری، تکامل عقول انسانها، تعمیق فرهنگ دینی و نشر اسلام حقیقی پدیدار خواهد شد. در حوزه قضایی برای گرفتن بیکم و کاست حقوق مردم اصرار دارد و هر حقی به صاحب حق باز میگردد.
[1]. طلبه سطح 2 حوزه علمیه فاطمه الزهراh اصفهان؛ zffarahani@chmail.ir
[2]. راغب اصفهانی، مفردات، ج1، ص 325.
[3] . فوادیان دامغانی، سیمای عدالت در قرآن و حدیث، ص 27.
[4] . شرباصی، دایره المعارف اخلاق قرآنی، ج1، ص53
[5] . راغب اصفهانی، مفردات، ج1، ص 126
[6] . ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج2، ص 91.
.[7] دعای افتتاح اللهم وصل علی ولی امرک القائم المومل، و العدل المنتظر.
[8]. لو لم یبق من الدنیا الایوم ولحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی فیملاها عدلا و قسطا کما ملنت جورا وظلما، کذلک سمعت رسول الله یقول. شیخ صدوق، کمال الدین ، ج1، ص318.
[9]. مفاتیح الجنان: دعای ندبه؛ متی ترینا و نریک وقد نشرت لوا النصر تری.....وقد ملات الارض عدلا وانقت اعدانک هوانا وعقابا.
[10] . معین، فرهنگ فارسی، ج1، ذیل واژه عدالت، ص2279.
[11]. هاشمی، سنجش تطبیقی آرمان شهر مهدوی، مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت، ج3، ص244.
[12] . مجلسی، بحارالانوار،ج27، ص309.
[13] . ری شهری، میزان الحکمه، ص608 و640.
[14] . مجلسی، بحارالانوار ، ج2، ص195.
[15] . اذا قام القائم حکم بالعدل وارتفع الجور فی ایامه امنت به السبیل. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص338.
[16] . بقره: 285.
[17]. یبعث الی امرائه بسائر الامصار بالعدل بین الناس. یزدی حایری، الزام الناصب، ج2، ص247.
[18] . برازش، تفسیر اهل بیت، ج15، ص574.
[19] . یفرق المهدی اصحابه فی جمیع البلدان ویامرهم بالعدل والاحسان ویجمعهم حکاما فی الاقالیم ویامرهم بعمران المدن. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص308.
[20] . مفاتیح الجنان: دعای ندبه
[21] . قصص : 5
[22]. یاخذ الوالی من غیرها عمالها علی مساوی اعمالها الا وفی غد وسیاتی غد بما لاتعرفون. نهج البلاغه: خطبه138.
[23]. بهروز لک، سیاست ومهدویت، ص109-110.
[24]. سیدی تبار، تحلیل و بررسی ویژگی حکومت جهانی حضرت مهدی.
[25]. اذا قام قائم اهل بیتb قسم بالسویه وعدل فی الرعیه. مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص351.
[26] . یبلغ من رد المهدی المظالم حتی لوکان تحت ضرس انسان شیء انتزعه حتی یرده. طاووس، الملاحم والفتن، ص68.
[27] . عابدی، زندگی در دولت مهدی، ص94.
[28] . اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم وکملت بها اخلاقم. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص336.
[29]. و رد کل حق الی أهله. گلستانی، سیمای جهان در عصر امام زمان، ج2، ص320.
[30]. اذا قام قائم آل محمد: حکم بین الناس بحکم داوود لایحتاج الی بینه یلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه ویخبر کل قوم بما استبطنوه. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص339.
منابع