حسین علی جباری[1]
مفهوم انتظار در بسیاری از متون دینی و حتی مکاتب غیر دینی مورد توجه قرار گرفته است. انتظار با نهاد و فطرت انسان آمیخته شده و میبایست ساحتهای گوناگون آن مورد بررسی قرار گیرد. مکاتب الهی و غیر الهی با توجه به ایدئولوژیهای خود بدان نگریسته و عمل میکنند. در متون دینی ـ اسلامی به ویژه امامیه ساحتهای گوناگون مفهوم انتظار و جایگاهش مورد تأکید قرار گرفته و از آن به عمل یاد کردهاند. در عصر غیبت امام زمان4 وظیفه منتظران شناخت عمیق ساحتهای گوناگون انتظار است که در این مقاله با توجه به نظرگاه انسانی ـ ادیانی از طریق روش توصیفی ـ تحلیلی ساحتهای گوناگون آن در اندیشه اسلامی مورد توجه قرار گرفته است.
واژگان کلیدی: اندیشه اسلامی، شیعه، اهل سنت، انتظار
یکی از مفاهیم ارزشی در آموزه مهدویت، کلمه انتظار است. با توجه به بار معنایی فراوان این کلمه، برخی آن را از باب اراده جزء بر کل، بر کل اندیشه و آموزه مهدویت حمل نموده و از آن به فرهنگ انتظار یاد میکنند. در پرتو این مفهوم، اسلوب اندیشهای فعال، شیوه زندگانی متفاوت از زندگی مادی امروز و چگونگی تفکر و نگرش به حال و آینده استخراج میشود.
پیشینه مسئله انتظار از حیث باورداشت آن است که انسانها به ظهور نجات بخش و عدلگستر در سیطره جهان امیدوارند، لذا مسئله انتظار افزون بر ادیان الهی، اعم از ابراهیمی و غیر ابراهیمی، در مکاتب مختلف فکری همچون مارکسیست[2]و تولستوى نیز مطرح بوده و آنها هم بدان معتقدند؛ برای نمونه در میان منابع ادیان الهی گذشته به مسئله انتظار اشاره شده است، همچنانکه در آیات کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان چنین نقل شده است: «شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد و از فراوانیِ سلامتی متلذذ خواهند گردید»[3]. در سفر رومیان نوشته شده است که خلقت، منتظر ظهور پسران خدا میباشد[4]. حقایقی از انتظار و موعود منتظَر نیز در کتب مقدس یهودیان و مسیحیان آمده است، همچنانکه قرآن مجید در تأیید آن بیان داشته است: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون»[5] اینکه در نهایت زمین به صالحان ارث خواهد رسید.
پژوهشهای که در این باره انجام شده شامل تحقیقات فراوانی اعم از کتاب و مقاله است که در جهت بررسی و شناخت اندیشه انتظار صورت گرفته است. در ارتباط با موضوع مقاله میتوان کتابهای زیر را برشمرد: 1. کتاب استراتژی انتظار، اثر اسماعیل شفیعی سروستانی که به بررسی تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران در دوره جمهوری اسلامی پرداخته است. 2. کتاب انتظار پویا، اثر محمد مهدی آصفی که به مفهوم شناسی انتظار و توجیه روانی آن و دیدگاههای مکاتب و مذاهب گوناگون غیر دینی و نشانههای منتظران حقیقی امام زمان4 پرداخته است. 3. کتاب نهضت انتظار و انقلاب اسلامی به قلم جمعی از نویسندگان که به وظایف منتظران پرداخته است و مقالات متعددی که پیرامون انتظار و مباحث پیرامونی آن نوشته شده است.
نگارنده تاکنون به تحقیق واحدی در بررسی جامع و دستهبندی شده ساحتهای گوناگون مفهوم انتظار در اندیشه اسلامی دست نیافته است. این تحقیق که به صورت توصیفی _ تحلیلی آماده شده است به تبیین جامع از مفهوم انتظار در اندیشه اسلامی خواهد پرداخت.
انتظار در لغت به معنای چشم داشتن، چشم به راه بودن، نگرانی و انتظار کشیدن به معنای نگران بودن و چشم به راه داشتن است[6]. در واقع، انتظار طلب آن چیزی است که بدان نظر شده و طلب چیزی که ممکن است واقع شود[7].
در اصطلاح، مفهومی ارزشی ـ فرهنگی است که از آن، رفتار فرهنگى معیّنى سرچشمه مىگیرد و آن مفهومدر ساختار ذهنى، اسلوب اندیشه، شیوه زندگى و چگونگى نگرش به آینده، دخالت مؤثر و فعّالى دارد و در ترسیم خط سیاسى حال و آینده، تأثیرگذار است.[8] برخی همچون اصفهانی انتظار را اینگونه تعریف کرده است« انتظار حالتى است نفسانى که آمادگى براى آنچه انتظارش را مىکشیم، از آن برمىآید و ضدّ آن یأس و ناامیدى است، پس هر قدر که انتظار شدیدتر باشد، آمادگى و مهیّا شدن قوىتر خواهد بود»[9].
انتظار فرج به معنای چشمداشت در گشایش مسئله، مشکل، راه و... است. در حقیقت در درون انتظار فرج حالتی نفسانی، یعنی نگرانی و امید قرار گرفته است؛ لذا از حیث باورداشت باعث کُنشهای متعددی در جوامع، به ویژه جامعه اسلامی میشود. بنابراین بر دو قسم تقسیمپذیر است:
انتظار عام، انتظاری کلی و مطلق و شامل امید به گشایش هر سختی اعم از مادی و معنوی و دنیایی و آخرتی میباشد، همچنانکه خداوند متعال در سوره الشرح بدان اشاره کرده و فرموده است: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً *إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»[10] و قاعده کلی[11] که خداوند گشایش و راحتی را پس از سختی قطعی میداند.
انتظار خاص، انتظاری است که گشایش و امید، مختص و مقید به امور و باورداشت خاصی میباشد، همچنانکه خداوند متعال میفرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»[12] خداوند متعال در این آیه وعده قطعی داده است که صالحان حقیقی را وارص تمام زمین گرداند، به گونهای که دیگر ظالمان حکمران آن نباشند.[13] لازمه وعده خداوند به مسلمانان آن است که زمینهها، موقعیتها و اشخاصی که متعلق وعدهاند را شناخته و نسبت به آن انتظار بکشند.
اما انتظار فرج به معنای خاص از جهت کنش و واکنش بر دوگونه است: 1. انتظار ویرانگر، انتظاری است که برداشت از مهدویت و قیام امام زمان4 را صرفاً ماهیت انفجاری دانسته و در این راستا هیچ تلاشی صورت نمیگیرد، لذا ظلم و باطل تا قبل از ظهور و قیام حاکمیت خواهد داشت و تلاش در اصلاح جوامع بیمعناست و نتیجه آن در نهایت به اباحیگری در جامعه اسلامی منجر خواهد شد. 2. انتظار سازنده، انتظاری است با پشتوانه آیات و روایات، پویا و فعال در جهت تحقق بخشیدن به اهداف عالی اسلام و حکومت جهانی امام زمان4[14].
انتظاری که برداشت از مهدویت و قیام امام زمان4 را صرفاً ماهیت انفجاری دانسته و در این راستا هیچ تلاشی صورت نمیگیرد. لذا در این برداشت ظلم و باطل تا قبل از ظهور و قیام حاکمیت خواهد داشت، چرا که تلاش در اصلاح جوامع بیمعناست.
این نوع از برداشت از انتظار فرج امام زمان4 ناشی از ضعف علمی و برداشتهای ناصحیح از روایات در این باب است. گروههای متعددی به این نظریه توجه داشته و برای اثبات آن ادلهای را ارائه کردهاند که به برخی از آنها به صورت اجمالی اشاره خواهد شد.
گروه اول کسانی هستند که انتظار دارند ولی به انتظار فرج امام زمان4 اعتقادی ندارند. این گروه شامل دشمنان دین و مخالفان مذهب و یا دگر اندیشان هستند که در پی برچیدن اصل ظهور امام4 در جهت اهداف و اغراض خود میباشند، چرا که اعتقاد به انتظار فرج امام زمان4 دارای کارکردهای آشکار و پنهان متعددی است که جامعه را از سکون و ایستایی به جامعهای پویا و فعال تبدیل میکند. لذا تمام تلاش خود را در جهت انکار جریان ظهور و یا تفسیر منفعت طلبانه آن میکنند.
گروه دوم کسانیاند که به انتظار فرج و ظهور حضرت معتقد بوده و در جهت تحقق آن زمینهسازی دچار اشتباه شدهاند. این گروه با استدلال به روایاتی از پیامبر9 که میفرماید: عن النّبیّ9: أنّه لا بدّ من إمام یخرج فی آخر الزّمان من نسل علیّ و فاطمة یسمّى باسم الرّسول، و یلقّب بالمهدیّ و یستولى على الأرض، و یملک الشرق و الغرب، و یتبعه المسلمون، و یهزم جنود الکفر، و یملأ الأرض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا، و ینزل عیسى، و یصلّى خلفه ....[15]. اینکه امام زمان4 وقتی ظهور خواهد کرد که دنیا را ظلم و جور بگیرد، لذا در جهت تحقق وعده و در راستای ظهور ایشان به ظلم و جور پرداخته یا به ظلم و جور توصیه میکنند. برخی گروههای انحرافی معاصر جزء این گروهاند که توضیح و معرفی آنها در این مقاله نمیگنجد.
گروه سوم کسانی هستند که به انتظار فرج امام زمان4 معتقدند و در راستای آن اقدامات فردی انجام میدهند، اما اقدامهای اجتماعی و حاکمیت اسلام در عصر غیبت امام را به شدت نهی و رد میکنند. استدلال این گروه به روایاتی که میفرماید: «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ7 قَالَ: کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[16]. افرادی که علم به انتظار فرج دارند، اما عملکرد حکومتها و یا تعارضات در ادله حاکمیت اسلام در عصر غیبت بر آنها حل نشده است.
گروه چهارم کسانیاند که اعتقاد به انتظار فرج امام زمان4 داشته و اقدامهای فردی انجام میدهند، اما در برابر اقدامهای اجتماعی جامعه ساکت میباشند. این گروه اقدامهایی اجتماعی در راستای ظهور امام زمان4 را بی اثر یا کم اثر دانسته و این اقدامها را وظیفه منتظران نمیدانند، چرا که معتقدند زمینهسازی، هیچ تأثیری در تحقق ظهور نخواهد داشت؛ از اینرو به انزوا و گوشه نشینی تمسک میجویند. این گروه آیات امر به معروف و نهی از منکر را مورد توجه خود قرار نداده و برای آن توجیهاتی را نقل میکنند.
هرکدام از این گروهها دارای نقدهای متعددی است که در این مقاله نمیگنجد، لذا با توجه به نقدها هیچ کدام از این برداشتها را نمیتوان مورد استدلال قرار داده و بدان تمسک جست.
انتظاری به همراه عمل با پشتوانه آیات و روایات، پویا و فعال برای تحقق بخشیدن به اهداف عالی اسلام و حکومت جهانی امام زمان4 است. که برخی آن را انتظار سازنده و پویا مینامند.
این نوع انتظار، تمام ارکان انتظار یعنی ناراضی بودن از وضع موجود، امید به آینده مطلوب و تلاش و حرکت در راه امام زمان4 با توجه به مبانی و ارزشهای دینی اسلام ناب که شامل توحید باوری، معرفت امام، الگو پذیری از امام، یاد امام، موعود باوری، عدالت محوری و ظلم ستیزی میشود را مورد توجه منتظران حقیقی قرار میدهد. این نگاه، برداشتی کامل از آیات و روایات در باب انتظار فرج امام زمان4 است.
با توجه به تقسیم بندی، انتظار دو نوع تفسیر میشود: اول انتظاری که صرف چشمداشت و چشم به راهی بدون کنش است؛ یعنی فقط یک حالت روحی و درونی است. دوم انتظاری که علاوه بر آنکه چشم انتظار و چشم به راهی است دارای کنش و واکنش یعنی حرکت و اقدام میباشد[17].
از طرفی، انتظار ویژگیای است که با نهاد همه موجودات عالم عجین شده و زندگی انسان با انتظار همراه میباشد. انسان در هر سن و هر مکان و هر موقعیتی در انتظار بهتر و بهترین است. چرا که از وضع موجود خود راضی نیست و امید به وضع مطلوب دارد. با توجه به این مسئله، انتظار صحیح دارای سه رکن اساسی[18]است که منتظران باید آنها را مد نظر قرار دهند:
در میان مذاهب اسلامی، روایات متواتر بسیارى درباره انتظار فرج و باورداشت مهدویت از طریق اهل سنت با سندهاى صحیح و مستفیض وجود دارد که برخی از آنها به صورت تصریح و برخی تلویح نقل شده و نمىتوان در آنها تشکیک کرد. وعده آمدن و چشمداشت و انتظار، برآیند اعتقاد به منجی موعود است که به روشنی در کتابهای معتبر روایی اهل سنت نقل شده است.
هیثمی در روایت انس از رسول اکرم9 در فضیلت انتظار نقل میکند که ایشان فرمود: «قال رسول الله9 ان أفضل العبادة انتظار الفرج[19]؛ با فضیلتترین عبادت انتظار فرج است. مشابه این حدیث از راوی عبدالله، در سنن ترمذی[20]و راوی احوص، در معجم کبیر[21]نقل شده که به انتظار عام اشاره دارد.
اما روایت انتظار فرج به معنای خاص در روایتی دیگر از پیامبر اکرم9 نقل شده است که فرمودند: «قال رسول الله9 و لم یبق من الدنیا إلا یوم ، لطوله الله عز وجل حتى یملک رجل من أهل بیتی[22] یملؤها عدلا کما ملئت جورا قال أبو نعیم رجلا منا[23] و زاد فی حدیث فطر (یملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا )[24]. این روایت خبر از آینده و آمدن فردی از اهل بیت رسول خدا و تلاش او در ایجاد عدل الهی و تحقق حکومت الهی و جهانی دارد و وظیفه مسلمین را راجع به انتظار نسبت به این واقعه بیان میدارد، زیرا ارائه هر خبری توسط معصومین: متضمن کنش و واکنشهایی از جانب پیروان است، لذا به انتظار به صورت خاص اشاره دارد و احادیث گوناگون در کتابهای دیگری که انتظار در اهل سنت را به گونههای مختلف تبیین میکند[25].
بنابراین، همانگونه که اصل انتظار برای آنهاست، مسئله انتظار مردی از اهل بیت پیامبر9 که میآید و دنیا را پر از عدل و داد میکند، صادق بوده با این تفاوت که اکثریت آنها قائل به عدم تولد ایشان هستند.
انتظار در منابع شیعه در احادیث متواتر و صحیح نقل شده است تا جایی که برخی از آن با عناوینی همچون فرهنگ انتظار، آموزه انتظار به جهت اهمیتش یاد میکنند. در ادامه به برخی روایات در این باب اشاره خواهد شد.
درباره فضیلت انتظار روایات متعددی نقل شده است، از جمله این روایات، روایت ابی نصر از امام رضا7 است:
«عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ قَالَ الرِّضَا7 مَا أَحْسَنَ الصَّبْرَ وَ انْتِظَارَ الْفَرَجِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّهُ إِنَّمَا یَجِیءُ الْفَرَجُ عَلَى الْیَأْسِ فَقَدْ کَانَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ أَصْبَرَ مِنْکُمْ»[26] از امام رضا7 نقل شده که فرمودند: چقدر خوب است صبر و انتظار فرج! آیا نشنیدهاى خداوند عزوجل فرموده: وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ؛[27] و چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم. فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ؛[28] پس انتظار بکشید که من با شما از منتظرانم. بنابراین بر شما باد صبر، به درستى که گشایش پس از ناامیدى مىآید، البته آنان که پیش از شما بودند صبورتر از شما بودند.
بیان امام7 پس از استشهاد به کلام خداوند و یکی از ویژگیهای پروردگار در روایت توصیه به صبر، درستکاری و عدم ناامیدی در جهت انتظار فرج است.
از امام صادق7 در باب اهمیت انتظار اینگونه نقل شده که فرمودند: «مَنْ مَاتَ مِنْکُمْ عَلَى هَذَا الْأَمْرِ مُنْتَظِراً لَهُ کَانَ کَمَنْ کَانَ فِی فُسْطَاطِ الْقَائِمِ7».[29] هرکس از شما بر این امر در حال انتظار آن بمیرد، همچون کسى است که در خیمه قائم7 بوده باشد.
همچنین از ایشان در تفسیر آیهای از قرآن به ابابصیر چنین نقل میکنند: «فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً یَعْنِی خُرُوجَ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ مِنَّا ثُمَّ قَالَ7 یَا أَبَا بَصِیرٍ طُوبَى لِشِیعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون».[30] خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولیای خدا هستند، همانها که نه ترسى برایشان هست و نه اندوهگین شوند.
در روایت محمد بن نعمان از امام صادق7 نزدیکترین حالت بندگان به خدا و خشنودی خدا را برای منتظران فرج میداند و نقل شده است: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ7 أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَرْضَى مَا یَکُونُ عَنْهُ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ حُجِبَ عَنْهُمْ فَلَمْ یَعْلَمُوا بِمَکَانِهِ وَ هُمْ فِی ذَلِکَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَا تَبْطُلُ حُجَجُ اللَّهِ وَ لَا بَیِّنَاتُهُ فَعِنْدَهَا فَلْیَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ إِنَّ أَشَدَّ مَا یَکُونُ غَضَباً عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا أَفْقَدَهُمْ حُجَّتَهُ فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِیَاءَهُ لَا یَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ یَرْتَابُونَ مَا أَفْقَدَهُمْ حُجَّتَهُ طَرْفَةَ عَیْنٍ».[31] محمد بن النعمان، از امام صادق7 نقل کرده است، که ایشان فرمودند: نزدیکترین حالت بندگان به خداوند متعال و خشنودترین هنگام او از آنان، زمانى است که حجّت خداوند را نیابند و برایشان آشکار نشود و از آنان پوشیده بماند که جاى او را ندانند و در عین حال مىدانند که دلایل و نشانههاى الهى از بین نرفته است، در آن هنگام باید که هر صبح و شام منتظر فرج باشند. و همانا شدیدترین موقع غضب خداوند بر دشمنانش زمانى است که حجّتش را از آنان پوشانیده باشد، که برایشان ظاهر نگردد و البته خداوند مىداند که دوستانش به تردید نمىافتند و اگر چنین مىدانست که آنان به تردید دچار مىشوند، حجّت خویش را یک چشم برهم زدن هم از آنان مخفى نمىکرد. روایات دیگری به همین مضمون و با اندک اختلافی از مفضل بن عمر از امام صادق7 در کتاب کمال الدین و تمام النعمة نقل شده است.[32]
اهمیت انتظار به اندازهای است که در برخی روایات وجوب آن را تصریح فرموده و حیثیت آن را عمل میدانند.
از مصادیق روایاتی که وجوب انتظار فرج به صورت عملی را بیان میدارد روایتی است از حضرت عبدالعظیم حسنی7 که ایشان از امام جواد7 و آن حضرت از امیرالمومنین7 نقل میکند. «عن الْحَسَنِیُّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَیِّدِی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ7 وَ أَنَا أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْقَائِمِ أَ هُوَ الْمَهْدِیُّ أَوْ غَیْرُهُ فَابْتَدَأَنِی فَقَالَ لِی یَا أَبَا الْقَاسِمِ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَجِبُ أَنْ یُنْتَظَرَ فِی غَیْبَتِهِ وَ یُطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً9 بِالنُّبُوَّةِ وَ خَصَّنَا بِالْإِمَامَةِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فِیهِ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ کَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ کَلِیمِهِ مُوسَى ع إِذْ ذَهَبَ لِیَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِیٌّ ثُمَّ قَالَ ع أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِیعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَجِ.»[33] از حضرت عبد العظیم حسنى7 روایتی نقل شده که گفت: بر سرورم حضرت محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب: وارد شدم و مىخواستم که درباره قائم7 از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدى است یا غیر او؟ پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود: اى ابو القاسم! به درستى که قائم7 از ماست و اوست مهدى که واجب است در زمان غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سومین (امام) از فرزندان من است.
از رسول خدا9 درباره با فضیلتترین عمل امت در اسلام نقل شده است: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».[34] با فضیلتترین عمل امت من انتظار فرج از خدای عزوجل است.
همانگونه که در روایت آمده وجوب انتظار فرج بر همه لازم است. از طرفی، انتظار، امری عبادی و عملی است که میبایست در تمام شئون زندگانی مورد توجه قرار گیرد.
با توجه به این روایات، انتظار با اهمیت و نجاتبخش خواهد بود، خواه انتظاری که وصال به متعلق آن به دست انسان[35] باشد که در این صورت به انسان پویایی و حرکت میبخشد و خواه به دست انسان[36] نباشد که در این صورت به انسان امید و مقاومت خواهد بخشید.[37]
حقیقت انتظار، حالتی همراه با نگرانی و امید است که منجر به کنشهای متغیر رفتاری از انسان میشود. انتظار در نهاد آدمی نهادینه شده است. انتظار فرج، مفهومی ارزشی در میان مسلمانان است که توسط آن برخی هنجارهای فردی و اجتماعی خود را طراحی و بدان عمل میکنند. با توجه به تجمیع روایات نقل شده انتظار فرج از شیعه و سنی، به نظر میرسد انتظار حقیقی، انتظاری است که افزون بر نارضایتی از وضع موجود و امید به وضع مطلوب، حرکت و تلاش را برای انسان به ارمغان بیاورد و این حرکت و تلاش محقق نخواهد شد، مگر با اعمالی که در حیطه فردی، توسط فرد و در حیطه اجتماعی، توسط جمعیت مسلمانان صورت میگیرد.
[1] . دانش پژوه سطح 4 مهدویت گرایش سیاسی اجتماعی مرکز تخصصی مهدویت قم، ایمیل: jabbari.h110@gmail.com
[2]. برتراندراسل مىگوید: انتظار، تنها به ادیان تعلّق ندارد؛ بلکه مکاتب و مذاهب نیز ظهور نجاتبخشى که عدل را بگستراند و عدالت را تحقّق بخشد، انتظار مىکشند. محمدمهدی آصفی، انتظار پویا، ص 18.
[3]. کتاب مقدس، سفر مزامیر، مزمور 37، آیات 9 ـ 11.
[4]. همان، سفر رومیان، روم 8 ، آیه 19.
[5]. انبیاء، آیه 105. و بىگمان، در زبور، پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
[6]. لغت نامه دهخدا، ذیل واژگان انتظار و انتظار داشتن، ص 3454.
[7]. ؟؟، الفروق فی اللغة، ص 66.
[8]. محمدمهدی آصفی، انتظار پویا، ص 21.
[9]. مکیال المکارم در فوائد دعا براى حضرت قائم4، ج2، ص 195.
[10]. الشرح، آیات 5 و 6. به یقین با [هر] سختى آسانى است! [آرى] مسلّماً با [هر] سختى آسانى است.
[11]. «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِین». اعراف، آیه 71.
[12]. نور، آیه 55. خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند وعده مىدهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید؛ و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مىکند، آن چنان که تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و کسانى که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.
[13]. ؟؟، ترجمه تفسیر المیزان، ج15، ص 209 ـ 219.
[14]. ؟؟، قیام و انقلاب مهدی4، ص 53 ـ 59.
[15]. نعمانی، الغیبة، ص 10.
[16]. کلینی، کافی، ج8، ص 295.
[17]. جمعی از نویسندگان، نگین آفرینش، ص 136.
[18]. مهدی مهریزی، مهدویت رویکردها و چالشها، ص 184 ـ 187.
[19]. احمد بن حجر الهیثمی، مجمع الزوائد، ج 10، ص 147.
[20]. الترمذی، سنن الترمذی، ج5، ص 225.
[21]. سلیمان بن احمد الطبرانی، المعجم الکبیر، ج10، ص 101.
[22]. بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجة، ج 2 ، ص 928 ـ 929؛ الترمذی، سنن الترمذی، ج 3، ص 343.
[23]. احمد بن حنبل، مسند أحمد، ج 1، ص 99.
[24]. سلیمان بن اشعث السجستانی، سنن أبی داود، ج 2، ص 309.
[25]. الترمذی، سنن الترمذی، ج 3، ص 378؛ ؟؟، المستدرک، ج 4، ص 321.
[26]. محمد بن علی ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص645
[27]. هود، آیه 93.
[28]. اعراف، آیه 71.
[29]. محمد بن علی ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص 644 .
[30]. همان، ج2، ص 357؛ ابراهیم شفیعی سروستانی، انتظار بایدها و نبایدها، ص 20.
[31]. محمد بن علی ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص339.
[32]. محمد بن علی ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص337؛ کلینی، کافی، ج1، ص333.
[33]. همان، ص 377.
[34]. همان، ص 644.
[35]. انتظارى که انسان مىتواند آن را نزدیک گرداند و طلب کند؛ مانند بهبود یافتن از بیمارى، اجراى طرحى عمرانى، علمى و تجارى، پیروزى بر دشمن و رهایى از فقر. همه اینها ریشه در انتظار دارند و امر سرعت بخشیدن یا تأخیر انداختن آنها به دست خود انسان است. محمدمهدی آصفی، انتظار پویا، ص 22.
[36]. انتظار نجاتى که در توان انسان نیست، آن را جلو یا عقب بیندازد؛ همانند انتظارى که شخص غریق در رسیدن گروه نجات مستقر در ساحل به سوى خود دارد. در این حال وى آنان را مىنگرد که براى نجات او به راه افتادهاند. بىگمان، غریق را یاراى آن نیست که زمان رسیدن گروه نجات را به خود نزدیک کند. محمدمهدی آصفی، انتظار پویا، ص 22.
[37]. محمدمهدی آصفی، انتظار پویا، ص 22.
قرآن مجید
کتاب مقدس