Mahdavi Studies

Mahdavi Studies

Explanation of the subjects of Mahdawi narrations from the Companions of the Infallible in ​​Mahdavi narrative books

Author
A graduate of level 3 of Mahdavit Center of Qom
Abstract
Allocating a large part of Masooman's narrations to the topic of Mahdism doubles the importance of investigating this issue. Examining the main sources of Mahdism, the three books of Kamal al-Din Sheikh Sadouq, Al-Ghaiba Sheikh Toosi and Al-Ghaiba Nomani have always been the focus of researchers in this field. Considering this importance and the many hadiths that have been narrated in different topics from these three books, the purpose of this research is to examine a number of narrators who are in the first class of hadiths and are considered to be among the Companions of the Innocents, and to explain the topics of the hadiths narrated by them. It has been quoted from him in an analytical-descriptive way. Through the examination, it was found that among the first narrators of the Mahdavi narrations in these books, five narrators have narrated more narrations than other narrators, and among the narrations narrated by them, some topics have been repeated and emphasized, that the importance of presenting these topics by Masoomin can be used.
Keywords

تبیین موضوعات روایات مهدوی4 از اصحاب معصومین: در کتب روایی مهدوی4

سید مهدی جلال زاده میبدی[1]

چکیده

اختصاص بخش زیادی از روایات معصومان: به موضوع مهدویت، اهمیت بررسی این موضوع را دوچندان می‌کند. با فحص در منابع اصلی مهدویت، سه کتاب کمال الدین شیخ صدوق، الغیبه شیخ طوسی و الغیبه نعمانی همواره مورد توجه و اهتمام پژوهشگران این حوزه بوده است. با توجه به این مهم و احادیث زیادی که در موضوعات مختلف از این سه کتاب نقل شده است، هدف این پژوهش، بررسی تعدادی از راویانی است که در طبقه اول حدیثی قرار دارند و جزء اصحاب معصومین: محسوب می‌شوند و تبیین موضوعات روایاتی که توسط آنها از ایشان نقل شده است به روش تحلیلی ـ توصیفی، می‌باشد. با فحص انجام شده مشخص شد که در میان راویانِ اول، روایات مهدوی در این کتب، پنج راوی از دیگر راویان، روایات بیشتری نقل کرده‌اند و در میان روایات نقل شده توسط آنها برخی موضوعات دارای تکرار و تاکید بیشتری بوده‌اند که اهمیت طرح این موضوعات توسط معصومین: را می‌توان از آن استفاده کرد.

واژگان کلیدی: روایت، راویِ اول، اصحاب معصومین:، موضوعات، ،علم رجال، حضرت مهدی 4،

 

مقدمه

روایات معصومان: در برگیرندة ژرف­ترین معارف هستی­شناسی، از خدا تا انسان و از دنیا تا معاد است. بحث «مهدویت» و اعتقاد به منجی آخرالزمان، بخش عظیمی از روایات و احادیث معصومان: را به خود اختصاص داده است. سؤال اصلی تحقیق این است با توجه به روایات منقول از راویان اول که مستقیم از معصوم7 روایت را نقل می‌کنند، موضوع آن روایات در کتب مهدوی (شامل کمال الدین شیخ صدوق، الغیبه شیخ طوسی و الغیبه نعمانی ) چه موضوعاتی هستند؟ و سؤالات فرعی عبارت­اند از: کدام راویان از دیگر راویان تعداد بیشتری از روایات مهدویت را در این کتب به خود اختصاص داده­اند؟ وضعیت رجالی این روایان چگونه است؟ اهم عناوین موضوعات هر یک از این راویان چیست؟

 فحص در منابع اصلی مهدویت با مراجعه و پژوهش در کتاب­های کمال الدین شیخ صدوق، الغیبه شیخ طوسی و الغیبه نعمانی محقق خواهد شد. اهمیت این سه کتاب در بحث مهدویت و احادیث زیادی که در موضوعات مختلف از این سه کتاب در دسترس جویندگان کلام معصومین: قرار دارد مورد توجه ویژه است.

آنچه در این پژوهه مورد بررسی قرار گرفت کثرت روایت توسط برخی اصحاب معصومین: به عنوان راوی اول احادیث مهدوی در این سه کتاب بود، که اولاً با فحص در تمام هر یک از کتب مذکور، تعداد روایات هر یک از آنها احصا شد و تنها راویان اولی که تعداد روایات آنها از دیگر راویان بیشتر بود به عنوان اصحاب و راویان اول که مستقیم از معصومین: روایت را نقل کرده اند، انتخاب شدند. در مرحله بعد هر یک از آنها به عنوان راوی اول و اصحاب معصومین: این کتب مورد بررسی رجالی قرار گرفتند و نکته قابل یادآوری اینکه در این بخش تنها به بررسی رجالی و آوردن اقوال علما رجال بسنده شده و نتیجه­گیری از اقوال آنها انجام نگرفته است. در مرحله پایانی موضوعات روایات هر یک مورد بررسی قرار گرفت و در میان این موضوعات بعضی موضوعات از تکرار بیشتری برخوردار بودند که در بخش اهم عناوین، احادیثی که در نقل متعدد بودند به تعداد روایت آن نیز اشاره شده است. در بعضی موارد موضوع روایتی که حتی یک­بار از آن راوی نقل شده نیز آورده شده است که این عنوان اگر چه از یک راوی فقط یک­بار نقل شده است ولی از چند راوی موضوع مربوطه نقل شده است. با توجه به آنچه در این تحقیق انجام شده می‌توان به این موضوع پی برد که برخی موضوعات مهدوی که توسط اصحاب معصومین: و راوی اول روایت آنها نقل شده‌اند در دوره صدور این روایات از ناحیه معصومین: مورد توجه و اهتمام بیشتری بوده است.

مشابه این بررسی با توجه به جستجوی زیاد در کتب و مقالات مختلف و سایت‌های مربوطه به مقالات به­روز حوزه علوم اسلامی، یافت نشد.تنها یک تحقیق از علی ربانی در بررسی اجمالی چند راوی احادیث مهدوی که آنها به عنوان راوی اول حساب نمی­شوند در مجله سپیده سحر شماره 19 چاپ شده است.[2] هر چند کارهای ارزشمند حدیث­پژوهی به صورت موضوعی یا بررسی برخی راویان خاص در مهدویت قبلاً توسط محققان انجام گرفته است ولی موضوعی با این سبک که بر تبیین موضوعات، تکیه داشته باشد قبلاً مورد پژوهش قرار نگرفته است.

اصحاب معصومین: و راویانِ اول در کتب مهدوی و تعداد روایات منقول از آنها

با توجه به بررسی انجام شده در کتاب‌های کمال الدین شیخ صدوق، الغیبه مرحوم نعمانی و الغیبه شیخ طوسی5 راویان اولی که به طور مستقیم از خود معصوم7 روایت را نقل کرده‌اند و به عنوان اصحاب شناخته می‌شدند، و تعداد بیشتری روایت از آنها نقل شده پنج راوی بوده‌اند که اسامی آنها با توجه به بیشترین روایت تا کمترین روایت، در زیر می‌آید.

  1. ابی بصیر: (102روایت)؛
  2. المفضل بن عمر«الجعفی»: (36روایت)؛
  3. محمد بن مسلم (الثقفی الطحان‏) :(31روایت)؛
  4. زیاد بن المنذر(ابی الجارود): (22 روایت)؛
  5. جابربن عبدالله الانصاری: (16 روایت).

راوی اول: یحیی بن القاسم ابوبصیر الاسدی

معرفی راوی بر اساس کتب رجالی

یحیی ابو بصیر الاسدی، امامی مذهب و مورد ثقه و بزرگی از اصحاب اجماع شمرده می‌شود و واقفی بودن او از ناحیه علمای رجال رد شده است. او هم عصر امام باقر7 و امام جعفر صادق7[3] و امام کاظم7[4] بوده و از ایشان حدیث نقل کرده است. او را به القابی همچون اسدی[5] و کوفی[6] یاد کرده‌اند و دارای کنیه ابوبصیر[7] و ابومحمد[8] است. شهرت او ابوبصیر می‌باشد که در سال 150ه.ق رحلت کرده است.

نجاشی در کتاب خود او را ثقه می‌داند و درباره او این چنین می‌نوسید:

ابومحمد ثقه وجیه روی عن ابی جعفر و ابی عبدالله8 و قیل یحیى بن أبی القاسم و اسم أبی القاسم إسحاق. و روى عن أبی الحسن موسى7. له کتاب یوم و لیلة. أخبرنا محمد بن جعفر قال: حدثنا أحمد بن محمد بن سعید قال: حدثنا یحیى بن زکریا بن شیبان قال حدثنا الحسن بن علی بن أبی حمزة عن أبی بصیر بکتابه. و مات أبو بصیر سنة خمسین و مائة؛[9] ابومحمد موثق و مورد اعتماد است و از امام باقر و امام صادق8 روایت نقل کرده است و گفته شده است: اسم او یحیی بن ابی القاسم است و اسم ابی القاسم پدرش اسحاق است. همچنین از امام کاظم7 نیز روایت نقل کرده است. او دارای کتابی به نام روز و شب است. احمد بن محمد بن سعید گفته که برای ما خبر نقل کرده است یحیی بن زکریا بن شیبان او نیز نقل کرده است الحسن بن علی بن ابی حمزه نقل کرده که از بی بصیر از کتابش برای ما نقل کرده است. او در سال 150 فوت کرده است.»

ابوبصیر اسدی چندی در محضر امام محمدباقر7 بود و پس از آن در جرگۀ اصحاب امام جعفرصادق7 درآمد. انبوهی از روایات بر جای ماندۀ اعتقادی و فقهی در کتب حدیث امامیه که از طریق ابوبصیر از آن امام روایت شده است، نشان از میزان این بهره‌گیری دارد.[10]

از آنجا که تعداد روایات نقل شده توسط ابی بصیر از همه راویان بیشتر است تعداد آنها به تفکیک کتب ذکر می‌شود.

  1. الغیبه شیخ طوسی

در کتاب غیبت شیخ طوسی از ایشان 27 روایت به صورت راوی اول نقل شده است.

  1. الغیبه نعمانی

در این کتاب 39روایت از ابوبصیر نقل شده است که او راوی اول است.

  1. کمال الدین شیخ صدوق

شیخ صدوق در کتاب خود 35روایت از ابوبصیر به عنوان راوی اول آورده است.

موضوعات روایات نقل شده توسط ابی بصیر:

  1. امام باقر7 فرمودند: در هفتمین از ما فرج است.[11]
  2. در حضرت مهدی4 چهار سنت از پیامبران جاری است.«هشت[12]روایت»[13]
  3. نه امام بعد از امام حسین7 هستند که نهمین آنها قائم 4 است.«دو روایت»[14]
  4. خداوند از امام حسین7 نهمین اوصیاء حضرت مهدی4 را اختیار کرده است.«دو روایت»[15]
  5. حدیث لوح حضرت فاطمه3 (خصوصیات امام مهدی4 و زمان ظهور ایشان)«سه روایت»[16]
  6. غیبت امام زمان4 را انکار نکنید.[17]
  7. برای صاحب این امر عزلتی است.«دو روایت»[18]
  8. خبردادن سلمان فارسی7 از دوران غیبت و ظهور.[19]
  9. شباهت حضرت مهدی4 به حضرت یوسف7 در امر غیبت.[20]
  10. از بین رفتن دو سوم انسان­ها در آستانه ظهور.[21]
  11. ظاهرشدن حضرت در هیئت جوانان و انکار مردم در قبول امر امامت از ایشان.[22]
  12. شباهت امر اهل بیت7 در قرآن به عزیر7 در زنده شدن بعد از صد سال.[23]
  13. خبر از نشانه‌های قبل و نزدیک ظهور «نه روایت.»[24] برای مثال:

˜ لکأنی أنظر إلى رءوس تندر فیما بین المسجد و أصحاب الصابون.[25]

˜ إن قدام القائم لسنة غیداقة یفسد التمر فی النخل فلا تشکوا فی ذلک.[26]

˜ لو قد جاء أمرنا لقد خرج منه من هو الیوم مقیم على عبادة الأوثان.[27]

˜ لا تقوم الساعة حتى یجتمع کل مؤمن بالکوفة.[28]

  1. ندای آسمانی در 23رمضان و قیام او در روز عاشورا. «پنج روایت»[29]
  2. قیام حضرت مهدی4 در سال­های فرد.[30]
  3. همراه بودن قیام امام زمان 4 با سختی‌های زیادی«سه روایت».[31]
  4. مورد آزمایش قرارگرفتن یاران امام زمان4 مانند اصحاب موسی4 (ان الله مبتلیکم بنهر)«دو روایت».[32]
  5. جنگ­ها و درگیری‌های زمان ظهور و امر به خرابی مساجد اربعه.[33]
  6. یاران حضرت و خصوصیات آنها. (معنای آیه این ما تکونوا یات بکم الله جمیعا) «دو روایت».[34]
  7. لزوم حفظ­کردن اسرار آل محمد9 و منع توقیت و تسمیه (امر ظهور سرّی از اسرار خداوند متعال است.)«چهار روایت»[35]
  8. امامت امانت و وصیتی الهی است که از امامی به امام دیگر منتقل می‌شود.[36]
  9. برگزیده بودن حضرت مهدی4 در میان ائمه: از ناحیه خداوند متعال. [37]
  10. ما دوازده محدث و مهدی هستیم .«پنج روایت»[38]
  11. از ما دوازده محدث است که هفتمین آنها بعد از من پسرم قائم4 است.[39]
  12. خدا زمین را بدون عالم و حجت نمی گذارد.«پنج روایت»[40]
  13. دو نوع غیبت داشتن و طولانی بودن یکی از دیگری، ظهور سفیانی و کشتارهای قبل از ظهور.[41]
  14. فضیلت انتظار و وظیفه منتظران.«سه روایت»[42]
  15. همراهی تعداد کمی از عرب ها با امام زمان4 و تمییز و تمحیص مردم در آن دوران.«سه روایت»[43]
  16. صفات و سیره حضرت.[44]
  17. آوردن امر جدید، کتاب و قضای جدید توسط حضرت مهدی4 «چهار روایت».[45]
  18. تأویل آیه «لیَستَخلِفَنَّهُم فی الارض» درباره مهدی4 واصحابش.[46]
  19. تأویل آیه « اُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ» درباره حضرت ویارانش.[47]
  20. تأویل آیه« یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیماهُمْ» درباره سیره حضرت در شناسایی مجرمان.[48]
  21. تفسیر و تأویل آیه« سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» درباره حق و حقیقت بودن قیام امام زمان4.[49]
  22. بالا بردن پرچم رسول خدا9 توسط امام مهدی4.«سه روایت»[50]
  23. لزوم آمادگی برای قیام مهدی4 ولو با یک تیر.[51]
  24. تفویض امامت به امام زمان4 در سنین طفولیت.[52]
  25. کسی که امام خود را بشناسد تقدم ظهور یا تاخر آن ضرری به او نمی زند.[53]
  26. شباهت داشتن غیبت حضرت ابراهیم7 با غیبت امام زمان4.[54]
  27. همانندی حضرت4 در اسم و کنیه با حضرت محمد9.[55]
  28. تأویل آیه« قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» درباره مهدی4.[56]
  29. تکرار سنتی از سنت‌های خدا درباره امت پیامبر9 (غیبت ذی القرنین از مردم).[57]
  30. جمع نشدن امر امامت بعد از حسنین8 در دو برادر.[58]
  31. از نسل حسین7 بودن ائمه7 و حضرت مهدی4.[59]
  32. علت مخفی بودن ولادت حضرت مهدی4 نبودن بیعت برگردن حضرت هنگام قیام.«دو روایت».[60]
  33. تعداد یاران امام زمان4 هنگام خروج 313 نفر است که صاحبان قدرتند.[61]
  34. تأویل آیه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» درباره هنگام قیام حضرت و کشتن کفار و مشرکین.[62]
  35. نیروی امام زمان 4 شدت اصحاب او(قدرت چهل مرد و...)[63]
  36. متحول شدن امور بعد از ظهور حضرت4.[64]

اهم عناوین موضوعات روایات منقول از ابی بصیر

 با توجه به احصاء همه روایات نقل شده(102 روایت) از ابی بصیر در سه کتاب مورد نظر و مشخص کردن موضوعات آنها که 49 موضوع را شامل است، موضوعاتی که ابی بصیر از ائمه معصومین علیهم السلام نقل کرده و حضرات معصومین به آنها اهتمام ویژه ای داشتند عبارتند از :

  1. غیبت و انواع آن (شش روایت)؛
  2. از نسل حسین7 بودن حضرت (هفت روایت)؛
  3. فرج بودن امر حضرت؛
  4. صفات و سیره حضرت (ده روایت)؛
  5. جاری بودن سنت پیامبران در او (یازده روایت)؛
  6. نشانه‌های قبل و بعد از ظهور (هجده روایت)؛
  7. خروج امام و ویژگی‌های آن (چهار روایت)؛
  8. منع توقیت (چهار روایت)؛
  9. فضیلت انتظار و وظیفه منتظران (سه روایت)؛
  10. تعداد ائمه 12 و آخرین آنها حضرت مهدی4 است (هفت روایت)؛
  11. خصوصیات دوران ظهور (پنج روایت)؛
  12. ویژگی‌های یاران حضرت (هفت روایت)؛
  13. لزوم آمادگی برای ظهور حضرت4 (سه روایت).

راوی دوم: مفضل بن عمر أبو عبد الله

معرفی راوی بر اساس کتب رجالی

مفضل بن عمر ملقب به الجعفی[65] و الکوفی[66] و با کنیه‌های ابوعبدالله[67] و ابومحمد[68] از راویانِ اول روایات مهدویت است که درباره‌اش تعابیر امامی مذهب و ثقه به کار برده شده است. هر چند از نگاه نجاشی او مضطرب الروایه و فاسد المذهب است.[69] او هم عصر امام جعفر صادق7[70] و امام کاظم7[71] بوده و از آن حضرات: روایاتی را نقل کرده است.

شیخ مفید درباره مفضل می‌‌نویسد: او از کسانی است که نص امامت امام موسی کاظم7 را از پدر بزرگوارش امام صادق7 نقل کرده است. وی از یاران خاص و گرانقدر امام صادق7 و از فقیهان شایسته و مورد اعتماد شمرده می‌‌شود.[72]

 شیخ طوسی در کتاب الغیبه درباره مفضل می‌نویسد: مفضل از اصحاب و یاران واقعی ائمه اطهار: و مورد وثوق و اعتماد آنان بود و همواره رهرو راه آنان شمرده می‌‌شد.[73]

موضوعات روایات نقل شده توسط مفضل بن عمر:

  1. غیبت امام زمان4 و دو گونه‌بودن آن؛[74]
  2. امام مستتر از ماست؛ آیه نقر فی الناقور؛[75]
  3. غیبت امام زمان4 و طولانی بودن غیبت و به شک و شبهه افتادن شیعیان ـ گریه امام صادق7 سیدی غیبتک نفت رقادی‏:«دو روایت»؛[76]
  4. طولانی بودن غیبت و بحث تمحیص شیعیان؛[77]
  5. غیبت و لزوم انتظاری دائمی برای حضرت؛[78]
  6. مختار بودن منتظران بعد از مرگ و رجعت در ملحق شدن به امام پس از ظهور؛[79]
  7. تأویل آیه: «بَلْ کَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ کَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِیراً.» درباره تعداد 12محدث و مصداق الساعه بودن امیرالمومنین7؛[80]
  8. مشرک بودن شک‌کننده در امامت ائمه: و کسانی که در مسیر آنان نباشند؛[81]
  9. زمین از حجت خدا خالی نیست و اینکه او مردم را می‌شناسد ولی مردم او را نمی‌شناسند؛[82]
  10. نهی از اسم بردن حضرت «ایاکم و التنویه» سه روایت؛[83]
  11. بحث غیبت و قیام حضرت با سیف؛[84]
  12. بیان کیفیت غیبت‌های دو گانه حضرت؛[85]
  13. تأویل آیه «فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُکْماً وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُرْسَلِینَ‏.» درباره تکرار سنت غیبت حضرت موسی برای امت پیامبر9 «سه روایت»؛[86]
  14. همراه بودن ظهور با سختی‌های فراوان«باب ما جاء فی الشدة التی تکون قبل ظهور صاحب الحق7» «لا یکون ذلک حتى تمسحوا العلق و العرق» «دو روایت»؛[87]
  15. معراج پیامبر9 و معرفی ائمه: و امام زمان7 از ناحیه خداوند متعال«نص الله تبارک و تعالى على القائم7 و أنه الثانی عشر من الأئمة:»؛[88]
  16. تلاوت آیه «فررت منکم لما خفتکم فوهب لی ربی حکما و جعلنی من المرسلین‏» توسط حضرت4 در هنگام ظهور؛[89]
  17. ظهور امام و کشتن دجال و پاک کردن زمین از ظلم و جور؛[90]
  18. فضیلت انتظار واقعی و مرگ در این راه؛[91]
  19. تداوم امامت از صلب امام حسین7 تا روز قیامت و مصداق اتم کلمات بودن حضرت مهدی4 در آیه «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُن‏.»؛[92]
  20. تفسیر و تأویل آیه والعصر به زمان خروج القائم4؛[93]
  21. اشاره آیه شریفه «قوله عز و جل أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً» به اصحاب امام زمان4 و رسیدن آنها به مکه؛[94]
  22. تعداد اصحاب امام مهدی4 «313» و توصیف خصوصیات آنها؛[95]
  23. متحول شدن امور بعد از ظهور حضرت4؛[96]

اهم عناوین موضوعات روایات منقول از مفضل بن عمر

از میان 36 روایتی که مفضل بن عمر از ائمه معصومین: نقل کرده، 23 موضوع کلی در احادیث مطرح شده است که می‌توان اهم عناوین این موضوعات را این چنین بر شمرد:

  1. غیبت و انواع آن و تکرار سنت پیامبران قبلی در این امت (دوازده روایت)؛
  2. امتحان شیعه در دوران غیبت کبری (چهار روایت)؛
  3. رجعت (دو روایت)؛
  4. شک‌کننده در امامت ائمه: مشرک است (یک روایت)؛
  5. منع تسمیه (سه روایت)؛
  6. خالی نبودن زمین از حجت خدا (سه روایت)؛
  7. ظهور، ویژگی‌های آن و وقایع و حوادث هنگام ظهور (شش روایت)؛
  8. اصحاب و خصوصیات آنها (دو روایت)؛
  9. فضیلت انتظار (دو روایت)؛

راوی سوم : محمد بن مسلم

معرفی راوی بر اساس کتب رجالی

محمد بن مسلم ثقفی که ملقب به القاب الثقفی، الطایفی، الاوقص و الاعور[97] و با کنیه ابوجعفر[98] از او در کتب رجالی یاد شده است هم عصر ائمه امام محمدباقر7، امام جعفرصادق7 و امام کاظم7[99] بوده است. در کتب رجالی از او به عنوان امامی، ثقه، جلیل و من اصحاب الاجماع مورد تأیید قرار گرفته است.[100]

شیخ طوسی در کتاب رجالی خود درباره تعداد زیاد احادیثی که او از امام محمد باقر7 و امام جعفرصادق7 نقل کرده را از زبان محمد بن مسلم این گونه نقل می‌کند: «هر زمان که در مسئله‌ای شرعی، دچار مشکل می‌شدم که دانستن حکم آن ضروری بود، به حضرت امام باقر7 و حضرت امام صادق7 مراجعه می‌کردم و در سالیان متمادی که در مدینه اقامت داشتم و یا گاهی که از کوفه به مدینه می‌رفتم، حدود سی هزار حدیث از امام باقر7 شنیدم و شانزده هزار حدیث نیز از امام صادق7 فرا گرفتم.[101]

موضوعات روایات نقل شده توسط محمد بن مسلم:

  1. از بین رفتن دو سوم انسان‌ها در آستانه ظهور (سه روایت)؛[102]
  2. منع از توقیت در بحث ظهور؛[103]
  3. خروج سید خراسانی قبل از سفیانی و یمانی؛[104]
  4. خروج سفیانی وخصوصیات او؛[105]
  5. ندای آسمانی جبرئیل و شنیده شدن آن توسط مردم مشرق و مغرب؛[106]
  6. در باب شناخت امام و کسی که امامی نداشته باشد گمراه خواهد شد؛[107]
  7. کسی که امامی را انکار کند کافر است و باید از او برائت جست؛[108]
  8. نبودن امام در میان مردم و حیرت ایشان؛[109]
  9. برای حضرت مهدی4 دو غیبت خواهد بود که مردم در یکی گمراه می‌شوند؛[110]
  10. برای امام شما اگر غیبتی اتفاق افتاد او را انکار نکنید. «دو روایت مثل هم به دو طریق»؛[111]
  11. جنگ و خونریزی در زمان ظهور و اینکه مردم می‌گویند اگر او از آل محمد: بود رحم می‌کرد؛[112]
  12. نشانه‌های قبل از ظهور «پنج علامت حتمی»؛[113]
  13. ظهور سفیانی و امام مهدی4 در یک سال اتفاق می‌افتد؛[114]
  14. منتظر شنیدن صوت از طرف دمشق باشید؛[115]
  15. نزول آیه «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ» درباره حضرت مهدی4 و اینکه اولین کسی که با او بیعت می‌کند جبرئیل است و بعد از او 313 نفر از یاران او؛[116]
  16. سابقه انتظار در عصر پیامبر9 (خبر قس بن ساعده الایادی)؛[117]
  17. زمین از حجت خدا خالی نخواهند ماند (دو روایت)؛[118]
  18. خبردادن امیرالمؤمنین7 از غیبت امام و ناشناس بودن در میان مردم؛[119]
  19. شباهت حضرت مهدی4 با پنج پیامبر:؛[120]
  20. فضیلت انتظار؛[121]
  21. نشانه‌های قبل از خروج امام زمان4؛[122]
  22. تأویل آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» همه اقوام و در هر زمانی امامی هدایت کننده وجود دارد.[123]

اهم عناوین موضوعات روایات نقل شده از محمد بن مسلم

از 31 روایتی که محمد بن مسلم ثقفی راوی آنها در کتب مذکور بوده است، 22 موضوع مطرح شده است که می‌توان اهم عناوین این موضوعات را این چنین بر شمرد:

  1. نشانه‌های قبل و هنگام ظهور (ده روایت)؛
  2. لزوم شناخت امام و پیامدهای شک و انکار آن (چهار روایت)؛
  3. غیبت و انواع آن (پنج روایت)؛
  4. ویژگی‌های دوران ظهور (سه روایت)؛
  5. علائم حتمی ظهور و بیان ویژگی‌های آن (پنج روایت)؛
  6. شباهت حضرت با پیامیران پیشین (دو روایت)؛
  7. خالی نبودن زمین از حجت خدا ( سه روایت)؛
  8. سختی دوران غیبت و امتحان شیعیان در این باره و فضیلت انتظار (پنج روایت).

راوی چهارم: زیاد بن المنذر

معرفی راوی بر اساس کتب رجالی

زیاد بن المنذر یکی دیگر از راویانِ اول و از اصحاب معصومین7 که احادیث فراوانی در موضوعات مهدوی7 از او نقل شده است .از او با القابی همچون الهمدانی[124]، الاعمی ،الحوفی[125]،الخارفی و الکوفی[126] در کتب رجالی یاد شده است. کنیه او ابوالجارود است[127]. او هم عصر امام محمد باقر7 و امام صادق7 بوده است[128]. رجال نجاشی درباره او این‌گونه می‌نویسد: کان من أصحاب أبی جعفر و روى عن أبی عبد الله8 و تغیر لما خرج زید رضی الله عنه.[129]

علامه حلی درباره او در الخلاصه خود او را زیدی مذهب می‌داند و مانند رجال نجاشی تغییر او را مصادف با خروج زید می‌داند.[130]

البته آیت‌الله خویی در معجم الرجال خود ابی الجارود را رجوع کننده به حق می‌داند و شاهد آن را روایت‌کردن حسن بن محبوب از او در نزدیکی وفات امام صادق7می داند که او روایت لوح فاطمه3 را روایت کرده و در آن روایت به اسمای دوازده امام: اشاره شده است و همین روایت که او راوی آن می‌باشد دلیل بر این است که او از مذهب زیدیه برگشته و رجوع کرده است.[131]

موضوعات روایات نقل شده توسط ابی الجارود:

  1. پیامبر 9 و ائمه معصومین: اوتاد زمینند و بدون آنها زمین اهلش را فرو خواهد برد؛[132]
  2. مدت حکومت و سیره حضرت مهدی4 همانند سیره و حکومت سلیمان نبی7 است؛[133]
  3. هنگام ظهور هنگامی که صدای او را شنیدید به دنبال او بروید ولو از روی یخ ها؛[134]
  4. صاحب این امر دور از مردم و تنهاست واسم او اسم نبی 9 است؛[135]
  5. غیبت امام 4 و انذار ائمه به آن؛[136]
  6. وظایف شیعیان در دوران غیبت؛[137]
  7. سیره و صفات حضرت مهدی 4 درعصر ظهور؛[138]
  8. نشانه‌های قبل از ظهور؛[139]
  9. کمیت و کیفیت یاران امام زمان4؛[140]
  10. سن حضرت مهدی4؛[141]
  11. حدیث لوح فاطمه3 و خبر دادن از امام دوازدهم4؛[142]

اهم عناوین موضوعات روایات منقول از زیاد بن المنذر

 از 22 روایتی که زیاد بن المنذر(ابی الجارود) راوی آنها بوده است، یازده موضوع مورد اشاره ائمه معصومین: بوده است که از میان آنها موضوعات پر تکرار این روایات را می‌توان در هفت موضوع درباره حضرت مهدی 4 خلاصه کرد که عبارت‌اند از:

  1. نابودی زمین بدون حجت الهی (یک روایت)؛
  2. غیبت و وظایف شیعیان در آن دوران (شش روایت)؛
  3. سیره و صفات حضرت در عصر ظهور (پنج روایت)؛
  4. نشانه‌های قبل و هنگام ظهور (سه روایت)؛
  5. یاران حضرت و ویژگی‌های آنها (یک روایت)؛
  6. تعداد ائمه دوازده و آخرین آنها حضرت مهدی4 است (سه روایت)؛
  7. سن حضرت در آغاز امامت (سه روایت)؛

راوی پنجم: جابر بن عبدالله انصاری

معرفی راوی بر اساس کتب رجالی

جابربن عبدالله انصاری ملقب به الانصاری[143]، المدنی[144]، الخزرجی[145] و مکنی به کنیه ابوعبدالله[146] است. او صحابی حضرت محمد9 بوده و تا زمان امام محمد باقر7 زنده بود و از ائمه عصر خویش روایت نقل کرده است[147].کتب رجالی او را دارای مذهبی امامی، ثقه، جلیل از اصحاب خالص پیامبر9 و امیرالمومنین 7 ذکر کرده اند[148]. او در سال 78 هجری قمری فوت کرد.[149]

شیخ طوسی در رجال خود درباره جلالت او این‌گونه می‌نویسد: «او جنگ بدر و 18 غزوه از غزوات را با پیامبر9 همراه بود.»[150]

از او در این سه کتاب، شانزده روایت نقل شده است که دو روایت مربوط به بحث امامت است و ربطی به بحث مهدویت ندارد.او راوی روایت مشهور شیعه بوده است، از جمله در نقل «حدیث غدیر»، حدیث ثقلین ، حدیث «انامدینة العلم و علیٌ بابها»، «حدیث منزلت»، «حدیث ردّ شمس» و «حدیث سدّالابواب».همچنین وی راوی احادیثی بوده که در آن رسول خدا9 امامان: پس از خود را نام برده[151] و نیز ویژگی‌های حضرت مهدی4 را شناسانده است.[152] حدیث لوح از جمله احادیث مشهور است که جابر آن را روایت کرده و نام‌های دوازده امام جانشین پیامبر در آن آمده است.[153] با توجه به جایگاه ویژه او در نقل بسیاری از احادیث مشهور شیعه بررسی روایات نقل شده او در این کتاب‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.

موضوعات روایات نقل شده توسط جابربن عبدالله انصاری

  1. حدیث لوح فاطمه3 و خبر دادن از امام دوازدهم4؛[154]
  2. خروج امام مهدی4 در آخرالزمان؛[155]
  3. امامت امام علی7 و جانشینی او بعد از پیامبر 9 «دو روایت»؛[156]
  4. حدیث ثقلین و معرفی اهل بیت:؛[157]
  5. معرفی اسمای ائمه: و غیبت امام مهدی4 و نشانه‌هایی از آن «دو روایت»؛[158]
  6. حضرت مهدی4 از فرزندان من است، همنام و هم کنیه من است و غیبتی دارد و زمین را پر از عدل و داد می‌کند؛[159]
  7. پرکردن زمین از عدل و داد، ثابتین در غیبتش کمیاب‌تر از کبریت احمر، امر من امر الله، تمحیص؛[160]
  8. ذی‌القرنین و جاری شدن سنت او درباره حضرت مهدی 4(بحث ظاهرشدن گنج‌های زمین برای حضرت، نصرت با رعب).[161]

اهم عناوین موضوعات روایات منقول از جابر بن عبدالله انصاری

از میان شانزده روایتی که جابر بن عبدالله انصاری از معصومین: درباره حضرت مهدی4 نقل کرده است می‌توان اهم عناوین این موضوعات را این چنین بر شمرد:

  1. تعداد ائمه: دوازده و آخرین آنها حضرت مهدی4است (هفت روایت)؛
  2. ثقلین و معرفی ائمه: (سه روایت)؛
  3. غیبت و امتحان شیعیان و جاری شدن این سنت همانند جاری شدن آن در میان امت‌های قبل ( دو روایت)؛
  4. پرشدن زمین از عدل و داد در زمان ظهور (یک روایت)؛
  5. همنام و هم کنیه بودن با پیامبر9 (یک روایت)؛
  6. خروج او در آخرالزمان (دو روایت).

نتیجه

با توجه به حجم روایات نقل شده از راویان یاد شده در کتاب‌های کمال الدین شیخ صدوق، الغیبه نعمانی و الغیبه شیخ طوسی، می‌توان هر یک از این راویانِ اول را، بالنسبه به دیگر راویان موجود در این کتب، راویان کثیرالروایه مهدوی7 که از اصحاب معصومین: بوده‌اند، در این کتب یاد کرد. نکته قابل دقت اینکه روایاتی که از آنها نقل شده بود برخی دارای یک موضوع واحد بودند، به همین علت از تعداد مثلاً 102 روایتی که از ابی بصیر نقل شده تنها 49 موضوع مهدوی را شامل می‌شد و از میان این 49 موضوع کلی سیزده عنوان اهم موضوعات بودند و این روش در میان همه راویان وجود داشت. در نتیجه از میان تمام 113 موضوع عام از همه راویان، تنها 43 موضوع خاص از این راویان در این روایات از ناحیه معصومین علیهم السلام درباره حضرت مهدی 4 مطرح شده است که می‌توان این نکته را از مجموع آنها استفاده کرد که معصومین علیهم السلام هر یک در عصر خویش، به این موضوعات توجه ویژه‌ای داشته‌اند و اهتمام آنها برای رساندن این مضامین به شیعیان ویژه بوده است. چرا که نقل روایاتی با موضوعاتی این چنین، نشان از اهمیت آنها در مباحث مهدویت دارد. موضوعاتی را که در سه موضوع اصلی امام شناسی، عصر غیبت و عصر ظهور خلاصه می‌شوند و فصل مشترک همه موضوعات مطرح شده توسط این راویان که تاکید بیشتری روی آنها بوده است را می‌توان این چهار عنوان یاد کرد:

l ضرورت وجود حجت الهی در عالم وجود و نابودی زمین بدون حجت؛

l معرفی ائمه: و به ویژه حضرت مهدی4 و ویژگی یاران حضرت؛

l غیبت، ویژگی‌ها و امتحان‌های شیعه در آن دوران؛

l نشانه‌های قبل و هنگام ظهور، اعم از حتمی و غیرحتمی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[1] . دانش آموخته سطح 3 مرکز تخصصی مهدویت قم، ایمیل: Daniereza65@gmail.com.

[2] . ر.ک:  مجله مطالعات مهدوی (سپیده سحر)، شماره 19.

[3] . نجاشی، رجال النجاشی، ج1، ص 441، باب الیاء.

[4] . همان.

[5] . همان.

[6]. طوسی، رجال الطوسی، ج۱، ص۱۴۰ و ص۳۳۳.

[7]. طوسی، الفهرست، ج۱، ص۱۷۸.

[8]. نجاشی، رجال، ج۱، ص۲۱۵ و ص۲۴۹.

[9]. نجاشی، رجال النجاشی، ص 441.

[10]. طوسی، رجال الطوسی، ج۱، ص۳6۳.

[11]. طوسی، الغیبةللطوسی، ص 54.

[12]. این که هشت روایت ذکر شده است چه در این مورد به خصوص و چه در موارد دیگری که چند روایت در یک موضوع وارد شده است در برخی موارد یک روایت بوده است، منتها در کتب مختلف آمده است، ولی در برخی موارد طریق راویان متفاوت می باشد که در این تحقیق تفاوت طریق راویان بررسی نشده است و تحقیقی کامل­تر باید انجام گیرد.

[13]. طوسی، الغیبه، ص 60 و164؛ نعمانی، الغیبه، ص164؛ صدوق،کمال الدین، ج1، ص152؛ ج 1، ص326 و 329؛ ج2، ص345 و ص350.

[14]. طوسی، الغیبة، ص140؛ نعمانی، الغیبه، ص94.

[15]. طوسی، الغیبه، ص142؛ صدوق، کمال الدین، ج2، ص350.

[16]. طوسی، الغیبه، ص143 و ص62؛ صدوق، کمال الدین، ج1، ص308.

[17]. طوسی، الغیبه، ص160.

[18]. همان، ص162 و ص 188.

[19]. طوسی، الغیبه، ص164.

[20]. همان، ص164.

[21]. همان، ص 339؛ صدوق، کمال الدین، ج2، ص655.

[22]. طوسی، الغیبه، ص420.            

[23]. همان، ص422.

[24]. همان، ص447؛ نعمانی، الغیبه، ص250 و 262 و 267 و 272؛ صدوق، کمال الدین، ج2، ص655.

[25]. همان، ص448.

[26]. همان، ص449.

[27]. طوسی، الغیبه، ص451.

[28]. همان، ص451.

[29]. همان، ص452؛ نعمانی، الغیبه، ص253 و ص279 و ص282؛ صدوق، کمال الدین، ج2، ص653.

[30]. همان، ص453.

[31]. همان 459و نعمانی، الغیبه، ص233 و ص234.

[32]. همان، ص472؛ نعمانی، الغیبه، ص316.

[33]. همان، ص475.

[34]. طوسی، الغیبه، ص477؛ نعمانی، الغیبه، ص241.

[35]. نعمانی، الغیبه، ص37 و 288 و 289 و 294.

[36]. همان، ص52.

[37]. همان، ص67؛ صدوق، کمال الدین، ج1، ص281.

[38]. همان، ص85؛ صدوق، کمال الدین، ج2، ص335 و ص338 و ص 339 وص358.

[39]. نعمانی، الغیبه، ص96.

[40]. همان، ص138؛ صدوق، کمال الدین، ج1، ص203 و ص222 و ص229 و ص234.

[41]. نعمانی، الغیبه، ص172.

[42]. همان، ص200؛ صدوق، کمال الدین، ج2، ص357 و ص358.

[43]. نعمانی، الغیبه، ص204 و ص205 و ص210.

[44]. همان، ص216.

[45]. همان، ص233 و ص320 و ص321 و ص322.     

[46]. نعمانی، الغیبه، ص240.

[47]. همان، ص241.

[48]. همان، ص241.

[49]. همان، ص269.

[50]. همان، ص307 و ص315.

[51]. همان، ص320.

[52]. همان، ص323.

[53]. نعمانی، الغیبه، ص330.

[54]. صدوق، کمال الدین، ج1، ص138.

[55]. همان، ج1، ص287.

[56]. همان، ج1، ص325.

[57]. همان، ج2، ص393.

[58]. همان، ج2، ص415 و ص417.

[59]. همان، ج2، ص415.

[60]. صدوق، کمال الدین، ج2، ص479 و ص480.

[61]. همان، ص654.

[62]. همان، ص670.

[63]. همان، ص673.

[64]. همان، ص674.

[65]. نجاشی، رجال النجاشی، ج1، ص416.

[66]. طوسی، کتاب الرجال، ص۳۰۷.

[67]. نجاشی، رجال النجاشی، ص416.

[68]. همان، ص416.

[69]. همان.

[70]. طوسی، کتاب الرجال، ص۳۰۷.

[71]. ابن غضایری، رجال ابن غضایری (الضعفاء)، ش۱۱۷، ص۸۷.

[72]. مفید، الارشاد، ص208.

[73]. عبدالکریم پاک‌نیا، «مفضل کوفی؛ امین امام»، کوثر، مرداد 1378، شماره 29.

[74]. طوسی، الغیبة، ص162.

[75]. همان، ص162؛ نعمانی، الغیبه، ص 188.

[76]. همان، ص167؛ صدوق، کمال‏الدین، ج2، ص352.

[77]. همان، ص338؛ صدوق، کمال‏الدین، ج2، ص349.

[78]. همان، ص457؛ نعمانی، الغیبه، ص161؛ صدوق، کمال‏الدین، ج2، ص339.

[79]. نعمانی، الغیبة، ص85.

[80]. همان.

[81]. نعمانی، الغیبه، ص135.

[82]. همان، ص142.

[83]. همان، ص152.

[84]. همان، ص154.

[85]. نعمانی، الغیبه، ص173.

[86]. همان، ص174.

[87]. همان، ص286 و ص284.

[88]. صدوق، کمال‏الدین، ج1، ص253.

[89]. همان، ج1، ص328.

[90]. همان، ج2، ص337.

[91]. همان، ص338.

[92]. همان، ص358.

[93]. همان، ص656.

[94]. همان، ص672.

[95]. همان، ص672 دو روایت با مضمون های متفاوت.

[96]. همان، ص674.

[97]. طوسی، الرجال، ص۳۸۳.

[98]. نجاشی، رجال، ص۳۲5 - ۳۲6.

[99]. طوسی، الرجال، ص۱۴۴ و ص۲۹۴ و ص۳۴۲.

[100]. همان، ص۳۴۲.

[101]. همان، ص۳۸۶

[102]. نعمانی، الغیبه، ص339؛ صدوق، کمال الدین، ج2، ص655 و ص677.

[103]. همان، ص426؛ طوسی، الغیبه، ص289.

[104]. نعمانی، الغیبه، ص447.

[105]. طوسی، الغیبه، ص449؛ نعمانی، الغیبه، ص300 و ص306.

[106]. همان، ص454.

[107]. نعمانی، الغیبه، ص127 و ص130.

[108]- همان، ص129.

[109]. همان، ص158.

[110]. همان، ص173.

[111]. همان، ص188.

[112]. همان، ص233.

[113]. نعمانی، الغیبه، ص250؛ صدوق، کمال الدین، ج1، ص327 (نشانه‌های حتمی).

[114]. نعمانی، الغیبه، ص267.

[115]. همان، ص279.

[116]. همان، ص314.

[117]. صدوق، کمال الدین، ج1، ص166.

[118]. همان، ص223.

[119]. همان، ص296.

[120]. همان، ص327.

[121]. صدوق، کمال الدین، ج2، ص645.

[122]. همان، ج2، ص649.

[123]. صدوق، کمال الدین، ج2، ص677.

[124]. نجاشی، رجال النجاشی، ج1، ص170.

[125]. طوسی، رجال، ص ۱۲۲ و ص ۱۹۷.

[126]. همان.

[127]. نجاشی، رجال النجاشی، ج1، ص170.

[128]. همان.

[129]. نجاشی، رجال النجاشی، ص170.

[130]. حلی، الخلاصه، ص223.

[131]. الخوئی، معجم رجال الحدیث، ج8 ، ص336.

[132]. طوسی، الغیبه، ص138.

[133]. همان، ص474.

[134]. نعمانی، الغیبه، ص154؛ صدوق، کمال الدین، ج1، ص326.

[135]. نعمانی، الغیبه، ص179.

[136]. همان، ص182 و 183 و 184 و 193.

[137]. همان، ص194 و 195.

[138]. همان، ص238 و 242؛ صدوق، کمال الدین، ج2، ص653 و 670.

[139]. نعمانی، الغیبه، ص274.

[140]. همان، ص315.

[141]. همان، ص322 و 323.

[142]. صدوق،کمال الدین، ج1، ص269 و 311 و 313.

[143]. طوسی، رجال، ص 59.

[144]. البرقی، رجال البرقی، ص 3، 7ـ9.

[145]. طوسی، رجال، ص 59 و 93 و 99 و 111 و 129.

[146]. همان.

[147]. همان.

[148]. همان.

[149]. همان.

[150]. طوسی، رجال الطوسی، ص‏32.

[151]. ر.ک: کلینی، کافی، ج۱، ص۵۲8 ـ ۵۲7.

[152]. ر.ک: صدوق، کمال الدین، ج۱، ص۲۵۳ و ۲۸۶ و ۲۸۸.

[153]. همان، ص۳13 ـ ۳08.

[154]. طوسی، الغیبه، ص140؛ صدوق، کمال الدین، ج1، ص269 و 306 و 308 و 311 و 312 و 313.

[155]. طوسی، الغیبه، ص178.

[156]. همان، ص334؛ نعمانی، الغیبه، ص40.

[157]. صدوق، کمال الدین، ج1، ص237 و 245.

[158]. همان، ج1، ص254 و 259.

[159]. همان، ج1، ص286.

[160]. صدوق، کمال الدین، ج1، ص288.

[161]. همان، ج2، ص394.

  1.  

    منابع

    *قرآن کریم.

    1. برقی، احمد بن محمد بن خالد ، رجال البرقی، موسسه امام صادق 7، اول، قم، 1433ق.
    2. حلی (ابن فضال)، حسن بن علی بن داود، کتاب الرجال، دانشگاه تهران، اول، تهران، 1342ش.
    3. حلی علامه، حسن بن یوسف بن مطهّر ، خُلاصَةُ الأقْوال فی مَعْرفَةِ أحْوالِ الرّجال، دار الذخائر، دوم، نجف اشرف، 1۴۱1 ق.
    4. خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، مرکز نشر الثقافة الاسلامیة فی العالم، اول، قم،1390 ق.
    5. صدوق، ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمه، اسلامیه، دوم، تهران، 1395 ق.
    6. طوسی (شیخ الطائفه)، محمد بن حسن ، رجال الطوسی، جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم ، سوم، قم،۱۳۷۳ ش.
    7. طوسی (شیخ الطائفه)، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعه و أصولهم و أسماء المصنفین و أصحاب الأصول ، مکتبة المحقق الطباطبائی، اول، قم، 1420ق
    8. طوسى‏ (شیخ الطائفه)محمد بن حسن ، الغیبه للحجه، دار المعارف الاسلامیة، اول، قم، 1411ق‏.
    9. طوسى‏(شیخ الطائفه)، محمد بن حسن، اختیار المعرفه الرجال،معروف به رجال کشی، مصحح، دانشگاه مشهد، اول، مشهد، 1348ش.
    10. غَضائری، احمد بن حسین، رجال ابن غضائری، دارالحدیث، اول، قم ، 1422ق.
    11. فصلنامه، فرهنگ گوثر، آستان موسسه حضرت معصومه سلام الله علیها، موسسه زائر، قم، مرداد 1378ش.
    12. مفید، محمد بن محمد بن نُعمان، اَلْإرْشاد فی مَعْرفة حُجَجِ الله عَلَی الْعِباد، دارالمفید، اول، بیروت، 1414ق.
    13. النجاشی، أحمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة رجال النجاشی، انتشارات اسلامى جامعه‏، ششم، قم، 1365ش.
    14. نرم افزار درایه النور.
    15. نرم افزار نورجامع الاحادیث 2.5 .
    16. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه للنعمانى‏، مکتبة الصدوق، اول، تهران، 1397ق.