Mahdavi Studies

Mahdavi Studies

Factors and contexts of the emergence of deviant movements in the field of Mahdism from a cultural perspective

Author
Level 4 Mahdavit
Abstract
Belief in the appearance of Imam Mahdi to end and liberate humanity, especially Muslims, from oppression and worldly problems has caused false claimants throughout history to take advantage of this savior ideal to achieve their sensual desires and create deviant trends and religious divisions. . Several factors play a role in the emergence of deviant trends in the field of Mahdism, and in this article, the factors and contexts of the emergence of deviant trends are discussed from a cultural perspective.
Keywords

عوامل و زمینه‌‌های پیدایش جریانات انحرافی در حوزه مهدویت از منظر فرهنگی

علی مؤیدی[1]

تاریخ دریافت 23/10/97

تاریخ پذیرش 20/12/97

چکیده

اعتقاد به ظهور امام مهدیQدر پایان بخشیدن و رهایی بشریّت خصوصاً مسلمانان از ظلم و مشکلات دنیوی موجب شده که مدعیان دروغین در طول تاریخ از این آرمان نجات بخش برای رسیدن به تمایلات نفسانی خود بهره ببرند و جریانات انحرافی و انشعابات مذهبی را به وجود آورند. عوامل متعددی در پیدایش جریانات انحرافی در حوزه مهدویت نقش دارند که در این مقاله به عوامل و زمینه‌‌های پیدایش جریانات انحرافی از منظر فرهنگی پرداخته شده است.

واژگان کلیدی: عوامل پیدایش مدعیان، جریانات انحرافی، مدعیان دروغین مهدویت، متمهدیان

 

 

مقدمه

یکی از مهمترین اعتقادات مسلمانان اعمّ از شیعه و سنی، اعتقاد به مهدویّت است به این معنا که از نسل حضرت محمّد[ و دخترش فاطمهK، شخصی همنام با پیامبر که لقبش مهدیQ می‌‌باشد، در آخرالزمان ظهور می‌‌کند و زمین را پس از فراگیر شدن ظلم و ستم، پر از قسط و عدل می‌‌کند. و ظهور او به معنای پایان یافتن تمام مشکلات و مصائب بشری می‌‌باشد و همه از رفاه اقتصادی و برکات و مواهب دنیوی بهره مند می‌‌شوند. به همین سبب مهدویت یکی از مهمترین فرصت‌‌ها به جهت نجات بشریت و امید‌‌بخشی به منتظران ظهورش جهت صبر و تحمّل نارسایی‌‌ها می‌‌باشد و همچنین از جذّابیّت بالایی برای جذب اقشار مختلف جامعه برخوردار می‌‌باشد. خصوصاً هر زمان که فشار سیاسی، نظامی، اقتصادی و غیره بر مسلمانان خصوصاً اقلیّت شیعه افزایش یافته است، سخن از مهدویت جذابیت بیشتری داشته است. لذا دنیاطلبان و ریاست‌‌طلبان از این فضا نهایت استفاده را می‌‌کنند و با طرح ادّعای مهدویّت و یا بابیّت و غیره جمعی را به خود جذب کرده و جریانات انحرافی را شکل می‌‌دهند و هر روز انشعاب و افتراق جدیدی در مذاهب اسلامی ایجاد می‌‌کنند و جنگ ها و مشکلات و مصائب دنیوی و معنوی برای امّت اسلامی ایجاد می‌‌کنند. لذا به جهت پیشگیری از به وجود آمدن جریانات انحرافی در حوزه مهدویّت ضروری است که عوامل و بسترهای پیدایش این جریانات شناخته شود تا بتوان در مقابله با آنان، ابزارها، شیوه‌‌ها و راهکارهای متناسب و پیشگیرانه ارائه کرد. از آن جایی که یک مقاله ظرفیت پرداخت به همة عوامل و زمینه‌‌ها را دارا نمی‌‌باشد، در این مقاله به جهت اهمیّت، اولویت و گستردگی حوزة فرهنگی، فقط به عوامل و زمینه‌‌های پیدایش جریانات انحرافی در حوزة مهدویت از منظر فرهنگی پرداخته شده است. روش کار، بدین شکل است که با مطالعة جریانات و فرقه‌‌های مختلف و سپس تأمّل در آنها عوامل و زمینه‌‌ها، استخراج شده‌‌اند. در مطالعة جریانات انحرافی بیشتر از دو کتاب «مهدیان دروغین» نوشتة رسول جعفریان و کتاب «شناخت، بررسی و نقد کلامی جریان‌‌های انحرافی مهدویت» نوشتة حسین حجامی، استفاده شده است.

پیشینه

در زمینه عوامل و زمینه‌‌های پیدایش جریانات انحرافی و مدعیان دروغین، در لابلای برخی کتب مطالبی مرتبط با این بحث ارائه شده و مقالاتی نیز به نگارش درآمده، از جمله: کتاب «پیچک انحراف»، نوشتة جواد اسحاقیان، در ابواب مختلف کتاب، به عوامل و زمینه‌‌های گرایش مردم به جریانات انحرافی و نیز عوامل انحراف مدعیان و پیروان آن‏ها اشاره شده است. کتاب دیگر، «قبیله تزویر؛بازخوانی عوامل پیدایش مدعیان دروغین مهدویت و گرایش مردم به آنان» نوشتة امیر محسن عرفان است. در فصل دوم این کتاب، نویسنده به بیان عوامل پیدایش مدعیان دروغین مهدویت و چرایی گرایش مردم به آنان پرداخته است. وی عوامل پیدایش مدعیان دروغین را در سه عاملِ: عوامل زمینه ساز، تسهیل کننده و شتاب زا، بررسی می‌‌کند. همچنین ایشان مقاله‌‌ای در همین زمینه با عنوان «بازخوانی عوامل پیدایش مدعیان دروغین مهدویّت و گرایش مردم به آنان» نوشته است. همچنین مقاله‌‌ای با عنوان «بازخوانی عوامل پیدایش و انحطاط انشعابات انحرافی شیعه در غیبت صغرا» نوشتة طیبه نقی ‌پور و خدامراد سلیمیان، در این زمینه به نگارش درآمده، در پاسخ به این پرسش که چه عواملی بر فرایند شکل‌گیری و اضمحلال انشعابات انحرافی شیعه در غیبت صغرا، تأثیرگذار بوده و چه پیامدهایی داشته‌اند. بازخوانی و بررسی سه گروه: عوامل زمینه‌ساز، ادامه‌دهنده و انحطاط، و سرانجام پیامدها؛ این پژوهش را شکل داده است.

 امتیاز این مقاله این است که بطور جزئی‌‌تر فقط از منظر فرهنگی و  نیز تعداد بیشتری از عوامل و زمینه‌‌های پیدایش جریانات انحرافی را مورد بررسی قرار داده است.

عوامل و زمینه‌‌های فرهنگی پیدایش جریانات انحرافی در حوزه مهدویت

در جهان هستی، هر پدیده‌‌ای در صورت فراهم بودن بسترها و زمینه‌‌ها و نیز عوامل مناسب و مقتضی، پا به عرصة وجود می‌‌گذارند. در مورد فرقه‌‌ها و جریانات انحرافی نیز تا بسترها و عوامل متناسب فراهم نباشد، این جریانات بوجود نمی‌‌آیند. در مورد اندیشة مهدویت نیز مشاهده می‌‌شود که در طول تاریخ، دهها جریان انحرافی شکل گرفته است که ضرورت دارد بررسی شود که زمینه‌‌ها و عوامل بوجود آورندة این حرکت‌‌ها چه بوده تا از این طریق بتوان راهکارها و راهبردهای مبارزه با این انحرافات را عملیاتی کرد. عوامل و زمینه‌‌های پیدایش جریانات انحرافی متعددند و در یک تقسیم‌‌بندی می‌‌توان آنها را به عوامل و زمینه‌‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی تقسیم کرد. از آن جایی که فرهنگ، بسترساز همة عرصه‌‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است و اهمیّت و اولویت نسبت به سایر عرصه‌‌ها دارد و به جهت گستردگی عوامل و زمینه‌‌ها، در این مقاله به عوامل و زمینه‌‌های فرهنگی بسنده کردیم. این عوامل و زمینه‌‌ها، برخی عام و فراگیر هستند یعنی در مورد پیدایش همة جریانات انحرافی دخیل هستند از جمله در حوزة مهدویت، مانند: جلوگیری از تدوین احادیث نبوی[، جعل حدیث، عدم رجوع به متولیان دینی، برخی عوامل نیز مختص به پیدایش جریانات انحرافی در حوزة مهدویّت هستند، مانند: توقیت، تطبیق علائم ظهور، ملاقات گرایی.

1.جلوگیری از تدوین احادیث نبوی[

منع نقل احادیث پیامبر از زمان عمر تا زمان عمر بن عبدالعزیز و نیز به شکل ضعیف‌‌تر آن تا زمان منصور عباسی موجب شد، احادیث صحیح نبوی فراموش شود و زمینه جعل حدیث و سوء استفاده برای مدعیان و متمهدیان فراهم شود. هر چه از زمان صدر اسلام دورتر می‌‌شویم، تعداد احادیث نبوی افزایش پیدا می‌‌کند به حدی که احمد حنبل می‌‌گوید: 700 هزار روایت صحیح شمارش کرده است. با این احوال، احادیث حسن، موثق و ضعیف را خدا می‌‌داند چه تعداد بوده است.[2]

2.جعل حدیث

حکومتهای مختلف مانند بنی عباس و فاطمیون، با جعل احادیث ملاحم، درصدد مشروعیت بخشیدن به حکومت خود بودند. داعیان اسماعیلیه برای گسترش هرچه بیشتر ادعای مهدویت «عبیدالله المهدی» در آفریقا، بر اساس بعضی روایاتِ منسوب به اهل بیتD که ظهور مهدی از مغرب خواهد بود، روایاتی جعل کرده و پیش بینی می‌کردند ظهور، در سال غلبه فاطمیان بر آفریقا خواهد بود.[3] جهت قیام عباسیان روایات فراوان- در مورد اینکه دعوت اهل بیت ع مشرقی و خراسانی است و پرچم‌‌هایشان سیاه و در سال 130 قیامشان آشکار و یا به نام آنها نیز اشاره می‌‌شود-جعل می‌‌شود.[4] مبلغان اسماعیلی نیز برای جلب اقوام بربر و بادیه نشین به مهدویت، احادیثی جعل کردند که طبق این احادیث، مهدی موعود از بین اقوام شیعه نشین ظهور خواهد کرد. بیشتر این احادیث، ظهور مهدی را از نواحی دور دست کشورها و کناره‌های سرزمین‌های آباد مانند «زاب» در آفریقا و «سوس» در مغرب تعیین می‌کرد.[5]

3. استناد به اسرائیلیات

اِسْرائیلیات، اصطلاحی در معارف اسلامی، به ویژه در زمینه تفسیر و علوم حدیث، ناظر به روایات، قصص و مفاهیمی که نه در قرآن و احادیث نبوی، بلکه در تعالیم امت‌های پیشین به ویژه بنی‌اسرائیل ریشه دارند و حاصل جریانی است از داستان‌سرایی، اسطوره‌پردازی و وجوهی دیگر از تعالیم غیر اصیل که به ویژه در سده‌های نخست هجری توسط گروهی -بیشتر از یهودیان اسلام آورده- ساخته شده و به حاشیه آموزش‌های مسلمانان راه یافته است. عالمان اهل کتاب تازه مسلمان، اخبار و پیشگویی‌‌های کتاب مقدس در مورد آینده جهان را با قوت میان مسلمانان مطرح می‌‌کردند، بطوری که بسیاری تصور می‌‌کردند، هر آنچه رخ می‌‌دهد، در کتاب مقدس، آمده است. از جمله کعب الاحبار بیان می‌‌کرد که: کشتار صفین در تورات آمده است و یا شاعری در شعرش، مهدی بودن «محمد بن حنفیه» را خبر تورات دانسته است، با اینکه شاعر کعب را ندیده و خبر را از او نشنیده است، که بیانگر اعتماد کامل مسلمانان به درستی پیشگویی‌‌های کعب و سایر عالمان اهل کتاب می‌‌باشد.[6]

4.عدم رجوع به متولّیان و مراجع دینی

در عصر حضور ائمهD، مرجعیت علمی و دینی مردم خود حضرات معصومین هستند. بر اساس حدیث متواتر ثقلین، تمسّک به آنان موجب هدایت و دوری از گمراهی است: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ‏ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی‏»[7] بنابراین اگر مردم در عصر حضور به آنان مراجعه می‌‌کردند، جذب جریانات انحرافی نمی‌‌شدند. جریانات انحرافی در حوزه مهدویت که در زمان ائمهG و به سبب عدم رجوع به آنان شکل گرفته‌‌اند، عبارتند از: 1.فرقة سبائیه توسط «عبدالله بن سبا»بعد از شهادت‌ حضرت‌ علیG، سال‌ 40ق، شکل می‌‌گیرد. آنها قائل‌ به‌ غیبت‌ علیG و بازگشت‌ او شدند و ادعا کردند که‌ او نمرده‌ است. آنها می‌پنداشتند که‌ علیG تا آخرالزمان‌ باقی‌ است‌ و روزی‌ خروج‌ خواهد کرد و زمین‌ را از عدل‌ پر خواهد کرد؛ چنان‌ که‌ از ظلم‌ پر شده‌ است. 2. فرقة کیسانیه، پیروان‌ مختار بن‌ ابی‌ عبیده‌ ثقفی‌، این‌ فرقه‌ پنداشتند که‌ محمد بن‌ حنفیه‌ بعد از حسین ‌بن‌ علیG امام‌ و مهدی‌ موعودQ است‌ و در کوه‌ رضوا به‌ سر می‌برد و از آنجا ظهور و قیام‌ خواهد کرد. 3.فرقة یزیدیه‌، این‌ گروه‌ بر این‌ عقیده‌ هستند که‌ یزید به‌ آسمان‌ صعود نموده‌ و روزی بر می‌گردد و دنیا را پر از عدل‌ و داد می‌کند. 4. فرقة زیدیه‌ زمانی‌ که‌ زید بن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ قیام‌ خود را علیه‌ امویان‌ آغاز کرد، گفتند: چون‌ او از نسل‌ حسینG است‌ و قیام‌ به‌ سیف‌ علیه‌ ظالمان‌ کرده‌ و از سویی‌ فرزند اسیر است، پس‌ او مهدی‌ موعود می‌باشد. 5.گروهی‌ از فرقه‌ خرّمیّه‌ پیروان‌ بابک‌ خرّمی‌ پنداشتند که‌ ابومسلم‌ خراسانی‌، همان‌ کسی‌ است‌ که‌ باید زمین‌ را پر از عدل‌ و داد کند؛ و کشته‌ شدنش‌ را به‌ دست‌ ابوجعفر منصور دوانیقی‌ تکذیب‌ نموده‌ و به‌ انتظار ظهورش‌ بسر می‌بردند. 6. فرقه‌ جارودیه‌: محمدبن‌ عبدالله، معروف‌ به‌ نفس‌ زکیه را مهدی‌ موعود دانسته‌اند. وی‌ در سال 145ه.ق، از مدینه‌ ادعای‌ مهدویت‌ نمود و به‌ وسیله‌ منصور دوانیقی‌ کشته‌ شد. 7. فرقه ‌ناووسیه: ‌معتقد به‌ مهدویت ‌امام‌صادقG شدند و ‌معتقدند زنده‌ و غایب ‌است. 8. فرقه اسماعیلیه‌: گروهی ‌از اسماعیلیه ‌عقیده ‌دارند که ‌اسماعیل‌ فرزند امام‌صادقG فوت‌ نکرده‌است؛ او رجعت‌خواهد کرد و جهان ‌را از عدل ‌و داد پر خواهد ساخت ‌و او را مهدی ‌و قائم ‌منتظر می‌دانند.[8] همچنین بر اساس دستور ائمهD در عصر غیبت ایشان، مرجعیّت علمی و دینی بر مردم، فقهاء و علماء امامیّه هستند. چنانچه در توقیع حضرت مهدیQآمده است: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِم»[9] فقهاء امامیّه مرجع مردم هستند در زمینة دین، حکومت، قضاوت و غیره و آنان حجّت حضرت بر مردم هستند؛ یعنی روز قیامت امام مهدیQبا فقها بر علیه مردم احتجاج می‌‌کند که چرا در زمان غیبت در مسائل مختلف از جمله در مورد مدعیان دروغین و صحت و سقم ادعاهای آنان به فقها، رجوع نکردید. در بسیاری از جریانات دیده می‌‌شود به علت کوتاهی مردم و خواص به این مسأله، در عصر غیبت نیز جریانات انحرافی شکل گرفته‌‌اند.

5. عدم شناخت معیارهای امامت

مدعیان در طول تاریخ از جهل و عدم شناخت معیارهای امامت از سوی مردم، سوء استفاده کرده‌‌اند و جریانات انحرافی را دامن زده‌‌اند. از جمله: انحراف اسماعیلیه بدین سبب بود که برخی شیعیان اعتقاد داشتند: امامت تعلق به فرزند ارشد امام دارد، لذا با مرگ اسماعیل، ادعای مهدویت و زنده بودن او را مطرح ساختند و جریان اسماعیلیه شکل گرفت.[10] و یا مانند کیسانیه که بخاطر اینکه محمد بن حنفیه در جنگ جمل پرچمدار سپاه امیرالمؤمنین ع بود، قائل به امامت او شدند.[11] در حالی که معیار امامت، نصّ، وصیّت، معجزه، علم لدنّی و عصمت است.

6.عدم تخصص در برداشت از متون دینی بطور خاص مهدویت

در بسیاری از موارد خواص و پیروان آنان به جهت عدم تخصص کافی و برداشت سطحی از متون دینی دچار انحراف شده‌‌اند. از جمله: علی یعقوبی بر اساس آیات سوره یوسف بر این باور است که برای رسیدن به ظهور امام مهدی عج، از یک زمانی فرهنگ انتظار به فرهنگ تحسّس باید تبدیل شود. او راز موفقیت فرندان یعقوبG در یافتن یوسفG را تبدیل انتظار به تحسّس می‌‌داند: «یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیهِ»[12] او تحسّس را اینگونه معنا می‌‌کند: «تحسّس یعنی آن جستجویی که به حسّ کردن فرد مورد نظر منتهی شود و آدم محبوبش را حسّ کند.» او مبدأ شروع فرهنگ تحسّس را انقلاب اسلامی می‌‌داند. و یکی از ویژگی‌‌های فرهنگ تحسّس را اصلاح فرهنگ قانون‌‌گذاری می‌‌داند. وی معتقد است قوانینی که در دوران تحسّس نوشته می‌‌شود باید به تصویب امام زمانQبرسد. لذا معتقد است باید وزارتخانه‌‌ای به نام تحسّس تأسیس شود. و مهمترین وظیفة شیعه در این دوران را، پیروی از هادی یعنی شخص خودش می‌‌داند.[13] در صورتی که بر اساس توقیع مبارک، تحسّس و مشاهدة حسّی حضرت برای عموم شیعیان، پس از خروج سفیانی و صیحة آسمانی امکان‌‌پذیر خواهد بود: «وَ سَیَأْتِی شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَاذِبٌ مُفْتَرٍ»[14] همچنین بر اساس توقیع حضرت، وظیفة شیعه در عصر غیبت، رجوع به فقهاست نه شخص هادی  و علی یعقوبی: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِم»[15]

در فرقة باقریه نیز عامل ایجاد این جریان انحرافی، برداشت سطحی از روایات نبوی بوده است؛ زیرا دلیل آنها بر مهدویت امام باقر ع، ابلاغ سلام پیامبر از سوی جابر به ایشان عنوان شده است.[16]

7. عدم شناخت و عدم توجه به نشانه‌‌های حتمی ظهور

ظهور حضرت نشانه‌‌های حتمی و غیر حتمی دارد که ایشان را از مدعیان متمایز می‌‌کند و در تمام جریانها بخاطر عدم معرفت و یا عدم التفات و توجه مردم به لزوم رخ دادن نشانه‌‌های حتمی ظهور، دچار انحراف گردیده‌‌اند. در همة جریانات انحرافی اگر مردم از نشانه‌‌های حتمی ظهور، جهت معیارسنجی و نشانة صدق و کذب متمهدیان و جریانات انحرافی از مهدویت اصیل، بهره می‌‌بردند، هیچگاه جریان انحرافی در حوزه مهدویت صورت نمی‌‌گرفت؛ زیرا تاکنون در هیچ یک از ادعاهای متمهدیان، علائم حتمی ظهور یعنی صیحة آسمانی، خروج یمانی، خروج سفیانی، خسف بیداء و قتل نفس زکیه، رخ نداده است. چنانچه از امام باقرG روایت شده: «وَ إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ خُرُوجِهِ خُرُوجَ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الشَّامِ وَ خُرُوجَ الْیَمَانِیِّ مِنَ الْیَمَنِ وَ صَیْحَةً مِنَ السَّمَاءِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ مُنَادٍ یُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ.»[17] چنانچه در جریان انحرافی احمد اسماعیل بصری که مدعی است همان یمانی موعود است دیده می‌‌شود که علّت پیدایش این جریان، عدم شناخت کافی پیروان نسبت به علائم حتمی ظهور است؛ زیرا طبق روایات، یمانی اهل یمن است و از آنجا خروج می‌‌کند، در حالی که او از اهالی بصره عراق است و از آنجا حرکتش را آغاز کرده است. و از طرف دیگر، نشانه‌‌های حتمی ظهور در یکسال رخ می‌‌دهند و در شش ماه قبل از قیام حضرت مهدیQرخ می‌‌دهند، در حالی که مدعی یمانی بیش از 16 سال ظهور کرده و خروج نظامی ناموفقی نیز در نجف داشته، [18] ولی هنوز از سایر نشانه‌‌های حتمی ظهور خبری نیست. چنانچه از امام باقرG نقل شده که خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در سال، ماه و روز واحد است: «خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ وَ الْیَمَانِیِّ وَ الْخُرَاسَانِیِّ فِی سَنَةٍ وَاحِدَةٍ فِی شَهْرٍ وَاحِدٍ فِی یَوْمٍ وَاحِدٍ نِظَامٌ کَنِظَامِ الْخَرَزِ یَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً»[19] همچنین از امام صادقG نقل شده است: «السُّفْیَانِیُّ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُهُ فِی رَجَبٍ وَ مِنْ أَوَّلِ خُرُوجِهِ إِلَى آخِرِهِ خَمْسَةَ عَشَرَ شَهْراً سِتَّةُ أَشْهُرٍ یُقَاتِلُ فِیهَا فَإِذَا مَلَکَ الْکُوَرَ الْخَمْسَ مَلَکَ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ وَ لَمْ یَزِدْ عَلَیْهَا یَوْماً»[20] طبق این روایت حرکت سفیانی در ماه رجب است که در طول شش ماه جنگ، پنج منطقة حمص، دمشق، فلسطین، اردن و حلب را تصرّف می‌‌کند.[21] و نُه ماه بر آنها حکومت می‌‌کند. عدم شناخت این جزئیات سبب می‌‌شود که برخی حرکات مشابه را حرکت سفیانی یا یمانی محسوب کنند.

8.تطبیق نادرست علائم الظهور

عده‏اى با خواندن یا شنیدن چند روایت در علایم ظهور، آن‏ها را بر افراد یا حوادثى تطبیق مى‏دهند. البته خود تطبیق روایات بر حوادث، آفت و آسیب نیست، بلکه آفت، مطالب و ادعاهایى است که افرادى به صرف خواندن یک یا دو روایت و بدون بررسى آیات و روایات و مطالب تاریخى و قدرت تشخیص صحیح و سقیم روایات مطرح مى‏کنند، یعنى بدون داشتن تخصص به اظهارنظر مى‏پردازند. این تذکر لازم است که در روایات، تشخیص مؤلّفه‏ها و علایم سپاه حق و باطل به عهده علماى راستین گذاشته شده است؛ همان‏ها که در عصر غیبت کبرا به عنوان «نواب عام» عهده‏دار امور گشته‏اند.

در طول تاریخ تطبیق نادرست علائم ظهور با برخی از رویدادها و اتفاقات از سوی خواص و افراد جامعه باعث شده که زمینة ایجاد جریانات انحرافی بوجود آید. از جمله در جریان انحرافی قحطانی، جهیمان با پیگیری روایات ملاحم و فتن بر این باور بود که آنان هم اکنون در آخرالزمان بسر می‌‌برند و برای نمونه ادعا می‌‌کرد که روایت ابی داود از پیامبر در مورد شخصی که به دروغ ادعا می‌‌کند فرزند پیامبر است، فتنه‌‌ای پدید خواهد آورد. جهیمان این شخص را بر حاکم حجاز یعنی شریف حسین تطبیق می‌‌داد و ادامة روایت را نیز بر اوضاع جاری در آن زمان تطبیق می‌‌کرد. برای نمونه اینکه در آخرالزمان، فتنه داخل هر خانه‌‌ای می‌‌شود را به ورود تصاویر به خانه‌‌ها تطبیق می‌‌داد.[22]

قاضی نعمان در کتابش شرح الاخبار، بیشتر اخبار مهدویت از جمله طلوع خورشید از مغرب را بر قیام عبیدالله فاطمی تطبیق می‌‌کرد. وی می‌‌گفت خورشید از مغرب نه طلوع کرده و نخواهد کرد؛ مراد از خورشید، مهدی است و درباره اشخاص هم کلمة «طلع من فلان» استفاده می‌شود.[23] در دوره صفوی برخی از علمای اخباری شروع به تطبیق برخی روایات ظهور بر دولت صفوی کردند از جمله: تطبیق روایات ظهور مردی از شرق به ظهور شاه اسماعیل و اینکه این دولت به دولت مهدیQمتصل خواهد شد.[24] ابن تومرت دلیل ادعایش، استخراج حوادث آینده و ویژگیهای امام مهدی با علوم جفر و تطبیق آن بر خودش بوده که از آن چنین ظاهر شد که در اول سده ششم در اقصای شهر مغرب از شهر سوس پیدا می‌شود و مردم را به دین خود دعوت می‌‌کند.[25] در برخی از موارد هم علائم ظهور ذوقی و بدون مبنای شرعی و عقلی تراشیده شده و ادعا شده که مقدمة ظهور است مانند طرح انتقال آب خزر به کویر.[26] یکی از مباحث جنجالی در سالهای اخیر سی دی جنجالی ظهور نزدیک است که در آن بسیار ناشیانه به تطبیق افراد سرشناس پرداخته مانند اینکه شهید حکیم  را نفس زکیه و احمدی نژاد را شعیب بن صالح، سید حسن نصرالله را سید یمانی و سفیانی را ملک عبدالله معرفی کرده بود.[27]

9. عدم شناخت ویژگی‌‌های امام مهدیQ

به جهت عدم شناخت و یا عدم التفات به ویژگی‌‌های امام مهدیQ-از قبیل نام، نسب، ولادت، دوازدهمین و یا تسلط بر تمام زمین و عدالت فراگیر– موجب شده که برخی جریانات انحرافی شکل بگیرد. مانند محمد بن حنفیه که ویژگی‌‌های مهدوی از قبیل: نام، نسب و دوازدهمین نفر بودن از امامان را دارا نبود.[28] ولی با این وجود، جریان کیسانیه معتقد به مهدویت او شدند. چنانچه قائلان به مهدویت امام حسن عسکریG نیز به دلیل همین رویکرد دچار انحراف شدند. آنان استدلاشان این بوده که: امامت امام حسن عسکریG اثبات شده، از سوی دیگر، اثبات شده زمین هیچگاه از حجت خالی نیست و حجت باید از نسل امام پیشین باشد؛ در حالی که امام حسن عسکریG فرزندی نداشته است. از این مقدمات دانسته می‌‌شود که ایشان از دنیا نرفته و همان مهدی موعود است.[29] این فرقه به سبب عدم معرفت نسبت به ولادت امام مهدیQو اینکه ایشان دوازدهمین امام است، بوجود آمد.

10.توقیت

یکى دیگر از آسیب‏ها، تعیین وقت ظهور است. چرا که حکمت الهى بر این است که وقت ظهور امام زمانQبر بندگان مخفى بماند. لذا احدى نمى‏تواند زمانى براى ظهور تعیین کند:

«مفضل بن عمر گوید: از آقایم حضرت صادقG پرسیدم: آیا مأموریت مهدى منتظر وقت معینى دارد که باید مردم بدانند کى خواهد بود؟ فرمود: حاشا که خداوند وقت ظهور او را طورى معین کند که شیعیان ما آن را بدانند. عرض کردم: آقا براى چه؟ فرمود: زیرا وقت ظهور او همان ساعتى است که خداوند می‌‌فرماید: یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْساها؛ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً[30]. و نیز این همان ساعتى است که خدا فرموده: یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْساها[31] و هم فرموده: إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ[32] یعنى: علم آن وقت فقط در نزد خداست ... عرضکردم: آیا وقتى براى آن تعیین نشده؟ فرمود: اى مفضل! نه من وقتى بر آن معین می کنم و نه هم وقتى براى آن تعیین شده است! هر کس براى ظهور مهدى ما وقت تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و (بناحق) ادعا کرده که توانسته است بر اسرار خدا آگاهى یابد!»[33]

تعیین وقت ظهور به معنای تعیین سال ظهور و یا حتی قریب الوقوع بودن آن عامل ایجاد جریانات انحرافی بوده و هست از جمله شخصی بنام محمد بن جلال حسینی از طرف استادش مامور می‌‌شود تا به استخراج تاریخ ظهور بپردازد و او سلسله رویدادها را از سال 950 که این گفتگو صورت گرفته تا سال 1214 که به نظر وی سال ظهور است پیشگویی کرده است.[34]

یکی از عوامل پیدایش بابیت دادن وعده ی قریب الوقوع بودن  ظهور توسط شیخ احسایی و سید کاظم رشتی بوده است بطوری که رشتی ادعا می‌‌کرد زود است پس از من امام غائب ظاهر گردد و روح امام در غالب شخص معینی ظاهر خواهد شد. می‌گفت بسا امام در میان شماها باشد و تاکید می‌‌کرد بر یکایک شماها لازم است شهرها را بگردد و ندای امام غائب را اجابت کند.[35] همچنین ادعا می‌‌شود که طبق روایت امام باقر ع حروف مقطعه از الم بقره تا المر بشماری یک هزار دویست و شصت و هفت می‌‌شود و این مطابق است با یوم طلوع نیّر اعظم از فارس.[36]

11. ملاقات گرایی

گرایش و علاقة مردم به ملاقات و دیدار حضرت حجتQ و از طرفی ادعای مدعیان مبنی بر ارتباط و ملاقات با حضرت موجب ایجاد جریانات انحرافی می‌‌گردد. از جمله جریان محمود عرفانیان ادعای ارتباط می‌‌کرد و سوالات مردم نوشته و پاسخ آنها را از حضرت دریافت می‌‌کردند.[37] و یا فریده گل محمدی آرمان ادعا می‌کند که امام مهدیQ سال 1370ه.ش به او خبر داده که نمی‌‌تواند ظهور کند.[38] یکی از جریانات انحرافی دیگر جریان سید حسن ابطحی است که مبنای کارش و انحرافش، گرایش افراطی به ملاقات و دیدار بوده و در این زمینه کتابی با نام ملاقات با امام زمانQ می‌‌نویسد.[39]

12. عدم معرفت به ویژگیهای غیبت کبری

غیبت کبری ویژگیهایی دارد که آن را با غیبت صغری متفاوت می‌‌کند و عدم شناخت آن ویژگیها باعث ایجاد انحراف شده است. از جمله با شروع غیبت کبری، نیابت خاصه و ارتباط رسمی با حضرت به پایان رسیده است، ولی با این وجود افراد فراوانی بخاطر عدم توجه به این نکته به مدعیان گرایش پیدا کرده‌‌اند؛ مانند علیمحمد باب شیرازی که ادعای بابیت و نیابت خاص داشت و یا اعتقاد به رکن رابع توسط شیخیه از همین قبیل است.[40]

13.عدم درک صحیح از مفهوم انتظار

برخى انتظار فرج را در دعا براى فرج، امر به معروف و نهى از منکرهاى جزئى، منحصر دانسته و بیش‏تر از آن، وظیفه‏اى براى خویش قائل نیستند. گروهى دیگر، حتى امر به معروف و نهى از منکرهاى جزئى را نیز برنمى‏تابند. چون معتقدند: در دوران غیبت، کارى از آن‏ها بر نمى‏آید و تکلیفى بر عهده ندارند، و امام زمانG خود، هنگام ظهور کارها را اصلاح مى‏کند. پندار گروه سوم چنین است که: جامعه بایستى به حال خود رها شود و کارى به فساد آن نباید داشت تا زمینه ظهور-که دنیایى پر از ظلم و فساد است- فراهم آید. گروه چهارم، انتظار را چنین تفسیر مى‏کنند: نه تنها نباید جلوى مفاسد و گناهان را گرفت، بلکه بایستى به آن‏ها دامن زد تا زمینه ظهور حضرت حجّت هرچه بیش‏تر فراهم گردد. دیدگاه پنجم، هر حکومتى را به هر شکل، باطل و برخلاف اسلام مى‏داند و مى‏گوید: «هر اقدامى براى تشکیل حکومت در زمان غیبت، خلاف شرع و مخالف نصوص و روایات معتبر است» به این استدلال که در روایات آمده است: «هر علم و پرچمى قبل از ظهور قائمG باطل است.»[41] جریان حجتیه به خاطر همین برداشت غلط از مقولة انتظار - و عدم اعتقاد به انتظار فعال و لزوم حرکت سیاسی و دخالت در امور جامعه- بوجود آمد و دچار انحراف شدند.[42]

14.نوع نگرش اهل سنت نسبت به مهدویت

نگاه اهل سنت به مهدویت بسیار کلی است و قابل تطبیق بر افراد فراوان است چرا که مهدی یک انسان عادی و مجتهد و دارای ویژگیهای الهی و آسمانی نمی‌‌باشد.[43] لذا افراد به راحتی می‌‌توانند ادعای مهدوی داشته باشند. تشابه برخی از مدعیان در برخی ویژگیها با امام مهدیQنیز موجب پیدایش انحراف گردیده مانند محمد بن عبدالله تومرت که از سادات حسنی بود؛ طبق برخی روایات اهل سنت امام مهدی از سادات حسنی است و هم نام با پیامبر است و نام پدرش نیز هم نام با پدر پیامبر، یعنی عبدالله است. ابن تومرت نیز نامش محمّد و نام پدرش عبدالله است. از این رو این تشابه اسمی، موجب ادعاهای او گردید.[44]

15.عدم تشخیص معجزه و کرامت از امور خارق عادت

علّت گرایش بسیاری از مردم به مدعیان، دیدن برخی امور غیر متعارف و خارق عادت می‌باشد که مردم تصور می‌‌کنند این امور، معجزه و کرامتی است که خدا به آنها عطا کرده است. از جمله می‌‌توان حسین بن منصور حلاج را نام برد که با کارهای خارق عادتش موجب جذب مردم شده بود چون اینها را کرامت و نتیجة روحانیت و معنویت او می‌‌پنداشتند.[45] 

علت گرایش مردم به قاضی شرف الدین ابراهیم مدعی مهدویت، ادعای صدور کرامات و خوارق عادات به همراه زهد نمایی او بوده است. قائل بودند اگر دعا بر سنگریزه بخواند سنگریزه سواری جوشن پوش می‌‌شود.[46]

علت گرایش مردم به ملا هدایت درندی شافعی دیدن برخی خوارق عادت و شعبده از او بود که می‌‌پنداشتند کرامت است و اهالی دهدشت که از سادات و شافعی مذهب بودند از خروج او اظهار شادمانی می‌‌کردند و مهمانی راه می‌‌انداختند.[47]

16.تأویل گرایی

تأویل‌‌گرایی منجرّ به توقیت و یا تطبیق و انحرافات دیگر می‌‌شود که خود عاملی برای پیدایش جریانات انحرافی می‌‌باشد. در بسیاری از جریانهای انحرافی نوعی تأویل‌‌گرایی دیده می‌‌شود، ظاهر برخی نصوص را بر اساس اهداف خود تأویل می‌‌کنند از جمله فرقه‌‌ی یمانی(احمد بصری)  پرچم حضرت را به حاکمیت خداوند، سلاح را به علم تأویل می‌‌کنند.[48] یا برزنجی صیحة آسمانی را به رادیو و اشراق زمین را به نور پروردگار در زمان ظهور را به اختراع برق تأویل می‌‌کرد.[49] شخص دیگر، فضل الله حروفی است که سخت گرفتار تأویل بوده و متهم شد که فروعات فقهی را حذف کرده است. و سال ظهور مهدی را از زمان هجرت پیامبر به اندازة حروف بسم الله می‌‌دانست.[50] مورد دیگر در تطبیق شاه طهماسب به دولت آخرالزمانی و مقدمة ظهور است که بسیار زیاد از علم حروف استفاده شده از جمله اینکه تاریخ جلوس همایون با عدد لفظ آخرالزمان موافق است.[51]

17. رجوع مردم به افراد غیر متخصص و کم ظرفیت

در جریان انحرافی محمود عرفانیان به جهت گرایش مردم به ایشان جهت کلاس های دینی و یا تعبیر خواب و گرفتن ذکرهای خاص جهت برطرف شدن مشکلات موجب شد، ادعای ارتباط با حضرت و دارا بودن چشم برزخی را نیز مطرح سازد و عدّه‌‌ای را فریب دهد.[52]

18.عدم شناخت مبانی و معیارهای فقهی و اصولی

مدعیان برای اثبات خود به چیزهایی استناد می‌‌کنند که از نظر شرع و مبانی فقهی و اصولی، حجیت ندارند و چون پیروان نسبت به این مسأله شناخت ندارند دچار انحراف می‌‌گردند. مانند استناد به رویا و استخاره جهت اثبات حقانیت در فرقة یمانی بصری[53]، و یا جریان عبدالوهاب بصری که پیروانش ادعاهای او را در مورد دریافت کلام معصوم در خواب را بر فتوای فقها ترجیح می‌‌دادند.[54] در مورد ادعای مهدویت شخص محمد بن عبدالله قحطانی، علت اصلی این اعتقاد از سوی او و پیروانش خواب‌‌هایی بود که در این باره دیده می‌‌شد.[55] خود قحطانی می‌‌گوید: اوائل که به من مهدی منتظر می‌‌گفتند: یک شوخی حساب می‌‌کردم تا این که شمار خواب‌‌هایی که من را به عنوان مهدی می‌‌دیدند زیاد شد و کم کم جدی گرفتم.[56] فضل الله حروفی به جهت اثبات مهدویتش از خواب و این که در خواب مورد تأیید حضرت علی ع قرار گرفته استفاده می‌‌کرده است.[57] عبد الزهره البدیری موسس جیش المهدی دلیل کارش را دستور حضرت در خواب به تاسیس آن جریان بیان می‌‌کند.[58] فراش یک مدرسه در سبزوار با استناد به رویا در دهه بیست ادعا کرد امام مهدیQرا به خواب دیده که به او گفته تو نمایندة من هستی و به مردم بگو لازم نیست نماز صبح بخوانید.[59]

19.خلأ معنویت و عرفان ناب اسلامی در جامعه

یکی از عوامل ایجاد جریانات انحرافی، خلأ مباحث معنوی و عرفان اسلامی در جامعه خصوصاً معارف جذاب مهدویت است که زمینه را برای مدعیان فراهم می‌‌کند. مردم بخصوص قشر مذهبی علاقة زیادی به مباحث عرفانی و مهدوی دارند و چون افراد متخصص و مباحث ناب عرفانی در جامعه کمرنگ است مدعیان براحتی از این فضا بهره می‌‌برند. از جمله علی یعقوبی که با طرح مباحث عرفانی خصوصاً در زمینة مهدویت، اقشار مذهبی را به خود جذب می‌‌کند. وی سلسله جلسات و نیز جزواتی در زمینة به سوی ظهور و بهشت ظهور داشته و منتشر ساخته است. [60] او هدف از طرح این مباحث را آشنایی با صحنه‌‌های آخرالزمان می‌‌داند. او یکی از صحنه‌‌ها را ترکیب شدن عوالم دنیا با برزخ و اداره شدن دنیا با قوانین برزخی در نزدیکی ظهور امام زمانQمی‌‌داند.[61]

20.عدم تشخیص الهامات شیطانی از الهامات ربانی

ابن حجر در مورد ادعای مهدویت احمد بن عبدالله هاشم معروف به ملثم نوشته که در سال 689ق گفت: خداوند را بارها ملاقات کرده و به آسمانهای هفتگانه به معراج رفته، و خدا به او گفته است که او همان مهدی است و نیز رسول الله[ را دیده و او نیز گفته که او از نسل من و همان مهدی است.[62]

 ابن تیمیه نیز می‌‌گوید: در روزگار ما تعدادی از مشایخ را می‌‌شناسم که زاهد و عابدند و هر کدام بر این باورند که مهدی هستند؛ چرا که آنان بر این باورند که خدا آنان را به این نام مخاطب ساخته، در حالیکه شیطان آنان را  مخاطب ساخته است. یکی از آنان احمد بن ابراهیم بوده است. به او گفته می‌‌شود: احمد و محمّد در واقع یک اسمند، و ابراهیم خلیل نیز جدّ رسول الله[ بوده، نام پدر تو نیز ابراهیم است. بدین ترتیب نام تو همنام پیامبر و نام پدر تو همنام پدر پیامبر است. بدین ترتیب مهدویت او ثابت می‌‌شود.[63]

21.القائات سوء اطرافیان

سید احمد بن محمّد بریلوی با ادعای مهدویت و اصلاح امور در هند ظاهر شد. علت ادعاهایش، القائات استادش شاه ولی الله دهلوی بود که سبب شد او خود را صاحب الزمان و مهدی منتظر بداند؛ کسی که باید اوضاع مسلمانان هند را اصلاح کند. وی متأثر از حرکت وهابیون بود، توانست شمار زیادی از مردم را به سوی خود جلب کند، آن چنان که مهدویّت او را بپذیرند. کار او نشر تفکّر وهابیت در هند تحت پوشش جریان اصلاحی و مهدویت بود.[64]

 

 

جمع‌‌بندی

در جمع‌بندی آنچه گذشت، باید گفت: جریانات انحرافی در خلأ و فقر فرهنگی ظهور و بروز دارند و ریشة عمدة انحرافات، جهل و عدم شناخت کافی از مبانی دینی و رجوع به طاغوت‌‌ها و خواص و دانشمندان جور است، از این رو راهکار پیشگیری و درمان همان است که در حدیث ثقلین آمده است و آن رجوع به منبع اصیل معرفتی یعنی قرآن کریم و نیز رجوع به مفسّر و مجری آن یعنی عترت رسول اسلام صلّی الله علیه و آله است. و در عصر غیبت امام مهدیQوظیفة عمومی مسلمانان جهت مصونیّت خود از گمراهی و غرق شدن در گرداب جریانات انحرافی، رجوع به فقها و کارشناسان دینی و افزایش معرفت دینی از طریق آنان خصوصاً در زمینة مهدویت است. از این رو ضرورت دارد که بطور خاص در زمینة مهدویّت اوّلاً دانشمندان و کارشناسان خبره تربیت شوند، ثانیاً معارف مهدوی، غنی سازی و بروز رسانی شوند، خصوصاً در مواجهه با جریانات انحرافی، ثالثاً آموزش معارف مهدوی در جامعه فراگیر و همگانی شود تا زمینة پیدایش جریانات انحرافی در جامعه بطور کامل ریشه‌‌کن شود و از بین برود.

 

 

کتابنامه

*قرآن کریم

  1. ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبة للنعمانی، تهران، چاپ: اول، 1397ق.
  2. ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، چاپ: دوم، 1395ق.
  3. ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد، ‌تاریخ ابن خلدون، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363ش.
  4. اسحاقیان، جواد، پیچک انحراف، 1جلد، بنیاد فرهنگى حضرت مهدى موعودQ، قم، چاپ:1، 1388 ه.ش.
  5. جعفریان رسول، مهدیان دروغین، انتشارات علم، تهران، چاپ اوّل، 1391ش.
  6. حجامی، حسین، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، چاپ اوّل، تابستان 1395ش.
  7. حیدری آل کثیری، محسن، بررسی جریان جدید مدّعی یمانی (احمدالحسن)، فصلنامه انتظار موعود، شماره 34، سال یازدهم، بهار 1390ش.
  8. سبحانی جعفر، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامی، 5جلدی، موسسه امام صادقG، قم، چاپ سوم، 1390ش.
  9. طوسى، محمد بن الحسن، الغیبة (للطوسی)، ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1411ق.
  10. عرفان، امیرمحسن، قبیله تزویر: بازخوانی عوامل پیدایش مدعیان دروغین مهدویت وگرایش مردم به آنان، موسسه بنیاد فرهنگی مهدی موعودQ، قم، چاپ: 1، سال 1392ش.
  11. عرفان، امیرمحسن، بازخوانی عوامل پیدایش مدعیان دروغین مهدویّت و گرایش مردم به آنان، فصلنامه انتظار موعود، سال نهم، شماره 30، پائیز 1388ش.
  12. قاضی نعمان، ابی حنیفه نعمان بن محمد، افتتاح الدعوة، تحقیق فرحات الدشراوی، تونس، الشرکة التونسیة، بی‌تا.
  13. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
  14. مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، قم، چاپ: اول، 1413 ق.
  15. موسوی خمینی روح الله، صحیفه امام، 21جلدی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چاپ اول، ‏ پاییز 1378.
  16. نصوری، محمد رضا، متمهدیان و مهدیان دروغین، فصلنامه انتظار موعود، شماره 8 و9، سال سوم، تابستان و پائیز 1382ش.
  17. نصوری، محمد رضا، متمهدیان و مهدیان دروغین، فصلنامه انتظار موعود، شماره10، سال سوم، زمستان 1382ش.
  18. نقی‌‌پور، طیبه – سلیمیان، خدامراد، بازخوانی عوامل پیدایش و انحطاط انشعابات انحرافی شیعه در غیبت صغرا، فصلنامه انتظار موعود، سال سیزدهم، شماره 42، پائیز 1392ش.

 

 

 
[1]. سطح4مهدویت، ایمیل: Alim313@chmail.ir
. [2]سبحانی، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامی، ج1، ص77.
[3]. قاضی نعمان، افتتاح الدعوة، ص73.
[4]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص 60-61.
[5]. ابن خلدون، ‌تاریخ ابن خلدون، ج1، ص328.
[6]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 37.
[7]. مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص233.
[8]. نصوری، مقاله متمهدیان و مدعیان مهدویت(1)، ص291.
[9]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص484؛ « و امّا حوادث واقعه، در باره آن مسائل به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجّت من بر شما هستند من نیز حجّت خدا بر آنها هستم.»
[10]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص: 125.
[11]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص: 118.
[12]. سوره یوسف، آیه 87.
[13]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، صص 326-329.
[14]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص516 ؛ «و به زودى کسانى نزد شیعیان من آیند و ادّعاى مشاهده کنند بدانید هر که پیش از خروج سفیانىّ و صیحه آسمانى ادّعاى مشاهده کند دروغگوى افترا زننده است‏.»
[15]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة ؛ ج‏2 ؛ ص484؛ « و امّا حوادث واقعه، در باره آن مسائل به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجّت من بر شما هستند من نیز حجّت خدا بر آنها هستم.»
[16]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص: 121.
[17]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص: 328؛ « و از علامات قیام او: خروج سفیانى از شام و خروج یمانى از یمن و صیحه آسمانى در ماه رمضان و نداى آسمانى است که منادى او را به نام خودش و نام پدرش مى‏خواند.»
[18]. حیدری آل کثیری، مقاله بررسی جریان جدید مدّعی یمانی (احمدالحسن)، ص175.
[19] . نعمانی، الغیبة، ص: 255؛ «خروج سفیانىّ و یمانىّ و خراسانىّ در یک سال و یک ماه و یک روز واقع خواهد شد با نظام و ترتیبى همچون نظام یک رشته که به بند کشیده شده هر یک از پى دیگرى‏.»
[20]. نعمانی، الغیبة للنعمانی، النص، ص: 300؛ «سفیانىّ از حتمیّات است و خروج او در ماه رجب خواهد بود و از آغاز خروجش تا پایانش جمعا پانزده ماه است که در شش ماه آن جنگ و پیکار مى‏کند، و چون شهرهاى پنجگانه را به تصرّف درآورد نه ماه فرمانروائى خواهد کرد، و یک روز هم بر آن افزوده نمى‏گردد».
[21]. نعمانی، الغیبة للنعمانی، النص، ص: 304؛ «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ: إِذَا اسْتَوْلَى السُّفْیَانِیُّ عَلَى الْکُوَرِ الْخَمْسِ فَعُدُّوا لَهُ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ وَ زَعَمَ هِشَامٌ أَنَّ الْکُوَرَ الْخَمْسَ دِمَشْقُ وَ فِلَسْطِینُ وَ الْأُرْدُنُّ وَ حِمْصٌ وَ حَلَب‏».
[22]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص:183.
[23]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 32و 190.
[24]. همان، ص: 126-127.
[25]. همان، ص: 195.
[26]. همان، ص: 284.
[27]. همان.
[28]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص118.
[29]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص: 128.
[30]. سوره اعراف آیه 187.
[31]. سوره نازعات آیه 42
[32]. سوره لقمان آیه 34.
[33]. بحار الانوار، ج 53، صص1-3، باب 28؛ «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ‏: سَأَلْتُ سَیِّدِیَ الصَّادِقَ ع هَلْ لِلْمَأْمُورِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِیِّ ع مِنْ وَقْتٍ مُوَقَّتٍ یَعْلَمُهُ النَّاسُ فَقَالَ حَاشَ لِلَّهِ أَنْ یُوَقِّتَ ظُهُورَهُ بِوَقْتٍ یَعْلَمُهُ شِیعَتُنَا قُلْتُ یَا سَیِّدِی وَ لِمَ ذَاکَ قَالَ لِأَنَّهُ هُوَ السَّاعَةُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَة أَیَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» الْآیَةَ وَ هُوَ السَّاعَةُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْساها» وَ قَالَ «عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ» ... ٍ قُلْتُ أَ فَلَا یُوَقَّتُ لَهُ وَقْتٌ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ لَا أُوَقِّتُ لَهُ وَقْتاً وَ لَا یُوَقَّتُ لَهُ وَقْتٌ إِنَّ مَنْ وَقَّتَ لِمَهْدِیِّنَا وَقْتاً فَقَدْ شَارَکَ اللَّهَ تَعَالَى فِی عِلْمِهِ وَ ادَّعَى أَنَّهُ ظَهَرَ عَلَى سِرِّه‏»
[34]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 226.
[35]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 230.
[36]. همان، ص: 236.
[37]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص: 350.
[38]. همان، ص 358.
[39]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 277.
[40]. همان، ص: 140.
[41]. موسوی خمینی، صحیفه امام، ج 21، ص 13- 14.
[42]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، صص: 79-81.
[43]. همان، ص: 115.
[44]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 194.
[45]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 257.
[46]. همان، ص: 97.
[47]. همان، ص: 178.
[48]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، صص:284-290.
[49]. همان، ص:214.
[50]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 107.
[51]. همان، ص: 308.
[52]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص:350.
[53]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص:300-303.
[54]. همان، ص: 366.
[55]. همان، ص184.
[56]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 247.
[57]. همان، ص: 107.
[58]. همان، ص: 257.
[59]. همان، ص: 266.
[60]. حجامی، شناخت، بررسی و نقد کلامی جریانهای انحرافی مهدویت، ص:306.
[61]. همان، ص 313.
[62]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 102 به نقل از: الدرر الکامنه، ج1، ص185، ش482.
[63]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 102 به نقل از: منهاج السنه، ج4، ص211.
[64]. جعفریان، مهدیان دروغین، ص: 225-226.