بررسی عملکرد احمد بن اسحاق اشعری قمی در مسئله مهدویت
محمد مهدی صمصامی[1]
چکیده
از خاندانهای بسیار مهم و اثرگذار در تاریخ تشیع از قرن نخست تا قرن چهارم هجری، «خاندان اشعریان» قم است که از میان آنان فقیهان، محدثان و متکلمان بزرگی برخاستند؛ از جمله آنان میتوان به احمد بن اسحاق اشعری قمی اشاره کرد. او از اصحاب سه امام جواد، هادی و عسکریD بوده و مدتی در دوران غیبت صغرا زندگی کرده و از وی روایات و گزارشهای قابل توجهی در حوزه مباحث مهدویت برجای مانده است.
این نوشتار با روش «توصیفی – تحلیلی»، در صدد بررسی چگونگی عملکرد احمد بن اسحاق قمی در خصوص مسئله مهدویت است.
این جستار با واکاوی روایات و گزارشهای مهدوی وی در منابع امامیه، نقش بسزای او را در تبیین ولادت، امامت، غیبت امام دوازدهمQ و رفع تحیر شیعیان امامی به تصویر میکشد. همچنین این نوشتار نقشآفرینی او را در نهاد وکالت و عملکرد وی را در معرفی و تببین جایگاه نایبان نشان میدهد و از چگونگی مقابله احمد بن اسحاق با جریان انحرافی جعفر، فرزند امامهادیG حکایت میکند
واژگان کلیدی: احمد بن اسحاق، امام دوازدهمQ، غیبت صغرا، نهاد وکالت، جعفر فرزند امامهادیG.
مقدمه
از قدیمىترین خاندانهاى شیعى که بیش از یک قرن زعامت دینى و علمى شیعیان را در شهر قم به عهده داشتند، «اشعریان» بودند. اینان از قبایل مشهور عرب در کوفه بودند که در قرن اول، پس از گرایش بعضى از اعضاى این خاندان به مذهب تشیع، تحت اوضاع اجتماعى و سیاسى، به قم مهاجرت کردند.[2] از میان اینان فقیهان، محدثان و متکلمان بزرگی برخاستند که نامدارترین آنان تا پایان دورۀ امامت و آغاز غیبت کبرا، کم و بیش با امامان عصر خود ارتباط داشتند و از آنان حدیث نقل میکردند و گاه برخی از آنها نمایندگی امام عصر خود را در قم رسماً بر عهده داشتند و از این راهها یاریهای فراوان به امامانD و فکر و فرهنگ شیعی کردند. از امامان شیعه، سخنان ستایش آمیزی در مورد اشعریان قم و به ویژه تنی چند از آنان نقل شده است. از شاخصترین عقاید آنان، حساسیت خاص در مورد غلو و غلات است. آنان کوچکترین سخن غلوآمیزی را درباره امامانD برنمیتافتند. از اینرو، بسیاری از راویان را که به زعم آنان در زمره غلات بودند، توثیق نمیکردند.[3] از جمله بزرگان خاندان اشعری، میتوان از احمد بن اسحاق اشعری قمی نام برد. احمد بن اسحاق که از اصحاب سه امام جواد، هادی و عسکریD بوده و مدتی نیز در دوران غیبت صغرا زندگی کرده است؛ علاوه بر روایات فقهی، روایات قابل توجهی در موضوعات کلامی - عمدتاً مسئله مهدویت - برجای مانده است. این پژوهش در صدد است با واکاوی روایات و گزارشهای مهدوی احمد بن اسحاق و گونهشناسی آنان، چگونگی عملکرد او را در مسائل مهم مهدویت آن دوران (سالهای پایانی حیات امام حسن عسکریG و سالهای آغازین غیبت صغرا) همچون جانشینی امام حسن عسکریG، نهاد وکالت و جریانهای انحرافی مدعی امامت (جعفر فرزند امامهادیG) بررسی کند.
زیست نامه
«احمد بن اسحاق بن عبد الله بن سعد بن مالک بن احوص»، که با کنیه «ابوعلی» خوانده شده است؛[4] از تاریخ، محل ولادت و ادوار نخستین حیات وی اطلاعی در دست نیست؛ تنها با توجه به اینکه - به گفته برقی و شیخ طوسی - او از اصحاب امام جوادG (203 – 220 هجری) بوده است؛[5] میتوان احتمال داد ولادت وی به اواخر سده دوم یا اوایل سده سوم مربوط باشد و با توجه به القاب قمی و اشعری[6] میتوان او نیز را از اهالی قم و از خاندان اشعری دانست. برقی و شیخ طوسی در کتاب رجال، وی را از جمله اصحاب امام حسن عسکریG نیز ذکر کردهاند.[7] برقی در زمره اصحاب امامهادیG از احمد بن اسحاق بدون ذکر القاب و کنیه نام برده است،[8] که احتمال دارد مراد وی، احمد بن اسحاق مذکور باشد. قابل ذکر است، شیخ طوسی در کتاب رجال به مصاحبت وی با امامهادیG اشارهای نکرده است؛ اما عبارت نجاشی و شیخ طوسی در کتاب فهرست، نشان از این دارد که او از یاران و راویان امامهادیGنیز بوده است. از احمد بن اسحاق در رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی به «وافد القمیین» تعبیر شده است.[9] با توجه به معنای لغوی «وافد» (رسول)،[10] میتوان گفت که وی به نمایندگی از مردم نزد ائمهD میآمده و سوالات و خواستههای آنان را به ائمهD میرسانده است. نمونهای از آن را شیخ صدوق در کتاب «من لایحضره الفقیه» در باب زکات بیان کرده است.[11] شاید بتوان کتاب وی با نام «مسائل الرجال[12] لابی الحسن الثالثG»[13] را گواه این مطلب دانست. او از خواص یاران امام حسن عسکریG بوده[14] و امامG به او عنایت داشته و از وی تجلیل کرده است.[15] گفتنی است در گزارش شیخ طوسی، احمد بن اسحاق از سوی یکی از ائمهD که نام او برده نشده و با لفظ «رجل» از او یاد شده؛ توثیق شده است.[16] قابل ذکر است که در تعیین مصداق «رجل» در گزارش مذکور، چند دیدگاه مطرح شده و بر سه امام هادی، عسکری و مهدیD تطبیق داده شده است.[17] وی در زمان خود، عالم شهر قم بوده است و نه تنها مردم قم، بلکه از شهرهای دیگر نیز برای یافتن پاسخ سوالات خود به او مراجعه میکردند.[18] احمد بن اسحاق از سوی راویان همعصر خود ستوده شده است و آنان با تعابیری چون «الشیخ الصدوق»[19] و «الثقة المرضی»[20] از وی یاد کردهاند. شیخ طوسی نیز با تعابیری چون «کبیر القدر» و «شیخ القمیین» بر عظمت منزلت وی تاکید کرده است.[21] احمد بن اسحاق علاوه بر نقل روایات از ائمه، از برخی عالمان عصر خویش بهره برده است، که از جمله آنان میتوان زکریا بن آدم قمی،[22] ابوهاشم داود بن قاسم جعفری،[23] بکر بن محمد ازدی[24] و سعدان بن مسلم عامری[25] را نام برد. همچنین شیخ صدوق به روایتی از احمد بن اسحاق به نقل از یاسر، خادم امام رضاG اشاره کرده است.[26] در میان شاگردان احمد بن اسحاق، گروهی از بزرگان و مفاخر طایفه امامیه، همچون احمد بن ادریس اشعری قمی،[27] عبدالله بن جعفر حمیری،[28] محمد بن حسن صفار،[29] علی بن ابراهیم قمی،[30] احمد بن محمد بن خالد برقی[31] و سعد بن عبدالله اشعری قمی[32] دیده میشوند. درباره تاریخ درگذشت وی، دو گزارش متناقض وجود دارد: بر اساس گزارش شیخ صدوق، احمد بن اسحاق در دوران امامت امام حسن عسکریG پس از ملاقات با آن حضرت در بازگشت از سامرا به قم در شهر حلوان (سر پل ذهاب) وفات یافته است؛[33] اما کشی و طبری از حیات وی بعد از شهادت امام حسن عسکریG سخن گفتهاند.[34] براساس روایت کشی، وی در نامهای به امام دوازدهمQ برای سفر حج اذن گرفت و در این سفر، هنگام بازگشت از سفر حج در حلوان (سر پل ذهاب) درگذشت.[35] در داوری میان این دو گزارش، به نظر میرسد گزارش کشی و طبری صحیح باشد؛ زیرا همانطور که آیت الله خویی بیان کرده است، روایاتی مبنی بر حیات احمد بن اسحاق پس از شهادت امام عسکریG وجود دارد،[36] که از آن دسته روایات میتوان به گزارش کلینی از حضور وی پس از شهادت امام حسن عسکریG در جلسه با عثمان بن سعید (نایب اول)، اشاره کرد.[37] میرزا حسین نوری بعد از بیان فضایل وی، در خصوص مزار او مینویسد: «قبرش را مزار معتبرى باید قرار داد که از برکت صاحب قبر و به توسّط او به فیضهاى الاهیه برسند».[38]
نقش احمد بن اسحاق در تبیین ولادت، امامت و غیبت امام مهدیQ
یکی از مسئولیتهای خطیر امام عسکریG، معرفی حضرت مهدیQ به عنوان جانشین خود بود. این مهم زمانی سختتر مینماید که آن حضرت میبایست تولد فرزند خود را از عباسیان پنهان کنند، تا حضرت مهدیQ از گزند آنان در امان بمانند. از این رو، امام عسکریG همزمان با سیاست کتمان تولد امام مهدیQ برابر عموم جامعه، درباره بسیاری از نزدیکان و دوستان، سیاستی متفاوت در پیش گرفتند و به شیوههای مختلف، خبر تولد امام مهدیQ را به گوش ایشان رساندند؛[39] که یکی از آنان، احمد بن اسحاق بود. بنا بر نقل شیخ صدوق، امام حسن عسکریG طی نامهای ولادت امام دوازدهمQ را به وی خبر دادند و از او خواستند که این موضوع را کتمان کند و از مردم بپوشاند.[40] احمد نیز در جهت سیاست مذکور، خبر را به افراد مورد اعتماد خود رساند.[41] همچنین احمد بن اسحاق گفت: شنیدم که امام حسن عسکریG، خداوند را برای اینکه جانشین او را قبل از رحلت به وی نشان داده است، سپاس گفته و به شباهت امام مهدیQ به پیامبر[ و غیبت وی اشاره کردهاند.[42] در گزارش دیگری که احمد بن اسحاق آن را نقل کرده است، هنگامی که ابوهاشم جعفری از وجود فرزند برای امام حسن عسکریG سوال کرد، امام حسن عسکریG به وی پاسخ مثبت داده و در پاسخ به سوال دیگر وی، مبنی بر اینکه اگر برای شما حادثهای رخ داد؛ فرزندتان را کجا بیابیم؟ امامG به شهر مدینه اشاره کردند.[43] احمد بن اسحاق از جمله افرادی است که در دوران حیات امام حسن عسکریG به دیدار امام مهدیQ در سن کودکی امام موفق شده است. در این دیدار، امام حسن عسکریG از ضرورت وجود امام در روی زمین سخن گفته و با تشبیه امام دوازدهمQ به حضرت خضرG و ذوالقرنین به غیبت طولانی امام اشاره کرده و آن را از اسرار الاهی دانسته است. گفتنی است در این دیدار امام مهدیQ برای اطمینان قلبی احمد بن اسحاق، با وی سخن گفته است.[44] از این رو، شیخ صدوق او را از جمله وکلایی نام برده است که علاوه بر دیدار با معجزه امامQ روبهرو شدهاند.[45] بر اساس گزارش دیگری، احمد بن اسحاق، بعد از شهادت امام حسن عسکریG، از عبدالله بن جعفر حمیری درخواست میکند که از عثمان بن سعید (نایب اول) که در جمع آنان حضور داشته است، در خصوص جانشین امام حسن عسکریG سوال کند. حمیری نیز از عثمان بن سعید سوال میکند که آیا جانشین امامG را دیده است و همچنین از نام او سوال میکند. عثمان بن سعید با بیان اینکه وی را دیده است؛ طرح سوال در مورد نام او را حرام دانسته؛ زیرا طرح این گونه سوالات، سبب کنجکاوی عباسیان میشود و در حالی که آنان به این نتیجه رسیدهاند که امام عسکریG، بدون فرزند از دنیا رفتهاند.[46] گفتتنی است روایتی از احمد بن اسحاق در خصوص ظهور امام دوازدهمQ نقل شده است. در این روایت، از پوشش امام در هنگام جنگ، همراهی ملائکه با آن حضرت و برافراشته شدن پرچم رسول خدا[ سخن گفته شده است.[47]
نقش احمد بن اسحاق در نهاد وکالت و تبیین جایگاه نایبان
در کتاب «تاریخ قم»، از احمد بن اسحاق، به عنوان وکیل امام حسن عسکریG در امور موقوفات یاد شده؛[48] طبری نیز وی را وکیل امام حسن عسکریG دانسته است.[49] شیخ صدوق نیز هنگام نام بردن از وکیلانی که به دیدار امام دوازدهمQ موفق شدهاند؛ از احمد بن اسحاق به عنوان وکیلی از اهل قم یاد میکند.[50] همانطور که گذشت، با توجه به این که دیدار مذکور در دوران حیات امام حسن عسکریG بوده است؛ میتوان احتمال داد که این گزارش شیخ صدوق، به وکالت احمد بن اسحاق از امام عسکریG اشاره دارد. به گزارش کلینی، احمد بن اسحاق از امام حسن عسکریG در خواست دستخط میکند تا آن را ملاک راستی آزمایی توقیعاتی قرار دهد که به وی میرسد.[51] این گزارش به نظر میرسد میتواند شاهدی دیگر بر وکالت وی از امام عسکریG باشد. در دوران غیبت صغرا، از اقدامات وی در نهاد وکالت، میتوان به جریان مربوط به حسن بن نضر قمی، از وکلای قم اشاره کرد. به گفته کلینی، حسن بن نضر مقدارى وجوه شرعى برای یافتن وصی امام حسن عسکریG به بغداد آورد. پس از آنکه خانهاى اجاره کرد، تعدادى از وکلا اموالى را به آن خانه آوردند تا خانه پر شد و سپس احمد بن اسحاق نیز با اموالى داخل شد و بر تعجب حسن بن نضر افزوده گردید. بعد از مدت کوتاهی نامه امام مهدیQ به او رسید که در آن، زمان و مکان تحویل اموال بیان شده بود.[52] برخی از محققان معاصر، با استناد به گزارش مذکور، احمد بن اسحاق را یکی از دستیاران نایب اول (عثمان بن سعید) در شهر بغداد دانسته و احتمال دادهاند که نخستین نایب، به دلیل آنکه به خدمات احمد بن اسحاق نیاز داشته، او را از قم فرا خوانده است. گفتنی است محققان پیش گفته، احتمال دادهاند این اقدام احمد بن اسحاق و دیگر وکلا برای زدودن شک و تردید حسن بن نصر انجام شده است.[53] عبارت «دلائل الامامة» نیز گویای آن است که وی در نهاد وکالت در دوران غیبت صغرا و در شهر بغداد تا هنگام وفات، به فعالیت خود ادامه داده است.[54] شیخ طوسی نیز در فصل سفرای امام مهدیQ، احمد بن اسحاق را از جمله افراد مورد اعتمادی ذکر کرده است که نایبان خاص امام دوازدهمQ، توقیعات امامQ را به آنان میدادند.[55] یکی از عواملی که باعث اطمینان و اعتماد مردم به وکلای اربعه شد، تأییدیههایی است که از سوی امامین عسکریینG نسبت به دو وکیل اول یعنی عثمان بن سعید و فرزندش محمد بن عثمان صورت گرفته بود. یکی از این سنخ گزارشها را احمد بن اسحاق برای عبداالله بن جعفر حمیری در دوران غیبت صغرا در جهت توثیق عثمان بن سعید و پسرش (محمد بن عثمان) نقل کرده است.[56] احمد بن اسحاق در مراجعه به امامهادیG سوال میکند در صورت دسترس نبودن امام، حرف چه کسی را بپذیرد؛ امام از عثمان بن سعید نام بردند و او را مورد اعتماد و امین خود معرفی کردند. احمد بعدها همین نکته را از امام حسن عسکریG پرسید که امامG نیز با معرفی عثمان بن سعید در زمان حیات و پس از وفات خود، از او باز هم با عنوان ثقه و امین یاد کردند.[57] مطلب دیگری مشابه روایت مذکور از احمد بن اسحاق بیان شده است، با این تفاوت که در آن روایت، امام حسن عسکریG در جواب احمد بن اسحاق از عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان نام بردهاند و میگویند: «عمرى و پسرش هر دو مورد اطمینان هستند، پس آنچه به شما رساندند، از ناحیه من است و آنچه به شما گفتند از جانب من مىگویند. بنابراین، حرف آنها را بشنو و فرمانبردارشان باش؛ چراکه آنها مورد اطمینان و امین هستند.»[58]
نقش احمد بن اسحاق در مقابله با ادعای امامت جعفر فرزند امامهادیG
احمد بن اسحاق در مقابله با ادعای امامت جعفر، نقش بسزایی داشته است. با آغاز غیبت صغرا و پنهان شدن امام دوازدهمQ، جعفر که فرصت را برای طرح گسترده ادعای خود مناسب دانست، نامهای به یکی از شیعیان امامی فرستاد و در آن نامه خود را قیّم و امام بعد از امام حسن عسکریG دانست. وی همچنین خویش را عالم به حلال و حرام معرفی کرد. آن شخص، احمد بن اسحاق را در جریان نامه جعفر قرار داد و ابن اسحاق نیز نامهای به امام دوازدهمQ نوشت و نامه جعفر را هم داخل آن قرار داد. امامG در پاسخ نامه، جعفر را فردی بیاطلاع از احکام دین معرفی کردند که حتی به تشخیص حلال از حرام قادر نیست. امامGدر ادامه، راهکار امتحان جعفر برای روشن شدن بطلان ادعای او را به احمد بن اسحاق ارائه کردند.[59] جعفر نامه دیگری به احمد بن اسحاق نوشت و از وی اموال اهالی قم را طلب کرد. احمد بن اسحاق با طرح سوالاتی، از جعفر خواست همانگونه که ائمه پیشین به این گونه سوالات پاسخ میدادند، وی نیز جواب سوالات را بدهد؛ ولی هیچگونه جوابی از جعفر دریافت نکرد.[60]
نتیجهگیری
با واکاوی روایات و گزارشهای مهدوی احمد بن اسحاق در مییابیم که احمد بن اسحاق به دلیل جایگاه والایی که نزد امام حسن عسکریG داشته، از معدود افرادی است که از ولادت جانشین و فرزند آن امام اطلاع پیدا کرده و به دیدار او نیز موفق شده است. او پس از آگاهی از ولادت امام مهدیQ و غیبت طولانی مدت وی، با اطلاع رسانی به برخی از شیعیان امامی مورد اعتماد و رفع تحیر آنان در خصوص جانشین امام عسکریG؛ آنان را از انحراف مصون داشت. وی همچنین در معرفی و تبیین جایگاه نایبان امام دوازدهمQ و مقابله با جریان انحرافی مدعی امامت (جعفر فرزند امامهادیG) نقش بسزایی داشته و در نهاد وکالت نیز در دوران غیبت صغرا به عنوان دستیار عثمان بن سعید نقشآفرینی کرده است.
[1]. دانشپژوه سطح چهار مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم. MehSam1357@gmail.com
[2]. حسینزاده شانهچى، اوضاع سیاسى اجتماعى و فرهنگى شیعه در غیبت صغرى، ص 118.
[3]. یوسفی اشکوری، اشعریان، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 9، ص 67.
[4]. نجاشى، رجال، ص 91 و طوسى، فهرست، ص 63.
[5]. برقی، رجال، ص 56 و طوسی، رجال، ص 373.
[6]. نجاشى، رجال، ص 91، و طوسى، فهرست، ص 63.
[7]. برقی، رجال، ص 60 و طوسی، رجال، ص 397.
[8]. برقی، رجال، ص 59.
[9]. نجاشى، رجال، ص 91 و طوسى، فهرست، ص 63.
[10]. جوهرى، الصحاح، ج 2، ص 553.
[11]. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 17.
[12]. در پاره اى موارد، مؤلّفان کتابهاى «مسائل»، درصدد جمع آورى سؤالات دیگر راویان و تنظیم آنها برآمدهاند که از برخى با عنوان «مسائل الرجال» نام برده شده است. این نام گذارى از آنجا است که این رسایل حاوى مجموعهاى از «مسائل» است که «رجال» مختلف با یکى از ائمه معصومD عنوان کردهاند. بدین ترتیب، آشکار مى شود که این کتابها با مباحث رجالى، به معناى شناخت راویان ارتباطى ندارد. (ر.ک: سرخهای، کتب مسائل در نگارشهای حدیثی با تاکید بر مسائل علی بن جعفر، ص 38 – 39).
[13]. نجاشى، رجال، ص 91.
[14]. همان و طوسى، فهرست، ص 63.
[15]. ر.ک: صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 434 و همان، ج 2، ص 384.
[16]. کشی، رجال، ج 2، ص 831 و طوسی، الغیبة، ص 417.
[17]. ر.ک: حجت، نقدی بر انتساب لقب و کنیهای ناسازوار به امام عصرQ، ص 71 – 74.
[18]. ر.ک: صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 454 – 456؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 31، ص 120 و همان، ج 95، ص 351.
[19]. طوسی، الغیبة، ص 287 و 359.
[20]. همان، ص 355.
[21]. همو، فهرست، ص 63.
[22]. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج4، ص 470.
[23]. کلینی، الکافی، ج 1، ص 328.
[24]. حمیری، قرب الاسناد، ص 32، ح 104 و نجاشی، رجال، ص 108.
[25]. کلینی، الکافی، ج 1، ص468.
[26]. صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 341 – 342.
[27]. کلینی، الکافی، ج 3، ص 72.
[28]. حمیری، قرب الاسناد، ص 32، ح 104.
[29]. صفار، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّى الله علیهم، ج 1، ص 129.
[30]. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج4، ص 470.
[31]. برقی، المحاسن، ج 2، ص 493.
[32]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 384.
[33]. ر.ک: همان، ج 2، ص 464 – 465.
[34]. کشی، رجال، ج 2، ص 831 و طبرى، دلائل الإمامة، ص 503.
[35]. کشی، رجال، ج 2، ص 831.
[36]. خویى، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 2، ص 54.
[37]. ر.ک: کلینی، الکافی، ج 1، ص 329 - 330؛ طوسی، الغیبة، ص 243 - 244 و همان، ص 359 – 361.
[38]. نورى، نجم ثاقب در احوال امام غایبQ، ج 1، ص 420.
[39]. غنوی، طرحاندیشه مهدویت در کلمات امام عسکریG، ص 13.
[40]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 433 – 434.
[41]. ابن بابویه، الامامة و التبصرة من الحیرة، ص 100 و صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 222.
[42]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 408 – 409.
[43]. کلینی، الکافی، ج 1، ص 328 و مفید، الارشاد، ج 2، ص 348.
[44]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 384 – 385.
[45]. همان، ج 2، ص 442.
[46]. ر.ک: کلینی، الکافی، ج 1، ص 329 - 330؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 441 – 442؛ طوسی، الغیبة، ص 243 - 244؛ همان، ص 359 – 361 و همان، ص 355.
[47]. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 119 – 120.
[48]. قمی، تاریخ قم، ص 211.
[49]. طبرى، دلائل الإمامة، ص 503.
[50]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 442.
[51]. کلینی، الکافی، ج 1، ص 513.
[52]. همان، ص 517 – 518.
[53]. حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهمQ، ص 149 – 150.
[54]. طبرى، دلائل الإمامة، ص 503.
[55]. ر.ک: طوسی، الغیبة، ص 415 – 417.
[56]. ر.ک: جهانی فرد و احمدی کچایی، واکاوی چرایی باورمندی شیعیان امامی به وکلای اربعه در غیبت صغرا، ص 132- 133.
[57]. طوسى، الغیبة، ص 354 – 355.
[58]. کلینی، الکافی، ج 1، ص 330 ؛ طوسی، الغیبة، ص 243 و همان، ص 360.
[59]. طوسى، الغیبة، ص 287 – 290.
[60]. خصیبى، الهدایة الکبرى، ص 383.
منابع