Mahdavi Studies

Mahdavi Studies

Political Characteristics of Mahdavi Culture

Author
Student of Level 4 of Mahdism, Political-social Branch, at the Specialized Center of Mahdism of Qom
Abstract
Every culture has dimensions and characteristics with which familiarity seems to be necessary in order to know that culture accurately and deeply. These characteristics can be divided into several axes such as social, economic, political and .... Mahdavi culture is no exception to this and for knowing it comprehensively and completely, special research and attention is needed. One of the areas that can enter and through which we can help explain the Mahdavi culture, is to address its political dimensions and characteristics. In other words, in the age of appearance, by what mechanism will the Imam dismantle the tyranny and expand the justice system? What will be the characteristics of the Mahdavi government? Also, based on the political characteristics of the Mahdavi government, what should be done in the awaiting era and what characteristics governments should have in this period? In this article, 26 political features of Mahdavi culture are mentioned. This article has a socio-political approach and the method used in it is analytical and narrative
Keywords

شاخصه‌های سیاسی فرهنگ مهدوی

ابالحسن قاسم فام[1]

چکیده

هر فرهنگی دارای ابعاد و شاخصه‌هایی است که آشنایی با آن‌ها، برای شناخت دقیق و عمیق آن فرهنگ، ضروری به نظر می‌رسد. این شاخصه‌ها قابل‌تقسیم به محورهای متعددی مانند اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... است. فرهنگ مهدوی نیز مستثنا از این مطلب نبوده و برای شناخت جامع و کامل آن، نیاز به کنکاش و توجه ویژه است. یکی از فضاهایی که می‌شود در آن وارد شد و از آن طریق به تبیین فرهنگ مهدوی کمک کرد، پرداختن به ابعاد و شاخصه‌های سیاسی آن است. بدان معنا که در عصر ظهور، حضرت با چه مکانیسمی بساط ظلم‌وجور را برچیده و بساط عدل‌وداد را خواهد گسترانید. ویژگی‌های حکومت مهدوی چه خواهد بود؟ همچنین با تأسی به خصوصیات سیاسی حکومت مهدوی، در عصر انتظار چه باید کرد و حکومت‌ها در این دوره از چه شاخصه‌هایی باید برخوردار باشند؟ در این مقاله به 26 شاخصه سیاسی فرهنگ مهدوی اشاره شده است. این نوشتار، رویکردی سیاسی - اجتماعی داشته و روش به‌کاررفته در آن، روش تحلیلی و نقلی است.

واژگان کلیدی: امام مهدی4، فرهنگ، فرهنگ مهدوی، شاخصه‌های سیاسی، حکومت.

مقدمه

توجه به فرهنگ مهدوی به‌عنوان فرهنگ حاکم در عصر ظهور و فرهنگ الگو و سرمشق در عصر انتظار، امری مهم است. چراکه علقه انسان منتظر را به مطلوبش که امام معصوم باشد تنگاتنگ می‌کند. در آن وقت است که تا حدودی می‌فهمد امام کیست و امامت چیست؟ لازمه حصول این معرفت، توجه به ابعاد مختلف آن است. ولی از آنجا که پرداختن به همه ابعاد فرهنگ مهدوی، مجال بیشتری می‌طلبد، در این نوشتار تنها به شاخصه‌های سیاسی آن اشاره می‌گردد. البته در این زمینه، پژوهش‌هایی صورت گرفته است که هر کدام به‌نوبه خود، درخور تحسین است؛ مانند: کتاب «آسیب‌شناسی جامعه منتظر در آینه روایات» نوشته فرج‌الله عباسی، کتاب «آرمان‌شهر مهدوی در اندیشه سیاسی اسلامی» نوشته محمد سلمان، کتاب «آرمان‌شهر صاحب‌الزمان» نوشته حسین مجدی و... . ولی امتیاز پژوهش حاضر آن است که در شمردن این شاخصه‌ها اهتمام زیاد بر آن بوده که به شاخصه‌های متعدد اشاره شود.

1.     مفهوم‌شناسی

الف) فرهنگ

واژه فرهنگ از جمله واژه‌ها و مفاهیم علوم اجتماعی و انسانی است که با وجود کاربرد بسیار، اتفاق‌نظر چندانی بر سر تعریف آن وجود ندارد. تاکنون بیش از 270 تعریف از فرهنگ ارائه شده است.[2] فرهنگ در لغت عبارت است از: «دانش، ادب، علم و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت»[3] یا «مجموعه آداب‌ورسوم.»[4] اصطلاح فرهنگ نیز دارای تعریف‌های گوناگونی است. عمومی‌ترین تعریفی که از فرهنگ ارائه شده، تعریف «ادوارد بارنت تایلور» است.[5] او فرهنگ را کلیّت درهم‌تافته‌ای تعریف کرده که شامل دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی و عادتی است که آدمی همچون عضوی از جامعه به دست می‌آورد.1 در جای دیگر چنین گفته شده است: «فرهنگ مجموعه‌ای کیفی شامل ارزش‌ها، فرآورده‌های هنری، مذهبی، فلسفی و تجلیات فکری، ذوقی و عاطفی است که ضامن حیات جوامع انسانی و تمدن بشری است.»2 بنا بر تعریف برخی دیگر، فرهنگ به مجموعه باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها گفته می‌شود که افراد انسانی در طول سالیانی طولانی بدان دست یافته و آن را از نسلی به نسل دیگر انتقال داده‌اند.3 با توجه به تعاریف مختلفی که برای فرهنگ ارائه شده است، می‌شود آن را چنین نیز تعریف کرد: «فرهنگ، جریان یا نظام قانونمند و هدف‌داری متشکل از باورها، ارزش‌ها و هنجارها در شخصیت درونی ماست که محصول انتخاب ما بوده و ما با آن مأنوسیم و شأنیت دارد که بایدها و نبایدهای زندگی ما را تعریف کند.»

نکته حائز اهمیت در اینجا آن است که وقتی صحبت از فرهنگ می‌شود، آن را دو گونه می‌توان لحاظ کرد: یکی فرهنگ آرمانی و مطلوب که بر ارزش‌های معنوی و آموزه‌های اعتقادی هر جامعه منطبق است. دیگری فرهنگ موجود، که با فرهنگ آرمانی فاصله بسیار دارد.4 فرهنگ آرمانی، آن است که الگوهای رفتاری آشکار و رسماً تأییدشده را دربر می‌گیرد. در حالی که فرهنگ موجود، آن چیزی است که عملاً بر جامعه حاکم است.[6]

ب) فرهنگ مهدوی

در یک نگاه کلی، فرهنگ مهدویت به‌معنای مجموعه‌ای از دانش‌ها، آداب و علوم مربوط به حضرت ولیّ‌عصر4 است.6 به عبارتی دیگر، فرهنگ مهدویت به مجموعه‌ای از نگرش‌ها و ارزش‌ها و هنجارهای مربوط به ظهور منجی موعود از سلاله پاک پیامبر اسلام6 اطلاق می‌شود. بنابراین، فرهنگ مهدویت ریشه در تاریخ بشر دارد و تمامی ادیان الهی از همان آغاز، منادی ظهور منجی موعود بوده‌اند.7

با توجه به دو گونه‌ای که برای فرهنگ ذکر شد، فرهنگ مهدوی را نیز می‌توان در قالب دو برداشت اصلی بررسی کرد:

نوع اول فرهنگ مهدوی، فرهنگ آرمانی است که در عصر ظهور، توسط امام زمان4 بر مبنای باورها و ارزش‌های حقیقی اسلام در جامعه جهانی تحقق خواهد یافت. بنابراین، یک فرهنگ دینی جهان‌شمول و آرمانی را شکل می‌دهد. اما نوع دوم آن، ذیل عنوان «فرهنگ انتظار» قابل‌ترسیم است. فرهنگ انتظار، فرهنگی است که در عصر غیبت امام شکل می‌گیرد. چنین فرهنگی بر محور همان باورهای زیربنایی و با الگوگیری از چشم‌انداز آرمانی «فرهنگ مهدوی» تحقق می‌یابد.1

منظور ما از فرهنگ مهدوی در این نوشتار، فرهنگی است که جامع هر دو گونة آن باشد. بنابراین، فرهنگ مهدویت مجموعه‌ای از آیین‌های اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، مدیریتی، معرفتی و فقهی است که پیامبر6 بر پایه وحی الهی برای هدایت انسان به ارمغان آورده و در طول دو قرن و نیم امامت اوصیای برحق او که عالمان ربانی و مخصوص الهی‌اند، تبیین، تشریح و تفسیر شده است. در نهایت نیز به وجود مقدس نورانی حضرت مهدی4 منتهی می‌گردد. در دوران غیبت صغرا به‌وسیله سفیران چهارگانه آن حضرت با هدایت و رهبری آن ذخیره عدل الهی جریان یافته است. در دوران غیبت کبرا نیز منتظران، انتظار خود را در آن چارچوب پی‌ریزی و تعریف می‌کنند.2 

ج) شاخصه سیاسی

«شاخصه‏» از ماده «شخوص» (بر وزن خلوص) در اصل به‌معناى خارج‌شدن از منزل یا خارج‌شدن از شهرى به شهر دیگر است. از آنجا که هنگام تعجب و خیره‌شدن چشم، گویى مى‏خواهد چشم انسان بیرون بیاید، به این حالت نیز شخوص گفته شده است. این حالت، حالتى است که در محشر به گنهکاران دست مى‏دهد. آن‌چنان خیره مى‏شوند که گویى چشم‌هایشان مى‏خواهد از حدقه بیرون بیاید.3

مفهوم سیاست نیز به مفهوم «عمل اخذ تصمیم و اجرای آن برای کل جامعه1» یا «تدابیری که حکومت به منظور اداره امور کشور اتخاذ می‌کند،»2 گفته می‌شود.

بنابراین، شاخصه‌های سیاسی یک چیز یعنی ویژگی‌های آشکار و روشن آن در مقام تصمیم‌گیری و اجرا یا در مقام تدبیر امور.

2.     شاخصه‌های سیاسی فرهنگ مهدوی

با توجه به مطالب پیشین، مراد ما از شاخصه‌های سیاسی فرهنگ مهدوی، خصوصیات بارز و آشکار فرهنگ مهدوی در دوران ظهور یا انتظار، در عرصه تدبیر، تصمیم‌گیری و اجراست. نمونه‌هایی از این شاخصه‌ها عبارت است از:

1.2 تولی و تبری

از شاخصه‌های سیاسی فرهنگ مهدوی، دوستی با دوستان خدا و برائت از دشمنان خداوند است. این شاخصه، فراتر از مرزها است. امروزه منتظران ظهور، دوستان خدا را در هر مکانی که زندگی می‌کنند باید موردتأیید و دشمنان خدا را موردتبری قرار دهند. امام باقر7 به نقل از پیامبر اکرم6 می‌فرماید:

«طُوبَى‏ لِمَنْ‏ أَدْرَکَ‏ قَائِمَ أَهْلِ بَیْتِی وَ هُوَ یَأْتَمُّ بِهِ فِی غَیْبَتِهِ قَبْلَ قِیَامِهِ وَ یَتَوَلَّى أَوْلِیَاءَهُ وَ یُعَادِی أَعْدَاءَهُ ذَلِکَ مِنْ رُفَقَائِی وَ ذَوِی مَوَدَّتِی وَ أَکْرَمُ أُمَّتِی عَلَیَّ یَوْمَ الْقِیَامَة؛3 خوشا بر احوال کسى که قائم اهل‌بیت مرا ادراک کرده و در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد. دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد. چنین کسى در روز قیامت از رفقا و دوستان من و گرامى‏ترین امّت من خواهد بود.»4

البته تبری به این معنا نیست که حکومت‌های اسلامی در عصر انتظار با همه دولت‌ها و ملت‌های غیراسلامی قطع‌رابطه کرده و هیچ‌گونه معاشرت و دادوستدی با آنان نداشته باشند. مهم آن است که هم‌زمان با رفت‌وآمد و معامله با آنان، روح تبری را در خود حفظ کرده و آنچه را که حقیقتاً منافی با تبری است مرتکب نشوند. تولّی و تبرّی دو آموزه شاخص از آموزه‌های اسلامی در زمینه روابط مسلمانان با همدیگر و با غیرمسلمانان است که می‌توان از آن دو به‌عنوان دکترین اسلامی در روابط اجتماعی - سیاسی با همدیگر و غیرمسلمانان تعبیر کرد. در ضرورت پرداختن به این مسئله همین بس که اگر تولی و تبری در سیاست اجتماعی به کار گرفته شود، می‌تواند مسائل اجتماعی مسلمانان را در داخل جامعة اسلامی در رابطه با دیگر حکومت‌‌ها و جامعه‌ها متناسب با آرمان اسلامی سامان دهد و بسیاری از گرفتاری‌های اجتماعی کنونی مسلمانان را اصلاح کند. 

2.2 نفوذناپذیری در برابر دشمنان

خداوند متعال درباره صفات مؤمنان می‌فرماید: «أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرین‏؛1 آن‌ها بر کافران سخت گیرند.»

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌گوید: «جمله «أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرِین»َ کنایه از این است که اولیاى خدا خود را بزرگ‌تر از آن مى‏دانند که اعتنایى به عزت کاذب کفار کنند. کفارى که اعتنایى به امر دین ندارند. همچنان که خداى تعالى پیامبر خود را همین‌طور ادب کرده و به وى فرموده است: «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ؛2 [بنابراین] هرگز چشم خود را به نعمت‌هاى [مادّى] که به گروه‏هایى از آن‌ها [کفّار] دادیم، میفکن! و به‌خاطر آنچه آن‌ها دارند، غمگین مباش! و بال [عطوفت] خود را براى مؤمنان فرود آر!»3

بنابراین افراد جامعه منتظر باید مراقب باشند که دشمنان با فتنه‌انگیزی در آن‌ها نفوذ نداشته باشند و با بهانه‌های فریبنده به اسلام ضربه نزنند.4 ایمان، موجب عزت و نفوذناپذیری انسان در برابر دشمنان می‌شود. اگر جایی برای نفوذ دشمنان و شیاطین در خود قرار داده‌ایم، برای این است که از نظر ایمانی، کوتاهی صورت گرفته است. مؤمن هیچ‌گاه راه نفوذ دشمن را برای خود ایجاد نمی‌کند. حکومت موظف است با ترویج مفاهیم و مبانی دین اسلام و قرآن، استحکام و نفوذناپذیری خود را در برابر دشمنان نشان دهد.

3.2 وحدت و انسجام

وحدت و انسجام در زندگی و کار از ارزش‌های انسانی و از رموز کامیابی است. انسان‌های موفق برنامه داشته و بر اساس اصول مشخص، حرکت می‌کنند. انقلاب‌های رهایی‌بخش و سازمان‌یافته، کمتر با شکست روبه‌رو می‌شوند. انسجام بایستی شاخصه اساسی جامعه منتظر باشد. امام صادق7 اصحاب امام زمان4 را این‌گونه می‌ستاید: «کأنّ قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شکّ أشدّ فی ذات الله من الحجر لو زاحموا الجبال لأزالوها؛1 گویا قلب‌هایشان آهن فولادین است که تردیدی در آن‌ها راه ندارد. در راه خدا از سنگ محکم‌ترند و اگر کوه‌ها مانعشان شوند، آن‌ها را از راه برمی‌دارند.

در روایتی دیگر آمده است: «کأنما رباهم اب واحد و ام واحدة قلوبهم مجتمعة بالمحبة و النصیحة؛2 گویا یک پدرومادر آنان را پروریده‌اند. دل‌های آنان از محبت و خیرخواهی به یکدیگر آکنده است.»3 

4.2 شایسته‌سالاری

در دولت حق، هر صاحب حقی از حق خود بهره‌مند می‌شود و ناحقان، قدرت و نفوذی ندارند. کسی به دلیل ثروت انبوه یا نزدیکی و نسبت با حاکمان، چیزی را مالک نمی‌شود. تمام توان در دست اهل آن است. وقتی چنین بود، دیگر مانعی برای بیان حق نیست؛ زیرا هنگامی که افرادی به‌ناحق چیزی را تصاحب می‌کنند، برای آنکه موقعیتشان به خطر نیفتد اجازه نمی‌دهند حق آشکار شود. پس برای آنکه بتوان حق را در جامعه مطرح کرد باید اول دست کسانی را که حقی ندارند کوتاه کرد. بیشترین همت جامعه زمینه‌ساز باید شایسته‌سالاری باشد. باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی و عمل شود که کسی از حق خود محروم نماند و کسی نیز به‌ناحق مالک و حاکم چیزی نگردد.

این را می‌توان از روایاتی به دست آورد که بیانگر نوع حکومتی از عدل الهی است که توسط بقیة‌الله4 عملی خواهد شد. چراکه چنین روایاتی تنها ناظر به حکومت عصر ظهور نیست؛ بلکه برای عصر غیبت نیز این پیام را دارد که بایستی جامعه منتظر نیز در این مسیر حرکت کند. امام صادق7 می‌فرماید: «وَ یَرُدَّ اللَّهُ الْحَقَّ إِلَى أَهْلِهِ فَیَظْهَرَ حَتَّى لَا یَسْتَخْفِیَ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْق؛‏1 خداوند حق را به اهلش برمی‌گرداند. همین عامل باعث آشکارشدن حق می‌شود؛ طوری که دیگر چیزی از حق از ترس کسی مخفی نمی‌شود.»2

5.2 موضع‌گیری در برابر بدعت‌ها

از شاخصه‌های مهم جامعه عصر ظهور و نیز جامعه منتظر، مبارزه با بدعت‌هاست؛ چه بدعت در اصل دین و چه بدعت‌های مربوط به مهدویت و انتظار. اهمیت موضع‌گیری درباره بدعت از آنجا روشن‌تر می‌گردد که در روایات، یکی از صفات بارز حضرت مهدی4 ازبین‌برنده بدعت شمرده شده است. امام باقر7 می‌فرماید:

«فَلَا یَتْرُکُ‏ بِدْعَةً إِلَّا أَزَالَهَا وَ لَا سُنَّةً إِلَّا أَقَامَهَا؛3 با ظهور آن حضرت هر بدعتی که به وجود آمده باشد از بین خواهد رفت و همه سنت‌ها برپا می‌شود.»

امیرالمؤمنین7 نیز در نکوهش بدعت فرموده‌اند: «وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِکَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَع؛4 هیچ بدعتی در دین ایجاد نمی‌شود مگر آنکه سنتی ترک گردد؛ پس از بدعت‌ها بپرهیزید.»

اهمیت مبارزه با بدعت‌ها تا آنجاست که اهل‌بیت% دستور قتل بدعت‌گذاران را صادر می‌کرده‌اند: «أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ7 أَهْدَرَ مَقْتَلَ‏ فَارِسِ بْنِ حَاتِمٍ- وَ ضَمِنَ لِمَنْ یَقْتُلُهُ الْجَنَّةَ فَقَتَلَهُ جُنَیْدٌ- وَ کَانَ فَارِسٌ فَتَّاناً یَفْتِنُ النَّاسَ وَ یَدْعُوهُمْ إِلَى الْبِدْعَةِ فَخَرَجَ مِنْ أَبِی الْحَسَنِ7 هَذَا فَارِسٌ لَعَنَهُ اللَّهُ یَعْمَلُ مِنْ قِبَلِی فَتَّاناً دَاعِیاً إِلَى الْبِدْعَةِ وَ دَمُهُ هَدَرٌ لِکُلِّ مَنْ قَتَلَهُ فَمَنْ هَذَا الَّذِی یُرِیحُنِی مِنْهُ وَ یَقْتُلُهُ وَ أَنَا ضَامِنٌ لَهُ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةَ؛1 امام هادی7 خون فارس‌بن‌حاتم را هدر اعلام و برای قاتل او بهشت را تضمین کردند. پس از این دستور بود که جنید او را کشت. فارس مردم را به فتنه می‌انداخت و به بدعت فرا می‌خواند. از سوی امام نامه‌ای صادر شد که این فارس که لعنت خدا بر او باد! ادعا می‌کند که از سوی من تبلیغ می‌کند. این کار او فقط برای فتنه‌انگیری و دعوت به بدعت است. بنابراین خونش هدر است. پس چه کسی حاضر است که مرا از دست او راحت کند و من بهشت را برایش ضمانت کنم؟»

این موضع‌گیری می‌رساند که اگر بدعت‌گذار دست از فتنه‌گری خود برنداشت بایستی از میان برداشته شود تا جامعه آرامش خود را به دست آورد.2

6.2 استقرار عدالت فراگیر

مشکل اصلی در جوامع امروزی، آتش ظلم و بیدادی است که بشر را در کام خود فرو برده است. بنابراین، همان‌گونه که ایجاد عدالت از اهداف اصلی همه پیامبران در آغاز رسالت بوده، سرلوحه برنامه‌های منجی عالم نیز خواهد بود. در عصر غیبت نیز جامعه‌ای که رو به کمال موعود گام برمی‌دارد باید برقراری عدالت را در رأس برنامه‌های اصلاحی خود قرار دهد؛ زیرا تمامی ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به‌شدت متأثر از میزان تأمین عدالت در جامعه هستند. بشر در نظام عادل و دادگستر به‌درستی تربیت می‌شود، با آسایش و فراغت به تکلیف تن می‌دهد و به حقوق دیگران احترام می‌گذارد. بشر در سایه این مسئولیت‌پذیری و تعهد به جامعه، به سعادت دست می‌یابد.3

از پیامبر خدا6 نقل شده است که درباره حضرت مهدی4 فرمود: «...یَمْلَأُ قُلُوبَ‏ عِبَادِهِ عِبَادَةً وَ یَسَعُهُمْ‏ عَدْلُه...؛4 دل‌های بندگان را پر از عبادت کرده و عدلش همه را شامل می‌شود.»

در حدیثی از امام باقر7 آمده است: «إِذَا قَامَ‏ قَائِمُنَا... یَعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر؛1 چون قائم ما به‌پا خیزد... در میان خلق خدا – با نیک و بد – به عدالت رفتار می‌کند.»

7.2 حمایت از مستضعفان

در جامعه منتظر حاکمان باید دفاع از مظلوم و بازپس‌گیری حق مستضعفان از چنگ مفسدان را با اقتدا به حضرت مهدی4، سرلوحه کار خود قرار دهند. آن‌ها باید مواظب باشند که مرور زمان یا دخالت‌های دیگران و یا محافظه‌کاری قضات، سبب نشود حق مظلوم از ظالم گرفته نشود.

در بعضی روایات آمده است: «یبلغ من ردّ المهدی المظالم حتى لو کان تحت ضرس إنسان شی‏ء انتزعه حتى یردّه؛2 کار امام مهدی4 درباره پس‌گرفتن حقوق بدان جا رسد که اگر در بُن دندان انسانی حق فردی دیگر نهاده باشد، آن را بازپس گرفته و به صاحب حق برمی‌گرداند.»

آن‌گونه که حضرت علی7 نیز در خطبه آغاز خلافتش فرمود: «هرجا که باشد حق ستمدیده گرفته می‌شود و به او رد می‌گردد.»3

در جامعه منتظر باید مثل جامعه عصر ظهور اقشار ضعیف مورد حمایت‌های مادی قرار گیرند؛ مثلا ستادهایی برای پرداخت بدهی، نفقه و گرفتن حق آنان تشکیل شود تا از حیث عاطفی، معنوی و مادی احساس کمبودی نداشته و از آسیب‌های فردی و اجتماعی محفوظ بمانند. امیرمؤمنان7 در توصیف امام مهدی4 می‌فرمایند: «هیچ برده مسلمانی باقی نمی‌ماند مگر آنکه حضرت او را خریده و آزاد می‌سازد؛ و بدهکاری نیست مگر آنکه وام او را بپردازد. ستمی بر کسی نمی‌رود مگر آنکه داد او را بستاند. کسی کشته نمی‌شود مگر اینکه قرض او را ادا می‌کند و خانواده اش را تحت پوشش کمک‌های خویش قرار می‌دهد.»4

امام باقر7 نیز فرمودند: «...فَیُعْطِیکُمْ فِی السَّنَةِ عَطَاءَیْنِ وَ یَرْزُقُکُمْ فِی الشَّهْرِ رِزْقَیْن؛‏1 در سال دو بار بر شما بخشش می‌فرماید و در هر ماه دو بار روزی می‌دهد.»2

8.2 امام زمان4 به‌عنوان رهبر جهانی آرمان‌شهر3

طبق مبانی اسلامی، اساس جامعه فاضله اسلامی بر محوریت شخص امام بنا شده است. در تمامی منابعی که از آرمان‌شهر سخن گفته شده، چنین آرمان‌شهری به دست فردی مبعوث ساخته خواهد شد. در رایج‌ترین این منابع، پیامبر اکرم6 منجی موعود را فردی از فرزندان خویش معرفی کرده است که روزی ظهور نموده و خداوند او را بر زمین حاکم خواهد کرد. بدین جهت تمامی معصومین% منتظر ظهور آن حضرت بوده‌اند.

بدون تردید حضرت مهدی4 به‌عنوان حجت و امام، کسی است که فقدان وی موجب خالی‌شدن روی زمین از حجت خدا می‌گردد. در روایتی امام صادق7 می‌فرمایند: «لَو بَقِیَتِ الارضُ بِغَیرِ إمامٍ لَساخَت؛4 اگر زمین خالی از حجت بماند، ویران می‌شود.» امام هادی7 نیز در زیارت جامعه کبیره چنین بر نقش امام در جهان هستی اشاره فرموده است: «و خداوند به‌خاطر شما آفرینش را آغاز کرد و از برای شما جهان را پایان می‌دهد. به احترام شما باران فرو می‌ریزد و به جهت شما آسمان را از فرو ریختن بر زمین باز می‌دارد. به‌خاطر شما گرفتاری‌ها و غم و اندوه‌ها را رفع می‌کند و سختی و ناراحتی‌ها را برطرف می‌سازد.»5

منتظران و صاحبان حکومت و قدرت در عصر انتظار همواره باید خود را در محضر امام زمان4 و به‌مثابه یک سرباز برای ایشان ببینند. در دیدگاه یک انسان مؤمن و معتقد، آن حضرت فقط رهبر عصر ظهور نیست؛ بلکه ایشان همیشه باید مقتدا باشد. کسی که چنین اعتقادی پیدا کرد، در انجام وظایف خود، کوشا و بانشاط خواهد بود.

9.2 ترک ظلم‌پذیری و ظالم‌بودن6

این شاخصه، برگرفته از اصل روشن قرآنیِ «لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون»‏1 است. این آیه در حقیقت یک شعار وسیع و پرمایه اسلامى است که مى‏گوید: «به همان نسبت که مسلمانان باید از ستمگرى بپرهیزند، از تن‌دادن به ظلم‌وستم نیز باید اجتناب کنند. اصولاً اگر ستم‌کش نباشد، ستمگر کمتر پیدا مى‏شود؛ و اگر مسلمانان آمادگى کافى براى دفاع از حقوق خود داشته باشند کسى نمى‏تواند به آن‌ها ستم کند. باید پیش از آنکه به ظالم بگوییم ستم مکن، به مظلوم بگوییم که تن به ستم مده.»2

10.2 سامان‌دهی به مطالبات مشروع و معقول شهروندان3

تاریخ نشان داده است که حکومتی دوام و پایداری بیشتری دارد که به تأمین نیازهای عمومی توجه بیشتری داشته است. این اصل در حکومت مهدوی نیز جریان دارد. نکته حائز اهمیت در اینجا مشروعیت و معقولیت مطالبات است. بدان معنا که نباید حکومت، تابع محض و بی‌قیدوشرط توده مردم باشد. وظیفه حکومت آن است که هرجا درخواستی مقبول از مردم شنید، جامه عمل بپوشاند و هرجا که دید مردم در مطالبه به کژی راه رفته‌اند، آنان را توجیه کرده و به راه حق آورند.

11.2 حاکمیت جامع قرآن4

حکومت مهدوی، سرمنزل مقصود همه انبیا و ائمه% است. در آن دوران است که آخرین کتاب آسمانی که جامع همه تعالیم وحیانی است به‌طور کامل حاکمیت یافته و محور همه‌چیز قرار می‌گیرد. جامعه منتظر نیز با تأسی به آن دوران باید در پیاده‌سازی حداکثری احکام قرآن سعی و کوشش کند.

12.2 همدلی همه نیروها در خدمت‌رسانی5

مردم در نظام سیاسی مهدوی، مردمی حاضر در صحنه و همراه با امام زمان4 هستند. آنان از باب «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرات»6 در انجام وظایف و یاری‌رساندن به دیگران با یکدیگر رقابت کرده و تنها هدفشان، جلب رضایت خداوند و امام زمان4 است.

13.2 تقدم ارزش‌های معنوی بر مصالح مادی1

اصل زندگی انسان، توجه به خدا و رعایت معنویات است؛ زیرا آدمی در سایه معنویات به کمال حقیقی خویش رسیده، به هدف آفرینش نزدیک می‌شود. زندگی مادی وسیله‌ای برای رسیدن  انسان به این هدف است. بر این اساس اگر به‌دست‌آوردن مادیات مانعی برای رسیدن به معنویات باشد و انسان مجبور شود که حتما یکی را به دست بیاورد باید معنویات را انتخاب کند. یعنی مادیات باید وسیله‌ای باشد که انسان را به معنویات که هدف اصلی است، برساند. در نتیجه، انسان باید وسیله را فدای هدف کند و از مادیات بگذرد. مباحث سیاسی جامعه نیز مستثنا از این امر نبوده و نگاه آدمی در عرصه تدبیر امور جامعه، باید این‌چنین باشد.

14.2 منزلت‌نداشتن کارگزاران ناصالح در حکومت مهدوی

معیار عزل و نصب‌ها در حکومت امام زمان4، حق و عدل است. از این رو دولتمردان او همگی صالح و متعهد خواهند بود. هرکه با شیوه الهی او منطبق و هماهنگ نباشد، کنار گذاشته خواهد شد. با هیچ‌کسی نیز بر سر معیارها و ارزش‌ها مصالحه نخواهد شد. با تمسک به این سیره، در جامعه منتظر نیز باید شایسته‌سالاری حاکم باشد و با اجتناب از رانت‌خواری و حزب‌بازی، کار را به افرادی که دارای تدین، تعهد و تخصص هستند، سپرد. از طرفی نیز بدون محافظه‌کاری و مماشات با مدیران فاقد این صفات برخورد کرده و شایستگان را جایگزین آن‌ها قرار دهیم.2

امیرمؤمنان7 می‌فرمایند: «لَیَنْزِعَنَ‏ عَنْکُمْ قُضَاةَ السَّوْءِ... وَ لَیَعْزِلَنَّ عَنْکُمْ أُمَرَاءَ الْجَوْرِ وَ لَیُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ غَاشٍّ وَ لَیَعْمَلَنَّ بِالْعَدْل؛‏3 به‌راستی او (مهدی) قاضیان زشت‌کردار را برکنار می‌کند... و حکمرانان ستمگر را برمی‌دارد و زمین را از هر ستمگری پاکیزه می‌کند و خود به عدالت رفتار می‌نماید.»

15.2 آسیب‌شناسی دولت و نظام‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی1

آسیب‌شناسی از مهم‌ترین تدابیر و شاخصه‌های سیاسی یک حکومت است. حکومتی که آسیب‌شناسی نشود، از سویی نیروهای مثبت را مغرور کرده و آن‌ها جز نقاط قوت خودشان، چیزی را نمی‌بینند. از سویی دیگر، نیروهای ناکارآمد و فرصت‌طلب را بر اقدام کارهای خلاف عدالت، جری خواهد ساخت. این شاخصه بیشتر مربوط به حکومت‌های عصر انتظار است.

16.2 توجه به رفع نیازهای کارکنان و کارگزاران

هدف اصلی به‌کارگماری افراد در هر حکومتی رسیدن به اهداف آن حکومت است. این امر نیز بدون حضور کارکنان، محال و ناشدنی است. بنابراین حاکم جامعه علاوه بر شناخت اهداف، ظرفیت‌ها، چالش‌ها، مسائل و مشکلات باید نسبت به مراتب نیازهای مادی و معنوی کارکنان نیز شناخت کافی داشته باشد؛ زیرا حاکم باید استفاده از ظرفیت‌ها و رفع موانع و مشکلات را از طریق کارکنان و کارگزاران به انجام برساند. به‌طور قطع و یقین اگر نیازهای کارکنان، شناسایی و در حد توان و مقدورات به آن‌ها پرداخته شود همان کارکنان در رفع موانع و رسیدن به اهداف با انگیزه و با جان و دل کار کرده و موفقیت و پیشرفت حاکم را موفقیت خود می‌دانند. اما اگر حاکم به هر دلیلی نسبت به خواسته‌ها و نیازهای کارکنان بی‌تفاوت باشد لطمات جبران‌ناپذیری به حکومت وارد می‌شود. اگر به حد وافی، نیازمندی‌های کارکنان و کارگزاران تأمین نگردد، امکان به‌وجودآمدن مشکلات افزایش می‌یابد.2

امیرمؤمنان7 به مالک اشتر می‌فرماید: «أَسْبِغْ‏ عَلَیْهِمُ الْأَرْزَاقَ فَإِنَّ ذَلِکَ قُوَّةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلَاحِ‏ أَنْفُسِهِمْ وَ غِنًى لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَیْدِیهِمْ وَ حُجَّةٌ عَلَیْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَکَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَک؛3 روزى فراوان بر آنان ارزانى دار، که با گرفتن حقوق کافى در اصلاح خود بیشتر مى‏کوشند و با بى‏نیازى، دست به اموال بیت‌المال نمى‏زنند و اتمام حجّتى است بر آنان که اگر فرمانت را نپذیرند یا در امانت تو خیانت کنند.»

17.2 مردم‌پروری1

پایداری هر حکومتی رابطه مستقیم با مردم‌پروری آن حکومت دارد. از همین جهت برای بقا و استمرار حاکمیت باید با مردم همراهی کرد. امیرالمؤمنین7 می‌فرماید: «دورترین افراد و دشمن‌ترین آن‌ها نزد تو کسی باشد که پیش تو، از دیگران عیب‌جویی می‌کند؛ زیرا در مردم عیب‌هایی هست که والی، سزاوارترین شخص برای پوشاندن آن‌هاست. از عیب‌های آنچه از نظر تو پنهان مانده، مخواه که آشکار شود؛ زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه‌سازی چیزهایی است که بر تو آشکار بوده است. خدا بر آنچه از نظرت پوشیده مانده، داوری نخواهد کرد. عیب‌های دیگران را بپوشان تا خداوند عیب‌های تو را بپوشاند. در کنار عیب‌پوشی، گشودگی سینه رهبر یا رهبران است که در حل‌کردن کینه‌ها، نقش مهمی دارد. گره هر کینه را بگشا و از دل بیرون کن و رشته عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته شده، به تغافل بزن و گفته سخن‌چینان را تصدیق مکن.»2

18.2 پرهیز از خشونت در تعامل با معارضان در ابتدای امر3

استراتژی پرهیز از خشونت تا حد ممکن، رویّه اولیای خداست که البته عقل نیز به آن حکم می‌کند. به صرف ایجاد یک نگاه معارض نباید آن را کوبید؛ بلکه باید زمینه‌ها و بسترهای ایجاد آن را بررسی و سپس در آن‌باره حکم کرد. یکی از مصادیق این استراتژی، عدم قصاص پیش از وقوع جنایت است؛ همانند آنچه در مورد خروج طلحه و زبیر از کوفه و حرکت به طرف بصره به بهانه انجام اعمال عمره اتفاق افتاد. امام علی7 هنگام خداحافظی آنها، به آن دو تذکر داد؛ ولی نه‌تنها عقوبتشان نکرد، بلکه آن‌ها را ممنوع‌الخروج نیز نکرد. آن حضرت تنها به اخذ بیعت مجدد بر عدم خروج از ولایتش بسنده کرد.4

19.2 وفاق ملت‌ها و امت‌ها

در آخرالزمان، دشمنان دین با استفاده از شعار «اختلاف بینداز، حکومت کن» تلاش می‌کنند جلوی رشد فزاینده اسلام را بگیرند یا حداقل آن را کند کنند. برای مقابله با این حربه دشمن، ملت اسلامی و دولتمردان در سراسر عالم وظیفه دارند با الگوگیری از حضرت مهدی4 در صدد ایجاد وفاق ملی و اتحاد اسلامی باشند. از این رهگذر می‌توانند اصل اسلام را از فتنه‌های آخرالزمانی محفوظ داشته و زمینه ظهور رهبر بزرگ اسلام را فراهم کنند. روش حکومت حضرت این‌چنین است: از امام صادق7 درباره حضرت مهدی4 چنین نقل شده است: «أَنْ یُظْهِرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْحَقَّ وَ الْعَدْلَ فِی الْبِلَادِ وَ یُحْسِنَ حَالَ عَامَّةِ الْعِبَادِ وَ یَجْمَعَ اللَّهُ الْکَلِمَةَ وَ یُؤَلِّفَ بَیْنَ قُلُوبٍ مُخْتَلِفَة؛1 خداوند عزوجل به واسطه او حق را ظاهر و عدل را در شهرها گسترش می‌دهد و حال عموم مردم را بهبود می‌بخشد و وحدت کلمه پدید آورده و بین قلب‌های گوناگون الفت ایجاد می‌کند.»

بنابراین یکی از مهم‌ترین وظایف فرد منتظر، حفظ یکپارچگی و اتحاد شیعیان و پایبندی به عهدشان با امام زمان4 است. هرگونه اخلال در صفوف متحد منتظران، منافی با وظایف دینی آنان و کمک به دشمنان آن حضرت است.2

20.2 پرورش افراد مستعد

مدیران سیاسی – اجتماعی با الگوبرداری از سیره حضرت برای رشد افراد جامعه باید شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی را سرلوحه کار خود قرار دهند. آنان می‌بایست با گذشت و رأفت اسلامی، افرادی را که قابل‌هدایت بوده و دارای استعداد کمال هستند پرورش داده و به کمال برسانند.3

از امام باقر7 نقل شده است که درباره حضرت مهدی4 فرمود: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ یَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولَهُمْ وَ أَکْمَلَ بِهِ أَخْلَاقَهُم؛4 چون قائم ما قیام کند دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقول آن‌ها را متمرکز ساخته و فکرهایشان را به کمال می‌رساند.»

21.2 پناهی برای مردم

مسئولان جامعه منتظر باید با تأسی به سیره امام در جامعه مهدوی در سختی‌ها و مشکلات، پناهگاه مردم باشند. آن‌ها باید تلاش کنند برای مردم، حتی غیرمسلمانان، جاذبه داشته و با سخنان و عملکرد خود، مردم را به‌سوی اسلام ترغیب کنند.

 در روایتی آمده است: «...یأوی الی المهدی امته کما تأوی النحل الی یعسوبها...؛1 امت مهدی به او پناه می‌برند همان‌گونه که زنبورها به دور ملکه خود می‌گردند. همچنین در روایتی نقل شده است: «یَخْرُجُ الْمَهْدِیُّ فِی أُمَّتِی یَبْعَثَهُ اللَّهُ غِیَاثاً لِلنَّاس؛‏2 از میان امت من، مهدی قیام می‌کند، خداوند او را برای فریادرسی مردمان برمی‌انگیزاند.»

بنابراین مسئولان جامعه منتظر باید برای مردم از جهات مختلف اعتقادی، اخلاقی و عملی، در بعد فردی و اجتماعی به‌عنوان پناهگاه و نوعی تسلی‌خاطر در مشکلات روزمره زندگی باشند؛ نه اینکه با رفتار و روش زندگی خود، خاری در چشم اقشار ضعیف جامعه شوند.3

22.2 جلب خشنودی مردم و حفظ ارتباط مردمی

کسانی که به حکومت یا پُست و مقامی رسیدند باید تا جایی که می‌توانند به امور مراجعه‌کنندگان رسیدگی کرده و آنان را خشنود کنند. همچنان که درباره حکومت حضرت مهدی4 می‌خوانیم:

- «یَرْضَى فِی خِلَافَتِهِ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ الطَّیْرُ فِی الْجَوِّ؛4 در روزهای خلافتش، اهل زمین و آسمان و پرندگان هوا خشنود خواهند شد.

- «یَرْضَى عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْضِ... حَتَّى یَتَمَنَّى الْأَحْیَاءُ الْأَمْوَاتَ تَعِیشُ فِی ذَلِکَ سَبْعَ سِنِینَ أَوْ ثَمَانَ سِنِینَ أَوْ تِسْعَ سِنِین؛5 اهالی آسمان و زمین، از او خشنودند... حتی زنده‌ها آرزو می‌کنند ‌ای کاش مرده‌ها نیز هفت، هشت یا نه سال در آن روزگار زندگی می‌کردند.»

حاکمان و مدیران در جامعه اسلامی باید میان مردم زندگی کرده و از وضع زندگی آنان آگاه باشند. اگر مدیران جامعه به‌سبب مصالح امنیتی و... نمی‌توانند میان مردم باشند وظیفه دارند ارتباط مردمی را حفظ کرده و از درددل آنان آگاهی پیدا کنند. همان‌گونه که حضرت مهدی4 در عصر غیبت صغرا ارتباط خود را با مردم از راه وکلا و سفیران حفظ کرد. پس از آن، در عصر غیبت کبرا نیز، خود حضرت هنگام ضرورت به فریاد شیعیان رسیده، رفع گرفتاری می‌کنند. ایشان در توقیع خود به شیخ مفید می‌فرماید:

«إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ‏ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاء؛1 ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده، شما را از یاد نبرده‌ایم. اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان، شما را ریشه‌کن می‌کردند.»2

23.2 نظارت دقیق بر عملکرد کارگزاران

در یک نظام حکومتی، نظارت دقیق بر اجرای صحیح وظایف محوله به زیرمجموعه باعث افزایش امنیت روانی و اجتماعی افراد و جامعه و افزایش عدالت اجتماعی و اقتصادی خواهد شد. در مقابل، عدم نظارت باعث افزایش فساد اجتماعی و تزلزل ارکان نظام خواهد شد. لذا مدیران جامعه منتظر، باید با اقتدا به جامعه مهدوی برای گسترش عدالت در سطح جامعه منتظر، تلاش کنند. رسول خدا6 فرمود: «علامة المهدی أن یکون شدیداً على العمال، جواداً بالمال، رحیماً بالمساکین؛3 از نشانه‌های مهدی، سخت‌گیری در برخورد با کارگزاران، بخشندگی مال، مهربانی و رحمت با تهیدستان است.»4

24.2 بی‌نیازکردن مردم با معنویات

مسئولان باید تلاش کنند با بهره‌برداری از روش امام، مردم را به‌وسیله گسترش معنویات در سطح جامعه و بین افراد و افزایش نورانیت دل‌ها با اشاعه معارف الهی، از امور مادی بی‌نیاز کنند. امام زمان4 نیز در عصر ظهور همین کارها را انجام خواهند داد. از همین رو باید در سطح جامعه طوری برنامه‌ریزی شود که افراد با شناخت کامل نسبت به انسان و جایگاه او در عالم خلقت و با تلاش خود، رذایل اخلاقی مانند آرزوهای طولانی و طمع را از خود دور کرده و در راه کسب فضایل اخلاقی مانند قناعت، ازخودگذشتگی و ایثار گام بردارند تا طعم شیرین بندگی خدا و بی‌نیازی نسبت به خلق را بچشند.

در روایتی از امام صادق7 آمده است: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ‏ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ اسْتَغْنَى النَّاس؛1 چون قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن می‌گردد و مردم، همگی طلب بی‌نیازی می‌کنند.»2

25.2 تلاش برای عمران و آبادی جامعه

جامعه منتظر باید جامعه‌ای شاداب و آباد باشد و دولتمردان و مدیران باید برای رسیدن به این مهم، تلاش وافری انجام دهند. هرچند عمران و آبادانی در سطح جهانی از ویژگی‌های اختصاصی عصر ظهور است که تنها در سایه حکومت آن حضرت پدید می‌آید. ثروت‌ها و امکانات، صرف آبادی زمین و شهرها و روستاها می‌شود. این عمران در همه دنیا که قلمرو حکومت ایشان است مشهود خواهد بود.

امام صادق7 می‌فرماید: «إنّ المهدی یفرّق أصحابه و هم الذین عاهدوه فی أوّل خروجه فیوجّههم إلى جمیع البلدان و یأمرهم بالعدل و الإحسان و کلّ رجل منهم یحکم على إقلیم من الأرض و یعمرون جمیع مدائن الدنیا بالعدل و الإحسان؛3 مهدی اصحاب خویش را در تمامی شهرها می‌پراکند و آنان را به عدالت و احسان فرمان می‌دهد. آنان را حاکمان مناطق مختلف قرار داده و دستور می‌دهد که به آبادانی و سازندگی شهرها بپردازند.»

امام باقر7 نیز می‌فرماید: «القائم منا منصور بالرعب مؤید بالنصر... یبلغ سلطانه المشرق و المغرب... فلا یبقى فی الأرض خراب الا عمر؛4 قائم ما به‌وسیله بیم، یاری شود و با پیروزی تأیید گردد... حکومت او مشرق و مغرب را فراگیرد... پس در تمامی روی زمین خرابی باقی نمی‌ماند مگر آنکه آباد شود.»

پس جامعه منتظر باید برای آبادانی زمین و حفظ محیط‌زیست تلاش کند. باید بکوشد تا خود را به سطح مطلوبی از حیث توسعه علمی و فنی پایدار برساند. از این رهگذر است که زمینه ظهور حکومت امام عصر4 فراهم می‌آید.»5

26.2 قانونمندی کامل

در جامعه مهدوی، زمینه قانون‌شکنی و ظلم و تجاوز به حقوق دیگران از بین می‌رود و در صورت وقوع ظلم، حضرت با قاطعیت برخورد کرده و حق را به حق‌دار خواهد داد. در اثر این قدرت و احاطه، به‌تدریج خود مردم با کنترل درونی و نفسانی خود، جرم و گناه مرتکب نشده و در پی آن، قوانین به‌طور خودجوش رعایت می‌گردند.»1

 

نتیجه‌گیری

از مجموع مباحث مطرح‌شده، روشن شد که با توجه به ابعاد و شاخصه‌های فرهنگ مهدوی، ارتباط و شناخت ما نسبت به وجود مقدس امام زمان4 تقویت شده و ما را با وظایف فردی و اجتماعی خود در عصر انتظار آشناتر می‌کند. در این نوشتار، از بین شاخصه‌ها و جنبه‌های مختلف فرهنگ مهدوی، شاخصه‌های سیاسی آن، مورد تحلیل و بررسی واقع شد. از جمله مهم‌ترین آن شاخصه‌ها می‌توان به وحدت و انسجام، شایسته‌سالاری، حاکمیت جامع قرآن، استقرار عدالت فراگیر، مردم‌پروری و قانونمندی کامل اشاره کرد. امید است که در عصر انتظار، حکومت‌ها با تأسی از حکومت مهدوی عصر ظهور، خود را هرچه بیشتر با آن حکومت موعود و شاخصه‌های آن تطبیق دهند.

 

  1.  

 

 

 

 

[1] . دانش پژوه سطح 4 مهدویت گرایش سیاسی اجتماعی مرکز تخصصی مهدویت قم؛ ghasemfam67@gmail.com

[2]. ابوالقاسمی، به‌سوی توسعه فرهنگ دینی در جامعه ایران، ص18.

[3]. عمید، فرهنگ عمید، ص872.

[4]. معین، فرهنگ معین، ج2، ص2538.

[5]. متقی‌زاده، آسیب‌شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی‌شدن، ص126.

  1. 1. آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص71.
  2. 2. پهلوان، فرهنگ‌شناسی (گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن)، ص73.
  3. 3. متقی‌زاده، آسیب‌شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی‌شدن، ص126.
  4. 4. همان، ص127.

[6]. کوئن، مبانی‌شناسی، ص62.

  1. 6. درویشی، تأثیر متقابل دفاع مقدس و فرهنگ مهدویت، ص173.
  2. 7. بهروزی لک، سیاست و مهدویت، ص53.
  3. 1. متقی‌زاده، آسیب‌شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی‌شدن، ص127.
  4. 2. ر.ک: جعفری، راه‌های گسترش و تعمیق فرهنگ مهدویت در خانواده، ص15.
  5. 3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج13، ص504.
  6. 1. بشیریه، آموزش دانش سیاسی، ص26.
  7. 2. آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، ص304.
  8. 3. صدوق، کمال الدین، ج1، ب25، ص286، ح2.
  9. 4. عباسی، آسیب‌شناسی جامعه منتظر در آینه روایات، ص15.
  10. 1. مائده/54.
  11. 2. حجر/88.
  12. 3. موسوی همدانی، ترجمه المیزان، ج5، ص633.
  13. 4. عباسی، آسیب‌شناسی جامعه منتظر در آینه روایات، ص16-17.
  14. 1. نیلی نجفی، سرور أهل الایمان فی علامات ظهور صاحب‌الزمان4، ص96-97.
  15. 2. یزدی حائری، الزام الناصب، ج2، ص165.
  16. 3. عباسی، آسیب‌شناسی جامعه منتظر در آینه روایات، ص17.
  17. 1. کلینی، کافی، ج1، ص334، باب نادر فی حال الغیبة، ح2.
  18. 2. عباسی، آسیب‌شناسی جامعه منتظر در آینه روایات، ص18.
  19. 3. مفید، الارشاد، ج2، ص385.
  20. 4. شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه145.
  21. 1. حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج15، ص124، ب47، ح20127.
  22. 2. عباسی، آسیب‌شناسی جامعه منتظر در آینه روایات، ص19-20.
  23. 3. همان، ص20.
  24. 4. طوسی، الغیبة، ص179.
  25. 1. حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج9، ب36، ص282،.
  26. 2. ابن‌طاووس، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص143.
  27. 3. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص194؛ سلمان، آرمان‌شهر مهدوی، ص92.
  28. 4. مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص224-225.
  29. 1. نعمانی، الغیبة، ص239، ح30.
  30. 2. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص197-198.
  31. 3. سلمان، آرمان‌شهر مهدوی، ص92.
  32. 4. کلینی، الکافی، ج1، ص179.
  33. 5. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
  34. 6. سلمان، آرمان‌شهر مهدوی، ص94.
  35. 1. بقره/279.
  36. 2. مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج2، ص377.
  37. 3. سلمان، آرمان‌شهر مهدوی، ص101 و 115-116.
  38. 4. همان، ص112.
  39. 5. همان، ص113.
  40. 6. بقره/148.
  41. 1. سلمان، آرمان‌شهر مهدوی، ص114.
  42. 2. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص195-196.
  43. 3. مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص120.
  44. 1. سلمان، آرمان‌شهر مهدوی، ص124.
  45. 2. همان، ص125.
  46. 3. شریف الرضی، نهج البلاغة، نامه53.
  47. 1. سلمان، آرمان‌شهر مهدوی، ص125-126.
  48. 2. شریف الرضی، نهج البلاغة، نامه53.
  49. 3. سلمان، آرمان‌شهر مهدوی، ص126.
  50. 4. همان، ص127.
  51. 1. صدوق، کمال الدین، ج2، ص647، ب55، ح7.
  52. 2. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص189-190.
  53. 3. همان، ص190.
  54. 4. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص336.
  55. 1. حرّ عاملی، اثبات الهداة، ج5، ص271.
  56. 2. اربلی، کشف الغمة، ج2، ص470، ح15.
  57. 3. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص191.
  58. 4. اربلی، کشف الغمة، ج2، ص469، ح9.
  59. 5. مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص104.
  60. 1. طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص497.
  61. 2. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص193-194.
  62. 3. ابن‌حیون، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، ج3، ص561.
  63. 4. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص195.
  64. 1. طوسی، الغیبة، ص468.
  65. 2. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص196.
  66. 3. یزدی حائری، الزام الناصب، ج2، ص172.
  67. 4. حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج2، ص212.
  68. 5. مجدی، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، ص196-197.
  69. 1. همان، ص119-120.
  1.  

    منابع

    قرآن کریم

    1. آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، تهران، 1357.
    2. آقابخشی، علی، فرهنگ علوم سیاسی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، چاپ دوم، تهران، 1375.
    3. ابن‌حیون، مغربی، نعمان‌بن‌محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، تحقیق و تصحیح: حسینی جلالی، محمدحسین، انتشارات جامعه مدرسین، 3 جلدی، چاپ اول، قم، 1409ق.
    4. ابن‌طاووس، علی‌بن‌موسی، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، تحقیق و تصحیح: مؤسسه صاحب‌الامر، مؤسسه صاحب‌الامر، چاپ اول، قم، 1416ق.
    5. ابوالقاسمی، محمدجواد، به‌سوی توسعه فرهنگ دینی در جامعه ایران، عرش‌پژوه، تهران، 1384.
    6. اربلی، علی‌بن‌عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تحقیق و تصحیح: رسولی محلاتی، سیدهاشم، 2 جلدی، چاپ اول، تبریز، 1381ق.
    7. بشیریه، حسین، آموزش دانش سیاسی، مؤسسه نگاه معاصر، چاپ دوم، تهران، 1381.
    8. بهروزی لک، غلامرضا، سیاست و مهدویت، حکمت رویش، چاپ اول، قم، 1384.
    9. پهلوان، چنگیز، فرهنگ‌شناسی (گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن)، پیام امروز، تهران، 1378.
    10. جعفری، یوسف، راه‌های گسترش و تعمیق فرهنگ مهدویت در خانواده، پایان‌نامه سطح 3، مرکز تخصصی مهدویت.
    11. حرّ عاملی، محمدبن‌حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، انتشارات اعلمی، 5 جلدی، چاپ اول، بیروت، 1425ق.
    12. ، وسائل الشیعة، تحقیق و تصحیح: مؤسسة آل‌البیت%، مؤسسة آل‌البیت%، 30 جلدی، چاپ اول، قم، 1409ق.
    13. حویزی، عبدعلی‌بن‌جمعة، تفسیر نور الثقلین، تصحیح: رسولی محلاتی، سیدهاشم، اسماعیلیان، 5 جلدی، چاپ چهارم، قم، 1415ق.
    14. درویشی، امید، تأثیر متقابل دفاع مقدس و فرهنگ مهدویت، فصلنامه انتظار موعود، سال هشتم، شماره 27، زمستان 1387.
    15. سلمان، محمد، آرمان‌شهر مهدوی در اندیشه سیاسی اسلامی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، قم، 1396.
    16. شریف الرضی، محمدبن‌حسین، نهج البلاغة، ترجمه: دشتی، محمد، مشهور، چاپ اول، قم، 1379.
    17. صدوق، محمدبن‌علی‌بن‌بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق و تصحیح: غفاری، علی‌اکبر، دارالکتب الاسلامیة، 2 جلدی، چاپ دوم، تهران، 1395ق.
    18. طبرسی، احمدبن‌علی، الإحتجاج علی اهل اللجاج، تحقیق و تصحیح: خرسان، محمدباقر، نشر مرتضی، 2 جلدی، چاپ اول، مشهد، 1403ق.
    19. طوسی، محمدبن‌حسن، الغیبة، تحقیق و تصحیح: تهرانی، عبادالله و احمد ناصح، علی، دارالمعارف الاسلامیة، چاپ اول، قم، 1411ق.
    20. عباسی، فرج‌الله، آسیب‌شناسی جامعه منتظر در آینه روایات، مرکز نشر کتاب، قم، 1395.
    21. عمید، حسن، فرهنگ عمید، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1361.
    22. کلینی، محمدبن‌یعقوب، الکافی، تحقیق و تصحیح: غفاری، علی‌اکبر و آخوندی، محمد، دارالکتب الاسلامیة، 8 جلدی، چاپ چهارم، تهران، 1407ق.
    23. کوئن، بروس، مبانی‌شناسی، ترجمه: توسلی، غلامعباس و فاضل، رضا، انتشارات سمت، تهران، 1376.
    24. متقی‌زاده، زینب، آسیب‌شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی‌شدن، فصلنامه انتظار موعود، سال نهم، شماره 31، زمستان 1388.
    25. مجدی، حسین، آرمان‌شهر صاحب‌الزمان، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود4، چاپ اول، قم، 1397.
    26. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، بیروت، 1403ق.
    27. معین، محمد، فرهنگ معین، انتشارات امیرکبیر، چاپ چهارم، تهران، 1360.
    28. مفید، محمدبن‌محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تحقیق و تصحیح: مؤسسة آل‌البیت%، کنگره شیخ مفید، 2 جلدی، چاپ اول، قم، 1413ق.
    29. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیة، 27 جلدی، چاپ دهم، تهران، 1371.
    30. موسوی همدانی، محمدباقر، ترجمه تفسیر المیزان، انتشارات جامعه مدرسین، 20 جلدی، چاپ پنجم، قم، 1374.
    31. نعمانی، محمدبن‌ابراهیم، الغیبة، تحقیق و تصحیح: غفاری، علی‌اکبر، نشر صدوق، چاپ اول، تهران، 1397ق.
    32. نیلی نجفی، بهاءالدین، سرور أهل الإیمان فی علامات ظهور صاحب الزمان، تحقیق و تصحیح: عطار، قیس، دلیل ما، چاپ اول، قم، 1426ق.
    33. یزدی حائری، علی، إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، تحقیق و تصحیح: عاشور، علی، مؤسسة الأعلمی، 2 جلدی، چاپ اول، بیروت، 1422ق.