بررسی اصول سبک زندگی اسلامی انتظارمحور، در تعامل اجتماعی با اهل سنت
حسن ملایی[1]
چکیده
بسترسازی فرهنگی و اجتماعی برای تحقق حکومت عدل مهدوی، از جمله عوامل مؤثری است که در زمینهسازی برای ظهور دارای نقش مهمی است و اهمیت «سبک زندگی اسلامی بر محور انتظار موعود» را از این زاویه نیز میتوان بررسی کرد. یکی از عرصههای سبک زندگی منتظران، تعامل آنها با اهل سنت است که باورمندان به این مذهب نیز در اصل باورداشت مهدویت و در بسیاری از موضوعات فرعی آن با شیعه، همخوانی و اشتراک دیدگاه دارند. نوشتار پیش رو، در صدد یافتن پاسخ به چیستی اصول تعامل با طرفداران این مذهب و موارد آن است تا در سایه آگاهی و عمل به آن، زمینههای اجتماعی ظهور تسهیل گردد. پژوهش حاضر که به روش کتابخانهای و به صورت توصیفی ـ تحلیلی سامان یافته است، ده اصل از سبک زندگی اسلامی در نحوه تعامل منتظران با اهل سنت با هدف زمینه سازی برای ظهور را استخراج کرده است.
واژگان کلیدی: سبک زندگی، انتظار، مهدویت، اهل سنت، روابط اجتماعی، زمینه سازی ظهور.
مقدمه
نحوه تعامل شیعیان با اهل سنت، به گونهای که بتوان مصالح اسلام و جوامع اسلامی را همسو با پیشبرد اهداف دین با آن در نظر گرفت؛ مقولهای است که سالها است اندیشمندانی از هر دو مذهب بر این مسئله تمرکز و راهکارهایی برای آن ارائه کردهاند که برخی از آنها به سبک زندگی مشترک شیعه و سنی مربوط است.
در این میان، گونهای از سبک زندگی اسلامی بر محور انتظار حضرت مهدی4 تعریف شده است که گستره وسیعی دارد و علاوه بر شمول آن در روابط اجتماعی، دارای اصولی کلی بر روابط با اقوام و اصناف و مذاهب گوناگون است. در این زمینه، از جمله اصول مهم، سبک زندگی مسلمان منتظر در بعد اجتماعی و در تعامل با اهل سنت است که آثار و برکات فراوانی را هم با نگاه امروزی و هم با نگاه به زمینه سازی برای آینده روشن انسانها، بهویژه مسلمانان با ظهور حضرت مهدی4 به دنبال خواهد داشت؛ زیرا چنانکه در جای خود ثابت شده است، بسترسازی اجتماعی برای پذیرش حکومت عدل مهدوی، از جمله عوامل مؤثری است که نقش بالایی در زمینهسازی برای ظهور دارد و سبک زندگی و اصول برخاسته از آن نیز به عنوان یکی از موضوعات تأثیرگذار نقش قابل توجهی در این بسترسازی دارد. آنچه در این نوشتار، پیش روی شماست، پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی است به منظور شناسایی این اصول و آنگاه شناساندن آن به همه دغدغهمندانی که به دنبال تجمیع نیروی ملتهای مسلمان برای تسریع در روند ظهور هستند.
بررسیها در مورد پیشینه عنوان مقاله نشان میدهند با توجه به نو بودن طرح «سبک زندگی منتظرانه» (سبک زندگی اسلامی انتظارمحور)، اگرچه کتابها و مقالات متعددی درباره عنوان مقاله و از جمله در مقوله وحدت و همبستگی با اهل سنت نوشتهاند؛ اما از زاویه زمینه سازی ظهور و بازآفرینی سبک زندگی بر محور انتظار، به این مقوله پرداخته نشده است.
اول: مفهوم شناسی واژگان
پیش از هر گونه ورود به مباحث اصلی، شایسته است که واژگان دخیل در استنباط مقصود این نوشتار تبیین و تعریف شوند:
«اصل» به پایه و اساس هر چیزی گفته میشود که آن چیز بر آن استوار میگردد و البته در برخی نوشتهها به همان معنای مشترک با «مبنا»، بهکار میرود؛ لکن مقصود ما از اصول، همانا قواعد کلی برگرفته از مبانی است؛ بدین صورت در بهکارگیری واژه «اصول» در حوزه زندگی، میتوان گفت:«اصول سبک زندگی، مشتمل بر سلسلهای از ضوابط، قواعد عام و کلی و مستمر است که با تکیه بر مبانی خود، پشتوانه فکری و اجرایی در زندگی قرار میگیرد.»[2] در نوشتار پیشرو، این اصول از مبانی اعتقاد به مهدویت و انتظار امام مهدی4 و نیز متون اصلی پشتوانه ابن باورداشت استخراج خواهد شد. گفتنی است که برای اصول سبک زندگی تقسیمات متنوعی وجود دارند که این پژوهش بر اساس تقسیم سبک زندگی با توجه به مذهب مخاطبان، اصول کلی مواجهه با اهل سنت را- در محدوده تعاملات اجتماعی- ارائه میکند.
برخلاف تصور و برداشت عمومی از مفهوم ترکیب مذکور، «سبک زندگی» (Life Style) اصطلاحی است با معنای خاص که اولین بار توسط روان شناسی به نام آلفرد آدلر در سال ۱۹۲۹ ابداع شد. از منظر وی، سبک زندگی، به معنای کلیت بیهمتا و فردی زندگی است که همه فرایندهای عمومی زندگی، ذیل آن قرار دارند[3]. بعدها دیگران سعی کردند با تقویت رویکرد اجتماعی به آن، تعریف روشن تر و کاملتری عرضه کنند. به عنوان نمونه، از نظر زیمل، سبک زندگی، عبارت است از تجسم تلاش انسان برای یافتن ارزشهای بنیادی خود در فرهنگ عینیاش و شناساندن آن به دیگران.[4] در این زمینه تعاریف دیگری نیز از اندیشمندان این حوزه بیان شده است؛ اما در جمع بندی کلی میتوان گفت که سبک زندگی، نظام اولویتهای رفتاری مبتنی بر باورهای خاصی است که برای رسیدن به هدفی قابل توجه، در تعاملات فردی و اجتماعی، بروز مییابد.
«انتظار» را در لغت به معنای چشم به راه بودن و نگران بودن[5] معنا کردهاند؛ لکن این واژه در متون دینی و مهدوی اصطلاح و رویکرد ویژهای مییابد که به صورت اجمال، عبارت است از چشمبهراه بودن ظهور دوازهمین امام از نسل رسول خدا6، حضرت حجت بن الحسن4 که حکومت عدل جهانی را بر پایه اسلام بنا خواهد نهاد. چنین انتظاری با توجه به متعلق آن، آن گونه که در روایات مهدوی تشریح شده است، صرفاً حالتی درونی نیست و با خود لوازمی دارد. از همین رو، برخی اندیشمندان در مورد این انتظار گفتهاند: «کیفیتی روحی است که باعث به وجود آمدن حالت آمادگی انسانها برای آنچه انتظار دارند، میشود و ضد آن یأس و ناامیدی است. هرچه انتظار بیشتر و هرچه شعلۀ آن فروزانتر و پر فروغتر باشد، تحرک و پویایی او و در نتیجه آمادگی نیز بیشتر خواهد بود.»[6] چنینی انتظاری از دو عنصر ترکیب یافته است «عنصر نفی» و «عنصر اثبات.» عنصر نفی، همان بیگانگی با وضع موجود و ناخشنودی از آن است و عنصر اثبات، امید به آیندهای روشن و آرمانی[7] است و بر همین اساس، شخص منتظر، هیچگاه نمیتواند نسبت به فراهم کردن زمینههای مردم برای قیام قائم آل محمد بی تفاوت باشد و به همین دلیل برای تهیه مقتضیات و بر طرف کردن موانع ظهور تلاشی بی وقفه دارد.
نکته مهم در این مقوله آن است که انتظار ظهور، تنها تلاش و رفتاری معمول نیست، بلکه براساس مجموع احادیث مهدوی در باب انتظار، باید آن را ملازم با جهاد معنا کرد؛ چرا که اگر پیامبر اکرم6 فرمودند :«افضل جهاد امتی انتظار الفرج»[8] و نیز اگرچه انتظار، مفهومی وسیع را شامل میشود؛ انتظار فرج قائم آل محمد از مصادیق کامل آن خواهد بود. پس براساس بیان دقیق تری باید گفت: «انتظار، چشمبهراهی قیام قائم4 توأم با جهاد و تلاش برای آمادگی فردی و زمینهسازی اجتماعی به منظور پذیرش و شرکت در بزرگترین حماسه تاریخی نبرد حق و باطل به رهبری اوست و با این حساب، منتظر همان مجاهد و مبارز و زندگی او، زندگی جهادی معنا خواهد شد.»[9] بدیهی است تنظیم سبک زندگی بر محوریت این نگاه ویژه به مقوله انتظار؛ الگوی خاصی از سبک زندگی اسلامی را با کارکردهای مخصوص ارائه خواهد کرد و در عین بهرهوری از معارف اسلامی، بر اولویتهای متناسب با هدف زمینه سازی ظهور پای خواهد فشرد.
بر مبنای مطالب پیشین، اگر انتظار ظهور امام عصر4 را به روحیه و رفتار جهادی در فراهم کردن زمینههای ظهور و آمادگی برای مبارزه در لشکر حضرت قائم4 معنا کنیم؛ در این صورت، سبک زندگی بر محوریت این انتظار را میتوان اینگونه معنا کرد: سبک زندگی منتظرانه عبارت است از التزام به مجموعه رفتارهای جهادی برخاسته از اعتقاد به امام زنده؛ حضرت حجت بن الحسن4 و انتظار دولت او در عصر غیبت؛ که با هدف زمینهسازی حکومت مهدوی بر اساس آموزههای اسلام شیعی صورت میگیرد.[10] با توجه به اینکه این زمینه سازی برای ظهور در عرصههای گوناگون فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صورت میگیرد؛ باید گستره سبک زندگی انتظار جهادی را شامل همه این عرصهها دانست. البته این نوشتار، در صدد زمینه سازیهای اجتماعی و تبیین نوع تعامل آن برای ظهور خواهد بود و از زمینه سازی در عرصههای دیگر باید در جای خود سخن گفت.
دوم: گستره سبک زندگی منتظرانه(انتظارمحور) و جایگاه اهل سنت در آن
با توجه به روابط انسانها، میتوان رفتارها را در سبک زندگی منتظرانه، همانند سایر سبکها، در چهار ارتباط مشهور انسان؛ یعنی ارتباط با خدا، با خود، با دیگران و با هستی طبقهبندی کرد؛ اما باید توجه داشت که بر اساس بینش توحیدی، تنها ارتباط اصیل در میان همه این ارتباطات، ارتباط با خدا- و به تبع آن، ارتباط با ولی خدا- است و سایر روابط مذکور باید بر همین اساس ساماندهی شوند.
در حوزه ارتباطی با دیگران، که پیش فرض این مقاله است، میتوان تقسیمات گوناگونی ارائه کرد؛ اما با توجه به اینکه ما انتظار را رفتاری جهادی و در مقابل دشمنان دین و مهدویت معرفی کردیم؛ میتوان تقسیم جدیدی از ارتباط با انسانها و بررسی سبک زندگی در تعامل با آنها ارائه کرد که در تقسیم مورد نظر، انسانها در نسبت با مهدویت، یا دوست (هم عقیده) هستند و یا نیستند و در بخش دوستان نیز یا هم دین شما هستند و یا نه. در قسمت غیر دوستان نیز یا مستضعف هستند، یا محارب و در ستیز.
با این تقسیمبندی، جایگاه اهل سنت در عرصه سبک زندگی اسلامی انتظارمحور نیز روشن میشود؛ زیرا با کاوشی که پژوهشگران در مقایسه شیعه و اهل سنت با عقیده مهدویت انجام داده اند و در کتابهایی همانند «اشتراکات شیعه و اهل سنت در عقیده مهدویت»؛ «بررسی تطبیقی روایات مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت»؛ «معجم مهدویت در تفاسیر شیعه و اهل سنت» منعکس شده است؛ این گزاره مهم به دست میآید که باید در تعاملات اجتماعی منتظران، عموم اهل سنت را- با وجود برخی اختلافات- در بخش دوستانی که با مهدویت هم عقیده هستند، قرار داد که البته ممکن است اعتقاد و محبت به امام مهدی4 همانند شیعیان، تشکیکی باشد و لذا باید فقط ناصبیها را که بنای دشمنی با اهل بیت رسول اکرم6 دارند، از این مجموعه خارج کرد. براساس چنین شناختی، میتوان اصولی را که باید به عنوان منتظر در تعاملات اجتماعی با براداران اهل سنت به آن ملتزم بود؛ کشف کرد.
سوم: اصول سبک زندگی اسلامی انتظارمحور در تعامل اجتماعی با اهل سنت
بر مبنای لزوم فراهم شدن بسترهای ظهور، هدف اصلی از سبک زندگی و مجموعه رفتارهای منتظر در عرصههای گوناگون؛ بیتردید، زمینهسازی برای ظهور و تشکیل حکومت مهدوی است.[11] بخشی از این زمینهسازی در عرصه اجتماع و در روابط اجتماعی، با دیگران رقم خواهد خورد و آن، به معنای ایجاد رغبت و آمادگی برای پذیرش حکومت جهانی عدل مهدوی است. حال، سؤال این است که برای ایجاد چنین رغبتی، منتظران امام زمان4 در تعامل با اهل سنت که با ما در اصل مهدویت هم عقیده هستند و از دوستان ما محسوب میشوند؛ چه اصول اجتماعی را باید رعایت کرد. برخی از مهمترین آنها در ادامه خواهند آمد.
ارتباط و همنشینی با اهل سنّت، از اولین اصولی است که در ترغیب و تجمیع قلوب بیشتر آنها بسیار مؤثر خواهد بود؛ چرا که این همنشینی، زمینه و آگاهی بیشتر آنان را به اهمیت و فضیلت مباحث مهدویت به همراه خواهد داشت. نگاهی به سیره امامان معصوم: که آرزوی تشکیل حکومت دینی را برای فراگیری اوامر خداوند داشتند؛ نشان میدهد که آنان با اهل سنت و کسانی که امامت معصومان را قبول نداشتند؛ اما به حکم آیه: gلا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبىf[12] محبت و مودت اهل بیت پیامبر اکرم6 را لازم میشمرند؛ همنشینی میکردند. به عنوان مثال امام صادق7 با عموم اهل سنّت و عالمان آنها روابط دوستانه داشتند و با آنها با عطوفت رفتار میکردند؛ سایر شیعیان را نیز بر این کار تشویق میکردند تا بر محبت آنها نسبت به اهل بیت: بیفزایند و اگر این امر میسر نشد، حداقل از بغض و سوء ظن آنها به اهل بیت: بکاهند. ایشان بر این مبنا که: «أَحَداً لَا یَسْتَغْنِی عَنِ النَّاسِ حَیَاتَهُ وَ النَّاسُ لَا بُدَّ لِبَعْضِهِمْ مِنْ بَعْض؛[13] کسى نیست که تا زنده است از مردم بىنیاز باشد و ناچار مردم باید با همدیگر سازش داشته باشند»؛ در پاسخ به شخصی که از کیفیت ارتباط با اهل سنت پرسیده بود، پاسخ فرمودند: «تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِکُمُ الَّذِینَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ فَتَصْنَعُونَ مَا یَصْنَعُونَ فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَیَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ وَ یُقِیمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَیْهِمْ؛[14] نگاه کنید به پیشوایان خودتان که از آنها پیروى میکنید. هر طور که آنها رفتار کنند، شما نیز آن گونه رفتار کنید. بهخدا سوگند آنها بیمارانشان را عیادت میکنند، و بر سر جنازههاشان حاضر میگردند و بهسود و زیان آنها گواهى دهند و امانتهاى آنها را به آنها رد میکنند».
امیرالمؤمنین علی7 وقتی از نشانههای ناگوار اجتماعی و عدم صلاح رفتاری دانشمندان، ثروتمندان، فقیران و نادانان جامعه برای یاران خود صحبت میفرمودند شخصی از وظیفه اجتماعی خود میپرسید و ایشان پاسخ میفرماید: «خَالِطُوهُمْ بِالْبَرَّانِیَّةِ یَعْنِی فِی الظَّاهِرِ وَ خَالِفُوهُمْ فِی الْبَاطِنِ لِلْمَرْءِ مَا اکْتَسَبَ وَ هُوَ مَعَ مَنْ أَحَبَّ وَ انْتَظِرُوا مَعَ ذَلِکَ الْفَرَجَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[15] در ظاهر با آنان معاشرت داشته باشید؛ ولى در باطن [=عقیده] با آنان مخالفت ورزید که هر کس نتیجه کردار خود را خواهد برد و با هر کس دوست باشد، با او محشور خواهد بود و با این حال به انتظار فرج از جانب خداوند باشید.» این حدیث شریف به وضوح پاسخی است به رابطه بین حفظ عقیده و وحدت اجتماعی؛ چرا که عقیده به امر حقی، مطلبی درونی است که باید بر آن اصرار ورزید؛ اما وحدت بین مسلمین، موضوعی خارجی و اجتماعی است که ضرورت ثمردهی جامعه اسلامی و امنیتبخشی در برابر خطرهای دشمن، اقتضای آن را دارد. بدیهی است که این ارتباط، زمینه گفتوگوی علمی و رفع بسیاری از سوء تفاهمات و در نتیجه بدرفتاریها را به دنبال خواهد داشت و این، خود، فراهم کننده زمینههای اجتماعی ظهور، یعنی مطلبهگری عمومی و رغبت اجتماعی خواهد بود.
در معاشرت با مخاطبان، باید حتماً میزان «ظرفیت» و «توانایی» درک آنها در نظر گرفته شود و این اصل مهمی است که فرامذهبی بوده و به مذهب مخاطب مربوط نیست. به فرموده رسول اکرم6: «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِم؛[16] ما، انبیا مأموریم که با مردم به اندازه عقلهایشان سخن بگوییم.» درباره بیان معارف امامت و مهدویت نیز باید اینگونه بود و ظرفیت مخاطبان اهل سنت را لحاظ کرد و نباید به بهانه اینکه اینان به امامت حضرت مهدی4 معتقد نیستند، از دعوت آنها به محبت و مودت به امام مهدی4 کوتاهی ورزید. سلیمان بن خالد میگوید: به امام صادق7 عرض کردم: من خانوادهاى دارم که از من شنوایى دارند؛ آیا آنها را به امر امامت دعوت کنم؟ فرمود: «بله».[17] در سخنی دیگر ایشان ضمن اینکه به جلب قلوب اهل سنت به اهل بیت توصیه میکنند؛ در عین حال توجه جدی به این نکته را نیز گوشزد کرده و میفرمایند: «تحمل امر امامت ما فقط به تصدیق آن نیست. از جمله تحمل امر ما پنهان داشتن آن از نا اهلش است. به شیعیان ما سلام برسان و به ایشان بگو: خدا رحمت کند بندهاى را که مودت مردم [=غیر معتقد به امامت ما] را به سوى خود کشاند. آنچه را میفهمند، به آنها بگویید و آنچه را نمىپذیرند، از آنها بپوشید». سپس فرمود: «به خدا سوگند کسى که به جنگ با ما برخاسته است، زحمتش بیشتر نیست از کسى که چیزى را که نمیخواهیم، از طرف ما میگوید».[18]
اصل دیگری که برای جلب قلوب اهل سنت باید مورد توجه باشد، استفاده از عنصر گفتوگو درباره باورهای مشترک است و این، خود، راهکاری است که قران کریم نیز به ما آموزش میدهد؛ آنجا که در زمینه گفتوگوی بینالادیانی نکتهای را بهعنوان بایسته مطرح میکند: gوَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْکِتابِ إِلاَّ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِلاَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذی أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ إِلهُنا وَ إِلهُکُمْ واحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونf؛[19] و شما مسلمانها با اهل کتاب [یهود، نصارا و مجوس] جز به نیکوترین طریق بحث و مجادله نکنید؛ مگر با کسانى که از آنها مرتکب ظلم و ستم شدند و به آنها بگویید ما به تمام آنچه از سوى خدا بر ما و شما نازل شده است، ایمان داریم. معبود ما و شما یکى است و در برابر او همگى تسلیم هستیم».
بسیاری از موضوعات مشترک در حوزه معارف مهدوی، میتوانند محور مشترک در گفتوگوهای شیعه و سنی قرار گیرند و این خود نکته مهمی است که بسیاری از طرفداران دو مذهب نسبت به آن بیاطلاع هستند. کتابهایی که در این باره نوشته شده است و به برخی از این منابع در قبل اشاره شد؛ به مواردی همچون نسب حضرت مهدی از رسول خدا و حضرت فاطمه، فضایل، ویژگیهای ظاهری، رسالت جهانی و خصوصیات حکومت فراگیر ایشان و مواردی دیگر تصریح کردهاند که هر کدام از آنها میتواند موضوع خوبی برای گفتوگوهای مهدوی طرفین باشد و بدین گونه گفتمان مهدوی در زمینهسازی فکری و فرهنگی برای ظهور، در جوامع اسلامی بیش از پیش گسترش یابد، چرا که منتظر در سبک زندگی منتظرانه خود که هدف عالی آن زمینه سازی برای ظهور امام مهدی4 است؛ سعی میکند از همه ظرفیتهای بینشی مخاطب در عرصههای مشترک مهدویت، بهطور کامل استفاده کند.
منتظران حکومت مهدوی، در سبک زندگی اجتماعی خویش، همانند همه انبیا و اولیای الاهی برای رسیدن به مقصود، یعنی به وجود آوردن زمینههای اجتماعی ظهور، نیازمند ویژگی شرح صدر هستند و باید همانند حضرت موسی از خدای متعال درخواست کنند که g...رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِیf.[20] این ویژگی ممتاز اخلاقی سبب میشود تا شخص با قدرت روحی مثال زدنی، در مقابل برخوردهای اهل سنت، عکس العمل منطقی توأم با حلم و بردباری نشان دهد و زمینه را برای گفتوگوی طرفینی مهیاتر کند؛ در غیر این صورت و با برخوردی بی صبرانه و همراه با پرخاش و تحقیر، نه تنها به مقصود خود نخواهد رسید، بلکه این روش نتیجه عکس خواهد داد.
مروری بر سیره و سخن معصومان نشان دهنده آن است که رفتار همراه با شرح صدر همواره عملاً مورد توصیه اهل بیت بوده است؛ مفضل بن عمر میگوید: «روزی هنگام عصر در مسجد پیامبر بین قبر و منبر نشسته بودم که ابن ابی العوجاء وارد شد. با او در زمینه مسائل اعتقادی به بحث پرداختم. افکار شرک آلود او مرا به شدّت ناراحت ساخت و لذا به او گفتم: ای دشمن خدا! آیا در دین خدا الحاد و کفر پیشه کردهای و باری تعالی را که خالق توست، انکار کردهای؟! ابن ابی العوجاء پاسخ داد: ای شخص! اگر اهل کلام هستی، با تو سخن گفتیم؛ اگر دلیلی بیاوری، از تو پیروی کنم و اگر اهل کلام نیستی، پس سخنی برای تو نیست. اگر تو از یاران جعفر بن محمّد هستی، او چنین با ما سخن نمیگوید و با ما به این صورت مجادله نمیکند. او سخنان بیشتری از آنچه تو شنیدی، میشنود؛ ولی در خطاب او فحش نیست و در جواب ما تعدی نمیکند. او بردبار و عاقل و باوقار است و بدخلقی بر او عارض نمیشود».[21]
نکته مهم در همین زمینه آن است که آنکه انتظار واقعی، شرح صدر به همراه خواهد آورد؛ زیرا امام کاظم7 فرمودند: «من ارتبط دابة متوقعا به أمرنا و یغیظ به عدونا و هو منسوب إلینا أدر الله رزقه و شرح صدره...؛ کسی که خود را به ما منسوب میداند، اگرحیوانی را مهیا نگه داشته و در انتظار امر ما به سر میبرد و بدین وسیله دشمن ما را به خشم میآورد؛ خداوند رزقش را گسترش داده و به او شرح صدر کرامت میفرماید...».[22] بنابر، این اگر کسی در خود این فضیلت اخلاقی را نمیبیند، باید در بهرهمندی خود از اصل انتظار شک کند.
اصل مهم دیگری که در سبک زندگی منتظرانه و در تعامل با اهل سنت باید مورد توجه قرار گیرد؛ مهربانی با آنان و کمک به ایشان است تا با این برخورد، دلها به یکدیگر نزدیکتر و زمینه برای تبادیل معارف مهدوی فراهمتر شود.
توضیح مطلب آنکه به فرموده امام رضا7: «الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیق؛ امام، پدری مهربان، همدمی شفیق و همراهی خیر خواه است»[23]و نیز امام زمان4 خود را اینطور معرفی میفرمایند: «أَنَ رَحْمَةَ رَبِّکُمْ وَسِعَتْ کُلَ شَیْءٍ وَ أَنَا تِلْکَ الرَّحْمَةُ؛ همانا رحمت پروردگارتان همه چیز را فراگرفته و من آن رحمت بیکران الاهی هستم.»[24] حال که چنین است، منتظران امام زمان4 باید از لحاظ اخلاقی خود را به امام خویش شبیه و رحمت و مهربانی را در تعامل با دیگران وجهه خویش کنند. این اصل مهم در سیره سایر معصومان: نیز قابل مشاهده است. معلی بن خنیس میگوید: در شبی تاریک امام صادق7 به مقصد سایبان بنی ساعده خارج شد؛ من نیز او را دنبال کردم. در این هنگام، چیزی از دوش امام افتاد. پس گفت: «بسم الله اللهم؛ خدایا! آنرا به ما بازگردان!» معلی میگوید: نزد او رفتم و سلام کردم. فرمود: «معلی هستی؟» گفتم: بلی، فدایت گردم. امام فرمود: «اگر چیزی دیدی که بر زمین افتاده است، به من بده.» من آنچه را افتاده بود، جمع کردم و به وی دادم. آنچه بود، کیسهای بود چرمی پر از نان. به امام گفتم: فدایت شوم، اجازه دهید کیسه را من حمل کنم! امام فرمود: «خیر؛ من برای این کار از تو سزاوارتر هستم.» معلی میگوید: به راه ادامه دادیم تا به سایبان بنی ساعده رسیدیم. مردمی در آنجا خوابیده بودند. امام یکی دو نان زیر پیراهن هر یک از آنها میگذاشت تا آنکه به تمامی آنان نان رسید. در راه بازگشت، به امام گفتم: فدایت شوم، آیا این گروه، حق را میشناسند؟ فرمود: «اگر حق را میشناختند، آنان را در نمک خود شریک میساختیم».[25]
«حلم» و «بردباری» از دیگر اصولی است که منتظران حکومت الاهی توسط امام زمان4 در تعاملات اجتماعی خود با همگان و از جمله با اهل سنت باید مراعات کنند تا زمینههای تألیف قلوب و آنگاه گفتوگوی طرفینی فراهم آید. زندگانی معصومان: پر است از بردباری ایشان برابر مخالفان خود. نقل شده است که حضرت علی7 در زمان خلافت در مسجد مشغول نماز جماعت بودند و در این حال مخالفان ایشان به مسجد میآمدند و در گوشه دیگر اقامه جماعت میکردند و مدعی بودند که حضرت علی7 کافر و مشترک است! ایشان در برابر آنان سکوت و رفتار آنها را با بردباری تحمل میکردند.[26] براساس روایتی دیگر، شخصی به نام مرازم میگوید: امام صادق7 به من فرمود: «ای مرازم! اگر شنیدی مردمی مرا دشنام میدهند، چه میکنی؟» گفتم: او را میکشم. امام فرمود: «مرازم! اگر شنیدی کسی مرا دشنام میدهد، کاری با او نداشته باش».[27]
علت توصیه به چنین رفتاری آن است که در نتیجه رفتار بردبارانه، سوء ظنی که مانع اعتماد به شخص است، از بین میرود و زمینه تحول روحی و حرف شنوی برای مخاطب فراهم خواهد شد و در چنین فضایی است که امکان گفتوگو درباره معارف مهدوی به وجود میآید. تاریخ از این تحول روحی گزارشهای فراوانی ثبت کرده است. روزی امام سجاد7 همین که از مسجد بیرون آمدند، مردی به ایشان ناسزا گفت. اصحاب ایشان خواستند او را ادب کنند؛ اما امام سجاد آنها را از برخورد تند باز داشتند و از در ملاطفت با آن بر آمدند. همین رفتار امام سبب شرمندگی وی و جذب او به امام سجاد7 شد.[28]
آموزههای دین ما همواره تأکید میکنند که هر آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران هم بپسند و این همان «انصافی» است که از سجایای اخلاقی محسوب میشود و اهل آن شبیهترین مردم به پیامبر خدا6 هستند. حضرت رسول6 میفرمایند: «آیا شما را خبر ندهم که اخلاق کدام یک از شما به من شبیهتر است؟» عرض کردند: آرى؛ اى رسول خدا. فرمودند: «آن کس که از همه شما خوش اخلاقتر و بردبارتر و به خویشاوندانش نیکوکارتر و باانصافتر باشد[29]».
«انصاف» یکی از اصول حائز اهمیت در سبک زندگی منتظرانه محسوب میشود و در تعامل با اهل سنت این اصل کاربرد ویژهای مییابد؛ چرا که رعایت انصاف با ایشان، رضایتمندی از طرف مقابل را به دنبال خواهد داشت و همین رضایتمندی زمینه پذیرش سخن را فراهم خواهد آورد. از این رو امام صادق7 میفرمایند: «مَن أَنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ رُضِىَ بِهِ حَکَما لِغَیرِهِ؛ هر کس با مردم منصفانه رفتار کند، دیگران داورى او را مىپذیرند.»[30] دلیل مطلب آن است که به فرموده امام جواد7: «انصاف ورزی با دیگران یکی از اسبابی است که موجب ایجاد محبت در قلوب میشود[31]» و همین محبت، سبب نزدیک شدن شیعه با اهل سنت خواهد شد تا آنجا که با وحدت و همدلی مبتنی بر انصاف، میتوان در موضوع مهدویت و تلاش برای زمینه سازی حکومت مهدوی، کارهای بزرگی را سامان بخشید. حضرت علی7 نیز بر وحدت بخشی عنصر انصاف تأکید کرده و فرمودند: «الْإِنْصَافُ یَرْفَعُ الْخِلَافَ وَ یُوجِبُ الِائْتِلَاف؛ انصاف؛ اختلافات را از بین مىبرد و موجب الفت و همبستگى مىشود.»[32]
همان گونه که در پژوهشهای مهدوی سالهای اخیر، به ویژه در همایشهای دکترین مهدویت مطرح و مضبوط شده است؛ منتظران امام زمان برای هر چه بیشتر زمینهسازی اجتماعی برای ظهور حضرت حجت، نیازمند گفتوگو با آحاد جامعه هستند. یکی از اصولی که باید در این گفتوگو، به ویژه با اهل سنت رعایت شود، اصل «احترام متقابل» است. باید دانست که آنچه در مباحث و گفتوگوها رهگشا است؛ «بهکارگیری منطق و پرهیز از هرگونه توهین» است. سیره عملی معصومان:، نیز نشان دهنده آن است که آن بزرگواران به عقاید اهل سنت حساس بودند و از هرگونه تحریک احساسات آنها پرهیز میکردند؛ زیرا این امر موجب میشود فضای گفتوگو از فضای دوستی به دشمنی تغییر یابد و در این صورت مطلوب ما حاصل نخواهد شد. شخصی به محضر امام صادق7 آمد و گفت: یا ابن رسولاللَّه! ما مىبینیم در مسجد مردى را که آشکارا به دشمنان شما دشنام میدهد و سپس نامشان را میبرد؛ آن حضرت فرمود: «مَا لَهُ- لَعَنَهُ اللَّهُ- یَعْرِضُ بِنَا و قال اللّه تعالى: gوَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍf؛ او را چه میشود! خدا لعنتش کند! ما را در معرض اذیت قرار میدهد. به تحقیق که حقتعالى فرموده است: دشنام مگویید آنان را که غیر خداوند را میخوانند [چون] آنها خدا را به ظلم و تعدى بدون علم دشنام میدهند».[33]
هر کسی که با اسلام اندک آشنایی داشته باشد، به سهولت این نکته را در مییابد که «رعایت حقوق دیگران» از مسلّمات این دین حنیف است تا جایی که حضرت علی7 فرمودند: «جـَعـَلَ اللّهُ سـُبـْحانَهُ حُقُوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقُوقِهِ؛ فَمَنْ قامَ بِحُقُوقِ عِبادِاللّهِ کانَ ذلِکَ مُؤَدِّیاً اِلَى الْقِیامِ بِحُقُوقِ اللّهِ؛ خداوند سبحان، حقوق بندگانش را مقدمه حقوق خویش قرارداده است ؛ هر کس بر حقوق بندگان خدا قیام کند، چنین کارى به رعایت حقوق الاهی منجر مى گردد».[34]
اساساً همه کسانی که منتظر امام زمان و حکومت عدل مهدوی هستند؛ بهخوبی میدانند که از جمله وظایف حکومت اسلامی، ادای حقوق همگان است؛ به گونهای امیر المؤمنین، علی7 در ابتدای پذیرش حکومت، به همین نکته اشاره کردند و فرمودند: «اَللّهـُمَّ اِنَّکَ تـَعـْلَمُ اَنـّى لَمْ اَرِدِ الاْثرَةَ وَ لا عُلَوَّ الْمُلْکِ وَ الرِّیاسَةِ وَ اِنَّما اَرَدْتُ الْقِیامَ بِحُدُودِکَ وَالاَداءَ لِشَرْعِکَ وَ وَضْعَ الاْمُورِ فى مَواضِعِها وَ تَوْفیرَ الْحُقُوقِ عَلى اَهْلِها؛ خـداونـدا! تـو مـى دانـى کـه من، آهنگ امارت و قرار گرفتن بر مسند پادشاهى و ریاست را ندارم، بـلکـه آرمانم : اقدام به [اجراى ] حدود تو، اجراى [قوانین ] دین تو، سامان دادن کارها در جاهاى خویش و پرداخت حقوق به حقدار آن است.»[35] بنابراین، منتظران باید در همین زمانه، در زمینه تمرین ادای حقوق همه افراد و از جمله ادای حقوق اهل سنت تمرین کنند. همین تمرین، درجات اخلاص و توحید آنها را افزایش خواهد داد، زیرا: «خداوند به سبب اخلاص و توحید، حقوق مسلمانان را محکم کرده است».[36]
از اصل مهمی که منتظران و زمینه سازان ظهور حضرت مهدی4 باید در تعاملات اجتماعی با اهل سنت رعایت کنند؛ «بیان روشن باورها» است و این با وحدت و همدلی در مقابل دشمنان امام زمان4 منافاتی ندارد. به عنوان نمونه یکی از معدود اختلافات شیعه و سنی در مباحث مهدویت، تفاوت عقیده به زنده بودن امام مهدی4 است؛ زیرا بر خلاف شیعیان، اکثر اهل سنت به حیات فعلی امام مهدی4 قائل نیستند و معتقدند که ایشان در نزدیکی زمان ظهور متولد خواهد شد؛[37] اگرچه برخی دیگر از علمای اهل سنت از قدیم و جدید به تولد امام زمان4 و زنده بودن ایشان اعتراف کردهاند.[38] سؤال این است که آیا شیعیان منتظر، باید به انگیزه حفظ وحدت از باورهای خود دست بردارند؟ سیره معصومان چنین چیزی را نشان نمیدهد؛ زیرا آن بزرگواران در عین اینکه بر حفظ وحدت مسلمانان میکوشیدند؛ از بیان منطقی حقایق نیز صرفه نظر نمیکردند؛ کما اینکه توجه به هر دو اصل مذکور در سیره حضرت علی7 و سایر معصومان به چشم میخورد.
اگر فلسفه اصلی انتظار را کشف، بیان و تلاش برای حاکمیت حق بدانیم، بر همین اساس نمیتوان به تصور آمادهسازی جامعه برای ظهور از موضوع حیات فعلی امام عصر4 که بر مبانی محکم عقلی و نقلی مبتنی است و در جای خود به صورت مفصل به آن پرداخته شده است؛ چشم پوشید، بلکه به دلیل تأثیر اعتقاد به وجود حضرت مهدی4 بر تسریع زمینه سازی ظهور، میتوان و باید همین موضوع را بدون درگیریهای لفظی به گفتمان گذاشت و منصفانه ادله هر طرف را شنیده و در نهایت، جمع بندی موضوع را به مخاطبان واگذاشت. این نیز گفتنی است که حتی در صورت عدم پذیرش وجود فعلی امام مهدی4، به دلیل مشترکات فراوان دیگر در موضوع مهدویت، بین دو مذهب شیعه و سنی، امکان وفاق، تجمیع و یکسو کردن فعالیتهای شیعه و اهل سنت وجود دارد.
نتیجهگیری
بر اساس محوریت تلاش جهادی منتظران در سبک زندگی اسلامی در مورد زمینه سازی برای ظهور، یکی از عرصههای مهم را ارتباطات اجتماعی در تعامل با برادران اهل سنت که در بسیاری در موضوعات مهدویت با شیعه باورهای مشترک دارند؛ باید دانست و در همین زمینه منتظران حضرت، در سبک زندگی خود به رعایت اصولی موظف هستند تا در نتیجه آن، میزان همافزایی شیعه با اهل سنت در مسیر تسریع ظهور بهتر و بیشتر صورت گیرد.
مهم آنکه فضای معاشرت با اهل سنت، فضایی است که در آن باورمندان و دوستان حضرت و نه دشمنان ایشان قرار دارند. توجه به همین فضای دوستی است که اصولی همچون اصل ارتباط و نه جدایی، اصل در نظر گرفتن ظرفیت، اصل گفتوگو درباره مشترکات مهدویت، اصول شرح صدر، مساعدت و مهربانی، بردباری، انصاف، احترام متقابل، رعایت حقوق و شجاعت در بیان باورها را میتوان استخراج و جامعه شیعی را نسبت به حفظ آن در روابط تشویق کرد.
منابع
[1] . پژوهشگر پژوهشکده مهدویت و موعودگرایی انتظار پویا. hmollaie@chmail.ir
[2] . رضایی اصفهانی، محمد علی، دوفصلنامه علمی تخصصی پژوهشنامه سبک زندگی، شماره 1، ص 48.
[3] . مهدوی کنی، دین و سبک زندگی، ص 53.
[4] . کاویانی، سبک زندگی و ابزار سنجش آن، ص 34.
[5] . زبیدی، تاج العروس، ج۷، ص 539.
[6] . موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج۲، ص۲۱۸.
[7] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص382.
[8] . ابن شعبه بحرانی، تحف العقول، ص37.
[9] . ملایی، ما منتظریم، ص 34.
[10] . همان، 41.
[11]. نویسنده در کتاب «سبک زندگی منتظرانه» به ادله آن پرداخته است.
[12] . شوری: 23.
[13] . کلینی، الکافی، ج2، ص563.
[14] . همان، ص636.
[15] . صدوق، الخصال، ج1، ص197.
[16] . کلینی، الکافی، ج2، ص 23.
[17] . همان، ج2، ص211.
[18] . همان، ص223.
[19] . عنکبوت: 43.
[20] . طه: 25.
[21] . مجلسی، بحارالأنوار، ج 3، ص 57.
[22] . کلینی، الکافی، ج2، ص 535.
[23] . همان، ج1، ص200.
[24] . یزدی حائری، الزام الناصب، ج2، ص214.
[25] . صدوق، ثواب الاعمال، ص144.
[26] . ر.ک: مجموعه آثار شهید مطهری، ج 16، ص 603.
[27] . اربلی، بن عیسی، کشف الغمة، ج2، ص193.
[28] . شوشتری، ، احقاق الحق، ج 12، ص71.
[29] . طبرسی، بن فضل، مکارم الأخلاق، ص442.
[30] . صدوق، علی، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 13.
[31] . اربلی، بن عیسی، کشف الغمة، ج2، ص 349.
[32] . آمدی، ، غررالحکم و دررالکلم، ص 394.
[33] . صدوق، محمد بن علی، اعتقادات الامامیة، ص107.
[34] . آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ص 340.
[35] . ابن أبی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج20، ص 299.
[36] . رضی، نهج البلاغه، ص 242، خ 167.
[37] . ابن أبی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج7، ص 94.
[38] . ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه، ص208.
قرآن کریم.
نهجالبلاغه، امام امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب، گردآوری: محمد بن حسین رضیقم، انتشارات دارالهجرة، قم، بیتا.