Mahdavi Studies

Mahdavi Studies

The position of social ethics in the Mahdavi government and the methods of their realization

Author
Qualified student of level 4 of Quran and Hadith specialization of Mahdavit Center of Qom.
Abstract
Due to facing the humanist schools and materialism of the world society, the contemporary man has become morally lost, he is looking for a suitable model in his social relations. Coexistence ethics is one of the topics of applied ethics that discusses human responsibility towards others. It is a field that expresses the social duties of humans in front of other humans. According to the teachings of Hadith, the Mahdavi government is responsible for the evolution of morals. whose main manifestation should be crystallized in the society. In this article, with a descriptive and analytical method and in a library form, the place of ethics and the mechanisms of moral education in the Mahdavi government, based on the words of Imam Taherin, has been considered.
Keywords

جایگاه اخلاق اجتماعی در حکومت مهدوی و شیوه‌های تحقق آنها

امیر گلپور[1]

تاریخ دریافت 20/4/97

تاریخ پذیرش 25/7/97

چکیده

انسان معاصر به دلیل مواجه با مکاتب بشری و مادی گرایی جامعه جهانی، دچار سرگردانی اخلاقی گردیده، به دنبال یافتن الگویی مناسب در روابط اجتماعی خویشتن است. اخلاق هم زیستی یکی از موضوعات اخلاق کاربردی است که درباره مسئولیت انسان در مقابل دیگران بحث می‌کند. ساحتی است که بیانگر وظایف اجتماعی انسان در مقابل سایر انسان هاست. دولت مهدوی بنابر آموزه‌های حدیثی، عهده دار تکامل اخلاق است. که نمود اصلی آن بایستی در فضای جامعه متبلور گردد. در این نوشتار با روش توصیفی و تحلیلی و به صورت کتابخانه ای، جایگاه اخلاق و ساز و کار های تربیت اخلاقی در حکومت مهدوی، بر اساس سخنان ائمه طاهرینD مورد توجه قرار گرفته است.

واژگان کلیدی: تربیت اخلاقی, اخلاق , عدالت ورزی, امام مهدیG

 

 

مقدمه

ترویج ارزش‌های‌ اخلاقی‌ به‌عنوان‌ مهم‌ترین عامل آرام‌بخش برای بشریت است. بشری که ظلم به خویشتن را از طرف دیگران احساس می‌نماید.هیچ عاملی نظیر اخلاق نمی‌تواند به انسان آرام و و احساس خوب زیستن را بدهد. در آیات قرآن کریم و سخنان معصومین D، اخلاق و تزکیه نفس حتی بر اعتقادات مقدم شده است. خدای متعال می‌فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ‏ وَ یُعَلِّمُهُمُ‏ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ [2]. او (خدای متعال) کسی است که در بین مردم درس ناخوانده رسولی از خودشان برانگیخت، در حالیکه آیات الهی بر ایشان می‌خواند و آنها را تزکیه کرد و به آنها کتاب و دانش سود مند را یاد داد.

اهمیت اخلاق به قدری والا و با اهمیت است که  پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله  فلسفه وجودی بعثت خود را اکمال ارزش‌های اخلاقی برمی‌شمرد. إِنَّمَا بُعِثْتُ‏ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ.[3] حتما برای تمام کردن ارزش های اخلاقی برانگیخته شده ام.

ائمه هدیD مظهر اخلاق  و  دعوت کننده قولی و عملی به اخلاق الهی بوده اند. این بزرگواران‌ هـمواره‌ شـیعیان را بر این مهم ترغیب می‌کرده‌اند و روایات اخلاقی فراوانی از ایشان به یادگار مانده است.

امام مهدیG به عنوان خاتم الوصیاء و سلالة النبیین عهده دار تحقق مکارم اخلاقی و دولت اخلاق محور بر روی زمین است. او کسی است که می‌بایست بشریت را در بعد مادی و معنوی به کمال مطلوب خویش برساند. فایده این نوشتار علاوه بر آشنایی با جایگاه اخلاق در حکومت مهدوی، می‌تواند به عنوان الگویی برای اجرای اخلاق در جوامع  پیش از ظهور قرار گیرد.

همان گونه که پیامبر گرامی اسلام[ قبل از بعثت به مکارم اخلاقی همچون: جوانمردی، ایثار، راستگویی و امانت داری معروف بودند. و موجب جذب افراد به ایشان گشته بود. لذا تبیین مبانی اخلاقی حکومت مهدوی و بیان ویژگی های زیبای اخلاقی امام مهدیG و حکومت اخلاقی ایشان می‌تواند موجب تالیف قلوب به امام مهدیG و آموزه‌های مهدوی گردد. ازاین ‌رو سعی می‌کنیم تا جنبه‌های مردم داری و اخلاق اجتماعی را در دولت و حکومت مهدوی‌ از‌ نگاه روایات بررسی نماییم‌

اهمیت اخلاق اجتماعی

یکی از مباحث مهم در‌ اخلاق، بحث مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی است که بـه چهار‌ بخش ‌تقسیم‌ مـی‌‌گردد‌: مسئولیت در‌ مـقابل‌ خدای متعال، خویشتن، همنوعان و محیط زیسـت. در این مـیان وظیفه در مقابل همنوعان به‌عنوان فراگیرترین مسئله در گستره اخلاق اجتماعی مورد بحث قرار مـی‌گیرد.

چرا که انسان موجودی اجتماعی است و بـه نـظر بـیشتر دانشمندان انسان مـدنی بـالطبع است. قدیمی‌ترین آثار و شـواهد تـاریخی حاکی از آن است که بشر پیوسته در اجتماع زندگی کرده و هیچ‌گاه تنها نبوده است.[4]

نـکته مهم آنکه بسیاری از فضایل و رذایل اخلاقی مـانند ریا و اخلاص، امانت و خیانت، عفت و بـی‌حیایی، راسـت و دروغ، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر ایثار و گـذشت، شجاعت و ترس، غـیبت و تـهمت، و موارد متعددی از شایست‌ها و ناشایست‌های اخلاقی، با حضور‌ در‌ اجتماع معنا می‌یابد، نه با انـزوا و فـردگرایی. به‌خصوص در فرهنگ اسلامی که دین با ارائه اسـوه و الگـو نـیز بـه مـعرفی فضایل اخلاقی مـی‌پردازد‌، آیاتی نظیر6 لَقَدْ کَان لَکُم فـِی رَسُول‌ِ اللَّهِ أ‌ُسْوَةٌ حَسَنَةٌ5 (احزاب / 21)، 6أ‌َطِیعُوا اللَّهَ وَ أ‌َطِیعُوا الرَّسُولَ5 (نساء / 59)  6وَ مَا آتـَاکُمُ الرَّسـُولُ‌ فـَخُذُوهُ‌ وَ مـَا نـَهَاکُمْ عـَنْهُ‌ فَانْتَهُوا‌5 (حشر / 7)، نمونه آشکاری دراین‌باره است. این آیات حکایت از این واقعیت دارد که، تربیت نیاز به الگو دارد.

در اخلاق اجتماعی آنچه حایز اهمیت است رعایت حقوق و کرامت انسان ها است.در روایات معصومینD از این مسئله به حق‌الناس یاد شده که‌ بیش‌ از‌ حـق الله بر آن تأکید شده اسـت. امـام صادقG فرموده است: ساده‌ترین حقوق این است که آنچه برای خود می‌پسندی یا اکراه داری، برای برادر دینی‌ات نیز چنین باشی‌.[5]

امام باقرمی‌‌فرمایند: ازجمله حـقوق مـؤمن بـر برادر دینی‌اش این است که گرسنگی او‌ را‌ بـرطرف‌ سـازد؛ راز و عـیب او را بپوشاند؛ رنج و اندوهش را برطرف سازد؛ قرض‌ او‌ را بپردازد و هرگاه از دنیا رفت، جایگزین او در رسیدگی به وضع خانواده و فرزندانش باشد.[6] امام عـلیG در نـامه 53 نـهج‌البلاغه به مالک اشتر به‌ او‌ توصیه می‌کند که حـرمت هـمه افراد اعم‌ از‌ مسلمان‌ و غیرمسلمان را نگاه دارد.

در حکومت حضرت‌ مهدیG نیز‌ انسان‌ها مورد تکریم و احترام هستند و شخصیت حقیقی خود را باز خواهند یافت و این مهم ترین‌ اصـل در اخلاق اجتماعی مهدوی‌ است‌، چراکه در‌ وصف‌ دولت‌ او آمده است: «تـعظم الامه و یعزهم‌»؛[7] مردم بزرگ داشته می‌شوند و عزت می‌یابند.

ازاین‌رو، برای افراد‌ و جامعه‌ منتظر ضرورت دارد به تکریم و تـعظیم‌ انـسان‌ها تـوجه ویژه‌ای داشته‌ باشند‌.

روش حکومت مهدوی برای تحقق اخلاق اجتماعی

تربیت‌ اخلاقی مردم و عـدالت‌ورزی بـه‌عنوان دو اصل اساسی و ساز و کار مهم در تحقق اخلاق اجتماعی  مهدوی مورد توجه است. این اصول از دو جهت قابل دقت و توجه است. از یک سو، ناظر به حقوق مردم و بیان تکالیف دولت مهدوی در قبال آنـان اسـت‌، و از سوی دیگـر‌، هر دو جنبه نیاز‌های مادی‌ و معنوی‌ انسان‌ها را‌ دربرمی‌گیرد‌ که‌ وجه تمایز‌ دولت مهدوی  با دولت های مادی گرای بشری است.

1.تربیت اخلاقی مردم

در حکومت الهی‌ حاکم‌ موظف به تربیت اخـلاقی مـردم است‌ تا‌ آنها‌ را‌ از‌ جهل به رشد‌ و کمال‌ رهنمون شود؛حاکم وظیفه دارد مردم را به سمت بهشت هدایت کند. حاکم نسبت به سرنوشت مردم بی تفاوت نیست. و این وجه تمایز حاکم اسلامی با سایر حاکمان جوامع بشری است. امام علیG در باره حق مردم بر حاکم می‌فرماید: حق شما بر من‌ این‌ است‌ که از خیرخواهی شما دریغ نورزم؛ بـیت‌المال‌ را‌ عـادلانه‌ میان‌ شما‌ تقسیم‌ کنم؛ شما را آموزش دهم تا نادان نمانید و شما را تربیت کـنم تـا راه و رسـم زندگی را بدانید.[8]

یکی اهداف بسیار مهم  و اساسی در حکومت مهدوی کمال‌ روحی و معنوی انسان‌هاست. امام بـاقرعلیه السلام می‌فرماید: «اذا قام قائمنا وضع یده علی رئوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل بـه اخـلاقهم»[9]؛ وقتی قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان می‌گذارد. پس عقول آنها را مـتمرکز مـی‌سازد و اخـلاقشان را به کمال می‌رساند.

اما روش و مکانیسم تکامل عقول به چه شکل و نحوه ای می‌باشد؟ ومنظور از عنوان وضع ید و تکامل اخلاق چیست؟ آیا این تعبیر نـمادین اسـت، یا اینـکه‌ گویای‌ حقیقتی است عملی و تحقق‌پذیر؟ دست کشـیدن بـر سر مردم کنایه است از‌ فراهم‌ آوردن بـستر‌ عمومی رشد و تعالی انـسان‌ها ست. حضرت مهدیG برای تکامل عقول و اخلاق از چند عامل بهره می‌برند:

الف:تعلیم حکمت و دانش سود مند

دانش سودمند آن چیزی است که انسان را به هدف می‌رساند برخلاف دانش غیر مفیدی که انسان را از هدف اصلی دور می‌کند. در زمان حضرت مهدیG دانش سودمند برای رشد و تعالی و کمال انسان ها توسط امامG به مردم داده می‌‌شود و آنچه برای هدایت آنها مورد نیاز باشد در اختیار مردم جامعه قرار می‌گیرد. امام باقرG در این‌‌باره می‌‌فرمایند: تُؤْتَوْنَ‏ الْحِکْمَةَ فِی‏ زَمَانِه.[10]در زمان او(مهدیQ) حکمت به مردم داده می‌شود.

ب:گسترش مهر و محبت

یکی از برکات و آثار مهم و درخشان عصر ظهور گسترش مهر و عاطفه و مهر ورزی است .مردم جامعه بر اساس مهر ورزی با هم تعامل برقرار می‌کنند. ارتباطات و رفت  و آمد ها با محبت و مهربانی خواهد بود. رفع احتیاجات به راحتی رفع می‌شود. در حدیثی از  امام باقر آمـده است:

«... حـتی اذا قـام القـائم جـائت المزابله و یاتی الرجـل الی‌ کـیس اخیه فیاخذ حاجته لایمنعه»؛[11] وقتی قائم ظهور کند، دوستی و صمیمیت فراگیر می‌شود و فرد از جیب بـرادر دینـی خـود به‌قدر نیازشان برمی‌دارد و او مانع نمی‌شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید‌:

«بـنا یصـحبون بعد عداوه الفتنه اخوانا فی دینهم»؛[12] به‌واسطه مهدی‌ ماست‌ که‌ مردمان پس از نابودی زشـتی‌های فـتنه‌آمیز، برادران دینی یکدیگر خواهند شد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «... لتذهبن الشحنا والتباغض»؛[13] با ظهور مهدی کشمکش‌ و کینه‌ورزی‌ها‌ از بین خواهد رفت.

ج:درمان بیماری های روحی

منشا تمام اعمال حرکات گفتارها و خوبی ها و بدی های انسان نفس است .اگر نفس اصلاح شود دنیا و آخرت انسان تامین و آباد می‌شود و اگر به فساد کشیده شد دنیا و آخرت را نابود می‌کند.بیماریهای  نفسانی دارای اقسام و انواعی است:آفت ها و عیوب اعتقادی: مانند کفر، نفاق، شرک، شک، جهل، ریا و.... آفت ها و عیوب عاطفی: مانند یأس، سستی، بی حالی، غرور، فریفتگی، فخر، حسرت و.... آفت ها و عیوب رفتاری:مانند دروغ، غیبت، تهمت، تجسس، استهزاء، فتنه گری، فساد، و.... درمان این شرور درست همان کاری است که مصلح کل بشر انجام خواهد داد. امام با از بین بردن روحیه آزمندى و طمع، بیرون کردن کینه و دشمنی از دلها، برگزیدن شایستگان، ازبین بردن شیطان و عوامل وسوسه کننده‌‌ی بیرونی، بیماری های روحی را درمان می‌کند. در روایت داریم که امام مهدیQ بیماریهای اخلاقی را درمان می‌کند.

سَلَکَ‏ بِکُمْ‏ مَنَاهِجَ‏ الرَّسُولِ ص فَتَدَاوَیْتُمْ مِنَ الْعَمَى وَ الصَّمَمِ وَ الْبَکَمِ؛[14] شیوه پیامبر خدا را درپیش می‌گیرد و شما را از کوری و گنگی (بیماری های روحی و اخلاقی) نجات می‌بخشد.

در حدیثی‌ دیگـر‌ آمـده اسـت:

«یفـتح حـصون الضـلاله و قلوباً قفلاً»[15]؛ قلعه‌های گمراهی و دل‌های بسته را می‌گشاید.

در بـرخی از روایات آمـده‌ است:

«... ان یصـلح امـه بـعد فسادها»[16]؛ او امت را پس‌ از آنکه فاسد شدند‌، اصلاح‌ می‌کند.

د. مانع زدایی و تغییر ساختارهای معیوب و ویرانگر فرهنگی

یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اخلاقی و معرفتی این است که عوامل مزاحم برای موفقیت را از خود دور نماییم. در توحید و یکتا پرستی اولین قدم در این راه دور ریختن خدایان پوشالی است که در اولین کلمات پیامبر اکرم ص در دعوت به توحید به چشم می‌خورد:« قولوا لا إله‏ إلا الله‏ تفلحوا»[17] لا اله الا الله بگویید تا رستگار شوید.پس مانع زدایی یک مساله مهم در تربیت، رشد، کمال و ترقی اخلاقی است.یکی از موانع مهم در سلوک و رشد، عامل بیرونی و وسوس های شیطان است.وسوسه‌های شیطان در زمان امام مهدیQ از بین می‌رود.

وهب بن جمیل می‌گوید از امام صادقG پرسیدم در باره آیه «رب فانظرنی الی یوم یبعثون قال فانک من المنظرین» که وقت معلوم چه زمانی است؟ فرموند ای وهب گمان کرده ای که خداوند تا قیامت به شیطان مهلت داده است؟ خداوند تا روز قیام قائم ما به او مهلت داده است. وقتی قائم قیام می‌کند به مسجد کوفه می‌رود، در آن هنگام شیطان در حالی که با زانوان خود راه می‌رود به آنجا می‌آید و می‌گوید وای بر من از امروز. پس امام زمانG موی پیشانی او را می‌‌گیرد و فورا گردن او را می‌زند. آن روز وقت معلوم است.[18]

هـ . از بین بردن ساختار های فاسد(عامل بیرونی)

ساختارهای فاسد محل ترویج افکار فاسد و در نتیجه باعث رشد ناهنجاری در فضای جامعه می‌باشد و کانون انتشار فحشاء در اجتماع است. اگر جلوی این مراکز را نگیریم کارهای فرهنگی بی اثر خواهد شد.مثل بیماری که دارو مصرف می‌کند ولی از عواملی که بیماری را تشدید می‌کند، پرهیز نمی‌نماید.این بیمار انتظار بهبودی سریع را نباید داشته باشد. پس از بین بردن موانع بیرونی در مسیر بندگی امری مهم و لازم می‌باشد.

امام علیG می‌فرمایند:

«روابط نامشروع، مشروبات الکلى و رباخوارى را از بین مى‏برد. مردم به عبادت و اطاعت روى مى‏آورند. امانت‏ها را به خوبى رعایت مى‏کنند.مردمان شرور نابود مى‏شوند و افراد صالح باقى مى‏مانند».[19]

2. عدالت‌ورزی

ازجمله وظایف حاکم در مـقابل مـردم و جامعه خویش در حوزه اخلاق معاشرت، فراهم‌سازی مساوات و دادورزی میان آنهاست؛ چرا که  بیشترین‌ گرفتاری‌ بشر از گذشته تاکنون، ظلم‌ها و تبعیض‌های ناروایی بوده‌ که‌ به‌خصوص حاکمان بـر مـردم روا می‌داشته‌اند. از این روست که همه انـسان‌ها در تـمام ادیان به انتظار یک منجی‌ نشسته‌اند‌ تا‌ آنها را از وضعیت نابسامان موجود برهاند. این یکی از‌ مهم‌ترین خصیصه‌های دولت مهدوی به‌شمار می‌آید. در متواترین احادیث شیعه و سنی از طرق گوناگون به مـسئله عدالت  حـضرت‌ مهدیG اشاره‌ شده‌ است کـه او جـهان را پس از ظلمتی طولانی به ساحلی‌ آرام‌ و عدالت محور خواهد کشاند.

امام علیG درباره اعتدال و میانه‌روی می‌فرمایند: «لاتری الجاهل الا مفرطا او‌ مفرطا[20] جاهل یا در افراط (زیاده روی) است و یا در تفریط (کوتاهی). از‌ این سخن معلوم می‌شود، جهالت یعنی در افراط یا تفریط بودن. و علم و حکمت در گرو این است که انسان عادل باشد، یعنی نه افراط کند و نه تفریط. با توجه به اینکه انسان سه قوه شهویه، غضبیه و ناطقه دارد، این سه قوه زمانی در دایره عدالت هستند که نه در افراط باشند  و نه در تفریط.اعتدال در ناطقه، حکمت است. اعتدال در شهویه، عفت و اعتدال در غضبیه، شجاعت است. از اجتماع حکمت، عفت و شجاعت صفت‌ عدالت‌ پدید‌ می‌آید؛ چـنان‌که اگـر دچـار افراط شود، ظلم و اگر دچار تفریط شود، مبتلا به ظلم پذیری خواهد شد.

درنتیجه حکومت مهدوی حکومتی اسـت مـبتنی بر‌ حکمت‌، عفت و شجاعت؛ حکومتی که در جنبه‌های‌ فردی و اجتماعی بر گرد‌ عدالت‌ می‌چرخد و خود حضرت محور‌ آن‌ است؛ چنان‌که امام رضاG در حدیثی اهل‌بیتD را مصداق این حد اعتدال می‌داند‌: «نحن‌ آل محمد النـمط الاوسـط الذی‌ لایدرکنا‌ الغالی‌ و لایسبقنا التالی.»[21] ما آل محمد راه میانه ای هستیم که نه غالی به آن می‌رسد و نه کسی که عقب بیفتد، می‌تواند سبقت بگیرد.

حکومت مهدوی‌ واقعیت‌ و زندگی عادلانه را به تمام معنا برای مردم جلوه‌گر خواهد ساخت و آنان نیز با‌ بصیرت‌ خود، آن را مشاهده خواهند کرد‌: «ابشروا بالمهدیّ ... یملأ قلوبُ العبادعبادةً و یسعهُم عدلُه»؛[22] بشارت باد به آمدن مهدی‌! او‌ دل‌های‌ بندگی‌ را‌ با عبادت و اطاعت‌ پر‌ می‌کند و عدالتش همه را فـرامی‌گیرد.

امـام رضـاG در حدیثی جامعیت عدالت مهدوی را این چـنین تـرسیم‌ فـرمود‌: هرگاه‌ آن امام خروج کند، زمین به نور‌ پروردگارش‌ روشن‌ می‌شود‌ و ترازوی‌ عدالت‌ میان مردم برقرار می‌گردد. پس کسی به کسی ستم نـخواهد کـرد.[23]

در روایات دیگری به گوشه‌های دیگری از عدالت مهدوی اشاره شده است. امام صادقG فرمود: چون مهدی قیام کند، مال را بـه صـورت مساوی تقسیم می‌کند و عدالت را میان رعیت اجرا می‌کند. [24]همچنین‌ امام باقرعلیه السلام می‌فرمایند: «یحییها (الارض) بـالقائمQ فـیعدل فیها فیحیی الارض بالعدل بعد موتها بالظلم»؛[25] خداوند زمین را بوسیله قائمG زنده می‌‌کند و عدالت را برپا می‌‌کند و زمین را بعد از مرگ اهلش زمین با ظلم، بوسیله عدل زنده می‌‌کند.

اما سوالی در این جا مطرح است که، این عدالت چگونه محقق می‌‌گردد؟ حضرت مهدی برای گسترش عدالت در زمین از عواملی بهره می‌‌گیرد که عبارتند از:

الف:رفع فقر

از جمله اسباب ناامنى جامعه و به نابودى کشاندن آن، فقر و احتیاج است. فقر و نداری، باعث دزدى و خون‏ریزى و ذلّت و خودفروشى و ده‏ها مسایل انحرافى دیگر می‌‌شود. زیرا شکم گرسنه و پیکر عریان با هیچ‏کس سر شوخى ندارد. ازاین‏رو است که یکى از برنامه‏هاى اوّلیه حضرت «قائمG» رفع سریع نیاز فقرا و ریشه‏کن ساختن فقر است. حضرت ولی عصرQ، چنان به احتیاجات مادی مردم می‌‌رسد و عدالت را برقرار می‌نماید که شخص فقیر و محتاجی پیدا نمی‌شود. امام باقرG در این خصوص می‌فرماید:

«‏قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَیْتِ قَسَمَ بِالسَّوِیَّةِ وَ عَدَلَ فِی الرَّعِیَّة.....تُجْمَعُ إِلَیْهِ أَمْوَالُ الدُّنْیَا مِنْ بَطْنِ الْأَرْضِ وَ ظَهْرِهَا فَیَقُولُ لِلنَّاسِ تَعَالَوْا إِلَى مَا قَطَعْتُمْ‏ فِیهِ‏ الْأَرْحَامَ‏ وَ سَفَکْتُمْ فِیهِ الدِّمَاءَ الْحَرَامَ وَ رَکِبْتُمْ فِیهِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَیُعْطِی شَیْئاً لَمْ یُعْطَهُ أَحَدٌ کَانَ قَبْلَهُ وَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً وَ نُورا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ شَرّا»[26]هنگامی که قائم قیام می‌کند، مال را به طور مساوی تقسیم می‌کند و با عدالت در میان مردم رفتار می‌کند...ثروت های روی زمین و منابع زیر زمین نزد آن حضرت جمع می‌شود. آن گاه حضرت به مردم خطاب می‌کند بیایید بگیرید آنچه را که برایش خویشاوندی را قطع می‌کردید و به خون ریزی و گناهان دست می‌زدید .او چنان اموال را می‌بخشد که کسی پیش از او چنان نکرده است.

در روایت داریم:

«المهدىّ سمح بالمال شدید على العمّال رحیم بالمساکین»[27] مهدىG نسبت به مال سخاوتمند و به کارگزارانش سخت‏گیر و به بیچارگان مهربان است.

ب: شایسته سالاری

یکی از سوالات مهم جامعه انسانی این است که چه کسانی باید حکومت کنند .پاسخ های مختلفی از سوی مکاتب و نظریه پردازان به این پرسش ارائه شده اس ازجمله : فیلسوفان، پیامبراان الهی،  پادشاهان، نخبگان و دانشمندان.دارندگان رای مردم.دارندگان قدرت و ثروت .برگزیدگان خدا و...اما کمتر به این نظریه پرداخته شده که شایستگان بایستی به حکومت برسند. در قرآن و روایات به این مساله اشاره شده است و حکومت و حاکمیت را حق شایستگان یعنی بندگان صالح الهی شمرده است و جایی برای ظالمان و زور گویان در حکومت آنها نخواهد بود.معیار شایستگی در این مدل، تقوی و دانایی می‌باشد. پس محور اصلی انتخاب و ملاک و میزان انتخاب در این مدل حاکمیتی، شایسته سالاری می‌باشد .مهدیG که سر آمد شایستگان است، افرادی را که شایستگی حاکمیت بر مردم را دارند انتخاب و بر مسند قدرت و خدمت به مردم می‌نشاند.

در تفصیل مطلب باید گفت، مهمترین عامل برای هدایت جامعه انسانی این است که، مدیریت جامعه به دست صالحان باشد. در واقع منشاء اختلافات، اختلاس ها، رانت خواریها، مفاسد و معضلات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بخاطر سوء مدیریت کارگزاران است. سوء برنامه ریزی صحیح و اتلاف هزینه‌ها در راه‌های غیر شایسته توسط افراد غیر شایسته است. تحول جامعه با وجود این معضلات غیر ممکن است و تنها راه تحول تغیییر کارگزاران و جانشینی افراد صالح  و با تقواست. در روایت داریم: «ولایت و کارگزاران حکومت اسلامى، جز به افراد متدین و امین واگذار نمى‏شود».[28]

یکی از مهمترین مصادیق شایسته سالاری نصب قاضیان شایسته است.در دولت حضرت مهدىG نیز قضاوت و دادگرى جایگاه ویژه‏اى خواهد داشت و مردم با قضاوت و حکمى بى‏نظیر و آرمانى روبه‏رو خواهند شد. از روایات به دست مى‏آید که، به ترتیب خود حضرت مهدىQ، سپس حضرت عیسى و پس از او، قاضیان و عالمان، امر قضاوت و داورى را در دست خواهند گرفت‏[29] امیر المؤمنینG فرمودند: «لَیَنْزِعَنَ‏ عَنْکُمْ‏ قُضَاةَ السَّوْءِ وَ لَیَقْبِضَنَّ عَنْکُمُ الْمُرَاضِینَ وَ لَیَعْزِلَنَّ عَنْکُمْ أُمَرَاءَ الْجَوْرِ»؛[30] البته قاضیان بد را از زندگى شما بیرون کشد و اشخاص دورُو (و بیماران روحى) را از شما مى‏گیرد و امیران ستم‏گر را دور سازد (و از متن زندگى‏تان برمى‏کند).

ج:مبارزه با ربا و ربا خواری

یکى از عوامل خانمان‏سوز و فلج‏کننده ی جوامع، «ربا» است. اگر این عمل در هر جامعه رواج یابد، آن جامعه به تباهى و نابودى کشیده مى‏شود و مردم طعم آرامش را نچشیده و روى خوشى و سعادت را نخواهند دید. خداوند در قرآن مجید به رباخوارها اعلام جنگ داده است؛

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از خدا بترسید و ربا (خوارى را) رها کنید؛ اگر ایمان‏ آورده‏اید که (چنین) نمى‏کنید. پس براى پیکار با خدا و رسولش آماده شوید و اگر توبه کنید اصل سرمایه شما از آن شماست، نه ستم مى‏کنید و نه ستم کرده مى‏شوید.»[31]

در روایات هم به زشتی و منفور بودن آن اشاره شده و براى رباگیرنده و ربادهنده و نویسنده و شاهد و واسطه‏اش لعنت فرستاده است. در آرمان شهر مهدوی ربا و رباخوارى از جامعه مسلمین محو خواهد گردید. امام صادقG می‌فرماید :«و یذهب الربا»[32] در زمان «قائمG» ربا از بین مى‏رود. این الگوی مبارزه با ربا، یکی از زمینه سازانِ اصلاح و تربیت جوانان نسل امروز می‌باشد.

د:اجراى حدود

اجرای قوانی الهی عمل به قوانین الهی و حدود شرعی و پیاده کردن مقررات اسلامی پایه پیشرفت و عدالت و سعادت یک جامعه است. یکی از مهمتری ویژگی های دولت مهدوی این است که قوانین الهی اجرا می‌گردد.و بر اساس شریعت و آیین الهی بین مردم حکم می‌شود و جامعه مدیریت و اداره می‌شود.امام جعفر صادقG می‌فرماید: «یُقِیمُ‏ حُدُودَ اللَّهِ‏ وَ یَحْکُمُ بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»[33] حدود الهی را اقامه می‌کند و به قانون خداوند، حکم می‌نماید.

امام مهدیQ، انتقام خون سیدالشهداءG را می‌گیرد و بر ذریه ی قاتلین حضرت سیدالشهداءG حد اجرا می‌کند. چون آن‏ها نیز به کرده‏ها و کارهاى پدران خود راضى و خوشنود هستند و آن را صحیح مى‏دانند؛ چنان‏که امام صادقG فرمود:

هرگاه قائمG خروج کند، فرزندان قاتلین حسینG را به علّت رضایت به افعال پدران خود مى‏کشد.[34]

حضرت ولی عصرQ بر زانى پیر و مانع زکات حد جاری کرده و زانی محصنه را سنگسار می‌کند.امام صادقG فرمود:

«اگر قائمG قیام نماید، سه حکم خواهد کرد که احدى پیش از او نکرده است؛ پیر زناکار و مانع زکات را بکشد و ارث مى‏دهد برادرى را که در عالم ذرّ باهم برادر بوده‏اند (نه برادر صلبى)» [35]

ه:سخت‏گیرى بر وزرا و کارگزاران‏

تقدم اصلاح رفتاری و معرفتی مدیران و سیاست گذاران جامعه بر دیگران است. اگر کارگزاران امور از نظر اخلاقی سالم و پاک باشند و در عمل به وظایف خود از مسیر حق، عدالت و اعتدال خارج نشوند بسیاری از انحرافات اخلاقی و رفتاری جهان کاسته خواهد شد و مردم نیز تابع آنان خواهند بود.

اگر فرمانروا و رئیس کشورى نسبت به اعمال زشت و بد، عمّال و کارگزاران خود اهمیتى ندهد و از خطاهاى آنها اغماض و چشم‏پوشى نماید، نتیجه این کار، دامن افراد جامعه را گرفته و به‏سوى تباهى خواهد کشید، امنیت جانى و مالى مردم از بین خواهد رفت، و بی عدالتی در جامعه گسترش خواهد یافت. بدین جهت امام مهدیQ به پرسنل و کارکنان و کارمندان خود بگونه‏اى سخت خواهد گرفت که کسى یاراى نادیده گرفتن قانون را نخواهد داشت.سید ابن طاووس می‌فرماید:

«المهدی سمح بالمال شدید على‏ العمّال‏ رحیم بالمساکین»[36]؛ «مهدىG» بخشنده‏اى است که مال را به وفور مى‏بخشد و بر کارگزاران و مسؤولان دولت خویش بسیار سخت‏گیر و بر بینوایان بسیار رؤف و مهربان خواهد بود.»

و: مبارزه با رشوه

رشوه یکى از عوامل ناحقّ‏کننده حق و جلوه‏دهنده ناحق است و در طول زمان این خصلت بنیان‏کن و ریشه‏برانداز سبب از بین رفتن حقوق گروه زیادى از مردم شده است.روایات بسیارى در مذمّت و توبیخ و تحریم رشوه (رشا و ارتشاء) وارد شده است، ولى در جوامع مختلف وجود داشته و دارد، اما در عصر «قائمG» این صفت زشت و ناپسند در اثر مراقبت امامت و رشد فرهنگى و شدت ایمان مردم نابود شده و ریشه‏کن خواهد شد.و زمینه ساز عدالت خواهد بود.

امام صادقG میفرماید:

« و لَا یَأْخُذُ فِی‏ حُکْمِهِ‏ الرِّشَا»[37]؛ در حکم کردنش رشوه نمى‏گیرد.

ز: مبارزه با نظام طبقاتى و ستمگران‏

در همه زمانها رسم بر این بوده که حاکمان براى حفظ موقعیت و حراست از تاج و تخت خود، از بیت المال یا زمین‏هاى اشخاص که غصب کرده‏اند به دیگران یا به اطرافیان مى‏بخشیدند. نمونه بارز این ناهنجاری در زمانه ما زمین خواری هایی است که انجام می‌گردد. بعد از ظهور «قائمG» حکم به ابطال اسناد این املاک نموده و مدارک آن‏ها را بى‏اثر تلقى کرده و از آن‏ها پس گرفته مى‏شود.

حضرت صادقG فرمود:

«إِذَا قَامَ قَائِمُنَا اضْمَحَلَّتِ‏ الْقَطَائِعُ‏ فَلَا قَطَائِعَ»[38] هرگاه «قائمG» قیام کند، قطایع(زمین های غصبی که حاکمان غصب کرده بودند و برای حفظ موقعیت خود به دیگران می‌بخشیدند) مضمحل مى‏شود و از بین مى‏رود و به اصل خویش برگردد.

نتیجه‌گیری

حرمت گذاری به همنوعان، اصلی مهم و اساسی در حکومت مهدوی است کـه در کـنار مـسئولیت در مقابل خویشتن و در طول مسئولیت در‌ مقابل‌ خدا مـعنا مـی‌یابد. این دقیقاً برخلاف تفکر جامعه‌گرایان مغرب‌زمین است که اصالت و هویت را فقط منحصر در جامعه مـی‌دانند و بـرای اشخاص، حقیقتی را باور ندارند. تـربیت اخـلاقی مردم و عـدالت‌ورزی ازجـمله‌ اجـزا‌ و متغیرات مهم اخلاق معاشرت مهدوی اسـت کـه در این پژوهش مورد بحث قرار گرفت. در دولت مهدوی تربیت اخلاقی به کمال‌یابی مردم مـنجر مـی‌شود. عدالت‌ورزی و مردم‌داری امام مهدی زمینه‌ آرامـش‌ روحی مردم و عشق بـه او را فـراهم خواهد آورد.

دستاورد این تحقیق در جامعه امـروز این اسـت که حرمت و شرافت نفس انسان‌ها در فضای فردی و اجتماعی اهمیتی بسیار دارد‌.

  1.  

 

 

[1] . دانش آموخته سطح 4 گرایش قرآن و حدیث مرکز تخصصی مهدویت قم.

[2] . جمعه:آیة 2.

[3] . طبرسی، مکارم الأخلاق، ص8.

[4] . طباطبایی‌، شیعه در اسلام، 5.

[5] . فیض‌ کاشانی‌، المحجة البیضاء، ج 3 ، ص 354.

[6] . محمدی‌ ری‌شهری‌، میزان الحکمه، ج 2 / 482.

[7] . متقی‌ هندی، کنز العمال، ج16، ص14/ ح 38700.

[8] . نهج‌البلاغه، خطبه 34.

[9]. قـطب‌الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج2، ص841؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 52‌ / 336‌.

[10] . نعمانى، الغیبة، ص239.

[11] . مجلسی، بحار الانوار، 13 / 196.

[12] . سیوطی، الحاوی لللفتاوی، 129.

[13] . نیشابوری، صحیح مسلم، ج/94.

[14] . کلینی، الکافی، ج8، ص66.

[15]. قندوزی حنفی، 1416: 2 / 588.

[16]. اربلی، کشف الغمة، ج 2ص/ 473.

[17]. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج1، ص256.

[18]. العیاشی، تفسیر العیاشی، ج2، ص242.

[19]. صافی، لطف‌الله، منتخب الاثر، ص474.

[20]. نهج البلاغه، حکمت70.

[21] . ابن بابویه، توحید، ص114.

[22] . شیخ طوسی‌، الغیبه‌، ص179.

[23] . مـجلسی، بحارالانوار 52 /321؛ شیخ صدوق، کمال الدین3 / 372.

[24] . نعمانی‌، الغیبه 124؛ مجلسی، بحار الانوار، 51 / 29‌.

[25] . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 598.

[26]. النعمانی، الغیبه، ص237.

[27] . نعیم بن حماد، الملاحم و الفتنص، 137.

[28]. نور الله شوشتری، احقاق الحق، ج8، ص545.

[29] . رحیم کارگر، آینده جهان، 282.

[30] . مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج‏51، ص120.

[31]. بقره: 278-279.

[32]. صافى، لطف الله، منتخب الأثر، ج3 ص 145.

[33]. ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص 156.

[34] . ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمة، ج1 ص 452.

[35] . ابن بابویه، محمد بن على، الخصال، ج1 ص 169.

[36]. ابن طاووس، على بن موسى، التشریف بالمنن، ص 352.

[37] . ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال، ج2 ص600.

[38]. حمیرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، ص 80.

  1. منابع و مآخذ

    *قرآن کـریم.

    1. ـــــــــــــــ‌، 1395‌ ق، کمال‌ الدین و تمام النعمه، قم، دارالکتب الاسلامیه.
    2. ـــــــــــــــ، 1398 ق، التوحید، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
    3. ابن‌شهرآشوب‌، بی‌تا‌، مناقب آل ابی‌طالب، ج 4، قم، مکتبه علامه.
    4. اربلی، علی بن عیسی‌، 1401 ق، کشف الغمة، بـیروت، دار الکتـب الاسلامی.
    5. راوندی، قطب‌الدین، 1409 ق، الخرائج‌ و الجرائح‌، قـم، مؤسسه امام مهدی
    6. شوشترى، نور الله بن شریف الدین إحقاق الحق و إزهاق الباطل .
    7. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، 1419 ق، منتخب الاثر، قم، مؤسسه السیده المعصومه‌.
    8. صدوق، محمد بن علی بن بـابویه، 1362، امـالی، تهران، کتابخانه اسلامیه.
    9. طباطبایی‌، سید محمدحسین، 1387، شیعه در اسلام، قم، مؤسسه نشر اسلامی.
    10. طبرسى، حسن بن فضل، 1370، مکارم الأخلاق، قم،
    11. طوسی، 1411 ق، الغیبه ، قم‌، مؤسسه‌ معارف اسلامی.
    12. فیض کاشانی، محمد، 1384، المـحجة البـیضا، تهران، حسنین.
    13. قندوزی، سلیمان، 1416 ق، ینـابیع المـودة‌ لذوی‌ القربی، تهران، دارالاسوه.
    14. کلینی، محمد بن یعقوب، 1365، الاصول من الکافی‌، تهران‌، دارالکتب الاسلامیه.
    15. متقی هندی، علاءالدین علی‌، 1413‌ ق، کنز‌ العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج16، تـحقیق‌ بـکری‌ حیانی و صفوه سنا، بـیروت، مـؤسسة الرسالة.
    16. مجلسی، محمدباقر، 1404 ق، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه‌ الوفا‌.
    17. نعمانی، ابی عبدالله محمد بن ابراهیم، 1397‌ ق، الغیبه‌، تهران، مکتبة الصدوق.
    18. نـهج‌البلاغه، 1414، قم، ناشر هجرت
    19. نیشابوری، مسلم بن الحجاج، بـی‌تا، صـحیح نیشابوری، مـصر، بی‌نا.