وحید صمدی[1]
دعای جمعی در دین اسلام جایگاه والایی دارد. در اهمیت آن همین بس که آیات و روایات زیادی به این شیوه از نیایش پرداختهاند. دعای جمعی منتظران شیوه مهمی از ابراز اضطرار جامعه مقدمه ساز به درگاه الهی است. شناخته شدن اهمیت و جایگاه دعای جمعی برای جامعه منتظر و اهتمام و اهمیت دادن در برگزاری ادعیه مهدوی تاثیر به سزائی در تحقق ظهور امام عصر Q خواهد داشت. این مساله در این تحقیق به روش تحلیلی و توصیفی در آیات و روایات بررسی شده است.
واژگان کلیدی: امام عصر، دعای جمعی، ظهور، آیات و روایات.
دعا بهترین پل ارتباطی بندگان با خدای متعال است. تکلم با خدای متعال به هر زبان، در هر زمان و مکانی باشد، مطلوب حق تعالی میباشد چرا که در قرآن کریم فرمود: «اُدعونی اَستجِب لکم».[2] (مرا بخوانید شما را اجابت میکنم). در دوران غیبت کبری بزرگترین محرومیت انسانها فقدان واسطه فیض الهی؛ امام زمان Q میباشد. وقتی قلبهای دعا کنندگان متوجه دعا برای فرج امام غائبشان شود، برای ظهور آن حضرت دعا میخوانند. ابراز این نیازها به درگاه الهی آثار فراوانی در ظهور حضرت خواهد داشت.
دعای جمعی آثار فراوانی در حوزه فردی و اجتماعی دارد. عمده احکام و اعمال واجب و مستحب، تاکید به زندگی اجتماعی و کوششهای جمعی بنا نهاده شده است. مانند نمازهای جماعت که در روایت امام رضا@ فضیلت هر رکعت نماز جماعت دو هزار برابر یک رکعت نماز فردی بیان شده است.[3]
در دعای جمعی نیرویی فوق العاده از آنها به سوی مبداء هستی متوجه میشود. مانند چشمه آبی که از سطلی آب نیرو و جریانش بیشتر و دریایی که موج و خروجش هزاران چشمه را در بر میگیرد.
در این تحقیق به جایگاه دعای جمعی برای ظهور آخرین حجه الهی پرداخته شده است. پیشینه مدونی در کتب و مقالات برای دعای جمعی یافت نشد. اما علی باقری ذیل بررسی ادعیه قرآنی در کتاب پژوهشی در نیایشهای قرآن کریم به این مساله پرداخته است و سید رضا باقریان فرد در جلد اول نیایش از نگاه اندیشمندان به این مساله پرداخته است. علیرضا برازش نیز در قرآن صاعد به این مساله پرداخته است. همچنین حسین انصاریان در شرح دعای ﻛﻤﻴﻞ به این بحث پرداختهاند. روش این تحقیق؛ توصیفی تحلیلی است و منابعی که برای اثبات اهمیت دعای جمعی به آنها استناد داده شده است آیات و روایات میباشد.
اصل و ریشه دعا در لغت از دعو و به معنی حاجت خواستن است.[4] دعا شوق و طلب و مسالت به سوی خداوند متعال میباشد.[5]
و در اصطلاح به عبادتی که در آن از درگاه خداوند متعال چیزی در خواست شود، گفته میشود «و روی عن النبی ` انه قال: الدعا هو العباده»[6] پیامبر اکرم[ فرمودند: دعا کردن عبادت است.
جماعت در لغت اسم مصدر از ثلاثی مجرد جمع[7]، به معنای گروه مردمی[8] اندک یا بسیار[9]، در یک مکان جمع شده که به آنها جمعیت گفته میشود.[10] جماعت در اصطلاح؛ مفهومی حدیثی بوده و به معنی حفظ همبستگی مسلمانان میباشد. [11]
العین رهط را به معنی جمعی که شامل سه تا ده نفر باشند، معنی کرده است.[12] در اصطلاح علم رجال و درایه به جماعتی از مردان که کمتر از ده و بیشتر از سه و یا هفت تا ده و یا بین ده و چهل باشد رهط گفته میشود.[13]
در قرآن کریم آیات زیادی در مورد امام زمان Q نازل شده است. در نیایش پیامبران و مومنان موارد بسیاری را میتوان نشان داد که اقدام به دعای جمعی نمودهاند. پارهای از دعاها در آیات قرآن اشاره به پیکار دفاعی در برابر تجاوز دشمن به سرزمین مومنان دارد که مومنان در حال آماده سازی خود و رویارویی با متجاوزان بوده اند. برخی از نیایشها درخواست از رحمت الهی و رشد و سعادت نیایشکنندگان را به نمایش میگذارد و بعضی از این موارد در نفی و طرد خودکامگان اشاره دارد که حاکی از عنایت به جمع به پا خواسته در جهت توحید و ایمان و طرد استکبار است.[14]
آیاتی به دعای مردم مستضعف به درگاه الهی برای رهایی از ظلم طاغوتها اشاره دارد. شیوههایی از نیایش برای مجاهدان منتظر امام زمانQ میباشند که ارتباط معنوی با خدای یکتا را به ایشان میشناساند.
از جمله مواردی که زبان گفتگو با خدای متعال در قرآن کریم به صورت جمع بیان شده میتوان به این آیات اشاره کرد:
پیامبر اکرم[ برای مقابله با نصاری پیشنهاد مباهله جمعی به درگاه الهی را طرح کردند. این مطلب شیوهای از دعای جمعی است که آن حضرت آن را به مسلمانان تعلیم میدهند.
6فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ5[15]
پس کسی که بعد از آمدن علم نزدت با تو ای پیامبر محاجه کرد به آنها بگو بیایید بخوانیم که جمع شوند فرزندان ما و فرزندان شما را و زنان ما و زنان شما را و جان های ما و جان های شما را، سپس مباهله میکنیم پس لعنت خدارا بر دروغگویان قرار میدهیم.
به خاطر انکار نصاری پیامبر اکرم[ دختر گرامیشان، فاطمه زهراء K و داماد خود امیرالمومنینG و حسنینF را برای مباهله و دعا و نفرین به صورت جمعی برای اثبات حقانیت اسلام میآورند. هنگامى که پاى مباهله به میان آمد نمایندگان مسیحیان نجران از پیامبر مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند، به این نتیجه رسیدند اگر محمد با سر و صدا و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنند، زیرا حقیقتى در کار او نیست، و اگر با نفرات بسیار محدودى از خاصان نزدیک به میعادگاه آمد بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او دست بردارند. آنها وقتی به میعادگاه رفتند و دیدند که پیامبر فرزندانش حسن و حسینF را در پیش رو، و على و فاطمهF همراه او هستند و به آنها سفارش مىکند هر گاه من دعا کردم شما آمین بگویید، مسیحیان هنگامى که این صحنه را مشاهده کردند سخت به وحشت افتاده، و از اقدام به مباهله خوددارى کردند.[16]
یکی دیگر از ادعیه جمعی که در قرآن کریم مطرح شده است دعای جمعی مستضعفانی است که برای رهایی از ظلم و جور مستکبران از درگاه الهی طلب یاری و نجات دارند.
6وَ مَا لَکُمْ لَاتُقَاتِلُونَ فِى سَبِیلِ اللَّهِ و المُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَالوِلْدَانَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرجْنَا مِنْ هِذِهِ القَرْبَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً5.[17]
چه شده شما را؟ چرا در راه خدا پیکار نمىکنید؟ به ضعف کشیده شدگانی از مردان و زنان که مىگویند بار الها ما را از این سرزمین که مردمش همه ستمگرند خارج کن و نجات بده، و از ناحیه خود سرپرستى برایمان بفرست، و از جانب خود یار و مدد کارى برایمان روانه کن.
این آیه شریفه مردان و زنان و کودکان ستمدیده و به بند کشیده شده که توانمندی های مادی و اجتماعی برای نجات و عزت خویش را غصب شده دیدهاند توصیه به نیایش میکند. در خواست آنها به صورت یکدل و یکصدا از خدای متعال حاکی از درخواست ولی و یاری کنندهای الهی است تا ایشان را از دست ظالمین نجات دهد.[18] این دعا برای همه مردان و زنان و فرزندان ستمدیده جهان سرمشقی است تا امام زمانQ که نجات بخش همه مظلومین جهان هستند را از پروردگار خود طلب کنند تا جهان را از هر پلیدی و ناپاکی پاک و جهان را با آمدنشان روشن و نورانی بفرمایند.
آیه دیگری که در آن دعای جمعی مطرح شده است دعای رزمندگان راه خدای متعال است. رزمندگانی که غفران الهی و ثبات قدم و یاری خواستن بر علیه کافران را از پروردگار درخواست میکنند.
6وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فی أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ5[19]
گفتار آنها جز این نبود که بار پروردگارا از گناهان و ستمى که ما در باره خود کردهایم درگذر و ما را ثابت قدم بدار و ما را بر کافران مظفرگردان.
این آیه بیان نیایش جمعی حق جویانی که پیوسته در تاریخ ادیان ابراهیمی درخشیدهاند، میباشد. آنان به رغم نامساعد بودن زمینه دعوت پیامبران و رنجهای بیشمار آن، بر بندگی و همراهی با آنان پای فشردند. آمرزش طلبی ایشان که محبوب درگاه خدای متعال میباشد، به روشنی از سعی آنان در صراط مستقیم حکایت دارد.[20] با بررسی گفتار برخی از پیروان پیامبران میتوان نوعی، پیوستگی و الگو پذیری به دست آورد. مجاهدانی بر این باورند که اندک بودن شمار نیروی انسانی و نیز محدود بودن ابزارها و امکانات نظامی کمترین مانعی در راه پیروزی به وجود نمیآورد، مادامی که امت پای در میدان نهاده و دست به دعا برداشته باشند.[21] محتوای دعای جمعی مجاهدان راه خدا که برای زمینه سازی ظهور امام زمانQ همواره با مستکبرین جهانی به نبرد برخواستهاند؛ ابتداء توجه به پاکی درون است و سپس برای ثبات قدم و غلبه بر دشمنان امام عصرQ حرف دلهای پاک خود را به خدای علیم ابراز میکنند.[22]
آیه دیگری که برای دعای جمعی از آیات قرآن به آن استناد میشود دعای جمعی جوان مردانی است که از شهر کفر به مخفی گاهی در کوه برای دوری از ظلم و شرک پناه بردند.
6إِ ذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً5[23]
وقتى آن جوانان به غار رفتند پس بلافاصله شروع به دعا کرده و گفتند: پروردگارا ما را از نزد خویش رحمتى عطا کن و براى ما درکارمان صوابى مهیا فرما.
همانطور که اصحاب کهف در زمانی که کسی اجازه نداشت اسمی از خدای یکتا بیاورد با هم و به سرعت دعا کرده و راه نجات را از خدای یکتا طلب کردند. اگر مردم مستضعف جهان نیز با هم از درگاه الهی، فرج امام زمان را بخواهند ایشان ظهور کرده و همه طاغوتها را کنار خواهند زد. لذا قبل از هر کاری برای ظهور امام عصر و برای رهایی از ظلم و ستم تحمیل شده بر مردم، مومنین باید مانند اصحاب کهف همدل شده و برای ظهور امام زمان دعا به صورت جمعی[24] و مداوم تا ظهور حضرت بخوانند.
از موارد دیگری که قرآن کریم بر دعای جمعی اشاره دارد آیه ای است که خدای متعال به پیامبرش امر و تاکید به همراهی ایشان (بزرگان و روسای جامعه اسلامی) با افراد ضعیف از حیث اقتصادی اما با ایمان جامعه دارد و هم دلالت بر همراهی و دعا و نماز دارد:
6وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً5[25]
ای پیامبر با کسانى که بامداد و شبانگاه پروردگار خویش را مىخوانند و رضاى او را اراده میکنند با شکیبایى قرین باش و دیدگانت به جستجوى زیور زندگى دنیا از آنها منصرف نشود. و اطاعت مکن کسى را که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و هوس خود را پیروى کرده و کارش زیادهروى است.
مشرکین به پیامبر اکرم میگفتند فقرایی چون سلمان و بلال و صُهیب و... را وقتی ما نزدت میآییم، از نزد خود دور کن زیرا که کساءِ سلمان بوی عرق میدهد که این آیه پیامبر اکرم را از این درخواست آنها نهی میکند و امر به نماز و دعای دسته جمعی میدهد.[26] از آن پس حضرت نزد ایشان[ مینشستند.[27] خداوند به پیامبرش دستور میدهد با افرادی که دائما و همراه هم در زمان صبح و شب خدا را با نماز و دعا میخوانند نفس خود را با آنها همراه کند.[28] ایشان روز را با دعا آغاز و با دعا به پایان میرساندند و رضای خدای متعال را طلب میکردند، و شغل و کاری غیر از این نداشتند. لذا حضرت میفرمودند: شکر خدایی را که افرادی را در امتم قرار داد که مرا به همراهی با آنها امر فرمود.[29] در آیات و روایات هم تاکید شده که یاران امام عصرQ افراد محروم شده از حقوق خود خواهند بود که ایشان وارثان خدای متعال در زمین خواهند بود.
منتظران ظهور امام زمانQ همواره باید به شکل جمعى تضرع و انابه به پیشگاه خدای متعال جهت ظهور امام غائب از نظرها ببرند و دست گدایى به درگاهش دراز کنند، یقیناً دعایشان مستجاب میشود؛ زیرا در جمعیتِ دعا کننده، بدون شک دل سوختگانی هستند که با نیت خالص دعا و با حال و زارى و اخلاص شان، عامل جلب رحمت و جذب رأفت و مایه اجابت دعا شوند. چه بسا بنا بر آنچه که در متون روایی آمده، خداى متعال به خاطر آنها دعاى دیگران را هم مستجاب میکند [30]و به زارى و ناله آنان رحمت آورد و چشمان دعا کنندگان را به جمال امام عصرQ روشن مینماید.
برای دعای جمعی دو روش در بیانات اهل بیت عصمت و طهارتD بیان شده است که الگویی برای چگونه دعا کردن برای ظهور امام عصرQ به ستمدیدگان مضطر به آمدن ایشان، میباشد.
همه افراد حاضر، یک امر واحد را نیت و بر زبان جاری کرده و آن را از خدای متعال درخواست میکنند. تعدادی مشخص باید در اجتماع دعا کنندگان باشند که کلماتی چون اربعه، رهط، اربعین بر همراهی و هم دلی برای ابراز نیاز بر در گاه بی نیاز دلالت دارد. برای این روش از دعای جمعی موارد زیادی در روایات آمده است که تعدادی از آنها ذکر میشود:
الف. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِG قَالَ: مَا اجْتَمَعَ أَرْبَعَةٌ قَطُّ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ یدعوا [فَدَعَوْا] إِلَّا تَفَرَّقُوا عَنْ إِجَابَةٍ».[31]
امام صادقG میفرمایند: هیچ وقت چهار نفر برای دعا کردن برای یک خواسته جمع نمیشوند مگر اینکه درحال جدا شدن دعایشان مستجاب شده است.
در این روایت همانطور که ملاحظه میشود دو شرط برای اجابت دعای جمعی از زبان امام صادقG بیان شده است اول دعا کننده گان باید چهار نفر باشند، دوم طلب و خواسته آنها مطلبی واحد باشد، در این صورت قبل از اینکه متفرق شوند دعایشان مستجاب میشود.
ب. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِG مَا مِنْ رَهْطٍ أَرْبَعِینَ رَجُلًا اجْتَمَعُوا فَدَعَوُا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی أَمْرٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونُوا أَرْبَعِینَ فَأَرْبَعَةٌ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَشْرَ مَرَّاتٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونُوا أَرْبَعَةً فَوَاحِدٌ یَدْعُو اللَّهَ أَرْبَعِینَ مَرَّةً فَیَسْتَجِیبُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ لَهُ».[32]
هیچ چهل نفری نیست که برای دعا اجتماع کنند و خدا را بخوانند مگر اینکه خدای متعال استجابت کند. و اگر تعداد دعا کنندگان چهل نفر نبود، چهار نفر ده مرتبه دعا نمیخوانند، مگر اینکه خدا اجابتشان میفرماید و اگر چهار نفر نبودند یک نفر چهل بار دعا بخواند، خداوند متعال دعای او را اجابت میفرماید.
اسلام دینی کامل و جامع است و به همه نیکی ها و خیرها توجه دارد. به طریق عقلانی ثابت شده است اگر فردی، درصدی امید داشته باشد که شرائط حقیقی بودن دعا در او جمع است، در اجتماع چهل نفره، چهل برابر بیشتر امید میرود که از اعضاء واجد شرائط باشد و امکان استجابت و رسیدن به مطلوب بیشتر است.[33]
نکته دیگری که باید به آن اشاره شود کلام علامه مجلسی8 در کتاب شریف بحار الانوار است که در بعض روایات، اربعه رهط دارد، [34] البته ذکر این نکته لازم است اگر تعداد دعا کنندهگان چهل نفر باشند دعایشان به اجابت نزدیکتر است و منافاتی با روایت، اربعه رهط ندارد زیرا میتوان به استناد روایت گفت کلمه رهط بر ده نفر حمل شده و هر یک از چهار نفر، ده نفر محسوب میشوند، پس در مجموع چهل نفر میشوند.[35]
ج. «قال النبی[ لا یجتمع أربعون رجلا فی أمر واحد إلا استجاب اللهُ تَعَالَى لَهُمْ حَتَّى لَوْ دَعَوْا عَلَى جَبَلٍ لَأَزَالُوه»[36]
پیامبر اکرم[ فرمودند: هیچ چهل نفر انسانی در مطلب واحدی دعا نمیکنند مگر اینکه خدای متعال آن دعا را به اجابت میرساند و لو اینکه بر نابودی کوهی دعا کنند حتما آن کوه زائل میشود.
همچنین أَحْمَدُ بْنُ فَهْدٍ در کتاب عُدَّةِ الدَّاعِی میگوید؛ روایت شده که خداوند به عیسیG وحی کرد: «یَاعِیسَى- تَقَرَّبْ إِلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ مُرْهُمْ أَنْ یَدْعُونِی مَعَکَ».[37]خداوند به عیسیG وحی کرد ای عیسی، به مؤمنین نزدیک شو و آن ها را امر کن که با تو مرا بخوانند. طبق این روایات در زمان غیبت کبری اگر بزرگان دین مردم را امر به دعای جمعی برای ظهور امام عصرQ کنند حتما کمکی به فرج حضرت خواهد بود.
د. «قَالَ الصَّادِقُG أَیُّمَا مُؤْمِنَیْنِ أَوْ ثَلَاثَةٍ اجْتَمَعُوا عِنْدَ أَخٍ لَهُمْ- یَأْمَنُونَ بِوَائِقَهُ وَ لَا یَخَافُونَ غَوَائِلَهُ وَ یَرْجُونَ مَا عِنْدَهُ إِنْ دَعَوُا اللَّهَ أَجَابَهُمْ- وَ إِنْ سَأَلُوهُ أَعْطَاهُمْ وَ إِنِ اسْتَزَادُوا زَادَهُمْ وَ إِنْ سَکَتُوا ابْتَدَأَهُمْ».[38] هیچ دو مؤمن یا سه مؤمنی نیست که در نزد برادر خود اجتماع کنند که از شرارت ها و کینه توزیهای او در امان باشند و به آنچه در نزد اوست، امیدوار باشند؛ اگر این افراد خداوند را بخوانند، آنها را اجابت میکند و اگر از او درخواست نمایند، به آنها عطا میکند، و اگر از او طلب زیادت نمایند؛ به آنها بیشتر میکند؛ و اگر ساکت باشند؛ خداوند ابتدا میکند.
این روایت به این مطلب اشاره دارد که اصلا نفس، دور هم جمع شدن مومنین در اجتماعاتی همچون شب و روز نیمه شعبان در سراسر جهان[39] که همگی هم دل هستند و اهل حیله و شرارت نبوده و به خدای متعال امیدوارند حتما خدای سبحان به ایشان عنایت میکند و امام محصور در پرده غیبت را ظاهر خواهد کرد اگر چه اجتماع کنندگان سکوت کرده و چیزی به زبان نیاورند.
شیوه دیگر از اسباب استجابت دعا، آمین گفتن پس از دعاست؛ آمین اسمی از اسماء الهی است. معنای آمین در کلام امام صادقG به معنی در خواست از اجابت آن طلب انجام عمل تفسیر شده است.[40]
تاکیدات زیادی در آمین گفتن در جمعیتی که انسانهایی پاک و صالح با هم دعا میکنند در روایات مطرح شده است. که از حکمت های آن، این مطلب میباشد که گاه خدای متعال بنا بر عزت و عظمت و یا معصومیت یا مظلومیت اطرافیان دعای جمع را نیز مستجاب میکند. چنان که شیوه همیشه معصومان چنین بوده است.[41] اجتماع و آمین گفتن برای ملائکه هم مهم است. ملائکه به اندازه اجتماع کنندگان در میان مومنین حاضر شده و همراه آنها، برای استجابت دعایشان آمین گفته و برای مومنین طلب خیر میکنند.[42] از مواردی که آمین گفتن در کلام اهل بیت ذکر شده است به این موارد میتوان اشاره کرد:
الف. «البرقی عن الحجال عن ثعلبة عن علی بن عقبة عن رجل عن أبی عبد اللَّهG قال کان أبی إذا حزنه أمر جمع النساء و الصبیان ثم دعا و أمنوا». [43]
امام صادقG میفرمایند: هرگاه امری پدرم را غمگین میکرد؛ همواره زنان و بچهها را جمع میکرد سپس دعا میفرمود و آنها آمین میگفتند. این شیوه دعا خواندن سیره امام محمد باقرG بوده است و امام صادقG بوده است.
ب. «سَأَلْتُ أَخِی مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ عنِ الرَّجُلِ یَدْعُو وَ حَوْلَهُ إِخْوَانُهُ أَ یَجِبُ عَلَیْهِمْ أَنْ یُؤَمِّنُوا قَالَ إِنْ شَاءُوا فَعَلُوا وَ إِنْ شَاءُوا سَکَتُوا فَإِنْ دَعَا بِحَقٍ وَ قَالَ لَهُمْ أَمِّنُوا وَجَبَ عَلَیْهِمْ أَنْ یَفْعَلُوا».[44]
از امام موسی بن جعفرG از مردی که میان برادران خود دعا میخواند سوال شد که آیا برادران واجب است که آمین بگویند؟ حضرت فرمودند اگر خواستند آمین بگویند و اگر خواستند چیزی نگویند، اما اگر فردی دعا کند و به برادران خود امر کند که آمین بگویند آنگاه آمین گفتن بر آنها واجب میشود.
ج. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِG قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص دَعَا مُوسَىG وَ أَمَّنَ هَارُونُG وَ أَمَّنَتِ الْمَلَائِکَةُG فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى- قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُما فَاسْتَقِیما وَ مَنْ غَزَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اسْتُجِیبَ لَهُ کَمَا اسْتُجِیبَ لَکُمَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ».[45]
امام صادقG فرمودند: موسی دعا کرد، و هارون آمین گفت؛ و فرشتگان آمین گفتند؛ پس خداوند متعال فرمود؛ به تحقیق دعای شما را اجابت کردم.
این روایات تاکید بر آمین گفتن دارد؛ لذا اگر فردی در میان همه مردم مستضعف جهان اعم از مسلمان یهودی و مسیحی دعا بخواند و بقیه آمین بگویند خدای تعالی منجی و امام غائب را ظاهر خواهد کرد و دعای ایشان را به اجابت خواهد رساند.
همانطور که با بررسی آیات و روایات اهمیت دعای جمعی روشن شد لذا برای امام زمانQ که مهمترین خواسته بشریت و مردم مظلوم جهان است همواره باید در سراسر جهان و به خصوص اجتماعات شیعیان باید دعا شود که این روش از دعا در درگاه الهی سریعتر به اجابت خواهد رسید. برای این منظور روایاتی که بر دعا برای ظهور حضرت سفارش کرده اند، آورده میشود.
درکتاب مکیال المکارم در اهمیت و آثار دعای جمعی چنین نقل شده است:
«یکى از تکلیفها و وظایف مردم در زمان غیبت حضرت مهدىQ، آن است که مجالسى برپا کنند که در آن از امام زمانQ یاد شود، و خوبىها، فضیلتها و مقامات شکوهمندش گفتگو گردد و به اطلاع همگان برسد، و براى آن وجود شریف در آن مجالس دعا شود و از بذل و بخشش جان و مال در این راه خوددارى نگردد؛ چرا که این کارها، رواج دادن و گسترش آیین خدا، بزرگ داشت و بالا بردن کلام خدا، و کمک کردن به یکدیگر براى انجام نیکى و تقوا، و گرامىداشت مراسم و شعائر الهى، و یارى نسبت به ولىّ پروردگار است.»[46]
ارزشهاى دیگرى که در مورد برپایى این مجالس مىتوان برشمرد؛ فرمایش امام صادقG- که در کتاب وسائل الشیعه و غیر آن نقل شده است- نیز بر این مطلب دلالت دارد:
«تزاوروا، فإنّ فی زیارتکم إحیاءا لقلوبکم و ذکرا لأحادیثنا، و أحادیثنا تعطّف بعضکم على بعض، فإن أخذتم بها رشدتم و نجوتم، و إن ترکتموها ضللتم و هلکتم فخذوا بها و أنا بنجاتکم زعیم».[47]
به دیدار یکدیگر بروید؛ زیرا این دید و بازدیدها موجب زنده شدن دلهاى شما، و بازگو کردن و یادآورى حدیثهاى ماست. حدیثها و سخنان ما، باعث همبستگى و مهربانى بیشتر بین برخى از شما با برخى دیگر خواهد شد. اگر سخنان ما را پذیرفتید و به کار گرفتید، هدایت مىشوید و نجات مىیابید؛ و اگر سخن ما را رها کردید، گمراه مىگردید و هلاک مىشوید؛ بنابراین، شما احادیث و سخنان ما را بپذیرید و به کار بندید، من نیز ضامن و عهدهدار نجات شما مىباشم.
دلیل دستور دادن حضرت به دید و بازدید شیعیان این است که انگیزه و وسیلهاى براى زنده شدن امر (امامت) ایشان و بازگویى احادیثشان است. یعنی میتوان گفت اگر مردم در حال به انحراف کشیده شدن از معرفت و یاد امام زمانQ باشند تشکیل اینگونه مجالس، آنان را از هلاکت و تباهى و انحراف نجات خواهد داد و هدایت و ارشاد را برای ایشان به ارمغان خواهد آورد.[48]
آزمونها و امتحانات دوران غیبت به گونه ای است که جز با اعتقاد محکم نسبت به امامت حضرت مهدیQ نمیتوان بر صراط مستقیم و اطاعت از ایشان باقی ماند و جز با دعا برای فرج حضرت نمیتوان روح امیدواری به زندگی را در دلها زنده نگاه داشت و در برابر سختی ها مقاومت نمود. در حقیقت دعا بـرای تـحقق فرج انـسان کامل، دعا برای تحقق کمال سعادت انسان (اعم از سعادت فـردی، اجـتماعی، مادی، معنوی، دنیوی و اخروی)، این مطلب از هر نیازی برای انسان ها مهم تر است. زمانی انسان کامل به سعادت کامل میرسد که هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجـتماعی و هـمه ابـعاد کمال و خوشبختی، حاکمیت یابد. این همان تـحقق جـامعه مهدوی و ظهور همه حقیقت اسلام در دنیا میباشد. لذا دعا برای حضرت، دعا برای سعادت خود انسان و جامعه انسانی است.
در کتاب سعد السعود که از سنت های ادریس نبی به خط عیسی بن مریم است و در تایید دعای جمعی مومنین میباشد، چنین آمده است:
«در بیشتر اوقاتتان خدا را بخوانید و در دعایتان همیار و هم آوا باشید زیرا خداوند چنانچه همیاری و اتحاد در شما ببیند، دعایتان را اجابت میکند حاجت هایتان را بر آورده میسازد و شما را به آرزوهایتان میرساند و عطایای خویش را از خزانههای پایان ناپذیرش بر شما سرازیر میکند»[49].
امام صادقG درباره نقش دعای گروهی در تعجیل فرج و برای اینکه شیعیان به این امر مهم و حیاتی بپردازند فرمودند: وقتی عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد. چهل صبح ضجه و گریه و ناله به در گاه الهی کردند. خدای متعال به موسی و هارونF وحی کرد که بنی اسرائیل را از دست فرعون نجات دهد و این در حالی بود که از چهار صد سال عذاب صد و هفتاد سال باقی مانده بود و خدای متعال به واسطه دعای بنی اسرائیل از آن صد و هفتاد سال صرف نظر نمود. آنگاه امام صادقG فرمودند: همچنین شما شیعیان اگر این عمل را انجام میدادید، خداوند متعال قطعا فرج و گشایش ما را میرساند. اما اگر بی تفاوت باشید و هیچ ضجه و گریه و ناله را برای تعجیل فرج نداشته باشید امر (غیبت) به نهایت خود میرسد[50].[51] از متن این روایت که از صحابی امام باقر و امام صادقG فضل بن ابی قره نقل شده، [52] امام صادقG توبه و دعا و ضجه و گریه و ناله چهل صباح شیعیان به درگاه الهی را، راهکاری برای تعجیل فرج امام عصرQ معرفی میکند.
شبیه این روایت در بخشیده شدن غیبت حضرت موسیG روایتی از امیرالمؤمنینG از رسول خدا[ نقل شده که مختصر روایت به این شرح است که بعد از وفات حضرت یوسفG بنی اسرائیل دچار سرگردانی گشت و فقیهی که نجات دهنده ایشان یعنی حضرت موسیG را میشناخت و با ایشان در ارتباط بود خبر از باقی ماندن چهل سال از غیبت آن حضرت داد، همه ایشان حمد و سپاس خدا را به جا آوردند و اعتراف کردند که همه نعمتها و خیر ها از خدای تعالی است و گفتند بدیها را فقط خدای تعالی دور میسازد.[53]
مهمترین عامل فرج موسیG که در این روایت ذکر شده است این است که بنی اسرائیل پس از مدت سختی و طولانی به بزرگ و فقیه خود ایمان آوردند و همگی دعای خیر و حمد الهی در برابر امر خدای تعالی به جا آوردند که این امر سبب بخشش باقیمانده غیبت موسیG شد. از بیان این دو روایت این چنین به دست میآید اگر شیعیان با هم همدل باشند و دعا به درگاه الهی بیاورند قطعا خدای متعال از باقی مانده غیبت امام عصرQ صرف نظر خواهد کرد و جهان را به نور قدمهای ایشان منور خواهد کرد.
یکی دیگر از شواهد عمل به دعای جمعی در کتاب مکیال المکارم داستان تمام شدن غیبت ادریس نبیG میباشد که چنین نقل شده است:
«در زمان ادریس پیامبرG وقتی مورد ظلم و تحدید به قتل حکام ظالم قرار گرفت، به میان غاری رفت و از مردم پنهان شد. به درخواست ایشان بیست سال یک قطره باران بر آنها نبارید. قوم ادریس چون بیتاب شدند با هم برخورد کردند و گفتند این سختى و قحطى که می بینید بما روى داده براى اینست که ادریس از پروردگارش خواسته که آسمان بر ما نبارد تا او درخواست کند، ادریس از ما دورى جسته و جایش را نمیدانیم و خدا بما از وى مهربانتر است با هم یک قول شدند که بخدا بازگردند و دعا کنند و و از او بخواهند که آسمان بر آنها و حومه شهر ببارد بر خاکستر ایستادند و لباس سیاه پوشیده و خاک بر سر ریختند و بسوى خدا با توبه نالیدند و گریه و زارى کردند. این دعا و توبه جمعی باعث شد خدای متعال دوران غیبت ادریس نبیG را پایان بخشد. حضرت ادریسG ظاهر شد و حاکم ستمگر در برابر او به ذلت و خواری افتاد». [54]
همچنین بنا بر روایتى که محمد بن الحسن الصفار در بصائر الدرجات به سند خود از حضرت ابو عبد اللّه صادقG عرضه داشتم: از عمرو بن اسحاق حدیثى به من رسیده، فرمود: آن را عرضه کن. گفتم: وى بر امیرالمؤمنین علىG داخل شد، پس آن حضرت آثار زردى بر صورتش دید، فرمود: این زردى چیست؟ او بیمارى خود را توضیح داد. آن حضرت به او فرمود: ما خوشحال مىشویم به خوشحالى شما؛ اندوهگین مىشویم به حزن شما؛ بیمار مىشویم به بیمارى شما و دعا مىکنیم براى شما، و شما که دعا مىکنید ما آمین مىگوییم. عمرو به امیر المؤمنینG عرض کرد: آنچه فرمودى دانستم، ولى چگونه ما دعا مىکنیم شما آمین مىگویید؟ آن حضرت فرمود: حاضر و دور بر ما یکسان است. امام ابو عبد اللّه صادقG فرمود: عمرو راست گفته است.[55] طبق این روایت اگر هر کدام از شیعیان برای فرج امام زمانQ دعا کنند حضرت آمیین میگویند و این دعای جمعی در فرج امام زمان تاثیر خواهد داشت.
همچنین در توقیعى که از حضرت مهدىQ در جواب سؤالهاى اسحاق بن یعقوب نقل شده آمده است: «... و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فإنّ فی ذلک فرجکم ...»؛[56] این فراز از روایت به تاکید حضرت بر دعا برای فرج ایشان دلالت دارد و از اینکه دعا خواندن با صیغه جمع آمده است حضرت اشاره به دعای جمعی برای تعجیل در فرج دارند. لذا از آنجا که هر مجلسى که در آن براى حضرت قائمQ دعا شود، جایگاهى براى حضور فرشتگان گردد، و همچنین است تمام مجالس دعا، فرشتگان اهل آن مجالس را در دعا یارى مىدهند.[57] لازم است که هر جمعی برای هر نیتی که دعا میکنند ابتداء دعایشان برای امر ظهور امام زمانQ باشد چرا که این دعا منشاء فرج تمامی امور خواهد بود.
باتوجه به ادلهای که در آیات و روایات بر دعای جمعی آورده شد چنین به دست میآید دعاهایی که برای مطالب مهم میباشند باید به صورت جمعی خوانده شوند. میتوان گفت نفس اجتماع و با هم بودن و دعا کردن به درگاه الهی، هر چند موضوع دعاها یکی نباشد، مورد توجه شرع مقدس اسلام قرار گرفته است. نمونه ای از دعاهایی که در تمام ادیان و آرزوی همه انسان های آزاده جهان در دوران غیبت میباشد، دعا برای ظهور موعود بشریت میباشد.از طرفی توصیه امام عصرQ به افراد به دعای بر فرج روشن میشود که اگر مردم این زمان به صورت دسته جمعی دعا و جهت فرج ایشان درخواست داشته باشند خداوند متعال باقی مانده غیبت آن حضرت را بخشیده و اذن ظهور آن حضرت را بر مبنای ادله صادر میفرمایند. لذا همه بشریت و مسلمانان و به خصوص شیعه میبایست همواره با ادعیهای همچون اللهم کن لولیک، دعای فرج، دعای افتتاح، زیارت آل یس و صلوات ضراب اصفهانی و سایر ادعیه تمسک جسته و موجبات نزدیکی امر ظهور را فراهم آورند.
[1]. دانش آموخته سطح 3 امامت و مهدویت مرکز تخصصی مهدویت قم؛ ایمیل: vahid1361@iran.ir.
[2]. سوره غافر، آیه 60.
[3]. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص417.
[4]. قرشی، قاموس قرآن، ج2، ص 344.
[5]. ابن منظور، لسان العرب، ج 14، ص 257.
[6]. همان.
[7]. صدر حاج سید جوادی، دائرة المعارف تشیع، ج 5، ص 427.
[8]. ده خدا، لغت نامه ده خدا، ج 5، ص 7844.
[9] . فیومی، المصباح المنیر، ج1، ص: 108.
[10]. عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ص509.
[11]. حداد عادل، دانشنامه جهان اسلام، ج 10، ص 605.
[12]. فراهیدی، العین؛ ج4؛ ص19.
[13]. همان.
[14]. باقری فر، پژوهشی در نیایشهای قرآن کریم، ص 30
[15]. سوره آل عمران، 61
[16]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج2، ص 528.
[17]. سوره نساء، 75.
[18]. باقری فر، پژوهشی در نیایشهای قرآن کریم، ص 116.
[19]. سوره آل عمران، 147.
[20]. باقری فر، علی، پژوهشی در نیایشهای قرآن کریم، ص 100.
[21]. همان، ص 104.
[22]. همچنین آیه 250 سوره بقره دلالت بر طلب صبر و ثبات قدم بعد از پیروزی بر کفار دارد.
[23]. سوره کهف، آیه 10.
[24] . فقالوا اشاره تسریع و جمعی بودن دعا دارد.
[25]. سوره کهف، آیه 28.
[26]. جزایری، ایسر التفاسیر لکلام العلى الکبیر، ج3، ص 253.
[27]. خازن، باب التأویل فى معانى التنزیل، ج2، 115.
[28]. نسفى، مدارک التنزیل و حقایق التاویل، ج3 23.
[29]. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج5، ص 139. آیاتی دیگر از قرآن کریم را میتوان برای استشهاد دعای جمعی آورد از جمله «وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ» (سوره انعام، آیه 52) این آیه دلالت بر دعای جمعی دارد. همچنین روایات در موضوع دعای جمعی در کتب روایی فروان مطرح شده از جمله میتوان به کتاب نهج الدعا (با ترجمه فارسی)، محمدی ری شهری جلد اول، ص 7-166 استناد کرد.
[30]. انصاریان، شرح دعاى کمیل، ج 1، ص: 48.
[31]. ابن بابویه، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص160.
[32]. کلینی، الکافی، ج2 ص: 487.
[33]. برازش، قرآن صاعد، ص 146.
[34]. کلینی، الکافی، ج2 ص: 487. «...عن عبد الأعلى عن أبی عبد اللَّهG قال ما اجتمع أربعة رهط قط على أمر واحد فدعوا إلا تفرقوا عن إجابة».
[35]. مجلسى، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج12، ص: 76.
[36]. راوندی، الدعوات سلوة الحزین، النص، ص30.
[37]. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج7، ص105.
[38]. ابن فهد حلی، عدة الداعی و نجاح الساعی، ص188.
[39]. برای مثال در دیگر مکاتب و ادیان منجی گرا این مسئله هر ساله تحقق پیدا میکند. این مطلب در مقالاتی در اینترنت قابل دسترسی میباشد.
[40]. ابن بابویه، معانی الأخبار، ص 349.
[41]. لقمانی، احمد، چگونه دعایمان مستجاب میشود؟، ص 216.
[42]. کلینی، الکافی، ج2، ص: 187.
[43]. کلینی، الکافی، ج2، ص 487.
[44]. عریضی، مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، ص155.
[45]. کلینی، الکافی، ج2، ص510.
[46]. اصفهانی، مکیال المکارم: 2/ 169.
[47]. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 11، ص567.
[48]. مجتهدی، صحیفه مهدیه، 1جلد، ص62-60.
[49]. ابن طاووس، سعد السعود للنفوس منضود، النص، ص39 .
[50]. عیاشی، کتاب التفسیر، ج2 ، 154.
[51]. عَنْ فَضْلِ بْنِ أَبِی قُرَّةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِG یَقُولُ ... فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ الْعَذَابُ- ضَجُّوا وَ بَکَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً- فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ أَنْ یُخَلِّصَهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ، قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: هَکَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا، فَأَمَّا إِذَا لَمْ تَکُونُوا- فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْتَهِی إِلَى مُنْتَهَاهُ.
[52]. شوشترى، قاموس الرجال، ج8، ص397
[53]. وقتى وفات یوسفG فرا رسید شیعیان و خاندان خود را جمع کرد و حمد و ثناى الهى به جاى آورد و سپس به آنها گفت: سختى شدیدى به آنها خواهد رسید که در آن مردانشان را بکشند و شکم زنان باردارشان را پاره کنند و کودکانشان را سر ببرند تا آنگاه که خداوند حقّ را در قائم که از فرزندان لاوى بن یعقوب است ظاهر سازد بنی اسرائیل مدّت چهار صد سال منتظر قیام قائم بودند تا آنکه ولادت او را بشارت دادند و علامات ظهورش را مشاهده کردند و سختى آنها شدّت یافت و فقیهى که به سخنان او آرامش مىیافتند، تحت تعقیب قرار گرفت و او مخفى شد و با او نامهنگارى کردند و گفتند: ما در گرفتاری ها به کلام تو آرامش مىیافتیم، پس آن فقیه ایشان را به بیابان ها برد و با آنها در شبی مهتابی درباره قائم و صفات او و نزدیکى ظهورش سخن میگفت و در این هنگام موسىG آمد در حالی که او نوجوان بود چون فقیه او را دید، از صفاتش او را شناخت، برخاست و بر قدوم او افتاد و بر آن بوسه زد و گفت: سپاس خدایى را که مرا از دنیا نبرد تا آنکه تو را به من نشان داد و چون پیروانش چنین دیدند دانستند که او صاحب ایشان است و به شکرانه خداى تعالى بر زمین افتادند و موسىG جز این نگفت که امیدوارم خداوند در فرج شما تعجیل کند و بعد از آن غایب شد و به شهر مدین رفت و آن سالیان را نزد شعیب مقام کرد و این غیبت دوم از غیبت اوّلى بر آنها سختتر بود و آن پنجاه و چند سال مقدّر گشت، و گرفتارى آنها شدّت گرفت و آن فقیه نیز خود را مخفى ساخت و کسى را به نزد او فرستادند و گفتند ما بر استتار تو شکیبایى نداریم، پس به بیابانى بیرون شد و آنها را خواست و آنها را خوشحال ساخت و به آنها اعلام کرد که خداى تعالى به او وحى کرده است که پس از چهل سال فرج ایشان را خواهد رسانید همگى گفتند: الحمد للَّه و خداى تعالى وحى فرمود که به ایشان بگو بخاطر الحمد للَّه که بر زبان جارى کردید آن را به سى سال تقلیل دادم، گفتند: کلّ نعمة فمن اللَّه، هر نعمتى از جانب خداوند است، وحى آمد که به آنها بگو آن را بیست سال کاهش دادم، گفتند: لا یأتی بالخیر إلّا اللَّه این خداست که خیر جارى مىکند، وحى آمد که به آنها بگو آن را به ده سال کاستم، گفتند: «لا یصرف السّوء إلّا اللَّه» این خداوند است که بدى را دور مىسازد و خداوند به آن فقیه وحى کرد که به ایشان بگو: از جاى خود حرکت نکنید که اذن فرج شما را دادم، در این میان موسىG در حالى که سوار بر حمارى بود ظاهر شد و آن فقیه خواست او را به شیعیان معرّفى کرده و موجبات استبصار آنها را فراهم سازد، موسى آمد و فقیه پرسید: فرزند که هستى؟ گفت: فرزند عمران، گفت: او فرزند کیست؟ گفت: فرزند قاهث فرزند لاوى فرزند یعقوب، گفت: چه آوردهاى؟ گفت: رسالت از جانب خداى تعالى. آن فقیه برخاست و به دست موسى بوسه زد سپس در میان ایشان نشست و آنها را خوشحال ساخت و دستورات موسى را به ایشان ابلاغ کرد و سپس ایشان را متفرّق ساخت و از این زمان تا فرج ایشان که به غرق فرعون حاصل شد، چهل سال فاصله بود. کمال الدین و تمام النعمة ترجمه پهلوان، ج1، ص: 289. ذکر این نکته لازم است که در مقدار غیبت موسی در دو روایت مذکور اختلاف است، این مطلب اشکالی به اصل انجام شدن توبه و دعای جمعی که در میان بنی اسرائیل که سبب ظهور موسی کلیم الله شد وارد نمیکند.
[54]. ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ترجمه کمرهاى، ج1، ص: 227.
[55] . صفار، بصائر الدرجات، 260.
[56]. ابن بابویه، کمال الدین، ج2، ص 483، ح 4. «... بسیار براى تعجیل فرج دعا کنید که فرج شما در آن است ...».
[57]. اصفهانى، مکیال المکارم در فوائد دعا براى حضرت قائمG، ج1، ص: 528.
*قرآن مجید.
6 . ابن طاووس، على بن موسى، سعد السعود للنفوس منضود، قم، نشر: دار الذخائر، 1 جلد.