شهر بصره عراق و رخداد ظهور
محمد رحمانی[1]
چکیده
از جمله موضوعات مهم در باب مهدویت، شناخت اماکن و شهرهایی است که به نحوی با آموزههای مهدوی در ارتباط هستند. شهر «بصره» در کشور عراق، از جمله این اماکن محسوب میشود که طبق روایات شیعه و سنی، محل وقوع حوادث مهمی در آخرالزمان خواهد بود. در این نوشتار با استفاده از شیوه «توصیفی - تحلیلی» و با جمع آوری مطالب به روش «کتابخانهای» ضمن اشاره به تاریخچه شهر بصره، احادیث مربوط به نقش بصره در حوادث آخرالزمان مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.
واژگان کلیدی: مهدویت، بصره، سفیانی، دجّال، آخر الزمان.
مقدمه
«عراق» از جمله مناطقی است که در آخر الزمان محل وقوع حوادث و وقایع زیادی است که از آنها به «علائم الظهور» تعبیر شده و شهر بصره از شهرهای مهم عراق است که به لحاظ تاریخی از اهمیتی خاص برخوردار بوده است. وجود مکانهای تاریخی و مساجد قدیمی و مرقد برخی از صحابه در این شهر، بصره را مورد توجه قشرهای مختلف مردم، به خصوص جهانگردان قرار داده است. با توجه به روایات شیعه و سنی، بصره در حوادث زمان ظهور و آخرالزمان نقش مهمی ایفا میکند. بسیاری از حوادث مرتبط با ظهور امام مهدیG در این شهر واقع میشود. در مورد پیشینه این بحث باید گفت آقای عبد الرسول زین الدین در کتاب «معجم البلدان عصر الظهور» روایات بصره را بدون بحث از سند و دلالت آنها، جمع آوری کرده و آقای مرتضی خلیلی راد نیز در مقالهای با عنوان «نقد و بررسی روایات علائم ظهور بصره» که در دومین کنفرانس ملی علوم انسانی و توسعه به چاپ رسیده است، به بررسی روایاتی پرداخته که در بردارنده نشانههای ظهور در منطقه بصره است. در این نوشتار با تاریخچه تاسیس و موقعیت جغرافیایی شهر بصره و نقش آن در حوادث آخرالزمان با توجه به روایات فریقین، بیشتر آشنا میشویم.
بصره
شهر «بصره» در محل ایرانینشینی به نام وَهِشتاباذ اردشیر بنا شده؛ [2] اما شهر اسلامی جدیدالتأسیس است. بصره پیش از تأسیس، پایگاه یا اردوگاه نظامی مرزداران ایران در زمان ساسانیان بوده است.[3]
موقعیت جغرافیایی بصره
استان بصره، در جنوب شرقى عراق، واقع است و از سمت شمال، با استانهاى میسان و ذىقار و از سمت غرب، با استان مثنّى همجوار است. از سمت شرق نیز با ایران و اروندرود (شطّ العرب) و از سمت جنوب، با کویت دارای مرز است و ساحلاندکى نیز با خلیج فارس دارد.[4]
شهر بصره که مرکز این استان است، مهمترین شهر جنوب عراق و در واقع تنها بندر این کشور به شمار مىآید. این شهر، کنار شط العرب (اروندرود)، در فاصله 420 کیلومترى جنوب شرقى بغداد، واقع است.[5] آب و هوای این استان، گرم و بیابانی است. در استان بصره بادهای موسمی متعددی میوزد که از نظر مبدأ، شدت وزش و دیگر ویژگیها متفاوت هستند.[6]
وجه تسمیه
معنای لغوی «بصره»، زمین سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. نام قدیمی آن منطقه، خریبه، تَدمُر و مؤتفکه بوده است. به کوفه و بصره، «عراقین» هم میگفتند. دربارۀ واژه یا تسمیۀ آن نیز منابع کهن اختلافنظر دارند.[7] برخی بصره را در لغت به معنای زمین سخت یا سنگ سیاه یا سست دانستهاند؛ که به سفیدی میزند. برخی نیز آن را مأخوذ از فارسی و معرب «بسراه» دانستهاند؛ زیرا از بصره راههای متعددی منشعب میشده است.[8] قبل از اسلام به آن منطقة «الیصیر» مىگفتند. در زمان کلدانیان این شهر داراى نامهایى چون تدمر و تروم و ترون بود. این نامها برگرفته از زبان آرامىهاست که کلدانیان بر این شهر نهادند. در عهد کورش، عجم به قصد نابودى دولتِ کلدانى به عراق حمله کرد و با تصرف شهرهاى عراق، دولت کلدانىِ حاکم بر عراق فرو پاشید. عجم بعد از تسلط بر عراق نام جدید «هستاباد اردشیر» را بر این شهر نهاد. بعد از حمله عجم به عراق به دلیل نبود دولتى مستقل و تاخت و تاز فارسها و دولت روم، خرابى کامل بر شهر استیلا یافت. از این رو، نام این شهر را «المؤتکفه» نهادند.[9] قابل ذکر است هر چند معنای اصلی کلمه «عجم»، لکنت در زبان و غیر فصیح بودن است؛ در عین حال، این کلمه نزد اعراب، از عناوین ایرانیان است که گرچه عرب، آن را برای غیر عرب، از عرب، انتخاب کرده؛ مشخصا آن را در مورد «ایرانیان» به کار برده است. بنابراین، کلمه «عجم» نیز مانند کلمه «فرس» در لغت عرب، یکی از عناوین مشهور ایرانیان است.[10]
تاریخ تاسیس
در منابع تاریخى، درباره تأسیس شهر بصره اجماع و اتفاقى وجود ندارد؛ امّا مىتوان گفت تاریخ بنای این شهر بین سالهاى چهاردهم تا هجدهم هجری قمری بوده است[11] برخی از منابع معتقدند که بصره در سال 14 هجری قمری در زمان عمر بن خطاب بنا شده و بنای آن شش ماه قبل از کوفه بوده است. مدتی نیز پایتخت امویان شد. لقبهای «قبة الاسلام» و «خزانة العرب» نیز به آن دادهاند.[12]
مکانهای تاریخی - مذهبی بصره
الف) مرقد زید بن صوحان
این زیارتگاه، در منطقه «سیبه»، در جنوب بصره واقع است. زید بن صوحان عبدى، معروف به «زید الخیر»، از اصحاب خاص امام علىG به شمار مىآید.[13] او از خاندان عبدالقیس (شاخهاى از قبیله ربیعه) بود و سه برادر به نامهاى صعصعه، سیحان و عبدالله داشت که اینها نیز از یاران امام علىG بودند.[14]
ب) مرقد على بن یقطین
از زیارتگاههاى شیعیان در بصره، زیارتگاه منسوب به على بن یقطین، از اصحاب گرامى امام موسى کاظمG است که در محله «سوق القطانه» این شهر قرار دارد.[15]
ج) مقام امام علىG
این مقام که نزد شیعیان بصره به نام «خُطوه» (قدمگاه) امام علىG، شناخته مىشود؛ در محل مسجد جامع قدیم بصره، در شهر «زبیر» کنار جاده این شهر به بصره، قرار دارد. حضرت علىG پس از پایان جنگ جمل، به این مسجد وارد شد و در آن، نماز اقامه کرد و خطبهاى براى مردم شهر خواند. همچنین گفته مىشود که امام حسنG به دستور امام علىG، در زمان بازگشت از جنگ جمل، در این مسجد نماز خوانده است.[16]
د) مقام امام زینالعابدینG
این مقام، در محله «عشار» بصره قرار دارد و داراى گنبد است و در گذشته، قبرستانى اطراف آن وجود داشته است.[17]
هـ) مقام حضرت مهدى Q
این مقام در محله «صبخه» کوچک، قرار دارد و نزد اهالى منطقه، به «خٌطوه» (قدمگاه) حضرت مهدىQ شناخته مىشود.[18]
و) مقام خضر نبىG
در بصره، دو مقام منسوب به خضرG وجود دارد که مقام اول در محله «صبخه» بزرگ واقع است و مقام دوم، در محله «نظران» قرار دارد و به نام «خضر ابوحدید» شناخته مىشود.[19]
ز) مرقد صحابه و تابعین
شهر بصره همچنین محل دفن بعضی از اصحاب، مثل طلحه، زبیر، عتبة بن غزوان و عباس بن مرداس سلمی و برخی از تابعین مانند حسن بصری و محمد بن سیرین قراردارد.[20]
بصره در روایات
در برخی از روایات، به خصوصیات شهر بصره و ویژگیهای مردم بصره اشاره شده است. امام علیG در یکی از خطبههای نهج البلاغه با خطاب قرار دادن یکی از اصحابش به نام منذر، ضمن برشمردن نامهای شهر بصره، به صفات و ویژگیهای این شهر پرداخته است:
ای منذر! بصره در کتابهای [آسمانی] پیشین سه نام دیگر دارد که جز دانشمندان، کسی از آن آگاه نیست: تدمر، خدیبه، موتفکه ... ای اهالی بصره! خداوند برای هیچ سرزمینی از سرزمینهای مسلمانان، چنین شرف و کرامتی قرار نداده، در حالی که این شرف و بزرگی را با منّت خود به بصره داده است. شما راستقبلهترین هستید، قبله شما رو به مقام است؛ جایی که امام در مکّه قیام میکند. قاریهای شما، برترین قاریان هستند و پارسایان شما، پارساترین، عابدان شما، عابدترین و تاجران شما بهترین و درستکردارترین تاجران، صدقهدهندگان شما، برترین صدقهدهندگان هستند. ثروتمندان شما، بخشندهترین و فروتنترین مردمان، بزرگان شما، خوشاخلاقترین و نیکوکردارترین مردمان هستند. شما کسانی هستید که کمترین مشقّت را بر همسایگان روا میدارید و در کارهای آنها تجسّس نمیکنید. شما مشتاق و پرتلاشترین مردمان در نماز جماعت هستید. میوه شما، بیشترین است و اموال شما بیشترین اموال، کودکان شما، زیرکترین کودکان و زنان شما، پرهیزکارترین و پاکترین زنان و در کار همسرداری، بهتریناند. خداوند آب را به تسخیر شما در آورده و شب و روز آن را برای آبادانی به کار میبندید. دریا باعث افزونی اموال شما میشود و اگر استقامت ورزید و شکیبا باشید، درخت طوبا منزلگاه شما خواهد بود و بر سر شما سایه خواهند افکند.[21]
علامه مجلسی میگوید: این روایت را کمال الدین میثم بحرانی به صورت مرسل ذکر کرده است[22] و ابن میثم نیز بیان نمیکند که متن مذکور، حدیث است یا برداشت خودش از عبارات امام. برداشت ناقلان از ابن میثم این است که وی متن روایت نقل میکند. در هر صورت، اگر متن روایت باشد نیز نمیتواند بدان اعتماد کرد؛ زیرا ابن میثم به سند آن اشارهای نمیکند. به نظر میرسد این متن به تفسیری ناظر است که امیرالمؤمنینG در ذیل خطبه 43 نهج البلاغه در مذمت مردم بصره ایراد فرمودهاند و این تردید را تقویت میکند که ابن میثم آن را حدیث پنداشته است؛ زیرا بدون سند و درست در ذیل روایتی است که به غرق شدن بصره اشاره میکند.[23]
ابوذر غفاری روایتی را نقل میکند که در آن روایت، حضرت رسول الله_ اهل بصره را «راست قبله ترین» مردم معرفی میفرماید و اینکه خداوند از آنها هر ناخوشایندی را دور میکند.[24]
بصره در آخر الزمان
الف) بصره و سفیانی
از روایات مربوط به سفیانی، اینگونه برمیآید که او چندین بار وارد عراق میشود؛ اوّلین ورود او بسیار سریع و ناگهانی است و لشکریان او به غارت، چپاولگری، کشتار و هتک حرمت مردم اقدام میکنند. ابن حماد چنین آورده است: «سفیانی وارد کوفه میشود و سه روز به غارت و چپاول میپردازد و شصت هزار نفر از اهل بصره را به قتل میرساند و هجده شب در آنجا میماند.»[25]
با توجه به کشته شدن شصت هزار تن در شهر بصره که غلو آمیز مینماید و این که این روایات عمدتا در کتابهای اهل سنت آمده است، باید در پذیرش این روایات جانب احتیاط را رعایت کرد.
ب) خراب شدن بصره
در برخی از روایات به خراب شدن بصره به دست یکی از ذریه پیامبر[ اشاره شده است.[26] و این که آن شخص از گیلان قیام میکند و بصره را خراب و کوفه را آباد میکند.[27]
بعضی گفتهاند که این حادثه واقع شده است و از حوادث گذشته محسوب میشود؛ چه آنکه در سال ۲۵۵ هجری، سیدی از دودمان رسول خدا[ به نام علی بن محمد، معروف به «صاحب زنج» قیام کرد و بصره را ویران کرد که جریان قیام او در کتابهای تاریخی آمده است.[28]
البته این احتمال نیز وجود دارد که منظور از آن سید، سید دیگری غیر از صاحب زنج باشد؛ زیرا اولا، بعضی از کسانی که شرح حال صاحب زنج را نوشتهاند در صحت نسب او اظهار تردید کردهاند؛ و ثانیا، چنان که در بعضی از روایات علائم ظهور آمده است، خراب شدن بصره به سقوط مصر، و قیام سیدی که پیش از ظهور، در ایران ظاهر میشود، مرتبط گردیده است.[29]
ج) بصره و دجال
در روایتی از رسول اکرم[، به فرار کردن مردم بصره از دجال و متفرق شدن آنها اشاره شده است.[30] امیر مومنانG نیز در روایتی به ظهور دجالی از بصره اشاره فرمودهاند و این که او پیش قراول همه دجالها است[31] و دجال اکبر اوست که یک چشمش ممسوح و چشم دیگر او در پیشانیاش قرار دارد[32] و این، همان روایت طولانی است که ابن میثم بحرانی به صورت مرسل نقل کرده بود. در روایتی از امام صادقG، مکان خروج دجال، ناحیهای از بصره به نام «میسان» معرفی شده است.[33]
د) همزمانی خرابی بصره با خرابی مسجد براثا
امام علیG پس از جنگ با نهروانیان و دیدار با حباب و خبر دادن از اینکه مسجد «براثا» ویران خواهد شد، به ساخت آن سفارش کرده و میفرماید: «کسی جز یک کافر آن را ویران نمیکند.» سپس میفرماید: «مردی از اهل کوهپایهها وارد آن میشود و هیچ موجودی را زنده نمیگذارد. بر اهل آن خشمگین است و آن، هنگامی است که ویرانیها، آباد و در آن، مسجدِ جامع ساخته شده است. در آن هنگام، نابودی بصره فرا رسیده است.»[34]
هـ) یاران امام زمان Q از بصره
برخی از احادیث بر این نکته دلالت دارد که اولین یار حضرت از بصره و آخرین آنها از یمامه خواهد بود؛[35] اما دربرخی دیگر از احادیث آمده است که هیچ شهرى نیست، جز اینکه گروهى از آن شهر همراه حضرت خارج مىشود.
در برخی روایات، به تعداد یاران حضرت از هر شهر و سرزمین اشاره شده و در برخی دیگر از روایات به نام آنها تصریح شده است. از امیرمؤمنانG در خبری طولانی که در آن اصحاب قائم Q را ذکر میکند؛ آمده است که اولین آنها از بصره و آخرین آنها از ابدال است. از امام صادقG در روایتی طولانی که نام یاران قائمQ را ذکر میکند، چنین آمده است: «و از بصره... احمد.»[36]
این روایت را مرحوم سیدبن طاووس از کتاب «فتن» ابو صالح السلیلی که از روات اهل سنت است، آورده و تصریح میکند که اگر مشکلی در این روایات هست، من به عهده نمیگیرم؛ زیرا من فقط چیزی را حکایت میکنم که به لفظ و معنا دریافتم.[37]
از آن جا که از یک سو طبق این روایات، اولین یار امام از بصره و نام وی «احمد» است و از سوی دیگر، «احمد الحسن» نامش احمد و اهل بصره است، این روایات بر او انطباق مییابد؛ فلذا برخی از مبلغان احمد اسماعیل بصری با در کنار هم قرار دادن این دو روایت خواستهاند اثبات کنند که بر اساس حدیث نخست، اولین یار حضرت از بصره است و طبق حدیث دوم، نامش احمد است؛ پس او همان «احمد الحسن کذایی» است؛ لیکن باید توجه داشت که آنها با تقطیع روایت، مخاطب را فریب دادهاند؛ چرا که در ادامۀ روایت نخست که همان «خطبه البیان»[38] است چنین آمده است: «کسانی که از بصره هستند، نامشان علی و محارب است».[39]و[40]
با توجه به روایات یاد شده و ملاحظه خطبه امیر المؤمنینG و مطالعه حوادثی که درباره بصره نقل شد، این نتیجه ملاحظه میشود که بیشتر روایاتی که در مورد (بصره) از پیشوایان معصومD نقل شده، روایاتی است که بیشتر آنها از وقایع آینده و حوادثی که در طول تاریخ در بصره روی میدهد؛ خبر داده و از معجزات أئمه معصومD محسوب میشود، نه اینکه همه آنها جزء علائم نزدیک ظهور باشد.
در عین حال، این نکته را نباید از نظر دور داشت که در بخشی از روایات، خصوصا در روایاتی که از حرکت انقلابی ایرانیان پیش از ظهور مبارک حضرت ولی عصر Q به رهبری سیدی جلیل القدر از دودمان أهل بیتD پیشگوئی شده است؛ پیشوایان معصومD خراب شدن شهر بصره را یکی از علائم بسیار نزدیک به ظهور دانسته و به خصوص در چندین روایت، به این موضوع تصریح فرمودهاند.[41]
نتیجهگیری
از بررسی روایات آخر الزمانی در مورد شهر بصره، چند نکته برداشت میشود:
منابع
شهر بصره عراق و رخداد ظهور
محمد رحمانی[1]
چکیده
از جمله موضوعات مهم در باب مهدویت، شناخت اماکن و شهرهایی است که به نحوی با آموزههای مهدوی در ارتباط هستند. شهر «بصره» در کشور عراق، از جمله این اماکن محسوب میشود که طبق روایات شیعه و سنی، محل وقوع حوادث مهمی در آخرالزمان خواهد بود. در این نوشتار با استفاده از شیوه «توصیفی - تحلیلی» و با جمع آوری مطالب به روش «کتابخانهای» ضمن اشاره به تاریخچه شهر بصره، احادیث مربوط به نقش بصره در حوادث آخرالزمان مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.
واژگان کلیدی: مهدویت، بصره، سفیانی، دجّال، آخر الزمان.
مقدمه
«عراق» از جمله مناطقی است که در آخر الزمان محل وقوع حوادث و وقایع زیادی است که از آنها به «علائم الظهور» تعبیر شده و شهر بصره از شهرهای مهم عراق است که به لحاظ تاریخی از اهمیتی خاص برخوردار بوده است. وجود مکانهای تاریخی و مساجد قدیمی و مرقد برخی از صحابه در این شهر، بصره را مورد توجه قشرهای مختلف مردم، به خصوص جهانگردان قرار داده است. با توجه به روایات شیعه و سنی، بصره در حوادث زمان ظهور و آخرالزمان نقش مهمی ایفا میکند. بسیاری از حوادث مرتبط با ظهور امام مهدیG در این شهر واقع میشود. در مورد پیشینه این بحث باید گفت آقای عبد الرسول زین الدین در کتاب «معجم البلدان عصر الظهور» روایات بصره را بدون بحث از سند و دلالت آنها، جمع آوری کرده و آقای مرتضی خلیلی راد نیز در مقالهای با عنوان «نقد و بررسی روایات علائم ظهور بصره» که در دومین کنفرانس ملی علوم انسانی و توسعه به چاپ رسیده است، به بررسی روایاتی پرداخته که در بردارنده نشانههای ظهور در منطقه بصره است. در این نوشتار با تاریخچه تاسیس و موقعیت جغرافیایی شهر بصره و نقش آن در حوادث آخرالزمان با توجه به روایات فریقین، بیشتر آشنا میشویم.
بصره
شهر «بصره» در محل ایرانینشینی به نام وَهِشتاباذ اردشیر بنا شده؛ [2] اما شهر اسلامی جدیدالتأسیس است. بصره پیش از تأسیس، پایگاه یا اردوگاه نظامی مرزداران ایران در زمان ساسانیان بوده است.[3]
موقعیت جغرافیایی بصره
استان بصره، در جنوب شرقى عراق، واقع است و از سمت شمال، با استانهاى میسان و ذىقار و از سمت غرب، با استان مثنّى همجوار است. از سمت شرق نیز با ایران و اروندرود (شطّ العرب) و از سمت جنوب، با کویت دارای مرز است و ساحلاندکى نیز با خلیج فارس دارد.[4]
شهر بصره که مرکز این استان است، مهمترین شهر جنوب عراق و در واقع تنها بندر این کشور به شمار مىآید. این شهر، کنار شط العرب (اروندرود)، در فاصله 420 کیلومترى جنوب شرقى بغداد، واقع است.[5] آب و هوای این استان، گرم و بیابانی است. در استان بصره بادهای موسمی متعددی میوزد که از نظر مبدأ، شدت وزش و دیگر ویژگیها متفاوت هستند.[6]
وجه تسمیه
معنای لغوی «بصره»، زمین سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. نام قدیمی آن منطقه، خریبه، تَدمُر و مؤتفکه بوده است. به کوفه و بصره، «عراقین» هم میگفتند. دربارۀ واژه یا تسمیۀ آن نیز منابع کهن اختلافنظر دارند.[7] برخی بصره را در لغت به معنای زمین سخت یا سنگ سیاه یا سست دانستهاند؛ که به سفیدی میزند. برخی نیز آن را مأخوذ از فارسی و معرب «بسراه» دانستهاند؛ زیرا از بصره راههای متعددی منشعب میشده است.[8] قبل از اسلام به آن منطقة «الیصیر» مىگفتند. در زمان کلدانیان این شهر داراى نامهایى چون تدمر و تروم و ترون بود. این نامها برگرفته از زبان آرامىهاست که کلدانیان بر این شهر نهادند. در عهد کورش، عجم به قصد نابودى دولتِ کلدانى به عراق حمله کرد و با تصرف شهرهاى عراق، دولت کلدانىِ حاکم بر عراق فرو پاشید. عجم بعد از تسلط بر عراق نام جدید «هستاباد اردشیر» را بر این شهر نهاد. بعد از حمله عجم به عراق به دلیل نبود دولتى مستقل و تاخت و تاز فارسها و دولت روم، خرابى کامل بر شهر استیلا یافت. از این رو، نام این شهر را «المؤتکفه» نهادند.[9] قابل ذکر است هر چند معنای اصلی کلمه «عجم»، لکنت در زبان و غیر فصیح بودن است؛ در عین حال، این کلمه نزد اعراب، از عناوین ایرانیان است که گرچه عرب، آن را برای غیر عرب، از عرب، انتخاب کرده؛ مشخصا آن را در مورد «ایرانیان» به کار برده است. بنابراین، کلمه «عجم» نیز مانند کلمه «فرس» در لغت عرب، یکی از عناوین مشهور ایرانیان است.[10]
تاریخ تاسیس
در منابع تاریخى، درباره تأسیس شهر بصره اجماع و اتفاقى وجود ندارد؛ امّا مىتوان گفت تاریخ بنای این شهر بین سالهاى چهاردهم تا هجدهم هجری قمری بوده است[11] برخی از منابع معتقدند که بصره در سال 14 هجری قمری در زمان عمر بن خطاب بنا شده و بنای آن شش ماه قبل از کوفه بوده است. مدتی نیز پایتخت امویان شد. لقبهای «قبة الاسلام» و «خزانة العرب» نیز به آن دادهاند.[12]
مکانهای تاریخی - مذهبی بصره
الف) مرقد زید بن صوحان
این زیارتگاه، در منطقه «سیبه»، در جنوب بصره واقع است. زید بن صوحان عبدى، معروف به «زید الخیر»، از اصحاب خاص امام علىG به شمار مىآید.[13] او از خاندان عبدالقیس (شاخهاى از قبیله ربیعه) بود و سه برادر به نامهاى صعصعه، سیحان و عبدالله داشت که اینها نیز از یاران امام علىG بودند.[14]
ب) مرقد على بن یقطین
از زیارتگاههاى شیعیان در بصره، زیارتگاه منسوب به على بن یقطین، از اصحاب گرامى امام موسى کاظمG است که در محله «سوق القطانه» این شهر قرار دارد.[15]
ج) مقام امام علىG
این مقام که نزد شیعیان بصره به نام «خُطوه» (قدمگاه) امام علىG، شناخته مىشود؛ در محل مسجد جامع قدیم بصره، در شهر «زبیر» کنار جاده این شهر به بصره، قرار دارد. حضرت علىG پس از پایان جنگ جمل، به این مسجد وارد شد و در آن، نماز اقامه کرد و خطبهاى براى مردم شهر خواند. همچنین گفته مىشود که امام حسنG به دستور امام علىG، در زمان بازگشت از جنگ جمل، در این مسجد نماز خوانده است.[16]
د) مقام امام زینالعابدینG
این مقام، در محله «عشار» بصره قرار دارد و داراى گنبد است و در گذشته، قبرستانى اطراف آن وجود داشته است.[17]
هـ) مقام حضرت مهدى Q
این مقام در محله «صبخه» کوچک، قرار دارد و نزد اهالى منطقه، به «خٌطوه» (قدمگاه) حضرت مهدىQ شناخته مىشود.[18]
و) مقام خضر نبىG
در بصره، دو مقام منسوب به خضرG وجود دارد که مقام اول در محله «صبخه» بزرگ واقع است و مقام دوم، در محله «نظران» قرار دارد و به نام «خضر ابوحدید» شناخته مىشود.[19]
ز) مرقد صحابه و تابعین
شهر بصره همچنین محل دفن بعضی از اصحاب، مثل طلحه، زبیر، عتبة بن غزوان و عباس بن مرداس سلمی و برخی از تابعین مانند حسن بصری و محمد بن سیرین قراردارد.[20]
بصره در روایات
در برخی از روایات، به خصوصیات شهر بصره و ویژگیهای مردم بصره اشاره شده است. امام علیG در یکی از خطبههای نهج البلاغه با خطاب قرار دادن یکی از اصحابش به نام منذر، ضمن برشمردن نامهای شهر بصره، به صفات و ویژگیهای این شهر پرداخته است:
ای منذر! بصره در کتابهای [آسمانی] پیشین سه نام دیگر دارد که جز دانشمندان، کسی از آن آگاه نیست: تدمر، خدیبه، موتفکه ... ای اهالی بصره! خداوند برای هیچ سرزمینی از سرزمینهای مسلمانان، چنین شرف و کرامتی قرار نداده، در حالی که این شرف و بزرگی را با منّت خود به بصره داده است. شما راستقبلهترین هستید، قبله شما رو به مقام است؛ جایی که امام در مکّه قیام میکند. قاریهای شما، برترین قاریان هستند و پارسایان شما، پارساترین، عابدان شما، عابدترین و تاجران شما بهترین و درستکردارترین تاجران، صدقهدهندگان شما، برترین صدقهدهندگان هستند. ثروتمندان شما، بخشندهترین و فروتنترین مردمان، بزرگان شما، خوشاخلاقترین و نیکوکردارترین مردمان هستند. شما کسانی هستید که کمترین مشقّت را بر همسایگان روا میدارید و در کارهای آنها تجسّس نمیکنید. شما مشتاق و پرتلاشترین مردمان در نماز جماعت هستید. میوه شما، بیشترین است و اموال شما بیشترین اموال، کودکان شما، زیرکترین کودکان و زنان شما، پرهیزکارترین و پاکترین زنان و در کار همسرداری، بهتریناند. خداوند آب را به تسخیر شما در آورده و شب و روز آن را برای آبادانی به کار میبندید. دریا باعث افزونی اموال شما میشود و اگر استقامت ورزید و شکیبا باشید، درخت طوبا منزلگاه شما خواهد بود و بر سر شما سایه خواهند افکند.[21]
علامه مجلسی میگوید: این روایت را کمال الدین میثم بحرانی به صورت مرسل ذکر کرده است[22] و ابن میثم نیز بیان نمیکند که متن مذکور، حدیث است یا برداشت خودش از عبارات امام. برداشت ناقلان از ابن میثم این است که وی متن روایت نقل میکند. در هر صورت، اگر متن روایت باشد نیز نمیتواند بدان اعتماد کرد؛ زیرا ابن میثم به سند آن اشارهای نمیکند. به نظر میرسد این متن به تفسیری ناظر است که امیرالمؤمنینG در ذیل خطبه 43 نهج البلاغه در مذمت مردم بصره ایراد فرمودهاند و این تردید را تقویت میکند که ابن میثم آن را حدیث پنداشته است؛ زیرا بدون سند و درست در ذیل روایتی است که به غرق شدن بصره اشاره میکند.[23]
ابوذر غفاری روایتی را نقل میکند که در آن روایت، حضرت رسول الله_ اهل بصره را «راست قبله ترین» مردم معرفی میفرماید و اینکه خداوند از آنها هر ناخوشایندی را دور میکند.[24]
بصره در آخر الزمان
الف) بصره و سفیانی
از روایات مربوط به سفیانی، اینگونه برمیآید که او چندین بار وارد عراق میشود؛ اوّلین ورود او بسیار سریع و ناگهانی است و لشکریان او به غارت، چپاولگری، کشتار و هتک حرمت مردم اقدام میکنند. ابن حماد چنین آورده است: «سفیانی وارد کوفه میشود و سه روز به غارت و چپاول میپردازد و شصت هزار نفر از اهل بصره را به قتل میرساند و هجده شب در آنجا میماند.»[25]
با توجه به کشته شدن شصت هزار تن در شهر بصره که غلو آمیز مینماید و این که این روایات عمدتا در کتابهای اهل سنت آمده است، باید در پذیرش این روایات جانب احتیاط را رعایت کرد.
ب) خراب شدن بصره
در برخی از روایات به خراب شدن بصره به دست یکی از ذریه پیامبر[ اشاره شده است.[26] و این که آن شخص از گیلان قیام میکند و بصره را خراب و کوفه را آباد میکند.[27]
بعضی گفتهاند که این حادثه واقع شده است و از حوادث گذشته محسوب میشود؛ چه آنکه در سال ۲۵۵ هجری، سیدی از دودمان رسول خدا[ به نام علی بن محمد، معروف به «صاحب زنج» قیام کرد و بصره را ویران کرد که جریان قیام او در کتابهای تاریخی آمده است.[28]
البته این احتمال نیز وجود دارد که منظور از آن سید، سید دیگری غیر از صاحب زنج باشد؛ زیرا اولا، بعضی از کسانی که شرح حال صاحب زنج را نوشتهاند در صحت نسب او اظهار تردید کردهاند؛ و ثانیا، چنان که در بعضی از روایات علائم ظهور آمده است، خراب شدن بصره به سقوط مصر، و قیام سیدی که پیش از ظهور، در ایران ظاهر میشود، مرتبط گردیده است.[29]
ج) بصره و دجال
در روایتی از رسول اکرم[، به فرار کردن مردم بصره از دجال و متفرق شدن آنها اشاره شده است.[30] امیر مومنانG نیز در روایتی به ظهور دجالی از بصره اشاره فرمودهاند و این که او پیش قراول همه دجالها است[31] و دجال اکبر اوست که یک چشمش ممسوح و چشم دیگر او در پیشانیاش قرار دارد[32] و این، همان روایت طولانی است که ابن میثم بحرانی به صورت مرسل نقل کرده بود. در روایتی از امام صادقG، مکان خروج دجال، ناحیهای از بصره به نام «میسان» معرفی شده است.[33]
د) همزمانی خرابی بصره با خرابی مسجد براثا
امام علیG پس از جنگ با نهروانیان و دیدار با حباب و خبر دادن از اینکه مسجد «براثا» ویران خواهد شد، به ساخت آن سفارش کرده و میفرماید: «کسی جز یک کافر آن را ویران نمیکند.» سپس میفرماید: «مردی از اهل کوهپایهها وارد آن میشود و هیچ موجودی را زنده نمیگذارد. بر اهل آن خشمگین است و آن، هنگامی است که ویرانیها، آباد و در آن، مسجدِ جامع ساخته شده است. در آن هنگام، نابودی بصره فرا رسیده است.»[34]
هـ) یاران امام زمان Q از بصره
برخی از احادیث بر این نکته دلالت دارد که اولین یار حضرت از بصره و آخرین آنها از یمامه خواهد بود؛[35] اما دربرخی دیگر از احادیث آمده است که هیچ شهرى نیست، جز اینکه گروهى از آن شهر همراه حضرت خارج مىشود.
در برخی روایات، به تعداد یاران حضرت از هر شهر و سرزمین اشاره شده و در برخی دیگر از روایات به نام آنها تصریح شده است. از امیرمؤمنانG در خبری طولانی که در آن اصحاب قائم Q را ذکر میکند؛ آمده است که اولین آنها از بصره و آخرین آنها از ابدال است. از امام صادقG در روایتی طولانی که نام یاران قائمQ را ذکر میکند، چنین آمده است: «و از بصره... احمد.»[36]
این روایت را مرحوم سیدبن طاووس از کتاب «فتن» ابو صالح السلیلی که از روات اهل سنت است، آورده و تصریح میکند که اگر مشکلی در این روایات هست، من به عهده نمیگیرم؛ زیرا من فقط چیزی را حکایت میکنم که به لفظ و معنا دریافتم.[37]
از آن جا که از یک سو طبق این روایات، اولین یار امام از بصره و نام وی «احمد» است و از سوی دیگر، «احمد الحسن» نامش احمد و اهل بصره است، این روایات بر او انطباق مییابد؛ فلذا برخی از مبلغان احمد اسماعیل بصری با در کنار هم قرار دادن این دو روایت خواستهاند اثبات کنند که بر اساس حدیث نخست، اولین یار حضرت از بصره است و طبق حدیث دوم، نامش احمد است؛ پس او همان «احمد الحسن کذایی» است؛ لیکن باید توجه داشت که آنها با تقطیع روایت، مخاطب را فریب دادهاند؛ چرا که در ادامۀ روایت نخست که همان «خطبه البیان»[38] است چنین آمده است: «کسانی که از بصره هستند، نامشان علی و محارب است».[39]و[40]
با توجه به روایات یاد شده و ملاحظه خطبه امیر المؤمنینG و مطالعه حوادثی که درباره بصره نقل شد، این نتیجه ملاحظه میشود که بیشتر روایاتی که در مورد (بصره) از پیشوایان معصومD نقل شده، روایاتی است که بیشتر آنها از وقایع آینده و حوادثی که در طول تاریخ در بصره روی میدهد؛ خبر داده و از معجزات أئمه معصومD محسوب میشود، نه اینکه همه آنها جزء علائم نزدیک ظهور باشد.
در عین حال، این نکته را نباید از نظر دور داشت که در بخشی از روایات، خصوصا در روایاتی که از حرکت انقلابی ایرانیان پیش از ظهور مبارک حضرت ولی عصر Q به رهبری سیدی جلیل القدر از دودمان أهل بیتD پیشگوئی شده است؛ پیشوایان معصومD خراب شدن شهر بصره را یکی از علائم بسیار نزدیک به ظهور دانسته و به خصوص در چندین روایت، به این موضوع تصریح فرمودهاند.[41]
نتیجهگیری
از بررسی روایات آخر الزمانی در مورد شهر بصره، چند نکته برداشت میشود:
[1]. فارغالتحصیل مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم. mohammad5454@gmail.com
[2]. محمد بن محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس، ذیل بصر.
[3]. احمد بن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ص ۱۷۳.
[4]. فقیه بحرالعلوم، زیارتگاههاى عراق (معرفى زیارتگاههاى مشهور در کشور عراق)، ج 2 ص 173.
[5]. همان.
[6]. دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج5، ص235.
[7]. دانشنامه اسلامی، https://wiki.ahlolbait.com/
[8]. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ص 173.
[9]. سلطانی، تشیع بصره در قرون نخستین، فصلنامه تاریخ اسلام، شماره 11، ص 8.
[10]. هاشمی شهیدی، زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدیG از دیدگاه روایات.
[11]. سلطانی، تشیع بصره در قرون نخستین، فصلنامه تاریخ اسلام، شماره 11، ص 8.
[12]. ابن سیده، المحکم والمحیط الأعظم، ج 6، ص 142.
[13]. فقیه بحرالعلوم، زیارتگاههاى عراق (معرفى زیارتگاههاى مشهور در کشور عراق)، ج 2 ص 175.
[14]. همان.
[15]. همان، ص 176.
[16]. همان، ص 178.
[17]. همان، ص 180.
[18]. همان، ص 181.
[19]. همان.
[20]. همان، ص 181-213.
[21]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 32، ص 253.
[22]. همان.
[23]. بهاری، شیرینی، رضایی، اعتبار سنجی روایات آخر الزمانی مربوط به خسف شهر بصره، فصلنامه مشرق موعود، سال هفدهم، شماره 66، ص 128.
[24]. احمد بن جعفر بن منادی، الملاحم، ص174.
[25]. نعیم ابن حماد، الفتن، ص 187.
[26]. حائری، الزام الناصب، ج1، ص191: «و خراب البصرة على ید رجل من ذریتک تتبعه الزنوج».
[27]. همان، ج2، ص134: «.ثمّ یقوم منّا قائم بجیلان یعینه المشرقی فی دفع شیعة عثمان و یجیبه الأبر و الدیلم و یجدون منه النوال و النعم و ترفع لولدی النود و الرایات و یفرقها فی الأقطار و الحرمات و یأتی إلى البصرة و یخربها و یعمر الکوفة و یوربها....».
[28]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۸، ص 125 ـ126.
[29]. ابن طاووس، الملاحم والفتن، ص 124-125 ؛ حائری، الزام الناصب ج2، ص 16 و نعمانی، الغیبه، ص ۲۷۵.
[30]. احمد بن جعفر بن منادی، الملاحم، ص223و257.
[31]. سید بن طاووس، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص249: «و یخرج دجّال من دجلة البصرة، و لیس منّی، و هو مقدّمة الدجّالین کلّهم».
[32]. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج32، ص255: «أَنْ یسْتَحِلَّ بِهَا الدَّجَّالُ الْأَکْبَرُ الْأَعْوَرُ الْمَمْسُوخُ الْعَینُ الْیمْنَى».
[33]. سید بن طاووس، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص266: «ثم خروج الدجّال من بعد ذلک یخرج الدجّال من میسان نواحی البصرة».
[34]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 52، ص 218.: «وَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیهِمْ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ السَّفْحِ لَا یدْخُلُ بَلَداً إِلَّا أَهْلَکَهُ وَ أَهْلَکَ أَهْلَهُ ثُمَّ لیعد [لَیعُودُ] عَلَیهِمْ مَرَّةً أُخْرَى ثُمَّ یأْخُذُهُمُ الْقَحْطُ وَ الْغَلَاءُ ثَلَاثَ سِنِینَ حَتَّى یبْلُغَ بِهِمُ الْجَهْدُ ثُمَّ یعُودُ عَلَیهِمْ ثُمَّ یدْخُلُ الْبَصْرَةَ فَلَا یدَعُ فِیهَا قَائِمَةً إِلَّا سَخِطَهَا وَ أَهْلَکَهَا وَ أَسْخَطَ أَهْلَهَا وَ ذَلِکَ إِذَا عُمِّرَتِ الْخَرِبَةُ وَ بُنِی فِیهَا مَسْجِدٌ جَامِعٌ فَعِنْدَ ذَلِکَ یکُونُ هَلَاکُ الْبَصْرَة....».
[35]. ابن طاووس، علی بن موسی، ملاحم و فتن، ص119.
[36]. کاظمی، مصطفی، بشاره الإسلام، ص232.
[37]. ابن طاووس، علی بن موسی، التشریف بالمنن فی الملاحم و الفتن، ص216.
[38]. این خطبه به لحاظ اعتبار محل مناقشه فراوان و در منابع حدیثى شناخته شده شیعه نیامده است و حتى مرحوم مجلسى نیز که هدفش گردآورى متون روایى و تاریخى شیعه بوده, از آن یادى نکرده است (دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، آیینه پژوهش، ج128، ص1).
[39]. حائری، إلزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب، ج2، ص174.
[40]. آیتی، از تبار دجّال، ص111.
[41]. برای اطلاع بیشتر به کتاب الزام الناصب ج ۲، ص ۱۶۱-۱۶۰ ؛ غیبت نعمانی ص ۲۷۵، طبع صدوق، باب ۱۴، حدیث ۵۵، وارشاد مفید ص ۳۶۱، طبع بیروت وترجمه فارسی آن ج ۲، ص ۲۵۳، حدیث ۲۳ مراجعه فرمایید.
[1]. فارغالتحصیل مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم. mohammad5454@gmail.com
[2]. محمد بن محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس، ذیل بصر.
[3]. احمد بن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ص ۱۷۳.
[4]. فقیه بحرالعلوم، زیارتگاههاى عراق (معرفى زیارتگاههاى مشهور در کشور عراق)، ج 2 ص 173.
[5]. همان.
[6]. دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج5، ص235.
[7]. دانشنامه اسلامی، https://wiki.ahlolbait.com/
[8]. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ص 173.
[9]. سلطانی، تشیع بصره در قرون نخستین، فصلنامه تاریخ اسلام، شماره 11، ص 8.
[10]. هاشمی شهیدی، زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدیG از دیدگاه روایات.
[11]. سلطانی، تشیع بصره در قرون نخستین، فصلنامه تاریخ اسلام، شماره 11، ص 8.
[12]. ابن سیده، المحکم والمحیط الأعظم، ج 6، ص 142.
[13]. فقیه بحرالعلوم، زیارتگاههاى عراق (معرفى زیارتگاههاى مشهور در کشور عراق)، ج 2 ص 175.
[14]. همان.
[15]. همان، ص 176.
[16]. همان، ص 178.
[17]. همان، ص 180.
[18]. همان، ص 181.
[19]. همان.
[20]. همان، ص 181-213.
[21]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 32، ص 253.
[22]. همان.
[23]. بهاری، شیرینی، رضایی، اعتبار سنجی روایات آخر الزمانی مربوط به خسف شهر بصره، فصلنامه مشرق موعود، سال هفدهم، شماره 66، ص 128.
[24]. احمد بن جعفر بن منادی، الملاحم، ص174.
[25]. نعیم ابن حماد، الفتن، ص 187.
[26]. حائری، الزام الناصب، ج1، ص191: «و خراب البصرة على ید رجل من ذریتک تتبعه الزنوج».
[27]. همان، ج2، ص134: «.ثمّ یقوم منّا قائم بجیلان یعینه المشرقی فی دفع شیعة عثمان و یجیبه الأبر و الدیلم و یجدون منه النوال و النعم و ترفع لولدی النود و الرایات و یفرقها فی الأقطار و الحرمات و یأتی إلى البصرة و یخربها و یعمر الکوفة و یوربها....».
[28]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۸، ص 125 ـ126.
[29]. ابن طاووس، الملاحم والفتن، ص 124-125 ؛ حائری، الزام الناصب ج2، ص 16 و نعمانی، الغیبه، ص ۲۷۵.
[30]. احمد بن جعفر بن منادی، الملاحم، ص223و257.
[31]. سید بن طاووس، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص249: «و یخرج دجّال من دجلة البصرة، و لیس منّی، و هو مقدّمة الدجّالین کلّهم».
[32]. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج32، ص255: «أَنْ یسْتَحِلَّ بِهَا الدَّجَّالُ الْأَکْبَرُ الْأَعْوَرُ الْمَمْسُوخُ الْعَینُ الْیمْنَى».
[33]. سید بن طاووس، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص266: «ثم خروج الدجّال من بعد ذلک یخرج الدجّال من میسان نواحی البصرة».
[34]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 52، ص 218.: «وَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیهِمْ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ السَّفْحِ لَا یدْخُلُ بَلَداً إِلَّا أَهْلَکَهُ وَ أَهْلَکَ أَهْلَهُ ثُمَّ لیعد [لَیعُودُ] عَلَیهِمْ مَرَّةً أُخْرَى ثُمَّ یأْخُذُهُمُ الْقَحْطُ وَ الْغَلَاءُ ثَلَاثَ سِنِینَ حَتَّى یبْلُغَ بِهِمُ الْجَهْدُ ثُمَّ یعُودُ عَلَیهِمْ ثُمَّ یدْخُلُ الْبَصْرَةَ فَلَا یدَعُ فِیهَا قَائِمَةً إِلَّا سَخِطَهَا وَ أَهْلَکَهَا وَ أَسْخَطَ أَهْلَهَا وَ ذَلِکَ إِذَا عُمِّرَتِ الْخَرِبَةُ وَ بُنِی فِیهَا مَسْجِدٌ جَامِعٌ فَعِنْدَ ذَلِکَ یکُونُ هَلَاکُ الْبَصْرَة....».
[35]. ابن طاووس، علی بن موسی، ملاحم و فتن، ص119.
[36]. کاظمی، مصطفی، بشاره الإسلام، ص232.
[37]. ابن طاووس، علی بن موسی، التشریف بالمنن فی الملاحم و الفتن، ص216.
[38]. این خطبه به لحاظ اعتبار محل مناقشه فراوان و در منابع حدیثى شناخته شده شیعه نیامده است و حتى مرحوم مجلسى نیز که هدفش گردآورى متون روایى و تاریخى شیعه بوده, از آن یادى نکرده است (دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، آیینه پژوهش، ج128، ص1).
[39]. حائری، إلزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب، ج2، ص174.
[40]. آیتی، از تبار دجّال، ص111.
[41]. برای اطلاع بیشتر به کتاب الزام الناصب ج ۲، ص ۱۶۱-۱۶۰ ؛ غیبت نعمانی ص ۲۷۵، طبع صدوق، باب ۱۴، حدیث ۵۵، وارشاد مفید ص ۳۶۱، طبع بیروت وترجمه فارسی آن ج ۲، ص ۲۵۳، حدیث ۲۳ مراجعه فرمایید.
منابع