Mahdavi Studies

Mahdavi Studies

The Future of the World from the Perspective of the Ahl al-Bayt (AS)

Author
A graduate student of level 3 at Mahdism Specialized Center
Abstract
One of the most important and fundamental questions of humanity has always been about the future of humanity and the end of human life, which stems from the natural and natural concern and anxiety of human beings about the end of human life in this world.
The fundamental question of all humans is whether human life will eventually decline, destruction, degeneration and darkness, or will it lead to enlightenment and happiness of righteousness and prosperity?
In this article, the benefits of future research and the importance of foresight are first explained, and then the theories of the end of history and the special attitude of the Quran and the Ahl al-Bayt on this matter are discussed. The main purpose of raising these topics is to explain and examine the futuristic and transcendent approach of the Quran and the Ahl al-Bayt (AS) towards the future, which also envisages a very bright and brilliant future and a transcendent life for humans.
This article pursues the achievement of such a goal in the light of a descriptive-analytical method
Keywords

آینده جهان از دیدگاه اهل بیت(ع)

حجت الله رجبی[1]

چکیده

 

همواره یکی از پرسشهای مهم و بنیادی بشریت در مورد آینده بشریت و سرانجام زندگی انسانها بوده است که ناشی از دغدغه و نگرانی فطری و طبیعی نوع انسان ها در مورد عاقبت انسان ها در زندگی دنیوی می باشد.

پرسش اساسی همه انسان ها چنین هست که آیا سرانجام زندگی انسان رو به زوال و نابودی و انحطاط و تاریکی می رود و یا اینکه رو به روشنایی و سعادت صلاح و فلاح؟

در این مقاله ابتدا فواید آینده پژوهی و اهمیت آینده نگری تبیین گردیده و در ادامه نظریه های سرانجام تاریخ و نگرش ویژه قرآن و اهلبیت در این مورد مورد بحث قرار می گیرد که هدف اساسی از طرح این موضوعات تبیین و بررسی رویکرد آینده نگرانه و متعالی قرآن و اهلبیت(ع) نسبت به آینده می باشد که ضمن آن آینده ای بسیار روشن و درخشان و زندگی متعالی برای انسان ها متصور است.

این مقاله نیل به چنین هدفی را در پرتو روشی توصیفی ـ تحلیلی دنبال می کند

 

کلید واژه: آینده نگری، اهل بیت(ع)، سعادت، فطرت، عدالت، رفاه و آسایش، گسترش علم، شکوفایی تمدن

مقدمه:

جوهره حرکت آدمی را نگاه به آینده، معنا و مفهوم می دهد. گذر از زمان و وضعیّت کنونی و رسیدن به دوران روشنایی فرا رو، مهمترین دغدغه هر انسانی است. او می خواهد خود را در آینده ای سرشار از رفاه و سعادت و آسایش و به دور از سختی ها و تباهی ها ببیند و برای رسیدن به چنین روزگاری همه تلاش خود را به کار می بندد. به جرات می توان گفت هویت انسان در نشاط و کوشش او معنا می شودکه بر پایه امید به آینده ی روشن، شکل می گیرد.

ظهور و قیام مصلح، مهمترین رویدادی است که در آینده رخ می دهد؛ رویدادی که در آینده ی انسان ها و سرنوشت آن ها تاثیر شگرفی می گذارد. این واقعه عظیم که همه ادیان، تحقق آن را نوید داده اند، با ارائه حاکمیتی جدید، روند زندگی فردی و اجتماعی انسان ها را به کلی تغییر می دهد. در آن دوره، یک حاکمیت بر سراسر جهان حکم فرمایی می کند و یک قانون و شریعت در برنامه ریزی زندگی انسان ها به کار برده می شود و همه افراد، طعم شیرین عدالت را در همه شوون حکومتی و زندگی اجتماعی، چشیده و با تمام وجود سعادت فردی و اجتماعی را در جامعه لمس خواهند کرد.

در این میان، مکتب راستین اسلام که در بر دارنده همه نیازهای زندگی انسان و جامعه بشری است، با نگاهی روشن و کامل، آینده و تحولات آن را مورد توجه قرار داده است و در سامانه ی جهان بینی خود، به صورتی شفاف از آن سخن گفته است. با بازکاوی معارف قرآن و سنت به روشنی می توان به ویژگی های آینده و زندگی مردم در پرتو ظهور و حکومت منجی، آگاهی یافت.

از نگاه رهبران معصوم شیعه تمدن صالح و پایدار، زمانی آشکار می شود که بشریت از تجربه ها وآزمون های نا موفق تمامی راهها و روشهای مختلف و ادعاهای واهی مکاتب گوناگون به ستوه آید و همگان باور کنند که این مکاتب و راه و روشها هرگز نمی توانند سعادت مطلوب را برای بشر به ارمغان آوردند و تنها راه سعادت در پرتو تشکیل حکومت الهی مهدوی که نوید تمام انبیا و اولیا در آینده بوده است، خواهد بود.

از دیدگاه اهلبیت (ع)، در دوران درخشان ظهور امام مهدی(عج) و با اقداماتی که ایشان در عرصه های مختلف فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی در گستره جهان هستی انجام می دهند نعمتهای مادی و معنوی و ارضی و سمائی به روی بشر سرازیر شده و بشر به آرزوی دیرینه خود مبنی بر تشکیل مدینه فاضله دست خواهد یافت به طوری که از اقدامات اساسی و همه جانبه منجی(عج) همه موجودات عالم ابراز رضایت نموده و طعم واقعی خوشبختی و سعادت را با تمام وجود احساس خواهند نمود.

در روایتی که گویای اوج رضایتمندی مردمان آن زمان از حکومت عدل گستر مهدی(عج) می باشد چنین می خوانیم: «...ساکنان آسمان و ساکنان زمین از او خشنودند. زمین همه بذرهایش را می رویاند و آسمان تمام بارانش را می بارد...»[2]

و در روایتی دیگر چنین بیان شده است: «...و مردم نزد مهدی(عج) می آیند و او را همانند عروس می برند و او زمین را از عدل و داد پر می کند و زمین گیاهانش را می رویاند و آسمان بارانش را می بارد و امت من در حکومت وی به گونه ای از نعمتها بهره مند می شوند که هرگز مثل آن بهره مند نشده اند».[3]

آینده:

آینده در لغت به معنای«زمان پس از حال» و «وقتی که نیامده است»می باشد[4]و در اصطلاح، «آینده گرایی»به معنای جامعه و محیطی است که بشریت در طول تاریخ تمام تحرک و تکاپوی خود را برای رسیدن به آن حاکمیت و جامعه سپری کرده است. جامعه ای که در آن انسان به سوی مطلوب و محبوب خود جهت گیری مستقیم خواهد کرد و به بیشترین مطلوب های خود دست پیدا می کند.[5]به نظر برخی محققان، آینده از چهار مولّفه «رویداد» ، «روند» ، «تصویر» و «اقدام» پدید می آید. «رویداد» یعنی واقعیتی که روی دادن آن محتمل به نظر می رسد، «روند» یعنی حرکت خاص جهت دار، «تصویر» یعنی آن چه مردم در ذهن خود می پرورانند، و «اقدام» یعنی عملی که بر اساس آن تصویر، انجام می دهند.[6]

 فواید آینده پژوهی:

بر اساس چهار مولفه ذکر شده، فایده هایی بر آینده پژوهی وجود دارد، از جمله:

1.به مردم کمک می کند تصویرهای خود را از آینده شفاف نمایند.

2.به مردم کمک می کند تا تصویرها و اقدام های کنونی خود را از حد کوشش های منفعلانه فراتر برده، بکوشند تا آینده را پیش بینی کرده و سپس بر پایه پیش بینی های درست تر، طرح های عملی خود را به پیش ببرند.

3.گام بعدی ایجاد تصویرهای مثبت از آینده و اقدام به طرح ریزی و تصمیم گیری بر اساس آن تصویر های مثبت است،  بنابراین آینده پژوهی بازنگری بینش های مربوط به آینده و آن گاه اقدام به طرح ریزی و تصمیم گیری است.[7]

از دیدگاه مکتب اهل بیت(ع)آینده تاریخ توام با عدالت و امنیت و آرامش و خوشبختی و فراوانی نعمت و برکات آسمانی و زمینی و رفاه و آسایش بی مانند می باشد که در آخرالزمان به دست آخرین منجی بشریت و حکومت توحیدی ایشان برقرار خواهد شد که این معنا در احادیث فراوانی با عنوان: «یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» [8]و مضامین مشابه به کار رفته است. و مرحله متکامل و متعالی زندگی با ظهور حضرت مهدی(عج) آغاز خواهد گردید و مردم از برکات و عنایات وجودی ایشان متنعم خواهد شد و از نقص به کمال، و از فساد و بی دینی به یکتا پرستی و نیک اخلاقی و از فساد و تباهی به فلاح و سعادت رهنمون خواهند شد.

ضرورت و اهمیت آینده نگری

آینده نگری و کسب آگاهی از کیفیت رخداد فرجام تاریخ بشریت ازمهمترین چالش های فرا روی انسان ها در طول تاریخ بوده و خواهد بود. اهمیت آینده نگری و نیز اقبال عمومی مردم به آن، سبب شده است همه مکاتب ـ اعم از مکاتب الهی و مکاتب بشری ـ به نوعی به آن حساس بوده و درباره آن، بحث کرده اند تا در صدد ترسیم آن برای باورمندان خود برآیند. به راستی برای مردم، این مطلب پذیرفته نیست که خود را پایبند به مکتبی بدانند که در آینده و کیفیت رخداد آن، بی خبر بوده و ابراز بی اطلاعی نمایند؛ از این رو، آینده نگری ، میان همه مکاتب  مطرح بوده و با همین رویکرد، مکاتب، آینده و فرجام تاریخ را بر اساس آموزه های مکتب خود توجیه و تفسیر می کنند؛ اما تفاوت و تمایزی که میان مکاتب در مباحث آینده نگری و کیفیت رخداد آن وجود دارد، سبب بروز دیدگاه های گوناگون درباره ی آینده نگری شده است.

در مکتب راستین اهل بیت(ع) ، از آن جا که جهان بر اساس اراده حق تعالی اداره می گردد، آینده و فرجام بشریت را روشن ارزیابی کرده و آینده جهان را از آن صالحان می دانند.[9]در مقابل، مکاتب الحادی با جهان بینی مادی، با دست مایه قرار دادن یک سری عوامل ، نظیر نژاد، ملیت، فرهنگ و باورها، معمولا آینده تاریخ را منفی ارزیابی نموده بلکه اضمحلال و نابودی را سرنوشت حتمی بشر می دانند. در مقابل دو دیدگاه مثبت و منفی فوق، دیدگاه سومی مطرح است که برای بشر، آینده و فراسویی که در انتظار آن به سر برد، تصور نمی کنند؛ بلکه آینده ی بشریت را در هم اکنون خلاصه کرده و پایان تاریخ را اعلان نموده اند و به نوعی خوشبختی و بهزیستی مطلوب بشر را در نظام لیبرالیسم غربی که به گمان آن ها بهترین و کامل ترین ایدئولوژی تجربه شده ی بشردر طول تاریخ زندگی خود است، خلاصه می کنند.[10]

روایات اهل بیت با الهام از دین اسلام در جایگاه آخرین، کامل ترین و جامع ترین دین آسمانی، آینده بشریت را خوب و روشن ارزیابی کرده و آن را در قالب دکترین مهدویت به بشر و جوامع بشری معرفی کرده است؛ آینده بشریت و حاکمیت آن را از آن مومنان و صالحان  دانسته و فراگیری توحید، عدالت، معنویات، امنیت، مساوات، حاکمیت اخلاق بر پایه دین مداری در جامعه جهانی، سرازیر شدن نعمتها و برکات آسمانی و زمینی را از شاخصه های مهم حکومت جهانی مصلح به شمار آورده است.[11]

نظریه های سرانجام تاریخ و نگرش قرآن

از آنجا که اهل بیت(ع) ترجمان قرآن بوده و مفسرین واقعی قرآن می باشند و چهارچوب زندگی ایشان بر اساس اصولی تعریف شده وحی الهی می باشد برای درک رهنمودهای ایشان در مورد آینده بشریت ضروری است تعدادی از آیات الهی که در مورد آینده بشریت تفسیر و یا تاویل شده را تبیین نماییم تا درک درستی از اوضاع آخرالزمان و آینده بشریت داشته باشیم.

در آیات مختلفی از قرآن کریم، سرانجام نیکی برای آینده بشر به تصویر کشیده شده است که این امر، خود بخشی از نگرش قرآن کریم را به فلسفه تاریخ شکل می دهد. از یک منظر کلان، نگرش های موجود به آینده تاریخ را می توان در چند طبقه بندی شناسایی نمود.

 الف)نگرش انحطاطی: این نگرش سیر تاریخ را به صورت انحطاطی تلقی کرده، سرانجام تاریخ را به صورت انحطاطی تلقی نموده و سرانجام تاریخ را جز فرایند تدریجی افول و وخیم شدن وضعیت جوامع بشری نمی دانند. این گروه، که به گذشته گرایان معروفند، به آینده کاملا بدبین هستند. از نظر آنان، تاریخ، سیر دور شدن از گذشته طلایی است.در نگرش های باستانی، این تفکر در آیین هندو از این قبیل است. برخی از نگرش های یونان باستان به تاریخ، از نوع رویکرد انحطاطی بوده است.

ب) نگرش دوری: که بر اساس این نگرش، تاریخ، فرایند تکرار مداوم است. در آیین هندو، بحث چرخش مداوم تاریخ از طریق فرایند تناسخ و در دورهای چند هزار ساله مطرح و پذیرفته شده است[12].از جمله رویکرد های دوری در فلسفه تاریخ، می توان از «اشپنگلر» و« توین بی»، در فلسفه غرب مدرن و«ابن خلدون» در فلسفه اسلامی یاد کرد.

ج) نگرش خطی- تکاملی: در این رویکرد، تاریخ، فرآیند تحول و تکامل است. این رویکرد، معتقد است تاریخ عبارت است از فرآیند مستمر تکامل بشری. از نظر صاحبان این نظریه، چنین سیری قهری، وگریز ناپذیر است و دست تاریخ انسان را به جلو می برد. رویکرد های مدرن غربی، غالبا از چنین منظری به تاریخ نگاه می کنند. رویکرد ایده آلیستی-دیالکتیکی هگل را می توان نمونه بارزچنین نگرشی در غرب مدرن دانست. به تبع

وی، تفکر مارکسیستی نیز با نفی ایده آلیسم و با رویکردی ماتریالستی چنین نگرشی را مطرح کرده است. در فلسفه تاریخ «امانوئل کانت» نیز نگرش خطی- تکاملی به صورت بارزی مطرح شده است.[13]

د) رویکرد تکاملی- حلقوی: این رویکرد را می توان در نگرش ادیان آسمانی به تاریخ یافت. بر اساس این نگرش، خط سیر تاریخ، نه لزوما به صورت تکاملی قهری و یکنواخت و مداوم، بلکه ناشی از فراز و فرودها و دوره های مختلف انحطاط و ترقی است؛ اما سرانجام حرکت تاریخ به سوی تکامل می باشد. چنین تکامل  و سرانجام نیکی برای بشر، بخشی از اراده تکوینی و سنت تغییر ناپذیر الهی برای تاریخ دانسته شده است؛ اما چنین تکاملی برای انسان، با دوره های مختلف افول و انحطاط همراه است.

در تفکر قرآنی، چنین رویکردی به تاریخ مشاهده می کنیم. تاریخ، در فرایند خویش به دلیل عملکرد انسانها، شاهد دوره های انحطاطی بوده است. این امر در قرآن کریم به تصریح بیان شده است از نظر قرآن ظهور فساد و ناهنجاری بر روی زمین، محصول عملکرد انسان ها می باشد: «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون»[14] از سوی دیگر، آینده، طبق اراده تغییر ناپذیر الهی، سرانجام نیک برای جهان و حاکمیت بندگان صالح خداوند است. در سوره انبیاء[15]، این امر به عنوان حکم الهی در تورات و زبور معرفی شده است که بر اساس این آیه ظهور مهدی موعود، تحقق بخش وعده ای است که خداوند از گذشته های دور در کتاب های آسمانی به حق پرستان، صالحان و تقوا پیشگان داده است که زمین از آن ایشان است و فرجام نیک به مومنان تعلق می گیرد.[16] در روایتی از امام صادق(ع) بیان شده است که: «منظور از اینکه زمین را بندگان صالح خدا به ارث می برند، مهدی قائم(ع) و یاران او هستند».[17]

 خداوند در آیه 5 سوره مبارکه قصص نوید آینده ای درخشان را به مومنان داده و می فرماید:

«و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین؛ و اراده کردیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند، منت نهیم و آنان را پیشوایان گردانیم و ایشان را وارث[زمین] کنیم».

این بشارتی است که در زمینه پیروزی حق بر باطل و ایمان بر کفر؛ برای همه انسان های آزاده و خواهان حکومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور در حکومت حق و عدالت آخرین ذخیره الهی داده شده و در روایات اسلامی تفسیر این آیه را به آن ظهور بزرگ، پیوند داده اند.[18]

امام علی (ع) در تفسیر این آیه می فرماید:« این گروه آل محمد هستند، خداوند مهدی آن ها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می شود، برمی انگیزد و به آن ها عزت می دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار می کند».[19]

از امام باقر و امام صادق(ع) روایت شده است: «این آیه درباره صاحب الامر است که در آخرالزمان ظهور می کند و جباران و فراعنه را نابود می سازد و شرق و غرب عالم را مالک می شود و آن را از عدل آکنده می سازد همان طور که از ستم پر شده بود».[20] 

سومین آیه ای که نوید آینده ای بسیار درخشان و زندگی سعادتمندانه در پرتو حکومت عدل الهی را می دهد آیه 55 سوره مبارکه نور می باشد که خداوند به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند وعده می دهد که به زودی جامعه ای برایشان برپا می دارد که به تمتم معنا صالح باشد و از ملکه کفر و نفاق و فسق پاک باشد زمین را ارث برند و در عقاید افراد آن و اعمالشان جز دین حق، چیزی حاکم نباشد. در امنیت زندگی کنند، ترسی از دشمن داخلی و خارجی نداشته باشند. از کید نیرنگ بازان و ظلم ظالمان و زورگویی زورگویان آزاد باشند. این جامعه طیب و طاهر با صفاتی که از فضیلت و قداست دارد، هرگز تاکنون در دنیا منعقد نشده و دنیا تاکنون چنین جامعن ای به خود ندیده است، ناگزیر اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار مهدی(عج) خواهد بود، چون اخبار متواتری که از رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) در خصوصیات آن حضرت وارد شده از انعقاد چنین جامعه ای خبر می دهد. حق این است که آیه شریفه جز با اجتماعی که به وسیله ظهور مهدی به زودی منعقد می شود قابل انطباق با هیچ مجتمعی نیست.[21]

در تفاسیر مختلفی از امام سجاد(ع) درباره تفسیر این آیه نقل شده است: «آنان – به خدا سوگند- شیعیان ما هستند. خداوند این کار را برای آن ها به دست مردی از ما انجام می دهد که مهدی این امت است. زمین را از عدل و داد پر می کند، آن گونه که از  ظلم و جور پر شده باشد.»[22]

آینده روشن تاریخ از دیدگاه اهل بیت(ع)

با توجه به مطالبی که گذشت اینک به آینده بشر از دیدگاه شیعه با توجه به روایات می پردازیم هر چند ذهن بشر امروز کوتاه تر از آن است که بتواند تصویر واقعی جهان در عصر بعد از ظهور را حتی در اندیشه ی خویش به دقت ترسیم کند، زیرا آنچه در دوران  پس از ظهور آشکار می شود در بسیاری از موارد در تمامی تاریخ بشر بی سابقه بوده است و اگر هم در برهه هایی از تاریخ، توسط انبیای عظام و یا اوصیای آن ها نمونه هایی از آن ایجاد شده باشد، هم گذرا بوده است و هم محدود زیرا در بسیاری از موارد حتی سفرای الهی نتوانسته اند آن طرح های نیکوی خود را در عالم خارج تحقق بخشند و تلاشهای آنان با اهریمن صفتی برخی هواخواهان، ناتمام مانده است و خود نیز در آن راه جان باخته اند.

امام صادق(ع) در بیان کلی از دوران پس از ظهور می فرمایند: «آن گاه که قائم(ع) قیام کند، چیزی را می آورد که پیشتر(اصلا)نبوده است.»[23]

لذا ما در اینجا تنها به نمونه هایی اشاره می کنیم که از زبان وحی و روایات در ترسیم از آن زمان بدست می آید و الّا جهان در دوران حکومت حضرت مهدی(عج) از چنان شکوفایی و درخشندگی برخوردار است که اندیشه های وابسته به تجربیات گذشته و حال را توان درک واقعی آن نیست، مگر از دریچه عالم وحی و روایات.

 آینده درخشان بشر در سایه سار حکومت مهدوی:

در سایه سار حکومت جهانی ولی خدا شاهد تحولات عمیق و بی بدیل در عرصه های مختلف زندگانی بشر خواهیم بود که در طول تاریخ زندگی بشر سابقه نداشته و رسیدن به این جایگاه آرزوی تمامی انبیاء و اولیاء بوده است که به تعدادی از این عرصه ها اشاره می نماییم:

1-   حاکمیت و گسترش آیین اسلام

از ویژگی های ممتاز و بی نظیر جامعه موعود جهانی، این است که همگان در آن موحد بوده و خدا را به یگانگی پرستش می کنند و شریک برای او قرار نمی دهند. او را بی شریک، بی نظیر، واحد، یگانه و یکتا می شناسند و این یک امتیاز بزرگ است که در دولت مهدوی (عج)، همه مفتخر به آن هستند و حق را می پرستند. در نتیجه توحید خالص و پاک از هر شائبه شرک، حاکم می شود. مشکلی که در طول تاریخ- به خصوص در عصر حاضر- گریبانگیر جوامع انسانی است، الحاد، کفر و شرک و تحریف در دین است. این کاستی، خود موجب اختلاف ها، جنگ ها، هواپرستی ها و انحرافات بسیار و باعث دور شدن از هدف و غایت اصلی زندگی(تقرب و نزدیکی به خدا) است. از طرفی الحاد، بی دینی، شرک و دین ستیزی از مشخصه های دیگر جوامع است که در دوران ما، شکل ناپسند و خطرناکی به خود گرفته است. خود این تفکر و عقیده، پیامد های سوئی بر رشد و بالندگی انسان ها و افول معنویت داشته است.

بر این اساس از برکات و ثمرات جاودان دولت مهدوی، ریشه کن شدن بی دینی و الحاد، اختلاف در دین، شرک و دین ستیزی و حاکمیت توحید و یکتا پرستی و گسترش و فراگیری دین مبین اسلام و آموزه های حیات بخش و انسان ساز آن است. ثمره حاکمیت اسلام، تحقق جامعه دینی و راهبری دین در رفتارها و گفتار ها است.

الف) برچیده شدن ادیان و مذاهب مختلف:

طبق روایات وارده: «همه ادیان و مذاهب از روی زمین برداشته می شود و جز دین خالص باقی نمی ماند.»[24]

 نیز: «به خدا قسم! ناهماهنگی و اختلاف مذاهب و ادیان از بین می رود و فقط یک دین در سراسر گیتی حکومت می کند؛ چنان که خدای تبارک و تعالی فرموده است: «به راستی دین در نزد خدا اسلام است.»[25]

ب) حاکمیت توحید و یکتا پرستی:

«هنگامی که مهدی قیام کند، زمینی باقی نمی ماند، مگر آنکه گلبانگ توحید(شهادت لا اله الاالله)و...در آن بلند گردد.»[26]

ج)گسترش و فراگیری دین حق:

«اهل هیچ دینی باقی نمی ماند؛ مگر این که اسلام را اظهار می دارد و اعتراف به ایمان می کند.»[27]

1- دانش و بینش در عصر امام مهدی( ع)

طبق روایات رسیده آنچه از دانش در عصر همه پیامبران حتی در عصر اسلام توسط پیغمبر اسلام و اوصیای گرامی اش آشکار شده، تنها دو حرف از دانش است و در دوران حکومت حضرت مهدی(ع) 25 حرف دیگراز دانش آشکار خواهد شد که اصلا در گذشته ی همه جهان سابقه نداشته است و حضرتش از نوامیس طبیعی چیزهایی را ظاهر می سازد که اصلا در اندیشه بشر امروز جای ندارد. چنان که معصوم(ع) می فرماید: علم27 حرف است، آنچه پیامبران آوردند و برای مردم آشکار ساختند تنها دو حرف بوده است و مردم تا به امروز جز آن دو حرف را نشناخته اند. هنگامی که قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار می کند و آنها را در میان مردم بسط می دهد وآن دو حرف گذشته را هم به آن می افزاید تا 27 حرف (دانش را در میان مردم) می پراکند.[28]

ثمره تحولات شگرف در گسترش علوم در چند چیز ظاهر خواهد شد که عبارتند از:

الف) ارتقای سطح دانشهای ظاهری و باطنی.

انسان ها در عصر ظهور، شاهد پیشرفت و توسعه ای بی نظیر در دانش، صنعت، فن آوری و تولید خواهند شد و امر مجهول و مبهمی فراروی آنان نخواهد ماند. در عین حال این دانش همراه با حکمت و بصیرت خواهد بود که در نتیجه مردم به باطن و حقیقت دنیا و طبیعت پی خواهند برد.[29]

ب) ارتقای تمدن بشری؛

با افول تمدنهای دست ساز بشری و آشکار شدن ناکارآمدی این تمدن ها-بدون اتصال به منبع وحی و با ظهور دولت حق، بشر وارد دوره ای جدید از تمدن باشکوه می شود که در هیچ دوره ای از تاریخ همانندی نداشته است. در این دوره هیچ گونه محدودیت و مانعی از افاضه ی علم بی کران امام (ع) وجود ندارد و همه شعبه ها و گونه های مختلف دانش بشری، از رشد و پیشرفت زیادی برخوردار خواهند شد که تصور آن برای هیچ کس ممکن نیست.[30]

ج) ارتقای سطح سلامت و بهداشت؛

از آثار و نتایج دیگر دولت حضرت مهدی، دفع بیماری ها و طولانی شدن عمرها، ریشه کن شدن مرض های واگیر و کشنده و زایل گشتن ترس و ناتوانی های انسان هاست. این امر در نتیجه اقدامات مثبت حکومت آن حضرت در بهبود و ارتقاء بهداشت عمومی و اهمیت به محیط زیست و رشد علم و دانش بشری در همه زمینه ها از جمله طب به دست می آید[31]

2-    امنیت جهان در سایه تمدن حضرت مهدی(ع)

اگر بخواهیم درباره امنیت سخن گوییم باید بگوییم که در یک جامعه چند گونه امنیت را می توان تصور کرد:

1.امنیت فردی

2.امنیت اجتماعی

3.امنیت منطقه ای

که قطعا برای سعادت و آسایش انسان در این جهان به همه گونه امنیت نیاز است و به مجرد از بین رفتن یکی از آن ها حیات انسان در معرض خطر جدی می افتد. و با قیام حضرت مهدی(ع)، حیات همه فرعونیان و مفسدان از بین رفته و تمام کاخ های ظلم و بیداد برچیده خواهند شد.

 در روایتی چنین وارد شده است که:

 «بر هر ستمگر و ستمگر زاده ای پیروز می شود و آن قدر عدالت را در جهان آشکار می سازد که مردگانش آرزوی زندگی - مجدد در دنیا- را می نمایند.»[32]

در روایتی دیگر از امام علی(ع) می خوانیم که:

«هر گاه قائم ما ظهور کند، کینه توزی از دل مردم رخت بر می بندد و چهارپایان رام می گردند، تا آنجا که زنی از عراق تا شام مسیر را می پیماید در حالی که هیچ درنده ای او را نمی آزارد و او نیز از هیچ درنده ای نمی ترسد.»[33]

3-    گشایش های اقتصادی در سایه تمدن امام مهدی (عج)

امروزه بر جهان یک نظام طبقاتی حکومت می کند و جوامع به دو قطب غنی و فقیر تقسیم شده اند. کشور های ثروتمند نمی دانند چگونه و در کجا  ثروت خویش را خرج کنند، در حالی که جوامع فقیر مانده اند که چگونه آب و نانی به دست آرند و علیرغم پیشرفت های علمی و صنعتی که بشریت بدست آورده است، مشکل گرسنگی هنوز در بسیاری از کشورها از بغرنج ترین و سخت ترین مشکلات به شمار می آید و هر روز بر تعداد قربانیان گرسنگی در جهان افزوده می شود . اما در دوران درخشان حکومت مهدوی این کمبود ها از میان می رود.

در روایتی از امام باقر(ع) می خوانیم:

«مهدی اموال را در میان مردم چنان به مساوات تقسیم می کند که دیگر محتاجی دیده نمی شود تا به او زکات بدهند.»[34]

 در روایتی دیگر چنین می خوانیم:

«مهدی فرزند من است...گنج ها را استخراج می کند و شهرهای شرک را می گشاید.»[35]

و «خداوند برای قائم، گنج ها و معادن زمین را آشکار می کند.»[36]با توجه به روایات به این نتیجه می رسیم که این گشایش های اقتصادی در سایه تدبیر و مدیریت و تولید و رونق بیشتر محصولات کشاورزی و بهره برداری کامل از معادن و منابع طبیعی صورت می گیرد.[37]و نتیجه این شکوفایی اقتصادی در سه امر ظاهر می شود:

  • نابودی نظام فقرمداری.[38]
  • رفاه اقتصادی.[39]
  • عدم نیازمندی.[40]

4-    عدالت اجتماعی در عصر طلایی مهدی (ع)

یکی از آثار و پیامدهای حتمی ظهور و تشکیل دولت امام مهدی(عج)، تثبیت و گسترش عدالت اجتماعی و در نتیجه ریشه کنی تبعیض ها و بی عدالتی ها در جامعه می باشد که توسط حاکمان ستمگر، ثروت اندوزان فاسد و مستکبران کینه توز بر جامعه تحمیل شده است.

در روایات بیان شده که: امام زمان(عج) ، برای ایجاد عدالت عمومی، اموال نامشروع را مصادره می کند، قطایع و زمین هایی که حکومت ها به ناروا به افراد واگذار کرده اند، به بیت المال بر می گرداند[41] و دست حرام خواران را از اموال عمومی کوتاه می کند و نقب های نامریی به بیت المال را مسدود می کند.[42]

در اجرای عدالت تا آن جا پیش می رود که راه را بر افرادی که به زیارت مستحبی خانه خدا می روند بسته و حج واجب را در اولویت قرار می دهد[43] و زمین با عدالت او دوباره زنده می شود و مردم سیرت و حکومت عادلانه او را مشاهده خواهند کرد: «زمین را به وسیله قائم زنده می کند، پس او در آن عدالت می ورزد. در نتیجه زمین با عدالت او حیات می یابد، بعد از آن که با ستم [ظالمان]مرده بود.»[44] و «به شما نشان خواهد داد که سیرت عدل و حکومت عادلانه چگونه است.»[45]

امام خمینی(ره) عدالت مهدوی را عدالت در تمام مراتب انسانیت معنا کرده و معتقد است در تمام نفوس حتی اشخاص کامل، انحرافاتی وجود دارد؛ در اعمال، یا اخلاق یا عقایدشان. آن حضرت مامورند که این انحرافات را نیز به اعتدال برگردانند. افزون بر آن که قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم می شود، و سازمان های دروغین حقوق بشر از دنیا برچیده می شوند و شیاطین و شیطان صفتان به انزوا می گرایند.[46]

برخی از اندیشمندان هم معتقدند عدالت در جامعه مهدوی(عج) به معنای برقراری عدل کامل، نفی هر گونه ظلم و تبعیض، آن هم نه فقط از جنبه اقتصادی؛ بلکه از جنبه سیاسی و امتیازات غیر مالی مثلا اداری می باشد. وی به سیره پیامبر اکرم(ص) اشاره می کند که در نگاه کردن هم تبعیض را محکوم می کردند:

 «کان رسول الله یقسم لحظاته بین اصحابه». و نیز تبعیض در مقام قضا، در کار و بیکاری و نیز عمومی بودن و عدم تعلق به گروه خاص.[47]

5-    آبادانی در عصر طلایی مهدی(عج)

طبق آموزه های مکتب اهل بیت(ع) در این عصر، همه امکانات طبق احتیاجات جوامع، به مناطق عالم گسیل می گردد و هیچ نقطه ای از عالم متروک و رها شده باقی نمی ماند باران های موسمی شروع به باریدن می کند، رودخانه ها پرآب و زمین ها حاصلخیز می شود وکشاورزی شکوفا می گردد. باغها سرسبز و پر از میوه می شود و بعضی از بیابان ها، یکباره به نخلستان تبدیل می گردد.و دامداری گسترش می یابد و...مردم صاحب شغل و مسکن و دارایی و زمین می شوند و سراسر زمین آباد، خرم و سرسبز گشته و ویرانی ها و خرابی ها اصلاح می شود و دیگر خبری از جنگ های خونین و ویرانگرنخواهد بود و صلح و صفا در همه نقاط عالم هستی حکمفرما خواهد شد و نعمت ها فراوان، آب ها مهار، زمین ها آباد و حاصلخیز و معادن ظاهر می شود.[48]در روایاتی چنین می خوانیم: «در روی زمین جایی نمی ماند، جز این که آباد می گردد»[49]و در روایات سخن از کثرت مال و وفور نعمت ها باران های پیاپی سبکباری و رهایی از بارهای سنگین زندگی،[50] آسودگی از رنج طلب کردن و نیافتن، ادای قرض تمام مقروضین و ادای دین تمام صاحبان دین است.[51]نیز: «زمین به وسیله مهدی(عج)آباد، خرم وسرسبز می شود و به وسیله او چشمه ساران روان می گردد...و خیرات و برکات زیاد می شود.»[52]و نیز: «...آسمان باران هایش را فرو می ریزد و درختان میوه های خود را آشکار می سازد. زمین گیاهان خود را بیرون می فرستد و برای ساکنان خود آرایش می کند.»[53]وهمچنین: «آسمان چنان که باید، باران ببارد و زمین گیاه برویاند.»[54]

از دیدگاه تشیع انتظار مهدی(عج) انتظار مصلح جهانی است،  انتظار حکومت عدل جهانی است و انتظار تحقق همه خوبی ها است. در این انتظار، بشریت چشم به راه است تا آن چه را که بر اساس فطرت پاک خدایی، در آرزوی آن بوده و هیچ گاه به صورت کامل به آن دست نیافته است، ببیند و مهدی(عج) همان است که عدالت و معنویت، برادری و برابری، عمران و آبادی زمین و امنیت و صلح و عصر شکوفایی عقل و دانش بشری را برای انسان ها به ارمغان می آورد و برچیدن بساط استعمار و بردگی انسان ها و نفی هر گونه ستم و ستمگری و رهایی اجتماع از انواع فسادهای اخلاقی، ره آورد حاکمیت اوست.پس با توجه به اتفاقات بی نظیری که در آخرالزمان همزمان با ظهورمنجی موعود و اقداماتی که آن حضرت در برپایی حکومت عدل الهی و برچیدن اساس ظلم و ستم بعد از ظهور انجام می دهد از نگاه شیعه آینده تاریخ سرشار از خوشی و فرهمندی و سعادتمندی خواهد شد همان آرمانی که بشر در طول دوران تاریخ به دنبال دستیابی به آن بوده است. 

نتیجه:

با توجه به مطالب بیان شده از دیدگاه قرآن و  اهلبیت(ع) چشم انداز آینده تاریخ بشریت، بسیار روشن و سعادتمندانه خواهد بود که این امر باعث ایجاد امید و شور و اشتیاق و انتظار آینده ای  بهتر در میان مردم شده است و این مساله برخلاف برخی از مکاتب و ادیان و مذاهب و نظریه ها می باشد که با تبلیغات گسترده سعی بر این دارند که آینده بشر را تاریک و شوم و توام با فساد و تباهی به تصویر کشانده و یاس و نومیدی را در میان مردم ترویج می دهند.

آینده ای که قرآن و اهل بیت(ع) برای بشر ترسیم می نمایند جهان عاری از هر گونه ظلم و ستم و استبداد و استعمار و نا امنی و جنگ و خون ریزی و غارت و چپاول ملتهای مظلوم بوده و در عین حال توام با نزول برکات ارضی و سمائی و فراوانی نعمتهای مادی و معنوی در سایه حضور ولی خدا می باشد که نوید زندگانی بسیار درخشان و بی بدیل را در عصر حضور و ظهور حجت خدا را می دهد.

 

 

 

[1] محقق و فارغ التحصیل مرکز تخصصی مهدویت

[2] . «...یرضی عنه سکن السماء و ساکن الارض لا تدخر الارض شیئا من بذرها الا اخرجته، و لا السماء شیئا من قطرها الا صبَته ...» العرف الوردی فی اخبار المهدی، ص102

[3] . العرف الوردی فی اخبار المهدی، ص103

[4] .دهخدا،علی اکبر،لغت نامه،ج1،ص229،چ1، 1325ه.ش

[5] سبحانی،محمدتقی،مجله موعود،ش36،ص11-10

[6] .جیمز دی تور، آینده پژوهی به عنوان دانش کاربردی، رهیافت ش 20،ص104-103.

[7] .همان، ص105.

[8] . کمال الدین و تمام النعمه، ج1، باب30، ح4، 584، کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص46، بحارالانوار، ج51، ص74، ح26 ؛ عقدالدرر، ص46،صص117، الحاوی للفتاوی، ص88، البیان، ص84، ح53.

[9] .همان طور که خداوند می فرماید:«ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»انبیا/105

[10] .نظریه پایان تاریخ، اولین بار توسط «فوکویاما»(نظریه پرداز ژاپنی الاصل آمریکایی)ارائه گردید، از دیدگاه وی با پایان یافتن جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه کمونیسم،عصر رقابت و حاکمیت ایدئولوژی ها به سر آمده است و جامعه بشری در آینده رو به«دموکراسی لیبرال»می رود.دموکراسی لیبرال، آخرین شکل حکومت و پایان تاریخ خواهد بود و انسان امروز راهی جز پذیرفتن این ایدئولوژی ندارد.در واقع در آینده، دولت – ملتها با پذیرفتن این نظام ، شکل یکسان و شبیه هم پیدا خواهند کرد.تکامل ایدئولوژی«دموکراسی لیبرال»موجب برتری تاریخی آن و پیروزی قدرت نظامی و اقتصادی آن است.این،ایدئولوژی تکامل یافته ای است که جبر تاریخی، آن را الگوی مطلوب همه انسان ها ساخته است.آینده جهان، رحیم کارگر، ص115، به نقل از ده سال پس از طرح فرضیه، فرانسیس فوکویاما.

[11] .«وعد الله الّذین آمنوا و عملو الصّالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الّذین من قبلکم و لیمکننّ لهم دینهم الّذی ارتضی لهم و لیبدلنّهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا»نور/55

[12] .برای بحث در نگرش های اسطوره ای به تاریخ ر.ک:«میرچا الیاده»،اسطوره بازگشت جاودانه، ترجمه بهمن سرکاراتی،نشر قطره،1378ش.

[13] .کانت با تمرکز بر خرد بشری و خیر اخلاقی در نظریه سیاسی خود به آینده بشر،از منظر اخلاقی، توجه کرده است. او در رساله ای با عنوان «معنای  کلی تاریخ در غایت جهان وطنی»به وضعیت آینده بشری می پردازد.ر.ک:معنای کلی تاریخ در غایت جهان وطنی، ترجمه منوچهر صانعی دره بیدی،درسنامه فلسفه،س2،ش3، زمستان1378ش.

[14] .روم/41

[15] .انبیا/105

[16] . فصلنامه انتظار،مقاله ابعاد جامعه شناختی استضعاف و آینده مستضعفان درقرآن کریم، غلامرضا بهروزلک،

[17] . تفسیر قمی، ج2، ص77.

[18] . ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه.،

[19] . « هم آل محمد یبعث الله مهدیهم بعد جهدهمفیعزهم و یذل عدوهم» تفسیر نورالثقلین، علی بن جمعه العروسی، بی تا، ج4، ص110، ح11.

[20] . « ان هذه الآیه مخصوصه بصاحب الامر الذی یظهر فی آخرالزمان و یبید الجبابره والفراعنه و یملک الارض شرقا و غربا فیملاها عدلا کما ملئت جورا»؛ سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القران، (قم، موسسه بعثت، 1417، ج3، ص230، ح12.

[21] . المیزان، محمد حسین طباطبایی، ج15، ص168

[22] . « هم والله شیعتنا اهل البیت، یفعل الله ذلک بهم علی یدی رجل منا و هو مهدی هذه الامه، یملا الارض عدلا کما ملئت ظلما و جورا...»؛ بحار الانوار، ج52، ص304، ح572؛ تفسیر عیاشی، ج2، ص132.

[23] .اذا قام القائم جاء بامر غیر الذی کان؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج52، ص332.

[24] .«یرفع المذاهب،فلا یبقی الا الدین الخالص»کامل سلیمان،یوم الخلاص،ج2،ص649.

[25] .«فوالله لیرفع عن الملل والادیان الاختلاف و یکون الدین کله واحدا کما قال جل ذکره:«ان الدین عند الله الاسلام»بحارالانوار،ج53،ص4

[26] .«اذا قام القائم لا یبقی ارض الا نودی فیها شهادة ان لا اله الا الله...»محمد بن مسعود عیاشی،تفسیر عیاشی،ج1،ص183.

[27] .لن یبق اهل دین حتی یظهروا الاسلام و یعترفوا بالایمان»، شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص384.

[28] .یزدی حائری، علی، الزام الناصب، ج2، ص307 ؛  مجلسی،بحارالانوار،ج52،ص336.

[29] . چنان که در روایتی می خوانیم:«چون قائم ما قیام کند، خداوند دست حضرتش رابر سر بندگان قرار خواهد داد تا بدین کار عقل های ایشان گرد آید و خرد هایشان کامل گردد.»منتخب الاثر،لطف اله صافی،483 .ودر روایتی دیگر می خوانیم:«وقتی قائم ما قیام می کند، خداوند بر وسعت بینایی و شنوایی مردم می افزاید...»«ان قائمنا اذا قام مد الله فی ابصارهم و اسمائهم.» کلینی، الکافی، ج8،ص240.و بحار الانوار،ج52،ص336

 

      [30]. در روایتی از امام باقر(ع) چنین می خوانیم:«اما آن حضرت بر ابرها سوار خواهد شد و به وسیله وسایلی، به آسمانهای هفتگانه بالا خواهد رفت(و به آسمان ها دست خواهد یافت)«اما انه سیرکب السحاب و یرقی فی الاسباب اسباب السماوات السبع» بحارالانوار،ج52،ص335.

[31] .آینده جهان، جلال برنجیان، ص53-57

[32] .الحاوی للفتاوی، ج2، ص61

[33] .بحار الانوار، علامه مجلسی، ج10، ص104.

[34] .بحارالانوار ، ج51، ص84.

[35] .«المهدی من ولدی...یستخرج الکنوز و یفتح مدائن الشرک.» علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج2، ص470و478.

[36] .«و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها»؛ کمال الدین شیخ صدوق، ج2، ص394 ،ح4. و بحار الانوار، ج52، ص323، ح31.

[37] .امام علی (ع) در روایتی می فرماید: «زمین میوه های دل خود (معادن طلا و نقره)را برای او بیرون می ریزد و هر حقی به صاحبش برگردانده می شود.» علی بن عیسی اربلی،کشف الغمة، ج2، ص465.

     [38] .پیامبر اسلام (ص) در این مورد می فرمایند:«امت من در دوران مهدی(ع) چنان متنعم شود که بسان آن بهره وری را(در تمام زمانها) ندیده باشند.آسمان پیوسته باران خود را بر ایشان فرو می فرستد و زمین چیزی از روییدنی هایش باقی نمی ماند مگر آن که برویاند.ثروت در آن روز بر روی هم انباشته می شود(چون) مردی به پا خیزد و بگوید:ای مهدی به من عطا فرما، گوید:بگیر.»، عقد الدرر،یوسف بن یحیی مقدسی شافعی، ص170.

[39] .پیامبر اسلام(ص) می فرمایند:«در پایان امت من مهدی (ع) خروج خواهد کرد. خداوند با باران رحمتش او را سیراب می کند. زمین گیاهش را می رویاند. او ثروت را به مساوات تقسیم می کند. دام(چهارپایان بهره ده)در جهان فراوان  شوند و امت (اسلامی)بسیار بلندی خواهند گرفت.»، تاریخ ما بعد الظهور، محمد صدر،744.

[40] .بخاری به سند خود از ابو موسی نقل کرده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود:قطعا زمانی بر مردم می آید که فرد می گردد تا طلایی را صدقه دهد؛ اما کسی را نمی یابد که آن را بگیرد.»، صحیح بخاری، ج2، ص136.به نقل از تاریخ پس از ظهور محمد صدر، ص463.

[41] . صافی گلپایگانی، لطف الله،  منتخب الاثر :305

[42] . بحارالانوار338:52

[43] .فروع کافی،427:4

[44] .«یحییها بالقائم(ع)فیعدل فیها فیحیی الارض بالعدل بعد موتها بالظلم»کمال الدین،شیخ صدوق، ج2، ص448 و بحارالانوار،مجلسی، ج51، ص54، ح337.

[45] .«فیریکم کیف عدل سیرته»؛ نهج البلاغه، خطبه138.

[46] امام خمینی، صحیفه نور،ج15،ص22و ج12،ص209-207، وزارت ارشاد اسلامی،چ1، 1361.

[47] .مرتضی مطهری،یادداشت ها، ج9، ص392.

[48] .آینده جهان، رحیم کارگر، ص373.

[49] .«فلا یبقی فی الارض خراب الا عمر»کمال الدین، ج1، ص330.

[50] .الارشاد، شیخ مفید، ص702

[51] .همان:390.

[52] .«...تعمر الارض و تصفوا و تزهوا بمهدیها و تجری به انهارها و تعدم الفتن و الغارات و یکثر الخیر والبرکات»لطف الله صافی،منتخب الاثر،ص209،ح49.

[53] .«...و تعطی السماء قطرها والشجر ثمرها والارض نباتها و تتزین لاهلها» احقاق الحق و ازهاق الباطل، قاضی نورالله مرعشی،ج19،ص688.و بحارالانوار،ج53، ص85

[54] .«تخرج الارض نبتها و تنزل السماء برکتها»،بحارالانوار، ج52، ص280، ح6.

  1. منابع و مآخذ:

    1. قرآن کریم
    2. نهج البلاغه
    3. الهی نژاد، حسین، آینده پژوهی، مقاله آینده نگری و فرجام تاریخ بشر، دفتر فصلنامه انتظار موعود،چاپ اول،1390.
    4. آژیر، اسدالله، منجی باوری در کیش زرتشتی و ادیان ابراهیمی، دانشگاه ادیان و مذاهب،چاپ اول،1392.
    5. بخاری،(محمد بن اسمائیل)صحیح البخاری، دارالکتب العلمیه،بیروت،چاپ اول،1419ه.ق
    6. برنجیان، جلال، آینده جهان ،موسسه انتشارات طور، چاپ دوم، 1380
    7. بهروز لک، غلامرضا، فصلنامه انتظار، مقاله ابعاد جامعه شناختی استضعاف و آینده مستضعفان در قرآن کریم
    8. جینور لنگرودی،نصیر، مصلح موعود در ادیان،انتشارات مبین اندیشه،چاپ اول،1387.
    9. جیمز دی تور، آینده پژوهی به عنوان دانش کاربردی، مجله رهیافت،شماره20.
    10. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، چاپ اول،1325ه.ش.
    11. سبحانی،محمد تقی، مجله موعود، شماره 36.
    12. سبزواری، محمد بن محمد،جامع الاخبار، آل البیت، چاپ اول، 1414ه.ق.
    13. سیوطی،(جلال الدین)، الحاوی للفتاوی، ج2،
    14. --------------، العرف الوردی فی اخبار المهدی، تحقیق: محمد کاظم الموسوی، تهران، نگار،1427.

     

    1. شاکری زواردهی،روح الله، منجی در ادیان، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود،چاپ اول،1388.
    2. شیخ صدوق، (محمدبن علی بن حسین)، کمال الدین و تمام النعمه،ترجمه منصور پهلوان،انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ سوم، 1384.
    3. شیخ مفید، (محمد بن محمد بن نعمان)، الارشاد، محمد باقر ساعدی، انتشارات اسلامیه،بی تا
    4. صافی گلپایگانی، علی، منتخب الاثر،مطبعة سپهر،قم، چاپ اول، 1419.
    5. صدر، محمد، تاریخ ما بعد الظهور،موعود عصر، تهران،چاپ سوم،1389.
    6. طباطبایی، محمد حسین، المیزان،موسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ سوم، 1394ه.ق.
    7. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفة الائمة، تعلیق سید هاشم رسولی، بی تا، بی جا.
    8. قاضی نورالله مرعشی،احقاق الحق و ازهاق الباطل،قم، چاپ اول،1409ه.ق.
    9. کارگر،رحیم، آینده جهان،بنیاد فرهنگی مهدی موعود،چاپ سوم،1389.
    10. کامل سلیمان، یوم الخلاص، ترجمه لطیف راشدی،انتشارات ارمغان طوبی،چاپ دوم،1387.
    11. کلینی، (محمد بن یعقوب)، الکافی، انتشارات اسوه،چاپ اول،1376ه.ش.
    12. مجلسی،محمد باقر، بحارالانوار، موسسة الوفاء، بیروت، چاپ دوم،1403ه.ق.
    13. مکارم شیرازی، ناصر،حکومت جهانی مهدی(عج)، انتشارات نسل جوان،چاپ چهارم،1386.
    14. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، صدرا، چاپ9، 1379.
    15. ......................، یادداشتها ،ج9، انتشارات صدرا، چ4، 1388.
    16. موسوی الخمینی، روح الله، صحیفه نور، وزارت ارشاد اسلامی،چاپ اول،1361.
    17. میرچا الیاده، اسطوره بازگشت جاودانه ، ترجمه بهمن سرکاراتی،نشر قطره،1378ه.ش.
    18. یزدی حائری، علی، الزام الناصب، موسسة الاعلمی للمطبوعات،لبنان،الطبعه الخامسة، 1404.
    19. یوسف بن یحیی مقدسی شافعی، عقدالدرر، مسجد مقدس جمکران،چاپ دوم،142