Document Type : Specialized article
منجی موعود در باور ادیان و ملل
حسن فضل[1]
چکیده
در طول تاریخ، بخشی از مردم ساکن زمین، در معرض ظلم و ستم، تعدی و تجاوز، فقر و فاقه، حرمان و ناکامی، بوده و ازاینرو، ایشان در پی ظهور فرد یا افرادی نجاتبخش بودهاند و حتی این مسئله در متون و نوشتهها و باورهایشان ثبت و ضبط شده است. اکنون این پرسش مطرح است که در باور ادیان الاهی و غیرالاهی و همچنین ملل گوناگون، این منجی موعود چه کسی است و چه ویژگیهایی دارد؟ هدف از پژوهش پیش رو، شناخت و معرفی این موعود نجاتبخش در باور ملل و نحل گوناگون است. روش تحقیق توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانهای است. مهمترین نتایج و دستاوردهای پژوهش، بیانگر این مطلب است که اقوام و ملل گوناگون و همچنین ادیان و نحلههای مختلف در نقاط گوناگون زمین، نجاتبخشی را باور دارند که در آینده ظهور خواهد کرد و آنها را از زیر یوغ ستمگران رهایی خواهد بخشید. او جامعهای عادلانه به وجود میآورد و باعث سعادتمندی مردم خواهد شد.
کلیدواژهها: موعود، منجی، ادیان، ملل، امام مهدی؟عج؟
مقدمه
اعتقاد به منجی و موعود جهانی، به مسلمانان شیعه و سنی اختصاص ندارد، بلکه دیگر ادیان و مذاهب الاهی و حتی غیرالاهی را نیز در بر میگیرد. اغلب بر این باورند در زمانی که فساد و تباهی تمام زمین را فراگرفته باشد، فردی نجاتبخش میآید و وضعیت جهان را سامان میبخشد. تحقق ظهور در ادیان الاهی، با قاطعیت بیانشده و این امر از جانب خداوند صورت میگیرد. نوید مصلح جهانی در کتاب های آسمانی مختلف دیده میشود. این بشارت در کتابهای مقدس برهماییان و بوداییان و سایر ادیان غیرالاهی نیز آمده است.
ادیان غالباً، نجاتدهنده را به کیش خویش نسبت میدهند. زردشتیان او را ایرانی و از پیروان زردشت؛ یهودیان او را از بنیاسرائیل و از پیروان حضرت موسیG؛ مسیحیان او را همکیش خود و مسلمانان او را از دودمان بنیهاشم و فرزند پیامبر اکرم[ میدانند. البته میتوان او را از نژاد ایرانیان شمرد؛ چراکه مادر حضرت سجادG که نیای امامزمانQ است، به قولی شاهزادهای ایرانی به نام شهربانو، دختر یزدگرد ساسانی بوده است. از طرف دیگر، میتوان او را همچون یهودیان، از نسل ابراهیمG دانست. امامزمانQ را میتوان به مسیحیان نیز نسبت داد؛ زیرا طبق برخی روایات، مادر ایشان شاهزاده خانم رومی به نام نرجس (نرگس)، از بازماندگان حواریون حضرت عیسیG بوده است. ازاینرو، در یکی از زیارتهای امامزمانQ آمده است[2]: «السلامُ علی مَهدی الاُمَمِ وَ جامِعِ اَلکلِم؛[3] سلام بر مهدی امتها و جامع تمام کلمات وحی الاهی!»
نویسنده در این مقاله پیش رو، در پی پاسخ به این پرسش است که در باور ادیان الاهی و غیرالاهی و ملل مختلف، این منجی و موعود چه کسی است و از چه ویژگیهایی برخوردار است. هدف از پژوهش پیش رو، شناسایی بیشتر این موعود نجاتبخش در باور ملل و نحل گوناگون است. کتابها و مقالات متعددی درباره موعود و بهطور اختصاصی درخصوص امامزمانQ نگاشته شده است که بخشی از آن به مسئله منجی موعود در باور ادیان و ملل اشاره میکند. ازجمله کتابهایی که بیشتر به اعتقاد ملتها به وجود موعود و منجی پرداخته، کتابی است تحت عنوان «موعودی که جهان در انتظار اوست» که بهوسیله آیتالله علی دوانی نوشته شده است. از دیگر کتابها، «نجاتبخشی در ادیان است» که توسط محمدتقی راشد محصل نگاشته شده است. «مهدی موعود»، نوشته میرمسعود پادانا نیز از این منظر به موضوع مهدویت میپردازد. وجه تمایز این مقاله با سایر نوشتهها، اشاره و تأکید به اعتقادات ملل و نحل درباره این نجاتبخش وعدهدادهشده در متون مختلف بوده که مورد استفاده نگارنده بوده است.
همه ادیان و مذاهب آسمانی، اعتقاد به ظهور موعود و منجی دارند. آنها بر این باورند که در زمانی تاریک و بحرانی که فساد و بیداد تمام زمین را فراگرفته است، فردی نجاتبخش میآید و اوضاع نابسامان جهان را سامان میبخشد.
«دار مستتر» خاورشناس و استاد دانشگاه سوربن فرانسه، درباره این اعتقاد مشترک نوشته است: «نکته مشترکی که در این ادیان (یهودی، مسیحی و اسلام) یافت میشود عبارت از اعتقاد به یک وجود فوقطبیعی است که بایستی در آخرالزمان ظهور کند و نظم و عدالت رفته را به جهان باز آورد.»[4] «گلد زیهر» خاورشناس مشهور یهودی نیز میگوید: «اعتقاد به بازگشت و ظهور منجی موعود، اختصاص به اسلام ندارد. ... پندارهای مشابهی را میتوان در میان اقوام دیگر نیز به فراوانی پیدا کرد.»[5]
در اعتقاد مسلمانان، با ظهور منجی جهانی، بیم و ترس مردم به ایمنی و آرامش تبدیل خواهد شد و بندگان صالح خدا، وارثان زمین خواهند شد. قرآن کریم در چند آیه، به این مسئله اشاره دارد:
- «وَ لَقَدْ کتَبْنا فی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ آن الاَرْضَ یرِثُها عِبادی الصّالِحُونَ.»[6] ما در کتاب زبور پس از تورات نوشتهایم که سرانجام، زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.
در تفسیر این آیه از امام باقر؟ع؟نقل شده است که فرمودند: این بندگان صالح، همان یاران مهدی؟عج؟در آخرالزمان هستند.[7]
- «و َنُریدُ آن نَمُنَّ عَلی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فی الأرضِ وَ نَجْعَلَهُم أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُم الْوارِثینَ.»[8] و اراده کردیم که بر مستضعفان زمین نعمت بخشیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم.
- «وَعَدَ اللهُ الَّذینَ آمَنوا مِنْکم وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فی الأرضِ کمَا اسْتَخلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِم وَ لَیمَکنَنَّ لَهُمْ دینَهُم الَّذی ارْتَضی لَهُم وَ لَیبَدِّلَنَّهُم مِنْ بَعْدِ خَوفِهِم اَمْناً یعْبُدونَنی لایشْرِکونَ بی شَیئاً.»[9] خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند وعده داده است که حتماً آنان را خلیفه روی زمین خواهد کرد. همانگونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین و آیینی را که خود برای آنان پسندیده، استقرار خواهد بخشید و بیم و ترس آنان را به ایمنی و آرامش مبدل خواهد ساخت (آنچنانکه) مرا میپرستند و چیزی را برای من شریک قرار میدهند.
«عیاشی» در تفسیر این آیه از امام زینالعابدین؟ع؟روایت کرده که ایشان از قول پیامبر اکرم؟صل؟فرمودند: «اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را آنقدر طولانی میگرداند تا مردی از خاندان من حاکم جهان گردد. اسم او اسم من (محمد) است. وی زمین را از عدلوداد پر میسازد؛ همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد.»[10]
لازم به تذکر است که نهتنها شیعیان به ظهور مهدی؟عج؟معتقدند بلکه اهلسنت نیز وجود وی را باور دارند. اهلتسنن حدود چهارصد روایت از رسول خدا؟صل؟درباره حضرت مهدی؟عج؟نقل کردهاند. حتی برخی از عالمان اهلسنت همچون جلالالدین سیوطی و ابونعیم اصفهانی، کتابهای مستقلی درباره حضرت نگاشتهاند.[11]
در کتابهای مختلف عهد عتیق (تورات)، بشارتهایی به آمدن موعود جهانی و ویژگیهای او و زمان ظهورش شده است. به برخی فرازهای کتاب عهد عتیق اشاره میشود:
«هارامبام» در «تفسیر میشنا» درباره اصل دوازدهم از اصول سیزدهگانه ایمان یهود، آورده است: «من با ایمان کامل به آمدن «ماشیح» اعتقاد دارم و اگرچه او تأخیر کند، با اینحال هر روز در انتظار او هستم که بیاید.»[20]
در انجیلهای مختلف مسیحی متّی، لوقا، مرقس، برنابا و یوحنا به آمدن موعود اشاره شده است. موعود مسیحیان «فارقلیط» و «پسر انسان» است. به نظر برخی محققان، منظور از فارقلیط، حضرت محمد؟صل؟و منظور از پسر انسان، حضرت مهدی؟عج؟است.
مستر «هاکس» آمریکایی در کتاب خود «قاموس کتاب مقدس»، درباره کلمه پسر انسان عقیده دارد که این کلمه هشتاد بار در انجیل و ملحقات آن بهکار رفته و تنها سی مورد آن با حضرت عیسی؟ع؟منطبق است و پنجاه مورد دیگر به مصلح یا نجاتدهندهای اطلاق میشود که در پایان جهان ظهور خواهد کرد.[21] به برخی از این بشارتها در انجیلهای مختلف اشاره میشود:
زردشتیان در آینده، چشمبهراه سه موجود هستند. آن سه تن عبارتاند از:
بنا به اعتقاد آیین زردشت هریک از این افراد پس از هزار سال از پس یکدیگر پدید آیند.[29] مهمترین این موعودها، سوشیانت است که آخرین موعود است و «سوشیانت پیروزگر» نامیده شده است.[30] سوشیانت به معنی برگزیده و سود رسان است و به گفته برخی نویسندگان ممکن است به چند نفر اطلاق شود.[31] وجود موعود در تمام کتابهای زردشتی اعم از اوستا و شرح آن همچون «زند» و کتاب «پازند» و نیز کتابهای «جاماسبنامه»[32]، «داتستاندینیک»[33]، «زراتشتنامه»[34]، «گاتها»[35] و «دینکرد»[36] آمده است. به گمان مزدیسنان یا زردشتیان، سوشیانت ظاهر میشود و اهریمن را از بین میبرد و جهان را از تمام بدیها پاک میکند.[37] این پیروزی تحت عنوان «پیروزی لشکریان اهورامزدا بر اهریمن» نیز مطرح شده است.[38] از ویژگیهای دیگرِ دوران سوشیانت، برخاستن مردگان و نو شدن جهان توسط وی است.[39] در کتاب دینکرد چنین آمده است: «از آنجا که دین با یک رهبر یعنی زردشت شروع شد، با یک رهبر نیز به پایان میرسد و سوشیانت در پایان، آخرین پیشوای دینی خواهد بود.»[40] در کتاب گاتها تحت عنوان «بامداد روز» میخوانیم: «کیایمزدا، سپیدهدم فراز آید و جنبش بشر به سوی راستی روی کند. کی نجاتدهنده (سوشیانت) بزرگ با گفتار پر از حکمت خویش به مراد رسد. کیانند کسانی که «وهومن» (بهمن) به یاریشان خواهد آمد؟»[41] در کتاب جاماسبنامه که توسط جاماسب حکیم، شاگرد زردشت، نوشته شده است، از قول زردشت اوضاع پیش از ظهور سوشیانت را چنین بازگو میکند: «پیمانشکنی، دروغ و بیدینی در جهان رواج مییابد و مردم از خدا دوری میجویند. ظلم، فساد و فرومایگی آشکار میگردد و زمینه را برای ظهور آن نجاتدهنده مساعد میکند.»[42]
هنگام ظهور سوشیانت، وقایعی در جهان رخ میدهد از جمله: علامتهای شگفتانگیزی که در آسمان پدید میآید و دلالت بر آمدن خردشهر ایزد میباشد. فرشتگانی از شرق و غرب به فرمان او فرستاده میشوند و به همه دنیا پیام میفرستند؛ اما اشخاص شرور او را انکار میکنند.[43] در جای دیگر جاماسب در پاسخ «گشتاسب» پادشاه، درباره سوشیانت میگوید: «سوشیانت (نجاتدهنده)، دین را به جهان روا (رایج) کند؛ آز و نیاز (تنگدستی) همه را از بین ببرد، اهریمن را از دامان آفریدگان باز دارد و مردمان گیتی هممنش (هم فکر)، همگفتار و همکردار شوند.[44] در جای دیگر این کتاب، درباره موعود آسمانی آمده است: پیغمبر عرب، آخر پیغمبران است که از میان کوههای مکه پیدا میشود ... از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاهزنان نام دارد، کسی پادشاه شود به حکم یزدانکه جانشین آخر آن پیغمبر باشد در میان دنیا که مکه باشد و دولت او تا قیامت متصل باشد و از خوبان و پیامبران، گروه بسیاری را زنده کند.»[45]
آینده بشریت در اعتقاد هندوییسم درخشان بوده و وجود منجی در کتابهای برهمنان تأکید شده است. کتابهای مختلف ایشان از جمله «ریکودا»، «دادتک»، «پورانا»، «باسک» و غیره نویدهایی به آمدن موعود میدهند.[46] به برخی از این بشارتها اشاره میشود:
در کتاب ریکودا به ظهور «ویشنو» اینچنین اشاره شده است: «ویشنو در میان مردم ظاهر میشود ... او از همهکس قویتر و نیرومندتر است ... در یک دست ویشنو، شمشیری بهمانند ستاره دنبالهدار و یا شعله آتش و در دست دیگر، انگشتری درخشنده دارد. هنگام ظهورش، خورشید و ماه تاریک میشوند و زمین خواهد لرزید. او بهعنوان «کالکی» ظاهر میشود درحالیکه بر اسب سفیدی سوار است. تمام شروران را هلاک میکند. خلقت را از نو تجدید کرده و پاکی را رجعت خواهد داد. ... این مظهر دهم، در پایان عالم ظهور میکند.»[47]
در کتاب «شاکمونی» از موعود و مصلحی به نام «کشن» یاد میشود. در این کتاب میخوانیم: «پادشاهی و دولت دنیا، به فرزند بزرگ مخلوقات در دو جهان، کشن، تمام شود. کسی که بر کوههای مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان، کارکنان او باشند. جن و انس در خدمت او شوند و از سودانکه زیر خط استوا است تا سرزمین تسعین که زیر قطب شمالی است و ماوراء بحار را صاحب شود و دین خدا زنده گردد و نام او ایستاده (قائم) باشد و فردی خداشناس باشد.»[48]
دادتک کتاب دیگر برهمنان است. در این کتاب چنین آمده است: «بعد از آنکه مسلمانی به هم رسد. در آخرالزمان اسلام در میان مسلمانان به خاطر ظلم ظالمان، فسق عالمان، تعدی حاکمان، ریای زاهدان، بیدیانتی امینان و حسد حاسدان از بین رود و به جز نام، از آن چیزی نماند ... دست حق برآید و جانشین آخر «ممتاطا»[49] ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و همهجا بگردد ...؛ و خلایق را هدایت کند.»[50]
در کتاب «وشنجوک» هم به آینده جهان و موعود جهانی اشاره دارد: «سرانجام دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد.»[51]
در کتاب دیگر هندوها با نام پورانا شرح مفصلی درباره دوره آخرالزمان آمده است. این دوران، آخر عصر کالی[52] یعنی آخرین دروه پیش از ظهور دهمین «آواتارای ویشنو» است.[53]
باسک از دیگر کتابهای مقدس هندوها است. در آنجا خصوصیت موعود جهانی چنین بیان میشود: «دور دنیا به پادشاه عادلی در آخرالزمان تمام شود که پیشوای ملائکه، پریان و آدمیان باشد. حق و راستی با او باشد. آنچه در دریاها، زمینها و کوهها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمانها و زمین و آنچه در آنها باشد خبر میدهد. از او کسی بزرگتر به دنیا نیاید.»[54]
«پاتیکل» از رهبران هندو است. او در کتاب خویش به آمدن منجی اشاره میکند و خصوصیات او و زمان ظهورش را چنین مینگارد: «چون مدت روز تمام شود، دنیای کهنه، نو و زنده گردد و صاحب ملک، پیدا شود. از فرزندان دو پیشوای جهان یکی ناموس آخرالزمان[55] و دیگری صدیق اکبر یعنی وصی بزرگتر وی که پشن[56] نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه، راهنما[57] است، به حق پادشاه شود و خلیفه رام[58] باشد و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد. ... دولت او بسیار طولانی شود. ...؛ و آخر دنیا به او تمام شود.»[59]
بوداییان همانند سایر ملل و نحل، در انتظار منجی به سر میبرند. شخص مورد نظر این آیین، «بودای پنجم» است.[60]
در کتاب «شابوهرگان» که کتاب مقدس مانویان بوده و توسط «مولر» ترجمه”آآآ
شده است، نام شخصی با عنوان «خردشهر ایزد» آمده که باید در آخرالزمان ظهور کند و عدالت را در جهانگسترش دهد.[61]
مکتب مارکسیسم به وجود شخصی خاص در آینده اشاره نکرده است، اما پیروان این مکتب، آینده را رو به زوال نمیببینند؛ بلکه معتقدند که آینده، روندی رو به کمال را طی میکند.[62]
اعتقاد به وجود موجود نجاتبخش در باورهای ملل مختلف وجود دارد. غالب ملل در پی موعودی هستند که آنها را به سعادت واقعی برساند و عدالت را در جهانگسترش دهد.
-مصریان
یکی از فراعنه مصر به نام «ریاندومغ» چنین نوشته است: «من ریاندومغ هستم. برای اطلاع از منبع رود نیل از وطن خویش بیرون آمدم تا به دریا رسیدم. پس از مراجعت، اهرام وبرابی را بنا کردم و تمام گنجهای خود را در آن پنهان نمودم. آثار حکمت خود را نوشته و در آنجا جای دادم. روزی فرا میرسد که فرستاده پروردگار من، قفلها از این اسرار بگشاید. او کسی است که در آخر دنیا در اطراف خانه خدا پیدا میشود. این وبرابی هم مسخر وی میگردد.»[63] گروهی از مصریان که حدود سه هزار سال پیش از میلاد در شهر «ممفیس» زندگی میکردند نیز معتقد بودند که سلطانی در آخرالزمان با نیروی غیبی بر جهان مسلط میشود. این فرد اختلاف طبقاتی را از بین میبرد و مردم را به آرامش و آسایش دعوت میکند.[64] عدهای دیگر از مردم مصر هم بر این باور بودند که فرستاده خدا در آخرالزمان در کنار خانه خدا پدیدار شده و جهان را تسخیر میکند.[65]
-مغولها
در میان اقوام مغول، این عقیده شایع است که چنگیزخان پیش از مرگ خویش پیشگویی کرده است که هشت یا نه قرن دیگر دوباره در زمین ظهور خواهد کرد و مغولان را از زیر یوغ چینیها نجات خواهد داد.[66]
-انگلوساکسونها
بنا به عقیده انگلوساکسونها شخصی به نام «آرتور» در جزیره الوان ساکن است و زمانی ظهور خواهد کرد.[67]
-اسلاوها
این قوم معتقدند که شخصی از مشرقزمین ظهور میکند و بر دنیا مسلط خواهد شد.[68]
-اسنها
این گروه بر این باورند که پیشوایی در آخرالزمان ظهور کرده و دروازههای ملکوت آسمان را بر انسانها خواهد گشود.[69]
-سلتها
بنا به عقیده این طایفه، پس از بروز آشوبهایی در جهان «بوریانبوریهم» قیام میکند و دنیا را به تصرف خویش درمیآورد.[70]
-اقوام اسکاندیناوی
اینها معتقدند که زمانی برای مردم بلاهایی میرسد. جنگهای جهانی باعث نابودی مردم و اقوام فراوان میشود. در این هنگام «اودین» با نیروی الهی ظهور میکند و بر همگان چیره میشود.[71]
-یونانیان
یونانیان اعتقاد دارند که شخصی به نام «کالویبرگ» زمانی خواهد آمد و باعث نجات جهانیان خواهد شد.[72]
-صربها
صربها در انتظار ظهور شخصی به نام «مارکوکرالیویچ» هستند.[73]
-ژرمنها
نژاد ژرمن بر این باور بودهاند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام خواهد کرد و قوم ژرمن را بر جهان مسلط خواهد کرد.[74]
-اروپای مرکزی
ساکنان اروپای مرکزی منتظر ظهور نجاتبخشی به نام «بوخص» هستند.[75]
-آمریکای مرکزی
بنا به اعتقاد اقوام آمریکای مرکزی، شخصی به نام «کوتزلکوتل» باعث نجات جهان خواهد بود.[76]
-قبایل ایپوور
این گروه معتقد به آمدن پادشاهی دادگر در پایان جهان هستند.[77]
-ایرانیان باستان
گروهی از ایرانیان اعتقاد داشتند که «کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوارساختن شالوده فرمانروایی، تاج پادشاهی را به فرزند خود داده و به کوهستان رفته و در آنجا آرمیده تا روزی ظاهر شود و اهریمنان را از گیتی براند.[78] عدهای دیگر از ایرانیان باستان، باورشان این بود که «گرزاسیه» در کابل خوابیده است و روزی قیام خواهد کرد.[79]
نتیجهگیری
در متون ادیان و مذاهب الهی از قبیل یهودیت، مسیحیت، زرتشتی و اسلام و حتی مذاهب و مکاتب غیر الهی از موعود منجی و مصلح، سخن به میان آمده که با ظهور خود به ستمها و بیعدالتیها خاتمه میدهد و دولتی بر اساس عدالت و آزادی، استوار میسازد. هرچند کتابهای آسمانی، سوای قرآن، دستخوش تحریف و تغییر شدهاند، اما با اینوجود، به مصلح جهانی اشاره دارند و پیشگوییهایی درباره این شخص و شرایط زمان او بیان میکنند که با آمدنش این رنج و حرمان به پایان خواهد رسید. او سوشیانت مَزدَیسْنان، کریشنای برَهْمَنان، بودای پنجم بوداییان، میکاییل یا ماشیح یهودیان، پسر انسان مسیحیان و مهدی؟عج؟مسلمانان است. اقوام و ملل گوناگون در اقصی نقاط جهان نیز به نجاتبخشی معتقدند که در آخرالزمان ظهور میکند و آنها را از زیر یوغ ستمگران رهایی میبخشد و جامعهای آرمانی به وجود میآورد. همه چشم به راه اویند و آمدنش را به انتظار نشستهاند تا بیاید و با آمدنش، چراغ راهشان باشد، عدالت واقعی را در تمام جهان گسترده و سعادتمندی انسان را به ارمغان بیاورد.
[1]. استادیار گروه معارف اسلامی، مؤسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران. hf_1967_t@yahoo.com
[2]. زیارت امام عصر Q منقول از سیدبنطاووس.
[3]. قمی، مفاتیح الجنان، ص 555.
[4]. دارمستتر، مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزدهم، صص 6-5.
[5]. الهامی، نوید پیروزی، ص 167.
[6]. انبیاء: 106.
[7]. بینا، شرح زندگانی امام مهدی؟عج؟، ص 45.
[8]. قصص: 6.
[9]. نور: 55.
[10]. بینا، شرح زندگانی امام مهدی؟عج؟، صص 48-47.
[11]. مروجی طبسی، بامداد بشریت، صص 25-23.
[12]. دوانی، موعودی که جهان در انتظار اوست، ص 9؛ جواهریان، کیست مهدی، ص 21، نقل از عهد عتیق، مزمور 37، بندهای 12-9 و 18-17.
[13]. دوانی، موعودی که جهان در انتظار اوست، ص 10.
[14]. ابطحی، مصلح آخرالزمان، ص 84.
[15]. دوانی، موعودی که جهان در انتظار اوست، ص 11، الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، ص 61، نقل از تورات، کتاب دانیال نبی، فصل 12، بندهای 5-1 و 13-10.
[16]. یسی به معنی قوی است که نام پدر حضرت داوود است، ر.ک: هاکس، قاموس کتاب مقدس، ص 951.
[17]. الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، صص 61-60؛ جواهریان، امیر، ص3 نقل از تورات، اشعیای نبی، فصل 11، بندهای 10-1.
[18]. الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، ص 32، نقل از تورات، کتاب حبقوق نبی، فصل 2، بندهای 5-3.
[19]. دوانی، موعودی که جهان در انتظار اوست، ص 12.
[20]. همان.
[21]. محقق، نوید و پیام، ص 168.
[22]. انجیل شریف، صص 77-75.
[23]. همان، صص 140-139.
[24]. همان، صص 205-204.
[25]. همان، صص 235-234.
[26]. Xshyat ereta.
[27]. Xshyat namah.
[28]. Ustavat errata.
[29]. جعفری، علیاکبر، پیام زرتشت، ص 119.
[30]. حکیمی، خورشید مغرب، ص 67.
[31]. رضایی، عبدالعظیم، حقایقی از اصل و نسب ایرانیان قبل از اسلام، ص 61.
[32]. جاماسبنامه از آثار منسوب به مزدیسنان است که مشتمل بر پرسش و پاسخ میان گشتاسبشاه و جاماسب حکیم میباشد.
[33]. این کتاب توسط موبد بزرگ «منوچهر» نوشته شده است.
[34]. کتاب بهوسیله شاعری زردشتی به نام «زردشت بهرام پژدو» نگاشته شده است.
[35]. سرودههایی از کتاب اوستا.
[36]. کتاب دستورات و احکام دینی زردشتیان.
[37]. امینی، دادگستر جهان، ص 85.
[38]. افتخارزاده، گفتارهایی پیرامون امام زمان؟عج؟، ص 16.
[39]. راشد محصل، نجاتبخشی در ادیان، ص 7.
[40]. ابراهیم، مهدویت در اسلام و دین زردشت، ص 30.
[41]. برنجیان، آینده جهان، ص 24؛ بهشتی، محمد، ادیان و مهدویت، ص 23.
[42]. دوانی، موعودی که جهان در انتظار اوست، صص 5-4.
[43]. همان.
[44]. همان، ص 5.
[45]. پادانا، مهدی موعود، ص 134.
[46]. افتخارزاده، گفتارهایی پیرامون امام زمان؟عج؟، ص 16.
[47]. محقق، نوید و پیام، ص 62.
[48]. همان، ص 61.
[49]. ممتاطا در زبان هندی به معنای محمد است و نام امام زمان هم (م. ح. م. د) میباشد، ر.ک: الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، ص 66، پانوشت.
[50]. الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، صص 67-66.
[51]. همان، ص 66... فرخنده به زبان عربی محمد و محمود هم گفته میشود همان.
[52]. Kali.
[53]. حکیمی، خورشید مغرب، صص 69-68.
[54]. محقق، نوید و پیام، ص 61.
[55]. به نظر میرسد که منظور از ناموس آخرالزمان، حضرت محمد؟صل؟باشد ر.ک: ابطحی، مصلح آخرالزمان، ص 133.
[56]. پشن نام هندی حضرت علی؟ع؟است (ر.ک: همان).
[57]. از نامهای امام زمان؟عج؟، هادی (راهنما) است (ر.ک: همان).
[58]. «رام» نام خدای هندوها است.
[59]. ابطحی، مصلح آخرالزمان، صص 134-133.
[60]. حکیمی، خورشید مغرب، ص 69.
[61]. الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، ص 67.
[62]. افتخارزاده، گفتارهایی پیرامون امام زمان؟عج؟، صص 17-16.
[63]. پادانا، مهدی موعود، ص 132.
[64]. الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، ص 73.
[65]. همان.
[66]. الهامی، نوید بهروزی، مجموعهای از گفتارها درباره حضرت مهدی؟عج؟، ص 167.
[67]. پادانا، مهدی موعود، ص 132.
[68]. همان.
[69]. الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، ص 73.
[70]. همان.
[71]. همان.
[72]. همان.
[73]. بهشتی، ادیان و مهدویت، ص 39.
[74]. الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، ص 72.
[75]. همان، ص 73.
[76]. همان.
[77]. همان.
[78]. بهشتی، ادیان و مهدویت، ص 39؛ الهامی و مهدیپور، او خواهد آمد، ص 72.
[79]. پاداانا، مهدی موعود، ص 132.
منابع
قرآن کریم.