ماهیّت و مؤلّفه‌های شادی در آموزه مهدویّت با تأکید بر عنصر امید

نویسندگان

1 استاد یار دانشگاه تهران

2 دانش پژوه سطح3 مرکز تخصصی مهدویّت حوزه علمیه قم

چکیده

شادی و نشاط از مهم­ترین نیازهای فطری هر انسانی بوده و دین مبین اسلام نیز در راستای ایجاد آن برنامه دارد. آنچه در این پژوهش اهمیّت داشته و هدف اصلی آن به‌شمار می­آید، بررسی ماهیّت و مؤلّفه­های شادی و نشاط در ‌اندیشه مهدویت است. با توجه به توصیه­های روایات، به حزن و ‌اندوه در فراق امام مهدی4 در قالب­هایی چون دعای ندبه، چنین به ذهن متبادر می­شود که زندگی منتظر امام مهدی4 همواره اندوهگین است؛ بنابراین مسئله­ای که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که «آیا مؤلّفه­های مهدویّت سازگار با اصل شادی و نشاط هستند؟» فرضیه ما این است که در ‌اندیشه مهدویّت، جنسی از شادی و نشاط وجود دارد که با شادی و نشاط امروزی متفاوت است. ما در این نوشتار از روش جمع­آوری داده­ها، توصیف و تحلیل آن‌ها، جهت دستیابی به جواب مسئله استفاده کرده­ایم. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که در باورداشت مهدویّت شاهد تکمیل و تعالی شادی و نشاط هستیم. در آموزه‌های مهدویّت به‌دلیل وجود شاخصه­هایی مانند، امید به آینده، معنابخشی به زندگی، حزن و ‌اندوه هدفمند و... شاهد نشاط و شادی هستیم.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Nature and Components of Happiness in the Doctrine of Mahdism with Emphasis on the Element of Hope

نویسندگان [English]

  • Behrouz Muhammadi Monfared 1
  • Muhammad Kakavand 2
1 Assistant Professor at Tehrani University
2 Student of Level 3 at the Specialized Center of Mahdism of Qom Seminary
چکیده [English]

Happiness is one of the most important natural needs of every human being and the religion of Islam has a plan to create it. What is important in this research and is its main purpose is to study the nature and components of happiness and vitality in the idea of ​​Mahdism. According to the recommendations of the narrations, because of the grief and sorrow at the separation of Imam Mahdi (A.S) ‌ in forms such as Nadbah prayer, it comes to mind that life of a person waiting for Imam Mahdi (A.S) is always sad; Therefore, the question that must be considered is "Are the components of Mahdism compatible with the principle of happiness and vivacity?" Our hypothesis is that in the idea of ​​Mahdism, there is a type of joy and happiness that is different from today's happiness and joy. In this paper, we have used the method of data collection, description and analysis to achieve the answer to the problem. The findings of the research indicate that in the perception of Mahdism, we see the completion and transcendence of joy and happiness. In the teachings of Mahdism, due to the existence of characteristics such as hope for the future, meaning in life, sorrow and purposeful sorrow, etc., we witness joy and happiness.

کلیدواژه‌ها [English]

  • happiness
  • cheerfulness
  • lifestyle
  • awaiting
  • Mahdism

ماهیّت و مؤلّفه­های شادی در آموزه مهدویّت با تأکید بر عنصر امید

بهروز محمدی منفرد[1]

محمد کاکاوند[2]

چکیده

شادی و نشاط از مهم­ترین نیازهای فطری هر انسانی بوده و دین مبین اسلام نیز در راستای ایجاد آن برنامه دارد. آنچه در این پژوهش اهمیّت داشته و هدف اصلی آن به‌شمار می­آید، بررسی ماهیّت و مؤلّفه­های شادی و نشاط در ‌اندیشه مهدویت است. با توجه به توصیه­های روایات، به حزن و ‌اندوه در فراق امام مهدی4 در قالب­هایی چون دعای ندبه، چنین به ذهن متبادر می­شود که زندگی منتظر امام مهدی4 همواره اندوهگین است؛ بنابراین مسئله­ای که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که «آیا مؤلّفه­های مهدویّت سازگار با اصل شادی و نشاط هستند؟» فرضیه ما این است که در ‌اندیشه مهدویّت، جنسی از شادی و نشاط وجود دارد که با شادی و نشاط امروزی متفاوت است. ما در این نوشتار از روش جمع­آوری داده­ها، توصیف و تحلیل آن‌ها، جهت دستیابی به جواب مسئله استفاده کرده­ایم. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که در باورداشت مهدویّت شاهد تکمیل و تعالی شادی و نشاط هستیم. در آموزه‌های مهدویّت به‌دلیل وجود شاخصه­هایی مانند، امید به آینده، معنابخشی به زندگی، حزن و ‌اندوه هدفمند و... شاهد نشاط و شادی هستیم.

واژگان کلیدی: شادی، نشاط، سبک زندگی، انتظار، مهدویّت.

 

مقدمه

شادی و نشاط از مهم­ترین نیازهای فطری هر انسان بوده و دین اسلام نه تنها آن را سرکوب نمی­کند، بلکه آنرا امری ضروری می­داند­. آنچه در این پژوهش اهمیت داشته و هدف اصلی به‌شمار می‌آید، بررسی ماهیّت و مؤلّفه­های شادی در آموزه مهدویّت است. از نظر نگارنده در باورداشت مهدویّت شاهد جنسی از شادی هستیم که با شادی متعارف امروزی متفاوت است.

در روایات و به‌خصوص در دعای ندبه که توصیه به اندوه در فراق امام زمان4 وجود دارد، این‌چنین به ذهن تبادر می­کند که شخص منتظر همواره در زندگی خود ‌اندوهگین است؛ از همین رو مسئله­ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که آیا باورداشت به اندیشه مهدویّت و مولفّه­های آن ناسازگار با اصل شادی و نشاط است؟ آیا می­توان نوعی از شادی و نشاط سازگار با ‌اندیشه مهدویّت را در سبک زندگی اسلامی منتظرانه ملاحظه کنیم.

در جواب این مسئله باید بگوییم که در توصیه­هایی که به غم و ‌اندوه در فراق امام زمان4 وجود دارد، جنسی از شادی و نشاط متفاوت وجود دارد. در برخی مولفّه­های مهدویّت مانند، امید به ظهور منجی و عدالت‌گستری، شاهد نوعی نشاط و شادی به‌سبب توجه به آینده هستیم. منتظر منجی، از این جهت که آینده را روشن و امیدبخش می­بیند از نوعی نشاط و آرامش در زندگی برخوردار است.

کارهای پژوهشی ارزشمندی در تبیین شادی و نشاط در اسلام انجام شده است که برای نمونه مواردی از آن‌ها را متذکّر می­شویم:

  • چیستی و ماهیّت شادی در قرآن و روایات و راهکارهایی برای شادزیستن؛ اثر محمدحسین مردانی.
  • تعریف و ماهیّت شادی در اسلام با مطالعه تطبیقی آرای روان­شناسان غربی و صاحب‌نظران اسلامی؛ اثر محمد زارعی محمودآبادی.
  • الگوی اسلامی شادکامی؛ اثر عباس پسندیده.
  • الگوی شادی و نشاط از دیدگاه قرآن و حدیث؛ اثر محمدی ری‌شهری.
  • واکاوی مؤلّفه­های شادی در اسلام و اعتباریابی آن با هدف ایجاد و گسترش مدارس شاد؛ اثر محمدعلی نادی.
  • بررسی شادی از منظر دین و روان­شناسی؛ اثر محمدحسین یعقوبیان، فاطمه یعقوبیان و مهرداد کلانتری.

موارد فوق اگرچه پژوهش­هایی هستند که آن‌ها را در ارتباط با موضوع شادی و نشاط به دست آوردیم، امّا همگی به‌نوعی دارای کاستی­هایی هستند. هیچ­کدام از این پژوهش­ها اصل شادی و نشاط را در سبک زندگی متناسب با عصر غیبت بررسی نکرده­اند. امتیاز خاص پژوهش حاضر، تبیین این اصل مهم در مهدویّت است. پژوهنده در این نوشتار در صدد بازنمایی اصل شادی و نشاط در باورداشت مهدویّت خواهد بود.

از مهم‌ترین اهداف علمی این تحقیق، می­توان به رفع این مسئله اشاره کرد که در عصر غیبت امام عصر4 گرچه دستوراتی در منابع دینی بر غم و ‌اندوه در فراق امام وجود دارد، اما به‌معنای زندگی توأم با‌ اندوه و تهی از نشاط نیست.

سؤال اصلی نگاشته حاضر این است که «ماهیّت و مؤلّفه­های شادی در آموزه مهدویّت چیست؟»

در طیّ فرآیند تحقیق، نخست به تبیین مفهوم شادی و نشاط و غم و ‌اندوه از دیدگاه لغت و اصطلاح خواهیم پرداخت. سپس نسبت شادی و نشاط با امید به ظهور منجی را بررسی کرده و خواهیم گفت آینده را تصاویر ذهنی انسان می‌سازند. اگر می‌خواهیم شادکام باشیم باید اُمید به آینده­ای روشن داشته باشیم. این تصویر مثبت از آینده است که زندگی را نشاط می‌بخشد. بنابراین آن روزی که دنیا توسط انسان کامل از عدل‌وقسط پر شده و تمام کجی­ها، ستم­ها، ناراحتی‌ها و مشکلات از بین رفته باشد را باور داشته و به آن امیدوار باشیم.

در ادامه این پژوهش، تلاش می­کنیم تا نسبت شادی و غم فراق امام عصر4 را روشن کنیم. در این قسمت بیان می­کنیم که نمی­توان به‌طور صددرصد قاعده­ای را تعریف کرد که خنده، نشانه زندگی بانشاط و گریه علامت زندگی همراه با غم و ‌اندوه است؛ چراکه در برخی موارد گریه و ‌اندوه باعث شادی و نشاط در روح انسان شده، لذّت روحی و معنوی را پدید می­آورد. سپس به توضیح جایگاه شادی متعارف در امور معطوف به منجی می­پردازیم. بر پایه این تحقیق، در آموزه­های مهدویّت، شاهد نوعی از شادی­های متعارف هستیم؛ مانند: توصیه به گرامیداشت نیمه شعبان، روز آغاز ولایت امام زمان4، دعا برای ظهور و سلامتی منجی، هنرهایی نظیر شعر و سرود در مدح منجی و... .

 

1.     مفهوم‌شناسی

الف: شادی و نشاط

شادی حالت مثبتی است که در انسان به­وجود می­آید و در مقابل غم و ‌اندوه قرار دارد. لغت­نامه دهخدا در توصیف واژه شادی معانی شادمانی، خوش‌حالی، مسرّت، نشاط، طَرَب و... را قرار داده است.[3] شادی حالتی است که در مقابل سوگ قرار دارد و به­طور معمول منجر به رفتاری می­شود که به آن شادی‌کنان گفته می­شود؛ یعنی فرد در حال شادی‌کردن است.[4]

نشاط (به فتح نون) نیز از معانی شادی، شادمانی، خوش و خوش‌حالی است.[5] همچنین، نشاط سبکی و چالاکی‌یافتن برای اجرای امور، شادی‌یافتن، شادی و خرّمی است.[6] خلیل فراهیدی در مورد کلمه نشاط از اصطلاح طیبُ النفس استفاده کرده است؛ از این رو ماده نَشَطَ را به‌معنای آمادگی و سر­زندگی برای انجام کار و مانند آن تعریف کرده است.[7]

ابن­منظور نشاط را ضدّ الکَسِل تعریف کرده است؛ چراکه یکی از راه‌های شناخت یک واژه، استفاده از مفهوم مخالف آن است.[8] بر این اساس بررسی این واژه در روشن‌شدن معنای دقیق آن به ما کمک خواهد کرد.

ابن‌فارس، کَسِل را به‌معنای سنگینی، دست‌کشیدن و به انجام نرساندن کار تعریف کردهده است. در نتیجه می‌توان گفت، نشاط به‌معنای سبک‌بالی، بسط‌نفس، سرزندگی روحی و روانی است که در عمل موجب تحرّک و پویایی آدمی گشته و ضدِّ خمودگی، سنگینی، بی­حالی، کسالت روحی و روانی است که به رکود و ایستایی می‌انجامد. تذکر این نکته لازم است که چون انسان موجودی دو بُعدی است، نشاط او نیز دو بُعدی خواهد بود؛ یعنی هم دارای نشاط مادّی است و هم نشاط معنوی. برای نمونه در روایات از قرآن کریم به‌عنوان شادی قلب یاد شده است. از سوی دیگر، عطر، نگاه به سبزه و سوارکاری نیز به‌عنوان عوامل ایجاد شادی یاد شده است.[9]

از برآیند آنچه ذکر شد می­توان برداشت کرد که اگرچه در تعاریف شادی و نشاط تفاوت‌های جزئی مشاهده می­شود، اما شادی و نشاط هر دو به یک معنا اشاره دارند. به تعبیر دیگر این دو واژه مترادف و هم‌معنا هستند.

شادی و خرسندی حالتی است درونی که از آرامش‌خاطر و رضایت باطن حکایت دارد. پس شادی خالص، صادق و پایدار آن است که تأثیرات منفی و مضر به‌همراه نداشته باشد. شادی احساس مثبتی است که زندگی را شیرین می­کند. رفتاری است که باعث انبساط‌خاطر فرد شده و از نیازی حیاتی که سلامتی عاطفی را به‌دنبال دارد، حکایت می­کند.[10] شادی از ملزومات روح انسان است. شادبودن هنری است که متأسّفانه در دنیای ماشینی امروزی، کمتر بدان پرداخته شده است؛ زیرا شادی، لحظه­ای است که آدمی در درون خود، عمیقاً احساس آرامش می­کند.[11]

ب: ‌اندوه

برای شناخت بیشتر شادی و نشاط به قاعده «تُعرف الاشیاءَ باضدادها» متمسک می­شویم که بر زبان اهل‌علم شایع است. یعنی اشیا را از راه نقطه مقابلشان شناخته و به حقیقت آن‌ها پی ببریم. بنابراین در این قسمت به بررسی غم و ‌اندوه و انواع آن می­پردازیم.

با شنیدن واژه شادی، ذهن انسان در وَهله نخست متوجّه خنده و قهقه شده، خنده را نشانه شادبودن و گریه را نشانه غم و ‌اندوه می­داند؛ اما با کمی دقّت و تأمل مشخص است که بسیاری از افراد با اینکه می‌خندند ولی زندگی اندوهگین و کِسل‌کننده­ای دارند. همچنین به‌عکس، افرادی هستند که زندگی بانشاط و سرزنده‌ای دارند، امّا شاید همیشه لبخند بر لب نداشته باشند؛ ولی وقتی در جریان زندگی آنان قرار می‌گیریم، زندگی سرشار از شادی و نشاط را مشاهده می­کنیم.

در واقع، نمی­توان به‌طور صددرصد این قاعده­ را تعریف کرد که خنده نشانه زندگی بانشاط و گریه علامت زندگی همراه با غم و‌ اندوه است؛ چراکه در برخی موارد گریه و ‌اندوه باعث شادی و نشاط در روح انسان شده و لذّت روحی و معنوی را پدیدار می­کند. در حقیقت اگر اندوه برای اهداف متعالی باشد، با شادی و نشاط سازگار است. با توجه به این نکته لازم است انواع اندوه را مورد بررسی قرار دهیم تا روشن گردد که ‌اندوه، همیشه مذموم نیست.

  • اندوه به‌دلیل درماندگی و ناتوانی

اندوه گاهی از روی عجز و زبونی است. برخی افراد همین که احساس خطر می­کنند، ‌اندوهگین شده و راه چاره را در گریه‌کردن می­بینند. آنان چاره­ای غیر از اظهار عجز و زبونی به ذهنشان نمی­رسد.

  • غم و‌ اندوه فریب‌کارانه

غم و اندوه فریب‌کارانه مثل آنچه فرزندان حضرت یعقوب7 برای فریب پدرشان انجام دادند. قرآن کریم می­فرماید: «وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْکُون»[12] گریه آنان نه از روی حقیقت، بلکه برای فریب‌دادن پدر­شان بود.

  • اندوه پشیمانی

گاهی غم و ‌اندوه به‌خاطر ابراز پشیمانی از کارهای خود است. مانند زمانی که انسان برای ابراز ندامت گریه می­کند تا نشان دهد از کرده­های خود پشیمان است.

  • اندوه به‌دلیل نرمی و لطافت قلب

اندوه از روی نرمی و لطافت قلبی مانند غم انسان­ها هنگام مرگ عزیزانشان و یا حوادث ناگواری که در طول زندگی ممکن است برای هر شخصی پیش بیاید.

  • غم و‌اندوه به‌سبب حسرت

قران کریم می­فرماید: وقتی مؤمنان مجاهد نتوانستند به‌خاطر فقر و تنگدستی به جهاد فی‌سبیل‌الله اعزام شوند، محزون و گریان شدند. «تَوَلَّوْا وَأَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا یَجِدُوا مَا یُنْفِقُونَ»[13]

  • اندوه و غم فراق از محبوب

گاهی اندوه به‌دلیل دوری و جدایی از عزیز یا محبوب و یا دیدار معشوق به انسان دست می­دهد. مانند گریه حضرت یعقوب7 در فراق حضرت یوسف7.

در دین مبین اسلام و به‌خصوص در برخی روایات و ادعیه - مانند دعای ندبه - دستور به غم و ‌اندوه در فراق امام زمان4 وارد شده است. این حزن ریشه در تقوا داشته و باعث رشد روحانی و لذّت معنوی می‌شود. ‌اندوهی که از یک طرف، سبب سوز دل و از طرف دیگر باعث نشاط و آرامش است. این غم و ‌اندوه دارای ویژگی­هایی است:

  • از روی معرفت و شعور است، نه از روی گمان و تقلید.
  • گریه سرمایه جهاد اکبر است. در جنگ با دشمن درونی، اسلحه انسان، اشک و گریه است.
  • ‌اندوه و گریه معنوی از نعمت­های الهی است. قرآن کریم می­فرماید: «و از فرزندان ابراهیم و اسماعیل و از کسانی که آنان را هدایت کردیم و برگزیدیم و هرگاه آیات خدای رحمان را برایشان خوانده می­شد، سجده­کنان و گریان به خاک می­افتادند.» به عبارت دیگر، قرآن گریه و ندبه را از خصوصیات بارز پیامبران می‌داند.[14]

گریه در فراق امام زمان4 دارای بار ارزشی و معنوی است؛ همچنان که قرآن کریم آن را از ویژگی­های بارز انبیا و اولیای الهی ذکر می­کند. بنابراین اندوه و گریه ارزشی، امری ممدوح است. این مدل از غم و ‌اندوه با نشاط و شادی سازگار است و به زندگی انسان نشاط می­بخشد. این اندوه مورد توجّه و توصیّه دین اسلام بوده و آثار فراوانی برای آن ذکر شده است.

 

2.     نسبت شادی و اُمید به منجی

الف: پیوند امید به آینده با شادی و نشاط از دیدگاه روان­شناسی

اسنایدر[15] معتقد است امید، فرآیندی شناختی است که افراد به‌وسیله آن اهدافشان را دنبال می­کنند. افکار امیدوارانه، ارائه عقایدی را نشان می­دهد که فرد می­تواند از طریق آن‌ها راه رسیدن به اهداف مورد نظرش را پیدا کند. امید به‌عنوان محرّکی برای هیجانات و سلامتی افراد شناخته شده است. او بر این باور است که امید فرآیندی است که طی آن، افراد 1) اهداف را تعیین می­کنند؛ 2) راهبردهای خاصّی را برای رسیدن به آن هدف‌ها توسعه می­دهند؛ 3) انگیزه لازم را برای آن هدف­ها به­وجود آورده و حفظ می­کنند. بنابراین، امید انتظار مثبت برای دستیابی به اهداف است.

از دیدگاه آکونیاس[16] مهم­ترین اثر امید، قوّت و نشاط‌بخشیدن به عمل انسان است. در عین حال موجب افزایش عمل در انسان می­گردد. با توجه به یافته­های پژوهشی میرزاییان و همکاران، بین امید به آینده معلمان زن و شادکامی دانش­آموزان رابطه مستقیم برقرار است. کونیگ[17] در بررسی فرآیند فراتحلیلی 850 مطالعه در­باره ارتباط میان باورها و اعمال مذهبی با بهداشت روان و کارکردهای اجتماعی گزارش داد که مذهب با بالابردن توانایی مقابله با استرس و ایجاد امید و در جهت هیجانات مثبت نظیر رضایت از زندگی و شادکامی بر سلامت روان تأثیر می­گذارد.[18]

آنچه از نظریات روا­ن­شناسان قابل‌برداشت است، پیوند میان امید با شادی و نشاط است. امیدواری در زندگی، رابطه مستقیم با شادی و نشاط دارد. شخص امیدوار با تعیین هدف و حفظ و توسعه آن در زندگی به زندگی معنا و نشاط می­بخشد. امید سبب قوّت و نشاط در عمل است.

بر اساس روایات امر ظهور به­طور ناگهانی و غیرمنتظره اتفاق می­افتد؛ یعنی در حالی که کسی انتظار آن را ندارد، ناگهان این فرج الهی رخ می­دهد. «یَظْهَرُ کَالشِّهَابِ‏ الثَّاقِبِ‏ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاء.»[19] ثاقب در عرب به‌معنای سوراخ‌کننده بوده و شهاب به سنگ آسمانی که تاریکی شب را می­شکافد، تعبیر شده است.[20] آنچه از این روایت استفاده می­شود، این است که ظهور منجی به‌طور ناگهانی و غیرمنتظره اتفاق می‌افتد؛ از همین رو باید هر لحظه منتظر آن فرج بزرگ و چشم‌به­‌راه فردای روشن و زیبا بود و زمینه آن را فراهم آورد. این نگاه همان نگاه خوش‌بینانه به آینده است؛ چراکه برخی افراد تا حرف از ظهور به میان می­آید می‌گویند ظهور فعلاً اتّفاق نمی­افتد و دلیل آن را عدم آمادگی مردم عنوان می­کنند. امّا روایات ما این نگاه و نگرش به ظهور را برنمی‌تابند.

در روایت آمده است: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ کَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ کَلِیمِهِ مُوسَى.»[21] همان‌طور که امر نبوّت حضرت موسی7 را در یک شب اصلاح فرمود و بعد از برگشت از کوه طور در حالی که برای آوردن آتش رفته بود، با مقام نبوت برگشت، همان‌گونه امر ظهور منجی را اصلاح می‌کند. بنابراین خداوند در یک شب امر فرج را اصلاح می­کند و خیلی ناگهانی لحظه موفورالسرور فرج خواهد رسید. با شنیدن این روایات، حسّ شور و شعف فوق‌العاده­ای در وجود منتظران منجی احساس می‌شود. آن‌ها باید هر لحظه چشم‌به‌راه این اتّفاق بزرگ بوده، آن را نزدیک تصور کرده، با اصلاح باور خویش در جهت شادی و نشاط بیشتر بکوشند.

از دیگر روایات نیز استفاده می­شود که زمان ظهور را نباید دور دانست و بلکه هر صبح و شب انتظار فرج را داشته باشیم. «تَوَقَّعُوا[22] الْفَرَجَ‏ صَبَاحاً وَ مَسَاء»[23] این روایت امیدوارکننده، به انسان منتظر تصویر روشن و زیبایی از آینده ارائه می­کند. در فرازی از دعای فرج آمده «إنّهم‏ یرونه‏ بعیدا و نراه قریبا»[24] یعنی منتظران ظهور باور دارند که امر ظهور نزدیک است، امّا مخالفان آن را دور می­پندارند. امید به ظهور منجی و نزدیک‌دانستن آن از اموری است که حسِّ شادی و نشاط درونی به انسان می­بخشد. تصور اینکه ما در عصر ظهور واقع و از برکات مادّی و معنوی آن متنعم شویم و در رکاب حجت الهی به­جهت برپایی حکومت جهانی باشیم، مایه مسّرت و شادی است.

ب: مؤلّفه­ها و عناصر امیدبخش در مهدویّت

1.     معناداری زندگی

معناداری زندگی یعنی اینکه هدف از به‌وجودآمدن من چه بوده است؟ من در این دنیا می­خواهم چه‌کار کنم؟ به کجا می‌روم؟ اگر کسی جواب این سؤالات را برای خودش به دست آورد، زندگی او هدفمند خواهد بود. به تعبیر دیگر او زندگی معنادار و پُر­تحرّکی خواهد داشت. این‌چنین شخصی در زندگی سرزنده و بانشاط است؛ چراکه می­داند از کجا آمده، به کجا می­رود و آمدنش برای چه بوده است. این فرد در زندگی سردرگم، غمگین و افسرده نیست. حتّی می‌تواند تمام کاستی­ها و رنج­ها را نیز تحمّل کند؛ زیرا می‌داند تحمل این زحمت‌ها او را به هدف نزدیک­تر می­کند.

منتظر منجی در عصر غیبت یکی از مهم‌ترین اهداف زندگی خود را بستر­سازی برای امر ظهور قرار می‌دهد. مقدّمه‌سازی برای ظهور به زندگی او معنا می‌بخشد. در نتیجه، زندگی پرتحرّک و بانشاطی خواهد داشت. معنا باید چیزی ارزشمندتر از خود زندگی باشد. اگر معنا دلیل وجود و زنده‌بودن انسان است، ارزش آن باید چیزی فراتر از زنده‌ماندن باشد. اگر معنا عاملی برای زندگی‌کردن است، باید چیزی فراتر از زندگی‌کردن باشد. اگر معنا دلیل کوشش و تلاش است، باید آن‌قدر ارزشمند باشد که عمر و انرژی خود را هزینه آن کنیم. اگر معنا می‌تواند مرگ را توجیه کند، باید آن‌قدر ارزشمند باشد که انسان تمام زندگی خود را صرف آن کند. معنای زندگی باید پرارزش، بادوام و بدون تبعات منفی باشد. آنچه ارزشی پایین­تر یا مساوی با حیات دارد نمی­تواند معنای زندگی باشد. آنچه نابودشدنی است نمی­تواند معنای زندگی باشد. آنچه تبعات منفی داشته و عاقبت روشنی ندارد، نمی‌تواند معنای زندگی باشد.

2.     پیروزی حق بر باطل

مهم­ترین هدف پروردگار عالم از خلقت، عبودیّت و بندگی بندگان است. یعنی هدف خدای متعال از تمام آفریده­ها رشد و تکامل آن‌هاست. اما این هدف مهم، تنها در سایه عمل به نقشه راهی است که او تدوین کرده است؛ چراکه او بهتر از هر کس دیگری به مخلوقاتش علم دارد و اسباب رشد آن‌ها را می­داند. بر این اساس در هر عصری با توجه به مقتضیّات زمان و مکان برنامه­ای خاص را توسط فرستادگانش برای اهل آن زمان، ارسال کرده تا سبب رشد و تکامل آن‌ها باشد. بهترین و تنها راه رشد و تکامل انسان‌ها پیروی از برنامه­های آن فرستادگان است. اما تاکنون به‌سبب عوامل متعدد، این برنامه­ها به بار ننشسته و زندگی انسان‌ها بر اساس دین الهی شکل نگرفته است.

زندگی انسان‌ها به‌سبب عدم آگاهی به صَلاح خویش، ظلم‌های فراوان و... به این وضع اسفناک امروزی رسیده است. در متون دینی و بشارت­های انبیا و اولیای الهی نوید دوران پیروزی حق بر تمام عالم بسیار به چشم می­خورد. یکی از نقاط اشتراک تمام ادیان الهی بشارت به ظهور منجی در آخرالزّمان و برپایی حکومت عدل جهانی توسط اوست. این نگاه زیبا به آینده سبب ایجاد امید و نشاط در زندگی منتظران منجی می­گردد. پیروزی نهایی حق بر باطل و برچیده‌شدن تمام ظلم­ها از مواردی است که به انسان انگیزه و نشاط بخشیده، موجب تحمّل رنج‌ها و کاستی­ها گردیده، مبارزه با ظلم­ها را تشدید می­کند.[25]

3.     گسترش فرهنگ، دانش و ارتباطات

گسترش فرهنگ و رشد فزآینده علم و ارتباطات در دوران ظهور، انسان را برای درک آن دوران ترغیب می‌کند. در متون دینی آمده است که تا قبل از ظهور، دو حرف از بیست‌وهفت حرف علم آشکار می‌گردد. علم در عصر ظهور رشدی بیش از دوازده برابری خواهد داشت. در عصر ظهور همگام با رشد علمی، رشد دینی نیز اتّفاق خواهد افتاد. طوری که زنان خانه­دار نیز می‌توانند بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر6 قضاوت کنند. وجود چنین پیشرفت­های حیرت‌انگیز در آن دوران، موجب امیدبخشی در جامعه منتظران می‌گردد.

4.     وجود امنیت در جامعه

در دوران ظهور، امنیت مالی، جانی و روانی برقرار خواهد شد. امنیّت در عصر ظهور چنان فراگیر است که کسی حق ندارد انسان خوابیده­ای را بیدار کند. خون کسی ریخته نمی­شود. حتّی هیچ حیوانی حقِّ تعرّض به حیوان دیگری را ندارد. هیچ انسانی به دیگری متعرض نمی­شود. در سایه چنین امنیتی هرگز ناامنی، یأس و ناامیدی وجود نخواهد داشت. انسان منتظر برای تحقق این‌چنین جامعه­ای به آینده امیدوار است.

5.     نزول برکت و رفاه اقتصادی

در عصر ظهور به برکت وجود امام زمان4 و اطاعت مردم از ایشان، مردم در رفاه اقتصادی خواهند بود. زمین برکات مادّی خود را بر مردم، بیش از هر زمان دیگری نمایان می­کند. تا آنجا که مُستحقّی در دنیا باقی نمی­ماند که زکات مردم را دریافت کند. این عوامل، در افزایش روحیّه امیدواری در جامعه منتظران، بسیار اثرگذار­ است و موجب افزایش امیدواری به زندگی می­گردد.

6.     حضور امام در بین مردم

از مواردی که جهت ایجاد روحیه امید در جامعه می­توان برشمرد، اعتقاد به حضور امام زنده است. ضرورت وجود امام در هر زمانی یکی از آموزه‌های شیعه است. امام، خلیفه و جانشین خدا در زمین است و زمین هرگز خالی از حجت نمی­ماند. اینکه افراد جامعه معتقد باشند رهبر آنان در قید حیات بوده و منتظر فرمان الهی است تا قیام جهانی خود را آغاز کند، موجب امیدواری در آنان و باعث تحرّک و پویایی جامعه آنان خواهد شد. همان‌طور که در کشور خودمان یکی از علّت­های اثرگذار در قیام ملّت ایران باور به حضور امام و عنایات او بود. شیعه بر اساس همین باور به وجود امام زنده، خود را تنها ندیده و اطمینان دارد که در مواردی که صَلاح باشد، امام به یاری آمده، آنان را از امدادهای غیبی بهره­مند می­سازد. این تفکّر باعث زنده‌نگه‌داشتن امید در دل­ها و وادارساختن افراد به خودسازی و آمادگی برای قیام آن حضرت می‌گردد.

7.     باور به رجعت در زمان ظهور

از جمله عقاید شیعه که در زمان ظهور امام اتّفاق می­افتد، باور به بازگشت دو گروه از مردگان (مؤمن محض و کافر محض) است. این افراد به‌صورت­های پیشین خود به دنیا برمی­گردند تا مؤمنان از برپایی حکومت جهانی دل‌شاد و کافران دل‌گیر و ناراحت شوند.[26] این عقیده، مؤمنان را ترغیب و امیدوار می­کند تا همواره در زندگی بر اساس سبک زندگی اسلامی منتظرانه، خود را جزو آن مؤمنان قرار دهند. آنان امیدوارند که در زمان ظهور به دنیا برگشته و شاهد و ناصر آن قیام بزرگ الهی و حکومت جهانی باشند.

 

3.     نسبت شادی و غم فراق

با تحقیق در منابع دینی می­توان نمونه­هایی از شادی که مورد غفلت واقع شده را یافت. با بررسی و استفاده از آن‌ها می­توان به تعالی و تعمیق‌بخشی شادی و نشاط در جامعه کمک شایان کرد. برای نمونه می­توان به شادی و نشاطی که انسان‌ساز و هدفمند است، اشاره کرد. شادی و نشاطی که ممدوح و دارای ارزش معنوی است.

حزن و ‌اندوه از آن جهت که انسان­ساز است، باعث نشاط می­گردد. معنا­داری و هدفمندی که از مؤلّفه­های شادی و نشاط هستند، در حزن و ‌اندوه بر فراق امام نیز یافت می­شوند. در نتیجه، این حزن با مؤلّفه­های شادی و نشاط سازگار است. اولین مدل از شادی و نشاطی که در سبک زندگی اسلامی منتظرانه متصوّر است، جنسی از شادی و نشاط است که در غم فراق امام عصر4 نهفته است. در ادامه با ذکر دو مقدمه، مقصودمان از شادی و نشاط انسان‌ساز و هدفمند را روشن می­کنیم.

مقدمه نخست:

حزن بر غیبت امام مهدی4 با دعای ندبه و... سبب انسان­سازی، هدفمندی و رشد در سیر معنوی انسان و معناداری زندگی می­گردد. اشک در فراق منجی بیش از یک تخلیه هیجانی ساده است. این حزن نوعی غم ­معنوی است که سبب حرکتی ایمانی در زندگی فرد می­شود؛ از همین جهت، نقش درمانی مثبت نیز دارد.

مقدمه دوم:

هر آنچه سبب هدفمندی و معناداری زندگی گردد، موجب نشاط می­شود. غم و ‌اندوه منتظر بی‌هدف نیست؛ بلکه بر اساس شناختی­ است که نسبت به منجی دارد. ‌اندوه او نیز رابطه مستقیم با میزان معرفت به منجی دارد. منتظر حضرت بقیه‌الله4 با ندبه در فراق معشوق خویش، به زندگی معنا و هدف می­بخشد و همدلی خود را با آرمان‌های ایشان ابراز می­کند.[27]

افرادی که هدف متعالی و معقول دارند، زندگی­شان معنا­­دار می­گردد. این معناداری در زندگی، آن‌ها را به حرکت درمی­آورد. روان‌شناس شهیر، ویکتور فرانکل، می­گوید: آنچه انسان را از پا درمی­آورد، رنج­ها و سرنوشت نامطلوب نیست؛ بلکه بی­معناشدن زندگی است که مصیبت‌بار است.[28]

از اهداف متعالی شخص منتظر، برپایی حکومت حق در سراسر عالم و ازبین‌رفتن تمام باطل به­دست حجت الهی است. برای نمونه در فرازی از دعای ندبه می­گوییم: «اللّهمّ و اقم به الحقّ و ادحض به الباطل و ادلّ به اولیائک و اذلل به اعدائک»[29] در این فراز، منتظر برای تحقق آرمان منجی دعا می­کند. او برای برپایی حق و ازبین‌رفتن باطل از خداوند استمداد می­جوید تا در راه تحقق این هدف، توفیق همدلی و همیاری را نصیبش کند؛ چراکه در ادامه می­گوید: «و اعنّا علی تأدیه حقوقه الیه و الاجتهاد فی طاعته و اجتهاد معصیته»[30] و سپس ادامه می­دهد: «وامنن علینا برضاه»[31] و... . همدلی و همراهی در مسیر نیل به این هدف کلان و مقدّس از جمله وظایف و خواسته‌های یک منتظر واقعی است. این مهم، با به‌کاربستن سبک زندگی اسلامی منتظرانه قابل‌دستیابی است. قدم‌برداشتن در مسیر رسیدن به کمال نهایی با داشتن هدف و معنا در مسیر زندگی، به ما حسّ شادی و نشاط را هدیه می­دهد. این حس با رسیدن به رضایت حجت الهی - که همان رضایت خداوند و رستگاری واقعی است - تثبیت می­گردد.

از برآیند دو مقدمه فوق این نتیجه به­دست می­آید که حزن و ‌اندوه بر امام4 سبب مدلی خاص از شادی و نشاط می­شود. این مدل ما را در مسیر انسان­سازی یاری می­دهد. این جنس از شادی و نشاط، چون مورد تأیید شرع بوده و از درون توصیه­های دینی به­وجود می­آید، ما را به قرب الهی می­رساند. هدف از خلقت انسان و آزمایش او، عبودیت نسبت به پروردگار عالم است، بنابراین چون این شادی مورد تأیید شرع و به‌واسطه دستور الهی شکل می­گیرد، ما را به هدفمان نزدیک­تر می­کند. این نوع از شادی چون بر اساس معرفت و یقین الهی شکل گرفته، لذا مادامی که برقرار باشد، شادی و نشاط نیز برقرار است.

 

4.     جایگاه شادی و نشاط متعارف در امور معطوف به منجی

از جمله مناسبت­های مهدوی که سبب شادی و نشاط می­شود، روز نیمه شعبان، روز آغاز ولایت امام زمان4، روز جمعه و مجالسی است که با هدف بزرگداشت نام و یاد آن حضرت یا توسل به ایشان برپا می‌شود.

با دقّت در امور شادی‌بخش در آموزه­های مهدوی، هم شاهد شادی درونی و هم شاهد شادی بیرونی هستیم. برخی از مؤلّفه­های مهدویّت همچون امید به آینده و معنابخشی و عدالت‌طلبی، سبب شادی و نشاط درونی در سبک زندگی اسلامی منتظرانه می‌شود. به عبارت دیگر شادی درونی و باثَبات را به وجود می‌آورد و موجب ایجاد تصویری روشن از آینده به‌همراه تلاش برای آینده­ای بهتر می­گردد. اما در برخی دیگر، مانند توصیه به گرامیداشت نیمه شعبان، روز آغاز ولایت آن­ حضرت و... شاهد شادی بیرونی هستیم. البته شادی بیرونی غیرمهدوی که به‌سبب یک اتفاق و یا به‌دلیل واقع‌شدن در زمان یا مکانی خاص پدید می‌آید­، با شادی مهدوی بیرونی نیز متفاوت است؛ چراکه شادی مهدوی دارای ریشه و از عمق باورهای دینی نشات گرفته، در نتیجه، دارای ثبات است.

در شادی غیرمهدوی شاید انگیزه برای تقسیم و تکثیر شادی با دیگر افراد اجتماع وجود نداشته و هدف افراد تنها شادی شخصی باشد، اما در شادی مهدوی، شاهد توصیه فراوان به تقسیم و تکثیر شادی با دیگران هستیم.

به تعبیر دیگر کنش­های معطوف به شادی، یکی از ابعاد و مؤلّفه­های شادی و نشاط، محسوب می‌شود. منظور از کنش­های معطوف به شادی، مجموعه رفتارهایی است که در ارتباط با دیگران زمینه‌ساز شادی و نشاط هستند. مضامین سازمان‌دهنده کنش­های معطوف به شادی در سه دسته جای می­گیرند: کنش­های مناسکی، کنش­های عاطفی و کنش­های اجتماعی.

الف: کنش‌های مناسکی

مقصود از کنش مناسکی، اعمال و فعالیت­هایی است که بر مبنای اعمالی که در این حوزه قرار دارند، شکل می­گیرند و زمینه‌ساز برانگیختگی احساسات و فراهم‌آورنده شادی است. برخی از این فعالیّت­ها همانند: شرکت در مراسم شادی‌آفرین و دیدار نیکان و... است.[32]

در قالب سبک زندگی اسلامی منتظرانه نیز مناسک شادی‌آفرین وجود دارد. برای نمونه می­توان به مراسمات دعای ندبه، دعای عهد، حضور در مسجد مقدس جمکران و مجالس ذکر فضایل و توسل و ادای نماز مخصوص امام زمان4 اشاره کرد که هر کدام به‌نوعی موجب برانگیختگی احساسات می­شوند.

1.     دعای عهد

یکی از راه‌های ارتباط با خداوند دعا و نیایش است. بر اساس دیدگاه روان­شناسان، انسان در اثر دعا حالت سکون و آرامش در روح خود احساس می­کند و در فعالیت­های مغزی انسان شگفتی باطنی به وجود می­آید. دعا سبب انس و الفت با خالق گردیده، موجبات آرامش و نشاط را به وجود می‌آورد. دعا مرهمی برای قلب شکسته و روح خسته انسان است که نیروی تازه‌ای به او می‌بخشد.[33] 

از جمله دعاهای مهدوی که برای تجدید عهد با امام عصر4 نقل شده روایتی از سید‌بن‌طاووس و غیر او است که به سند خودشان از ناحیه امام صادق7 نقل کرده‌اند: هرکسی چهل روز این دعا را بخواند از یاوران امام زمان4 خواهد بود. اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را زنده خواهد کرد تا در رکاب ایشان جهاد کند و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‌شود و هزار کار بد از او محو می‌گردد. آن دعا چنین است: «اللهم رب النور العظیم و رب الکرسی الرفیع و رب البحر المسجور... .»[34]

2.     نماز امام زمان4 در مسجد جمکران

نماز راه ارتباط انسان با خالق یکتاست. نماز نردبان سیر تکامل است. نماز ذکر و یاد معبود بخشنده و مهربان است که سبب آرامش و نشاط آدمی می‌شود.

در ارتباط با بنای مسجد جمکران از ناحیه مقدسه روایت شده است که نماز آن حضرت دو رکعت است. در هر رکعت سوره حمد تا «ایاک نعبد و ایاک نستعین» خوانده می‌شود. سپس صدبار این آیه تکرار و بعد، ادامه سوره حمد تا آخر خوانده می‌شود. به‌دنبال آن نیز سوره توحید یک‌بار خوانده، سپس رکوع و سجود انجام می‌شود. در هر یک از رکوع و سجود نیز هفت‌بار تسبیح قرائت می‌شود. رکعت دوم نیز همانند رکعت اول به‌جا آورده می‌شود. پس از اتمام نماز نیز یک‌بار تهلیل و آنگاه تسبیح حضرت زهرا$ خوانده می‌شود. بعد از آن، صدبار صلوات در سجده گفته می‌شود. پاداش کسی که این عمل را انجام دهد «فمن صلاها فکانّما صلّی فی بیت العتیق»[35] است که از سوی امام زمان4 و با لفظ مبارک ایشان وعده داده شده است.

3.     دعای ندبه

دعای ندبه از جمله دعاهای باارزشی است که از امام صادق7 روایت شده و خواندن آن در چهار عید بزرگ اسلامی تأکید شده است.[36]

در منابع روایی و به‌گونه خاص در کتاب شریف مکیال المکارم زمان‌هایی مانند: بعد از ادای نمازهای روزانه، قنوت نماز، آخرین ساعات روز، روز جمعه، روز عرفه، ماه رمضان، عید فطر و قربان و... مکان‌هایی نظیر: مسجدالحرام، حرم امامان، عرفات، سرداب و... را به‌منظور برپاداشتن یاد و نام و دعا برای امام زمان4 برشمرده‌اند. این مناسک و اعمال برای پاسخ به بُعد فرامادی انسان و بهره‌مندی از لذت معنوی در زندگی است. همان‌طور که بیان کردیم پرداختن به امور معنوی موجب دستیابی به آرامش و نشاط می‌گردد.

ب: کنش­های عاطفی

از دیگر کنش­هایی که در شادی و نشاط انسان تأثیر دارند کنش­های عاطفی هستند. مقصود از کنش­های عاطفی، کنش‌هایی است که با محوریّت احساسات و عواطف شکل می­گیرند. به تعبیر دیگر مجموعه­ای از اعمال و فعالیّت­های شادی‌آفرین که ریشه در احساسات و عواطف دارد.[37]

 در سبک زندگی اسلامی منتظرانه برخی از کنش­های عاطفی که شادی‌آور و موجب برانگیختگی احساسات هستند را یادآور می­شویم.

1.     سرودن و خواندن شعر در مدح منجی4

نویسنده کتاب مکیال المکارم سرودن و خواندن شعر در مدح و تمجید از امام عصر4 را یکی از تکالیف بندگان نسبت به آن حضرت بیان می­کند. وی می‌گوید این عمل نوعی یاری‌کردن امام به­شمار می‌آید. امام صادق7 می‌فرماید: «هرکسی درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانه­ای در بهشت خواهد ساخت.»[38] سرودن و خواندن شعر از نمونه کنش­های عاطفی است که ریشه در احساسات و عواطف دارد شادی و نشاط را فراهم می‌آورد.

2.     صله‌دادن به امام زمان4

نمونه دیگری از کنش‌های عاطفی در سبک زندگی منتظرانه، بخشیدن مقداری از مال خود به امام زمان4 و مصرف‌کردن آن در کارهایی است که مورد رضایت ایشان است.

صله امام در زمان غیبت با مصرف‌کردن مال در کارهایی نظیر چاپ کتاب‌های مربوط به ایشان، برپاکردن مجالس یادآوری حضرت، صله به دوستان و به‌خصوص سادات علوی، علما و راویان اهل‌بیت% و... است.[39] بر اساس برخی روایات، صله به مؤمنان و شیعیان مانند صله به امام است.

ج: کنش­های اجتماعی

کنش اجتماعی از دیگر کنش‌های معطوف به شادی است که بر مبنای فعالیّت­های اجتماعی تعریف و انجام می‌پذیرد. این واکنش به محوریّت موضوعاتی صورت‌بندی می­شود که به‌نوعی اجتماعی به حساب می‌آیند.

خوش‌حال‌کردن مؤمنان

از نمونه­ کنش­های اجتماعی که موجبات شادی و نشاط را پدید می­آورد، خوش‌حال‌کردن مؤمنان است. خوش‌حال‌کردن مؤمنان موجب خرسندی امام عصر4 می‌گردد. خوش‌حال‌کردن با مال، برآوردن نیازها، برطرف‌کردن غصه­ها، شفاعت در حق آن‌ها، دعاکردن، احترام‌نمودن، قرض‌دادن و... یا هر کار صحیحی که به نیت خوش‌حالی صاحب‌الامر4 انجام شود، ثواب آن به مؤمن می‌رسد.[40] به تعبیر دیگر خوش‌حالی منجی عالم در خوش‌حالی مؤمنان است؛ بنابراین اگر می­خواهیم او را خرسند و شادمان کنیم، باید در ایجاد شادی و نشاط اجتماعی بکوشیم.

در منابع دینی به پوشیدن لباس نیکو و خوش‌بو و خوش‌روبودن توصیه شده است. اما بیشتر از شادی و نشاط فردی، سفارش به دستگیری از نیازمندان، کمک و اطعام به دیگران و شادی اجتماعی مورد تأکید است. این مهم، با دستگیری از ضعفا، اطعام به دیگران و تبریک و شادباش به سایر افراد، شادی اجتماعی پدید می‌آورد. این شاخصه که شادی مهدوی منحصر در فرد نیست و در صدد اشاعه شادی به اجتماع بوده، از اهمیت فوق‌العاده­ای برخوردار است.

نتیجه

شادی و نشاط از نیازهای فطری انسان است. در آموزه مهدویّت برای تأمین و تعالی شادی برنامه مناسب وجود دارد. نگارنده با توجّه به اهمیّت شادی و نشاط کوشش کرده، سازگاری اندیشه مهدویّت با این اصل مهم را مورد کنکاش علمی قرار دهد. بین شادی و امید رابطه مستقیم برقرار است. از نظر روان­شناسان باورهای مذهبی همچون مهدویّت، سبب مقابله با استرس و ایجاد امید و رضایت از زندگی می­شود. آموزه‌ مهدویّت با معنابخشیدن به زندگی، ایجاد باور نسبت به پیروزی نهایی حق بر باطل و باور به امنیت فراگیر مالی، جانی و روانی در زمان ظهور شادی را به وجود می­آورد.

حزن و ‌اندوه بر امام عصر4 سبب معناداری و هدفمندی زندگی است. از سویی هر آنچه سبب هدفمندی و معناداری شود، موجب نشاط می‌گردد. در نتیجه، حزن و ‌اندوه بر امام، سبب نوعی شادی و نشاط می‌شود. باورداشت مهدویّت با امیدبخشی، معنابخشی، هدفمندی و عبودیّت اسباب تأمین و تعالی شادی و نشاط را فراهم می­آورد. در باورداشت مهدویّت، توصیه به شادی­های متعارف نیز به چشم می­خورد. در آموزه­های مهدویّت توصیه فراوان به شادی در جشن نیمه شعبان، آغاز ولایت امام عصر4 و... وجود دارد. در این جشن­ها توصیه به اطعام، اظهار شادی، خوش‌رویی، پوشیدن لباس نو، صله به امام، خوش‌حال‌کردن مؤمنان، سرود و مدح منجی، انواع دعاها، نمازها و... وجود دارد. از شاخصه­های شادی مهدوی، تقسیم و تکثیر شادی با دیگران مورد توجه است. در این‌گونه شادی‌ها، شاهد بسط و گسترش شادی و فراهم‌آمدن شادی اجتماعی هستیم.

 

 

 

 

[1] . استاد یار دانشگاه تهران.

[2] . دانش پژوه سطح3 مرکز تخصصی مهدویّت حوزه علمیه قم. Kakawndmhma4@gmail.com

[3]. دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه شادی.

[4]. همان.

[5]. همان.

[6]. معین، فرهنگ فارسی معین.

[7]. فراهیدی، العین، ج6، ص237.

[8]. ابن‌منظور، لسان العرب، ج7، ص413.

[9]. پسندیده، الگوی اسلامی شادکامی، ج1، ص58.

[10]. آرگایل، روان‌شناس شادی، ص12.

[11]. لقمانی، خنده و شوخی و شادمانی، ص25.

[12]. «شامگاهان، گریان، نزد پدر خود آمدند» (یوسف/16).

[13]. «و در اثر ‌اندوه، از چشمانشان اشک فرو می­ریخت که چرا چیزی نمی‌­یابند تا [در راه جهاد] خرج کنند» (توبه/92).

[14]. «أُولَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّیَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا» (مریم/58).

[15]. Snyder.

[16]. Aguinas.

[17]. Koenig.

[18]. افشانی و جعفری، رابطه دینداری و امید به آینده در بین داشجویان دانشگاه یزد، ص194-196.

[19]. حرّ عاملی، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، ج5، ص192.

[20]. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه ثاقب.

[21]. ابن‌بابویه (شیخ صدوق)، من لا یحضر الفقیه، ج2، ص377.

[22]. فی نسخ «أ، ف، م» فتوقّعوا؛ و فی البحار: فتوقّعوا الفرج کلّ صباح و مساء.

[23]. طوسی، الغیبه، ص457. صبح و شب در انتظار فرج باشید.

[24]. اصفهانی، مکیال المکارم، ج2، ص9. ما اهل‌بیت فرج را نزدیک می­دانیم اما مخالفان آن را دور می‌پندارند.

[25]. صفدری، نقش اعتقاد به مهدویت در امید به زندگی، ص78.

[26]. سلیمیان، رجعت از نگاه قرآن، ص229.

[27]. رئوفی، بررسی تأثیرات مثبت عزاداری در روح و روان انسان از دیدگاه روان‌شناسی/عزاداری برای رشد معنوی (سایت خبرگزاری رضوی).

[28]. فرانکل، انسان در جست‌وجوی معنا، ص225.

[29]. «مقصد ثالث: فی ذکر بعض اللدعوات المرویه عن الائمه علیهم السلام؛ خدایا حق را به‌وسیله آن حضرت برپا دار و باطل را نابود گردان و دوستانت را به‌وسیله او به دولت رسان و دشمنانت را  خوار گردان» (اصفهانی، مکیال المکارم، ج2، ص118).

[30]. «ما را کمک کن بر ادای حقوق آن حضرت و سعی و کوشش در فرمانبرداری از او و دوری از نافرمانیش» (همان).

[31]. «منت بگذار بر ما با خوشنودیش» (همان).

[32]. نادی، واکاوی مؤلفه­های شادی در اسلام و اعتباریابی آن با هدف ایجاد و گسترش مدارس شاد، ص22.

[33]. بیستونی، شادی و آرامش از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه، ص45-47.

[34]. موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج2، ص304.

[35]. «هر کس این دو رکعت را بگزارد مانند کسی است که در کعبه گزارده باشد» (همان، ص503).

[36]. همان، ص141.

[37]. نادی، واکاوی مولفه‌های شادی در اسلام و اعتباریابی آن با هدف ایجاد و گسترش مدارس شاد، ص23.

[38]. موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج2، ص230.

[39]. همان، ص322-328.

[40]. همان، ص328-329.

  1. منابع

    قرآن

    نهج البلاغه

    1. ابن‌بابویه، صدوق، محمد‌بن‌علی، من لایحضر الفقیه، مؤسسه نشر اسلامی، قم، 1404ق.
    2. ابن‌منظور، مصری الانصاری، محمد‌بن‌مکرم، لسان العرب، ادب الحوزه، قم، 1405ق.
    3. آرگایل، مایکل، روان‌شناسی شادی، ترجمه: گوهری، مسعود، جهاد دانشگاهی، اصفهان، 1382.
    4. افشانی، سیدعلیرضا و جعفری، زینب، رابطه دینداری و امید به آینده در بین دانشجویان دانشگاه یزد، فرهنگ در دانشگاه اسلامی، شماره 2، سال ششم، تابستان 1395.
    5. بیستونی، محمد، شادی و آرامش از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه، بیان جوان، تهران، 1384.
    6. پسندیده، عباس، الگوی اسلامی شادکامی، قرآن و حدیث، قم، 1393.
    7. حرّعاملی، محمد‌بن‌حسن، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، تصحیح: اعلمی، علاءالدین، مؤسسه اعلمی، بیروت، بی‌تا.
    8. سلیمیان، خدامراد، رجعت از نگاه قرآن، فصلنامه انتظار موعود، شماره 19، پاییز و زمستان 1385.
    9. دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامه دهخدا، دانشگاه تهران، چاپ اول، 1373.
    10. رئوفی، زینب، روان‌شناسی بالینی، خبرگزاری رضوی. http://www.razavi.news/fa/report/2485/
    11. فرانکل، ویکتور، انسان در جست‌وجوی معنا، ترجمه: صالحیان، نهضت و میلانی، مهین، درسا، چاپ هجدهم، تهران، 1386.
    12. فراهیدی، خلیل‌بن‌احمد، العین، مؤسسه دارالهجره، قم، 1409ق.
    13. طوسی، محمد‌بن‌حسن، الغیبه، تصحیح: طهرانی، علی‌احمد و طهرانی، عبادالله، مؤسسه معارف اسلامی، قم، بی‌تا.
    14. معین، محمد، فرهنگ فارسی یک جلدی معین، چاپ دوم، سرایش، تهران، 1380.
    15. موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم فی فوائد القائم4، مؤسسه امام مهدی4، چاپ پنجم، قم، 1428ق.
    16. نادی، محمدعلی، واکاوی مؤلّفه­های شادی در اسلام و اعتباریابی آن با هدف ایجاد و گسترش مدارس شاد، فصلنامه مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی، شماره 3. پاییز 1398.
    17. صفدری، پروانه، نقش اعتقاد به مهدویت در امید به زندگی، تحقیق پایانی سطح دو، مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران، قم، 1394.