عنوان مقاله English
نویسنده English
Mahdism is one of the most important issues for Islam and the Imami Shiite religion, which has always been abused by some claimants and their followers over time. Waqifite was one of the deviant movements that at the beginning of the Imamate of Imam Reza (A.S), while confronting the Shiite Imamate, changed the course of Mahdism and broke the unity of the Shiite community. The actions of this movement in order to establish its position in spiritual distortion and misinterpretation of narrations related to Mahdism were such that it provoked a special reaction from Imam Reza (A.S). This article, with a brief reference to the misuse of Waqifite from some narrations related to the subject of Mahdism, and presentation of misinterpretations and manipulations of the text of the hadith, has examined some of the actions of the followers of the Waqifite in the spiritual and verbal distortion of Mahdavi narrations.
کلیدواژهها English
برداشت ناصحیح روایات مهدویت توسط جریان واقفیه
حمید ابراهیم زاده[1]
مهدویت از اساسیترین موضوعات مورد عنایت اسلام و مذهب تشیع امامی بوده که در گذر زمان همواره مورد سوءاستفاده برخی مدعیان و پیروان ایشان واقع شده است. واقفیه یکی از جریانهای انحرافی بود که در آغاز امامت امام رضا7 ضمن رویارویی با امامت شیعی، به تغییر مسیر مهدویت دست یازیده، اتحاد جامعه شیعی را از هم گسستند. اقدامات این جریان در راستای تثبیت موقعیت خویش در تحریف معنوی و تأویل نادرست روایات مرتبط با مهدویت بهحدی بود که واکنش خاص امام رضا7 را در پی داشت. این مقاله با اشاره مختصر به سوءاستفاده واقفیه از برخی روایات مرتبط با موضوع مهدویت، ارائه برداشتهای نادرست و دستکاری در متن حدیث، برخی اقدامات پیروان واقفیه را در تحریف معنوی و لفظی روایات مهدوی مورد بررسی قرار داده است.
واژگان کلیدی: تحریف، واقفیه، مهدویت، امام رضا7.
اندیشه توقف در امامان شیعه در دورههای مختلف زمانی در عصر حضور موجب تشتت و ازبینرفتن یکپارچگی امت اسلامی میشده است؛ اما تفاوت مهم جریان واقفیه در دوره امام رضا7 با دیگر دورهها تقابل با امام معصوم و زیرسؤالبردن امامت ایشان با استفاده از روایات مرتبط با مهدویت بود. متأسفانه منشأ این جریان، اصحاب و یاران موسیبنجعفر3 و از چهرههای سرشناس و شخصیتهای معروف و نزدیک به امامان% بودند. افکار آنان پیامدهای ناگواری از جمله ایجاد اختلاف میان مسلمانان، مشغولساختن افکار عمومی به مسائل انحرافی و غفلت از نیرنگها و توطئههای اساسی دشمن بههمراه داشت که به تضعیف جایگاه امامت شیعی میانجامید. این پدیده شوم بهقدری ناگوار بود که امامان از آن به فتنه[2] تعبیر کردهاند.
فرقه واقفیه با تفکر انحرافی ادعای مهدویت[3] و عدم رحلت امام موسی کاظم7[4] در ایشان متوقف شده[5] و منکر امامت امام رضا7 [6] و ائمه بعد از ایشان شدند. واقفیه برای اثبات ادعاهایشان مبنی بر قائمبودن امام کاظم7 و عدم قبول امامت امام رضا7 با اقدامهایی مادی و معنوی مقبولیت خویش را رشد داده و شیعیان امامیه و بهخصوص امام هشتم را تا مدتها تحت فشار قرار دادند.
واقفیه از هر دستاویزی بهره گرفتند تا وفات امام کاظم7 و امامت فرزندش امام رضا7 را مورد خدشه قرار دهند. تأثیر عمومی ادعای ایشان با تردید در منابع و مستندات روایی مأثور از امامان قبلی بیشتر میشد. به همین دلیل به حربه تحریف روایات دست زدند. البته حربه تحریف در امتهای پیشین نیز سابقه داشته است. قرآن کریم در آیه 46 سوره نساء «مِنَ الَّذینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ» تحریف آیات قرآن توسط یهودیان را متذکر شده است. ایـن تـحـریـف مـمکن است جنبه لفظى یا جنبه معنوى و یا جنبه عملى[7] داشته باشد. تحریف در سخنان هر فردی نوعی دروغگویی در حق او و کاری غیرصحیح است؛ چه رسد که در کلام امامان و بزرگان دین باشد.
جریان وقف روایاتی با موضوع قائم و مهدی که از دیرباز در میان شیعه وجود داشت را بر طبق منافع شخصی رهبران خویش مورد بهرهبرداری قرار میدادند. آنان برای اثبات ادعای دروغین خویش، برداشتهای شخصی را بر روایات بار کرده، دست به تحریف معنوی آنها میزدند. تحریف معنوی واقفیان عصر امام رضا7 در بهرهبرداری ناصحیح غیرمنطبق بر مفهوم احادیث، تأویل نادرست آنها و تفسیربهرأی در احادیث مهدوی سریان داشت. آنها روایاتی که بیانگر شاخصههای قائم بود را به نفع خویش مصادره و بر طبق اندیشه انحرافی خود برای نیل به اهداف مادی بر موسیبنجعفر3 تطبیق میدادند. واقفیان گاهی روایات را بهگونهای تأویل میبردند که مفهوم اصلی روایت به شکل دیگری جلوه داده شود. همچنین گاهی قسمتی از عبارت که موافق نظرشان بود را بیان و قسمت دیگر را کتمان کرده یا تغییر میدادند.
از جمله تحریفات روایی واقفیه تطبیق تفکر خود بر روایت بود. وقتی موسیبنجعفر3 متولد شدند، امام صادق7 به حمیده بربریه (مادر ایشان) فرمودند:
«بخ بخ حلّ الملک فی بیتک وَ سُئِلَ عَنِ اسْمِ الْقَائِمِ فَقَالَ اسْمُهُ اسْمُ حَدِیدَةِ الْحَلَّاق؛[8] یعنى مبارک باد تو را، مبارک باد تو را که مُلک به خانه تو وارد شد. از امام صادق7 از اسم قائم پرسیدند، فرمود: نام او، نام آهن سرتراش است.»
واقفیه در این روایت - با برداشتی متفاوت - منظور امام از مُلک و تبریک آن به همسرشان را قائمبودن امام کاظم7 تعبیر کرده و ایشان را همان فردی معرفی کردند که در آخرالزمان قیام کرده و عدل و امان را بر پا خواهد کرد. در واقع در تطبیق ویژگیهای قائم، بنا بر معنای موسی در لغت عرب[9] (آنچه بهواسطه آن موی سر را حلق میکنند) موسیبنجعفر3 را منجی آخرالزمان و گسترشدهنده عدلوقسط در سرتاسر عالم میخواندند. شیخ مفید در الفصول المختارة اینگونه پاسخ میدهد که از کجا معلوم که منظور شما صحیح باشد؟ منظور از مُلک و پادشاهی در این روایت همچون آیه 54 سوره نساء، امامت بر خلق و وجوب اطاعت بر بشر و مالکیت امر و نهی است.[10] از طرفی ورود ملک و پادشاهی به منزل امام صادق7 چگونه قیام به سیف بودن امام کاظم7 را تأیید میکند؟[11]
بررسی تفسیری و روایی مفهوم مُلک نیز در آیه 54 سوره نساء «فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» و اعطای آن به آلابراهیم در کنار کتاب و حکمت، امر امامت و ریاست دین و دنیا را نشان میدهد. تفسیر عیاشی[12] و تفسیر فرات[13] انتخاب رسل، انبیا و امامان را از بین ایشان، مصداق مُلک دانستهاند. امام باقر7 ماهیت ملک اعطایی به آلابراهیم را اعطای مقام امامت و همعرضدانستن اطاعت ایشان ذیل اطاعت از خداوند بیان کردهاند.[14] امام صادق7 نیز ملک در این آیه شریفه را اینگونه توضیح فرمودهاند: «جعل فیهم أئمة من أطاعهم فقد أطاع اللّه، و من عصاهم فقد عصى اللّه.»[15]
از دیگر موارد تحریف معنوی واقفیه، تأویل نادرست روایات مهدوی بود. آنها حتی بعد از علم به اشتباه خود، حاضر به قبول و بیان نادرستی ادعا نمیشدند. از امام رضا7 روایت شده است: «ابوحمزه در ابتدا برایش شبههاى پیش آمد که در آن دقت نکرد و عقیدهاش را به مردم نیز گفت و بر آن پافشارى ورزید. پس از اینکه حق آشکار گردید نخواست اشتباهات خود را ترک و عقیده فاسدش را تکذیب کند. او در مورد چند روایت که آنها را بهطور غلط و اشتباه تأویل کرد، منحرف شد و اکنون نیز دست از انحراف خود نداشته و همان تأویلات باطل را تکرار کرده و مردم را گمراه میسازد.»[16]
تحریف لفظی روایات مهدوی نیز در دستور کار پیروان جریان وقف بود. آنها با دستکاری در متن روایات در پی تصدیق اصل ادعای خود بودند. بیان روایات تحریفشده، موضعگیری امام رضا7 را در پی داشت. آن حضرت ضمن افشای دروغگویی واقفیه به تبیین حقیقت و تصحیح روایتها میپرداختند.[17]
اکنون به یک نمونه از موارد تحریف لفظی روایات مهدویت و واکنش امام رضا7 به آن اشاره میشود: زرعةبنمحمد الحضرمی[18] از پیروان جریان وقف در زمان امام رضا7 روایتی از امام صادق7 را برای حسینبنقیاما – که واقفیمذهب بود -[19] نقل کرد. حسینبنقیاما ضمن باور روایت، آن را نزد امام رضا7 نقل کرد. آن حضرت تحریف صورتگرفته توسط زراعه را آشکار و آن را تصحیح کردند.[20] امام7 فرمودند: «کذب زرعة لیس هکذا حدیث سماعة إنما قال صاحب هذا الأمر یعنی القائم4 فیه شبه من خمسة أنبیاء و لم یقل ابنی؛ زرعه دروغ گفته است. این حدیث از سماعه نقل نشده (بلکه خود وی این روایت را جعل کرده) و روایت صحیح این است: صاحبالامر یعنی قائم، دارای پنج شباهت به ویژگیهای انبیا است؛ نه پسر من.»
تحریف از کارهای اساسی دشمنان دین بوده و در طول تاریخ نیز نزد مخالفان و منحرفان از اعتقاد ناب تشیع جایگاهی خاص داشته است. پیروان اندیشه توقف در شیعه برای کسب منافع مادی حاصل از به انحراف کشاندن اندیشه مهدویت و نفی امامت امام رضا7 شهادت موسیبنجعفر3 را نپذیرفته، از هیچ فرصتی برای کسب اقبال عمومی به ادعاهای خود دستبردار نبودند. بهترین راه کسب مقبولیت عمومی واقفیه، زیرسؤالبردن و تشکیک در روایات مرتبط با مهدویت بود که در قالب تحریف روایات مهدوی انجام میشد.
حربه تحریف روایات مهدویت در دو بُعد انجام میشد. 1- تحریف معنوی 2- تحریف لفظی. پیروان جریان وقف با استفاده از حربه تحریف معنوی به تغییر معانی و مفاهیم روایات و تطبیق آنها بر ادعاهای خود و نیز تأویل نادرست احادیث برآمدند. غایت اصلی واقفیان از تمسک به تحریف معنوی، منطبقکردن منظور خود بر کلام امام صادق7 و تغییر مفهوم اصلی روایات مهدوی بود. از طرف دیگر ایشان با دستکاری در متن حدیث و به عبارتی جعل قسمتهایی از روایات، تحریف لفظی را انجام میدادند. امام رضا7 در تقابل با این اقدامات، ضمن تبیین روایت اصلی و بیان مفهوم واقعی روایات به مقابله با تحریف لفظی و معنوی و تأویل ناصحیح روایات توسط واقفیه میپرداختند.
[1] . دانش آموخته سطح 3 مرکز تخصصی شیعه شناسی حوزه علمیه قم. ebrahemzadeh@chmail.ir
[2]. «الحکم بن عیص قال: دخلت مع خالی سلیمان بن خالد، على أبی عبد الله ع، فقال: یا سلیمان من هذا الغلام؟ فقال: ابن أختی، فقال: یعرف هذا الأمر؟ فقال: نعم. فقال: الحمد لله الذی لم یخلقه شیطانا، ثم قال: یا سلیمان نعوذ بالله ولدک من فتنة شیعتنا. قلت: جعلت فداک و ما تلک الفتنة؟ قال: إنکارهم الأئمة، و وقوفهم على ابنی موسى7 قال: ینکرون موته، و یزعمون أن لا إمام بعده، أولئک شر الخلق» (خویى، معجم رجال الحدیث، ج3، ص176، ش1420).
[3]. شهرستانى، ملل و نحل، ج1، ص198؛ نوبختى، فرق الشیعه، ص81..
[4]. نوبختى، فرق الشیعه، ص81؛ اشعرى، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ص28.
[5]. اشعرى، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ص29.
[6]. نوبختى، فرق الشیعه، ص81؛ اشعرى، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ص28.
[7]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص313.
[8]. «رَوَوْهَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِنْهَا أَنَّهُمْ حَکَوْا عَنْهُ أَنَّهُ لَمَّا وُلِدَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَلَى حَمِیدَةَ الْبَرْبَرِیَّةِ أُمِّ مُوسَى ع فَقَالَ لَهَا یَا حَمِیدَةُ بَخْ بَخْ حَلَّ الْمُلْکُ فِی بَیْتِکِ» (شیخ مفید، الفصول المختاره، ص313؛ همو، مجالس در مناظرات، ترجمه الفصول المختاره، ص571ـ572).
[9]. «الوَسْیُ: الحَلْق. أَوْسَیتُ الشیءَ: حَلَقْته بالمُوسى. و وَسَى رأْسَه و أَوْساه إِذا حَلَقَه و المُوسَى: ما یُحْلَقُ به» (ابنمنظور، لسان العرب، ج15، ص391).
[10]. شیخ مفید، الفصول المختاره، ص314.
[11]. همان.
[12]. عیاشی، تفسیر العیاشی، ج1، ص246.
[13]. فرات الکوفی، تفسیر فرات، ج1، ص107.
[14]. صفار، بصائر الدرجات، ج1، ص35-36؛ تستری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج14، ص563.
[15]. همان.
[16]. عطاردى، اخبار و آثار حضرت امام رضا7، ص789 .
[17]. پرداختن به این موضوع مجال دیگری را میطلبد که از عهده این نوشتار خارج است.
[18]. نجاشى، رجال، ص176؛ طوسى، فهرست، ص210.
[19]. طوسى، رجال، ص336.
[20]. کشى، رجال، ص477.
قرآن کریم
نوبختى، حسنبنموسى، فرق الشیعة، تحقیق: آلبانى، ناصرالدین، دارالأضواء، چاپ دوم، بیروت، 1404ق.