آسیب های فرهنگی موجود در جهان اسلام و نقش آموزه مهدویت در حل آن ها

نویسنده

استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم

چکیده

شریعت مقدس اسلام نقشه راه زندگی انسانی در عرصه­های مختلف و ابعاد گوناگون وجودی آن به‌ویژه فرهنگ انسان‌زیستی را دربر دارد. اگرچه عصر دوری امامان اهل‌بیت% از حکومت و دوران آخرالزمان که دوره نبود ظاهری جانشین پیامبر بوده، امت اسلامی را دچار آسیب­های مختلف به‌خصوص در عرصه فرهنگ کرده است. حقیقتی که توجه بیشتر و جدّی­تر محققان را برای بازکاوی این مشکل و یافتن راه برون‌رفت از آن می‌طلبد. بر این اساس، ما با این پرسش مواجه هستیم که آسیب­های فرهنگی جهان اسلام چیست و چگونه می­توان با آن‌ها برخورد کرد. به نظر می­رسد مهدویت و آموزه انتظار موعود می­تواند به‌عنوان کارآمدترین راه‌حل مطرح شود. هدف این نوشتار آن است که نسخه شفابخش آلام جوامع اسلامی را در پرتو کالبدشکافی عنصر انتظار نشان دهد. این نوشتار برای نیل به چنین هدفی روش توصیفی - تحلیلی را دنبال می‌کند. ارائه تعریف درست از انتظار و تبیین دو عنصر کلیدی آن: 1. آینده معلوم و حتمی؛ 2. وظایف و برنامه‌ها و نیز معرفی امام مهدی4 به‌عنوان محور وحدت امت اسلامی و همچنین، اشاره به وظایف مردم و جوامع اسلامی در راستای فرهنگ انتظار از نتایج این مقاله است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Cultural Damages Existing in the Islamic World and the Role of Mahdism in Solving them

نویسنده [English]

  • Mahdi Yousefiyan
Professor at the Specialized Center of Mahdism at Qom Seminary
چکیده [English]

The holy religion of Islam includes the roadmap of human life in various fields and its various dimensions of existence, especially humanistic culture. However, the era of the separation of the Imams from the government and the time of the apocalypse, when there is no apparent successor to the Prophet, has caused various damages to the Islamic Ummah, especially in the field of culture, which is a fact that requires more and more serious attention from researchers to re-examine this problem and find a way out of it. Accordingly, we are faced with the question of what the cultural harms of the Islamic world are and how they can be dealt with. It seems that Mahdism and the doctrine of waiting for the promised can be considered as the most effective solution. The purpose of this article is to show the healing prescription for the pains of Islamic societies in the light of the critical examination of the element of awaiting This article follows a descriptive-analytical method to achieve such a goal. Providing a correct definition of awaiting and explaining its two key elements: 1. a definite and certain future; 2. duties and programs, as well as introducing Imam Mahdi (A.S) as the axis of unity of the Islamic Ummah and also referring to the duties of the people and Islamic societies in line with the culture of awaiting are the results of this article.

کلیدواژه‌ها [English]

  • culture
  • Islamic culture
  • damage
  • pathology
  • Imam Mahdi (A.S)
  • awaiting

آسیب­های فرهنگی موجود در جهان اسلام و نقش آموزه مهدویت در حل آن­ها

مهدی یوسفیان[1]

a.                  چکیده

شریعت مقدس اسلام نقشه راه زندگی انسانی در عرصه­های مختلف و ابعاد گوناگون وجودی آن به‌ویژه فرهنگ انسان‌زیستی را دربر دارد. اگرچه عصر دوری امامان اهل‌بیت% از حکومت و دوران آخرالزمان که دوره نبود ظاهری جانشین پیامبر بوده، امت اسلامی را دچار آسیب­های مختلف به‌خصوص در عرصه فرهنگ کرده است. حقیقتی که توجه بیشتر و جدّی­تر محققان را برای بازکاوی این مشکل و یافتن راه برون‌رفت از آن می‌طلبد. بر این اساس، ما با این پرسش مواجه هستیم که آسیب­های فرهنگی جهان اسلام چیست و چگونه می­توان با آن‌ها برخورد کرد. به نظر می­رسد مهدویت و آموزه انتظار موعود می­تواند به‌عنوان کارآمدترین راه‌حل مطرح شود. هدف این نوشتار آن است که نسخه شفابخش آلام جوامع اسلامی را در پرتو کالبدشکافی عنصر انتظار نشان دهد. این نوشتار برای نیل به چنین هدفی روش توصیفی - تحلیلی را دنبال می‌کند. ارائه تعریف درست از انتظار و تبیین دو عنصر کلیدی آن: 1. آینده معلوم و حتمی؛ 2. وظایف و برنامه‌ها و نیز معرفی امام مهدی4 به‌عنوان محور وحدت امت اسلامی و همچنین، اشاره به وظایف مردم و جوامع اسلامی در راستای فرهنگ انتظار از نتایج این مقاله است.

واژگان کلیدی: فرهنگ، فرهنگ اسلامی، آسیب، آسیب‌شناسی، امام مهدی4، انتظار.

b.                 مقدمه

فرهنگ با همه عناصر درونی و بیرونی­اش، به‌مثابه هویت یک جامعه است. فرهنگ منشأ اصلی دگرگونی‌های جامعه به حساب آمده و تمامی جهت‌گیری­ها و کارکردهای گوناگون حیات جامعه و افراد آن را مشخص می‌کند.

کارنامه اسلام را باید فصلی درخشان از حیات بشری دانست که تحولی شگرف در زندگی جوامع انسانی به‌صورت مستقیم (جوامعی که دین اسلام را پذیرفته و کشور اسلامی محسوب می­شوند) یا غیرمستقیم (جوامع غیراسلامی) پدید آورده است. حضور اسلام در پهنه وسیعی از جغرافیای زمین در طیّ قرون متمادی به توسعه علوم گوناگون معنوی (انسانی) و مادی انجامید و تا سالیان طولانی پیشرو قافله علم و فرهنگ و تمدن انسانی گردید. به‌گونه­ای که تا زمان حاضر نیز کتاب‌ها، اندیشه­ها و یافته­های دانشمندان مسلمان در عرصه­های مختلف علمی و فرهنگی از منابع اصلی دانش­های بشری شمرده می­شود.

اسلام بشر را در برابر آموزه­های بلندی قرار داد که هویت آدمی و نسبت او با جهان هستی و مبدأ (خداوند) و منتهای آن (معاد) و نیز نسبتش با سایر انسان­ها به‌صورت خاص، به روشنی در آن ترسیم شده است. این تصویر به‌قدری گویا و شفاف بود که بشر در برابر آن به‌سرعت سر تسلیم و تعظیم فرود آورد. همچنین از آنجا که با عقل و فطرت سلیم انسان­ها هماهنگ بود، به هر کجا که وارد شد با رویی گشاده از آن استقبال شد. به‌گونه­ای که در اندک زمانی بخش وسیعی از جغرافیای زمین را با خود همراه کرد.

فرهنگ اسلامی برآمده از این آیین آسمانی که از یک سو از سرچشمه وحی و کلام آفریدگار و نیز سنت رسول پروردگار و کامل­ترین انسان جهان هستی سیراب گشته و از سوی دیگر با تاروپود وجود و نیز اندیشه و نیاز انسان منطبق است، با نگرشی جامع و کامل به عالم وجود، پیروانش را به‌سوی تمدنی بزرگ و درخور حیات بشری - که تجلی زندگی برترین موجود و مخلوق یعنی انسان باشد - فرا خواند.

معارف ناب و محتوای غنیّ، جذّاب، سازنده، حرکت­زا و شورآفرین اسلام چنان اثرگذار بود که فرهنگ اسلامی را در مقایسه با سایر فرهنگ­ها ممتاز و بی‌بدیل قرار داد. توجه آیین مقدس اسلام به مؤلفه­هایی چون: 1. خدا، انسان و هستی؛ 2. خردگرایی؛ 3. ترغیب و ترویج دانش‌اندوزی؛ 4. منزلت‌بخشی به کاروتلاش؛ 5. سعه‌صدر و تحمل اندیشه­ها و افکار؛ و 6. پذیرش داشته­های صحیح انسانی اعم از علوم و آداب و رفتارهای سنجیده، از ویژگی­های مهم این فرهنگ است.

اما با نهایت تأسّف باید پذیرفت که وضعیت کنونی جهان اسلام به‌هیچ‌وجه نه مطابق با آیین و فرهنگ والای اسلامی است و نه شایسته زندگی انسانی و دینی. با نگاهی اجمالی به فضای جوامع اسلامی به‌روشنی می­توان اوضاع نابسامان آن‌ها را مشاهده کرد: عقب‌ماندگی در عرصه­های مختلف علوم و فنون انسانی و طبیعی، فاصله طبقاتی در زندگی اجتماعی، سلطه‌پذیری و قبول اسارت در سیستم سیاسی و حکومتی شیطان‌محور قدرت­های بزرگ و دشمن، تفرقه و دشمنی، فقر و انواع مشکلات زندگی، وقوع جنگ­ها و کشتارهای بی‌حدّومرز و کشتار مسلمانان توسط خودشان گوشه­هایی دردناک از وضعیت کنونی جهان اسلام است.

اکنون جای این سؤال است که آیا واقعاً این شرایط، تقدیری محتوم است که باید آن را پذیرفت و بر آن گردن نهاد؟ آیا مسلمانان باید در این اوضاع نابسامان دست‌وپا بزنند و فقط نظاره­گر احوال زار خود باشند؟ آیا از منظر آیین اسلام پذیرش چنین نکبتی پذیرفتنی است؟ آیا اسلام نیز اندیشه باطلی چون تسلیم و فدا و نجات را مانند برخی ادیان تحریف‌شده دیگر، قبول دارد؟

با مراجعه به متون مقدس دین مبین اسلام، می­توان به‌روشنی دریافت که اندیشه و خواست اسلام چیز دیگری است. در متون دینی، آیین اسلام به‌عنوان دین برتر شناخته شده[2] و آینده جهان و نوید حاکمیت بر آن با وعده محتوم به این دین داده شده است.[3] از سوی دیگر اشارات قرآنی و فرمایشات نبیّ مکرم اسلام6 و اهل‌بیت بزرگوار ایشان برای رسیدن به آن دوران نورانی به‌عنوان نقشه راه، در اختیار مسلمانان قرار داده شده است.

«انتظار» ظهور امام مهدی4 را می­توان همان نقشه راه و کامل­ترین برنامه اجرایی برای دوران گذر از گردنه­های صعب‌العبور و تاریک دوران آخرالزمان معرفی کرد. حقیقت والایی که با تحلیل درست مفهوم و ماهیتش، جوامع اسلامی به بهترین شکل ممکن، ضمن برون‌رفت از آسیب­ها، به‌سمت آینده وعده داده شده رهنمون می­شوند.

این نوشتار در صدد تبیین نقش مهدویت و انتظار موعود در برطرف‌کردن آسیب­ها و چالش­هایی است که جهان اسلام را در معرض تهدید قرار داده است. تلاش شده تا به این سؤال پاسخ داده شود که «مقوله انتظار ظهور امام مهدی4 چگونه می­تواند جوامع اسلامی را برای رفع آسیب­های موجود و پیش­رو یاری رساند.» روش به‌کاررفته در این مقاله، روش تحلیلی- توصیفی بوده و تبیین آیات و روایات مرتبط، اساس این تحقیق است.

1.      مفاهیم

     i.               تعریف فرهنگ

اندیشمندان حوزه جامعه‌شناسی و فرهنگ، تعریف‌های متعددی را در مورد معنای «فرهنگ» برشمرده­اند، که به نظر می­آید شالوده کلی آن‌ها به یکدیگر نزدیک است. در ابتدا مناسب است به برخی از تعاریف اشاره کرده و سپس دیدگاه خود را بیان کنیم.

مالینفسکی ضمن اینکه فرهنگ را مجموعه‌ای غیرقابل‌تفکیک از عناصر مختلف و دارای انسجام درونی دانسته[4] در تعریف آن می­گوید: «فرهنگ عبارت است از مهارت‌ها، کارها، فرایندهای فنی، گمان‌ها، عادت‌ها و ارزش‌ها.»[5] از نظر او هر فرهنگ شامل عوامل مختلفی است که جنبه‌های مادی، ارزش‌های اجتماعی، هنجارها و مفاهیم ذهنی مهم‌ترین آن‌هاست.»[6]

آنتونی گیدنز فرهنگ را مجموعه شیوه زندگی اعضای یک جامعه می­داند که چگونگی لباس‌پوشیدن آنها، رسم‌های ازدواج و زندگی خانوادگی، الگوهای کارشان، مراسم مذهبی و سرگرمی‌های اوقات فراغت را دربر می‌گیرد. همچنین شامل کالاهایی می‌شود که تولید می‌کنند.[7] وی بر این باور است که فرهنگ عبارت است از ارزش‌هایی که اعضای یک گروه معیّن داشته، هنجارهایی که از آن پیروی و کالاهای مادی که تولید می‌کنند. ارزش‌ها آرمان‌های انتزاعی هستند، حال آنکه هنجارها اصول و قواعد معیّنی هستند که از مردم انتظار می‌رود آن‌ها را رعایت کنند. هنجارها نشان‌دهنده بایدها و نبایدها در زندگی اجتماعی هستند.[8]

ادوارد تایلور فرهنگ را مجموعه پیچیده‌ای شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطی می­داند که فرد به‌عنوان عضو جامعه، از جامعه خود فرامی‌گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی را بر عهده دارد.[9]

رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، در تعریف فرهنگ می­گوید: «فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سروکار دائمی دارند و الهام‌بخش مردم در حرکات و اعمال آن‌ها است.[10]

شاید بتوان دیدگاه­های ارائه‌شده در مورد چیستی فرهنگ را در یک نگاه کلی چنین دسته‌بندی کرد:

  1. دوساحتی: در این رویکرد، فرهنگ تمامی جنبه­های حیات بشری اعم از دنیوی و اخروی را شامل می­شود. طبق این دیدگاه، فرهنگ برگرفته از نگرشی است که انسان به دنیای پیرامون خویش دارد و آثار آن در گفتار، رفتار، آداب‌ورسوم و هرچه تولید می‌کند (هنر، قانون، محصولات مادی و معنوی و...) نمایان می‌گردد.
  2. تک‌ساحتی: این رویکرد، فرهنگ را از زوایه زندگی فردی و اجتماعی و برنامه­ریزی و سیاست‌گذاری در این دنیا می­نگرد و در ادبیات دستگاه سیاسی - اجتماعی و اجرایی و دولتی بدان پرداخته می­شود؛ همچون آموزش‌وپرورش، ورزش، تبلیغات، هنر و رسانه‌ها، گردشگری، آثار باستانی و... .

به نظر می­آید می­توان چنین نتیجه گرفت که فرهنگ مجموعه­ای از باورها، رفتارها و هنجارهای ارزشی است که در آداب‌ورسوم، زبان، ادبیات، روابط و سایر امور زندگی تجلی یافته و بر خلق‌وخوی مردم تأثیر می­گذارد. بنابراین، فرهنگ حقیقت و هویت معنوی ملت‌ها است که ساختار کیفی زندگی آن‌ها را مشخص می­کند. فرهنگ تبلور رفتاری برخاسته از باورها و هنجارهای پذیرفته‌شده است که علاوه بر جلوه اجتماعی آن می­تواند در حوزه زندگی یک فرد نیز معنا پیدا کند. از همین جهت عنوان «انسان بی‌فرهنگ» و «جامعه بی‌فرهنگ» قابل‌قبول نیست.

با توجه به مطالب پیش‌گفته، می­توان فرهنگ دینی را متناسب با دیدگاه چند ساحتی ارزیابی کرد؛ زیرا دین داعیه‌دار ایجاد طرح نو در زندگی انسان‌ها بوده و به جنبه­های مختلف حیات انسان و سعادت او نظر دارد. خداوند پیامبران الهی را حامل رسالت و عهده‌دار تربیت افراد و برپاکردن جامعه جدید با معیارها، شرایط و ویژگی­هایی بدیع معرفی کرده است. همچنین، آموزه­های دینی ساحت وسیعی از باورها، رفتارها (ایمان به خداوند، تقوا، پرداخت زکات و برپاداشتن نماز)، روش‌ها (برپاکردن قسط و داد اجتماعی و آراسته‌شدن به آرایه عدالت فردی و اخلاقی)، عادت­ها (تداوم ارتباط بندگی و عبودیت با خدا و حفظ روحیه یاری‌گرایانه و عدالت‌خواهانه با خلق) و... در یک جامعه را شامل می­شود.

بنابراین، فرهنگ اسلامی، مجموعه­ای از باورها، اصول و روش­های زندگی اعم از آداب‌ورسوم، اخلاقیات، ارزش‌ها و قوانین در حوزه­های مختلف حیات بشری است که از وحی سرچشمه گرفته است.

  ii.               فرهنگ مادی و معنوی

فرهنگ مادی، آن بخش از عناصر فرهنگی است که قابل‌حس، اندازه‌گیری، ارزیابی و مقایسه باشد. اشیای مادی، ابزار کار، وسایل صنعتی و کشاورزی، مسائل آموزشی و وسایل زندگی و لوازم خانه که در زندگی روزمره کاربرد دارد مانند: لباس، وسیلة نقلیه، مسکن و به‌طور کلی هر چیزی که جنبه مادی دارد، جزو فرهنگ مادی به‌شمار می‌رود. فرهنگ مادی شامل کلیه دستاوردهای مادی هر جامعه است.

فرهنگ معنوی، دربرگیرندة اموری است که جنبة کیفی دارند. به بیان دیگر، آنچه که مادی نباشد، فرهنگ معنوی است؛ عقاید و باورها، آداب‌ورسوم، اخلاقیات، آموزش‌وپرورش، آثار ادبی و هنری و فکری و کلیه صنایع معنوی یک جامعه، جزء فرهنگ معنوی آن جامعه به‌شمار می‌رود.

بین جنبه­های مادی و معنوی فرهنگ، رابطة متقابلی وجود دارد و تغییر یکی موجب تغییر دیگری خواهد شد. این دگرگونی و تغییر می­تواند ابتدا از فضای فرهنگ مادی و با اشیای مادی و ابزار فیزیکی فرهنگ آغاز شده و سپس تأثیر آن در فضای فرهنگ معنوی دیده شود. علاوه بر آن ممکن است ابتدا فضای فرهنگ معنوی دچار تغییر شده و در ادامه، جنبه­های مادی را متأثّر کند. البته ناگفته نماند که اصالت با فرهنگ معنوی است و تأثیرگذاری آن بر جنبه­های مادی فرهنگ، ماندگارتر و واقعی­تر است. خداوند می‌فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قومی [و ملتی] را تغییر نمی­دهد، مگر اینکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»[11] همچنین می‌فرماید: «این، بدان سبب است که خداوند هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی‌دهد، جز آنکه آن‌ها خودشان آن را تغییر دهند.»[12]

iii.               مفهوم آسیب

آسیب به بیماری­ها، عوارض و اختلالات درونی و بیرونی که فرهنگ را از کارکرد و اثربخشی ساقط می­کند، گفته می­شود. آسیب‌شناسی نیز به‌معنای مطالعة آسیب­های واردشده به جامعه و گروه­های انسانی است. اصطلاح آسیب و آسیب­شناسی در علوم مختلف کاربرد دارد. در عرصه فرهنگ به اموری که رنگ فرهنگی دارند و رفتار و کنش‌های اجتماعی را تحت‌تأثیر خود قرار می­دهند، مرتبط است. به‌گونه­ای که اگر جلوی این آسیب­ها گرفته نشود، آن‌ها به‌تدریج در فرهنگ اصیل جامعه رسوخ کرده و به‌مرور زمان نهادینه شده، حکم آداب و سنن حاکم بر جامعه را پیدا کرده، در نتیجه، به استحاله فرهنگی و پیدایش فرهنگ جدید می­انجامد.

در این فرایند، شخص با آنچه که به‌عنوان الگو انتخاب کرده یگانه و بر ارزش­های حاکم بر آن پایبند شده و سپس به نسل­های آینده منتقل می­کند. با توجه به اهمیت این مسئله است که استعمارگران می‌کوشند فرهنگ خود را نه تنها به کشورهای دیگر صادر، بلکه بر آن‌ها تحمیل نیز کنند. آن‌ها از این رهگذر در صدد هستند تا بتوانند به‌صورت نرم و آرام سایر کشورها را تحت سلطه خود درآورده، از منابع و امکانات آن‌ها به سود خود بهره بردارند.

iv.               امکان‌سنجی آسیب فرهنگی

برای بررسی آسیب­های فرهنگی توجه به چند نکته لازم است:

  1. فرهنگ برتر و مطلوب و آرمانی که منطبق با نیازها، سعادت و آرزوهای انسانی باشد موجود بوده و ما از آن آگاهی داریم؛ زیرا بدون وجود مدل و الگوی کامل که معیار سنجش و داوری باشد، نمی­توانیم از آسیب سخن بگوییم.

از آن روی که اسلام دارای نظام فکری، اجتماعی و سیستمی جامع بوده و خود را ارائه‌دهندة برترین الگوی فرهنگی برای بشریت معرفی کرده، می­توان مدل فرهنگی برتر را نظام فرهنگی مبتنی بر دین اسلام دانست که با سرشت و فطرت انسانی نیز سازگار است.[13]

  1. آسیب­ها دو دسته هستند: آسیب­هایی که از بیرون یک نظام فرهنگی و از قلمرو بیگانه نفوذ می­کند (آسیب­های بیرونی)؛ و آسیب­هایی که در درون یک فرهنگ پدید می­آید و به‌تدریج، کل نظام فرهنگی را دچار تحول و دگرگونی کرده یا بخش مهمی از آن را تغییر می­دهد (آسیب­های درونی).

از مهم­ترین تفاوت­های این دو دسته آسیب، اینکه شناخت و درمان آسیب­های درونی بسیار دشوارتر از آسیب­های بیرونی است؛ زیرا علاوه بر آنکه دیرتر شناخته می­شود، از آن جهت که به رنگ فرهنگ خودی درآمده و شبیه شاخه و فرعی از همان فرهنگ درمی­آید، طرفداران و مدافعانی را از همان آغاز با خود دارد که در برابر هرگونه مقابله، مقاومت و ایستادگی می­کنند. در حالی که آسیب­های بیرونی، زودتر دیده شده، کمتر موردحمایت اکثریت واقع می‌شود و در کوتاه‌مدت نیز موردپذیرش عموم واقع نمی‌شود.

2.      آسیب­های فرهنگی جهان اسلام

آسیب‌شناسی و توجه به آسیب­ها پیرامون هر حقیقت از چنان اهمیتی برخوردار است که بنا بر فرمایش امام صادق7 یکی از پایه‌های مهم دانش به‌شمار می­رود؛ چنان‌که ایشان فرمودند: «وَجَدْتُ عُلُومَ النَّاسِ کُلِّهِمْ فِی أَرْبَعَةٍ أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ وَ الثَّانِی أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ‏ بِکَ‏ وَ الثَّالِثُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ وَ الرَّابِعَةُ أَنْ تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُکَ مِنْ دَیْنِکَ؛[14] همه دانش مردم را در چهار چیز یافتم: خداشناسی، خودشناسی، وظیفه‌شناسی و آسیب‌شناسی (آنچه شخص را از دین خارج می‌کند).»

پس از بازخوانی مفاهیم فرهنگ و آسیب اکنون برخی از مهم­ترین آسیب­هایی را که جهان اسلام را تهدید کرده و به چالش کشیده معرفی می­کنیم. ذکر این نکته نیز لازم است که این آسیب­ها به یکدیگر مرتبط بوده و هم­پوشانی دارند. به عبارت دیگر، پیدایش یک آسیب باعث آشکارشدن دیگر چالش­ها و آسیب­ها نیز می­شود.

   v.               الف. جهانی‌شدن و جهانی‌سازی

برای مفهوم جهانی‌شدن - همانند مفهوم فرهنگ - شاید نتوان تعریف مشخصی را ارائه کرد. از همین رو برخی با توجه به آثار جهانی‌شدن، آن را چنین تعریف کرده­اند: فرایندی اجتماعی که در آن حدود و قیود جغرافیایی و مرزبندی کشورها که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده، از بین می­رود.[15] مخالفان جهانی‌شدن، این پدیده را جهانی‌سازی و یک‌شکل‌کردن جهان می‌شمارند. از نظر آنها این پدیده توسط بازیگران برتر جهانی برنامه­ریزی شده و جهان را به‌سمت غربی‌شدن و به‌صورت خاص، آمریکایی‌شدن برده، باورها، ارزش­ها و رفتارهای خود را بر سایر جوامع تحمیل می­کند.

جهانی‌شدن تقیّد به یک مکان خاص و پیوند فرهنگی با آن را سست و نابود می­کند. این عامل، با ایجاد اختلال در صور ذهنی و معنایابی آن، زندگی افراد را به شکلی مؤثر و فراگیر تحت‌الشعاع قرار داده و هویّت انسان را در ارتباط با جهانی بزرگ­تر و با نگاه و شکل غربی آن، بازتعریف می­کند. در نتیجه، باورها و هنجارهای او را دگرگون کرده، عادت‌ها و رفتارهای او را تغییر داده، او را با هویتی جدید و ارزش­ها و رفتارهایی در چارچوبة فرهنگی جدید، نظام داده و هدایت می­کند. به‌دنبال آن نیز، امنیت، اقتصاد، آزادی و سیاست و همه عرصه­های دیگر زندگی انسان­ها را زیر چتر اراده خود قرار می­دهد.

در چنین فضایی مهم­ترین بخش باورها، یعنی هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی افراد در جوامع اسلامی که از دین نشأت گرفته بود، به دگرگونی کامل دچار شده و خداباوری جای خود را به انسان­باوری می‌دهد؛ در نتیجه، آدمی و حیات دنیایی و مادی (حیوانی) او اول و آخر و حقیقت و پایه همه چیز شمرده می‌شود. در پی آن، بایدها و نبایدها، ارزش­ها و هنجارها و رفتارهای انسان نیز بر اساس این هویت و باور شکل پیدا می­کند. ارتباط مسلمانان با یکدیگر و هم‌گرایی و انسجام درونی آن‌ها نیز فرو پاشیده، ملاک پیوند با سایرین نه بر اساس دین اسلام و ارزش­های دینی، بلکه بر پایه منافع شخصی و گروهی، البته با رویکرد جدید (دنیای غرب) می­گردد.

نتیجه این رویکرد، اختلاف بین جوامع اسلامی و جدایی آن‌ها از یکدیگر، تنهاگذاشتن سایر مسلمانان در برابر هجمه دشمنان، وقوع انواع درگیری­ها و جنگ و کشتارها در بین ملت‌های اسلامی از یک سو و پیدایش تبعیض و فاصله طبقاتی، مصرف‌گرایی در طبقه برخوردار، گسترش فقر و خشونت و انواع نابسامانی سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی در درون هر یک از کشورهای اسلامی، از سوی دیگر است.

vi.               ب. تفرقه و تقابل بین مذاهب اسلامی

از آسیب­های مهمی که بلای جان جهان اسلام شده و از دیرباز حرکت جامعه را با کندی و حتی گاه با توقف و واگرایی دچار کرده این است که مسلمانان با فراموش‌کردن فرمان الهی مبنی بر اعتصام به ریسمان الهی و پرهیز از تفرقه[16] به‌جای آنکه همچون ید واحده در کنار یکدیگر بوده و با تقویت وحدت و همدلی، صف واحدی را در برابر دشمنان اسلام تشکیل دهند، خودی را از غیرخودی تشخیص نداده، با روی‌آوردن به برخی مسایل فرعی، راه نفوذ دشمن بین صفوف مسلمانان را فراهم می‌آورند. تاریخ گذشته جهان اسلام و حوادث ناگواری که صفحات تاریخ را خون‌بار و مالامال از اندوه کرده از یک سو و وضعیت کنونی آن و وقوع انواع ستیزها و نزاع­ها و جنگ و کشتارها از سویی دیگر، گواهی روشن و عیان بر این مطلب است.

vii.               ج. احساس‌حقارت و خودکمتربینی

از ناامیدکننده‌ترین اتفاق‌هایی که می­تواند در یک جامعه رخ دهد این است که افراد آن جامعه خودشان را در برابر افراد جوامع دیگر، حقیر و پایین­تر شمرده، با ازدست‌دادن غرور دینی و حتی غرور ملی، ارزش‌ها، رفتارها و سرمایه‌­های معنوی و مادی خود را از دست بدهند.

شاید بتوان علت اصلی این حالت روحی اسف‌انگیز را عقب‌ماندگی و توسعه‌نیافتگی و یا کمترتوسعه‌یافتگی جوامع اسلامی برشمرد. این عارضه علاوه بر رنج­ها و مصائب فراوانی که در جامعه پدید می‌آورد، هویت انسان را از درون آزار رسانده و خود را موجودی وازده، محتاج و درجه دو و حقیر می‌شناسد. تعلق به شبکه­های جهانی استعمار، شالوده­های نامتناسب سیاسی، تشکیلات نامناسب اداری، حاکمیت جمود و جهل و بی‌سوادی از علایم و ویژگی­های این‌گونه جوامع است.

viii.              د. ارتداد

از هشدارهای پیشوایان معصوم و عترت پیامبر به جامعه اسلامی برای عصر غیبت، خطر و آسیب «ارتداد و برگشت از دین» بوده که با عبارات مختلفی در اخبار وارد شده است؛ مانند: «تضل الخلق عن ادیانهم»،[17] «یضل فیها اقوام»،[18] «یرتد فیها اقوام»،[19] «ارتداد اکثر القائلین بامامته»،[20] «یرجع عن هذا الامر اکثر القائلین به.»[21]

ارتداد به‌معنای رجوع و بازگشتن است. بازگشت به راهی که از آن آمده و در رجوع از امر مقدس به کار ناپسند مانند رجوع از اسلام به کفر به کار رفته است.[22] از روایات پیش‌گفته می­توان چنین برداشت کرد که ارتداد دو گونه قابل تصور است:

الف) ارتداد اعتقادی؛ یعنی عده­ای در اصل دین مرتد شده و اعتقاد خود را به اسلام از دست می­دهند (تضل الخلق عن ادیانهم)‏. برخی دیگر نیز هرچند به‌ظاهر، خود را مسلمان می­دانند، ولی ایمان به امام مهدی4 را از دست می­دهند (یرجع عن هذا الأمر).

ب) ارتداد عملی؛ یعنی برخی افراد هرچند در ظاهر معتقد به اسلام و نیز ولایت و امامت امامان اهل‌بیت% هستند، اما در عمل از هواوهوس دنباله­روی کرده و دل‌بستگی به دنیا و لذایذ و شهوات، آن‌چنان آنان را غافل کرده که در عمل ملتزم به دستورات دین و ولایت نیستند. این نوع دوری از دستورات دین، گاه به‌گونه­ای تشدید می­شود که اوامر دینی را ناکارآمد و مربوط به دوران گذشته می­پندارند.

ix.               ه. سست‌شدن باورها (انحراف از معارف اسلام)

رفتارهای انسان در عرصه زندگی فردی و اجتماعی که فرهنگ او جلوه­گر است، بر پایه باورها و اعتقاداتی است که پذیرفته و بر اساس آن برنامه­ریزی می­کند. برنامه­ریزی رفتاری انسان مسلمان و جامعه اسلامی نیز که فرهنگ اسلامی حاکم بر جوامع اسلامی را شکل می­دهد، برگرفته از آموزه­های اصیلی است که ریشه در کتاب و سنت دارد. انحراف از آموزه­ها و تغییر در آن‌ها به تحریف مفاهیم منجر شده و در نهایت، رفتارها را دگرگون کرده و همگام با آن راه را برای شکستن حریم الهی و نافرمانی دستورات خداوند هموارتر می­کند. در نتیجه، انسان واجبات را ترک کرده و مرتکب محرمات می­شود.

   x.              و. دنیاگرایی و نگاه اصالتی به دنیا

برخورداری از یک نوع جهان‌بینی، نقشی مهم و تعیین‌کننده در زندگی انسان­ها دارد. نگرش به جهان و شناخت حدود آن که همراه با شناخت انسان از خویشتن است پایه و اساس ایدئولوژی و رفتار اوست. اگر انسان به این جهان با نگاه اصالتی بنگرد و آغاز و پایان زندگی خود را در همین دنیا بداند، طبیعی است که به‌دنبال کسب لذت و بهره بیشتر از دنیا رفته، همه تلاش خود را در این زمینه به کار گرفته، تمامی برنامه‌های خود را در راستای تحصیل منافع بیشتر دنیوی چیدمان می­کند. نتیجه این دیدگاه آن می‌شود که آدمی و جامعه او سراسر شهوت و فساد و تجمل‌پرستی می‌گردد. انسان با شمردن خود به‌عنوان یکی از انواع حیوانات، دیگر چیزی به نام کرامت و عزت انسانی را نمی­شناسد. ارزش­های اخلاقی انسان، بی‌معنا شده، دیگر حقیقتی به نام عواطف انسانی (نه حیوانی) مفهوم ندارد.

در حالی که در دیدگاه دیگر و با اصالت‌بخشی به زندگی ابدی در آخرت، انسان دنیا را مقدمه آخرت و محلی برای کاروتلاش سازنده بر اساس برنامه مشخص و تدوین‌شده، قلمداد کرده و برای نیل به آن حیات پاک، از خوشی­های زودگذر و همراه با ناگواری­های روحی دنیا به آسانی می­گذرد. در این جهان‌بینی است که مفاهیمی مانند گذشت و ایثار، محبت به هم‌نوع، عزت و کرامت انسانی، چشم‌پوشی از حق خویش برای رعایت حال دیگران و... از اصول کاربردی زندگی انسان­ها می­شود.

3.      انتظار امام مهدی4 و حل مشکلات و آسیب­ها

از جمله موضوعاتی که در اندیشه شیعی و منظومه معارف مهدوی جایگاه مهم و تعیین‌کننده‏ای دارد، انتظار دولت آرمانی و حکومت عادلانه خاتم‌الاوصیا، امام مهدی4، است. در روایات فراوانی که از پیشوایان معصوم% صادر شده به انتظار و نقش مهم و کلیدی آن برای گذر از دوران آخرالزمان، عبور از وقایع اسف‌بار آن و رسیدن به دروازه ظهور منجی اشاره شده است.[23]

تأمل در روایات نشان می­دهد حقیقت انتظار، تحرک و پویایی است. انتظار منشور سترگ و تابناک حرکت و درس مبارزه است. انتظار دیدن روزنه امید برای رهایی است. انتظار دیدن افق فردا و فرداهاست. انتظار امید به آینده است. انتظار اشتیاق رسیدن به بهترین وضع است. انتظار تلاشی برای بهترشدن، تکامل‌یافتن و همیشه پویا زیستن است.

جامعه منتظر، جامعه‏ای پویا، رو به تکامل و متمایل به بهتر و انسانی‌زیستن است. فرد منتظر همیشه در حال گریز از وضع موجود و تلاش برای فردایی بهتر از امروز است. از همین جهت باید بر ضد شرور بشورد تا جامعه برای ظهور و حضور مصلح موعود آماده شود.

دوران آخرالزمان و عدم حضور آخرین خلیفه پیامبر و حجت حق، امام مهدی4، دوران سختی است که نه تنها شیعه و جامعه اسلامی بلکه همه مردم دین‌مدار و معتقد به منجی، در فراق موعود مهربان خود سپری می‌کنند. امید به آمدن او، دل‌ها و جان‌ها را شور و نشاط می‌بخشد و تحمّل سختی‌ها و دشمنی‌ها را آسان می‌کند. این امید و آرزوی ظهور که همیشه و همه‌جا برای انسان‌های مؤمن، نجات‌بخش و راهگشا بوده، در روایات اسلامی، «انتظار» نامیده شده است. انتظاری که منتظران را به امام موعود خود وصل کرده، مرهمی بر زخم فراق ایشان است.

انتظار اکسیر ارزشمندی است که مؤمنان منتظر در دوره غیبت را آماده استقبال از ظهور مهدی موعود4 می‌کند و راه‌ورسم چگونه زیستن را به آن‌ها می‌آموزد.

xi.               حقیقت انتظار و ابعاد آن

انتظار چشم‌به‌راه بودن است و این چشم‌به‌راهی با توجه به منتظَر، آثار و پیامدهایی دارد. انتظار تنها یک حالت روحی و درونی نیست؛ بلکه از درون به بیرون سرایت می‌کند و حرکت می­آفریند. به همین دلیل است که در روایات، انتظار یک عمل و بلکه بهترین اعمال، معرفی شده است.[24] بنابراین انتظار با نشستن و دست‌روی‌دست گذاشتن، نمی­سازد؛ بلکه در حقیقت انتظار، حرکت و نشاط و شورآفرینی نهفته است.

جایگاه انتظار به‌قدری والاست که پس از توحید و نبوت و ولایت مطرح شده است. روزی امام صادق7 به یاران خود فرمود: «آیا شما را از چیزی آگاه نکنم که خداوند، بدون آن هیچ عملی را از بندگان نمی­پذیرد؟ گواهی به یگانگی خدا و نبوت پیامبر اسلام6 و اقرار به آنچه خدا امر فرموده و ولایت ما و بیزاری از دشمنان ما و تسلیم‌شدن در برابر ایشان (امامان) و پرهیزکاری و کوشش و خویشتن‌داری و انتظار قائم.»[25]

انتظار مهدی موعود4 انتظار مصلح جهانی است که ظهورش عدالت و معنویت، برادری و برابری، عمران و آبادی زمین، امنیّت، صلح و شکوفایی عقل و دانش بشری را برای انسان­ها به ارمغان می‌آورد. حاکمیت عدل جهانی موعود آخرالزمان برچیده‌شدن بساط استعمار و بردگی انسان­ها و نابودی هرگونه ستم و ستمگری و رهایی جامعه از انواع فسادهای اخلاقی را به‌دنبال دارد.

انتظار مهدی موعود4 انتظاری است که به انسان­ها، هویت و حیات بخشیده، آن‌ها را از پوچی و بی‌هدفی نجات می­دهد. زمینه­های شکوفایی و رشد را در آنان خواهد شکفت و زمینه‌سازی برای ظهور را سرلوحه برنامه­های آنان قرار می­دهد.

انتظار مهدی موعود4 در ابعاد مختلف زندگی انسان تأثیر می­گذارد. در بُعد فکری و اندیشه­ای، باورهای اساسی حیات آدمی را حفظ و تقویت می­کند. در بُعد فردی، حیات روحی و روانی آدمی را به‌سوی کسب فضیلت­های اخلاقی سوق می­دهد. امام صادق7 فرمود: «…کسی که دوست دارد از یاران قائم4 باشد، باید منتظر بوده و در حال انتظار، پرهیزکاری پیشه کند و به اخلاق نیکو، آراسته شود.»[26] انتظار در بُعد عملی، به اعمال و رفتار انسان جهت می­دهد تا در میدان عمل بکوشد زمینه­های ظهور دولت حق فراهم شود. از این روی، منتظِر، هم به ساختن خود و هم به سامان‌دادن جامعه همت می­گمارد.

ویژگی مهم انتظار این است که انسان را از محدوده خود فراتر برده و او را با افراد جامعه مرتبط می­کند. یعنی انتظار نه تنها در زندگی فردی منتظر مؤثر است، که در حوزه رابطه فرد با جامعه نیز طرح و برنامه داشته و او را به تأثیرگذاری مثبت در جامعه وا می­دارد.

xii.               عناصر کلیدی انتظار

انتظار مهدی موعود4 عناصر و ویژگی­هایی دارد که می­تواند بهترین راه‌حل برون‌رفت از مصائب و مشکلات جهان اسلام به‌شمار آید. در این میان، دو عنصر، اصلی­تر و کارآمدتر به نظر می­آید.

1.                  الف) آیندة معلوم و حتمی (امام مهدی4 محور وحدت)

یکی از عوامل بسیار مهم در حفظ هویت امت اسلامی و جوامع مسلمان (علاوه بر گذشته تاریخی­شان)، توجه به آینده پیش رو است که به‌سمت آن در حرکت هستند. آینده حتمی باعث می­شود آنان در شناخت و حفظ هویت اسلامی خویش، جهان‌بینی و باورها و اندیشه­های ناب و زلال برگرفته از وحی و نیز ایدئولوژی رفتاری نشأت گرفته از آموزه­های دینی، ثابت‌قدم و استوار باشند. همچنین تلاش آنان مبنی بر آن خواهد بود که با اتحاد و همدلی نسبت به یکدیگر در راه روشن و صراط مستقیم شریعت اسلام حرکت کرده و گرفتار ایده‌ها و مکاتب انحرافی و استعماری نشوند.

انتظار تحقق مطلوب و مقصود و موعود آخرین، همیشه امام مهدی4 را به‌عنوان محبوب منتظَر در برابر دیدگان منتظِر قرار می­دهد و ضمن نصب‌العین قراردادن هدف برای چشم‌انتظاران، هویت و کیستی آنان را یادآور می­شود. به‌راستی، وقتی موعود انبیا و آخرین خلیفه خدا در زمین، فرزند پیامبر اسلام و امام مسلمانان است و حاکم علی الاطلاق زمین و حمایت جهانی از آنِ امام و رهبر مسلمین است، پس فراموش‌کردن هویت خویشتن، تزلزل در باورها و سرسپردن در برابر غیرمسلمان چه معنایی خواهد داشت؟ دیگر اختلاف و دشمنی بین مسلمانان چه توجیهی دارد؟

باور به ظهور حضرت مهدی4 با اوصاف معرفی‌شده، عقیده‌ای است که در متن نصوص اولیه اسلامی اعلام و عنوان شده است. برحسب احادیث متواتر که شکی در تواتر و صدور آن‌ها از پیامبر6 نیست نیز، آن بزرگوار از این ظهور خبر داده و امت خود را در انتظار آن روز بزرگ و ظهور مهدی موعود4 گذاشته است. این عقیده مثل سایر عقاید اصیل و اصلی اسلامی از طرف خود رسول خدا6 به مردم عرضه شده و ایمان به آن حضرت، مقتضی ایمان و باور به این ظهور است.

اهل‌سنت و شیعه در طی اعصار و مرور قرن‏ها بر این اتفاق داشته و دارند که در آخرالزمان، شخصی از اولاد رسول‌الله6 و فرزندان علی و فاطمه3 - که صفات و علاماتش در احادیث مذکور است - در هنگامی که دنیا پر از ظلم‌وجور شده، ظهور و جهان را پر از عدل‌وداد کند. همه او را هم‌نام و هم‌کنیه پیامبر6 و ملقّب به مهدی4 معرفی کرده‏اند.

شهید صدر در این‌باره می‌گوید: «به‌راستی اعتقاد به حضرت مهدی4 به‌عنوان پیشوای منتظَر برای تغییر جهان به عالمی بهتر، در احادیث پیامبر اکرم6 به‌طور عموم و به‌ویژه در روایات اهل‌بیت% آمده است. در روایات فراوان، به‌طور جدی بر این مسئله تأکید شده که جای هیچ شکی را برای انسان باقی نمی‌گذارد. تنها از طرق برادارن اهل‌سنت حدود چهارصد روایت از پیامبر6 درباره حضرت مهدی4 احصا و شمارش شده و بیش از شش‌هزار روایت برآورد گشته است. این رقم بزرگی است که در بسیاری از قضایای اسلامی بدیهی، نظیری برای آن وجود ندارد. قضایایی که معمولا مسلمانان در آن تردید نمی‌کنند.»[27]

کتب روایی فراوانی از اهل‌سنت به احادیث امام مهدی4 اشاره کرده است. از جمله صاحبان کتب سته مانند: ابن‌ماجه (ج2، ص1366، ش4082)، ابوداود (ج2، ص508، ش4279) و ترمذی (ج4، ص504، ش2230).

کنجی شافعی می­گوید: «قد تواترت الاخبار و استفاضت بکثرة رواتها عن المصطفی فی امر المهدی علیه السلام؛ اخبار متواتر و مستفیض است با کثرت راویان از پیامبر در امر مهدی علیه السلام.»[28]

ابن‌تیمیه آورده است: «أن الأحادیث التی یحتج بها على خروج المهدی أحادیث صحیحة؛ احادیثی که در مورد خروج مهدی به آن‌ها احتجاج می­شود احادیث صحیح است.»[29]

حافظ ابن‌حجر عسقلانی از أبو الحسن الخسعی الأبدی فی مناقب الشافعی نقل می‌کند: «تواترت الاخبار بان المهدی من هذه الامة؛ اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینکه مهدی4 از این امت (اسلام) است.»[30]

مبارکفوری می‌گوید: «و اعلم ان المشهور بین کافة من اهل الاسلام علی ممر الاعصار انه لابد فی آخر الزمان من ظهور رجل من اهل البیت یسمی بالمهدی؛ بدان که مشهور بین تمام مسلمانان در طول زمان‌ها این است که به‌طور حتم در آخرالزمان، شخصی از اهل‌بیت ظهور خواهد کرد. او مهدی نام دارد.»[31]

شیخ ناصرالدین البانی وهابی می‌گوید: «ان عقیدة خروج المهدی عقیدة ثابته متواترة عنه6 یجب الایمان به لانها من امور الغیب و الایمان بها من صفات المتقین؛ همانا عقیده به خروج مهدی4 عقیده‌ای ثابت و متواتر از پیامبر اکرم6 بوده که ایمان به آن واجب است؛ زیرا این عقیده از اموری است که ایمان به آن در قرآن، از صفات پرهیزکاران شمرده شده است.»[32]

2.                  ب) وظایف و برنامه­ها

انتظار ظرفیت و توانایی فراوانی برای تحقّق جامعه آرمانی اسلام ایجاد می‏کند و رفتارها و برنامه‏ها را بدان سمت سوق می‏دهد. اگر مفهوم انتظار به‌درستی فهمیده شود، معلوم می‏گردد که بین انتظار موعود و حیات پویا و ظلم‌ستیزی و ریشه‌کنی فساد از زمین، ملازمه وجود دارد. روایات فراوانی که فضیلت انتظار و مقام منتظران را بیان می‏کند، این تصویر زیبا را ارائه کرده است. در پرتو انتظار موعود، حرکت‏های اصلاحی شکل می‏گیرد و به برکت آن، حیات انسانی، مفهوم و جایگاه الهی خود را پیدا کرده و بشر را به‌سوی اهداف والای انسانی به پیش می‏برد.

امت اسلامی که منتظر و چشم‌به‌راه ظهور و قیام جهانی نجات‌دهنده بزرگ و موعود امت‏ها بوده، بایسته است در ابعاد مختلف، این انتظار و آمادگی خود را نشان دهد. البته مرحله نخست «انتظار سازنده»، باور به وجود منجی و اعتقاد به ظهور او و برپاداشت انقلاب جهانی به دست او است. سپس نوبت به اصلاح و هم‌سوسازی رفتارها، گفتارها و پندارها با این اعتقاد و باور است. وقتی انسان حقیقتاً منتظر کسی باشد، تمام رفتارها و سکناتش نشان از منتظربودن او دارد. به‌عنوان مثال اگر منتظر مهمان باشد، بی‌شک خانه را تمیز و مرتب می‏کند. وسایل پذیرایی را آماده کرده، با لباس مرتّب و چهره‏ای شاداب در انتظار می‏ماند. چنین کسی می‏تواند ادعا کند که منتظر مهمان است.

بعضی از بایسته‏ها و وظایف منتظران مهدی موعود4 را چنین می‏توان برشمرد:

a.       یک. وظایف فردی و اخلاقی‏
                   i.               1-1. سنخیت با موعود‏

منتظران واقعی، وضعیت فکری، روحی و عملی خود را به‌گونه‏ای سامان می‏بخشند که با امام مهدی4 و موعود الهی سنخیت داشته باشد. به‌طور کلی هر انسانی دارای سه مرتبه وجودی (افکار، صفات و اعمال) است و هیچ انسانی از این قاعده مستثنا نیست. اگر کسی بخواهد به انسان دیگری نزدیک شود، چاره‏ای ندارد جز اینکه بکوشد نوع اعتقاد، باورها، صفات و رفتار خود را به ایشان نزدیک سازد تا از این طریق همراه و پیرو واقعی او باشد.

                 ii.               2-1. پرهیزکاری و تزکیه نفس

یکی از وظایف و بایسته‏های مهم منتظران، آراستن درون با فضایل انسانی و چنگ‌زدن به مکارم اخلاقی است. یعنی، همان‌طور که قرآن می‏فرماید: «اگر می‏خواهید محبوب خدا باشید، تقواپیشگی کنید.»[33] این قانون در مورد حضرت مهدی4 نیز برقرار است.

امام صادق7 می‌فرماید: «برای صاحب‌الامر، غیبتی طولانی است؛ در آن دوران هرکس باید تقوا پیشه سازد و به دین خود چنگ زند.»[34]

              iii.               3-1. یاد منتظَر

منتظر حقیقی، کسی است که از یاد و نام محبوب خود غافل نمی‏شود و پیوسته در فکر و اندیشه او به‌سر می‌برد. روایت شده وقتی امام موسی‌بن‌جعفر7 از امام غایب و نعمت باطنی خدا یاد کرد، فردی پرسید: آیا از امامان کسی غایب می‏شود؟ فرمود: «نعم یغیبُ عن اَبصارِ النّاس شخصُهُ و لا یَغیبُ عن قُلوبِ المؤمنین ذِکرُهُ و هو الثّانی عَشر منّا؛ بله، شخص او از نگاه‏های مردم غایب می‏شود؛ ولی یاد او از دل‏های مؤمنان نهان نمی‏شود و او دوازدهمین نفر از ما است.»[35]

               iv.               4-1. اظهار محبّت و مودّت‏

یکی از اوصاف منتظران و شیعیان خالص امام زمان4 مهرورزی و محبّت سرشار به آن حضرت است. پیامبر اکرم6 درباره لزوم دوستی حضرت مهدی4 می‏فرماید: «مَن اَحَبّ اَن یَلقی اللّه و قَد کَمل ایمانُهُ و حَسُنَ اِسلامُهُ فَلیَتَوَلَّ الحُجّة صاحب الزمان المنتظر؛ هرکس دوست دارد خدا را ملاقات کند در حالی که ایمانش کامل و اسلامش نیکو باشد، پس باید دوست‌دار حضرت حجّت، صاحب‌الزمان منتظر باشد.»[36]

                 v.               5-1. صبر و بردباری‏

در روایات زیادی توصیه به صبر و بردباری در دوران غیبت شده و برای منتظران صابر، پاداش‏ها و ثواب‏های زیادی بیان شده است. امام صادق7 می‏فرماید: «من دین الائمة الورع و العفّة و الصلاح و انتظارُ الفرج بالصّبر؛ از آیین امامان تقوا، عفّت، صالح‏بودن و انتظار فرج با صبر و شکیبایی است.»[37] همچنین روایت شده است: «کسی که منتظر امر ما (ظهور مهدی) باشد و بر آنچه در این راه از آزار و ترس و وحشت می‏بیند، صبر کند، فردا (روز رستاخیز) در جرگه ما خواهد بود.»[38]

b.       دو. وظایف دینی و اعتقادی
                   i.               1-2. ثبات‌قدم در دین‌داری‏

پیروی از فرامین الهی، پافشاری بر شاخص‏های زندگی سالم، اجرای حدود الهی، حق‌مداربودن، تقویت ایمان و اعتقاد و داشتن ثبات‌قدم در دین‌داری، گرفتارنشدن در دام بدعت‏ها و انحرافات و… از بایسته‏های اساسی دوران قبل از ظهور است. رسول خدا6 فرمود: «سوگند به آنکه مرا به حقّ برانگیخت! فرزند به‌پاخاسته من، غایب خواهد شد… پس هرکه روزگار غیبت وی را درک کند بر ریسمان محکم دین خدا چنگ زند و بر ابلیس خبیث راهی نگشاید که با افسون شک و تردید، او را از آیین من، دور و از دین من بیرون سازد.»[39]

                 ii.               2-2. شناخت و معرفت امام

یکی از وظایف و بایسته‏های مهم منتظران، شناخت امام موعود4 است. شناخت امام به‌حدی ضرورت دارد که در روایات معتبر شیعه و سنّی چنین آمده است: «هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است» (زهادت). این معرفت، هم شامل نام و نسب، هم اوصاف و ویژگی‏ها و هم اهداف و برنامه‏ها می‏شود.

c.        سه. وظایف سیاسی و اجتماعی منتظران

عرصه سیاست و اجتماع مهم‏ترین میدان بروز و ظهور بایسته‏های انتظار و مؤثرترین زمینه در جهت جلوگیری از آسیب­های دوران قبل از ظهور موعود است. توجه به بایسته‏ها و وظایف سیاسی و اجتماعی مردم در جوامع اسلامی عبارت است از:

                   i.               1-3. حق‌خواهی و حق‌مداری

تاریخ، صحنه حضور و نزاع دو گروه حقّ و باطل و دو اندیشه طغیان‏گری و حق‏گرایی است: راه حقّ و صلاح، راه پیامبران و صالحان با محوریت ایشان؛ و راه باطل و کفر، راه شیاطین و سردمداران زر و زور و تزویر، با محوریت طواغیت. با ظهور مهدی موعود4 جهان شاهد مصاف نهایی حق و باطل و پیروزی و غلبه حق به رهبری آن حضرت خواهد بود.

انتظار، انسان مؤمن و مسلمان را در مسیر حق‌مداری قرار می­دهد. منتظری که طالب ظهور موعود است، نه تنها حق‌خواه بوده و از راه باطل اجتناب می­کند، بلکه تلاش می­کند دیگران نیز در این مسیر حرکت کنند تا فضای جامعه اسلامی را عطر حقیقت‌مداری فرا گیرد. رسول خدا6 در این زمینه می‏فرماید: «لا تَزالُ طائفة مِن اُمّتی علی الحَقّ ظاهرین حتّی یأتی امرُ اللّه؛ گروهی از امت من همواره حق را آشکار می‏کنند تا فرمان خدا (امر ظهور) فرا رسد.»[40]

                 ii.               2-3. اتحاد و همدلی‏

مهم‏ترین چیزی که در دوران آخرالزمان و عصر پیش از ظهور، رعایت آن بر هر مسلمان طالب ظهور واجب است، حفظ یکپارچگی و اتحاد مسلمانان و پای‌بندی ایشان به فرمان خداوند مبنی بر اعتصام به حبل الهی و عدم تفرقه است.[41] انتظار موعود حرکت و رفتار مسلمانان را در راستای تحقق جریان مبارک ظهور شکل می­دهد تا زمینه مناسب برای فرایند ظهور رقم بخورد.

              iii.               3-3. رعایت حقوق دیگران

از مهم‏ترین امور در زندگی محبّان و منتظران قائم4 رعایت حقوق برادران و مسلمانان و کمک به آنان است. انسان منتظر، نمی‏تواند به‌گونه‏ای زندگی کند که نسبت به حقوق دیگران بی‌تفاوت بوده و در عین حال خود را دوست‌دار و منتظر مهدی موعود بداند. به همین جهت امام صادق7 وظایف شیعیان را در رابطه با برادران مسلمان خود، چنین معرفی می‏کند: «آنچه را برای برادر مسلمانت دوست بدار که برای خودت دوست می‏داری. از خشمگین‌کردن برادر مسلمان دوری کنی و آنچه را که مورد رضایتش است، انجام دهی و اوامرش را اطاعت کنی. چشم و راهنما و آینه او باشی و… . وقتی چنین کردی، دوستی خود را به دوستی او و دوستی او را به دوستی خود پیوند داده‏ای.»[42]

در روایتی آمده است گروهی از شیعیان خدمت امام محمد باقر7 رسیده و از ایشان درخواست نصیحت کردند. حضرت فرمود: «از میان شما آنکه نیرومند است، ضعیف را یاری کند و آنکه بی‌نیاز است با نیازمندتان مهربانی ورزد و هر یک از شما دربارة دیگری خیرخواهی کند... اگر شما چنین بودید که به شما سفارش کرده‏ایم و از این حدود تجاوز نکنید و پیش از ظهور قائم ما کسى از شما بمیرد، شهید از دنیا رفته است.[43]

c.                  نتیجه

به‌صورت کلی می­توان چنین گفت که والاترین هدیه الهی به مردم، آیین کامل، جامع و مقدس اسلام بود که نقشه راه زندگی انسانی در عرصه­های مختلف و ابعاد گوناگون وجودی او به‌ویژه فرهنگ انسان‌زیستی را دربر دارد. اما متأسفانه امت اسلامی قدر این گوهر ارزشمند را ندانسته، دچار آسیب­های مختلفی شده‌اند.

ما در این نوشتار ضمن اشاره به مفاهیم فرهنگ و آسیب به برخی از مهم­ترین آسیب­ها در بخش فرهنگی مانند: هضم‌شدن در پروسه جهانی‌شدن و جهانی‌سازی، تفرقه و تقابل بین مذاهب اسلامی، احساس حقارت و خودکمتربینی، ارتداد، سست‌شدن باورها (انحراف از معارف اسلام)، دنیاگرایی و نگاه اصالتی به دنیا اشاره کردیم.

در ادامه، آموزه انتظار امام مهدی4 را به‌عنوان مهم­ترین راه برون‌رفت از آسیب­های دوران قبل از ظهور معرفی کردیم. همچنین ضمن تعریف انتظار و بازخوانی ابعاد آن به دو عنصر کلیدی انتظار یعنی: آینده معلوم و حتمی و وظایف و برنامه­ها پرداخته و با معرفی امام مهدی4 به‌عنوان محور وحدت امت اسلامی، بخشی از وظایف مردم و جوامع اسلامی در راستای فرهنگ انتظار را موردبررسی قرار دادیم.

 

 

d.    

 

 

 

[1] . استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم؛ yousefian313@gmail.com

[2]. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص334.

[3] . نور/55

[4]. روح‌الامینی، زمینه فرهنگ‌شناسی، ص91.

[5]. آشوری، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص52.

[6]. معینی، نظریه و فرهنگ، ص97.

[7]. گیدنز، جامعه‌شناسی، ص36.

[8]. گیدنز، جامعه‌شناسی، ص36.

[9]. روح‌الامینی، زمینه فرهنگ‌شناسی، ص17.

[10]. سخنرانی در حرم مطهر رضوی، 1393.

[11]. رعد/11.

[12]. انفال/53.

[13]. روم/30.

[14]. برقی، المحاسن، ج1، ص233.

[15]. مالکوم واترز، 1379، ص66.

[16]. آل­عمران/103.

[17]. صدوق، من لا یحضره الففقیه، ج1، ص287.

[18]. همان، ص289.

[19]. همان.

[20]. همان، ج2، ص378.

[21]. همان، ص385.

[22]. راغب، مفردات الفاظ القرآن، ص349.

[23]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص122.

[24]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص644.

[25]. نعمانی، الغیبة، ص200.

[26]. نعمانی، الغیبة، ص200.

[27]. صدر، بحث حول المهدی، ص83.

[28]. کنجی شافعی، ص126.

[29]. ابن‌تیمیه، منهاج السنة، ج8، ص254.

[30]. ابن‌حجر، فتح الباری، ج6، ص493.

[31]. مبارکفوری، ج6، ص401.

[32]. البانی، مجله التمدن الاسلامی، ش22، ص643.

[33]. آل‌عمران/76.

[34]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص135.

[35]. همان، ج51، ص150.

[36]. مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص296.

[37]. همان، ج52، ص122.

[38]. کلینی، کافی، ج8، ص37.

[39]. شیخ حرّ عاملی، اثبات الهداة، ج4، ص73.

[40]. مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص88.

[41]. آل­عمران/103.

[42]. کلینی، کافی، ج2، ص169.

[43]. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص122.

  1.              منابع

    1. آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، آگاه.
    2. ابن‌تیمیه، احمدبن‌عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة، تحقیق: سالم، محمد رشاد، مؤسسة قرطبة، چاپ اول، 1406.
    3. العسقلانی الشافعی، أحمدبن‌علی‌بن‌حجر أبوالفضل، فتح الباری شرح صحیح البخاری، تحقیق: العسقلانی الشافعی، أحمدبن‌علی، دارالمعرفة، بیروت، 1379.
    4. برقی، احمدبن‌محمدبن‌خالد، المحاسن، تحقیق: محدث، جلال‌الدین، دارالکتب الاسلامیه، قم، 1371.
    5. شیخ حرّ عاملى، محمدبن‌حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، اعلمى، بیروت، 1425.‏
    6. راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد، مفردات ألفاظ القرآن‏، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، دارالقلم، چاپ اول، بیروت، 1412.
    7. روح‌الامینی، محمود، زمینه فرهنگ‌شناسی تألیفی در انسان‌شناسی فرهنگی و مردم‌شناسی، عطار.
    8. زهادت، عبدالمجید، حدیث معرفت.
    9. سایت مقام معظم رهبری.
    10. السجستانی الأزدی، سلیمان بن الأشعث أبو داود، سنن أبی داود، تحقیق: عبدالحمید، محمد محیی‌الدین، دارالفکر، بیروت.
    11. صدر، سیدمحمدباقر، بحث حول المهدی، تحقیق: شرارة، محمدجواد، الغدیر، چاپ دوم، بیروت، 1417.
    12. صدوق، ابن‌بابویه، محمدبن‌على، من لا یحضره الفقیه‏، تحقیق و تصحیح: غفارى، على‌اکبر، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم، 1413.
    13. ---------------------، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق و تصحیح: غفارى، على‌اکبر، اسلامیه‏، تهران، 1395.
    14. کلینى، محمدبن‌یعقوب، الکافی، تحقیق و تصحیح: غفارى، على‌اکبر و آخوندى، محمد، دارالکتب الإسلامیة، تهران، 1407.
    15. گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی،ترجمه: صبوری، منوچهر، نشر نی.
    16. مالکوم واترز، جهانی‌شدن، ترجمه: مردانی گیوی، اسماعیل و مرندی، سیاوش، سازمان مدیریت، تهران، 1379.
    17. مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403.‏
    18. الترمذی السلمی، محمدبن‌عیسى، الجامع الصحیح سنن الترمذی، تحقیق: شاکر، أحمد محمد وآخرون، دار إحیاء التراث العربی، بیروت.
    19. القزوینی، محمدبن‌یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق: عبدالباقی، محمد فؤاد، دارالفکر، بیروت.
    20. کنجی شافعی، محمدبن‌یوسف، البیان فی اخبار مهدی صاحب الزمان.
    21. المبارکفورى، أبوالعلا محمد عبدالرحمن‌بن‌عبدالرحیم، تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، دارالکتب العلمیة، بیروت.
    22. معینی، جهانگیر، نظریه و فرهنگ، نشر مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
    23. نعمانی، ابن‌أبی‌زینب، محمدبن‌ابراهیم، الغیبة، تحقیق و تصحیح: غفارى، على‌اکبر، نشر صدوق، تهران، 1397.