یأس و ناامیدی از ظهور (علل و راه‌های برون رفت)

نویسندگان

1 دانش پژوه سطح 3 مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم

2 استاد حوزه علمیه قم

چکیده

در این نوشتار، علل یأس و ناامیدی از ظهور امام مهدی4 مورد بررسی قرار گرفته است. از آن‌جا که عقیده به ظهور امام زمان4 یکی از کلیدی ترین مبانی عقیدتی شیعه اثنا عشری است؛ ناامیدی از تحقق آن، چالشی مهم محسوب می‌شود؛ چرا که پیامدهای خطرناکی در انتظار چنین افراد و جامعه‌ای خواهد بود. در این مقاله، هشت ریشه ناامیدی از ظهور واکاوی شده است ؛ عللی همچون طولانی شدن غیبت، شتاب زدگی (استعجال)، تعیین وقت، تطبیق ناصحیح علائم ظهور، عدم معرفت صحیح، ملاقات گرایی، قدرت و تسلط جبهه باطل بر مسلمانان و عملکرد ناصحیح منتظرنمایان. همچنین شش پیامد مهم یأس از ظهور بیان شده است که عبارتند از: گریز از امام، بدبینی به امام، انکار امام، سستی و تنبلی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و چیرگی بیگانگان. در این پژوهه، با توجه به ریشه‌های ناامیدی و پیامدهای آن، به وسیله روش تحلیلی و کتابخانه‌ای، با استناد به روایات، هشت راهکار مهم و کاربردی برای پیشگیری از این چالش و درمان آن، به این ترتیب بیان کرده‌ایم: استمداد از خدای متعال به وسیله ادعیه مأثور، معرفت امام، تبیین پیامدهای ناامیدی، تبیین صحیح مقوله انتظار، تبیین آثار صبروتسلیم برای ظهور، توجه به بداء پذیری ظهور، توجه به روایات ناهی از توقیت، تقویت ارتباط معنوی با امام.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Despair and Hopelessness from the Appearance (Reasons and the Ways out)

نویسندگان [English]

  • Ali Behboudi 1
  • Seyyed Masoud Pour Seyyed Aghaei 2
1 Student of Level 3 at the Specialized Center of Mahdism of Qom Seminary
2 Professor at Qom Seminary
چکیده [English]

In this paper, we investigate the causes of despair and hopelessness (resulting) from the (non-) Appearance of Imam Mahdi (A.S). Since the belief in the Appearance of Imam Mahdi (A.S) is one of the key tenets of Twelver Shiite ideology; disappointment from its realization is an important challenge; because dangerous consequences await such individuals and society. In this article, eight origins of despair from the Appearance are explored, the causes such as the prolonged absence (occultation), suddenness (in Appearance), timing, incorrect application of the signs of Appearance, lack of correct knowledge, visitationism, the power and dominance of the false front over the Muslims and incorrect performance of the false awaiters. Moreover, six important consequences of despair from the Appearance are mentioned, which are: running away from the Imam, pessimism towards the Imam, the denial of the Imam, laziness, abandonment of the command to the good and forbiddance of the evil, and the domination of foreigners. In this study, considering the origins of the despair and its consequences, with an analytic-library-based method, and with reference to the traditions, we have expressed the eight important and practical strategies to prevent and cure this challenge which are as follows: seeking help from God the Almighty by reciting the transmitted prayers, gaining knowledge about the Imam, correctly explaining the entry of awaiting, clarifying the effects of patience and submission for the Appearance, paying attention to the bada[1] in the Appearance, paying attention to the traditions prohibiting timing, strengthening the spiritual connection with the Imam.
 
[1] Revealing after concealing, revision in Divine Destiny.

کلیدواژه‌ها [English]

  • despair
  • appearance
  • Imam of the Time (A.S)
  • the way out of despair

یأس و ناامیدی از ظهور (علل و راه‌های برون رفت)

سید مسعود پورسید آقایی[1]

علی بهبودی[2]

چکیده

در این نوشتار، علل یأس و ناامیدی از ظهور امام مهدی4 مورد بررسی قرار گرفته است. از آن‌جا که عقیده به ظهور امام زمان4 یکی از کلیدی ترین مبانی عقیدتی شیعه اثنا عشری است؛ ناامیدی از تحقق آن، چالشی مهم محسوب می‌شود؛ چرا که پیامدهای خطرناکی در انتظار چنین افراد و جامعه‌ای خواهد بود. در این مقاله، هشت ریشه ناامیدی از ظهور واکاوی شده است ؛ عللی همچون طولانی شدن غیبت، شتاب زدگی (استعجال)، تعیین وقت، تطبیق ناصحیح علائم ظهور، عدم معرفت صحیح، ملاقات گرایی، قدرت و تسلط جبهه باطل بر مسلمانان و عملکرد ناصحیح منتظرنمایان. همچنین شش پیامد مهم یأس از ظهور بیان شده است که عبارتند از: گریز از امام، بدبینی به امام، انکار امام، سستی و تنبلی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و چیرگی بیگانگان. در این پژوهه، با توجه به ریشه‌های ناامیدی و پیامدهای آن، به وسیله روش تحلیلی و کتابخانه‌ای، با استناد به روایات، هشت راهکار مهم و کاربردی برای پیشگیری از این چالش و درمان آن، به این ترتیب بیان کرده‌ایم: استمداد از خدای متعال به وسیله ادعیه مأثور، معرفت امام، تبیین پیامدهای ناامیدی، تبیین صحیح مقوله انتظار، تبیین آثار صبروتسلیم برای ظهور، توجه به بداء پذیری ظهور، توجه به روایات ناهی از توقیت، تقویت ارتباط معنوی با امام.

واژگان کلیدی: ناامیدی، ظهور، امام زمان، برون رفت از ناامیدی.

مقدمه

«مهدویت»، آرمان بلند شیعه و امت اسلامی است. رویکرد جدی این اندیشه، مدیریت آینده انسان و جهان و زمینه سازی و حرکت در زمینه تحقق جامعه عبودیت محور، به رهبری انسانی آگاه و محیط به انسان و هستی و به دور از هواهای نفسانی است. این آموزه به دلیل اهمیت بی بدیل و جایگاه رفیع آن، چنان که مورد اهتمام و توجه ویژه همه شیعیان است، محل چالش‌ها و آرا و تفسیرها و تحلیل‌های گوناگون و بعضا متعارض نیز می‌باشد. طولانی شدن دوران غیبت به‌سان خود غیبت، زمینه چالش‌های مختلفی شده است که اندیشه‌ها و نیروها و امکانات را درگیر و راه رسیدن به آرمان را دشوار می‌کند. چالش در زمینه هدفداری و حرکت به سوی آن هدف شکل می‌گیرد. چالش‌ها ممکن است از بیرون و به دست دشمن شکل بگیرند و ممکن است از درون سر بر آورند و افراد و جامعه را درگیر کنند.

یکی از چالش‌های مهم عصر غیبت امام مهدی4، یأس و ناامیدی مردم از ظهور و فرج است. در این مقاله، ابتدا چالش مذکور و چیستی آن تبیین می‌شود؛ در گام دوم، ریشه‌ها و زمینه‌ها و پیامدهای ناامیدی از ظهور مطرح و در گام سوم راهکارهای پیشگیری و درمان ناامیدی از ظهور تبیین خواهد شد.

«چالش»، به معنای وضعیت جدیدی است که مسیر آینده جامعه را از بیرون مورد هجوم قرار می‌دهد و حفظ تعادل آن را دچار مشکل و مستلزم تلاشی سخت و سرنوشت‌ساز می‌کند.[3]

اول: کلیات

1.طرح مسئله

مسئله اصلی که این نوشتار عهده دار پاسخگویی به آن است، شناخت علل یأس و ناامیدی مردم از ظهور امام مهدی4 است. که در گام اول، چیستی این چالش و در گام دوم ریشه‌ها و زمینه‌ها و پیامدها، و در گام سوم راهکارهای پیشگیری و درمان این چالش تبیین می‌شود. روش تحقیق در این مقاله، کتابخانه‌ای است.

یکی از مهم‌ترین دشواری‌های عصر غیبت، چالش یأس و ناامیدی است. این مشکل عمدتاً در به درازا کشیده شدن دوران غیبت، عدم امید به وعده‌های الاهی، سیاه نمایی‌ها، هیمنه و تسلط مادی جبهه باطل بر دنیا و مقوله هایی چون توقیت، استعجال و عدم درک صحیح از آموزه‌های مهدوی ریشه دارد. شیعیانی که همیشه از نزدیک بودن ظهور برایشان سخن گفته شده است و به همین دلیل، هر روز و شب را به امید ظهور سپری می‌کنند؛ وقتی انتظارشان روزها و ماه‌ها و سال‌های بسیار به درازا بکشد و بلکه با نگاه به گذشته، ملاحظه کنند که این انتظار قرن‌ها به طول انجامیده است و از آن‌چه به انتظارش نشسته‌اند خبری نیست؛ به‌طور طبیعی از تحقق آن‌چه در انتظارش نشسته‌اند، ناامید می‌شوند و چه بسا نسبت به سایر عبادات هم سست و کم کم حتی مرتکب جرائم خطرناک و بزرگی می‌شوند.

یأس و ناامیدی از ظهور، چالشی است که توان استقامت و ایستادگی مردم را در برابر مشکلات ناشی از عدم حضور امام سلب، بلکه اصل اعتقاد به مهدی موعود را تهدید می‌کند.

اعتقاد به آمدن شخصیتی عدالت خواه و ظلم ستیز و رهاکننده انسان‌ها از گرفتاری‌های روزافزون، پیشینه‌ای شاید به درازای تاریخ دارد؛ اما این اندیشه همواره مورد هجوم آسیب هایی نیز بوده است. گاهی در ادبیات منتظران با جملاتی روبه‌رو می‌شویم که حاکی از نرسیدن و ناامیدی از درک دوران ظهور حضرت مهدی4 بوده و آن را امری محال تلقی می‌کنند.

درباره علل یأس و ناامیدی (به‌صورت مطلق)، مقالات و کتاب‌های متعددی نگاشته شده است؛ از جمله کتاب «عوامل و پیامدهای یأس و ناامیدی (راهکارهای پیشگیری و درمان آن در قرآن و حدیث)»؛ نوشته زهرا رزبان و دل آرا نعمتی است. نیز کتاب «یأس و ناامیدی از منظر قرآن و روایات» که الیاس قلی پور و دیگران نگاشته‌اند. اما در موضوع علل ناامیدی از ظهور، هرچند برخی نویسندگان، مانند آقای محمدصابر جعفری در کتاب «اندیشه مهدویت و آسیب ها» بصورت کوتاه به آن اشاراتی کرده‌اند؛ ولی متن پژوهشی که به‌طور خاص به این حوزه بپردازد، فقط یک مقاله ملاحظه شد، با عنوان«زمینه‌های یأس از ظهور و راهکارهای زدودن آن از دیدگاه قرآن کریم»؛ نوشته روح الله غلامی و علی نبی اللهی، مجله پژوهش‌های مهدوی، زمستان 1398، شماره 31.

البته پژوهش مذکور نیز در عین تلاش نویسندگان محترم آن و بهره‌مندی از مؤلفه‌های علمی قابل توجه؛ اولاً، دامنه تحقیق آن‌ها به قرآن کریم و برخی روایات محدود است و ثانیاً، به بررسی مفصّل آثار و پیامدهای یأس از ظهور نپرداخته است.

اما تمایز مقاله پیش رو نسبت به مقاله مذکور این است که هم زمینه‌های ناامیدی از ظهور و هم راهکارهای پیشگیری از آن را مورد واکاوی قرار داده و علاوه بر آن، پیامدهای ناامیدی از این امر بنیادین و وعده حتمی الاهی را در سطح وسیعی بیان می‌کند.

  1. مفهوم شناسی یأس و ناامیدی

«نا امیدی» هم معنای واژه «یأس» و «قنوط» است و دو واژه مذکور به معنای ناامیدی از رحمت خدا قطع امید از برآورده شدن آرزوها می‌باشد.[4] قاموس به نقل از مرحوم طبرسی می‌گوید: یأس آن است که یقین کنیم شیء آرزو شده به‌دست نخواهد آمد[5]. واژگان یأس و قنوط در یک معنا با هم مشترک اند ؛ اما با تعاریفی که از اهل لغت رسیده، واژه یأس اعم از واژه قنوط است.

راغب اصفهانی می‌نویسد: «القنوطُ، الیأس مِنَ الخیر و الیأس، انتفاء الطمع؛ قنوط، ناامید شدن از رسیدن به نیکی و یأس ناامید شدن از دستیابی به آرزوها و خواسته هاست.»[6] طبیعی است که طمع و خواسته‌های دل، اعم از خیر و نیکی است. در هر صورت، یأس و ناامیدی از لشکریان جهل و شیطان است و در مقابل رجا و امید که از لشکریان عقل است؛ قرار دارد.

در قرآن کریم، آیات فراوانی دربارة یأس و ناامیدی از لطف و رحمت الاهی به چشم می‌خورد؛ مثلاً در سورة یوسف، حضرت یعقوب7 فرزندان خود را به دنبال حضرت یوسف7 فرستاد. از آن جا که آنان تقریباً اطمینان داشتند که یوسف از بین رفته است و از این توصیه و تأکید پدر تعجب می‌کردند؛ حضرت یعقوب به آنان یادآوری می‌کرد که از رحمت الاهی هیچ گاه ناامید نشوید که ناامیدی از رحمت و لطف الاهی، ویژگی کافران است:

gیا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیهِ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَf؛ پسرانم! بروید، و از یوسف و برادرش جست‌وجو کنید و از رحمت خدا ناامید نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا ناامید مى‏شوند!».[7]

در آیه‌ای دیگر ناامیدی از رحمت خداوند، همتراز گمراهی دانسته شده است:

gقالَ وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَf؛ گفت: جز گمراهان، چه کسى از رحمت پروردگارش ناامید مى‏شود؟[8]

همچنین امام علی7، در زمینه رویکرد و تأثیر منفی و مخرب ناامیدی می‌فرمایند: gوَ إن مَلَکَهُ الیأسُ قَتَلَهُ الأسَفُf؛ اگر ناامیدی چیره شود، تأسف شخص را از پا در می‌آورد.[9] در این حکمت، یأس وناامیدی به منزلة سوهان روح عنوان شده است و با ناکامی رابطه تنگاتنگی دارد که سرانجام آدمی را به گرداب مرگ می‌فرستد. ناامیدی عامل از خود بیگانگی و از دست دادن هویت آدمی است که هر کس گرفتارش شود، سقوط خواهد کرد [10].

  1. تبیین چالش ناامیدی از ظهور

با بررسی و جستار میدانی در میان مردم، ممکن است افرادی دیده شوند که نسبت به ظهور ناامید باشند؛ هرچند ناامیدی خود را به زبان نیاورند. در عین حال بر اساس شواهد و تجربه‌ها می‌توان دریافت که امروزه بیش‌تر مردم نسبت به ظهور امام7 ناامید نیستند و نکته‌هایی هایی که در روایات مبنی بر فرَج و ظهور پس از یأس داده شده و کلاً مقوله‌های نومیدانه هنوز در بین عموم مردم دیده نمی‌شود، بلکه بیش‌تر مردم، حداقل در ظاهر و گفتار منتظر امام مهدی4 هستند.

در روایات پیشوایان معصوم نیز خبرهایی از آینده ملاحظه می‌شود که برخی مردم از آمدن موعود و منجی عالم، ناامید می‌شوند؛ تاجایی که حتی برخی منکر وجود او می‌شوند؛ به عنوان نمونه:

«عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ7 قَالَ: قَالَ لِی یَا أَبَا الْجَارُودِ إِذَا دَارَتِ الْفَلَکُ وَ قَالَ النَّاسُ مَاتَ الْقَائِمُ أَوْ هَلَکَ بِأَیِّ وَادٍ سَلَکَ وَ قَالَ الطَّالِبُ أَنَّى یَکُونُ ذَلِکَ وَ قَدْ بُلِیَتْ عِظَامُهُ فَعِنْدَ ذَلِکَ فَارْجُوهُ فَإِذَا سَمِعْتُمْ بِهِ فَأْتُوهُ وَ لَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْج؛ ابوالجارود می‌گوید: امام باقر7 به من فرمود: ای ابوالجارود! چون زمانی برسد که مردم بگویند: قائم مرده و یا هلاک شده و در کدامین وادی سلوک می‌کند؟ و طالب بگوید: کجا قائمی وجود دارد، حتی استخوان‌های او پوسیده است؛ در این هنگام به او امیدوار باشید و چون دعوت او را شنیدید، نزد او بروید؛ گرچه به صورت سینه خیز بر روی برف باشد.[11]

این روایت، نمونه‌ای از وعده‌های ائمه معصوم:، نسبت به وقوع چالش ناامیدی از ظهور در آینده است و هرچند به طور صریح به یأس اشاره است؛ مفهوم روایت واضح است که عده‌ای از مردم (بر اثر دلایلی که در ادامه خواهد آمد) از این وعده الاهی ناامید می‌شوند و حتی این چالش در گذر زمان به اندازه‌ای بحرانی می‌شود که برخی به فوت امام قائل می‌شوند.

دوم: علل و ریشه‌های یأس و نا امیدی

1.طولانی شدن غیبت

به درازا کشیده شدن غیبت کبرا، امری است که روایات فراوانی به آن تصریح کرده اند. به عنوان مثال، پیامبر اکرم6 می‌فرمایند:

«الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقاً تَکُونُ بِهِ غَیْبَةٌ وَ حَیْرَةٌ ٌ حَتَّى تَضِل‏ فِیهَا الْأُمَمُ ثُمَّ یُقْبِلُ کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛ مهدی از اولاد من، اسم و کنیه او اسم و کنیه من و در خلقت و اخلاق شبیه ترین مردم به من است. برای او غیبتی است که مردم به حیرت افتند تا آن‌جا که از دینشان گمراه می‌شوند. در آن هنگام، مانند شهاب ثاقب ظهور و دنیا را پر از عدل و قسط می‌کند؛ همان گونه که از ظلم و ستم پر شده بود.»[12]

این روایت به طولانی بودن غیبت امام7 تصریح می‌کند که در نتیجه مردم به مشکلاتی دچار می‌شوند. افرادی که در طول زندگی، مقولة ظهور حضرت را شنیده و خوانده اند و احیاناً از نزدیک بودن ظهور و پدیدار شدن برخی از علامات ظهور، شنیده‌اند؛ اکنون پس از گذشت سالیان متمادی و طولانی و عدم تحقق آن وعده ها، ممکن است مردم از اصل ظهور امام7 ناامید شوند.

  1. عجله داشتن در تحقق امر ظهور

علت دیگر ناامیدی از ظهور، «استعجال» است. «استعجال»، به معنای عجله کردن و خواستن چیزی است قبل از رسیدن وقت و تحقق زمینه‌های لازم آن[13]. افراط و تفریط‌ در هر امری مذمت شده است؛ از جمله در بحث ظهور که استعجال در آن امری افراطی و استبعاد آن امری تفریطی است و هر دو نیز مذمت گردیده است. دور شمردن ظهور، وجه مقابل استعجال است که سبب بی تفاوتی و قساوت قلب می‌شود[14].

در روایات عجله داشتن در تحقق ظهور و شتابزدگی در این امر بسیار نکوهش شده است. مرحوم صدوق در کمال الدین نقل می‌کند که امام رضا7 فرمودند: «یُهلِکُ فیها المُستَعجِلُونَ؛ شتابزدگان درباره آن [=ظهور] هلاک می‌شوند.»[15] امام صادق7 فرمودند: «إنَّما هَلَکَ النَّاسُ مِن استِعجالِهِم لِهذاالأمرِ. إنَّ اللهَ لا یَعجَلُ لِعَجَلَةِ العِبادِ إنَّ لِهذا الأمرِ غایَةٌ یَنتَهِی إلَیها فَلَو قَد بَلَغُوها لَم یَستَقدِمُوا و لَم یَستَأخِرُوا؛ شتاب مردم برای این کار [=ظهور] آن‌ها را هلاک کرد. خداوند برای شتاب مردم، شتاب نمی‌کند. برای این امر مدتی است که باید پایان پذیرد. اگرمدت آن سرآید، نه ساعتی جلو می‌افتد و نه ساعتی تأخیر می‌شود»[16].

این امر ممکن است که زمینه و مقدمه تحقق هلاکتی که بر اساس روایات به شتاب‌زدگان هشدار داده شده است؛ همان ناامیدی ای باشد که بر اثر استعجال به فرد یا افراد دست می‌دهد و زمینه‌ای خطرناک می‌گردد که آنان را تا مرز هلاکت دنیوی و اخروی سوق دهد.

پدیدة استعجال می‌تواند معلول یکی از دو عامل ذیل باشد:

الف) سطحی نگر بودن انسان و فقدان دورنگری و عادت ندادن خود به دیدن افق‌های دورتر زندگی و توجه به منافع و مصالح بسیار نزدیک و محسوس و زودگذر و غفلت از مصالح آینده و اهداف بزرگ رسالت جهانی و فراگیر امام زمان4؛

ب) آگاهی نداشتن به مسیر طبیعی و منطقی تحولات اجتماعی و عدم شناخت قوانین حاکم بر تحولات اجتماعی و عدم توجه به این نکته که ظهور از سنت‌های الاهی است و مانند همة سنت‌ها باید پس از تحقق همة زمینه‌ها انجام گیرد.[17]

باتوجه به دو عامل مذکور، می‌توان دریافت کسانی که به عللی، مانند نزدیک‌نگری و سطحی اندیشی و عدم توجه به زمینه‌های تحقق امر ظهور، دچار استعجال در امر ظهور می‌شوند، پس از مدتی و به تدریج به یأس دچار شده و گام به گام از اعتقاد آن‌ها به وجود امام حیّ و منجی عدالت گستر کاسته می‌شود و چه بسا در نهایت از اصل امر ظهور امام مهدی4 ناامید گردند.

  1. تعیین وقت ظهور امام4

«توقیت»، یکی دیگر از دلایل ناامیدی و یأس عده‌ای از ظهور حجت خداست. یکی از هشدارهای جدی ائمه معصوم: در مسئله مهدویت، بحث «توقیت» و «تعیین وقت برای ظهور» است. در روایات متعددی از وجود تعیین کنندگان وقت و مذمت آن‌ها یاد شده است که در بخش راهکارهای پیشگیری و درمان، بیش‌تر به آن خواهیم پردخت.

تعیین وقت، هم تعیین وقت قطعی را شامل می‌شود؛ مانند این‌که کسی بگوید ظهور در فلان سال است و هم تعیین وقت به صورت بیان دوره زمانی معیّنی را در برمی‌گیرد؛ به گونه‌ای که از آن، دوره‌ زمانی خاصی اراده و فهمیده شود. همچنین توقیت می‌تواند به صورت تصریح به زمان ظهور باشد، و هم به شکل اشاره و تصریح به وقوع برخی علائم که به ظهور متصل هستند[18].

زمینه‌ها و خاستگاه‌های توقیت عبارتند از:

  1. تعجیل در امر فرج؛ 2. عوام فریبی بر اثر هوا و هوس؛ 3. توهم و خیال پردازی؛ 4. تطبیق نادرست آثاری که از قدرت‌های روحی و ریاضت‌ها به‌دست می‌آورند؛ یعنی چیزهایی را پیش‌بینی می‌کنند؛ اما در تطبیق آن‌ها اشتباه صورت می‌دهند و درواقع تصور می‌کنند آنچه پیش‌بینی کرده‌اند، ظهور است و لذا برای ظهور تعیین وقت می‌کنند.[19]

بنابراین، تعیین وقت ظهور، امری است که حتی اگر از سوی بزرگان سیاسی و دینی مشهور و صاحب نفوذ انجام شود، ممکن است بر اثر عدم تحقق ظهور در زمان تعیین شده، هم خود آن‌ها و هم عموم جامعه مسلمین در معرض یأس و ناامیدی از این امر حتمی قرار گیرند.

  1. تطبیق ناصواب

از جمله علل مهم یأس و ناامیدی از ظهور، «تطبیق» است؛ به این معنا که عده‌ای با خواندن یا شنیدن چند روایت در علائم ظهور، آن روایات را بر افراد یا حوادثی تطبیق می‌دهند. گفتنی است بر اساس مفاد روایات این امر خطیر، تشخیص مؤلفه‌ها و علائم سپاه حق و باطل بر عهده علمای راستین گذاشته شده است؛ همان‌ها که در عصر غیبت کبرا، به عنوان «نواب عام» عهده دار امور گشته اند[20].

گاهی اوقات، بعضی در پی تطبیق علائم ظهور بر پدیده‌های موجود بر می‌آیند و بدین وسیله از نزدیک بودن ظهور و احتمال قریب الوقوع بودن آن خبر می‌دهند. البته صرف تطبیق روایات بر حوادث، موجد آفت و آسیب نیست، بلکه آفت قضیه، مطالب و ادعاهایی است که افرادی به صرف خواندن چند روایت و بدون بررسی آیات و روایات و مطالب تاریخی و عدم بهره‌مندی از قدرت تشخیص صحیح و سقیم روایات، در این زمینه مطالبی مطرح می‌کنند؛ یعنی بدون داشتن تخصص در زمینه امر ظهور، به اظهار نظر در این مقوله می‌پردازند.

مسئله مهمی که نباید فراموش شود، پیامد خطا در تطبیق و عدم تحقق آن تطبیق بر علائم ظهور است؛ زیرا اشتباه در این زمینه، شک و تردید برخی از افراد را در سایر مطالب ارائه شده و حتی تردید در اصل مهدویت را باعث خواهد شد و همچنین سبب یأس و ناامیدی بسیاری از افراد، بر اثر عدم وقوع ظهور می‌گردد. از جمله افراد و اشخاصی که در گذشته و حال مصادیقی برای ظهور قلمداد تعیین شده‌اند، افرادی مانند یمانی، خراسانی، سفیانی و شعیب بن صالح هستند که به مرور زمان کذب بودن این تطبیق‌ها و آثار منفی آن در اعتقادات و اعمال و اخلاق مردم دیده شده است.[21] در سال‌های اخیر نیز مستندی به‌نام «ظهور نزدیک است» از سوی عده‌ای تهیه شد که افراد مذکور (یمانی، خراسانی، سفیانی و شعیب‌بن صالح) را بر افرادی در عصر امروز تطبیق دادند و آثار مخربی را در بین عده‌ای از متدینان ایجاد کرد؛ به‌طوری که آنان را تا مرز ناامیدی از اصل ظهور کشاند.

  1. ملاقات گرایی

ازجمله خطرهایی که در عصر غیبت در کمین منتظران قرار دارد، «ملاقات گرایی» است که ممکن است در نهایت به ناامیدی و یأس از ظهور منجر شود.

هستند کسانی که تمام وظیفة خویش را رسیدن به دیدار حضرت می‌پندارند و از اجرای بقیه وظایف واجب غافل‌اند و دیگران را تنها به این عمل، به عنوان برترین وظیفه فرا می‌خوانند. نیز مدعیانی هستند که بی دلیل یا به ساده ترین اتفاق، ادعای ملاقات می‌کنند و گاهی گرفتن دست خط از امام یا آوردن پیام از طرف آن حضرت را مدعی می‌شوند![22] این امر رفته رفته و در طول زمان، در کنار عدم توفیق دیدار و ملاقات با حضرت، به یأس و ناامیدی از ظهور ختم می‌گردد؛ چرا که به زعم افراد مذکور، فرد تمام وظیفه خود را در این دنیا ملاقات با امام دانسته و چیزی در این زمینه به‌دست نمی‌آورد؛ و یا از ارتباط با افراد مدعی دیدار، جز پوچی وعده‌ها ندیده است و چه بسا شب و روز خود را برای رسیدن به این توفیق صرف می‌کند و لذا حال که پس از زمان طولانی، دست خود را خالی می‌بیند و طبیعی است که این رویه به ناامیدی ازظهور منتهی ‌گردد.

  1. عدم معرفت آموزه‌های مهدویت و برداشت‌های نادرست از آن

گاهی علت یأس و ناامیدی از ظهور امام7، «عدم بینش و درک صحیح از آموزه‌های مهدوی» است. به عنوان نمونه در موضوع «انتظار فَرَج» برداشت‌های مختلفی قابل تصور است:

برخی افراد انتظار فرج را در دعا برای فرج و امر به معروف و نهی از منکرهای جزیی منحصر می‌دانند و بیش‌تر از آن وظیفه‌ای برای خویش قائل نیستند.

صورت دوم این‌که به زعم برخی افراد، امر به معروف و نهی از منکرهای جزیی نیز ضروری نیست؛ چون در دوران غیبت، کاری از آمران به معروف و ناهیان از منکر برنمی‌آید و لذا تکلیفی بر عهده کسی نیست. امام زمان4 هنگام ظهور کارها را شخصاً‌حل می‌کنند!

صورت سوم چنین است: جامعه بایستی به حال خود رها شود و کاری به فساد نباید داشت تا زمینه ظهور - که دنیایی پر از ظلم و فساد است - فراهم آید.

صورت چهارم: نه تنها نباید جلو مفاسد و گناهان را گرفت، بلکه بایستی به آن‌ها دامن زد تا زمینه ظهور حجت4 هر چه بیش‌تر فراهم آید.

صورت پنجم آن‌که هر حکومتی به هر شکل، باطل و برخلاف اسلام است. از منظر قائلان به این دیدگاه، هر اقدامی برای تشکیل حکومت در زمان غیبت، خلاف شرع و مخالف نصوص و روایات معتبر است؛ زیرا در روایات آمده است که هر عَلَم و پرچمی که قبل از ظهور قائم4 برافراشته شود، باطل است.[23]

در موضوع غیبتِ امام7 نیز برداشت‌های نادرستی وجود دارد که به ناامیدی از اصل ظهور منجر می‌گردد. برخی غیبت حضرت را به معنای «عدم حضور» معنا کرده و گروهی از ایشان معتقدند، حضرت مهدی4 مانند حضرت عیسی7 به آسمان رفته است.[24]

در حالی که غیبت در مقابل «ظهور» است؛ نه در مقابل «حضور». غیبت به معنای عدم ظهور است، نه عدم حضور. درواقع امام حاضر است؛ گرچه ظاهر نیست. ما منتظر ظهور امام زمان4 هستیم، نه منتظر حضور امام. امام را غایب نامیده‌اند؛ بدان دلیل که ایشان از نظرها غائب هستند؛ نه این‌که در جامعه حضور ندارند. به عنوان مثال: نیروی جاذبه در همه‌جا حاضر است؛ ولی ظاهر نیست. یا مثلاً روح در وجود ما، حاضر است، ولی ظاهر نیست.[25] روایات نیز حضور حضرت را در جامعه به ما یادآوری می‌کنند؛ ازجمله:

«صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ یَتَرَدَّدُ بَیْنَهُمْ وَ یَمْشِی فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأُ فُرُشَهُمْ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَهُ أَنْ یُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ کَمَا أَذِنَ لِیُوسُف‏...؛[26] ... صاحب این امر، میان آنان آمد و شد می‌کند؛ در بازارهایشان گام برمی‌دارد و قدم بر فرش‌هاى ایشان می‌گذارد و آنان او را نمی‌شناسند، تا این‌که خداوند او را اجازه فرماید که خودش را معرّفى کند؛ همان گونه که خداوند یوسف را اجازه فرمود...».[27]

عده‌ای دیگر، حضرت را در دور دست‌ها (جزیرة خضرا و ...) پنداشته و برخی هر گونه امکان دیدار با حضرت را نفی کرده‌اند؛ در حالی که این دیدگاه‌ها نادرستند و با روایات ما سازگار نیستند. مطابق روایات، حضرت مهدی بر خلاف حضرت عیسی7، به آسمان نرفته، در میان مردمان است و در شهرها و بازارها و ... قدم می‌نهد[28]. هرسال در موسم حج حاضر می‌شود؛ مردم را می‌بیند و می‌شناسد و مردم او را می‌بینند و نمی‌شناسند:

«وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَةٍ فَیَرَى النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ‏ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ‏؛[29]و اللَّه صاحب الأمر همه ساله در موسم حج حاضر مى‏شود و مردم را مى‏بیند و مى‏شناسد و مردم نیز او را مى‏بینند؛ امّا نمى‏شناسند[30]».

برخی معتقدند بین غیبت و حضور هیچ تفاوتی نیست. لذا توقع دارند حضرت در هر امری دخالت کند. این دیدگاه نیز به خطا راه پیموده است؛ زیرا اگر قرار باشد حضرت به‌ صورت مستقیم در هر کاری دخالت کنند یا همه به محضرشان مشرف شوند؛ دیگر غیبت معنایی ندارد[31].

بنابراین، با عدم فهم صحیح از آموزه‌های مهدوی و عدم معرفت به امام زمان4، شبهاتی در ذهن برخی مردم ممکن است ایجاد شود، مبنی بر این که اگر امامی در این دنیا هست، چرا در رفع گرفتاری عموم مسلمانان در مناطق مختلف دنیا اقدامی نمی‌کند. چه بسا این عدم شناخت و برداشت‌های غلط از آموزه‌های مهدوی پیامد‌های مهمی را موجب گردد که مقدمه همه آن‌ها ناامیدی از ظهور امام مهدی4 است.

  1. قدرت و تسلط جبهه باطل بر جهان و ظلم همه جانبه علیه مسلمانان

یکی دیگر از علل ناامیدی نسبت به مقولة ظهور، «افزایش روز افزون ظلم فراگیر در سراسر جهان»، به ویژه علیه مسلمانان است که از سوی حکومت‌های مستبد و خونریز تحمیل می‌شود. مثلا رژیم جعلی اسرائیل که بیش از هفتاد سال از تأسیس این مجموعه منحوس می‌گذرد، نه تنها سال‌هاست در فلسطین مشغول خونریزی است، بلکه بارها نسبت به ترور و قتل بسیاری از مسلمانان و دانشمندان در سایر ملل به‌ویژه در جمهوری اسلامی ایران، اقدامات فراوانی انجام داده است که ترور دانشمندان هسته‌ای یکی از مصادیق آشکار این مقوله است.

طی سال‌های اخیر نیز دولت‌های مستکبر، با همراهی کشورهای مرتجع منطقه خاورمیانه، در پی حاکم کردن دولتی جعلی به‌نام داعش برای جنگ نیابتی در منطقه بودند که در تحقق این خواسته، تاکنون فقط در کشور سوریه بیش از پانصد هزار انسان بی گناه در طول هفت سال به قتل رسیده‌اند[32].

مشاهده رخدادهایی که حاکی از ظلم گسترده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر مسلمانان جهان است، در کنار ضعف ایمان به وعده‌های الاهی، و نیز سستی باورها وعقاید مهدوی، در برخی افراد، به سیاه نمایی، برداشت‌ها و تحلیل‌های نادرست منتهی گشته که در نهایت به یأس و ناامیدی از اصل ظهور منجر می‌شود؛ مبنی بر این‌که مگر ممکن است حجت خدا این فجایع و ظلم فراگیر را ببیند و ظهور نکند؟!

  1. عملکرد ناصحیح منتظر نمایان و داعیه داران نظام اسلامی

در پایان این بخش، می‌توان به دلایل دیگری برای یأس از ظهور اشاره کرد که ازجمله آن‌ها «بی تقوایی و اعمال و رفتار نادرست» منتظرنماها و بزرگان و رؤسای نظام اسلامی است. امام صادق7 در وصف حوادث آخرالزمان و وضعیت اصناف گوناگون در آن عصر چنین می‌فرماید: «...وَ رَأَیْتَ الْمَنَابِرَ یُؤْمَرُ عَلَیْهَا بِالتَّقْوَى وَ لَا یَعْمَلُ الْقَائِلُ بِمَا یَأْمُر؛ بر روی منبرها مردم را به پرهیزکاری دستور می‌دهند؛ ولی گوینده خود به گفته خویش عمل نمی‌کند.[33]» وقتی مردم فردی را در لباس روحانیت و یا در منصب و جایگاه مهمی از نظام اسلامی می‌بینند که داعیه دار انتظار ظهور است؛ اما عملکردش نه تنها برخلاف «انتظار» و «منتظر» است، بلکه اقداماتی همسو با دشمنان از او دیده می‌شود؛ در چنین حالتی این رفتارها در انحراف عقیده بسیاری از مردم حتی بر عرصه جامعه جهانی مسلمانان تأثیر منفی گذاشته و چه بسا مردم را به ورطه یأس از امر ظهور سوق می‌دهد.

سوم: پیامدها

یأس و ناامیدی از ظهور، چالشی بسیار مهم و دارای پیامدهایی است که در ادامه به آن‌ها پرداخته می‌شود.

باید توجه داشت که این وضعیت، امکان هرگونه اصلاح و رشد را ازمیان می‌برد و از معاضدت و تعامل افراد جامعة منتظر در اجرای وظایف و تکالیف خود می‌کاهد. این وضعیت، بروز بحران‌ها و انحرافات فکری و عملی خاصی را موجب می‌شود که همچون گذشتة تاریخ، خطر وقوع آن‌ها محتمل است[34].

1.گریز از امام و آرمان‌های او

از جمله پیامدهای ناامیدی از ظهور، «گریز از ولیّ خدا و آرمان‌های» ایشان است. اهداف عالی امام4 از منظر چنین افرادی ارزشی ندارد و اینان گرفتار روزمرّگی شده‌اند. در شرایطی که افراد به وضعیت زندگی بسنده کرده و از کسی که می‌خواهد این وضع زندگی را تغییر دهد، شناخت کافی ندارند و از آمدن منجی عالم ناامید شده‌اند؛ رفته رفته از این عامل تغییر، فاصله گرفته و از آن گریزان خواهند شد[35].

  1. ایجاد بدبینی به شخصیت امام4

گاهی استمرار بی‌‌تفاوتی یا گریز از آرمان‌های حجت خدا، به «بدبینی نسبت به موعود منتظَر» منجر خواهد شد ؛ چرا که فرد در طول عمر خود به آمدن منجی معتقد بود؛ اما به دلایلی که تعدادی از آن‌ها سابقاً ذکر شد، اکنون به تحققش هیچ امیدی ندارد و به‌ همین دلیل، چه بسا در مهلکه بزرگی گرفتارشود که نسبت به امامش بدبین گردد و طبق روایت ذیل از اعتقاد به ظهور برگردد:

«قَالَ لِی یَا أَبَا الْجَارُودِ إِذَا دَارَتِ الْفَلَکُ وَ قَالَ النَّاسُ مَاتَ الْقَائِمُ أَوْ هَلَکَ بِأَیِّ وَادٍ سَلَکَ وَ قَالَ الطَّالِبُ أَنَّى یَکُونُ ذَلِکَ وَ قَدْ بُلِیَتْ عِظَامُهُ ...[36]؛ ابوالجارود می‌گوید: امام باقر7 به من فرمودند: ای ابوالجارود! زمان به پیش برود، تا جایی که مردم بگویند قائم مرده و یا هلاک شده و در کدامین وادی سلوک می‌کند؟ و جوینده [موعود] بگوید: کجا قائمی وجود دارد؛ استخوان‌های او نیز پوسیده است... ».

  1. انکار وجود امام4

گاهی ناامیدی از ظهور، پس از طی مراحلی، ممکن است به «انکار وجود امام4» منجر گردد؛ همان طور که برخی افراد و جریان‌های انحرافی، اعم از گمراه و بد راه و به تعبیر قرآن ضال و فاسق؛ به انکار و نفی مهدی و مهدویت کشیده می‌شوند[37]. برخی روایات نیز گوشه‌ای از اوضاع دوران غیبت را چنین ترسیم کرده اند؛ از جمله امام صادق7 فرمودند:

«...کَذَلِکَ غَیْبَةُ الْقَائِمِ فَإِنَّ الْأُمَّةَ سَتُنْکِرُهَا لِطُولِهَا فَمِنْ قَائِلٍ یَهْذِی بِأَنَّهُ لَمْ یُولَدْ وَ قَائِلٍ یَقُولُ إِنَّهُ‏ یَتَعَدَّى إِلَى ثَلَاثَةَ عَشَرَ وَ صَاعِداً وَ قَائِلٍ یَعْصِی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِقَوْلِهِ إِنَّ رُوحَ الْقَائِمِ یَنْطِقُ فِی هَیْکَلِ غَیْرِهِ...[38]؛ غیبت قائم مانیز چنین است [=شبیه غیبت حضرت عیسی7]؛ زیرا امت اسلام به واسطه طولانی شدن غیبتش وجود او را انکار می‌کنند. بعضی خواهند گفت: هنوز متولد نشده و گروهی می‌گویند: متولد شده؛ امّا وفات کرده است و طایفه‌ای می‌گویند: امام یازدهم7 عقیم بوده، و جماعتی ائمه: را سیزده تن و بیش‌تر خواهند دانست. عده‌ای هم می‌گویند: روح قائم7 در بدن دیگری سخن می‌گوید!»

البته انکار امام مهدی4، خود معلول چندین علل است؛ اما چه بسا یکی از علل آن، ناامیدی از ظهور باشد. بنابراین، در روایات نسبت به انکار امام4 هشدارهای جدی ملاحظه می‌شود. پیامبر6 در این زمینه می‌فرمایند:

«الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَى مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَى کِتَابِ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَانِی وَ مَنْ أَنْکَرَهُ فِی غَیْبَتِهِ فَقَدْ أَنْکَرَنِی وَ مَنْ کَذَّبَهُ فَقَدْ کَذَّبَنِی وَ مَنْ صَدَّقَهُ فَقَدْ صَدَّقَنِی إِلَى اللَّهِ أَشْکُو الْمُکَذِّبِینَ لِی فِی أَمْرِهِ وَ الْجَاحِدِینَ لِقَوْلِی فِی شَأْنِهِ وَ الْمُضِلِّینَ لِأُمَّتِی عَنْ طَرِیقَتِهِ gوَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونf‏[39]؛ هر کس در زمان غیبتش منکر وی شود، وجود او را انکار کرده است. هر کس او را تکذیب کند، مرا تکذیب کرده است و آن کس که وی را تصدیق کند، مرا تصدیق کرده است. به خدا شِکوه می‌برم از کسی که آنچه را دربارة او گفته‌ام، تکذیب کند یا منکر شود یا امت مرا از راه او بر گرداند: و آن‌ها که ستم کردند، به زودى مى‏دانند که بازگشتشان به کجاست[40]».

این فرمودة حضرت گویای جدی بودن این آسیب و خطر است. پیامبر6 همچنین دراین زمینه می‌فرمایند: «هرکس وجود فرزندم قائم را انکار کند، منکر من شده است»؛ حتی آن حضرت تأکید می‌کنند: «هرکس قائم ما را در زمان غیبتش انکار کند، مانند مردم جاهلیت از دنیا می‌رود»[41].

بنابراین، بر اثر غیبت طولانی امام عصر4 بعضی افراد وجود و نقش ایشان را در اداره جهان هستی انکار می‌کنند که این اعتقاد می‌تواند از پیامد دیگر ناامیدی از ظهور محسوب شود و چه بسا به همین دلیل مقوله طولانی شدن غیبت مورد توجه رسول خدا6 و ائمه اطهار: قرار گرفته است و آن را پیش‌گویی کرده‌اند.[42] یأسی که خود می‌تواند معلول طولانی شدن غیبت باشد. از دیگر پیامدهای مهم این مقوله، برگشتن مردم از اعتقاد به وجود امام7 است؛ چنان‌که امام کاظم7 از اوضاع مردم دوران غیبت چنین خبر می‌دهند:

«إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیَانِکُمْ- لَا یُزِیلُکُمْ عَنْهَا أَحَدٌ یَا بُنَیَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ کَانَ یَقُولُ بِهِ إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ لَوْ عَلِمَ آبَاؤُکُمْ وَ أَجْدَادُکُمْ دِیناً أَصَحَّ مِنْ هَذَا لَاتَّبَعُوه‏؛ زمانی که فرزند پنجم از امام هفتم غایب گردد، خدا را خدا را در امر دینتان. احدی شما را ازدینتان دور نکند. فرزندم! صاحب این امر را از غیبت گریزی نیست. آن غیبت ادامه پیدا می‌کند تا آن‌جا که کسانی که به این امر قائل و به آن معتقد هستند، از آن بر می‌گردند. این غیبت امتحان و آزمایشی است از خدای عزوجل که خلایق را با آن می‌آزماید و اگر پدران شما و اجدادتان دینی صحیح تر از این سراغ داشتند، حتما آن را پیروی و تبعیت می‌کردند».[43]

  1. سستی و تنبلی و قانع بودن به وضع موجود

سومین پیامد یأس از ظهور و فرج، تنبلی و بی مسئولیتی و «قانع بودن به وضع موجود» است. به عبارت دیگر، چنین افرادی و در سطحی گسترده چنین جامعه‌ای، برای پیشرفت و تحقق اهداف و ارزش‌های الاهی و انسانی تلاشی نمی‌کنند و قدمی در زمینه تحقق وضعیت بهتری در هیچ یک از عرصه‌ها بر نخواهند داشت؛ درحالیکه روایات اهل بیت: منتظران را به تلاش و کوشش در زمینه‌سازی برای ظهور، توصیه و حتی از قبل، آمدن زمینه سازان را وعده داده اند. در روایتی از پیامبر اکرم6 چنین آمده است:

«یَخرُجُ ناسٌ مِنَ المشرقِ یُوَطّئُونَ‏ لِلمَهدی یعنی سُلطانَه‏؛ مردمی از مشرق زمین، برای زمینه‌سازی سلطنت و حکومت امام مهدی4 خروج می‌کنند[44]».

  1. ترک امر به معروف و نهی از منکر

ناامیدی و بی تفاوتی جامعة منتظر، مهم ترین اثر خود را در ترک وظیفة «امر به معروف» و «نهی از منکر» نشان خواهد داد. در جامعة منتظر، همه افراد در انتقال و آموزش صریح یا پنهان ارزش‌ها و هنجارها و نیز نظارت بر اجرا یا تخطی از آن‌ها نقش بسزایی دارند و بی‌تردید همین امر بقای باورهای فرهنگی و در نتیجه حفظ وحدت و انسجام عقیدتی و دینی جامعة منتظر را موجب می‌شود. پرداختن به امر به معروف و نهی از منکر که لازم و ملزوم یکدیگر به حساب می‌آیند و تواماً اثر بخش هستند؛ اهمیت بی‌نظیر خود را در مصونیت اجتماع از ناهنجاری‌ها نشان می‌دهند و طبیعی است که اگر این دو فریضه در ساختار اجتماعی از جایگاه خود برخوردار نباشند، جامعه، پیامد‌های ناگواری خواهد داشت[45]. به همین دلیل، حضرت علی7 اعلان خطر کرده، چنین تذکر می‌دهند:

«مفاسد آشکار شده، نه انکار کننده و تغییر دهنده‌ای پیدا می‌شود و نه باز دارنده‌ای به چشم می‌خورد. آیا با این وضع می‌خواهید در دار قدس خدا وجوار رحمتش قرار گیرید و عزیزترین اولیائش باشید؟! هیهات! خدای را دربارة بهشت جاویدانش نمی‌توان فریفت و هیچ کس به جلب رضایتش قادر نیست؛ مگر با اطاعت از او. خداوند امر کنندگان به معروف را که خود ترک کننده معروفند و نیز نهی کنندگان منکر را که خود مرتکب آن می‌شوند، لعنت می‌کند [46].

البته ممکن است ترک امر به معروف و نهی از منکر، معلول علل مختلفی، از جمله ضعف ایمان، اعتقادات و ناامیدی از اصلاح جامعه نیز باشد؛ اما طبیعی است که اگر فرد یا افرادی نسبت به ظهور امامی که خود بزرگ‌ترین داعی به معروف و ناهی از منکر است ناامید شوند؛ دیگر در بین مردم انگیزه‌ای برای اجرای این فریضه الاهی نخواهد بود و آن را ترک می‌کنند و بنابر اخباری که اوضاع دوران غیبت را تشریح کرده‌اند، به مراتب شرایط بدتری در غیبت کبرا ایجاد می‌شود؛ چنان‌که رسول خدا6 فرمودند:

«کَیْفَ بِکُمْ إِذَافَسَدَتْ نِسَاؤُکُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُکُمْ وَلَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَقِیلَ لَهُ وَیَکُونُ ذَلِکَ یَارَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَشَرٌّمِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَاأَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَنَهَیْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِیلَ لَهُ یَارَسُولَ اللَّهِ وَ یَکُونُ ذَلِکَ قَالَ نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَارَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْکَراً وَالْمُنْکَرَمَعْرُوفاً؛ چگونه خواهیدبود، زمانی که زنان شما فاسد وجوانان شما فاسق شوند، نه امر به معروف می‌کنید و نه نهی از منکر؟! عرض کردند: یارسول الله! آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: آری، از این هم بدترخواهد شد! عرض کردند: یارسول الله! آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: آری، از این هم بدتر می‌شود. چگونه خواهید بود وقتی که ببینید معروف، منکر گشته و منکر معروف می‌شود؟[47]

  1. چیرگی بیگانگان و ذلت در برابر آن‌ها

«انفعال و ذلت در برابر بیگانگان»، پیامد ششم چالش ناامیدی از ظهور است؛ چرا که چنین فرد و جامعه‌ای پس از این‌که بر اثر ناامیدی دچار تنبلی و سستی در امور شدند؛ به‌طور معمول انگیزه‌ای برای مبارزه با بیگانگان نخواهد داشت و از طرفی چون تلاشی برای تحقق وضع بهتر تلاشی صورت نمی‌دهند؛ ذلت در برابر دشمنان را به ناچار باید بپذیرند و این، در حالی است که منتظران واقعی ظهور باید از انگیزش بسیار بالایی برای زمینه سازی برخوردار باشند و به هیچ عنوان اجازه چیرگی و سلطه بیگانگان را ندهند؛ چرا که هم آموزه‌های قرآنی، مانند gوَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُم[48] برآن تأکید کرده و هم امامان معصوم: بر آن سفارش اکید داشته‌اند:

«أَمَاعَلِمْتَ أَنَّ مَنِ ارْتَبَطَ دَابَّةً مُتَوَقِّعاًبِهِ أَمْرَنَا وَیَغِیظُ بِهِ عَدُوَّنَا وَهُوَمَنْسُوبٌ إِلَیْنَا أَدَرَّاللَّهُ رِزْقَهُ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ وَ بَلَّغَهُ أَمَلَهُ وَ کَانَ عَوْناً عَلَى حَوَائِجِهِ؛[49] نمی‌دانى هر که در انتظار فرج پاکشى داشته باشد، و دشمن ما را خشمناک کند که به دشمنی ما منسوب است؛ خدا روزی‌اش را برگشاید و سینه‏اش را باز کند و او را به آرزویش رساند و در کارهایش کمک او باشد».[50]

چهارم: راهکارهای پیشگیری و درمان

  1. استمداد از خدای متعال به‌وسیله ادعیه مأثور

انسان منتظر، در هر مشکل و چالشی باید قبل از هر راهکاری از پروردگار مهربان طلب یاری کند و در این دنیای پر ازآشوب و فتنه ها، به معصومان: متوسل شود و از خود آنان ثبات در قدم، عقیده و مصونیت از هرگونه انحراف و در نهایت عاقبت بخیری را مسئلت کند. بنابراین، یکی از راهکارهای مهم و اساسی در پیشگیری و درمان هر چالشی، به ویژه چالش یأس و ناامیدی از امر ظهور، ادعیه مأثوری است که برخی از آن‌ها را بیان می‌کنیم:

  1. در دعایی که در عصر غیبت باید خواند، آمده است: «... وَ أَنْتَ الْعَالِمُ غَیْرُ الْمُعَلَّمِ بِالْوَقْتِ الَّذِی فِیهِ صَلَاحُ أَمْرِ وَلِیِّکَ فِی الْإِذْنِ لَهُ بِإِظْهَارِ أَمْرِهِ وَ کَشْفِ سِرِّهِ فَصَبِّرْنِی عَلَى ذَلِکَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لَا کَشْفَ مَا سَتَرْتَ وَ لَا الْبَحْثَ عَمَّا کَتَمْتَ وَ لَا أُنَازِعَکَ فِی تَدْبِیرِکَ وَ لَا أَقُولَ لِمَ وَ کَیْفَ وَ لَا مَا بَالُ وَلِیِّ الْأَمْرِ لَا یَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ وَ أُفَوِّضُ أُمُورِی‏ کُلَّهَا إِلَیْک‏... ؛ خداوندا! تو خود به ذات خود آگاهی، بدون آن که کسی تو را آگاه کرده باشد، به زمانی که صلاح امر ولیّت در آن است، تا به او اجازه فرمایی امرش را اظهار و سِرّش را آشکار کند. پس مرا بر امر غیبت اوصبر و شکیبایی عطا کن، تا آنچه تو تأخیرش را خواهی من تعجیلش را نخواهم و آنچه تو تعجیل آن را خواهی من تأخیرش را نطلبم و آنچه را تو مخفی می‌داری، افشای آن را نخواهم و آنچه را کتمان فرمودی، پی جویی نکنم و هرگز در تدبیر امور عالم با تو نزاع و اعتراض نکنم. [در قضا و قدر تو چون و چرا نکنم] و نگویم چه شده است که ولی امر ظاهر نمی‌شود و حال آن که زمین پر از فساد شده است، بلکه تمام امورم را به تو واگذارم...».[51]
  2. در بخش دیگری از دعای عصر غیبت چنین می‌خوانیم: «... وَ قَوِّنَا عَلَى طَاعَتِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَى مُتَابَعَتِهِ وَ اجْعَلْنَا فِی حِزْبِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ الرَّاضِینَ بِفِعْلِهِ وَ لَا تَسْلُبْنَا ذَلِکَ فِی حَیَاتِنَا وَ لَا عِنْدَ وَفَاتِنَا حَتَّى تَتَوَفَّانَا وَ نَحْنُ عَلَى ذَلِکَ غَیْرَ شَاکِّینَ وَ لَا نَاکِثِینَ وَ لَا مُرْتَابِینَ وَ لَا مُکَذِّبِین‏...؛ بار الاها! ما را بر اطاعت او قوی و بر پیروی از او ثابتمان دار، و در حزب و یاورانش و رضایتمندان به رفتارش قرارمان ده! در حیات و ممات آن را از ما سلب منما! تا آن که جانمان را با این ایمان بستانی، بدون هیچ شک و تردید و یا روی گرداندن از آن حضرت و یا تکذیب آن بزرگوار...».[52]
  3. در دعایی که برای امام مهدی4، از سوی امام رضا7 به شیعیان توصیه شده، آمده است: «... وَ قَوِّنَا عَلَى طَاعَتِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَى مُشَایَعَتِهِ وَ امْنُنْ عَلَیْنَا بِمُتَابَعَتِهِ وَ اجْعَلْنَا فِی حِزْبِهِ الْقَوَّامِینَ بِأَمْرِهِ الصَّابِرِینَ مَعَهُ الطَّالِبِینَ رِضَاکَ بِمُنَاصَحَتِهِ حَتَّى تَحْشُرَنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ مُقَوِّیَةِ سُلْطَانِهِ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ ذَلِکَ لَنَا خَالِصاً مِنْ کُلِّ شَکٍّ وَ شُبْهَةٍ وَ رِیَاءٍ وَ سُمْعَةٍ حَتَّى لَا نَعْتَمِدَ بِهِ غَیْرَکَ وَ لَا نَطْلُبَ بِهِ إِلَّا وَجْهَکَ وَ حَتَّى تُحِلَّنَا مَحَلَّهُ وَ تَجْعَلَنَا فِی الْجَنَّةِ مَعَهُ وَ أَعِذْنَا مِنَ السَّامَّةِ وَ الْکَسَلِ وَ الْفَتْرَةِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِکَ وَ تُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِیِّکَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِنَا غَیْرَنَا فَإِنَّ اسْتِبْدَالَکَ بِنَا غَیْرَنَا عَلَیْکَ یَسِیرٌ وَ هُوَ عَلَیْنَا عَسِیرٌ؛ ... خداوندا! ... و ما را بر اطاعت او قوی و بر دنباله روی وی ثابت بدار! به پیروی از او بر ما منت گذار و از حزب او قرارمان ده؛ همان‌ها که به امر او قیام و در همراهی او صبر و استفامت و در جلب رضایت تو برایش خیرخواهی می‌کنند تا در روز قیامت ما را در زمرة یاوران و تقویت کنندگان سلطنت او محشور فرمایی! بارالاها! آن را برای ما خالی از هر شک و شبهه و ریا و خود نمایی قرار ده، تا فقط به خاطر تو این کار را انجام دهیم! تا آن‌که ما را همراه او گردانی و در بهشت نزد او قرارمان دهی و از خستگی و کسالت وسستی، دورمان دار! ما را از کسانی قرار ده که با ایشان دینت را یاری می‌کنی و پیروزی ولیّت را محکم می‌گردانی و دیگری را جایگزین ما مگردان؛ چرا که جایگزین کردن دیگری به جای ما برای تو آسان است؛ و لکن بر ما سخت و گران است».[53]
  4. شناخت و شناساندن حجت خدا و امام عصر4

بدیهی است که ضعف در ایمان و باور و عدم معرفت به امام زمان4 زمینه سست شدن عقیده افراد و جامعه را فراهم می‌کند و در پی آن، یأس و ناامیدی از ظهور را خواهد آمد. پس می‌توان گفت که اولین وظیفه منتظران امام عصر4، برای پیشگیری و درمان ناامیدی از ظهور، «معرفت افزایی» نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. پیامبر اکرم6 فرمودند:

«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً؛[54] هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است».

شخصی از امام صادق7 پرسید: منظور از این جاهلیت چیست؟ آن حضرت فرمودند: «جَاهِلِیَّةَ کُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلَالٍ؛[55] منظور، جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی است».

البته در عرصه معرفت به امام عصر4 توجه به سه معرفتِ محوری ضروری به نظر می‌رسد:

الف) تمام مقام‌های پیامبر اعظم6 به جز مقام نبوت و رسالت، برای امام زمان4 و سایر امامان معصوم: ثابت است؛ زیرا پیامبر اکرم فرمودند:

«یَا عَلِیُّ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى غَیْرَ أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی‏؛[56] ای علی! نسبت تو به من، مانند رابطه هارون به موسی است؛ با این تفاوت که پس از من پیامبری نیست».

ب) نهایی ترین وظیفه و هدف امام زمان4 که حتی ظلم ستیزی و عدالت گستریِ حضرت مقدمه آن به شمار می‌آید؛ گسترش معرفت و عبودیت حق تعالی در سرتاسر زمین و زمان بین همه آدمیان است.

ج) حضرات معصوم: و از جمله امام عصر4 به بالاترین درجات معرفت و عبودیت خدا نایل آمده‌اند و وجود مقدس شان تجلی گاه معرفت حضرت حق گشته است؛ به گونه‌ای که هر کس بخواهد خداوند را بشناسد، باید به مقام معرفت ایشان نایل گردد، بنابر بعضی روایات، معرفت الله کامل بدون معرفت امام حاصل نخواهد شد؛ چنان‌که آمده است: «اَلسَّلامُ عَلی مَحالِّ مَعرِفَةِ اللهِ؛[57] سلام بر دل‌های شما که محل شناخت خداست».[58]

بُعد دیگر معرفت به امام، توجه به فواید امام غایب است. آگاهی به هدف اصلی خلقت، امان خلق به اذن خدا از فنا و زوال، به واسطه فیض الاهی بودن امام؛ و امید آفرینی و یأس زدایی، از جمله فواید مهم وجود امام غایب است. امامی که غایب است و قرار است در آینده ظهور کند، انتظار می‌آفریند و انتظار، مایه امیدواری است؛ امیدواری به آینده‌ای روشن، چراغ راه و از بزرگ ترین اسباب موفقیت و پیشرفت است. این ویژگی مختص شیعه است که به انتظار اعتقاد دارد؛ ولی در سایر فرقه‌ها احساس پوچی و یأس فراوان است.[59]

  1. تبیین عواقب و پیامدهای ناامیدی

همان طور که در حوزة سلامت جسمی افراد و جامعه، به منظور عدم ابتلا به انواع بیماری‌ها، به رعایت اصل پیشگیری توصیه شده است، این مهم را در حوزة سلامت عقیدتی، فرهنگی و دینی نیز می‌بایست به کار ببریم.

اصل این است که در جامعه، آسیب و انحرافی پدید نیاید و در صورت پدید آمدن، مزمن نشود تا نیاز به درمان و اصلاح و احیاناً سختگیری و زندان باشد. یکی از راهکارهای زیبای قرآن، پیشگیری از بستر سازی انحطاط است[60]. قرآن برای کسانی که خواستار شیوع زشتی‌ها و گناهان قبیح، میان افراد با ایمان هستند، در دنیا و آخرت، عذابی دردناک تعیین می‌کند:

gإِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛[61] همانا کسانى که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است؛ و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانیدf.

بنابراین، با تبیین دقیق هر یک از پیامدهای مذکور در مقاله که هرکدام هشدار بزرگی برای منتظران ظهور است؛ می‌توان به منظور پیشگیری یأس از ظهور اقدام کرد.

  1. تبیین صحیح مقوله انتظار و شرایط قیام امام

با توجه به این که یکی از علل یأس و ناامیدی از ظهور، «عدم آگاهی کامل از آموزه‌های مهدوی»، مانند انتظار یا تلقی نادرست از آن هاست؛ «تبیین صحیحی از مقولة انتظار فرج» می‌تواند در پیشگیری و درمان چالش ناامیدی از ظهور، تأثیر بسزایی داشته باشد. در ادامه به چند نکتة راهبردی مهم در باب مقولة انتظار و شرایط حرکت و قیام حضرت اشاره می‌کنیم:

  1. حرکت امام زمان4 مانند امور دیگر روال طبیعی دارد، و قرار نیست همة امور، معجزه آسا صورت گیرد؛ چنان‌که امام رضا7 فرمودند:

«لَو قَدْ خَرَجَ قَائِمُنَا7 لَمْ یَکُنْ إِلَّا الْعَلَقُ وَ الْعَرَقُ وَ النَّوْمُ عَلَى السُّرُوج‏...؛[62] اگر قائم ما7 خروج کند، به‌جز لخته‏هاى خون و عرق ریختن و بر روى زین‌هاى اسبان خفتن چیزى نخواهد بود».

  1. تحقق قیام امام عصر4 زمینه سازی و آمادگی می‌طلبد؛ همان‌طور که در روایات، عده‌ای به عنوان زمینه سازان حکومت مهدی4 نام برده شده‌اند. پیامبر اکرم6 فرمودند:

«یَخرُجُ ناسٌ مِنَ المشرقِ یُوَطّئُونَ‏ لِلمَهدی یعنی سُلطانَه‏؛ مردمی از مشرق زمین قیام می‌کنند و زمینه را برای فرمانروایی حضرت مهدی4 فراهم می‌کنند».[63]

  1. اگر اصلاح به صورت کامل مقدور نیست، وظیفه اصلاح در حد توان، ساقط نشده است.

آب دریا را اگر نتوان کشید       هم به قدر تشنگی باید چشید

  1. احکام و قوانین اسلام برای اجرا و تحقق وضع شده‌اند، نه برای خواندن و بحث کردن و نوشتن. مثلا قرآن کریم و آموزه‌های اسلامی، اجرای کارهایی را از مسلمانان خواسته‌اند که این کارها فاقد قید و محدودیت زمانی هستند و همیشه باید اجرا شوند؛ مانند انجام دادن واجبات دینی و ترک محرمات. این اطلاق، مخالف حرف کسانی است که معتقدند: جامعه باید به حال خود رها شود و به فساد آن نباید کاری داشت یا باید به فساد دامن زد تا زمینه ظهور فراهم شود. منطق این افراد مخالف روح اسلام است؛ زیرا حرف آن‌ها با ترک واجبات و اجرای محرمات ملازم است. به عنوان مثال: اگر خانه کسی آتش گرفت، آیا خودش آتش را خاموش نمی‌کند و منتظر می‌ماند تا آتش نشانی برسد یا تا رسیدن آتش‌نشانی نهایت تلاش خود را در خاموش کردن آتش صورت می‌دهد؟![64] جواب روشن است.
  2. تبیین آثار صبر و تسلیم و رضا، برای تحقق امر ظهور

راهکار دیگر، تبیین آثار صبر و تسلیم در امر ظهور امام زمان4 است. افراد و جامعه‌ای که از این نکتة مهم بی اطلاع باشند، طبیعی است که پس از اندک زمانی دچار یأس از ظهور گردند. و البته گاهی اوقات این بی بصیرتی زمینه و بستر تعجیل خواهد شد؛ اما اهل بیت: عجله کردن در برخی امور را مذمت کرده‌اند؛ از جمله عجله در ظهور، که روایات مربوط به این بحث، در قسمت علل ناامیدی بیان شد.

توجه به این نکته راهبردی که ائمه:، ما را به صبر و تسلیم در برابر حکم الاهی برای تحقق امر ظهور دعوت کرده‌اند و اجر و پاداش کسی را که بر این امر شکیبایی ورزد؛ به مثابه جهاد در رکاب پیامبر اکرم6 دانسته‌اند.[65] در این زمینه برخی از روایات را بیان می‌کنیم:

  1. جهاد در کنار رسول خدا6:

«أَمَا إِنَّ الصَّابِرَ فِی غَیْبَتِهِ عَلَى الْأَذَى وَ التَّکْذِیبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ6؛[66] آگاه باشید که صبرکنندگان در غیبت او بر آزار و تکذیب، مانند جهادکنندگان با شمشیر در رکاب رسول خدا6 هستند».

  1. در زمره اهل بیت: و در علّیین بودن:

«... أَنَّ مَنِ انْتَظَرَ أَمْرَنَا وَ صَبَرَ عَلَى مَا یَرَى مِنَ الْأَذَى وَ الْخَوْفِ هُوَ غَداً فِی زُمْرَتِنَا...؛[67] کسی که منتظر امر ما باشد و در این راه بر آزار و ترس و وحشت صبر کند، روز رستاخیز در جرگه ما خواهد بود».

  1. تمجید صابران از زبان رسول خدا6:

«طُوبَى لِلصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِه‏؛[68] خوشا بر سعادت صبر کنندگان در زمان غیبت امام مهدی4».

  1. امام باقر7 در تفسیر آیه شریفه gاصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا[69] فرمودند:

«اصْبِرُوا عَلَى أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ صابِرُوا عَدُوَّکُمْ وَ رابِطُوا إِمَامَکُمُ الْمُنْتَظَرَ؛[70] ای مؤمنان! در به‌جا آوردن امور واجب خود، صبر و تحمل داشته باشید و در برابر دشمنانتان، پایداری ورزید و یک‌دیگر را به شکیبایی سفارش کنید و با امامِ منتظر خود، پیوند و رابطه ناگسستنی داشته باشید».

همچنین فرمودند:

«مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ لَمْ یَضُرَّهُ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ کَانَ کَمَنْ هُوَ قَائِمٌ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ؛[71] هرکس باشناخت امامش بمیرد، پیش افتادن این امر یا به عقب افتادن آن به اوضرری نرساند. کسی که با معرفت امامش بمیرد، همانند کسى است که [= به‌پا خاسته‏] درخدمت قائم7 در خیمه آن حضرت باشد[72]».

  1. توجه به بداء پذیری ظهور

توجه دادن افراد و جامعه به «بداء» پذیر بودن وقت ظهور امام عصر4 و علائم آن، راهکار بسیار قوی و مؤثر دیگری بر پیشگیری و درمان ناامیدی از ظهور امام است.

بداء نسبت به خداوند، به این معناست که خداوند چیزی را مطابق اوضاع و شرایطی مقرر دارد و سپس به واسطه تغییر اوضاع و شرایط، آن را تغییر دهد و چون ما خداوند تبارک و تعالی را «فعال مایشاء» می‌دانیم و معتقدیم که او هر چه را مصلحت بداند، صورت می‌دهد و هر روز در کار تازه‌ای است و او دست بسته و کنار نشسته نیست؛ این تغییر را صورت خواهد داد و این تغییرات عین مصلحت است. البته خداوند آنچه را تغییر می‌دهد، پیش از آن‌که چیزی را بیافریند، از آن آگاه بوده است.[73]

اصل ظهور امام زمان4 امری است قطعی و وعده‌ای است الاهی که قطعاً و یقیناً انجام می‌پذیرد و هیچ‌گونه تغییری در آن واقع نخواهد شد؛ اما وقت این ظهور مبارک، بنابر روایاتی که از ائمه اطهار: رسیده، ممکن است مقدم یا مؤخر گردد؛ جلو بیفتد یا به تأخیز بینجامد و در واقع وقت قطعی و لایتغیر برای آن وجود ندارد. تقدیم و تأخیر چیزی، از موارد بداء محسوب می‌شود. نتیجه بسیار مهمی که از اعتقاد به بداء پذیر بودن وقت ظهور و ناگهانی بودن آن به دست می‌آید؛ آن است که امر فرج امام زمان4 بر حصول زمینه و مقدمه‌ای که با دفعی بودن آن منافات داشته باشد، نیست[74] و حتی در چندین روایات، بر اصلاح امر ظهور در یک شب تأکید دارند:

  1. قال رسول الله6: «الْمَهْدِیُّ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ یُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ؛[75] مهدی از ما اهل بیت است. خداوند امر ظهور او را در یک شب اصلاح می‌کند».
  2. به پیامبر اعظم6 گفته شد: ای رسول خدا! آن قائم که از نسل شماست، چه وقت ظهور می‌کند؟ آن حضرت فرمودند: «إِنَّمَا مَثَلُهُ کَمَثَلِ السَّاعَةِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً».[76]
  3. امام جواد7 فرموند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ کَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ کَلِیمِهِ مُوسَى7 إِذْ ذَهَبَ لِیَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِیٌّ؛[77] همانا خداوند تبارک و تعالی امر ظهور ایشان را در یک شب اصلاح می‌فرماید؛ همان طور که کار کلیم خود، حضرت موسی7 را [یک شبه] اصلاح فرمود؛ آن‌گاه که برای به‌دست آوردن آتش برای اهل خویش رفت و در حالی برگشت که پیامبرِ فرستاده شده بود».
  4. حضرت مهدی4 نیز در نامة خود به شیخ مفید می‌نویسند: «... فَإِنَّ أَمْرَنَا بَغْتَةٌ فُجَاءَةٌ حِینَ لَا تَنْفَعُهُ تَوْبَة...؛[78] فرمان ما به طور ناگهانی فرا می‌رسد، هنگامی که توبه فایده‌ای ندارد».

مقصود از اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که خداوند عزوجل مقدمات یاری و پیروزی او را در اسرع وقت و در یک شب فراهم کرد و او را به ظهور مأمور خواهد کرد. بنابراین، همه امید مؤمن موحد به فرج الاهی است و آن‌گاه که خداوند بخواهد رحمت خود را شامل حال بندگانش کند به فراهم شدن زمینه‌های عادی بشری احتیاج نیست. پس شیعیان منتظر باید در هر زمانی وقوع فرج را ممکن و عملی بدانند و در هیچ شرایطی از تحقق آن ناامید نشوند.[79]

  1. توجه به مذمت و نهی روایات از تعیین وقت برای ظهور

همان طور که در علل یأس از ظهور گذشت، یکی از عوامل، «تعیین وقت» برای این امر بود. بنابراین، با تبیین صحیح روایات ناهی از هر گونه توقیت، می‌توان بستر مناسبی برای روشنگری، افزایش بینش، پیشگیری و درمان این چالش فراهم کرد.

باید دانست که روایات ما از پنهان بودن زمان ظهور خبر داده و تعیین کنندگان زمان آن را دروغ گو خطاب کرده و به تکذیب آن‌ها امر می‌کنند.

  1. به نقل از امام صادق7: «یَا مُحَمَّدُ مَنْ أَخْبَرَکَ عَنَّا تَوْقِیتاً فَلَا تَهَابَنَّ أَنْ تُکَذِّبَهُ فَإِنَّا لَا نُوَقِّتُ لِأَحَدٍ وَقْتاً؛[80] ای محمد! هرکس از جانب ما زمانی [برای ظهور] نقل کرد، بدون هیچ واهمه‌ای او را تکذیب کن؛ چرا که ما برای هیچ کس [حتی خواص] زمان تعیین نمی‌کنیم».
  2. در قسمتی از توقیعی که از ناحیه امام زمان4 به دست محمد بن عثمان (نایب دوم آن حضرت) بیرون آمد، چنین آمده است: «... وَ أَمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ وَ کَذَبَ الْوَقَّاتُون...؛[81] اما ظهور و فرج: پس آن با خداست [هر وقت او اجازه فرماید] و تعیین کنندگان وقت برای آن، دروغ می‌گویند».
  3. صقر بن دلف می‌گوید: از امام جواد7 چنین شنیدم: «... لَهُ غَیْبَةً یَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ أَمَدُهَا فَیَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ وَ یُنْکِرُهُ الْمُرْتَابُونَ وَ یَسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِ الْجَاحِدُونَ وَ یَکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ یَنْجُو فِیهَا الْمُسْلِمُونَ؛[82] گفتم: چرا او را منتظر می‌گویند؟ فرمود: زیرا او را غیبتی است که ایامش زیاد شود و مدتش طولانی گردد. پس مخلصان در انتظار قیامش هستند و شکاکان او را انکار و منکران، یادش را استهزا و مسخره کنند و تعیین کنندگان وقت ظهورش دروغ می‌گویند، و شتاب کنندگان در آن هلاک می‌شوند و تسلیم شوندگان در آن نجات می‌یابند».

بر این اساس، هر کس با هر مقام و جایگاهی که دارد، اگر برای ظهور، وقتی معین کرده است، باید تکذیب گردد[83] و همین تکذیب، از پدید آمدن یأس و ناامیدی در افراد و جامعه پیشگیری می‌کند.

  1. تقویت ارتباط معنوی با امام

از آن‌جایی که فرد یا جامعه متنظر به ارتباط معنوی با امام خویش نیاز مبرم دارد؛ می‌توان این امر را راهکار بسیار مهمی برای پیشگیری از یأس و ناامیدی از ظهور و درمان آن تلقی کرد. کسی که با امام خویش ارتباط معنوی ندارد، طبیعی است که پس از مدتی از ظهور ناامید گردد.

راه‌های تقویت ارتباط معنوی با امام زمان4:

برای تقویت ارتباط معنوی با امام عصر4 راهکارهایی است که اهم آن‌ها عبارتند از:

  1. خواندن ادعیه و زیارت‌هایی، مانند دعای عهد، آل یاسین، ندبه و ادعیة روزانه و هفتگی و مناسبت‌های مختلف؛
  2. توجه به مسئله عرضه اعمال مردم بر امام زمان4 که لازمه آن، احساس نظارت همیشگی امام4 بر اعمال ماست؛
  3. ارتباط مالی و عاطفی با امام زمان4، توجه به وجوب خمس و ادای آن که از آنِ امام می‌باشد و استحباب پرداخت صدقه یا نذر برای سلامتی امام زمان4؛
  4. توسل به امام مهدی4 وتوجه ویژه به او برای رفع مشکلات فردی و اجتماعی و درخواست شفاعت از او؛
  5. تبلیغ و ترویج نام و یاد امام مهدی4 در میان افراد خانواده و محله و جامعه؛

ارتباط پیوسته اعتقادی و تشکیلاتی و عاطفی با نایبان عام امام عصر4؛ همان عالمان عادل و با تقوا که شایسته منصب رهبری مردم از طرف آن حضرت در عصر غیبت هستند.

نتیجه‌‌گیری

با توجه به آنچه درباره علل یأس و نا امیدی از ظهور امام زمان4 گذشت، در می‌یابیم ناامیدی از فَرَج مهدی موعود4، چالشی است مهم، که پیامدهای منفی آن، حوزه‌های مختلف اجتماعی، عقیدتی و دینی را شامل می‌شود و متأسفانه فرد و جامعه را تا مرز انکار امام و در نهایت، انفعال و خودباختگی در برابر دشمنان پیش می‌برد. و این نکته‌ای است که به‌طور ویژه باید مورد توجه قرار بگیرد و اقدامات لازم برای پیشگیری از آن ضروری است و اگر جامعه به آن مبتلا شد، لازم است درمان گردد. ناامیدی از از ظهور امام مهدی4 از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است که نه به صورت دائمی و کلی، و نه به شکل موقت و جزئی؛ حتی برای لحظه‌ای از مؤمنان پذیرفته نیست. همه امید مؤمن منتظر به فرج الاهی است و هر زمان که خدای تبارک و تعالی بخواهد، آن ظهور عظیم رخ خواهد داد. پس باید در هر زمانی وقوع ظهور و فرَج را ممکن و عملی بدانیم و در هیچ شرایطی از تحقق آن ناامید نشویم.

 

 

  1.  

 

 

[1] . استاد حوزه علمیه قم.

[2] . دانش پژوه سطح 3 مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم (نویسنده مسئول). Ali.Behboodi.110@Gmail.com

[3]. ذوعلم، تأملی در مفهوم چالش، ص36.

[4]. راغب اصفهانی،مفردات الفاظ القرآن،ج1، ص685.

[5]. قرشی،قاموس قرآن، ج7، ص258.

[6]. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن،ج1، ص 685 و 692.

[7]. یوسف: 87.

[8]. حجر : 56.

[9]. شریف الرضی، نهج البلاغه، ص487، ح108.

[10]. قائمی و دیگران، عوامل ناامیدی و راهبردهای انگیزشی نهج البلاغه در درمان آنها، ص54.

[11]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص326.

[12]. همان، ص287.

[13]. رمضانیان، شهاب ثاقب، ص 115.

[14]. همان، ص121.

[15]. صدوق،کمال الدین و تمام النعمه، ج2،ص378.

[16]. کلینی، الکافی، ج1، ص369، ح7.

[17]. رمضانیان، شهاب ثاقب، ص115.

[18]. همان، ص130.

[19]. جعفری، اندیشه مهدویت و آسیب ها، ص 50.

[20]. همان، ص53.

[21]. رمضانیان، شهاب ثاقب، ص181.

[22]. همان، ص218.

[23]. نعمانی، الغیبه، ص114، ح9.

[24]. جعفری، اندیشه مهدوی و آسیب ها، ص57.

[25]. رمضانیان،شهاب ثاقب، ص185.

[26]. نعمانی، الغیبه، ص164، ح4.

[27]. غفارى، ترجمه الغیبه، ص234.

[28]. جعفری، اندیشه مهدویت و آسیب‌ها، ص57.

[29]. ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص440.

[30]. پهلوان، ترجمه کمال الدین، ج2، ص170.

[31]. جعفری، اندیشه مهدویت و آسیب‌ها، ص60.

[32]. به نقل از سایت یورونیوز fa.euronews.com .

[33]. کلینی،الکافی، ج8، ص41.

[34]. میرتبار، آسیب شناسی جامعه منتظر، ص179.

[35]. ر.ک: میرتبار، آسیب شناسی جامعه منتظر، ص174.

[36]. شیخ صدوق، کمال الدین، ج1، ص326.

[37]. صدرا،گفتمان مهدویت وچالش‌های آسیب شناسی، ص107.

[38]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج‏2، ص355.

[39]. مجلسی، بحار الأنوار، ج51، ص73، ح19.

[40]. دوانی، ترجمه جلد 51 بحار الأنوار، ص284.

[41]. همان، ص 285.

[42]. رمضانیان، شهاب ثاقب، ص24.

[43]. کلینی، الکافی، ج1، ص336.

[44]. بحرانی، حلیة الأبرار، ج5، ص469.

[45]. میرتبار،آسیب شناسی جامعه منتظر، ص180.

[46]. رضی، نهج البلاغه، 188.

[47]. کلینی، الکافی، ج5، ص59.

[48]. انفال:60.

[49]. کلینی، الکافی، ج6 ، ص535.

[50]. کمره‌ای،آسمان و جهان، ج8، ص118.

[51]. مجلسی، بحارالأنوار، ج99، ص89.

[52]. میرتبار، آسیب شناسی جامعه منتظر، ج2، ص513.

[53]. طوسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج،ج1، ص411، به نقل از میرباقری، روزگار مردم پیش از فرج، ص102.

[54]. مجلسی، بحارالأنوار، ج32، ص331.

[55]. کلینی، الکافی، ج1، ص377.

[56]. صدوق،الأمالی، ص407.

[57]. عبارتی از زیارت جامعه کبیره.

[58]. رمضانیان،شهاب ثاقب، ص27.

[59]. همان، ص205.

[60]. میرتبار، آسیب شناسی جامعه منتظر، ص191.

[61]. نور، 19.

[62]. إبن أبی زینب، الغیبه، ص285، ح5.

[63]. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج2، ص352.

[64]. رمضانیان،شهاب ثاقب، ص62.

[65]. همان، ص117.

[66]. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص317.

[67]. کلینی، الکافی، ج8، ص37.

[68]. خزاز رازی، کفایة الأثر، ص60.

[69]. آل عمران: 200.

[70]. نعمانی، الغیبه، ص13.

[71]. همان، ص330.

[72]. جعفری، اندیشه مهدویت و آسیب ها، ص41.

[73]. رمضانیان، شهاب ثاقب، ص158.

[74]. همان، ص122.

[75]. صدوق،کمال الدین، ج1، ص152، ح15.

[76]. خزاز رازی، کفایة الأثر، ص250.

[77]. صدوق،کمال الدین، ج2، ص377.

[78]. طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج2، ص498.

[79]. رمضانیان، شهاب ثاقب، ص158.

[80]. إبن أبی زینب نعمانی،الغیبة، ص289.

[81]. صدوق،کمال الدین، ج2، ص484.

[82]. همان، ص378 ، به نقل از میرباقری، روزگارمردم پیش ازفرج، ص82.

[83]. رمضانیان، شهاب ثاقب، ص130.

  1. منابع

    قرآن کریم.

    1. ابن ابی زینب (نعمانی)، محمدبن ابراهیم، کتاب الغیبة، نشر صدوق، تهران، 1397ق.
    2. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، بنی هاشمی، تبریز، 1381ق.
    3. بحرانی، هاشم بن سلیمان، حلیة الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار، مؤسسة المعارف الإسلامیة، قم، 1411ق.
    4. پهلوان، منصور، ترجمه کمال الدین و تمام النعمة، دارالحدیث، قم، 1411ق.
    5. جعفری، محمدصابر، اندیشه‌ی مهدوی و آسیب‌ها، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود4، قم، 1391.
    6. خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، بیدار، قم، 1401ق.
    7. دوانی، علی، مهدی موعود، ترجمه جلد 51 بحار الأنوار، دارالکتب الإسلامیة، تهران، 1378.
    8. ذوعلم، علی، تأملی در مفهوم چالش، ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی ایران معاصر، سال چهارم، شماره 36، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1384.
    9. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفرداتُ ألفاظ القرآن، دارالعلم الدار الشامیة، بیروت، 1413ق.
    10. رمضانیان، علی، شهاب ثاقب، آسیب شناسی مباحث مهدوی، نقش نگین، اصفهان، 1392.
    11. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، صبحی صالح، هجرت، قم، 1414ق.
    12. صدرا، علیرضا، گفتمان مهدویت و چالش‌های آسیب شناسی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، 1395.
    13. صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین، کمال الدین و تمام النعمة، دارالکتب الإسلامیة، تهران 1395ق.
    14. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ، الخصال، جامعه مدرسین، قم، 1362.
    15. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ، الأمالی، کتابچی،تهران، 1376.
    16. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، مرتضیف، مشهد، 1403ق.
    17. طوسی، محمد بن الحسن، الأمالـی، دارالثقافة، قم، 1414ق.
    18. ـــــــــــــــــــــ، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، موسسة فقه الشیعة، بیروت، 1411ق.
    19. غفاری، محمد جواد، ترجمه الغیبة نعمانی، نشر صدوق، تهران، 1376.
    20. قائمی، مرتضی ؛ یزدانبخش، کامران و امیریان، طیبه، عوامل ناامیدی و راهبردهای انگیزشی نهج البلاغه در درمان آنها، فصلنامه پژوهشنامه نهج البلاغه، سال اول، شماره1، همدان، دانشگاه بوعلی سینا، 1392.
    21. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، دارالکتب الإسلامیة، تهران، 1371.
    22. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، 1407ق.
    23. کمره‌ای، محمد باقر، آسمان و جهان، ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الانوار،دارالکتب الإسلامیه، تهران، 1374.
    24. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار الجامعة لدُرر أخبار الأئمة الأطهار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق.
    25. میرباقری، سیدمحمدحسین، روزگار مردم پیش از فرج، نشر هاجر، قم، 1398.
    26. ـــــــــــــــــــــــ، انتظار فرج، نشر هاجر، قم، 1398.
    27. میرتبار، سید محمد، آسیب شناسی جامعه منتظر، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود4، قم، 1390.