بررسی اندیشه نجات و موعودباوری در ادیان

نویسنده

دانش آموخته سطح4 حوزه علمیه قم و سطح 4 مهدویت، گرایش سیاسی و‌ اجتماعی مرکز تخصصی مهدویت قم

چکیده

در مطالعه و بررسی منابع ادیانی، مسئله «منجی موعود»، عمری به اندازه تاریخ ادیان در جهان دارد. یکی از مسائلی که باعث امید و انسجام اجتماعی در میان هر دینی از ادیان شده است، مسئله منجی موعود و جامعه‌‌ای عاری از فساد و ظلم است. آنچه در این پژوهه به عنوان مسئله تحقیق بدان پرداخته خواهد شد، بررسی اندیشه نجات و موعود باوری در میان تمامی ادیان، اعم از ابراهیمی و غیر ابراهیمی، همچون یهود، مسیحی، زرتشتی، مانوی، هندو، بوادیی، کنفوسیانوس و تائوئی خواهد بود. روش تحقیق در این نوشتار، از نوع مطالعات درجه یک و دو با شیوه توصیفی ـ تحلیلی با بهره گیری از منابع دسته اول ادیانی خواهد بود. آنچه مسلم است اندیشه منجی موعود یکی از مهم‌ترین باورهایی است که معتقدان بسیاری از ادیان در جهان را به سوی خود جلب کرده و موجب امید آفرینی و نگرشی روشن به آینده از آن، در میان ادیان خواهد بود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study on the Idea of Salvation and Belief in the Promised in the Religions

نویسنده [English]

  • Hussein Ali Jabbari
Graduate Student of Level 4 of Qom Seminary, and Level 4 of Mahdism, Social and Political Field at the Specialized Center of Mahdism of Qom
چکیده [English]

In the study of religious sources, the issue of “Promised Savior” is as old as the history of religions in the world. One of the issues that has led to the hope and social unity among any religion is the issue of the Promised Savior and a society free of corruption and oppression. What will be addressed in this study as the question of research, is the investigation of the idea of salvation and belief in the Savior among all religions, including Abrahamic, and non-Abrahamic ones, such as Judaism, Christianity, Zoroastrianism, Manichaeism, Hinduism, Buddhism, Confucianism, and Taoism. The research methodology used in this paper is of first- and second-degree studies with a descriptive-analytic method, using the first-class religious sources. What is certain is that the idea of the Promised Savior is one of the most important beliefs which have attracted the attention of many believers in religions around the world, and have created hope and a clear outlook toward the future among the religions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • salvation
  • belief in Savior
  • religions

بررسی اندیشه نجات و موعودباوری در ادیان

حسین علی جباری[1]

چکیده  

در مطالعه و بررسی منابع ادیانی، مسئله «منجی موعود»، عمری به اندازه تاریخ ادیان در جهان دارد. یکی از مسائلی که باعث امید و انسجام اجتماعی در میان هر دینی از ادیان شده است، مسئله منجی موعود و جامعه‌‌ای عاری از فساد و ظلم است. آنچه در این پژوهه به عنوان مسئله تحقیق بدان پرداخته خواهد شد، بررسی اندیشه نجات و موعود باوری در میان تمامی ادیان، اعم از ابراهیمی و غیر ابراهیمی، همچون یهود، مسیحی، زرتشتی، مانوی، هندو، بوادیی، کنفوسیانوس و تائوئی خواهد بود. روش تحقیق در این نوشتار، از نوع مطالعات درجه یک و دو با شیوه توصیفی ـ تحلیلی با بهره گیری از منابع دسته اول ادیانی خواهد بود. آنچه مسلم است اندیشه منجی موعود یکی از مهم‌ترین باورهایی است که معتقدان بسیاری از ادیان در جهان را به سوی خود جلب کرده و موجب امید آفرینی و نگرشی روشن به آینده از آن، در میان ادیان خواهد بود.

واژگان کلیدی: اندیشه نجات، منجی موعود، ادیان.

 

 

مقدمه

اندیشه نجات و «موعود باوری» در میان ادیان، اعم از ابراهیمی و غیر ابراهیمی از مسائل مهم و اساسی و مورد توجه آن‌ها است. بنابراین، یکی از مهم‌ترین و اساسی ترین شاخص‌های فرهنگ مهدوی، «موعود باوری» است که در فطرت الاهی انسانی ریشه دارد و مورد توجه تمامی ادیان الاهی می‌باشد. «موعود باوری» به معنای اعتقاد به وعده‌‌ای نسبت به آینده جهان و انسان‌ها، در جهت رهانیدن آن‌ها از وضعیت نابسامان موجود و رساندن آن‌ها به وضعیت مطلوب می‌باشد. لذا به فرد وعده داده شده نجات دهنده، «منجی موعود» می‌‌گویند.

با نگاه عقلانی به خلقت انسان و موجودات روشن می‌گردد که موجودات هرگز عبث و بی فایده آفریده نشده‌اند. از طرفی خلقت دارای مراحل متعددی است که در آن موجودات از نقطه‌ای رشد خود را آغاز می‌کنند و در طول مسیر حیات، به بلوغ و اوج رشد خود می‌رسند. این مسئله در میان اکثر موجودات زنده، اعم از نباتات و غیر نباتات نیز قابل مشاهده است؛ نکته‌ای که قرآن مجید بدان این‌گونه اشاره می‌کند: g... ِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهیجٍ[2] ما شما را از خاک آفریدیم؛ سپس از نطفه و بعد از خون بسته شده؛ سپس از «مضغه» [=چیزى شبیه گوشت جویده شده‏]، که بعضى داراى شکل و خلقت است و بعضى بدون شکل؛ تا براى شما روشن سازیم [که بر هر چیز قادریم] و جنین‏هایى را که بخواهیم تا مدّت معینى در رحم [مادران] قرار مى‏دهیم؛ [و آنچه را بخواهیم، ساقط مى‏کنیم] بعد شما را به‌صورت طفل بیرون مى‏آوریم؛ سپس هدف این است که به حدّ رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان، بعضى از شما مى‏میرند؛ و بعضى آن قدر عمر مى‏کنند که به بدترین مرحله زندگى [و پیرى] مى‏رسند؛ آن چنان که بعد از علم و آگاهى، چیزى نمى‏دانند! [از سوى دیگر] زمین را [در فصل زمستان] خشک و مرده مى‏بینى؛ اما هنگامى که آب باران بر آن فرو مى‏فرستیم، به حرکت درمى‏آید و مى‏روید؛ و از هر نوع گیاهان زیبا مى‏رویاند.» در واقع نظام آفرینش در جهت رشد و رسانیدن موجودات به بلوغ در حال حرکت است. مسئله‌ای که مطرح خواهد شد، این است که آیا تاکنون جوامع انسانی، عموماً به این موقعیت دست یافته است؟

بسیاری از اندیشمندان معتقدند قوانین و سنت هایی بر جامعه و تاریخ حکم فرما است و جوامع انسانی همیشه در حال فراز و فرود می‌باشند؛ اما در پایان تاریخ، بشر بهترین زندگی و جامعه را تجربه خواهد کرد و به بنیادین ترین آرمان‌‌های خود، توسط جامعه موعود خواهد رسید. لذا با توجه به مطالعات اکتشافی، دانشمندان تئوری‌های گوناگونی در این زمینه ارائه کرده‌اند که به اختصار بیان می‌گردد؛ از جمله این تئوری‌ها، «تئوری‌های خطی و تکاملی»، از سوی اگوست کنت و تالکوت پارسونز و برخی دیگر مطرح شده است که قائلند تاریخ همیشه به سوی تکامل در حرکت است و با گذشت زمان، جامعه بشری به سعادت نزدیک‌تر و در نهایت به جامعه آرمانی خواهد رسید. سیر جوامع در این تئوری، به صورت خطی یا پله‌ای است و حرکت انحطاطی و ادواری را نفی می‌کنند. «تئوری‌های ادواری» از سوی اندیشمندانی همچون ابن خلدون، توین بی، سوروکین و برخی دیگر عنوان شده است که قائلند جوامع در سیر به سوی آینده، دارای مسیر دایره‌‌ای، موجی یا جریان تکراری می‌باشند که تکامل و پیشرفت و انحطاط زندگی با هم در آمیخته‌اند. لذا از یک نقطه شروع می‌شوند و دوباره به موقعیت اول خود باز می‌گردند و این، تا جهان باقی است، ادامه خواهد داشت و لذا تئوری خطی تاریخ را به شدت رد می‌‌کنند. «تئوری‌های ستیز» از سوی اندیشمندانی همچون هگل، فوکویاما، مارکس و برخی دیگر مطرح شده است که قائلند جهان صحنه درگیری نیروهای متضاد است که بر اثر این اقدامات تخاصم آمیز طبقات اجتماعی به وجود می‌‌آید.[3]

در پیشینه این نوشتار، کتاب‌های مختلفی دیده می‌شوند، همچون «منجی در ادیان»، اثر روح الله شاکری زواردهی که به بررسی تفصیلی و کلی منجی در ادیان پرداخته؛ یا «تاریخ ادیان جهان» اثر عبدالعظیم رضایی که به بررسی تاریخ آن‌ها در گستره تاریخ پرداخته شده است و یا «بررسی آموزه ظهور منجی در ادیان ابراهیمی»، نوشته اسدالله آژیر، که آموزه ظهور منجی را فقط در ادیان ابراهیمی بررسی کرده است. یا «انتظار منجی از دیدگاه ادیان آسمانی» نوشته مهناز سعیدی که به بررسی سه دین یهود، مسیحی و اسلام پرداخته است؛ و بسیاری از کتاب‌‌ها، پایان نامه‌ها و مقالات دیگر در این باب؛ که به رغم فاخر بودن بسیاری از آثار ذکر شده، وجه تمایز این نوشتار با آن‌ها، در جامعیت ادیان، اعم از ابراهیمی و غیر ابراهیمی و اشاره کلی به کارکرد این اندیشه در میان آن ادیان می‌باشد. در ضمن، داده پردازی در این مقاله به صورت توصیفی _ تحلیلی با مراجعه مستقیم به منابع اصیل و بنیادین ادیانی، اعم از ابراهیمی و غیر ابراهیمی خواهد بود. نکته قابل توجه این است که این مقاله صرفا با نگاه ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی غیر از اسلام پرداخته شده و لذا به اندیشه نجات و موعود باوری در اسلام پرداخته نشده است.

اول: موعودباوری در یهود

موعود باوری در دین یهود، از مسائل بنیادین است؛ به گونه‌‌ای که می‌توان گفت آنچه آن‌ها را در برابر فراز و نشیب‌‌های تاریخی امیدوار ساخته و صبرشان را در برابر مشکلات افزایش داده و موجب نشاط و وحدت قومی و در مواردی تن دادن به شریعت و رفتار شرعی شده است؛ اندیشه موعود باوری[4]می باشد. آن‌ها منجی موعود خود را «ماشیح»[5] می‌نامند. ماشیح واژه عبری، به معنی «مسیح» (مسح شده با روغن) می‌باشد و از آنجا که لفظ مسیح، به حضرت عیسی7 اختصاص یافته است؛ دانشمندان برای اشاره به موعود یهود از واژه «مسیحا» استفاده می‌کنند. در کتاب مقدس نیز اسامی و القابی آمده است که به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.

«شیلو»، به معنای کسی است که «حق» دارد و آیه مربوط در این زمینه، این است: «عصا از یهودا دور نخواهد شد و نه‌ فرمان‌فرمایی‌ از میان‌ پای‌های‌ وی‌؛ تا شیلو بیاید و مر او را اطاعت‌ امت‌ها خواهد بود».[6]

«یینون»، به معنای دوام می‌باشد و آیه مربوط در این نام این است: «نام او تا ابدالآباد باقی خواهد ماند. اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد. آدمیان در او برای یکدیگر برکت خواهند خواست و جمیع امّت‌های زمین او را خوشحال خواهند خواند».[7]

«حنینا»، به معنای ترحم و خداداد می‌باشد و آیه مربوطه در این اسم، این است: «بنابراین‌، من‌ شما را از این‌ زمین‌ به‌ زمینی‌ که‌ شما و پدران‌ شما ندانسته‌اید، خواهم‌ انداخت‌ و در آن‌جا شبانه‌روز خدایان‌ غیر را عبادت‌ خواهید نمود؛ زیرا که من‌ برشما ترحّم‌ نخواهم‌ نمود».[8]

«مناحم»، به معنای تسلی دهنده می‌باشد و آیه مرتبط با این نام، این است: «به‌ سبب‌ این‌ چیزها گریه‌ می‌کنم‌. از چشم‌ من‌، از چشم‌ من‌ آب‌ می‌ریزد؛ زیرا تسلّی‌ دهنده‌ و تازه‌ کننده‌ جانم‌ از من‌ دور است‌. پسرانم‌ هلاک‌ شده‌اند؛ زیرا که‌ دشمن‌، غالب‌ آمده‌ است‌».[9]

«صِمَح»، به معنای شاخه و نهال می‌باشد و آیه مربوط به این اسم، این است: «و او را خطاب‌ کرده‌، بگو: یهوه‌ صبایوت‌ چنین‌ می‌فرماید و می‌گوید: اینک‌ مردی‌ که‌ به‌ شاخه‌ مسمّا است‌ و از مکان‌ خود خواهد رویید و هیکل‌ خداوند را بنا خواهد نمود».[10]

«برنفله»، به معنای فرزند افتاده می‌باشد و آیه مورد استشهاد این اسم این است: «در آن‌ روز، خیمه‌ داوود را که‌ افتاده‌ است‌ برپا خواهم‌ نمود و شکاف‌هایش‌ ‌را مرمّت‌ خواهم‌ کرد و خرابی‌هایش‌ را برپا نموده‌، آن‌ را مثل‌ ایام‌ سلف‌ بنا خواهم‌ کرد».[11]

اسامی دیگری همچون فرزند داوود و داوود برای موعود یهودیان ذکر شده است. آن‌ها معتقدند خداوند او را برگزیده و مسح کرده و نقش رهاننده و به اوج رساننده بنی اسرائیل را بر عهده دارد.[12]

از مهم‌ترین کارکردهای باور به موعود در یهود، تشکیل حکومت و استقلال سیاسی و رساندن آن‌ها به جلال و جبروت داوودی است؛ به گونه‌ای که یهودیان معتقدند، به بنی اسرائیل قدرت جهانی بخشیده و گروه متقیان و ابرار زنده می‌شوند و دورادور مسیحا می‌‌گردند. اوست که با نابودی امت‌‌های مشرک، داوری نهایی بین تمام اقوام را خواهد داشت و با توجه به آیات کتاب مقدس[13]در نهایت آن‌ها را به عصر گئولا[14]خواهد رسانید.

دوم: موعودباوری در مسیحیت

موعود باوری در مسیحیت، همچون یهود از مسائل مهم به شمار می‌رود. با آمدن حضرت عیسی7 ابتدا بنی اسرائیل او را منجی موعود می‌پنداشتند؛ چرا که در میان بنی اسرائیل ظهور کرد؛ آن هم در شرایطی که بر بنی اسرائیل سخت می‌گذشت. یهودیان با اندیشه عیسی7 اشتراکات فراوانی از حیث پیشینه و اعتقاد داشتند؛ ولی پس از چندی به انکار وی بر آمدند و به توطئه علیه او پرداختند. منجی موعود در مسیحیت دارای دو مفهوم می‌باشد: موعودی که مصداق آن، همان مفهوم ماشیح یهود و در اصطلاح الاهیات نجات بدان عیسی میانجی[15]می‌‌گویند و موعودی که مصداق آن حضرت عیسی7 است و به اعتقاد آنان، پس از مصلوب شدن به آسمان عروج کرده که به زمین بازخواهد گشت؛ چنان‌که در سفر لوقا ذکر شده است: «کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هروقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ برای او بازکنند.» [16] در اصطلاح به او «عیسی منجی»[17] می‌‌گویند. در اناجیل مختلف،[18] به عنوان کتاب‌های اصلی مسیحیان، باور به بازگشت عیسی7 به عنوان منجی موعود مطرح شده است.

مهم‌ترین کارکردهای اعتقاد مسیحیان به منجی موعود، مواردی است که به استناد منابع مسیحی بدان اشاره خواهد شد: 1. پذیرش ایمان داران با بازگشت عیسی مسیح7؛ چنان‌که می‌فرماید: «در خانة پدر من منزل بسیار است؛ والاّ به شما می‌گفتم. می‌روم تا برای شما مکانی حاضر کنم و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، بازمی‌آیم و شما را برداشته، با خود خواهم برد تا جایی که من می‌باشم، شما نیز باشید.»[19]

  1. عیسی مسیح برای دادرسی و دادن پاداش می‌آید؛ «زیرا که پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خویش به اتّفاق ملائکه خود و در آن وقت هر کسی را موافق اعمالش جزا خواهد داد.»[20] مسیح برای نجات بنی اسرائیل و داوری در میان همه امت‌ها خواهد آمد؛ «امّا چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدّس خویش آید؛ آن‌گاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمیع امّت‌ها در حضور او جمع شوند و آن‌ها را از همدیگر جدا می‌کند؛ به قسمی که شبان میش‌ها را از بزها جدا می‌کند: و میش‌ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. »[21] مسیح منجی برای آزاد ساختن و برکت دادن زمین خواهد آمد: «در امید که خودِ خلقت نیز از قید فساد خلاصی خواهد یافت تا در آزادی جلال فرزندان خدا شریک شود»[22]و در نهایت عیسی مسیح برای برقراری ملکوت خواهد آمد.[23] این موارد نمونه‌‌هایی از کارکردهای باور به منجی موعود در مسیحیت می‌باشد.

اعتقاد به منجی موعود در ادیان غیر ابراهیمی و در آیین ها، کیش ها، فرهنگ‌های مختلف در دنیا خاستگاه دارد که به اجمال به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.

سوم: موعودباوری در زرتشت

موعود باوری در زرتشت پیشینه طولانی دارد و این آیین از پیشگامان در مسئله منجی آخر الزمان است. سرچشمه دین زرتشت ایران باستان است. میلاد زرتشت را حدود یازده هزار سال و به تقلی شش هزار و پانصد سال قبل میلاد مسیح[24] عنوان کرده‌اند و برخی، قول صحیح‌تر در مورد میلاد زرتشت را 660 سال قبل از میلاد مسیح می‌دانند.[25] در آیین و شخص زرتشت اختلاف دیدگاه وجود دارد که آیا آیین وی توحیدی و او پیامبر بوده است یا خیر. برخی آیینش را توحیدی و او را پیامبر[26]و برخی دیگر آیینش را توحیدی می‌دانند، ولی او را پیامبر نمی‌دانند. اندیشه و دعوت او برای رستگاری مردم به هومت[27]، خوخت[28]و هورشت[29] است[30]. وی پس از برانگیخته شدن به سراغ پادشاه عصر خود رفت و او را به آیین خویش دعوت کرد. گشتاسب نیز پس از بررسی او و اندیشه‌‌اش، آیین او را پذیرفت.[31] وی موعودهای آینده زرتشتان را معرفی کرد. لذا بحث هزاره گرایی در آیین زرتشت، در موعودهای زرتشتان ریشه دارد که در آخر الزمان افرادی به نام‌‌های هوشیدر[32]، هوشیدرماه[33]، و سوشیانت[34]خواهند آمد. آن‌ها در ادوار گوناگون تاریخی با فاصله هزار سال آمده یا ظهور خواهند کرد[35] و دین زرتشت را به اوج خواهند رساند.

زرتشتیان معتقدند که پس از هوشیدر و هوشیدر ماه، «سوشیانت» خواهد آمد و اوست که اهریمن را شکست و زرتشتیان را عزت خواهد داد؛ چنان‌که در کتاب اوستا این گونه نوشته شده است: «بدان هنگام که استوت ارت پیک مزدا آفریده پسر ویسب تئوروئیری[36] از آب کیانسی[37] به در آید، گرزی پیروزمند به‌دست دارد. گرزی که فریدون دلیر به هنگام کشتن اژدهاک در دست داشت.»[38] سپس سوشیانت با آن سلاح، دروغ را از جهان می‌زداید[39]و اهریمن و افکار و اعمالش را به طور کامل شکست خواهد داد و «منش بد شکست خواهد خورد و منش نیک بدان چیره خواهد شد. سخن دروغ گفته شکست خواهد [خورد] و سخن راست چیره خواهد شد. خرداد[40]و امرداد[41] گرسنگی و تشنگی زشت هر دو را شکست خواهند داد. اهریمن ناتوانِ بدکّنش، رو به گریز خواهد نهاد.»[42]وی با اندیشه و رفتار خود نیکی را همگانی می‌کند: «یاران استوارت ارت پیروزمندانه به در آیند: نیک اندیش و نیک گفتار و نیک کردار و نیک دین...»[43]در نهایت بر همه جا سیطره خواهد یافت و همه موجودات در صلح و آرامش خواهند بود.« استوات ارت با چشم خرد به همه آفریدگان بنگرد، با چشم بخشایش سراسر جهان خاکی را بنگرد و نگریستنش جهان را نیستی ناپذیر کند.»[44]بنابراین، به کمال رساندن دین زرتشت، پیراستن آیین زرتشت از بدعت‌ها و تنظیم امور بر مبنای گاهان مبتنی بر گات‌ها از کارکردهایی است که می‌توان بر سوشیانت قائل شد.

چهارم: موعودباوری در مانوی

موعود باوری در عقاید مانوی که یکی از ادیان ایران باستان است نیز دیده می‌شود. این آیین در فاصله میان اسلام و مسحیت و با ترکیبی از آیین زرتشتی ـ مسیحی و با عناصری از آیین صابیان و بودیسم و با مسلکی عرفانی پدید آمد. مانی شخصی بود که رسالت و دین جدیدی را ادعا و در سرزمین‌های مختلف به تبلیغ پرداخت. مانویان جامعه را به پنج دسته دینی فریستگان[45]، ایسپاساگان[46]، مهیشتگان[47]، ویزیدگان[48] و نغوشاکان[49] تقسیم و سه اصل اخلاقی مهردهان[50]، مهر دست[51]و مهر دل[52]را رعایت می‌کردند. آن‌ها گیاه خوارند و طبقات اول تا چهارم حق ازدواج و مال اندوزی نداشتند و دارای نماز و روزه و خانگاه[53] بودند.[54] مانی خود را فارقلیط می‌دانست.[55] و او پس از مرگ در آخر الزمان می‌آید. پس از ظهور علائم شگفت انگیزی در آسمان پدید می‌آیند و فرشتگان از همه عالم به همه اهل دنیا پیام می‌‌فرستند و اشخاص شرور او را انکار می‌‌کنند و پنج تن از نگهبانان پیروزگر آسمان‌‌ها و زمین‌‌ها با پرهیزکاران و دیوان فروتن به پرستش او سر فرود می‌آورند[56]. بنابراین، اندیشه نجات و موعود باوری از اهم مباحث در نگاه و اندیشه مانویان است.

پنجم: موعودباوری درهندو

موعود باوری در هندو با واژه «کلکی» یا «کلکین» معرفی می‌شود. آیین هندو شکل تحول یافته آیین برهمایی است که در قرون هشتم و نهم میلادی توسط دو دانشمند هندی پدید آمده[57] و در واقع گونه‌ای از فرهنگ، آداب و سنن اجتماعی است که با تهذیب نفس و ریاضت همراه شده است. آ‌ن‌ها معتقدند در آخرالزمان شخصی به نام «کلکی»، به‌منظور اصلاح جهان، سوار بر اسب سفید و با شمشیر آخته و شهاب گون ظهور می‌‌کند تا شرارت و ظلم را ریشه‌‌کن و عدالت و فضیلت را برقرار می‌کند.[58]

وی در پایان اعصار چهارگانه هندو؛ شامل کرته یوگه، ترته یوگه، دواپره یوگه و کلی یوگه؛ خواهد آمد و زمین را از دست ستمگران نجات خواهد داد. او از فرزندان کشن است و در هیبت غول و سر اسب به عنوان پیشوا و پادشاهی عادل بر ملائکه، جنیان و آدمیان ظهور می‌کند و این، در حالی است که آن زمان زنان بی حیا و شهوت ران شده‌اند و از دزدان و تبهکاران بچه می‌آورند. معاملات و بازرگانان فریب گر، شاهان ستمگر و مردان خانواده به‌جای اجرای وظیفه به گدایی روی می‌آورند. خشکسالی و سیل محصولات را نابود می‌کند و جنگ و قحطی فراوان و زمین از ساکنان خالی می‌شود. در آن زمان کلکی می‌آید و بر همه نیروهای مخالف پیروز و فرمانروای کل عالم می‌شود و پس از اجرای ماموریتش در ویشنو جذب می‌شود[59].

بشارت به آمدن منجی در کتاب‌‌های مقدس هندوان به نام‌های اوپانیشاد، باسک، پاتیکل، دید، ریگودا و شاکمونی ذکر شده است.[60]

ششم: موعودباوری در بودا

موعود باوری در آیین بودا با مفهوم «میتِریه[61]» هماهنگ است. این آیین از هندوستان آغاز شد و یکی از شاخه‌های آیین برهمایی است و به علت داشتن اندیشه عرفانی، در بیش‌تر مناطق پر جمعیت جهان تاثیر نهاده است. بنیانگذار بودیسم فردی است به نام «گوتاما شاکیامونی» که حدود 563 قبل از میلاد به دنیا آمد.

به اعتقاد بودائیان، وی پادشاه یا بزرگ زاده بوده است. طالع بینان پیشگویی کردند وی در جوانی از خانه خواهد گریخت و بیابانگرد و بی خانمان خواهد شد و اگر به‌درستی مراقبت شود، جهان شاه خواهد شد. لذا وی مدت‌ها در ناز و نعمت بود؛ ولی تعارضات و اختلافات طبقاتی در کاخ و جامعه را بر نتابید. سپس در 29 سالگی از کاخ گریخت و تحت نظارت فردی به نام آلارا زندگی راهبان را آموخت و پس از شش سال ریاضت سخت در جنگل‌ها از وصول حقیقت ناامید شد. لذا ریاضت را کنار گذاشت و به مراقبت معنوی روی آورد. پس از شش سال مراقبه معنوی، در کنار درختی به نام مارا[62]با شیطان جنگید و به حقیقت دست یافت؛ حقیقتی که «به وعظ باغ غزالان» معروف است. وعظ باغ غزالان به این معناست که در این عالم، تمام اشیا دارای دو طرف است و مرد سالک از هر دو طرف باید بپرهیزد؛ مثلاً زندگانی، سراسر عیش و نوش و شهوترانی، ناپسند و زشت و فرو مایه است، چنان‌که زندگانی، سراسر رنج و ریاضت پر از تکلف و تعب نامطلوب و لغو و بیهوده است. از این رو مرد سالک و طالب حقیقت از این دو (افراط و تفریط) باید اجتناب کند و نقطه وسط را که عدالت حقیقی است به دست بیاورد که در آن نقطه نور معرفت تابش می‌کند و گوهر علم و سعادت و آسایش و اشراق در آن‌جاست و سرانجام نیروانا از آن نقطه حاصل می‌شود.[63]

وی 40 سال به تبیین و تبلیغ در سراسر هندوستان پرداخت و شاگردان فراوان تعلیم داد و سپس در سال483 قبل از میلاد در 80 سالگی به نیروانه پیوست[64]. آیین بودا دارای سه فرقه به نام‌های مَهایانه[65]، هینایانه[66]و وَجرَیانه[67] است و قدیمی‌‌ترین کتاب مقدس بوداییان، تری پیتَکه[68] نام دارد[69].

در الاهیات بودایی، میتریه را بودای پنجم و آخرین بودای زمینی می‌دانند که هنوز نیامده است و روزی می‌آید و همگان را نجات خواهد داد. در نماد نگاری‌های بودایی، هیبت مردی را در وضعیت نشسته و آماده برخاستن نمایش می‌دهند تا نمادی از آمادگی بر قیام باشد.[70]وی زمانی پادشاه و زمانی شاه خدایان بوده و سرانجام برای بودا شدن در آسمان توشیته مستقر شده و روزی در زمین متولد خواهد شد. ادوار تاریخی در نگاه بوداییان، تقریبا شبیه هندوئیسم است که در هر دوره از آن، یک بودا با اسامی خاص خود آمده است و پنجمن و آخرین آن میتریه خواهد بود. در اندیشه بودائیان، میتریه نجات بخش، فردی (صرفا معنوی) است و اهداف اجتماعی ندارد. لذا به قوم یا ملتی عنایت خاصی ندارد و فقط آیین بودا را ترویج می‌کند که این موجب رفاه و بهروزی خواهد شد. جهان بعد از ظهور میتریه در صلح و آرامش می‌باشد؛ چرا که ساکنان بی شمار زمین هیچ جنایتی نمی‌کنند؛ مردم قوی و شادمانند؛ بیماری کم است و او دین دهرمه[71]را اعلام خواهد کرد[72].

هفتم: موعودباوری در کنفوسیانیسم

موعود باوری در کنفوسیانیسم و تائوئیسم نیز دیده می‌شود. کنفوسیوس حکیم و سیاست مدار چینی است. وی حدود سال 551 قبل از میلاد در ایالت لو در چین در خاندان کونگ و فرمانروایی تسو بدنیا آمد. در کودکی چیو نام داشت و در 19 سالگی وزیر اعظم، مسئولیت سرپرستی مزرعه‌ها را به او داد. وی در کنار نصب دولتی به مطالعات و تحصیل هنر پرداخت و دانشمندان برای کسب علم و کمال نزد او می‌آمدند. مردم او را «کونگ فوتسه»، یعنی «کونگ فیلسوف» می‌نامیدند که ما او را «کنفوسیوس» تلفظ می‌‌کنیم. در 50 سالگی به وزارت رسید و کم کم وزیر اعظم شد. حسادت رقیبان توطئه علیه او را رقم زد؛ به طوری که از منصب دولتی کناره‌گیری کرد و به تربیت شاگردان پرداخت. او دارای چندین کتاب نیز می‌باشد.[73]

وی آیین خود را که ترکیبی است از اصول اخلاقی، سیاست مدن و مقداری از مسائل دینی؛ برای چینی‌‌ها آورد. پس از مدتی آیین وی از رونق افتاد و جای خود را به آیین بودا واگذار کرد.[74] بسیاری از طرفداران این آیین معتقدند طبق آموزه‌های وی، نظام فرزانه شاهان باستان باز خواهد گشت[75]. لذا اندیشه نجات و موعود منجی در میان کنفوسیانیسم نیز وجود دارد.

هشتم: موعودباوری درتائوئیسم

مکتب تائو، به لائوتسه حکیم[76] منسوب است. در این‌که وی وجود خارجی داشته یا افسانه است، اختلاف دیدگاه وجود دارد. از دیدگاه فیلسوفان قدیم چین، تمامی فعل و انفعالات جهان از تائو متاثر می‌باشد.[77] تائو یا دائو عهده دار جهان بینی عرفانی در میان پیروان خود است[78]. در مورد اعتقاد آنان به موعود، در برخی متون آن‌ها آمده است: «زندگی قدیس آخرالزمان و پروردگار طریقت نوشته شانگ چینگ، در یک سال جن ـ چن، یعنی بیست و نهمین سال از دوره 60 ساله لی‌‌هونگ ظهور خواهد کرد تا جهانی نو بر پا کند که در آن، برگزیدگان تحت حکومت قدیس آخرالزمان زیست کنند»[79].

با توجه به این‌که بسیاری از ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی به نجات و منجی معتقد هستند و گستره جغرافیایی آن‌ها تمام زمین را در بر می‌گیرد، این مسئله می‌تواند به نوعی خط و مشی ادیان در بر پایی عدل و داد و مبارزه با ظلم و جور فراهم آورد و جامعه منتظر، به عنوان پرچمدار اندیشه منجی موعود از این مسئله در زمینه انسجام و وحدت ادیان بهره ببرد.

 

 

نتیجه‌گیری

«اندیشه نجات و منجی موعود در آخرالزمان»، اندیشه مشترک بسیاری از ادیان الاهی و غیرالاهی است، که پیروانشان در فرایند مبانی دینی خود بدان معتقد هستند. سیر بررسی اندیشه نجات در تمامی ادیان به سمت جامعه ایده‌آل و محبوب جوامع مختلف ادیانی است. یعنی آنچه در اعتقاد به منجی موعود در میان ادیان مشترک است، مسئله تحقق جامعه‌ای است ایده‌آل و عاری از ظلم و ستم. آنچه وجه تمایز این ادیان است، قرائت‌‌هایی مختلفی است از منجی موعود، برمبنای دیدگاه‌‌های درون دینی خود و مصادره به مطلوب داشتن مسئله منجی موعود در آن. آن‌چه مسلم است این اندیشه و اعتقاد در میان اکثر ادیان وجود داشته است تا جایی که بسیاری از ادیان به‌منظور رسیدن به آن در تلاش هستند.

 

  1.  

 

 

[1] . دانش آموخته سطح 4 حوزه علمیه قم، دانش پژوه سطح 4 سیاسی اجتماعی مرکز تخصصی مهدویت.

Jabbari.h110@gmail.com

[2] . حج: 5.

[3] . قنبری، آینده جهان در نگاه ادیان، ص 16 الی 31.

[4] . «و نهالی‌ از تنه‌ یسَّی‌ بیرون‌ آمده‌، شاخه‌ای‌ از ریشه‌هایش‌ خواهد شکفت‌ و روح‌ خداوند بر او قرار خواهد گرفت‌؛ یعنی‌ روح‌ حکمت‌ و فهم‌ و روح‌ مشورت‌ و قوّت‌ و روح‌ معرفت‌ و ترس‌ خداوند؛ و خوشی‌ او در ترس‌ خداوند خواهد بود و موافق‌ رویت‌ چشم‌ خود داوری‌ نخواهد کرد و بر وفق‌ سمع‌ گوش‌‌های‌ خویش‌ تنبیه‌ نخواهد نمود، بلکه‌ مسکینان‌ را به‌ عدالت‌ داوری‌ خواهد کرد و به‌ جهت‌ مظلومانِ زمین‌ به راستی حکم‌ خواهد نمود و جهان‌ را به‌ عصای‌ دهان‌ خویش‌ زده‌، شریران‌ را به‌ نفخه‌ لب‌های‌ خود خواهد کُشت‌ و کمربند کمرش‌ عدالت‌ خواهد بود و کمربند میانش‌ امانت و گرگ‌ با بره‌ سکونت‌ خواهد داشت‌ و پلنگ‌ با بزغاله‌ خواهد خوابید و گوساله‌ و شیر و پرواری‌ با هم‌، و طفل‌ کوچک‌ آن‌ها را خواهد راند و گاو با خرس‌ خواهد چرید و بچه‌های‌ آن‌ها با هم‌ خواهند خوابید و شیر مثل‌ گاو کاه‌ خواهد خورد و طفل‌ شیرخواره‌ بر سوراخ‌ مار بازی‌ خواهد کرد و طفلِ از شیر باز داشته‌ شده‌؛ دست‌ خود را بر خانه‌ افعی‌ خواهد گذاشت‌ و در تمامی‌ کوه‌مقدّس‌ من‌ ضرر و فسادی‌ نخواهند کرد؛ زیرا که‌ جهان‌ از معرفت‌ خداوند پر خواهد بود؛ مثل‌ آب‌هایی‌ که‌ دریا را می‌پوشاند.» (اشعیای 11: 1 الی 9).

[5]. Mashiah

[6] . پیدایش 49: 10.

[7] . مزامیر 72: 17.

[8] . ارمیا 16: 13.

[9] . مراثی ارمیا 1: 16.

[10] . زکریا 6: 12.

[11] . عاموس 9: 11.

[12]. شاکری، منجى در ادیان، ص 35 _45 و بالادستیان، نگین آفرینش، ص 40 _70.

[13] . اشعیا 30: 26 و 54: 11؛12و 6: 3، ملاکی 4: 2 و 3: 19؛ حزقیال 47: 9 و 47: 12و 16: 55،

[14] . عصر نجات نهایی است.

[15] . کسی که می‌آید تا انسان را از گناه اولیه نجات دهد. او پیش از رجعت اصلی منجی می‌آید و بشر را به حالت قبل از گناه اولیه می‌رساند. معتقدان یهودی ـ مسیحی معتقدند که حضرت عیسی7 صرفا برای نجات انسان از گناه اولیه و رساندن به مقام پسر خواندگی و هدایت ابدی است.

[16] . لوقا 12: 35 و 36.

[17] . معتقدان خالص مسیحی، به بازگشت حضرت عیسی7 به عنوان منجی موعود معتقدند. موعود در مسیحیت همچون اسلام مشخص و معین است، بر خلاف موعود در یهود که نامشخص و نامتعین می‌باشد.

[18] . متا ابواب 24 و 25؛ مقرس باب 13 و لوقا باب 21.

[19] . یوحنا 14: 2 و 3.

[20] . متا 16: 27.

[21] . متا 25: 31 _34.

[22] . رومیان 8: 21.

[23] . شاکری، منجی در ادیان، ص 70 _90.

[24] . رضایی، تاریخ ادیان جهان، ص 167.

[25] . شاکری، منجی در ادیان، 183.

[26] . خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 205 _208. و استناد برخی به روایتی در کتاب شریف کافی: «عن ابِی یَحْیَى الْوَاسِطِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ7 عَنِ الْمَجُوسِ أَ کَانَ لَهُمْ نَبِیٌّ فَقَالَ نَعَمْ أَ مَا بَلَغَکَ کِتَابُ رَسُولِ اللَّهِ6 إِلَى أَهْلِ مَکَّةَ أَنْ أَسْلِمُوا وَ إِلَّا نَابَذْتُکُمْ بِحَرْبٍ فَکَتَبُوا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ6 أَنْ خُذْ مِنَّا الْجِزْیَةَ وَ دَعْنَا عَلَى عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ فَکَتَبَ إِلَیْهِمُ النَّبِیُّ6 أَنِّی لَسْتُ آخُذُ الْجِزْیَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَکَتَبُوا إِلَیْهِ یُرِیدُونَ بِذَلِکَ تَکْذِیبَهُ زَعَمْتَ أَنَّکَ لَا تَأْخُذُ الْجِزْیَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ ثُمَّ أَخَذْتَ الْجِزْیَةَ مِنْ مَجُوسِ هَجَرَ فَکَتَبَ إِلَیْهِمُ النَّبِیُّ6 أَنَّ الْمَجُوسَ کَانَ لَهُمْ نَبِیٌّ فَقَتَلُوهُ وَ کِتَابٌ أَحْرَقُوهُ أَتَاهُمْ نَبِیُّهُمْ بِکِتَابِهِمْ فِی اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ جِلْدِ ثَوْرٍ.» (الکافی، ج‏3، ص 568. آشنایی با ادیان بزرگ، ص57).

[27] . اندیشه نیک.

[28] . گفتار نیک.

[29] . کردار نیک.

[30] . رضایی، تاریخ ادیان جهان، ص 175.

[31] . توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 57.

[32] . اوخشیت ارته: کسی که قانون مقدس را می‌پروراند. (منجی در ادیان، ص 190)؛ او هزار سال پس از زرتشت می‌آید. (آشنایی با ادیان بزرگ، ص 61).

[33] . اوخشیت نمه یا نمنگه: کسی که نماز را بر پا می‌دارد. (منجی در ادیان، ص190)؛ و دوهزار سال پس از زرتشت می‌آید. (آشنایی با ادیان بزرگ، ص 61).

[34] . استوت ارنه: کسی که همه از جانب او به زندگی ابدی دست می‌یابند. (منجی در ادیان، ص 190)؛ او سه هزار سال پس از زرتشت می‌آید و با ظهور وی جهان پایان می‌یابد. (آشنایی با ادیان بزرگ، ص 61).

[35] . توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 61.

[36] . نام مادر سوشیانت.

[37] . دریاچه هامون.

[38] . اوستا، بخش یشت‌ها، قسمت زامیادیشت، بند 92، ص 309.

[39] . همان، بند 94، ص 309.

[40] . «خرداد» به معنای رسایی و برازندگی و نام پنجمین تن از میهن فرشتگان است که در جهان مینوی، نمایندگی کمال و رسایی و در جهان خاکی نگاهبانی آب را بر عهده دارد. (اوستا، ص53).

[41] . «امرداد» به معنای جاودانگی و بی مرگی و نام ششمین تن از میهن فرشتگان است که در جهان مینوی نمایندگی دوام و جاودانگی و در جهان زیرین پاسداری از گیاه کار اوست. (اوستا، ص 53).

[42] اوستا، بخش یشت‌ها، قسمت زامیادیشت، بند 96، ص 310.

[43] . همان، بند 95، ص 310.

[44] . همان، بند 94، ص 310.

[45] . فریشتگان که دوازده تن بودند و جانشینان مانی شمرده می‌شدند.

[46] . اسقفان بودن که شامل هفتاد دو تن بودند.

[47] . کشیشان که شامل سیصر و شصت نفر بودند.

[48] . گزیدگان که شمارشان فراوان بوده و مبلغ دین مانی به حساب می‌آمدند.

[49] . نیوشندگان که عامه پیروان مانی بودند و شمارشان از همه بیش‌تر است.

[50] . پرهیز از گفتار زشت.

[51] . پرهیز از کردار زشت.

[52] . پرهیز از پندار زشت.

[53] . همان خانقاه که صوفیان در دوران اسلام داشته اند.

[54] . توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 64 _65.

[55] . موعودی که مسیح به آمدنش مژده داد.

[56] . شاکری، منجی در ادیان، ص 248.

[57] . همان.

[58] . همان، ص32 و شاکری، منجی در ادیان، ص215..

[59] . شاکری، منجی در ادیان، ص 222 _225.

[60] . همان، ص 226 _230.

[61] . واژه‌ای از زبان سنسکریت است از ریشه میتره، به معنای مهربانی و دوست داشتنی؛ ولی در زبان پالی، میته می‌گویند.

[62] . درخت بیداری.

[63] . رضایی، تاریخ جامع ادیان، ص 185.

[64] . ناس، تاریخ جامع ادیان، 178 و توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 39.

[65] . به معنای چرخ بزرگ. این فرقه آیین شمالی در چین رواج دارد و با طیف هایی از اعتقادات و سنت‌های کنفوسیوس و لائوتسه در چین و شینتو در ژاپن در آمیخته است. در واقع یکی از طریقت‌های عرفانی آن به نام سانسکریت(یعنی تامل) شهرت جهانی دارد.

[66] . به معنای چرخ کوچک. این فرقه آیین جنوبی در سریلانکا و کشورهای جنوب شرق آسیا مشاهده می‌شود. پیراونش آن را تِروَاده، یعنی آیین نیکان و بزرگان می‌خوانند.

[67] . به معنای چرخ الماس. این فرقه در تبت وجود دارد و آیین بودا را با سحر و کهانت و توتم پرستی درآمیخته و تشکیلاتی نیرومند برای خود پدید آورده است. به لامائیسم نیز خوانده می‌شود.

[68] . به معنای سه سبد است.

[69] . توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 43.

[70] . شاکری، منجی در ادیان، ص 232.

[71] . دین حقیقی.

[72] . شاکری، منجی در ادیان، ص 235 _ 241.

[73] . توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 48.

[74] . همان، ص 49.

[75] . شاکری، منجی در ادیان، ص 246.

[76] . متوفای 517 قبل از میلاد.

[77] . توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص 52.

[78] . شاکری، منجی در ادیان، ص 244.

[79] . مجله هفت آسمان به نقل از منجی در ادیان، ص 245.

  1.  

    منابع

    قرآن کریم.

    1. دوستخواه، جلیل، اوستا (نامه مینوی آیین زرتشت)، انتشارات مروارید، چاپ چهارم، تهران، 1362.
    2. بالادستیان، محمد امین و همکاران، نگین آفرینش، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود4، چاپ پنجاه و سوم، قم، 1392.
    3. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، سمت، چاپ نهم، تهران، 1385.
    4. رضایی، عبدالعظیم، تاریخ ادیان جهان، انتشارات علمی، چاپ سوم، تهران، 1386.
    5. شاکری زواردهی، روح‌الله، منجی در ادیان، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود4، چاپ اول، تهران، 1388.
    6. قنبری، آیت، آینده جهان در نگاه ادیان، نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چاپ اول، تهران، 1385.
    7. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1407ق.
    8. کوئن، بروس، مبانی جامه شناسی، مترجم: غلامعباس توسلی و رضا فاضل، سمت، تهران، 1372.
    9. گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، مترجم: منوچهر صبوری، نشر نی، چاپ هفتم، تهران، 1381.
    10. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید مرتضی مطهری، چاپ هفتم، تهران، 1397ق.
    11. ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، مترجم: علی اصغر حکمت، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ نوزدهم، تهران، 1388.
    12. کتاب مقدس (مجموعه ابواب تورات و انجیل)، نرم افزار مژده، نسخه الکترونیکی.