تحقق اهداف انبیا در حکومت مهدوی با تاکید بر روایات فریقین

نویسنده

دانش آموخته سطح 3 مرکز تخصصی مهدویت قم و مدرس حوزه علمیه قم

چکیده

پروردگار متعال با ارسال رسولان و بعثت پیامبران، اهداف بلندی را برای سعادت و کمال انسان‌ها ترسیم کرده که این اهداف و آرمان‌ها در آیات و روایات بیان شده‌اند. از آن‌جا که ائمه معصوم وارثان انبیای الاهی و جانشینان پیامبر خاتم6 هستند؛ همان اهداف و رسالت را بر دوش داشته و دنبال کرده‌اند؛ لکن تمامی این آرمان‌ها و اهداف در زمان ظهور حضرت مهدی4 و در سایه حکومت پر برکتش تحقق خواهد یافت. در این پژوهه به بررسی برخی از این اهداف مهم، مانند تشکیل حکومت الاهی، عدالت گستری، امنیت فراگیر، رفاه اقتصادی، ارتقای اخلاقی و فضایل نیکو پرداخته و سعی شده است با روایایت فریقین در باب مهدویت تطبیق داده شود. شایان ذکر است این نوشتار با بهره‌گیری از متون و نصوص دینی، استنادات نقلی و به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی مسئله پرداخته و هدف آن، این است که ظرفیت‌سنجی نظام اسلامی را با حکومت مهدوی ترسیم کند و نیز با نگرشی مهندسی رو به آینده به سوی نظام مبارک مهدوی، این نظام را مورد توجه همگان قرار دهد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Realization of the Goals of the Prophets in the Mahdavi Government, with an Emphasis on the Narrations of the Two Sects

نویسنده [English]

  • Seyyed Razi Ghaderi
Graduate Student of Level 3 at the Specialized center of Mahdism, Professor at Qom Seminary
چکیده [English]

God the Almighty has set high goals for the prosperity and perfection of human being by sending the Prophets and delegation of prophecy. These goals and ideals have been expressed in the verses and traditions. Since the infallible Imams are the heirs of the divine prophets and the successors of the final Prophet (pbuh); they have followed the same goals and mission; however, all these ideals and goals will be realized at the time of Appearance of Imam of the time (pbuh) and under the protection of his blessed government. In this study, we investigate some of these important goals such as the formation of a Divine government, spread of justice, inclusive security, economic welfare, moral promotion and good virtues, and try to adapt them to the traditions of the two sects in the field of Mahdism. It is worth mentioning that this paper examines the issue using the religious texts and narrated documentations with a descriptive-analytic method, and its goal is to draw an assessment of the capacity of the Islamic system with a Mahdavi government and draws everyone’s attention to this system with a future-looking engineering approach to the blessed Mahdavi system.

کلیدواژه‌ها [English]

  • prophets
  • Imam Mahdi (A.S)
  • the Qur’an
  • goals
  • Appearance

تحقق اهداف انبیا در حکومت مهدوی با تاکید بر روایات فریقین

سید رضی قادری[1]

چکیده

پروردگار متعال با ارسال رسولان و بعثت پیامبران، اهداف بلندی را برای سعادت و کمال انسان‌ها ترسیم کرده که این اهداف و آرمان‌ها در آیات و روایات بیان شده‌اند. از آن‌جا که ائمه معصوم وارثان انبیای الاهی و جانشینان پیامبر خاتم6 هستند؛ همان اهداف و رسالت را بر دوش داشته و دنبال کرده‌اند؛ لکن تمامی این آرمان‌ها و اهداف در زمان ظهور حضرت مهدی4 و در سایه حکومت پر برکتش تحقق خواهد یافت. در این پژوهه به بررسی برخی از این اهداف مهم، مانند تشکیل حکومت الاهی، عدالت گستری، امنیت فراگیر، رفاه اقتصادی، ارتقای اخلاقی و فضایل نیکو پرداخته و سعی شده است با روایایت فریقین در باب مهدویت تطبیق داده شود. شایان ذکر است این نوشتار با بهره‌گیری از متون و نصوص دینی، استنادات نقلی و به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی مسئله پرداخته و هدف آن، این است که ظرفیت‌سنجی نظام اسلامی را با حکومت مهدوی ترسیم کند و نیز با نگرشی مهندسی رو به آینده به سوی نظام مبارک مهدوی، این نظام را مورد توجه همگان قرار دهد.

واژگان کلیدی: پیامبران، امام مهدی، قرآن، اهداف، ظهور.

 

 

مقدمه

خداوند متعال برای هدایت انسان‌ها به سوی کمال و سعادت، پیامبرانی از جنس خودشان فرستاده است تا آنان به عنوان هادیان و راهنمایان به تعلیم و تزکیه انسان‌ها بپردازند و مسیر تعالی را به انسان‌ها بیاموزند. پیامبران الاهی از میان مردم برخاسته و طعم فقر و محرومیت را چشیده‌اند و با تمام مشکلات مردم و دردهای آنان آشنایند.[2] هر چند طبق نصّ قرآنی[3] بعضی از انبیا درجات بالاتری نسبت به بعضی دیگر برخوردار بوده‌اند؛ تمامی آن‌ها مراتب بلندی از ایمان و تقوا و وارستگی و معنویت را دارا هستند.

پیامبران الاهی در مسیر رسالت خود دارای اهدافی بوده اند که بر اساس آن حرکت کرده و افراد و جامعه را به سمت آن هدایت کرده اند.

این از لطف و رحمت الاهی است که خداوند به‌عنوان خالق انسان‌هاست؛ مخلوقاتش عشق می‌ورزد؛ تمامی زمینه‌های سعادت و صلاح آن‌ها را فراهم می‌کند و بهترین انسان‌ها را برای هدایت آن‌ها ارسال می‌کند؛ آن هم با آرمان و اهدافی که این زمینه‌ها را محقق کند.[4] طبق آیات قرآن کریم، خداوند از پیامبرانش عهد و میثاقی گرفته است که این اهداف را دنبال کرده و از ادای ذره‌ای از وظایف خود در این مسیر کوتاهی نکنند؛ حتی پیامبر اکرم6 که افضل انبیا است، مورد تهدید الاهی قرار می‌گیرد که مبادا در اجرای دستورهای خداوند کوتاهی صورت پذیرد.[5]

بدون شک خناسان و جباران زمانه در طول تاریخ همیشه عرصه را به انبیا و اولیای الاهی تنگ کرده و در این راه برخی از مردمان به دلیل تطمیع یا تهدید و مانند آن، با طاغیان همراهی کرده و نگذاشتند پیامبران الاهی به اهداف عظیم خود برسند و مردم را به ساحل سلامت و تعالی در دنیا و آخرت برسانند

لکن اهداف انبیا، در حکومت آخرین خلیفه خداوندی محقق خواهد شد و تمامی وعده‌های صلاح و سعادت آدمیان در حکومت مهدی، خواهد یافت.

با آن‌که موضوع بحث، بسیار کاربردی و مورد ابتلاء است؛ کم‌تر مورد پژوهش قرار گرفته، ممکن است به این دلیل باشد که محققان عموماً ترسیم نظام مهدوی را در تبیین مسئله کافی دانسته‌اند. البته با تتبع فراوانی که صورت گرفته، می‌توان به کتاب «عصر زندگی»، از محمد حکیمی اشاره کرد که فصل دوم و سوم کتاب مذکور به برخی از مؤلفه‌های این بحث پرداخته است و نیز می‌توان به کتاب «چشم‌اندازی به حکومت امام مهدی4»، از نجم الدین طبسی و «حکومت جهانی حضرت مهدی4»، از آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی اشاره کرد. و نیز مقاله «اهداف بعثت انبیا از منظر قرآن»، از آقای حسن پویا در نشریه بینات شماره 83، قابل توجه می‌باشد؛ لکن باید گفت آثار مذکور، به صورت مستقل و جامع به مسئله نپرداخته‌اند و لذا نگارنده سعی کرده‌ است در مقاله پیش رو به صورت مستقل و تا حدودی جامع به مسئله مورد بحث بپردازد و زوایای آن را با تطبیق روایات فریقین روشن کند.

اول: تشکیل حکومت الاهی

بدون شک یکی از اهداف مهم انبیا تشکیل «حکومت دینی» بوده است؛ چون «حکومت» ضروری ترین شرط تحقق زندگی اجتماعی است که تمامی آرمان‌ها و اهداف دیگر، ذیل آن تحقق می‌یابد. خداوند متعال در قرآن کریم به این هدف وظیفه انبیا، هم به صورت عام[6] و هم به صورت خاص بدان تصریح کرده است که مصداق آشکار آن، جریان حضرت داوود است که خداوند فرمود : gیَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّf[7].

رشد و کمال و سعادت انسان، از منظر اعتقادی نظام‌های سیاسی یکسان نیست. برخی آن را به بهره گیری فراوان از امکانات مادی تعریف کرده‌اند؛ لکن در اندیشه دینی، سعادت و رشد آدمیان در دو عرصه دنیا و آخرت تفسیر شده که بدون شک دنیای بدون آخرت و آخرت بدون دنیا مذموم است.[8]

حضرت امام; در این زمینه می‌فرماید: «تمام انبیا آمدند برای این‌که حکومت تشکیل بدهند. امام حسین7 هم مسلم را فرستاد تا مردم را دعوت کند به بیعت تا حکومت اسلامی تشکیل بدهد؛ چون حکومت از مهم‌ترین اهداف انبیا است...».[9]

قرآن کریم که معجزه جاودان است، این بر پایی حکومت از جانب انبیا را معلل کرده است و می‌فرماید: gقُلْ هَلْ مِنْ شُرَکَائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ[10] «آیا کسی که به سوی حق هدایت می‌کند، برای پیروی شایسته تر است یا کسی که خود هدایت نمی‌شود؛ مگر هدایتش کنند. شما را چه می‌شود؟ چگونه داوری می‌کنید؟»

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌فرماید: خداوند متعال برای آن‌که عصبیت اقوام جاهلیت زده را کنار زند و آنان را در پذیرش رسالت و هدایت انبیا نرم تر کند؛ تبعیت از پیامبرانش را به مرجحاتی معلل کرده است که پذیرش آن آسان باشد. لذا می‌فرماید از پیامبران تبعیت کنید؛ چون اینان از مسیر هدایت و سعادت آگاه ترند.[11]

بر همین اساس، در آیات دیگری، خداوند از زبان پیامبرانش مراتب بلندی از ویژگی‌های زمامداری را مطرح و مورد توجه قرار داده است.

یا حضرت یوسف7 می‌فرماید: gقَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌf؛ «مرا سرپرست خزائن سرزمین مصر قرار بده که نگهدارنده و آگاهم».[12]

در تفسیر این آیه آمده است: طبق این بیان، حضرت یوسف آشکارا گفت من بهترین فردی هستم که می‌توانم امور مالی را که بسیار مهم است، اداره کنم؛ چون کاردان و امین هستم. حضرت یوسف با کاردانی خود برنامه‌ریزی می‌کند و با امانت داری خود بی آن‌که خیانت و فساد ورزد، مدیریت می‌کند.[13]

علامه طباطبایی می‌فرماید: حضرت یوسف برای تصدی وزارت مالی، به دو صفت استدلال می‌کند که این دو صفت برای پذیرش این مسئولیت و زمامداری لازم است. [14]

لکن باید گفت در بین انبیا فقط حضرت داوود و فرزندش، سلیمان توانستند حکومت تشکیل بدهند و پیامبر مکرم اسلام6 نیز ده سال آخر عمر مبارکش به تشکیل حکومت اسلامی موفق شد؛ لکن از سویی به جنگ‌های متعددی با کافران و مشرکان مجبور شد که بیش از هشتاد و سه غزوه و سریه بوده[15] و از سوی دیگر، منافقان در مدینه، زمینه را بر پیامبر6 تنگ کرده بودند. لذا اهداف جهانی حکومت اسلامی و الاهی در حکومت نبوی تحقق نیافت؛ لکن در منابع شیعی و اهل سنت از حکومت جهانی حضرت مهدی4 سخن گفته شده است که محتوا و مفاد برخی از روایات، بر حقیقت چنین حکومتی است [16]

ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق7 درباره این آیه پرسیدم: gهُوَ الَّذی أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکونَf[17] امام7 فرمود: «این آیه هنوز تاویل نشده است.» عرض کردم: چه زمانی تاویل می‌شود؟ فرمود: «زمانی که به خواست خدا قائم قیام کند و بر تمام عالم مسلط شود. آن‌گاه دین محمد6 به هرجا که شب سایه می‌افکند، خواهد رسید و از شرک، اثری نخواهد ماند.».[18]

صنعانی که از عالمان بزرگ اهل سنت است، ذیل همین آیه سوره توبه می‌نویسد: «اولا این حکومت الاهی و اسلامی بر جهان در زمان امام مهدی4 محقق می‌شود و ثانیاً برکات و نعمت‌های خداوند به حدی رونق می‌یابد که هرگز بشر چنین چیزی را ندیده است». [19]

شیخ صدوق از امام باقر7 چنین نقل می‌کند: «و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و یظهر الله عزوجل به دینه؛ حکومت مهدوی شرق و غرب عالم را می‌گیرد و خداوند دینش را با این خلیفه اش سیطره می‌دهد».[20] در سنن ابن داوود از ام سلمه نقل شده است که پیامبر6 فرمود: «و یلقی الاسلام یحرانه فی الارض؛ [امام مهدی4] اسلام را بر تمام زمین سلطنت و عزت دهد».[21]

دوم: عدالت گستری

تحقق «عدالت» فراگیر، از مهم‌ترین اهداف انبیا و سبب قوام و بقای حکومت‌ها دانسته شده است. قرآن کریم می‌فرماید: gلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ[22] «به راستی پیامبران خود را با دلایل روشن روانه ساختیم و با آن‌ها کتاب و میزان فرستادیم تا مردم به عدالت برخیزند».

بدون تردید خداوندی که تمام انسان‌ها را بر اساس کرامت شخصیت، مراتب هدایت و بندگی را در وجود آنان به فطرت نهاده است؛ به یقین عدالت خواهی را نیز در وجودشان تعبیه کرده است.

برخی از عالمان شیعه صریحاً فرموده اند: در اعتقاد دینی و ایمانی، «عدالت» هم منشأ احکام دینی است و هم مقتضای آن و از همین رو، اگر حکمی عادلانه نباشد، قطعاً دینی نیست. عدالت در دین اسلام از اصول است که هیچ تخصیص بردار نیست.[23]

شهید مطهری می‌فرماید: عدالت از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که کلام اسلامی، بیش از هر چیز به مسئله «عدل» پرداخته و برای فقه اسلامی قبل از هر چیز مسئله عدل مطرح است. در بیان سیاست اسلام، بیش از هر واژه‌ای کلمه عدل به گوش می‌خورد.[24]

اهمیت و جایگاه والای عدالت از یک طرف و وابستگی تحقق آن به ابزارهای حکومتی و قدرت از طرف دیگر، موجب شده است که خداوند متعال این مولفه را به عنوان یکی از اهداف رسولان خود برگزیند و هرگونه بی عدالتی را از مسیر خود دور بداند.[25]

علامه طباطبایی در ذیل آیه gلَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط[26] می‌نویسد: این‌که خداوند می‌فرماید ما «ترازو» را نازل کردیم تا مردم را به عدالت در معاملات خود عادت بدهیم؛ بدان دلیل است که بفهماند قوام زندگی اجتماعی بشر به معاملات و مبادلاتی است که با داد و ستد صورت می‌گیرد و این نسبت باید به عدالت بین آن‌ها برقرار شود. اگر مقوله عدالت در مسیر هدایت مراعات نشود، یقیناً مسیر هدایت و سعادت آدمیان هموار نخواهد بود. لذا قرآن کریم به کسانی که در معاملات، عدالت را رعایت نمی‌کنند، وعده عذاب داده است.[27]

بدون تردید تمامی انبیای الاهی در پی عدالت گستری و ایجاد قسط و مساوات در بین مردم بوده و از هیچ کوشش در این راه فروگذار نکرده‌اند. شاهد بر این سخن آیه قرآن است: gوَلِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَf؛ «هر  امتی را پیامبری است. پس چون پیامبرشان آمد، به عدالت داوری کرد و به مردم ستم نشده است».[28]

گفتنی است عدالتی که در هنگام حکومت مهدی محقق می‌شود؛ از چنان گستره‌ای برخوردار است که به عنوان ارزشمندترین رهاورد عصر ظهور منجی عالم یاد شده است که این، آرزوی همه انسان‌های عدالت خواه عالم بوده است. [29]

به زعم برخی از عالمان شیعه، در خصوصیات قیام و حکومت امام مهدی4 هیچ ویژگی به اندازه عدالت و قسط روشنی و نما ندارد و این، گویای برجستگی این مهم در مدینه فاضله مهدوی است.[30] 

در روایات متعددی از شیعه و سنی به عدالت گستری حکومت مهدوی، آن هم با ویژگی جهانی و با تعبیر "الارض" یاد شده است.

مرحوم کلینی به سند معتبر از امام کاظم7 روایتی نقل می‌کند؛ مبنی بر این که راوی از آن حضرت درباره تاویل این آیه gاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَاf[31] پرسید. حضرت فرمود: «خداوند در آخر الزمان مهدی4 را با یاورانی بر می‌انگیزد تا عدل را ایجاد کنند؛ زیرا زمین با احیای عدل زنده می‌شود».[32]

در روایات فریقین به صورت متعددی این تعبیر وارد شده است: «یملا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً».[33]

سوم: ارتقای اخلاق و فضایل

یکی از اهداف بلند پیامبران، دعوت مردم به رفتارهای شایسته و اخلاق حسنه است . یکی از مهم‌ترین دعوت رسول مکرم اسلام که شیعه و سنی نقل کرده‌اند، این است: «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق و محاسنها».[34]

قرآن کریم این هدف عظیم را چنین ترسیم کرده است: gهُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأُمِّیّینَ رَسولًا مِنهُم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِمf؛ اوست که رسولی را میان مردم برانگیخت تا آیات او را بر ایشان بخواند و کردار و اعمال آنان را پاکیزه سازد».[35]

تزکیه و تهذیب و رهنمون ساختن مردم به اخلاق متعال و رفتارهای شایسته، از اهداف تمامی انبیا، به‌ویژه پیامبر اسلام6 بوده است.

شهید مطهری از «تزکیه نفس» به «آزادی معنوی» تعبیر کرده و می‌فرماید: پیامبران آمده اند تا علاوه بر آزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی بدهند. تنها آزادی اجتماعی مقدس نیست، بلکه آزادی معنوی هم مقدس است و بلکه آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست.[36]

تهذیب و تزکیه اخلاق انسان‌ها از رذایل و آراستن ایشان به فضایل اخلاقی، از اصول شرایع آسمانی و اهداف غایی انبیای الاهی به شمار می‌آید. سعی تمامی انبیا بر این بوده است که بندگان الاهی در پرتو اعتقادات صحیح از ویژگی‌های بارز اخلاق برخوردار شوند و درون و بیرون خویش را از آلوده شدن به رذایل اخلاق منزه سازند.[37] با بررسی تطبیقی آیات الاهی روشن می‌شود که کافران و مخالفان انبیا را همیشه کسانی تشکیل می‌دهند که از فضایل اخلاقی دور و به رذایل اخلاقی متصف یا متمایل بوده‌اند. آیات متعددی از قرآن کریم بر اتصاف انبیای الاهی به صفات بلند اخلاقی دلالت دارد. خداوند در قرآن می‌فرماید: gوَمَا کَانَ لِنَبِی أَنْ یغُلَّf؛ برای هیچ پیامبری سزاوار نیست که خیانت کند».[38]

مرحوم علامه طباطبایی می‌نویسد: «برخی از دنیا پرستان و دنیا طلبان از راه قیاس به نفس خود و از روی جهل و پندار غلط به ساحت پیامبر6 چنین نسبت ناروایی (خیانت و دغلکاری) داده اند که خداوند این آیه را برای مبرّا دانستن پیامبر خود نازل فرموده است..»[39] بعد مرحوم علامه طباطبایی در ادامه می‌نویسد: «در این آیه «ما»ی حرف نفی بر سر فعل ماضی داخل شده است تا مفید استقرار نفی باشد؛ یعنی معنای آیه چنین می‌شود: خیانت مناسب شأن هیچ پیامبری نبوده است[40]».

با بررسی تاریخ انبیا مشخص می‌شود نه تنها انبیا انسان‌های مهذّب و صاحب فضایل بلند اخلاقی بوده‌اند، بلکه اصحاب انبیا و رهروان واقعی آن‌ها نیز میسر تهذیب و تزکیه اخلاق را پیموده و صاحب کمالات و فضایل شده‌اند که نمونه‌های متعددی از آن را می‌توان در اصحاب پیامبر اکرم6 و دستورهای دینی و اخلاقی آن حضرت مشاهده کرد؛ لکن تجلی کامل و تحقق تمام اخلاق و صفات نیکو را می‌توان در حکومت مهدوی و در رفتار و کردار اصحاب و پیروان آن حضرت مشاهده کرد.

امام باقر7 فرموند: «اذا قام قائماً وضع یده علی رئوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم؛ زمانی که قائم ما قیام کند، دست بر سر بندگانی می‌نهد؛ آن گاه عقل‌های آنان جمع می‌شود و اخلاق آن‌ها به کمال می‌رسد».[41]

برخی از روایات مهدوی، به گونه‌های اخلاق اشاره کرده و فضایل اخلاقی را در آخر الزمان به تصویر می‌کشند؛ مثلاً احساس بی نیازی در دل‌ها از فضایل اخلاقی است؛ چون انسان به طور طبیعی حرص می‌ورزد و آرام نمی‌گیرد؛ مگر آن‌که طبق تربیت الاهی انبیا قرار بگیرد: gإِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًاf.[42]

در روایت آمده است که پیامبر6 ظهور حضرت مهدی را بشارت داده و فرمودند: «یملا الله قلوبکم غنی»؛[43] که در منابع شیعی هم این احساس بی نیازی وارد شده است.[44]

بدون تردید یکی از فضایل و صفات نیک انسانی، «احساس بی‌نیازی» است. بی‌تردید حرص و طمع موجب حقارت و حسادت و تباهی‌ها می‌شود. به تعبیر حضرت امام; نفس انسان زیاده‌خواه است؛ به این معنا که هر چه را دلش بخواهد، به دنبالش می‌رود و دست‌بردار نیست. اگر به آن چیز رسید، باز چیز دیگر می‌خواهد؛ حتی اگر تمام دنیا را به او بدهند باز به دنبال کره ماه و کرات دیگر می‌گردد.[45]

نمونه دیگر از فضایل اخلاقی، زدودن کینه‌ها از دل‌هاست. شیخ صدوق از امام علی7 چنین نقل می‌کند: «لو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، کینه‌های بندگان زدوده خواهد شد.»[46] نعیم بن حماد نیز شبیه این روایت را از پیامبر6 نقل کرده است.[47]

البته ممکن است برخی از این تحولات اخلاقی از عنایات ویژه حق تعالی باشد که در آن عصر به دست ولی اعظم خود به اجرا در می‌آورد و با قدرت تکوینی الاهی و با جاذبه معنوی او دل‌های مستعد را با پالایش رذایل و پیدایش و افزایش فضایل، نورانیتی ویژه می‌بخشد؛[48] یا ممکن است امکان رشد فضایل، مرهون شرایط خاص اجتماعی آن عصر باشد که مردم دستاوردهای اتصاف به مکارم اخلاق و نیز آثار زیانبار رذایل را درک می‌کنند. لذا اصلاح خلق و خوی انسان‌ها در مسیر اهداف پیامبران، به طور عام و در نهضت خاص مهدوی، به طور خاص و تعالی و تداوم می‌یابد.

امنیت فراگیر

«امنیت» از مقوله‌های اساسی است که وجود آن در تمام ابعاد زندگی بشر موثر و قابل لمس است و از دیر باز تا کنون در حیات فردی و اجتماعی منشأ تحولات فراوان شده است. پیوند معنایی کلمه امنیت با کلماتی مانند ایمان و مومن نشان دهنده اهمیت فوق العاده مفهوم امنیت است[49] مفهوم امنیت علاوه بر قرآن و روایت، به وفور در ادعیه شیعی یافت می‌شود که نشان از گستره وسیع آن در تمامی قلمروهای فردی و اجتماعی، داخلی و خارجی، فکری و روحی، اخلاقی و اعتقادی، اقتصادی و دنیوی و اخروی است که حتی در شاخص‌های ایجابی و سلبی قابل تحلیل می‌باشد؛ به این بیان که عواملی در زمینه ایجاد آرامش و امنیت موثر و مواردی نیز در سلب این امنیت قابل بررسی هستند.

قرآن کریم یکی از اهداف حاکمیت پیامبران و صالحان در زمین را تحقق امنیت معرفی کرده و می‌فرماید: gوَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا[50] «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این زمین جانشین خود قرار دهد؛ همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند، جانشین خود قرار داد و دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیم‌شان را به ایمنی مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و چیزی را شریک من نگردانند».

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌فرماید: این آیه وعده‌ای جمیل و زیبا به مؤمنانی داده که اعمال صالح دارند؛ مبنی بر این‌که به زودی جامعه صالحی مخصوص خودشان درست می‌کند و دینشان را در زمین متمکن می‌سازد و امنیت فراگیر جایگزین بیم آن‌ها کند؛ امنیتی که از نیرنگ کفار و منافقان دور باشد.[51]

مولفان تفسیر نمونه، ذیل این آیه نوشته‌اند: این آیه بر این نکته صراحت دارد که در سایه امنیت است که بندگی الاهی توأم با اجتناب از شرک تحقق می‌یابد. در چنین جامعه صالحی انسان‌های وارسته تربیت می‌شوند. اینان می‌توانند جهان را به سوی عدالت هدایت کنند.[52]

از آن‌جا که هرگونه ناامنی در هر عرصه‌ای، در سرزمین بی‌ایمانی و کفر و ظلم و استکبار ریشه دارد و از سوی دیگر، امنیت و صفات ایمانی اصلی ترین خاستگاه حیات معنوی طیبه و تربیت صالحان و مومنان در جامعه است؛ حضرت ابراهیم7 به این نیاز فطری توجه کرده و هنگام بنا کردن کعبه از خداوند می‌خواهد سرزمین مکه را از نعمت امنیت برخوردار کند: gوَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا[53]خداوند متعال نیز بر این نیاز عام و دعای خاص حضرت ابراهیم7 صحه گذاشته است: gوَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًاf.[54]

ویژگی «امنیت» از چنان اهمیتی برخوردار است که موجب منت پروردگار بر آدمیان بوده و او را شایسته سپاس بندگی می‌داند: gفَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍf.[55]

هنگامی که خانواده حضرت یوسف قصد ورود به مصر را داشتند؛ حضرت یوسف از میان تمام مواهب ونعمت‌های مصر به مسئله امنیت توجه کرد و به پدر و مادر و برادران خویش گفت: gادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ[56] داخل مصر شوید که انشااالله در امنیت خواهید بود.

این آیه نشان می‌دهد  نعمت امنیت اساس همه نعمت‌هاست؛ زیرا هرگاه امنیت از میان برود، دیگر مسائل دفاعی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد . در یک محیط نا امن، نه اطاعت خداوند مقدور است و نه زندگی همراه با سربلندی و آسودگی فکر و نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشرفت‌های در اهداف اجتماعی. [57]

در روایات فراوانی از شیعه و سنی بر اهمیت امنیت تاکید شده است . پیامبر اکرم6 فرمودند: «الامن و العافیه نعمتان مغبون فیها کثیر من الناس».[58] شبیه این روایت در منابع اهل سنت نیز ملاحظه می‌شود.[59]

امیرالمؤمنین در نهج البلاغه، یکی از گرفتاری‌های زمان جاهلیت را نا امنی و عدم آسایش مردم می‌داند.[60]

هر چند برخی از پیامبران الاهی، مانند حضرت یوسف7 توانسته اند در برخی از مناطق امنیت برقرار کنند؛ بنابر روایات و بر گواه تاریخ، بشر در دوران حیات زمینی خود دچار پراکندگی و دشمنی و ناامنی به سر می‌برد تا آن‌که خورشید مهدویت طلوع کند و بشر در سایه حکومتش از عدالت و امنیت لبریز شوند.

علامه مجلسی چندین روایت از پیامبر6 و ائمه: نقل کرده که اهل بیت: مایه برکت و امان برای ساکنان اهل زمین هستند.[61]

طبق این روایات، وجود و حضور حضرت مهدی4، خواه در زمان غیبت و خواه در زمان ظهور، مایه امنیت و برکت و رحمت الاهی است؛[62] لکن جریان امنیت در زمان حکومتش به کمال می‌رسد و تمامی انسان‌ها به تکامل انسانی و سعادت الاهی خویش رهنمون می‌شوند و این، هدف غایی و طرح اصولی تمامی پیامبران و امامان را به نتیجه نهایی می‌رساند.

امام علی7 درباره عصر ایمنی و سرشاری عصر ظهور از امنیت و دیگر برکات می‌فرمایند: «ولو قام قائمنا لانزلت السماء قطرها و لا خرجت الارض نباتها و ذهبت من قلوب العباد حتی تمشی المرئه من العراق الی الشام لا یهیجها سبع و لا تخافه؛ اگر قائم ما قیام کند، آسمان قطرات بارانش را نازل می‌کند و زمین نیز رستنی هایش را بیرون می‌دهد. کینه و طمع از دل‌های بندگان زدوده می‌شود؛ به گونه‌ای که یک زن که از عراق  به شام می‌رود؛ آسیبی به او نمی‌رسد و هیچ حیوان درنده‌ای او را آزار نمی‌دهد و او را نمی‌ترساند».[63]

در حکومت مهدوی نه تنها مؤمنان و مسلمانان در امنیت و آرامش به سر می‌برند، بلکه از فیض رحمت آن امام همام، تمامی اهل زمین بهره مند خواهند شد. امام حسین7 در این زمینه فرمودند: «اذا قام قائم، وسع وسعه البر و الفاجر».[64]

ابن ماجه در سنن، از رسول خدا6 چنین روایت کرده است: «مهدی4 میان امت من خواهد بود و مردم در زمان او، چنان امنیت و نعمتی خواهند یافت که در هیچ دوره‌ای ندیده باشند».[65]

چهارم: رفاه اقتصادی

تمامی پیامبران برای رهنمون ساختن انسان‌ها به سعادت دنیا و آخرت از جانب خداوند فرستاده شده اند . لذا پیامبران الاهی، همان طور که برای سعادت و نجات اخروی مردم تلاش می‌کردند، زمینه‌ سعادت و پیشرفت دنیوی آن‌ها را نیز دنبال می‌کردند. [66]

تردیدی نیست بدترین و ناهنجارترین اسارت برای بشر، «فقر اقتصادی» است؛ به گونه‌ای که به ضروریات اولیه زندگی محتاج باشند. این اسارت و بیچارگی زمینه‌های رشد و تکامل مادی و معنوی افراد را نابود می‌کند و تمام همت و فرصت آدمی را صرف سیر کردن شکم و یا پوشش بدن و دست‌یابی به سایبانی و بهبودی از بیماری می‌کند و دیگر وقتی باقی نمی‌گذارد تا انسان‌ به اهداف بلند و مفاهیم متعال و برتر بیندیشد و به سعادت دنیا و آخرت نایل آید.[67]

یکی از اهداف پیامبران این بوده است که مردم را از فقر و فلاکت نجات داده و زمینه‌های بهتر بهره گیری از زمین و برکات آن را فراهم کنند. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: gوَ لَقَدْ آتَیْنا بَنی‏ إِسْرائیلَ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَی الْعالَمینَf؛ «به بنی اسرائیل کتاب و فرمانروایی و پیامبری و روزی‌های پاکیزه به آنان دادیم و آنان را بر جهانیان برتری بخشیدیم».[68]

خداوند متعال به حضرت نوح7 زمینه‌های آبادانی و رشد اقتصادی پایدار را گوشزد کرده است تا به قومش چنین بیاموزد: gاسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراًf؛ «از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است تا از آسمان برایتان پی در پی باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان مدد کند و برایتان بستان‌ها و نهرها بیافریند».[69]

امیرالمؤمنین7 که چند سالی عهده دار حکومت اسلامی شده بود، با آن‌که دشمنی‌ها و مخالفت‌های فراوان و طاقت فرسایی با آن حضرت صورت می‌گرفت؛ آن بزرگوار تلاش‌های وافری کرد تا مردم کوفه از امکانات زندگی بهره برده و به اندازه کفاف زندگی خود درآمد داشته باشند. آن بزرگوار فرمودند: «ما اصبح بالکوفه احد إلّا ناعماً انّ ادناهم منزلة لیاکل من البر و یجلس فی الظل و یشرب من ماء الفرات؛ کسی در کوفه نیست که در  رفاه به سر نبرد؛ حتی پایین ترین افراد نان گندم می‌خورد، سر پناه دارد و از آب گوارا می‌نوشد».[70]

البته این رشد اقتصادی پایدار و بهره مندی از رفاه مادی در حکومت مهدوی، به کمال می‌رسد. امام مهدی4 از یک سو دست چپاولگران و مفسدان اقتصادی را کوتاه و از سوی دیگر مردم را به تلاش در زمینه برآوردن نیازهای زندگی خویش تشویق می‌کند. از سوی سوم، سطح اخلاق و معرفت و تقوای مردم را اوج می‌دهد تا حرص و طمع و تکاثر و احتکار و تنازع از وجود آنان رخت بربندد و همگی از حوایج زندگی خود برآمده و احساس بی نیازی کنند.

امام باقر7 در مورد شاخصه رفاه در حاکمیت مهدوی می‌فرمایند: مردم در زمان حکومتش، از چنان رفاهی برخوردار می‌شوند که اصحاب زکات کسی را پیدا نمی‌کنند تا زکات را به او بپردازند [71]

پیامبر اکرم6 عمران و آبادی و بهره برداری مردم را در زمان امام مهدی4 را چنیین وصف می‌کنند: «یتنعم امتی فی زمن المهدی نعمة لم یتنعموا قبلها قط؛ امت من در زمان مهدی4 به رفاه و نعمت‌هایی دست می‌یابند که پیش از آن در هیچ دوره‌ای دست نیافته بودند».[72]

نتیجه‌گیری

براساس آیات قرآن کریم، خداوند متعال اهداف و آرمان‌های خاصی را از بعثت و ارسال پیامبران در جهت هدایت و سعادت دنیا و آخرت انسان‌ها مطرح داشته که این اهداف مورد تاکید و عمل ائمه معصوم و اولیای دین نیز واقع شده است؛ ولی تحقق کامل این اهداف را که آرزوی همه انبیا و امامان و اولیای الاهی است؛ در انقلاب و حکومت مهدوی شاهد خواهیم بود.

 

 

  1.  

 

 

[1] . دانش آموخته سطح 3 مرکز تخصصی مهدویت قم و مدرس حوزه علمیه قم.           Ghaderi1@chmail.ir

[2] . حکیمی، محمد، عصر زندگی، ص 59.

[3] . بقره: 253.

[4] . جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، ج 6، ص 71.

[5] . الحاقه:44-46.

[6] . حدید: 25.

[7] . ص: 26.

[8] . غزالی، احیاء العلوم، ج1، ص55  و فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج2، ص 103.

[9] . امام خمینی، صحیفه امام، ج21، ص 37.

[10] . یونس: 35.

[11] . طباطبایی، المیزان، ج 10، ص 92.

[12] . یوسف: 55.

[13] . قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ج5، ص 182.

[14] . طباطبایی، المیزان، ج 11، ص 201.

[15] . سبحانی، فروغ ابدیت، ج1، ص 194

[16] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 52، ص 52-54.

[17] . توبه /33

[18] . بحرانی، تفسیر البرهان، ج3، ص 342

[19] . صنعانی، المصنف، ج7، ص 484

[20] . صدوق، کمال الدین و اتمام النعمة، ج1، ص 130

[21] . سجستانی، سنن ابی داوود، چ 2 ج 4286

[22]. حدید: 25.

[23] . سبحانی، جعفر، معالم الحکومة الاسلامیة، ص 409.

[24] . مطهری، مرتضی، عدل الهی، ص 38.

[25] . حکیمی، الحیاة، ج2، ص 414.

[26] . حدید: 25.

[27] . طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج 8، ص 90- 91.

[28] . یونس: 47.

[29] . مکارم شیرازی، حکومت جهانی حضرت مهدی4، ص104.

[30] . امینی، دادگستر جهان، ص212.

[31] . حدید: 17.

[32] . کلینی، کافی، ج 7، ص 174.

[33] . صنعانی، المصنف، حدیث 20767؛ کلینی، کافی، ج1، ص 338؛  ابو داود، حدیت 4282 و صدوق، کمال الدین و اتمام النعمة، ج 2، ص 578.

[34] . مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 381، ابن سعد، طبقات الکبری، ج1، ص 192.

[35] . جمعه: 2.

[36] . مطهری، آزادی معنوی، ص 41

[37] . جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج 7، ص 219

[38] . آل عمران: 161.

[39] . طباطبایی، المیزان، ج 3، ص 295.

[40] . همان، ص296.

[41] . مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 381.

[42] . معارج:22 -19.

[43] . ابن حنبل، مسند احمد، ج 8، ص63.

[44] . طوسی، الغیبة، ص106.

[45] . امام خمینی، صحیفه امام، ج14، ص 311.

[46] . صدوق، کمال الدین و اتمام النعمة، ج2، ص62.

[47] . ابن حماد، الفتن، ص 262.

[48] . صدر، تاریخ بعد از ظهور، ج3، ص 211.

[49] . روحانی، محمود، المعجم الاحصائی لا لفاظ القرآن الکریم، ج 1، ص 372-373.

[50] . نور : 55.

[51] . طباطبایی، المیزان، ج 15، ص 209.

[52] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج19، ص 341.

[53] . ابراهیم: 35.

[54] . بقره: 125.

[55] . قریش: 3و4.

[56] . یوسف: 99.

[57] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 10، ص 84.

[58] . حرانی، تحف العقول، ص 314.

[59] . ابن حنبل، مسند احمد، ج 6، ص 272.

[60] . خطبه 78.

[61] . مجلسی، بحارالانوار، ج23، ص37، باب1.

[62] . صدوق، کمال الدین، ج1، ص292 و مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص67.

[63] . حرانی، تحف العقول، ص110.

[64] . مجلسی، بحارالانوار، ج 27، ص90.

[65] . ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج2، ح3779.

[66] . مطهری، خاتمیت، ص92.

[67] . جمشیدی، نظریه عدالت از دیدگاه فارابی و امام خمینی، ص581.

[68] . جاثیه: 16.

[69] . نوح: 10-12.

[70] . مجلسی، بحارالانوار، ج 40، ص 337 و ابن حنبل، مسند احمد، ج 2، ص 883.

[71] . صدوق، کمال الدین، ج1، ص 331.

[72] . مفید، الارشاد، ج2، ص 138 و ترمذی، الجامع الصحیح،  ج 3، ص2333.

  1. منابع

    قرآن.

    نهج البلاغه.

    1. ابن حماد، نعیم، القتن، عالم الکتب، بیروت، 1417ق.
    2. ابو داود سبحانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داود، دار احیاء الترلث، بیروت، بی تا.
    3. ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، دارالفکر، بیروت، بی‌تا.
    4. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، دار الطباعة للنشر، بیروت، 1406ق.
    5. ابن حنبل، احمد، مسند احمد، دارالفکر، بیروت، 1417ق.
    6. ابن حنبل، احمد، فضایل الصحابه، دار ابن الجوزی، مصر، 1420ق.
    7. امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، انتشارات عروج، تهران، 1375.

    8 . امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، انتشارات بوستان کتاب، قم، 1379.

    1. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، موسسة الوفاء، بیروت، 1404ق.
    2. ترمذی، محمد بن عیسی، الجامع الصحیح، دار الفکر، بیروت، 1403ق.
    3. حکیمی، محمد، عصر زندگی، بوستان کتاب، قم، 1381.
    4. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، انتشارات اسراء، قم، 1391.
    5. رضوانی، علی اصغر، فلسفه حکومت عدل جهانی، انتشارات جمکران، قم، 1385.
    6. حکیمی، محمد رضا، الحیاة، انتشارات الغدیر، تهران، 1374.
    7. غزالی، ابو حامد، احیاء علوم الدین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1384.
    8. فیض کاشانی، محسن، محجة البیضاء، انتشارات صدوق، تهران، 1375.
    9. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم1374.
    10. قریشی، سید علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، بنیاد بعثت، قم 1377.
    11. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1371.
    12. ــــــــــــ، المعالم الحکومة الاسلامیه، موسسه سید الشهدا، قم، بی تا.
    13. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1404ق.
    14. روحانی، محمود، المعجم الاحصائی لا لفاظ القرآن الکریم، آستان قدس رضوی، مشهد، 1368.
    15. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388.
    16. صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، المجلسی العلمی، هند، 1403ق.
    17. طوسی، محمد بن الحسن، الغیبة، موسسه معارف اسلامی، قم، 1407ق.
    18. صدر، سید محمد، تاریخ ما بعد الظهور، انتشارات الغدیر، قم، بی تا.
    19. حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1404ق.
    20. جمشیدی، محمد حسین، نظریه عدالت از دیدگاه فارابی و امام خمینی، پژوهشکده امام خمینی، تهران، 1380.
    21. مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، موسسسه آل البیت، قم، 1414ق.
    22. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، موسسه الوفاء، بیروت، 1403ق.
    23. مطهری، مرتضی، خاتمیت، انتشارات صدرا، قم، 1378.
    24. ــــــــــــــ، آزادی معنوی، انتشارات صدرا، قم، 1384.
    25. ــــــــــــــ، عدل الهی، انتشارات صدرا، تهران، 1374.
    26. مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی اخبار المهدی المنتظر4، انتشارات جمکران، قم، 1416ق.
    27. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، انتشارات مدرسه امیر المومنین، قم، 1373.
    28. ــــــــــــــــــ، حکومت جهانی حضرت مهدی، انتشارات نسل جوان، قم، 1372.