دو فصلنامه علمی تخصصی مطالعات مهدوی

دو فصلنامه علمی تخصصی مطالعات مهدوی

ماخذ شناسی و ارزیابی سندی دعای رضویه

نویسنده
دانش پژوه سطح3مرکز تخصصی مهدویت
چکیده
دعای رضویه از ادعیه های منسوب به امام رضا علیه السلام پیرامون امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف می باشد که در منابع شیعه با چند متن ومحتوا  نقل شده است که تفاوت هایی با هم دارند و بعضی از جریان های انحرافی[1] از این متون و محتواها به نفع خود استفاده کرده اند. در این مقاله به بررسی سندی این دعا پرداخته شده تا ارزش سندی این دعا مشخص شود و معلوم گردد که متنی که مورد استفاده جریان های انحرافی قرار گرفته است از نظر سندی معتبر می باشد یا نه؟
 
[1] -جریان انحرافی یمانی.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Source Analysis and Documentary Evaluation of the Razaviyya Prayer

نویسنده English

Mujtaba Ahmadpour
Level 3 Scholar, Mahdavit Specialized Center
چکیده English

The Razaviyya Prayer is one of the supplications attributed to Imam Reza (peace be upon him) regarding the Imam of the Time (peace be upon him) and his return. It has been quoted in Shiite sources with several texts and contents that differ from each other, and some deviant movements have used these texts and contents to their advantage. This article examines the documentary value of this prayer in order to determine the documentary value of this prayer and to determine whether the text used by deviant movements is valid in terms of documentary or not.

کلیدواژه‌ها English

Source Analysis
Documentary Evaluation
Razaviyya Prayer

 

مقدمه

یکی از ادعیه هایی که درمورد امام عصر عج الله تعالی فرجه درکتب روایی شیعه نقل شده است، دعای رضویه از امام رضا علیه السلام می باشد. در این دعا امام رضا علیه السلام امر به دعا برای حضرت صاحب الامر می کند و در ضمن دعا به مواردی از صفات حضرت[3] و ویژگی های حکومت آن حضرت[4] اشاره می کند. در بعضی از متون دعای رضویه عبارت اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وُلَاةِ عَهْدِهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ  وجود دارد که جریان یمانی از آن به نفع خود استفاده کرده است وگفته اند با توجه به عبارت یاد شده، بعد امام عصر علیه السلام، امامانی وجود دارد وحال آنکه علمای آخرالزمان و پیروان آنان، و کسانی که دنبالشان می روند، به انکار وجود امامت بعد از امام مهدی علیه السلام و محصور بودن امامت در دوازده امام علیهم السلام کمربسته اند و نسبت به وجود متن ها و روایات متواتر و شرعی، در جهت اثبات حقانیت امامت و حجج الهی بعد ازوفات  امام حسن عسکری علیه السلام غفلت می ورزند[5]، بنابراین از آنجایی که فهم ماثور و غیر ماثور بودن ادعیه و زیارات در برخورد و پاسخ گویی با جریان ها از ارزش فر‌‌‌‌اوانی برخوردار است، برای دستیابی به این مهم باید چند مرحله طی شود، اولین مرحله‌ی آن این است که منابع این دعا مورد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بررسی قرار دا‌‌‎‌‍‌‍‌‍‌‍‌‌‌ده شود و مرحله دوم سندهای نقل شده این دعا مورد بررسی رجالی قرار گیرد، تا بتوان به نتیجه ایی علمی پیرامون این دعا رسید، پیرامون این دعا مقاله یا کتابی نوشته نشده است، مگر کتابی با نام در ولایت مهدی تالیف آقای سید مجتبی حسینی، که این کتاب هم مجموعه سخنرانی های ایشان در شرح فرازهایی از این دعا می باشد.

مرحله اول: بررسی و ارزیابی منابع دعا

در این مرحله منابع این دعا بر اساس تقدم زمانی مطرح خواهد شد.

  1. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد تالیف، ابو جعفر محمد بن حسن بن على بن حسن طوسى( 385- 460 هجرى) معروف به شیخ طوسى در موضوع ادعیه و زیارات مى‏باشد. شیخ طوسى در این کتاب به عبادات مستحب و دعاهاى مستحب اشاره دارد‌‌‌‌‌‌ و بخشى از احکام فقهى که مربوط به عبادات مى‏باشد را نیز در کتاب خود آورده است.

هنگامى که شیخ طوسى در سال 408 هجرى به بغداد وارد شد، با استفاده از کتابخانه «شاپور»، که بعدها به دست جنایتکاران تاریخ در آتش سوخت و همچنین با استفاده از کتابخانه استاد خود سید مرتضى، شروع به جمع‏آورى روایات اصول معتبره شیعه و کتاب‏هایى که به دست یاران ائمه علیهم السلام نگاشته شده بود، کرد. کتاب‏هاى ارزشمندى که تا آن زمان باقى بوده و شیخ طوسى در کتاب های خود به آنها اشاره دارد. وى کتاب تهذیب الأحکام و استبصار و کتاب« مصباح المتهجد» را در همان زمان نگاشته است‏[6].

در اعتبار این کتاب همین بس که شخصیت‏هاى بزرگى مانند کفعمى، سید ابن طاووس، علامه حلى و شیخ عباس قمى در نوشته‏هاى خود از این کتاب بهره برده‏اند.

روش شیخ در این کتاب بر این است که اکثرا در سند نفر متصل به معصوم را ذکر می کند و دلیل او به گفته خودش در مقدمه همین کتاب[7] این است که به دنبال نوشتن کتابی است که برای عمل مفید باشد و در عین حال طولانی و ملال آور هم نباشد.

 شیخ طوسی دعای رضویه را در این کتاب در اعمال روز جمعه آورده است.

  1. مصباح الزائر

مصباح الزائر تالیف سید على بن طاووس حلی(متوفاى 664 هجرى) در موضوع مقدمات سفر و آداب آن و زیارت ائمه اطهار(ع) و اولاد ایشان و مؤمنین می باشد [8].

سید بن طاووس در بیشتر موارد، منابع را ذکر نمی‌کند و اگر نامی از مؤلفی به میان بیاورد، اشاره‌ای به تألیف آن ندارد. مثلا متن زیارتی که در کنار قبر امام حسین باید خوانده شود را از قول سید مرتضی نقل می‌کند؛ اما نام کتاب او را نمی‌گوید، یا هنگام نقل سخنی ازالعمری ، از کتاب او یادی نمی‌کند،مجلسی هم در بعضی موارد، یقین نمی‌کند که ابن طاووس برای یک دعای مخصوص از چه منابعی بهره برده است؛ با این حال ابن طاوس، تصریح می‌کند که متون ادعیه و زیارات را از روایات گرفته است[9].

این کتاب در بیست فصل نگاشته شده است که دعای رضویه امام رضا علیه السلام در فصل17آن که مربوط به زیارت مولانا صاحب الامر می باشد،امده است .

3-جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع

جمال الاسبوع تالیف سید على بن طاووس حلی(متوفاى 664 هجرى)درموضوع ادعیه و اعمال مأثوره در هر هفته می باشد.

سید، در ابتداى« فلاح السائل» مى‏گوید: چون دیدم کتاب« مصباح المتهجد» جدم شیخ طوسى مجمل و مختصر است، بر آن شدم تا تتمه‏اى بر آن بنویسم و آن را 10 جلد قرار دادم و براى هر کدام از آنها نامى برگزیدم و کتاب جمال الأسبوع، چهارمین عنوان از کتاب« المهمات و التتمات» است‏.[10]

سید جمال الأسبوع را در 49 فصل مرتب کرده و در ابتداى کتاب، فهرست ابواب کتاب را آورده است وعلت این باب بندی را دست یافتنى‏تر کردن مرادالهى در هدایت بوسیله مطالب این کتاب می داند.[11]

سید دعای رضویه را در این کتاب در فصل 47‌ زیل دعا برای صاحب الامر علیه السلام با دو متن که مقداری در بعض کلمات متفاوت است نقل می کند و لازم به ذکراست که انتهای یکی از نقل ها عباراتی دارد که در نقل دیگر این عبارات وجود ندارد.

4-البلد الامین والدرع الحصین

البلد الامین و الدرع الحصین تالیف شیخ ابراهیم بن على عاملى کفعمى(متوفاى 905 هجرى) در موضوع ادعیه و اوراد و زیارات و اعمال السنة می باشد.

مرحوم کفعمی دعای رضویه را در اعمال روز جمعه می آورد واز سند دعا فقط یونس بن عبدالرحمن را نقل می کند.

5- جُنة الأمان الواقیة و جَنة الإیمان الباقیة

جنة الامان الواقیة و جَنة الإیمان الباقیة،معروف به مصباح،تالیف شیخ ابراهیم بن على عاملى کفعمى(متوفاى 905 هجرى) در موضوع ادعیه و اوراد و زیارات و اعمال السنة می باشد.

کتاب مصباح بعد از البلد الأمین نوشته شده و در حقیقت منتخب و خلاصه‏اى از آن است.

کفعمی این دعا را در اعمال شب نیمه شعبان می آورد .

6-بحارالانوار

کتاب« بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار( ع)»، تألیف مرحوم علامه مجلسى، مولى محمد باقر بن محمد تقى( 1037- 1110)، است. این کتاب دائرة المعارف بزرگ حدیث و از عمده‏ترین و گسترده‏ترین جوامع حدیثى شیعه است که روایات کتب حدیث را با تبویب و نظم خوبی جمع نموده است و شامل کلیه مباحث اسلامى از تفسیر قرآن و تاریخ گرفته تا فقه و کلام و... مى‏باشد.

مرحوم مجلسی در بحارالانوار در سه جا دعای رضویه را آورده است که دو مورد آن در باب ما ینبغی أن یدعى به فی زمان الغیبة آورده و یک مورد دیگر آن در باب زیارة الإمام المستتر عن الأبصار الحاضر فی قلوب الأخیار المنتظر فی اللیل و النهار الحجة بن الحسن صلوات الله علیهما فی السرداب و غیره آورده شده است.

که هرسه را از سیدبن طاووس نقل می کند که دو نقل اول آن از کتاب جمال الاسبوع ویک نقل آن از مصباح الزائر است.

مرحله دوم:بررسی و ارزیابی سندهای نقل شده

حال که به اشنایی اجمالی نسبت به منابع دعای رضویه دست یافتیم نوبت به بررسی سندهای نقل شده می رسد.

در اینجا باتوجه به تقدم زمانی منابع،سندهای نقل شده را بررسی می کنیم.

اولین منبع،کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی می باشد که این دعا را از یونس بن عبدالرحمن از امام رضا علیه السلام نقل می کند و سلسله سند ‌‌از خودش تا یونس بن عبدالرحمن را نقل نمی کند.

دراینجا باید به دنبال این باشیم که آیا می توان قرائنی برای مستند بودن دعا ارائه دهیم .

شیخ طوسی درمقدمه کتاب می نویسد انگیزه من از تالیف این کتاب این است که مطالبی را بیاورم که برای عمل کردن مفید بوده و ملال آور ‌و درعین حال طولانی هم نباشد،او می گوید من در این کتاب اعمال و ادعیه هایی را می آورم که در کتب فقهی ام آنها را ذکر نکرده ام [12].

با این توصیف ابتدا برای رسیدن به سند این دعا به کتب فقهی شیخ رجوع می کنیم تا طریق شیخ به یونس بن عبدالرحمن  را پیدا کنیم ؛ بامراجعه به مشیخه تهذیب و استبصار به سه طریق دست یافتیم که هر سه طریق را مورد بررسی قرار می دهیم .

طریق اول

 اخبرنی شیخ ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن النعمان عن ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین عن ابیه و محمد بن الحسن عن سعد بن عبد اللّه و الحمیرى و علی بن ابراهیم بن  هاشم عن اسماعیل بن مرار  و صالح بن السندی  عن یونس[13] اولین راوی الشیخ ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن النعمان می باشد نجاشی در رجالش می گوید او استاد ماست و در کلام و فقه و روایت قابل توصیف نیست[14] ؛شیخ طوسی در فهرست می گوید او از متکلمین امامیه است و در زمان خودش رئیس امامیه در علم بوده است[15].

دومین راوی ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین می باشد که نجاشی و را استاد خود می خواند او با اینکه کم سن و سال بود استاد شیوخ الطائفه بود[16].

سومین راوی علی بن الحسین پدر ابی جعفر است که نجاشی او را شیخ قمیین در عصر خود می داند و او را از ثقات قمیین می داند[17]؛شیخ طوسی می فرماید او فقیه جلیل القدر و ثقه می باشد [18].

چهارمین راوی محمد بن الحسن می باشد،شیخ طوسی میفرماید اوثقه وجلیل القدر می باشد[19]،نجاشی او را شیخ القمیین و وجه انها می داند[20].

 

پنچمین راوی سعد بن عبدالله می باشد که شیخ طوسی کنیه او را ابوالقاسم دانسته و او را ثقه معرفی کرده است[21]؛و نجاشی او را شیخ طائفه اشعری می داند[22].

 

ششمین راوی الحمیرى می باشد،در معجم رجال الحدیث ذیل نام اسماعیل بن مرار می نویسد علی بن ابراهیم مستقیما نمی تواند از اسماعیل بن مرار نقل حدیث کند و واسطه ایی در اینجا حذف شده است[23]،با توجه به این که شیخ طوسی در مشیخه الاستبصار ابراهیم بن هاشم را بعنوان واسطه بیان کرده است؛بنابر اینکه واسطه ابراهیم بن هاشم باشد،حمیری،عبدالله بن جعفر الحمیری خواهد بود که به گفته نجاشی از شیوخ اصحاب است[24]و اودر جای دیگر گفته است حمیری شیخ القمیین است[25]شیخ طوسی می گوید او ثقه می باشد[26].

در اینجا لازم به گفتن است که باتوجه به تحقیق ایت الله موسی شبیری زنجانی،نقل ابراهیم بن هاشم از اسماعیل بن مرار صحیح است بنابراین اتصال سند تا اینجا به مشکل بر نمی خورد[27] .

هفتمین راوی علی بن ابراهیم بن هاشم می باشد که از بزرگان شیعه بوده و نجاشی او را ثقه و ثبت می داند. [28]

هشتمین راوی اسماعیل بن مرار می باشد که معجم رجال او را  کسانی می داند که از یونس نقل روایت می کند[29]،ایشان علی التحقیق امامی و ثقه می باشد[30].

 

نهمین راوی صالح بن السندی است که از جمله راویان کامل الزیارات می باشد[31].

در اینجا گفتنی است که علی التحقیق این راوی صالح بن سعید الراشدی و ثقه می باشد چرا که فقط صالح بن سعید می تواند از یونس نقل روایت کند –باتوجه به نرم افزار درایه ذیل نام راویانی که از یونس نقل روایت کرده اند.

و راوی که از معصوم نقل روایت می کند یونس بن عبدالرحمن مولى علی بن یقطین می باشد که نجاشی می گوید او عظیم المنزلت می باشد [32]،شیخ طوسی او را ثقه می داند[33].

آنچه از بررسی رجالی طریق و سند اول بدست می آید این است که این سند صحیح می‌باشد.

طریق دوم:

اخبرنی الشیخ ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن النعمان و الحسین بن عبید اللّه و احمد بن عبدون کلهم عن الحسن بن حمزة العلوى عن علی بن ابراهیم عن محمد بن عیسى بن عبید  عن یونس[34]عبد اللّه محمد بن محمد بن النعمان بیان شد که او از ثقات می باشد.

والحسین بن عبید اللّه کسی است که نجاشی در مورد او می گوید الحسین بن عبید الله بن إبراهیم الغضائری أبو عبد الله شیخنا رحمه الله‏[35].

و احمد بن عبدون نیز کسی است که نجاشی می گوید او استاد و شیخ ماست[36].

 الحسن بن حمزة العلوى کسی است که نجاشی می گوید او ازاجلاءوفقها است [37]وشیخ طوسی   می فرمایداو فاضل،ادیب،عارف،فقیه،زاهد وکثیر المحاسن است[38].

علی بن ابراهیم هم بیان شد که ثقه و جلیل القدر است.

محمد بن عیسى بن عبید کسی است که نجاشی در مورد او فرموده است ثقه عین[39]  یونس هم که بیان شد او ثقه می باشد.

آنچه از بررسی رجالی این سند بدست می آید این است که این سند مسند و صحیح است.

طریق سوم

و اخبرنی به الحسین بن عبید اللّه عن ابى المفضل محمد بن عبد اللّه بن محمد بن عبید اللّه بن المطلب الشیبانی عن ابی العباس محمد بن جعفر بن محمد الرزاز  عن محمد بن عیسى بن عبید الیقطینی عن یونس بن عبد الرحمن[40]اولین راویی الحسین بن عبید اللّه می باشد که نجاشی در مورد او می گوید او استاد و شیخ ماست[41] و علامه حلی می گوید او شیخ الطائفه می باشد[42].

دومین راویی این سند ابى المفضل محمد بن عبد اللّه بن محمد بن عبید اللّه بن المطلب الشیبانی می باشد که ابن غضائری و نجاشی او را تضعیف کرده‌‌اند[43]،شیخ طوسی و علامه حلی او را مدح کرده اند[44].

سومین راویی ابی العباس محمد بن جعفر بن محمد الرزاز می باشد باشدکه در کتب رجالی از او ذکری به میان نیامده است[45]اما موسی شبیری زنجانی او را امامی ثقه جلیل می شمرد[46].

چهارمین راوی محمد بن عیسى بن عبید الیقطینی می باشد که نجاشی در مورد او می گوید ثقه [47]

 واخرین راوی یونس بن عبد الرحمن می باشد که  مطالبی در مورد ثقه بودن او بیان شد .

آنچه از بررسی و ارزیابی این سند به دست می آید این است که این سند به سبب وجود شیبانی مورد اشکال است،وحداکثر مطلبی که می توان بیان کرد این است که این سند حسن است.

دومین منبع مصباح الزائر  سید بن طاووس است که برای این دعا سندی ذکر نمی کند .

سومین منبع جمال الاسبوع است که سید بن طاووس سند را به این نحو ذکر می کند در اینجا به بررسی آن می پردازیم .

حَدَّثَنِی الْجَمَاعَةُ الَّذِینَ قَدَّمْتُ ذِکْرَهُمْ فِی عِدَّةِ مَوَاضِعَ مِنْ هَذَا الْکِتَابِ بِإِسْنَادِهِمْ إِلَى جَدِّی أَبِی جَعْفَرٍ الطُّوسِیِّ تَلَقَّاهُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ بِالْأَمَانِ وَ الرِّضْوَانِ یَوْمَ الْحِسَابِ قَالَ أَخْبَرَنَا ابْنُ أَبِی جِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِیدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ الْحِمْیَرِیِّ وَ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِکُلِّهِمْ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مولد [مَرَّارٍ] وَ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ

مراد از جماعة

مرحوم سید در ابتدای همین کتاب می گویدمراد جماعة در اینجا عبارت است از

أَخْبَرَنِی الشَّیْخُ حَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ السُّورَاوِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی شَهْرِ جُمَادَى الْآخِرَةِ سَنَةَ تِسْعٍ وَ سِتِّمِائَةٍ قَالَ أَخْبَرَنِی مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی الْقَاسِمِ الطَّبَرِیُّ عَنِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَلِیٍّ عَنْ وَالِدِهِ جَدِّیَ السَّعِیدِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ أَخْبَرَنِی الشَّیْخُ عَلِیُّ بْنُ یَحْیَى الْخَیَّاطُ رَحِمَهُ اللَّهُ إِجَازَةً تَارِیخُهَا شَهْرُ رَبِیعٍ الْأَوَّلِ سَنَةَ تِسْعٍ وَ سِتِّمِائَةٍ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّیْخُ عَرَبِیُّ بْنُ مُسَافِرٍ الْعِبَادِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الْقَاسِمِ الطَّبَرِیِّ عَنِ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَلِیٍّ عَنْ وَالِدِهِ جَدِّیَ السَّعِیدِ أَبِی جَعْفَرٍ الطُّوسِی‏[48] .

حال که مراد از جماعة در اینجا معلوم شد به بررسی رجالی این دو طریق می پردازیم.

بررسی جماعة در طریق اول

1- حَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ السُّورَاوِیُّ :در کتب رجالی- جامع الرواة و معجم رجال الحدیث- نامی از او‌به میان نیامده است[49]؛مرحوم مامقانی به جهت اینکه او از مشایخ سید بن طاووس می باشد لااقل حسن خواهد بود[50].

2- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی الْقاسِمِ الطَّبَرِیُّ:مرحوم  خوئی در معجم می آورد که شیخ منتجب الدین[51]در فهرستش او را ثقه می داند [52].

3- الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَلِیٍّ: مرحوم  خوئی در معجم می آورد که شیخ منتجب الدین در فهرستش و شیخ حر در تذکرة المتبحرین او را ثقة دانسته اند[53].

4- أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِیِّ:مرحوم خوئی به نقل از نجاشی می‌گوید او از بزرگان اصحاب ما و‌ثقة می باشد [54].

بررسی جماعة در طریق دوم

1-الشَّیْخُ عَلِیُّ بْنُ یَحْیَى الْخَیَّاطُ :مرحوم خوئی به نقل از شیخ حر در تذکرة المتبحرین می گوید او فاضل و جلیل می باشد[55].

2- الشَّیْخُ عَرَبِیُّ بْنُ مُسَافِرٍ الْعِبَادِیُّ: مرحوم خوئی به نقل از شیخ حر در تذکرة المتبحرین می گوید او فاضل،فقیه،جلیل می باشدو همچنین به نقل از شیخ منتجب الدین می گوید او فقیهی صالح از اهالی حله می‌‌باشد[56].

 3-مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الْقَاسِمِ الطَّبَرِیِّ: مرحوم  خوئی در معجم می آورد که شیخ منتجب الدین در فهرستش او را ثقه می داند [57].

4- الشَّیْخِ الْمُفِیدِ أَبِی عَلِیٍّ: مرحوم  خوئی در معجم می آورد که شیخ منتجب الدین در فهرستش و شیخ حر در تذکرة المتبحرین او را ثقة دانسته اند[58].

5- أَبِی جَعْفَرٍ الطُّوسِی: مرحوم خوئی به نقل از نجاشی می‌گوید او از بزرگان اصحاب ما و‌ثقة می باشد [59].

بررسی سند از شیخ طوسی تا یونس بن عبدالرحمن

قَالَ أَخْبَرَنَا ابْنُ أَبِی جِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِیدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ الْحِمْیَرِیِّ وَ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِکُلِّهِمْ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مولد [مَرَّارٍ] وَ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ.

1- ابْنُ أَبِی جِیدٍ(علی بن أحمد بن محمد بن أبی جید):مرحوم خوئی می گوید او ثقه می باشد زیرا او از مشایخ نجاشی می باشد[60].

2- مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِیدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ:دراینجا مراد از محمد بن الحسن،محمد بن الحسن بن ولید می‌باشد،نجاشی او را شیخ القمیین و ثقه می داند[61].

به نظر می آیددر اینجا  به جای بن عن بوده باشد و سعید بن عبدالله هم سعد بن عبدالله باشد و قرینه آن طریقی است که شیخ در فهرستش نقل کرده است.[62]

3- الْحِمْیَرِیِّ: عبدالله بن جعفر الحمیری به گفته نجاشی از شیوخ اصحاب است[63]و اودر جای دیگر گفته است حمیری شیخ القمیین است[64]شیخ طوسی می گوید او ثقه می باشد[65].

 3- عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ : از بزرگان شیعه بوده و نجاشی او را ثقه و ثبت می داند [66].

 4- مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ:نجاشی او را ثقه می داند[67]،علامه حلی نیز او را جلیل القدر و ثقه دانسته است[68].

5- إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ :مرحوم خوئی به نقل از نجاشی در مورد او می گوید اصحاب ما او را اولین کسی می دانند که حدیث را در قم نشر داد[69]علامه حلی در خلاصه می گوید ارجح قبول قول است[70]

 6-إِسْمَاعِیلَ بْنِ مولد [مَرَّارٍ] : معجم رجال او را  کسانی می داند که از یونس نقل روایت می کند[71] ایشان علی التحقیق امامی و ثقه می باشد.

7-صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ:که از جمله راویان کامل الزیارات می باشد[72] و در کتب رجالی از او نام برده شده است اما مدح یا ذمی از او نشده است، اما انچه ایجا باید گفت این است که بنابر تحقیق این راوی صالح بن سعید الراشدی و ثقه می باشد چرا که فقط صالح بن سعید می تواند از یونس نقل روایت کند[73].

این طریقی که سید در اینجا از شیخ طوسی تا یونس نقل می کند در مشیخه او نیامده است.

اما یکی از طریقهایی است که شیخ در کتاب فهرست خود آورده است[74]،پس می توان نتیجه گرفت این طریق یقینا یکی از طرق شیخ به یونس است وبا‌‌‌‌ بررسی که انجام شد این طریق نیز صحیح می باشد.

تااینجا چهار طریق از شیخ به یونس بن عبدالرحمن آورده شد و مورد بررسی قرار گرفت که نتیجه آن این شد که این چهار طریق مورد اعتماد و صحیح است.

از آنجایی که سید در جمال الاسبوع می گوید این دعا را شیخ طوسی به طرق مختلف نقل کرده است و دراین نوشتار چهار طریق از شیخ به یونس بن عبدالرحمن مورد بررسی قرار گرفت که قابل اعتماد بودند بنابراین می توان گفت از این چهار طریق حداقل یک طریقش برای دعای رضویه می باشد،پس متنی که شیخ طوسی نقل می کند دارای سند صحیح می باشد.

در اینجا باید توجه داشت که طرق این دعا محصور در طریق های ذکر شده در مشیخه و فهرست شیخ  نیست چراکه سید متن شیخ را با یک سند دیگر که شیخ طوسی یکی از راویان آن می باشد نقل می کند و آن سند نیز صحیح است بنابراین متن شیخ در صورت اشکال در طریق های قبلی دارای حداقل یک سند صحیح می باشد.

نقل دوم سید در جمال الاسبوع

سید بعد از نقل قبلی که در بالا آورده شد نقل دیگری را می آورد که در سند و متن با نقل اول در بعض موارد متفاوت است و در این نقل در انتهای متن اضافاتی نسبت به نقل قبلی وجود دارد.

بررسی سندی نقل دوم سید

حَدَّثَنَا أَبُو الْحُسَیْنِ إِسْحَاقُ بْنُ الْحَسَنِ [الْحَسَنِ الْعَلَوِیُ‏] الْغُفْرَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامِ بْنِ سُهَیْلٍ الْکَاتِبُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ شُعَیْبِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِکِیُّ جَمِیعاً عَنْ شُعَیْبِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِکِیِّ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ

1- أَبُو الْحُسَیْنِ إِسْحَاقُ بْنُ الْحَسَنِ [الْحَسَنِ الْعَلَوِیُ‏] الْغُفْرَانِیُّ: این فرد در کتب رجالی ذکر نشده است.

2- مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامِ بْنِ سُهَیْلٍ الْکَاتِبُ:نجاشی او را شیخ اصحابنا و عظیم المنزلت می داند[75]،و همچنین شیخ طوسی در فهرست او را جلیل القدر و ثقه می داند[76].

3-مُحَمَّدُ بْنُ شُعَیْبِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِکِیُّ: در مستدرک نمازی او از کسانی شمرده شده است که نامی از او در کتب رجالی نیامده است[77].

4- شُعَیْبِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِکِیِّ: در مستدرک نمازی او از کسانی شمرده شده است که نامی از او در کتب رجالی نیامده است [78].

از بررسی ها بدست می اید که این سند ضعیف است، انچه در اینجا گفتنی می باشد،این است که این سند،شیخ طوسی یکی از راویان آن نمی باشد به خلاف سند قبلی که جماعتی سند را از شیخ طوسی به سید می رسانند.

چهارمین منبع بلد الامین و الدرع الحصین کفعمی می باشد که دعا را‌‌‌ از یونس بن عبدالرحمن بدون نقل واسطه ها نقل می کند.

پنجمین منبع جُنة الأمان الواقیة و جَنة الإیمان الباقیة می باشد که کفعمی دعا را از  از یونس بن عبدالرحمن بدون نقل واسطه ها نقل می کند.

ششمیمن منبع بحارالانوار است که مرحوم مجلسی این دعا را در سه جا به نقل از سیدبن طاووس و مرحوم کفعمی مطرح می کند.

مرحوم مجلسی در جلد 99بحار این دعا را از مصباح کفعمی نقل می کند و می فرماید کفعمی در انتهای دعا زیارتی را اضافه کرده است[79] ،از این عبارت فهمیده می شود که به نظر مرحوم مجلسی عبارت پایانی دعا[80] جزء دعا نیست .

نتیجه گیری

از بررسی ها بدست می آید که متنی که شیخ طوسی نقل می کند داری سند صحیح می باشد و متن دومی که سید بن طاووس در جمال الاسبوع با ذکر سند نقل کرده است بواسطه برخی اضافات، سند صحیحی ندارد. بنابراین بعضی از متن های دعای رضویه امام رضا علیه السلام دارای سند صحیح می باشد که می توان با تکیه به این متن ها به تعدادی از ویژگی ها و صفات امام عصر و تعدادی از ویژگی های حکومت او دست یافت.

قابل توجه است که متن های نقل شده از دعا اختلافاتی دارد وباید در مقاله ای مجزا پیرامون آن بحث شود.

 

 

 

 

[1] -دانش پژوه سطح3مرکز تخصصی مهدویت    mojtab6707@yahoo.com.

[2] -جریان انحرافی یمانی.

[3] - وَلِیِّکَ وَ خَلِیفَتِکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَى خَلْقِکَ وَ لِسَانِکَ الْمُعَبِّرِ عَنْکَ النَّاطِقِ بِحُکْمِکَ وَ عَیْنِکَ النَّاظِرَةِ بِإِذْنِکَ وَ شَاهِدِکَ عَلَى عِبَادِک........

[4] - اللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَ ارْتُقْ بِهِ الْفَتْقَ وَ أَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَ زَیِّنْ بِطُولِ بَقَائِهِ الْأَرْضَ وَ أَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْهُ بِالرُّعْبِ وَ قَوِّ نَاصِرِیهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ دَمْدِمْ مَنْ نَصَبَ لَهُ وَ دَمِّرْ مَنْ غَشَّهُ وَ اقْتُلْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْکُفْرِ وَ عُمُدَهُ وَ دَعَائِمَهُ وَ اقْصِمْ بِهِ رُءُوسَ الضَّلَالَةِ وَ شَارِعَةَ الْبِدَعِ وَ مُمِیتَةَ السُّنَّةِ وَ مُقَوِّیَةَ الْبَاطِلِ.........

[5] - الاربعون حدیثا فی المهدیین و ذریه القائم ص45.

[6] -کتابخانه دیجیتال نور.

[7] - مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏1، ص 4.

[8] - ابن طاووس، مصباح الزائر، ۱۳۷۵ش، ص۹.

[9] - کلبرگ، کتابخانه ابن طاووس، ۱۳۷۱ش ص۸۵.

[10] - فلاح السائل و نجاح المسائل، صص 7و8.

[11] - فلاح السائل و نجاح المسائل، صص 8و9.

[12] - مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏1، ص4.

[13] - تهذیب الأحکام المشیخة، ص 82و82و الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، المشیخة، ص 336و337.

[14] - رجال‏النجاشی ص 399.

[15] - فهرست‏الطوسی ص 445.

[16] -رجال‏النجاشی ص 389.

[17] - رجال‏النجاشی/باب‏العین/باب‏علی/261.

[18] - فهرست‏الطوسی/باب‏العین/باب‏علی/273.

[19] - رجال‏الطوسی /ص‏439.

[20] - رجال‏النجاشی /ص‏383 .

[21] - فهرست‏الطوسی ص  215.

[22] - رجال‏النجاشی ص 177.

[23] - معجم‏رجال‏الحدیث ج 3  ص  184.

[24] - رجال‏النجاشی ص 303.

[25]- رجال‏النجاشی /ص‏220.

[26] - رجال‏الطوسی ص 400.

[27] -نرم افزار درایة النور.

[28] - رجال‏النجاشی /ص‏221.

[29] - معجم‏رجال‏الحدیث ج 3  ص 184.

[30] -نرم افزار درایة النور.

[31] -کامل الزیارات باب 47حدیث2.

[32] - رجال‏النجاشی ص  446.

[33] - رجال‏الطوسی ص‏346.

[34] - تهذیب الأحکام ،المشیخة، ص: 82و82و الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، المشیخة، ص 336و337.

[35] -رجال‏النجاشی ص 69.

[36] - رجال‏النجاشی ص 87.

[37] - رجال‏النجاشی /ص‏64.

[38] -فهرست‏الطوسی /ص‏135.

[39] - رجال‏النجاشی /ص‏334.

[40] - تهذیب الأحکام ،المشیخة، ص: 82و82و الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، المشیخة، ص: 336و337.

[41] - رجال‏النجاشی /ص‏69.

[42] - الخلاصةللحلی /ص‏50.

[43] - ابن‏الغضائری /ج 1 /ص‏99- رجال‏النجاشی /ص‏396.

[44] - فهرست‏الطوسی /ص‏402- الخلاصةللحلی /ص‏252.

[45] -مستدرک علم رجال نمازی شماره12897.

[46] -نرم افزا درایة النور.

[47] - رجال‏النجاشی /ص‏334.

[48] - جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، ص 23.

[49] - مستدرک نمازی ج2ص 344.

[50] - تنقیح المقال فی علم الرجال (ط الحدیثة)، ج‏18، ص 370.

[51] - علی بن عبیدالله بن حسن بن بابویه قمی متوفی نیمه اول قرن هفت.

[52] - معجم‏رجال‏الحدیث ج 14  ص 296.

[53] - همان ج 5  ص  114.

[54] - معجم‏رجال‏الحدیث ج 15  ص 243.

[55]- همان ج 12  ص 222.

[56] - همان ج 11  ص  136.

[57] - همان ج 14  ص  296.

[58] - همان ج 5  ص  114.

[59] - همان ج 15  ص 243.

[60] - همان ج11ص253.

[61] - رجال‏النجاشی ص‏383.

[62] - تهذیب الأحکام ،المشیخة، ص 82و82و الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، المشیخة، ص336و337.

[63] - رجال‏النجاشی ص 303.

[64]- رجال‏النجاشی ص‏220.

[65] - رجال‏الطوسی ص 400.

[66] - رجال‏النجاشی ص‏221.

[67] - رجال‏النجاشی ص 354.

[68] - الخلاصةللحلی ص 158.

[69] - معجم‏رجال‏الحدیث ج 1  ص  316.

[70] - الخلاصةللحلی ص‏5.

[71] - معجم‏رجال‏الحدیث ج  3  ص 184.

[72] -کامل الزیارات باب 47حدیث2.

[73] -نرم افزار درایة النور.

[74] - فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنفین و أصحاب الأصول (للطوسی) ( ط - الحدیثة)، النص، ص 511.

[75] -رجال‏النجاشی ص379.

[76] -فهرست‏الطوسی ص  403.

[77] - مستدرکات علم رجال الحدیث، ج‏7، ص 135.

[78] - همان، ج‏7، ص 135.

 

 

[79] - بحار الأنوار ،ج‏99، ص 112.وَ قَالَ الْکَفْعَمِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی مِصْبَاحِهِ رَوَى یُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنِ الرِّضَا عَلَیْهِ السَّلَامُ‏ أَنَّهُ کَانَ یَأْمُرُ بِالدُّعَاءِ لِصَاحِبِ الْأَمْرِ ع بِهَذَا الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّکَ وَ خَلِیفَتِکَ وَ سَاقَ الدُّعَاءَ مِثْلَ مَا مَرَّ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلَیْنَا کَبِیرٌ ثُمَّ أَوْرَدَ بَعْدَهُ هَذِهِ الزِّیَارَةَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وُلَاةِ عَهْدِهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ

[80] - اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وُلَاةِ عهْدِهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ بَلِّغْهُمْ آمَالَهُمْ وَ زِدْ فِی آجَالِهِمْ.......

منآبع
1- طوسى، محمد بن الحسن‏( 1411 ق‏). مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، بیروت‏، مؤسسة فقه الشیعة.
2- ابن طاووس، على بن موسى‏(1330ق). مصباح الزائر.
3- ابن طاووس، على بن موسى‏( 1330 ق‏). جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع‏، قم‏، دار الرضى‏.
4- کفعمى، ابراهیم بن على عاملى‏( 1418 ق‏). البلد الأمین و الدرع الحصین‏، بیروت‏، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‏.
5- کفعمى، ابراهیم بن على عاملى‏( 1418 ق‏). جُنة الأمان الواقیة و جَنة الإیمان الباقیة، دار الرضی( زاهدی).
5- مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏( 1403 ق‏). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،بیروت‏، دار إحیاء التراث العربی‏.
6- ابن طاووس، على بن موسى‏( 1406 ق‏). فلاح السائل و نجاح المسائل‏، قم‏، بوستان کتاب‏.
7- طوسى، محمد بن الحسن‏( 1407 ق‏). تهذیب الأحکام‏، محقق‌ومصحح:حسن الموسوى‏، تهران‏، دار الکتب الإسلامیه‏.
8- طوسى، محمد بن الحسن‏( 1390 ق‏). الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، محقق‌ومصحح:حسن الموسوى‏، تهران‏، دار الکتب الإسلامیه‏.
9- نجاشى‏، احمد بن على‏( 1407ق). رجال النجاشی‏، قم‏، انتشارات جامعه مدرسین‏.
10- طوسى‏، محمد بن الحسن،فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنفین و أصحاب الأصول ،نجف،المکتبة المرتضویة ‏.
11- طوسى‏، محمد بن الحسن(1381ق). الرجال‏،نجف، انتشارات حیدریه‏.
12- خویى‏، ابو القاسم‏( 1410ق). معجم رجال الحدیث‏، قم‏، مرکز نشر آثار شیعه‏.
13- ابن قولویه، جعفر بن محمد(1356 ش‏). کامل الزیارات‏، محقق و‌مصحح: امینى، عبد الحسین‏، نجف اشرف‏، دار المرتضویة.
14-حلى‏،حسن بن یوسف‏(1410ق). رجال العلامة الحلی‏، قم،دار الذخائر، ‏.
15- ابن غضائرى‏،احمد بن حسین (1364ق). رجال ابن الغضائری‏، قم‏،مؤسسه اسماعیلیان.
16-نمازى شاهرودى، على‏(1414ق). مستدرکات علم رجال الحدیث‏،تهران‏،فرزند مولف‏.
17-مامقانى، عبدالله‏(1431ق). تنقیح المقال فی علم الرجال‏،محقق: مامقانى، محى‏الدین‏،قم‏،موسسة آل البیت لإحیاء التراث‏.
18-العقیلی،ناظم .الاربعون حدیثا فی المهدیین و ذریه القائم، إصدارات أنصار الامام المهدی علیه السلام.