عنوان مقاله English
نویسنده English
The good news of the emergence of a perfect human being from the family of the Prophet from the tongue of the Prophet has always been of interest since the beginning of Islam. Therefore, from the very beginning of the mission, this idea has been abused by power seekers and those around them. And throughout history, they have challenged this doctrine with various claims.
The following article seeks to historically study the deviant currents in the field of Mahdism using a descriptive-analytical method. The results obtained indicate that during the Umayyad and Abbasid periods, most of the deviant currents of Mahdism were formed outside of Iran and then entered Iran.
| بررسی تحلیلی-تاریخی جریانات انحرافی مهدویت در گستره تاریخ ایران از صدر اسلام تا پایان عباسیان | ||
| مسلم کامیاب | ||
![]() |
||
| چکیده مژده ظهور انسان کامل از خاندان نبوت از لسان پیامبر، از ابتدای اسلام همواره مورد توجه قرار داشته است. از این رو از همان ابتدای رسالت این اندیشه مورد سوء استفاده قدرت طلبان و اطرافیان آنها قرار گرفته است. و در طول تاریخ با ادعاهای مختلف این آموزه را دچار چالش نموده اند. نوشتار پیش رو با روش توصیفی – تحلیلی درصدد بررسی تاریخی جریانات انحرافی در حوزه مهدویت است . نتایج به دست آمده حکایت از آن دارد که در دوره امویان و عباسیان بیشترین جریانات انحرافی مهدویت در خارج از ایران شکل گرفته است و سپس وارد ایران گردیدهاند. مقدمه یکی از مهمترین مباحث مهدویت پدیده جریانات انحرافی و مدعیان دروغین مهدویت است به گونه ای که در طول تاریخ اسلام اشخاصی با سوء استفاده از این اندیشه ناب جزء مهدیان دروغین به شمار آمده اند تا جایی که در برخی موارد دامنه ادعاها به تشکیل فرقه و یا جنبش های محلی گردیده است. رویکرد تاریخی به این مساله و بررسی مدعیان دروغین ایران می تواند به عنوان یکی از مسائل این آموزه مورد توجه قرار گیرد که به طور کامل در یک نوشتار خاص بدان پرداخته نشده است.از این نوشتار پیش رو پس از بررسی مفاهیم پژوهش به مدعیان و جریانات انحرافی با رویکرد تاریخی در محدوده حکومت های امویان و عباسیان پرداخته است. 1مفهوم شناسی قبل از بیان بررسی تاریخی – تحلیلی مدعیان دروغین مهدویت در ایران لازم است مفاهیم پژوهش مورد بررسی قرار گیرد که در این نوشتار به واژه های مهدی، مهدویت و مدعیان دروغین پرداخته می شود. 1-1.واژه مهدی و مهدویت مهدى کسى که خدا او را به حق هدایت نموده آن مهدى که پیامبر نوید آمدنش را در آخر الزمان داده، به همین عنوان:«مهدى» نامیده شده است. طریحى در این رابطه مىنویسد: المهدى اسم للقائم من آل محمّد ، الّذى بشّر بمجیئه فى آخر الزّمان ... و هو محمّد بن الحسن العسکرى؛ مهدى نام قائم آل محمد است، که پیامبر اکرم به آمدنش در آخر الزمان بشارت داده ... او محمد بن الحسن العسکرى مىباشد . دستور زبان عربى و قوانین نحوى ایجاب مىکند که «مهدى» اسم مفعول از واژه «هدى» به معناى هدایت یافته باشد. البته برخی معتقدند با اینکه مهدی اسم مفعول است اما به معنای اسم فاعل است مانند: «مأتى» در آیه شریفه (إِنَّهُ کانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا) به راستى وعده او آمدنى است. «مأتى» دقیقا همانند «مهدى» اسم مفعول از ریشه «أتى» مىباشد، لکن بسیارى از مفسران و محدثان تصریح کردهاند که «مأتى» در این آیه به معناى «آت» مىباشد، یعنى: اسم مفعول به معناى اسم فاعل آمده است. اما واژه مهدویت مصدر جعلى کلمه مهدى به شمار مىآید با این توضیح این که هر وصفی که «یای» مشدد و «تا» (یّت) به آن اضافه شود، تبدیل به مصدر می شود مانند حاکمیت ، جمهوریت ،عالمیت و.. و در اصطلاح مهدویت یعنى اعتقاد به نهضت حتمى یک رهبر آسمانى از دودمان نبوى که پیش از پایان جهان، براى نجات آدمیان و تجدید حیات مادى و معنوى آنان بپا مىخیزد و بر پهنه زمین چیره مىگردد. او که مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف لقب دارد با ایجاد حکومت واحد جهانى، سراسر جهان را در پرتو تعالیم عدلگستر اسلام اداره مىکند و تباهىها، نابرابرىها، بىدادگرىها و نابسامانىها را از ریشه مىکند. موضوعات مهدویت، تمام معارف درباره امام مهدى (عج) بهطور خاص و منجى موعود بهطور عام را در بر مىگیرد. 1-2. مدعیان دروغین (جریانات انحرافی) جریانات انحرافی به حرکت هایی گفته می شود که در جامعه بر اساس معیار خاصی شکل گرفته و منشا تحولاتی است. این جریانات به گونه ای در عرصه مهدویت فعال بوده اند که اثرات نامطلوبی را در حوزه اندیشه مهدویت پدید آورده اند. به طوری که می توان آنها را از مدعیان دروغین مهدویت نامید. وجود فرقه های متعدد مانند کیسانیه ،جناحیه ،زیدیه،اسماعیلیه از پیامد های این جریانات انحرافی است. بنابراین، مراد از«جریانات انحرافی» مهدویت جریاناتی است که نوعی در زمینه مهدویت دارای ادعا هستند ؛ اعم از ادعای مهدویت، ارتباط، ملاقات، همسری امام زمان، تعین زمان ظهور و حتی شخصیتهای عصر ظهور، مانند یمانی وخراسانی. 2. بررسی تحلیلی -تاریخی جریان های مهدویدرگستره تاریخ ایران از صدر اسلام تا پایان عباسیان شناخت مدعیان دروغین مهدویت در طول تاریخ گویای سوءاستفاده از فرهنگ اصیل امامت و مهدویت است که تاریخ ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. در بررسی پیش رو با انواع جریاناتی که به نام مهدویت در ایران بر اساس دوره های حکومتی شکل گرفته اند آشنا خواهیم شد. 2 ـ 1.دوره امویان «بنیامیه» اولین خاندان مسلمان در طول تاریخ اسلام بودند که به صورت مورثی، شبیه پادشاهیحکومتکردند. این دولت در تاریخ ۴۱ هـ باحاکمیت معاویه در دمشق آغاز شدودرسال۱۳۲ هـ با آخرین حاکماموی (مروان بن محمد) پایان پذیرفت. مهمترین فرقههای این عصر بدین قرار است: 2 ـ 1 ـ 1.کیسانیه «کیسانیه» از نخستین فرقههای شیعه است که با نام دو شخصیت محمد بن حنفیه (م 80) از فرزندان امیر المومنین(ع) ومختاربن ابی عبیده ثقفی، (م67ق) پیوندخورده است. مختار با آغاز نهضتی بر ضد قاتلین امام حسین(ع)، خود را نماینده محمد بن حنفیه دانست. در صورت پذیرش ادعای مختار مبنی بر مهدویت محمد بن حنفیه، این جنبش در زمان حیات مختار در مناطق جبال نفوذ داشته است. البته نقش موالیان که عمدتا ایرانیان ناراضی از حکومت بودند، در گرایش به کیسانیه ایران بیتاثیرنبوده است. مختار اولین کسی است که به اهمیت روزافزون سیاسی موالی پی برد. وی با کوشش در رفع نارضایتی و رنجش «موالی» و بنا بر قولی از طریقجاذبه اندیشه مهدی موعود، به آسانی توفیق یافت که آنان را برای شرکت در قیام خود بسیج کند. وی به ایرانیان میگفت: «شما آزاده و بزرگوارید، شما از من هستید و من از شما هستم» . توجه و بزرگداشت موالی از سوی مختار، سبب شد تا پس از فتح کوفه دامنه جنبش او تا نواحی اصفهان، همدان، قم و ری کشیده شود. به گفته برخی، مختار عمال خود را به این نواحی فرستاد و اموال فراوانی از این نواحی برای او فرستاده شد. پس از قتل مختار در سال 67 ق ، امامت و مهدویت محمد بن حنفیه از بین نرفت کیسانیه پس از در گذشت محمد حنفیه در سال 81ق، به سه فرقه منشعب گردید. معروف ترین این فرقهها «هاشمیه» است. آنان بعد از مرگ محمد بن حنفیه، به امامت فرزندش، عبد الله معروف به ابوهاشم (م بین95 تا 99 ق) متمایل گردیدند. هاشمیه پس از شکست قیام مختار و فشار حاکم کوفه (حجاج) بر شیعیان و آشکارا پس از مرگ محمدبن حنفیه به امر فرزندش، ابوهاشم به مناطق خراسان عزیمت کردند. بنابراین، میتوان گفت ابوهاشم نخستین امام کیسانی بود که دستگاه تبلیغاتی منظمی تشکیل داد تا یاران تازهای به عضویتحزب در آورد. به نوشته ابوالفرج اصفهانی (م 356ق)، شیعیان خراسان پس از مرگ محمدبن حنفیه، فرزندش، ابوهاشم را امام میدانستند. حتی گروهی از هواداران ابوهاشم، پس از مرگ وی به غیبت و رجعت او معتقد شدند و سرانجام از عراق به ایران کوچ کردند. بنابر بعضی اخبار، شیعیان مناطق مختلف و از جمله شیعیان خراسان در یک نظام سری و سازماندهی شده، زکات خود را به محمدبن حنفیه و پس از او به پسرش پرداخت میکردند. با مرگ ابوهاشم و نبود نصی از طرف وی ، فضای عقیدتی و مذهبی جدید در میان آن ها به وجود آمد و آنها به گرایشهای مختلفی مانند حربیه، بیانیه وجناحیه تقسیم گردیدند. 2 ـ 1 ـ 2.جناحیه «جناحیه» یکی ازانشعابات کیسانیه است. آن ها مدعی بودند امامت از ابی هاشم، به عبدالله بن معاویه بن عبد الله بن جعفر بن ابی طالب (م131ق) انتقال داده شده است. فرقه جناحیه بعد از تصرف کوفه و شکست آنها توسط عبد الله بن عمربن عبدالعزیز حاکم عراق، به مدائن حرکت کردند و از آن جا به سمت جبال رفته و در محدوده اصفهان، قومس، حلوان، اصطخر و ری مدتی (سال 128) حکومت کردند. در نهایت در سال 129ق، عبدالله بن معاویه با عامره بن ضباره (م131ق) سردار سپاه بنی مروان که از طرف حکومت امویان در عراق، به سوی او گسیل شده بود؛ در اصطخر درگیر شد.سرانجام عبدالله در این درگیری شکست خورد و به سمت هرات رفت و ابومسلم (م137ق) او را به قتلرساند. پس از مرگ عبدالله، پیروانش به مهدویت او اعتقاد پیدا کردند و مدعی شدند اوهمان کسی است که پیامبر بر آمدنش نوید داده است. پس از مدتی این گروه به دو قسم منشعب شد: عدهای او را مهدی پنداشتند که دادگستر حاکم نهایی حکومت آخرالزمان است. عدهای دیگر معتقد شدند که عبد الله علمدار وتحقق بخش حکومت موعود از خاندان علی و فاطمه (علیهما السلام) است و پس از برپایی حکومت عدل آن را به فردی از خاندان علی و فاطمه (علیهما السلام) تقدیم میکند. 2 ـ 2. عباسیان «خلافت بنی عباس» در سال ۱۳۲ ق، توسط عبدالله بن محمد، مشهور به سفاح (حک: 132 ـ 137) تشکیل شد وپس از 524 سال در سال656 ق، آخرینخلیفه بنی عباس، مستعصم (حک: 640 ـ 656) از مغولان شکست خورد و حکومت بنی عباس سرنگون گردید. مهمترین فرقه وجنبشهای مهدوی در این دوران که در ایران فعالیت داشتند به شرح ذیلاست: 2 ـ 2 ـ 1.جنبشهای مهدویتی بعد از مرگ ابومسلم ابومسلم خراسانی (م137ق) از فرماندهان نظامی ایران و رهبر جنبش سیاهجامگان بود که با براندازی حکومت بنی امیه در نواحی خراسان کمک شایانی به تاسیس حکومت بنی عباس کرد. او به سفارش ابراهیم امام (م132ق) که از بزرگان بنی عباس و سامان دهنده دعوت عباسیان است؛ در سال 129ق، رهسپار خراسان شد تا رهبری جنبش ضد اموی در این منطقه را بر عهده بگیرد. وی پس از پیروزی بر حاکم خراسان و شکست معاندان خود در سال 131ق بر تمامی نواحی خراسان مسلط شد و با فتح نهاوند در سال 131قمری کار نواحی مرکزی ایران را برای از بین بردن کارگزاران بنی امیه هموار نمود و با تصرف کوفه توسط ابوسلمه خلال (م131) که از داعیان و هم پیمانان ابومسلم بود،حکومت بنی امیه منقرض گردید و با روی کار آمدن عبدالله بن محمد مشهوربه سفاح (حک: 132 ـ 137ق) به عنوان اولین خلیفه عباسی، امارت خراسان به ابومسلم سپرده شد. اما قدرت و نفوذ وی برای خلیفه و اطرافیان او نگران کننده بود. سرانجام، ابومسلم در سال ۱۳۷ق به نحو توطئه آمیزی به دستور منصور(حک: 137 ـ 158) دومین خلیفه عباسی به قتل رسید. کشته شدن ابومسلم، دارای پیامدهای بود که ازجمله آن ها قیامهای متعددی به خونخواهی او شکل گرفت. قیام راوندیه در زمان حکومت منصور در سال 141، با حضور ششصد تن از هواداران ابومسلم در شهر هاشمیه نزدیک کوفه به وقوع پیوست که نهایتا به شکست آنان منجر گردید. برخی از بازماندگان این قیام، از جمله رزام بن سابق، فرقه رزامیه را به طور مخفی به وجود آورد. آنان به امامت ابومسلم با چند واسطه بعد از امام علی(ع) معتقد بودند. با وجود این بسیاری از آن ها به مرگ ابومسلم معتقد شدند؛ اما گروهی از آنان به نام «ابومسلمیه» معتقدند که ابومسلم نمرده، بلکه روح خدا در او حلول کرده است و باید در انتظار ظهور او بود. برخی از قیام های دیگر، مثل قیام سنباد (م 138) و مُقَنَّع خراسانی (م 159یا 163ق) که از یاران با وفای ابومسلم بودند، به خونخواهی اودر ایران به وجودآمد. جالب توجه آن که در بین این قیامها، عقاید غلو آمیزی همچون زنده بودن ورجعت ابومسلم در بین پیروان رواج یافت؛ اما به نظر میرسد این اعتقادات و جنبشها جنبه دینی و مهدویت نداشته باشد، بلکه با توجه به اعتقادات کیسانیه در میان آنان، در جهت پیشبرد اهداف سیاسی خود، ادعای زنده بودن و رجعت ابومسلم مطرح شده است. 2 ـ 2 ـ 2. اسماعیلیه «اسماعیلیه» از فرقههای عمده شیعه دارای تاریخی پرحادثه و طولانی است که تاریخ تاسیسآن پس از وفات امام صادق(ع) در سال 148 ق است. دریک تقسیمبندی کلیمیتوان اسماعیلیان را به سه دوره 1. اسماعیلیان نخستین (148تا 470 ق)؛ 2 . اسماعیلیان فاطمی (297 تا567ق) 3. اسماعیلیان نزاری (483 تا 654ق) تقسیم نمود که هر کدام خود دارای انشعاباتی است. مهدویت در اسماعیلیه به دلیل انشعابات مختلف که در آن به وجود آمد از موضوعات پر ابهام است. اما بر اساس مطالعات و تحقیقات صورت گرفته، میتوان اعتقاد به مهدویت اسماعیل یا فرزند او را دراسماعیلیه نخستین و قرامطه(که انشعابی از اسماعیلیه نخستین است) جست وجو کرد. در مورد دیگر شاخههای اسماعیلی، اعتقاد به این نوع مهدویت کم رنگ و دارای تطورات فراوان است که این نوشتار مجال بررسی آن را ندارد بنابراین، سخن را دراین بخش، از اسماعیلیه نخستین که خاستگاه تشکیل فرقه اسماعیلیه میباشد وقرامطه که گستره فعالیت آن ها علاوه بر عراق، بحرین، یمن، کشور ایران است، پی میگیریم. 2 ـ 2 ـ 2 ـ 1 اسماعیلیه نخستین «اسماعیلیان» مانند شیعیان دوازده امامی در امر امامت و مصادیق آن تا امام صادق(ع) اشتراک عقیده دارند. آنان امامت را نیز به نص دانستهاند؛ با این وصف، درباره سلسله امامان پس از امام صادق(ع) با شیعیان دوازده امامیدچار اختلاف شده و با باور به امامت اسماعیل، فرزند بزرگ تر امام صادق(ع) و ادامه سلسله امامت در فرزندان او، فرقه جدیدی در کوفه بنیاد نهادند. اسماعیل، فرزند ارشد امام صادق(ع) حدود سال 105 ق، از مادری علوی به دنیا آمد. مرگ نابهنگام اسماعیل باعث شد عدهای از هواداران وی به امامت او قائل شوند؛ چرا که آن ها معتقدند امام(ع) او را به عنوان امام بعد از خود انتخاب نموده است و لذا و او را زنده و مهدی موعود خواندند.آن ها قائل بودند امام ششم از روی تقیه این برنامه را انجام داده است. این اعتقاد در حالی شکل گرفت که امام صادق(ع) جنازه وی راچندین بار به مردم نشان داد. این افراد را میتوان«اسماعیلیهخالصه»یا«واقفه»نامید. عدهای دیگر مرگ اسماعیل را پذیرفتند؛ اما اعتقاد دارندکه محمد، فرزند اسماعیل، امام است. این دسته را در کتابهای فرقهشناسی با عنوان «مبارکیه» یاد کردهاند؛ زیرا مبارک، غلام اسماعیل، رئیس آنان بود. بنا بر مطالعات جدید، برخی معتقدند که مبارک وجود خارجی نداشته واین، نام های مستعار خود اسماعیل بوده است. پس از آن که اکثر شیعیان پیرو امام جعفر صادق(ع) به امامت موسی کاظم(ع)معتقد شدند، موقعیت محمد در حجاز که زادگاهش بود غیر قابل تحمل شد. همین امر باعث گردید وی مدینه را ترک کند و به سمت مشرق به طور پنهانی کوچ کند. وی ابتدا به جنوب عراق و سپس به ایران (خوزستان) هجرت کرد و این اولین رهبر اسماعیلی است که در ایران به سر برد و از آن جا پیروان خود را به مناطق مختلف فرستاد. تاریخ وفات محمد دقیق معلوم نیست؛ اما تقریبا میتوان مرگ او را در دوره خلافت هارونالرشید 170 تا 193 ق تخمین زد. گروهیپیروان مرگ محمد را نپذیرفتند که ملل و نحل نویسان، آن ها را پیشگامان قرامطه می دانند. آن ها محمد بن اسماعیل را امام هفتم خویش و آخرین امام میشناسند و بازگشت او را در مقام مهدی قائم انتظار می کشند. گفتنی است اززمان خروج محمد بن اسماعیل تا ظهور قرامطه، اطلاعات چندانی از کم و کیف فعالیت اسماعیلیان نداریم و آن ها از این دوره به «دوران ستر» یاد میکنند. 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2.اسماعیلیه درایران از سال 261 ق، به بعد، درست در زمانی که امام یازدهم رحلت کردند، حمدان قرمط، فرزند اشعث توسط داعی حسین اهوازی بهکیش اسماعیلیه مبارکیه پیوست. او به عنوان بزرگ ترین داعی اسماعیلی شناخته شد کهدرکوفه وجنوب عراق با عنوان قائمیت و مهدویت محمد بن اسماعیل دست به تبلیغ گسترده زد. حمدان که لقب قرمط داشت، بهزودی پیروان زیادی پیدا کرد که به قرامطه اشتهار یافتند. دستیار عمده حمدان و یکی از مشهورترین داعیان اولیه اسماعیلی، شوهر خواهرش، عبدان بود. او که از استقلال عمل چشمگیری برخوردار بود داعیان بسیاری در عراق و جنوب ایران و بحرین نصب کرد که مهمترین داعیان او ابوسعید حسن بن بهرام جنابی در جنابه (گناوه) است. ابوسعید که در سواحل فارس به دنیا آمده و از عبدان تعلیم گرفته بود، درابتدا فعالیت خود را در ایران شروع کرد و در امر دعوت به توفیق بسیاری دست یافت. او پس از مدتی به بحرین گسیل داده شد و در آن جا دولتی پر رونق بنیان گذاشت که دو قرن دوام یافت. یکی دیگر از داعیان اسماعیلی در ایران «خلفحلاج» است. او اولین داعی اسماعیلی در شهر ری است.حوزه فعالیت خلف بسیار گسترده بود. وی ابتدا درروستای «گلین» ری ساکن شد ومردم را به کیش اسماعیلیه دعوت کرد و ضمن اذعان به تعالیم اهل بیت، سخن از نزدیکی ظهور به میان آورد.وی بابرملا شدن دعوتش به ناچار از ده گریخت و به ری رفت و بعد از یک دوره زندگی مخفیانه در آن جا درگذشت. بعد از خلفحلاج، پسرش احمد، جانشین او شد. در بین پیروان احمد، مهم تر از همه مردی عالم به نام «غیاث» بود او بعد از احمد، عهده دار دعوت اسماعیلی شد. وی توانست امر دعوت را به قم کاشان، طالقان، میمه، غور، هرات برساند و مردم را به کیش اسماعیلی دعوت کند. پس از غیات، مبلغان دیگری به دعوت اسماعیلیه در ایران پرداختند. مهمترین آن ها ابوحاتم رازی (م322ق) و محمد بن احمد نسفی (م332ق) امر دعوت اسماعیله ایران را به عهده داشتند. به رغم تبلیغات وسیع داعیان متعدد اسماعیلی در خراسان، به دلیل پافشاری و تعصب امرای سامانی در حمایت از مذهب اهل سنت و جماعت در خراسان بزرگ و ماوراء النهر و به طور کلی شرق ایران، تلاش داعیان، نه تنها باعث تضعیف هر نوع حرکت شیعی در این مناطق گردید، بلکه شرق ایران را به پایگاه سنتی و مستحکم اهل سنت و جماعت تبدیل کرد. پس از انقراض سامانیان، بیشتر قلمرو اسماعیلیان به دست سلطان محمود غزنوی (حک: 387 ـ 421ق) تصرف شد و از این زمان به بعد، این غزنویان بودند که در قلمرو وسیع خود به حمایت سرسختانه از مذهب سنت و جماعت و خلافت عباسی ادامه دادند و در سرکوبی اسماعیلیان (قرامطه) خشونت بیشتری به کار بردند به هر روی، قرمطیان، عمده طرفداران مهدویت محمد بن اسماعیل بودند و به مهدویت وی اعتقاد داشتند. بنا بر اعتقاد آنها محمدبن اسماعیل زنده است و حیات دارد و او امام قائم وخاتم پیامبران است. چون دوباره ظهور کند شریعت جدیدی خواهد آورد که ناسخ شریعت قبلی است. 2 ـ 2 ـ 3. زیدیه جارودیه «زیدیه» به گروهی از پیروان زیدبن علی بن الحسین (م122ق) اطلاق میشود که این گروه دارای انشعاباتی است. یکی از مهمترین انشعابات زیدیه «جارودیه» است که موسس آن، زیاد بن منذر، ملقب به ابوجارد (م150 تا 160ق) است. جارودیه رهبران امت اسلامی پیش از امام علی(ع) را غاصب و کافر میدانستند. آنان امامت سه امام اول شیعیان را پذیرفته و همچون دیگر زیدیان، بر این باور بودند که هر علوی صحیح النسبی از فرزندان امام حسن(ع) و امام حسین(ع) که عالم و زاهد باشد، اگر قیام کند و مردم را به خود دعوت کند، وی امام خواهد بود. در میان پیروان جارودیه، اسم محمد بن قاسم به چشم می خورد که برخی از جارودیه به مهدویت محمد بن قاسم (م احتمالا 219ق) اعتقاد داشتند که نمرده و خروج خواهد کرد. به گفته ابوالفرج اصفهانی محمد بن قاسم، مردی فاضل، متدین، اهل تهجد و ملازم مسجد بود. مردم او را صوفى لقب داده بودند؛ بدان دلیل که همیشه جامه پشمى سفیدى مى پوشید. او با طایفه زیدیه جارودیه هم عقیده بود وعلیه حکومت معتصم (حک: 217 ـ 227ق) دست به قیام زد. وی در مدینه با برخی از اهالی خراسان آشنا شد و به درد دل آنان گوش فرا داد و از شنیدن ستمکاریهای والیان معتصم در منطقه خراسان، بسیار متاثر و با خراسانیان هم نوا شد.حاجیانی که از خراسان به سفر زیارتی حج حرکت کرده بودند، در مدینه با او پنهانی بیعت کردند و محمد بن قاسم را به همراه خود به خراسان بردند. وی با حرکت به سمت خراسان نهضت خود را از طالقان شروع کرد. بین او ونیروهای عبد الله طاهر (حک: 213 ـ 230)، امیر خراسان جنگ های بسیاری در گرفت که به فرار محمد به شهرنسا منجر شد؛ اما پس از مدتی توسط نیروهای عبدالله دستگیر وبعد از سه ماه زندانی شدن به زندان بغداد فرستاده شد؛ اما دیری نپایید که با طرح ماهرانه ای از زندان گریخت وبه واسط رفت ودر آن جا پنهان گشت. به گفته برخی فرار او را خود عباسیان برنامه ریزی کرده بودندتا راحت بتوانند او را به قتل برسانند. پس از این ماجرا پیروانش به مهدویت او اعتقاد پیدا کردند. مسعودی درباره پیروان محمد بن قاسم میگوید: اکنون (سال 332ق) بسیاری از زیدیه به امامت وی قائل هستند. اکثر پیروان وی در کوفه، کوههای طبرستان، دیلم و بسیاری از نواحی خراسان موجودند و معتقدند او مهدی این امت است که نمرده و درآینده ظهور خواهد کرد. نتیجه گیری مدعیان دروغین مهدویت و جریانات انحرافی مهدویت در سه دوره زمانی امویان، عباسیان، پسا عباسی بروز وظهور کردند. کیسانیه و جناحیه از مهمترین فرقه های مهدوی ایران آن زمان به حساب آمدند به طوری که جناحیه موفق گردید در اصطخر و اطراف آن حکمرانی کند. اما پس از امویان مهمترین جریانات مهدوی، اسماعیله و قرامطه است که در بخش هایی از ایران مانند بندر گناوه، ری، قم، کاشان، طالقان، هرات، مشغول فعالیت بودند. زیدیه جارودیه از دیگر فرقه هایی است که در خراسان و طبرستان عده ای به آن گرایش پیدا کردند. نکته مهم آن که محدوده تشکیل برخی از این جریانات در ایران و برخی دیگر خارج از ایران و عمدتا در عراق بوده است. اما تبلیغات و دامنه فعالیت آنان به ایران سرایت کرده و مورد پذیرش واقع شده از همین رو، در این نوشتار بدان پرداخته شد. گفتنی است که در مجموع این اتفاقات تاریخی می توان اندیشه ناب مهدویت را از دوران ابتدایی صدر اسلام اثبات نمود. |
||
![]() |
||