عنوان مقاله English
نویسندگان English
The Holy Quran has given importance to the movement of the moon and the stages it passes through and has made it a standard for people's chronology. Some Islamic acts and worships, such as Hajj and fasting, are dependent on the recognition of the crescent moon, and the confirmation of the first and last lunar months is important in this regard.
Based on the differences in jurisprudential and scientific foundations, there have been differences in the methods of confirming the first of the month (despite the similarities that exist). There are also narrations that show that the difference in the first of the month and the lack of understanding of the virtues of the month of Ramadan occur due to the punishment of oppression against the Ahlul Bayt, and especially Imam Hussein (peace be upon him). In fact, the situational effect of oppression against the Ahlul Bayt (peace be upon him) and their dissatisfaction have led to the intensification of differences and the deprivation of these virtues even more.
During the period of the major occultation, the authority of the jurist and the authority of the marja' have been considered a way out of disputes and a way to achieve religious duties. By examining the Quranic evidence, narrations, and other analyses, solutions can be presented to respond to disputes in this regard. In any case, these disputes between scholars and authorities of taqlid do not arise from personal and non-scientific motives.
کلیدواژهها English
| واکاوی علل اختلاف فتوای مربوط به رؤیت هلال در عصر غیبت | ||
| جواد اسحاقیان دُرچه – حجت حیدری چراتی | ||
![]() |
||
| چکیده قرآن کریم به حرکت ماه و منازلی که طی می کند اهمیت داده و آن را به عنوان معیار گاه شمار مردم قرار داده است، برخی از اعمال و عبادات اسلامی مانند حج و روزه ، منوط به شناخت هلال بوده و اثبات اول و آخر ماههای قمری از این نظر دارای اهمیت است. بر اساس اختلافی که در مبانی فقهی و علمی وجود دارد در شیوههای اثبات اول ماه (با وجود اشتراکاتی که وجود دارد)، اختلافاتی بروز نموده است. روایاتی نیز وجود دارد که نشان می دهد اختلاف در اول ماه و عدم درک فضایل ماه رمضان به دلیل عقوبتِ ظلم به اهلبیت و خصوصاً امام حسین (علیهم السلام)، اتفاق میافتد، در واقع اثر وضعی ظلم به اهلبیت (علیهم السلام) و نارضایتی ایشان، باعث تشدید اختلافات و محروم شدن هر چه بیشتر از این فضایل بوده است. در دوران غیبت کبری، ولایت فقیه و مرجعیت راه برون رفت از اختلافات و راهکار دستیابی به تکالیف شرعی دانسته شده است، با بررسی دلایل قرآنی، روایی و تحلیل های دیگر می توان راهکارهایی برای پاسخ به مناقشات در این مورد ارائه کرد و در هر صورت این اختلافات در بین علما و مراجع تقلید، از انگیزه های شخصی و غیر علمی ناشی نمی شود. کلید واژهها: رؤیت هلال، ولایت فقیه، حکم حاکم، ماه رمضان، قائم مقدمه بر اساس آیات قرآن، دین و اوامر الهی موجب اتحاد و همبستگی است و احکام نیز همین رویکرد را دنبال می کند. از سویی تا زمانی که خود پیامبر (ص) در قید حیات بودند ماموریت تبیین و اجرای احکام را شخصا به عهده داشتند و پس از آن حضرت نیز ائمه هدی (ع) این مسئولیت ها را عهده دار شدند البته در زمان شخص پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) نیز برخی مبلغان و مروجان احکام (که تحت امر آن حضرات ارسال می شدند) وجود داشتند که در مناطق مختلف بر اساس اصول و قواعدی که از آن بزرگواران آموخته بوند پاسخ مسائل مردم را شخصا به عهده می گرفتند؛ به عنوان نمونه ائمه (ع) برخی اصحاب و فقهای زمان خود را مرجع مردم در فروعات قرار می دادند مثلا امام باقر(ع) به ابان بن تغلب فرمودند در مسجد بنشین و فتوا بده و دوست دارم در شیعه مثل تو را ببینم. و یا به معاذ هراء فرمودند فتوا بدهد؛ اصحاب دیگری نیز بودند که مامور به فتوا شده بودند مانند یونس بن عبد الرحمن، محمد بن مسلم، زکریا بن آدم، زراره بن اعین، عبد الله بن جندب و ... در تمام این دوران حضور امامان معصومین (ع)، نظام فتوا و استنباط دینی امری پذیرفته شده بود. اما از آغاز زمان غیبت کبری تلاش شدیدتری در جهت ایجاد توطئه توسط دشمنان علیه نایبان عام امام زمان (ع) صورت گرفته است. آن چه میتواند باعث تاثیرگذاری این توطئهها و شبهات در عموم مردم باشد، عدم آشنایی آنان با اصل موضوعات فقهی است. در روایات معصومین (ع) بر این نکته تاکید شده است که جهل عامل بسیاری از مشکلات است. حضرت امیر المؤمنین على علیه السلام: أَعظَمُ المَصائِبِ الجَهلُ. از سوی دیگر در برخی روایات آمده است جهل ریشه مصیبت ها و مشکلات است: اَلجَهلُ أَصلُ کُلِّ شَرٍّ ؛ درمان این مشکل به واسطه علم و دانستن موضوعات انجام می شود: اَلعِلمُ قاتِلُ الجَهلِ. بنابراین علم به ماهیت مسائل فقهی و دینی باعث می شود که مردم از توطئه های ذکر شده در امان باشند. علل علمی اختلاف در آثار اجتهادی می دانیم در دوران غیبت امام دوازدهم (ع) بر اساس ادلهای که وجود دارد، برای دسترسی به فروعات دینی و خصوصا احکام جدید باید به نایبان آن حضرت و فقهای واجد شرایط رجوع کرد اما به دلیل آنکه ماهیت امور اجتهادی و استنباطی، ارائه نظرات و ایجاد تفاوتهایی در فتاواست به شکل طبیعی، اختلافات علمی بروز میکند و این موارد، اختلاف اخلاقی و تعارض غیر علمیِ شیعیان محسوب نمیشود. در مورد بروز اختلافات فتوایی لازم است به دو مقدمه توجه کنیم: اولاً طبیعت اجتهاد و مباحث علمی آن است که به دلیل تفاوت مبانی و روشهای استنباط، نظریات و نتایج علمی گاهی متفاوت خواهد بود. ثانیاً قاعده آن است که هر علمی دارای مقدمات و پیش نیازهای بیشتر باشد، اختلاف در نظرات نهایی و نتایج آن در بین متخصصان آن علم افزایش مییابد؛ توضیح آنکه هر علم دارای پیش نیازهای خاص خود است به عنوان نمونه پزشکی مجموعهای از علوم دیگر مانند زیست شناسی، شیمی و بیو شیمی و بیوفیزیک و ... را در مجموعه مقدمات خود در بر می گیرد و همینطور در رشته های علمی دیگر به فراخور خود دارای مقدمات کم یا زیاد است، در علم فقه نیز اگر متخصص، بخواهد به حد اجتهاد و استنباط برسد باید در حدود 15 علم را فراگرفته و در آنها صاحب نظر باشد (مانند اصول فقه، رجال، درایه، تفسیر، ...) و علاوه بر آن در ابواب فقهی خاص مانند شناخت اوقات نماز، قبله، مباحث جدید بانکی، بیمه و دیگر مباحث اقتصادی و ... ،آراء و انظار مختلف در مبانی و مسائل علوم تجربیِ مربوط به آنها وجود دارد؛ بنابراین مجتهد در علم فقه باید در علوم متعددی دارای مبنا و نظر باشد و این علوم زیربنایی و مقدماتی در فقه به مراتب بیشتر از علوم مقدماتی در رشتههای پزشکی و مهندسی و دیگر رشتههاست؛ لذا طبیعی است که اختلاف مجتهدان به دلیل تفاوت در مبانی و مقدمات، اتفاق بیفتد. ذکر این نکته لازم است که با وجود مطالب ذکر شده، اختلاف در علوم فقهی نسبت به علوم دیگر بسیار کمتر است و مشترکات فراوانی در بین عالمان فقهی وجود دارد با این حال انسان مقلد بر اساس قواعد عقلی باید سعی کند دقت و احتیاط بالایی در انجام تکالیف دینی داشته باشد زیرا مسیر زندگی ابدی از این راه تامین می گردد ؛ از این رو لازم است هرکس به تشخیص خود به اعلم رجوع کند و به مشترکات اکتفا ننماید. نتیجه این دو مقدمه آن است که چنین تفاوت هایی در ذات خود نشاندهنده اختلاف شخصیِ عالمان یا وجود انگیزه های غیر علمی و نفسانی در صدور فتاوا نیست ضمن آنکه فقها باید در برابر فتاوایی که می دهند در پیشگاه الهی جوابگو باشند و نمی توانند جز رضایت الهی و ادله موجود را مد نظر قرار دهند. از موضوعاتی که دراحکام مشمول این اختلافات شده است، رؤیت هلال در اول ماه رمضان و در پی آن رؤیت هلال شوال برای اعلان عید فطر و پایان روزه است که معمولا اشکالات و شبهاتی به دلیل اختلاف عالمان در اعلان این موضوع بوده است؛ بنابراین لازم است بررسی شود که با توجه به حجیت قول فقهاء در عصر غیبت از سوی امام عصر ، این اختلافات آیا به این حجیت ضرری وارد می کند؟ از طرفی بر اساس کتب مراجع عظام تقلید چند روش برای اثبات اول ماه وجود دارد : رویت شخصی، شهادت دو عادل، گواهی جمعی از مسلمین که به گفته آن ها یقین حاصل می شود، گذشتن سی روز از ماه قبل،حکم حاکم، بنا براین حکم حاکم یکی از راه های تشخیص اول ماه معرفی شده است، بر این اساس آیا حکم حاکم شرع اعتبار دیگر روش ها را نفی می کند و یا در عرض هم هستند و در هرصورت این اختلافات با لزوم حاکمیت ولایت فقیه و اتحاد بر محور نایبان عام در عصر چگونه جمع بندی می شود؟ پیشینه ای از اختلاف در اول ماه و برخورد حاکمان اسلامی و مراجع در طول تاریخ 1- شیخ طوسی در تهذیب نقل کرده است که در دوران حکومت امیرالمؤمنین (ع)، مردم پس از بیست و هشت روز روزه، هلال عید فطر را مشاهده کردند. امام (ع) به منادی دستور داد به مردم اعلام کند که ماه رمضان 29 روزه است و یک روز روزه قضا بگیرند میرزای قمی نیز در غنائم میگوید که مکرّراً در زمان ما اتفاق افتاد که مردم 28 روز روزه، و روز 29 را عید گرفتند . چند سال پیش در ایران نیز مردم 28 روز روزه گرفتند. 2-شیخ محمّد جواد مغنیه گوید: در سال 1964 م یکی از مراجع نجف و مقلدانش روز جمعه را عید گرفتند و مرجع دیگری و مقلدانش نیز در نجف اشرف روز شنبه را. 3-در زمان مرحوم آیة اللّه حاج آقا حسین بروجردی ؛ نیز روزی هلال برای آیة اللّه سید احمد خوانساری در تهران اثبات شد و ایشان اعلام عید کرد. ولی برای آیة اللّه بروجردی ثابت نشده بود. و با وجود آنکه آیت الله خوانساری نماینده خود آیت الله بروجردی بود ولی تقابلی پیش نیامد بلکه این موضوع به شکل عالمانه در جامعه جاری شد. تشریح مباحث علمی موضوع هلال ماه کره ماه در مدت 33/27 روز یک بار به دور زمین گردش می کند. به این مدت دوره تناوب نجومی گفته میشود. در طی این مدت زمین نیز در مدار خود به دور خورشید جا به جا می شود و ماه را به دنبال خود می کشاند. گردش ماه موجب می شود که ناظر زمینی آن را به حالتهای مختلفی ببیند که دلیل آن تغییر زاویه خورشید، ماه و زمین است. هنگامی که ماه بین زمین و خورشید قرار دارد هیچ بخشی از ماه برای ناظر زمینی روشن نیست. اصطلاحا” به این لحظه مقارنه ماه و خورشید یا ماه نو گفته می شود. در واقع مقارنه لحظه تولد ماه است. با جابهجا شدن ماه در مدار خود رفته رفته بخشی از آن از خورشید نور میگیرد و هلال ماه تشکیل میشود. در نگاه اول واضح است که هر چه سن هلال ماه بیشتر باشد، رویت آن آسانتر است. با افزایش سن هلال، ماه فرصت بیشتری دارد تا از خورشید فاصله بگیرد و سطح درخشان آن بیشتر میشود. عامل دیگر مدت مکث ماه است، هلالهای شامگاهی پس از غروب خورشید، غروب میکنند. فاصله زمانی بین غروب خورشید و غروب ماه را مدت مکث می گویند. هر چه مدت مکث بیشتر باشد ماه مدت بیشتری در آسمان است و آسمان تاریکتر میشود و امکان رویت فراهم میشود. البته مدت مکث هلالهای باریک کمتر از یک ساعت و در برخی از موارد کمتر از ۴۰ دقیقه است. معمولاً چنین هلالهایی بلافاصله پس از غروب خورشید قابل مشاهده نخواهند بود و رصدگر باید دقایقی تحمل کند تا شرایط مناسب فراهم شود. زمان غروب خورشید: چون هلال ماه شامگاهی پس از غروب خورشید مشاهده می شود. هر چه خورشید دیرتر غروب کند، سن و جدایی زاویه ای هلال افزایش می یابد. بنابراین هر چه به سمت نواحی غربی برویم شرایط رویت هلال بهتر می شود. در ابتدا ماه به صورت هلال شامگاهی دیده می شود، پس از چند روز به تربیع اول می رسد و به تدریج درایام بعد به وضعیتی می رسد که به آن ماه کامل (بدر) می گوییم. بعد از آن در حرکت معکوس هلال باریکتر خواهد شد بنابر این توالیِ مشخصی در هلال ها وجود دارد؛ به فاصله زمانی بین دو ماه نوِ متوالی، دوره تناوب هلالی گفته می شود که به طور میانگین 53/29 روز است و طول متوسط یک ماه قمری می باشد. از آنجا که طول ماه در تقویم نمی تواند عدد غیر صحیح باشد بنابراین هر ماه در تقویم قمری ۲۹ یا ۳۰ روز می باشد. قرآن و اهمیت هلال و ایام قمری از دیدگاه قرآن, خورشید و ماه چگونگى قرار گرفتن زمین در مقابل آن موجب اختلاف شب و روز مى گردد که از آن به عنوان نمونه اى از قدرت خدا و آیه او تعبیر شده است، البته در مورد ماه ، سیر حرکت و منازلی که طی می کند به عنوان ابزار زمان شناسی و گاه شمار معرفی شده است. (انّ فى اختلاف اللیل والنهار وما خلق الله فى السموات والارض لآیات لقوم یتقون.) در رفت و آمد شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفرید به راستى نشانه هایى است براى مردمى که باپروایند. با دقت در برخی از آیات دیگر روشن می شود که ماه و جریان حرکت و منزلگاه های آن معیار زمان شناسی شرعی در اسلام قرار گرفته است اما برای ماه اعتبار خاصی قائل شده است (والقمر قدرناه منازل حتى عاد کالعرجون القدیم.) (براى ماه منزلگاههایى نهاده ایم تا سرانجام چون شاخه خشکیده خرما باز مى گردد.) در آیه 5 سوره یونس نیز می فرماید: «هوالذی جعل الشمس ضیاء والقمر نورا و قدره منازل لتعلموا عددالسنین والحساب ما خلق الله ذلک الا بالحق» او کسی است که خورشید را روشنایی و ماه را نور قرار داد و برای آن منزلگاههایی مقدر کرد تا عدد سالها و حساب کارها را بدانید، خداوند این را جز به حق نیافریده است. این آیه بهروشنی دلالت میکند که مردم به تعیین وقت نیاز دارند، لذا خداوند ماه را به کیفیت خاصی خلق کرده که با آن سال و ماه و حسابِ وقت روشن شود. نتیجه: بین حرکت ماه و خورشید و فایده آن دو از دیدگاه قرآن متفاوت است و این ماه است که معیار گاه شمار اسلامی قرار گرفته است. وقتی قرآن کریم از هلال و منازل ماه ، سخن به میان می آورد، با عنایت به مباحث زمانی و تقویمی بوده است لذا در سوره بقره فرمود:« (یسألونک عن الأهلّة قل هى مواقیت للناس والحج ولیس البر بأن تأتوا البیوت من ظهورها ولکن البر من اتقى واتوا البیوت من ابوابها. واتقوا الله لعلکم تفلحون.): ای پیامبر درباره هلال های ماه از تو سوال می کنند، بگو آنها بیان اوقات برای زندگی مردم و تعیین وقت حج است ... »، بنابر این خداوند ماه را به عنوان معیاری برای زمان بندی برخی از اعمال و عبادات معین نموده است. سیاق این آیه ( یعنی آیات مربوط به روزه ـ یعنى آیه هاى 183, 184, 185 و187 )نشان می دهد که هلال ماه به عنوان معیاری برای تعیین زمان روزه هم بوده است و در کنار تعیین زمان مربوط به حج و اعمال دیگر، ماه رمضان و روزه نیز در این محور قرار گرفته است و نیز معلوم مى دارد که ظهور, طلوع یا رؤیت هلال, نشانه اى بر ورود به ماه خاصى است که در آن ماه مردم به تکلیف خاصى مکلف شده اند یا قرار و مدار خاصى دارند. در مورد تحلیل این آیه نظرات متعددی وجود دارد ؛ دو نظریه اصلی در این مورد را بیان می کنیم: 1-برخی از محققان معاصر نیز بر اساس واژه های مطرح شده در آیه ( مانند للناس) ، بر آنند که اطلاق زمانی و مکانی وجود دارد و تمام مردم روی زمین دارای افق مشترک و در نتیجه رؤیت هلال یکسان هستند. 2-برخی از محققان و عالمان بر این عقیده اند رؤیت هلال بر اساس منطقه ها و افق مختلف متفاوت است و اطلاق زمانی و مکانی برای اتحاد افق و ... در آیه وجود ندارد. در این دیدگاه اصطلاح شرعی در این موضوع پذیرفته شده است و بر اساس این اصطلاح شرعی ، مباحث علمی و نجومی نمی تواند تعریفی برای رؤیت هلال ایجاد نماید بلکه این برعهده شریعت است.در این جا لازم است توضیحات بیشتری ارائه شود: شارع برای شروع ماه قمری، همان رؤیت هلال را ملاک قرار داده است نه راه های دیگر ، لذا ملاک آغاز ماه قمری دیدن هلال است بدین معنا که همانگونه که در برخی از معاملات، اسلام کلیات نوع معاملات درجاهلیت را تثبیت کرد ولی قیود و معیارهای اسلامی را بر آن حاکم کرد، در این جا نیز مردم قبل از اسلام مباحثی در مورد رؤیت هلال و اثبات آن داشته اند ( مانند بحث تعیین ماه های حرام و ماجرای نسیئه و کم و زیاد کردن به ماه ها ) ؛ بنابر این اسلام همان معیارهای تشخیص ماه را ابقاء نمود و البته قیود و توضیحاتی در این مورد اضافه کرد. پس از بیان اصطلاح شرعی و مباحث قرآنی لازم است به این پرسش ها در خلال موضوع توجه شود: گاهى بحث از ملاک است که آیا ملاک رؤیت هلال با چشم است یا ملاک یقین به اول ماه است; ولو از راههاى دیگر. یعنى آیا رؤیت موضوعیت دارد یا یکى از راههاى یقین به تولد ماه و از تحت الشعاع خارج شدن آن است و گاهى بحث در این است که ملاک ورود به ماه جدید تولد هلال نو است یا دیدن آن و در صورت اول رؤیت متداول ترین و عرفى ترین راه براى اثبات تولد ماه مى باشد. باز گاهى بحث در این است که آیا رؤیت هلال اول ماه در پیش از ظهر یا بعد از ظهر ممکن است یا خیر, بلکه تنها هلال در نزدیکى غروب ممکن است؟همچنین گاهى بحث در این است که آیا وقتى هزاران چشم به آسمان دوخته شده و تنها عده کمى ادعا مى کنند که ماه را دیده اند, این سخن چقدر اعتبار دارد؟ به عبارت دیگر بحث در این است که آیا بیّنه در رؤیت هلال اعتبار دارد یا باید شاهدها از پنجاه نفر بیشتر باشند و بالاخره گاهى بحث در این است که اگر روایتها و حدیثها, با علم سازگارى نداشت وظیفه چیست؟و اینکه جایگاه حاکم و حکومت اسلامی در این موارد چیست؟ محورهای مهم موضوع رؤیت هلال الف- بخش اول : مبانی و مسائل زیر بنایی در این قسمت برخی از نکاتی بحث می شود که مربوط به زیر بنای فتاوا و مبادی اولیه نظرات فقهی در بحث هلال است. 1-وجه اختلاف فقهاء در موضوع هلال وجود اختلاف بر نحوه اثبات اول ماه ، مانند برخی دیگر از اختلافات علمی فقهاء باعث شده است که برخی این را القاء نمایند که عالمان و فقهاء دچار تعارض و تقابل شده اند و این نشانه ابهام در مباحث فقهی و نبودن معیارهای مشخص در مباحث دینی است و از طرفی نشاندهنده وجود اغراض شخصی و غیر علمی در عالمان است در پاسخ لازم است مبانی و زیر بنای این اختلافات در رؤیت هلال روشن شود و همانگونه که قبلا ذکر شد تکثر مبانی و علوم مقدماتی در اجتهاد باعث تعدد فتاوا می شود و انگیزه ای جز مباحث علمی و لزوم رسیدن به حجت علمی برای فقیه در جهت پاسخگویی در محضر الهی وجود ندارد ؛ لذا این اختلافات به لحاظ علمی پیش می آید نه به لحاظ سلیقه و ذوق اشخاص. 2-نقش تکلیف و حجیت ظواهر در بسیاری از مسائل فقهی نیازی به کشف واقع نیست و مقلدان و حتی عالمان لزومی ندارد به واقع عمل کنند گویی که معمولا واقع در دسترس نیست بلکه به مقتضای دلایل و تکلیف ظاهری که بر آنان حجت است عمل می کنند در این جا نیز می توان گفت اینکه واقعا ماه در فلان روز وجود داشته و اثبات شده یا نه موضوع حکم نیست بلکه عمل بر اساس تکلیف مهم است مثل شهادت دو عادل هرچند در واقع آن ها اشتباه کرده باشند و ماه اثبات نشده باشد. 3- طریقیت یا موضوعیت رؤیت: رؤیت هلال تنها بحثِ موضوعیِ صرف نیست که تنها مبتنی بر ابزار رؤیت باشد بلکه ابعاد حکمی و شرعی هم دارد؛ لذا برخی اختلافات از این ناحیه است. برخی گفته اند وجود دو شاهد در برابر عده زیادی که استهلال می کنند پذیرفتنی نیست و تعداد فراوانی که در این موضوع تحقیق می کنند را باید ملاک قرار داد البته برخی به حساب بینه بودن که در جاهای دیگر هم اثبات کننده احکام است بر آن تاکید می کنند . بنابر این یک نظر آن خواهد بود که «شرط رویت» در اثبات اول ماه قمری موضوعیت نداشته، بلکه طریقی است برای کشف اول ماه. و لحظه آغاز اول ماه نو قمری، خروج ماه از محاق است؛ البته به همراه قابلیت رویت هلال، زیرا در روایت «صم للرویه و افطر للرویه» رویت فعلی مد نظر نیست، بلکه رویت شأنی مورد توجه قرار گرفته است و در تایید این نظریه به روایت صحیحه «محمدبن قیس» توجه می کنیم که از امام باقر علیه السلام در مورد رؤیت هلال سوال میکند و حضرت میفرمایند : اذا رأیتم الهلال فافطروا او یشهد علیه عدل من المسلمین، فان لم تروا الهلال الاّ من وسط النهار او آخره فاتموا الصیام الی اللیل فان غمّ علیکم فعدّوا ثلاثین ثم افطروا.) وقتی هلال را دیدید یا عادلی از مسلمانان بر آن گواهی داد افطار کنید و اگر هلال را ندیدید مگر در وسط روز یا آخرش، روزه را تا شب تمام کنیدواگربرشما پوشیده شد سی روز بشمارید سپس افطار کنید. از مفهوم این روایت به دست می آید که اگر ماه فی الحال رؤیت نشده ، ولی قابلیت رویت را داشته باشد باز هم اول ماه محسوب می شود، و لذا رویت فعلی ملاک امام (ع) در این حدیث نبوده بلکه رویت شأنی مد نظر حضرت بوده است، پس از هر طریق که کشف شود ماه قابلیت رویت را داراست، میتوان حکم به حلول ماه جدید قمری داد؛ خواه هلال ماه توسط مرصدین رویت شود، خواه به هر دلیل خارجی و طبیعی و عوامل گوناگون توسط مرصدین رویت نشود. با توجه به این مطالب، برای اثبات اول ماه قمری، اگر قابلیت رویت هلال ماه در شب مخصوص، توسط منجمان به طور قطع و یقین و بدون اختلاف نظر بین آنها اعلام شود، دیگر نیازی به رویت هلال ماه نیست زیرا به طور حتمی ماه از محاق خارج شده و قابلیت رویت را داراست. 4- موضوع علمی تولد ماه و تاثیر آن در موضوع: همانگونه که قبلا گفته شد یکی از موضوعات مهم در بحث رؤیت هلال، تولد ماه است. نظریه تولد ماه نو به معنای نجومی و تکوینی آنکه خروج از حال مقارنه و محاذات با خورشید است، ساعاتی قبل از آنکه با چشم انسان قابل رویت شود صورت میگیرد. برداشت برخی از نویسندگان آن بوده است که مبنای «تولد ماه» را مراجع تقلید قبول ندارند و بنابراین این نوع نگاه در حال حاضر قابل اجرا نیست زیرا اکثریت فقهاء تولد ماه را به عنوان معیار اول ماه قبول ندارند و قائلند که با توجه به روایات ، در شریعت ، خود رؤیت هلال برای اثبات اول ماه موضوعیت داشته است. به نظر می رسد نتایج تحقیقات و موضوعات علمی مورد مناقشه مراجع نباشد بلکه در اثبات تحقق هلال شرعی تفاوت هایی وجود دارد. سئوال مهم در این جا آن است که آیا مراد از هلال اولین زمان ولادت ماه است؟ - زمان ولادت آن زمانی است که ماه از مقارنه یا تحتالشعاع با خورشید خارج میشود- . برخی معتقدند از همان لحظهای که ولادت ماه آغاز میشود، هلال همان زمان است. در کتابهای لغت هم این معنا تایید میشود. اما برخی دیگر معتقدند که زمان ولادت ماه با زمان هلال فرق میکند. ماه باید ولادت آن آغاز شود و چند ساعتی- لااقل هشت ساعت- بگذرد، پس از آن لبه باریک ماه (پیشانی ماه) روشنایی پیدا میکند. آن روشنایی را هلال مدنظر قرار میدهند. در این میان گروه اول که معتقد هستند ولادت ماه، شروع ماه قمری است، میگویند اگر ما از طریق نجوم توانستیم اطمینان پیدا کنیم زمان ولادت ماه چه زمانی است، همان زمان، زمان شروع ماه قمری است. گروه دوم که تولد ماه را معیار قرار نداده اند، اینگونه نیست که مباحث نجومی را قبول نداشته باشند بلکه علت اختلافشان با منجمان آن است که منجمان تولد ماه را دقیقا مشخص میکنند ولی در مورد رؤیت ماه و زمان آن اختلاف دارند لذا این گروه در این مورد به اقوال منجمین اعتماد ندارند. البته اشتباهات و آسیب هایی در رؤیت وجود دارد که برخی را بیان می کنیم: 1 – توهم رویت ماه بر اثر گرد و غبار و عدم اطلاع از اشکال هلال 2- ماه های قمری یکی در میان 29روزه و 30روزه هستند. این باور کاملاً نادرست است. متوسط طول ماه قمری 53/29 روز است، یعنی فراوانی ماههای 30 روزه اندکی بیش از ماههای 29 روز است. طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه است. 3-رویت در شرق برای منطقه غربی حجت است، زیرا شرایط هلال در غرب به مراتب بهتر است و سهولت رویت هلال بیشتر. 4- اگر یک شب نور زمین تار دیده شود، دلیلی است بر رویت پذیری هلال در شب قبل از آن. برخی به اشتباه فکر می کردند هلال شب دوم حتماً باید نور زمین تاب داشته ، در صورتی که رویت پذیری هلال را وضعیت هلال در همان شب مشخص می کند. مسلماً در فاصله 24 ساعت شرایط رصدی ، بهتر می شود، ولی این دلیل بر رویت پذیری هلال شب قبل نمی شود. 5- بزرگی هلال شب بعد، نشانه ای از رویت پذیری هلال شب قبل است: این گفته کاملاً نادرست است. در رویت پذیری هلال فقط بزرگی و درخشندگی هلال نقشی ندارد، بلکه ارتفاع ماه در زمان غروب خورشید هم نقش دارد، از سویی هلال دوم در فاصله زمانی نسبتاً زیادی پس از خورشید غروب می کند و آسمان در آن لحظه به قدری تاریک شده که هلال به سادگی مشاهده می شود. 6- اگر ماه قمری یک روز زودتر شروع شد باید تقویم را یک روز جابهجا کرد در حالی که در تقویم جمهوری اسلامی ایران، هر ماه قمری فقط بر اساس رویت پذیری هلال در شب اولش آغاز می شود، بدین ترتیب هر ماه قمری مستقل ازماه قبل خود آغاز میشود. 7- ماه رمضان همیشه 29روز است و این درست نیست زیرا ماه مبارک رمضان هیچ فرقی با دیگر ماههای قمری ندارد، نه در حرکت ماه اتفاق عجیبی روی می دهد و نه در منظومه شمسی رویدادی روی می دهد. علت این اشتباه ،مواردی همچون توهم رویت است. 8- وقتی کشورهای همسایه یک روز زودتر ماه قمری را آغاز میکنند، پس ما هم باید با آنها ماه قمری را آغاز کنیم: اولاً که ملاک آغاز ماه قمری در تمام کشورهای مسلمان یکسان نیست، بنابراین نمی توان به صرف آغاز ماه قمری در یک کشور همسایه نتیجه گرفت که ما اشتباه کردهایم. دوم اینکه خطوط رویت پذیری هلال، سهمی شکل هستند نه افقی یا عمومی. ممکن است این خطوط از بخش کوچکی از کشورمان عبور کند، در حالی که از تمام قلمرو یک کشور همسایه عبور کنند. در این صورت، در آن کشور هلال رویت خواهد شد در حالی که در بقیه کشورها (از جمله کشورمان) هلال دیده نمیشود.. از سوی دیگر، رویت هلال در همسایگان غربی هیچ ارتباطی به کشورمان ندارد، زیرا در آن مناطق شرایط هلال به مراتب مناسبتر است. معیار کشورهای مختلف در این موضوع: 1- اعلان اول ماه با حکم قاضی؛ 2- استفاده از تقویم ام القری که در کشور عربستان؛ 3-بهره گیری از سن و ارتفاع و درجه ماه با خورشید در شب قبل ؛ مانند: مالزی، سنگاپور، برونئی و اندونزی؛ 4- تبعیت از تقویم برخی کشورهای بزرگتر همسایه؛ تقویم های از پیش محاسبه شده؛ مانند برخی قومیت های؛ 5- جمع بندی گزارش های رؤیت با مستندات نجومی؛ مانند ایران از موضوعات دیگر در این بخش این که برخی معتقدند که مهم "دیدن" ماه است و در این مورد چه با تلسکوپ و ابزار جدید و چه با چشم غیر مسلح انجام شود تفاوتی در مفهوم "دیدن" اتفاق نیفتاده است، اما برخی دیگر باورند که با توجه به قواعد فقه، باید آنچه در عرف زمان (ع) به عنوان رؤیت شناخته میشده را لحاظ کرد . ممکن است برخی تصور کنند این نگاه فقها به دلیل بروز نبودن آن هاست، این در حالی است که این موضوع صرفاً به مبانی فقهی این مراجع باز میگردد. بنابراین در کشور ما رهبر معظم انقلاب با توجه به مبنای پذیرش چشم مسلح (و رؤیت دانستن این نوع رصد)، اول ماه را اعلام میکنند و مراجعی که تنها چشم غیر مسلح را برای رؤیت قبول دارند، نیز بر اساس معیارهای خود عمل میکنند. ب- تاثیر حاکمیت، مرجعیت و مسائل حکومتی و اجتماعی در موضوع هلال 1- جایگاه حکم حاکم در استنباط بر اساس کتب مراجع عظام تقلید چند روش برای اثبات اول ماه وجود دارد: رویت شخصی، شهادت دو عادل، گواهی جمعی از مسلمین که به گفته آن ها یقین حاصل میشود، گذشتن سی روز از ماه قبل،حکم حاکم. در میان پنج طریقی که برای اثبات رؤیت هلال وجود داشت، حکم حاکم دارای ویژگیهایی است که در این قسمت با تفصیل بیشتری به آن می پردازیم، علت اهمیت دادن به این مورد آن است که حکم حاکم دارای حساسیت بیشتری در فضای سیاسی اجتماعی مسلمین و حتی تبعات بین المللی است و از سوی دیگر عموم مسلمانان و خصوصا در جامعه ما که حکومت اسلامی بر قرار است نسبت به آن سوالات بیشتری وجود دارد و در میان علماء نیز بحث و مناقشات متعددی در مورد آن وجود داشته است.؛ صاحب جواهر به عنوان یکی از مدافعان ولایت عامه فقیه، با توجه به روایات، محدوده صدور حکم و انشای فقیه عادل را منحصر به مقام قضا و رفع منازعه ندانسته و احکامی مانند حکم به رؤیت هلال اول ماه را نیز از شئون ولی فقیه می داند. صدور حکم حکومتی یعنی، ایجاد دستوری از طرف حاکم درباره یک حکم شرعی یا وضعی یا موضوع حکم شرعی و وضعی در موضوع خاص ؛ چنین حکمی که براى حفظ کیان اسلام و نظام سیاسى- اجتماعى مسلمانان مفید و تأثیرگذار است مى تواند به عنوان اولى یا ثانوی اش با تشخیص ولى فقیه در قالب احکام حکومتى جعل و صادر شود نمی تواند دارای تکثّر و اختلاف باشد، از این رو از شئون حاکم اسلامی است. بر خلاف احکام شرعی فقهی که قابل تکثّر و محل ابراز آراء و نظرات مختلف است. برخی از فقها معتقدند که حکم حاکم مطلقا نافذ است. کسانی که ولایت فقیه را به نحو مطلق قائلند؛ مثل امام راحل ،که اگر فقیه در یکی از موضوعات مهم همچون مساله رویت هلال حکم کرد، برای سایر فقها نافذ است . نظریه دوم، فقهایی مانند مرحوم خوئی و شاگردان ایشان حکم حاکم را نافذ نمی دانند. نظریه سوم این است که اگر حکم حاکم، مستند به بینه باشد، برای فقهای دیگر نافذ است. اما اگر مستند به غیر بینه باشد به عنوان مثال حاکم اعلام کند من علم پیدا کردم که فردا اول ماه است، این حکمش نافذ نیست. بسیاری از فقها هم معتقدند که حکم حاکم مورد اعتبار است، مگر اینکه در جایی ما علم به خلاف داشته باشیم؛ یعنی علم داشته باشیم، حاکم اشتباه کرده است، یا در حکمی که کرده یا در مستند حکمش. امادر دیدگاه کسانی که حکم حاکم را نافذ می دانند وقتی در موردی حاکم حکم نکرد؛ معنایش این نیست که فقهای دیگر نتوانند اظهارنظر یا حکم بکند. نکته دیگر اینکه طرفداران نظریه ولایت فقیه معتقدند که هیچ فقیهی حق مزاحمت برای دیگر فقها را ندارد و اگر فقیهی در مسالهای حکم کرد، از جهت فقهی و شرعی فقیه دیگر حق ندارد با او مخالفت بکند. زیرا ادله ولایت فقیه به این معنا نیست که ولایت را از سایر فقها سلب کند و برای یک فقیه فقط ولایت حفظ شود. امام راحل نیز در کتاب "البیع" خود بر این مساله تاکید کرده اند. طبق ادله ولایت فقیه تمام فقها، تمام آن اختیارات ائمه معصومین (علیهمالسلام) را دارند،اما فقیه حق مزاحمت برای دیگر فقها را ندارد. دلیل این مساله هم این است که پس از غیبت کبری فقها و مراجع متصدی این امر بودند. حتی پس از انقلاب، زمان حضرت امام(ره) بزرگانی که حکم حاکم را نافذ میدانستند؛ همچون مرحوم آیتالله گلپایگانی و دیگران، باز متصدی این امر میشدند. ولی اگر به حدی میرسید که امام یا فقیهی دیگر رویت ماه را اعلام میکرد، دیگران از او تبعیت میکردند،. بنابراین رؤیت هلال و اختلافات آن، کاملا یک مساله فقهی و علمی محسوب می شود نه آنکه به اغراض سیاسی یا شخصی مرتبط باشد. بر این اساس در سال های اخیر که مقام معظم رهبری حکم نکرده اند نظرات دیگر مراجع در مورد رؤیت هلال، نقض حکم حاکم نیست زیرا ولی فقیهِ حاکم دو شأن دارد در شان حاکم بودنش حکم اوبر همه علما لازم الاجراست ولی اگر با شان فقاهت نظر دهد دیگر فقها مانعی ندارد که نظر بدهند. مهمترین شئون ولی فقیه، افزون بر شئون یک مرجع، مانند فقاهت، اداره جامعه براساس معیارها و ارزش های اسلامی است، و می تواند براساس موازین در جامعه حکم کرده و اطاعت از احکام حکومتی او بر همگان واجب است. یکی از رگه های ارتباطی این بحث با مهدویت آن است که درک فضایل معنوی در مورد ماه مبارک رمضان ارتباط وثیقی با ولایت و وساطت فیض دارد بنابر این جایگاه امام زمان و رضایت ایشان از امت برای درک این امور معنوی اهمیت دارد از این رو اکنون به یکی از علت های معنوی که در این امر تاثیر گذار است خواهیم پرداخت؛ تاثیر معرفت امام علیه السلام بر عبادات عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَطَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَته سلمة بن عطا از حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که فرمود: حضرت امام حسین علیه السّلام در میان اصحاب خود فرمود : اصحاب من ! خداوند مردم را آفرید تا او را بشناسند وقتى شناختند او را مىپرستند وقتى او را پرستیدند از پرستش دیگران دست میکشند. مردى عرضکرد یا ابن رسول اللَّه پدر و مادرم فدایت معنى معرفت خدا چیست؟ فرمود همان معرفت و شناخت اهل هر زمانى است امام زمان خود را . پایه های دین در روایات روزه به عنوان یکی از پایه های دین معرفی شده است: روزه یکی از پایه های اسلام قال الباقر علیه السلام: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکُوا هَذِهِ یَعْنِی الْوَلَایَة اسلام روى پنج پایه نهاده شده: نماز و زکاة و روزه و حج و ولایت. و بچیزى مانند ولایت فریاد زده نشد، مردم آن چهار را گرفتند و- این- یعنى ولایت- را رها کردند. این روایت، اولویت ولایت را بر چهار اصل عبادی اسلام، یعنی بر نماز و زکات و حج و ولایت نشان می دهد. در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام ولایت اهل بیت علیهم السلام بالاترین حقیقت دینی معرفی شده است. آنجا که می فرمایند: ذروة الامر و سنامه و مفتاحه و باب الاشیاء و رضا الرحمن، الطاعه للامام بعد معرفته . بالاترین و مرتفع ترین امر دین و کلید همه امور دینی و مدخل آنها، و مایه خرسندی خدای جهان، اطاعت از امام پس از معرفت او است. امامت از اصول محسوب می شود نه یک فرع دینی و روشن است که اصول بر فروع مقدمند. در روایتی از امام صادق علیه السلام که گزارش معراجهای مکرر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ملکوت آسمانها است، اولویت ولایت اهل بیت بر دیگر فرائض و مبانی دین این گونه ترسیم شده است: عرج بالنبی صلی الله علیه و آله و سلم الی السماء مئه و عشرین مره، ما من مره الا و قد اوصی الله عز و جل فیها النبی صلی الله علیه و آله و سلم بالولایه لعلی و الائمه علیهم السلام اکثر مما اوصاه بالفرائض. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صد و بیست بار به معراج رفت، در هر بار خدای بزرگ، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بیش از آن که به واجبات دینی توصیه نماید به ولایت علی و ائمه علیهم السلام توصیه می فرمود. پس امر ولایت از همه واجبات دینی اوجب و از یکایک فرائض الهی مهم تر است. درجه این اهمیت چنان است که در فرمایش دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دوستی اهل بیت علیهم السلام اساس دین معرفی شده است. امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:... و لکل شی ء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البیت. هر چیزی پایه هایی دارد و پایه اسلام، محبت ما اهل بیت است. حضرت باقر علیه السلام در مقام بیان پایه های دین، پس از معرفی نماز و زکات و روزه و حج و ولایت به عنوان ارکان دین، در پاسخ سوال زراره که پرسید: کدامیک از این ارکان پنجگانه افضل است، فرمودند: الولایه افضل لانها مفتاحهن و الوالی هو الدلیل علیهن . ولایت از دیگر مبانی برتر است. زیرا که کلید آنها ولایت است، پیشوای الهی مردم را به روش انجام آنها راهنمایی می نماید. نکته قابل توجه اینجا است که از پنج رکن (نماز، زکات، روزه، حج و ولایت) یاد شده، در چهار اصل آنها عذر موجه افراد در ناچاریها پذیرفته است و شارع مقدس تخفیف قائل گردیده است، مثل اینکه در سفر، نماز شکسته شده، زکات تا زمانی که مال به حد نصاب نرسد واجب نبوده، روزه بر بیمار و مسافر و پیر واجب نیست، حج به شرط استطاعت واجب می باشد. ولی ولایت با هیچ عذری از دوش افراد برداشته نشده، در همه شرائط و حالات، افراد به معرفت و اطاعت امام، موظف بوده و بدان آزموده می گردند. بنابراین اهتمام به ولایت درهر زمان بالاترین وظیفه است. برای آن که اهمیت تاثیر ولایت در عبادات را نیز مورد توجه قرار دهیم به روایتی اشاره میکنیم که با مباحث رؤیت هلال مرتبط است. مفهوم این روایت، فارغ از مباحث سندی و مسائل کلامی که در مورد آن ممکن است مطرح باشد، تنبهی برای منتظران در آخرالزمان محسوب می شود ؛ دقت در این روایت نشان می دهد که رؤیت هلال و درک فضائل مربوط به آن، به گونه ای با امور ولایی و معنوی گره خورده است؛ بدین معنا که در بعد معنوی و ولایی رضایت آن بزرگواران و دعا و تایید یا عدم تاییدات ایشان در درک عبادات و فضایل معنویِ اول ماه و ایام صیام و ... تاثیر گذار است؛ مشاهده می شود که در صدر اسلام متاسفانه به دلیل دور شدن از منبع علم الهی و ذخیره سرشار علوم معصومین علیهم السلام، مسلمانان دچار عقوبت و آثار وضعی این قدر ناشناسی شدند و این محرومیت و تحمل عقوبت دنیوی تا زمان ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه و بهره گیری دوباره از علم زلال اهلبیت عصمت ادامه دارد. متن روایت: قال أبو عبداللّه(ع): لمّا ضُرب الحسین بن علی(ع) بالسیف فسقط... ثمّ ابتُدِرَ لیقطع رأسه نادی منادٍ من بُطنان العرش: «ألا أیّتها الأُمّة المتحیّرة الضالّة بعد نبیّها! لا وفّقکم اللّه لأضحی ولا لفطر»... فلا جرم واللّه ما وفِّقوا ولا یُوفَّقون حتّی یَثْأرَ ثائرُ الحسین(ع) امام صادق (ع) فرمودند: وقتی که امام حسین (ع) با ضربه شمشیر از پا افتاد... و سرش را بریدند یک منادی از میان عرش این ندا داد «ای اُمتی که بعد از پیامبرش سرگردان و گمراه شدید خداوند شما را به انجام اعمال هیچ عید قربان و عید فطری موفق نگرداند». و به خدا قسم دیگر نه موفق بر آن شدند و نه موفق خواهند شد تا آن که خون خواه امام حسین (ع) قیام کند. در مورد جایگاه امام زمان – عجل الله تعالی فرجه - نسبت به امام حسین علیه السلام و قیام آن حضرت نکاتی وجود دارد: در خصوص ارتباط تنگاتنگ امام زمان عج با امام حسین (ع) نکاتی وجود دارد که باید توجه نمود: از منظر قرآن: آیات زیادی از قرآن کریم با توجه به تفاسیر ائمه علیهم السلام این ارتباط مستحکم را بیان می کند. چنانکه در تفسیر آیه شریفه: «و آن که مظلوم کشته شده به سرپرستش قدرتی داده ایم، (اما در قتل اسراف نکند) چرا که او یاری می شود.» امام رضا(ع) می فرماید: این آیه در مورد امام حسین(ع) و امام مهدی(عج) نازل شده است. و امام باقر(ع) می فرماید: مراد آیه حسین بن علی (ع) است که مظلوم کشته شد و ما اولیای دم اوییم؛ و چون قائم ما قیام کند به خون خواهی حسین بر می آید. ب- از منظر روایات: در روایات متعددی آمده که امام زمان (ع) انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) است. چنانکه امام حسین (ع) به فرزندش امام سجاد (ع) می فرماید: «سوگند به خدا که خون من از جوشش باز نمیایستد تا سرانجام خداوند مهدی(ع) را برانگیزد» و چنانکه در دعای ندبه آمده است: «کجاست آن که کشته کربلا را خون خواهی می کند» و نیز در زیارت عاشورا میخوانیم: «از خداوند میخواهم روزی ام کند که همراه آن یاری شده –از اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله- به خون خواهی ات برخیزم.». و همچنین شعار امام زمان (عج) و یاورانش در هنگام قیام و ظهور «یا لثارات الحسین(ع)» یعنی «ای خون خواهان حسین(ع)» می باشد. و خود حضرت در ابتدای ظهور همین ندا را می دهد: «ای اهل عالم منم شمشیر انتقام گیرنده و ای جهانیان جد من حسین(ع) را تشنه کام کشتند ...». در دعای ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است: أینَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِکَربَلا. یعنی: کجاست آن عزیزی که پس از ظهورش خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت... همچنین روایت شده است که حضرت مهدی (ع) پس از ظهور بین رکن و مقام برای مردم خطبه خواهد خواند و در مهمترین قسمت خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تأثر شهادت مظلومانه امام حسین (ع) را مورد اشاره قرار خواهد داد از جمله خواهد فرمود: ای مردم جهان! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهی که همه ستمگران را به سزای اعمالشان خواهم رساند و حقّ مظلومان را از آنها پس خواهم گرفت. ای اهل عالم! جدّم حسین بن علی (ع) را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را عریان در روی خاکها رها کردند. دشمنان از روی کینه توزی جدم حسین (ع) را ناجوانمردانه کشتند... نتیجه اینکه قیام امام مهدی مکمل قیام امام حسین است و باید منتظر ظهور آن حضرت بود تا آثار درخشان این انقلاب ظاهر گردد. در زیارت عاشورا دو بار در متن زیارت و یک بار در متن حاشیهای زیارت به خونخواهی حسین و یاران و فرزندان او در رکاب امام زمان توجه ویژه داده شده است: وجعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیّه الإمام المهدی من آل محمّد فأسأل الله الذین أکرم مقامک وأکرمنی بک أن یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من أهلبیت محمد –ص-) حالا که این مصیبت بسیار بزرگ بر من وارد شده است و تمام مسلمین و بر اهل آسمان و زمین سنگینی کرده است از خدا میخواهم به خاطر جایگاه بسیار بلندی که نزد او داری و به سبب تو به من کرامت داده است، خونخواهی خون ترا به من روزی دهد، آنهم با رهبری پیروز و منصور و یاری شده از اهلبیت محمد. فأسأل الله الذی أکرمنی بمعرفتکم و معرفه أولیاءکم ورزقنی البراءه من اعدائکم أن یجعلنی معکم فی الدنیا والآخره وأن یثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا والآخره، وأسأله أن یبلّغنی المقام المحمود لکم عندالله وأن یرزقنی طلب ثاری مع امام هدیً ظاهر ناطقٍ بالحق منکم؛ از خدایی که معرفت و شناخت شما و دوستان شما را به من کرامت کرده و برائت از دشمنانتان را به من روزی داده، میخواهم که مرا همراه با شما در دنیا و آخرت قرار دهد، و مرا در محبت و یاری شما استوار گرداند، و جایگاه مستحکم و پایداری در محبت و دوستی و نصرت شما به من عطا کند، و از او میخواهم که مرا به مقام ستوده شده در نزد او برساند، و با امامی از اهلبیت محمد( که امامی هدایتکننده و رهبری آشکار و حق خواه و حقگو باشد، به من توفیق دهد که حق شما و خون شما را که خون من هم میباشد مطالبه نمایم. و در این حقشناسی شریک او باشم. وجعلنا وایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آلمحمد(؛ خداوند ما را با شما از خونخواهان حسین بن علی در معیت و همراهی ولی او، که امام مهدی از آل محمد است، قراردهد. این عبارت را شیعیان و دوستداران حسین در روز عاشورا به همدیگر تذکر میدهند و شعار خود قرار میدهند. روایت دیگر عن محمّدبن إسماعیل الرازی عن أبی جعفر الثانی(ع)، قال: قُلتُ لَهُ: جُعلتُ فداک ما تقول فی الصوم فإنّه قد رُوی أنّهم لا یُوَفّقُون لصومٍ؟ فقال: «أما إنّه قد أُجیبتْ دعوةُ الملک فیهم» قال: فقلت: وکیف ذلک جُعلتُ فداک؟ قال: «إنّ الناس لمّا قتلوا الحسین (صلوات اللّه علیه) أمر اللّه (تبارک وتعالی) ملکاً ینادی: أیّتها الأُمّة الظاملةُ القاتلةُ عترة نبیّها! لا وفّقکم اللّه لصوم ولا لفطر محمد بن اسماعیل رازی از امام جواد (ع) نقل می کند که به آن حضرت گفتم: فدایت شوم، در باره روزه چه می فرمایید؟ زیرا روایتی نقل شده است که مردم موفق به انجام روزه نخواهند شد. آن حضرت فرمودند: همانا دعای آن فرشته در حقشان مستجاب شد. گفتم، فدایت شوم! چگونه؟ آن حضرت فرمودند: وقتی مردم امام حسین (ع) را کشتند، خداوند به فرشته ای دستور داد که بانگ دهد: ای امت ظالمی که عترت پیامبرتان را کشتید! خداوند شما را به انجام روزه و اعمال فطر موفق نگرداند . بنابراین اثر وضعی عدم رضایت امام حسین علیه السلام در پی آن امام زمان – عجل الله تعالی فرجه- آن خواهد بود که توفیق درک برخی از فضایل و ثواب کامل عبادات گرفته خواهد شد و ممکن است این مساله در مورد روزه ماه مبارک رمضان و عید فطر به شکل اختلاف و پراکندگی در مورد اول ماه و عدم ایجاد اتحاد در این موضوع باشد. مطالب فوق ناظر به حیثیت واقع و امر تکوینی بود که تاثیر امور معنوی و ولایی را در انجام عبادات توضیح میداد. حیثیت و جنبه دیگر در امر رژیت هلال، حیثیت ظاهری است . در بعد ظاهر باید به مسائل فقهی و علمیِ رؤیت هلال بپردازیم تا اختلافات ایجاد شده را از این جنبه بررسی کنیم. نتیجه رؤیت هلال ابعاد مختلفی از نظر لغوی، نجومی، حقیقت شرعی و مسائل سیاسی اجتماعی دارد، آنچه در این میان مهم است این است که این موضوع دارای مبادی و مبانی علمی و فقهی است و بروز اختلاف علماء در نحوه تحقق آن ، عادی و مقتضای اجتهاد و بروز بودن تحقیقات فقهی می باشد. با توجه به اینکه در عصر غیبت در تمام مسائل فقهی و دینی - و از جمله آن ها رؤیت هلال - باید به نایبان عام امام زمان مراجعه نمود .یکی از عوامل معنوی در درک فضایل از جمله فضایل ماه مبارک رمضان و شوال، رضایت قلبی امام معصوم و در عصر ما امام زمان عجل الله تعالی فرجه است، در برخی روایات، نا سپاسی و ظلمی که به اهلبیت علیهم السلام شده است را علت اختلاف در اول ماه و عدم درک این فضایل دانسته اند. |
||
![]() |
||