نوع مقاله : مقاله تخصصی
عنوان مقاله English
نویسنده English
The period of the Advent is the era of the manifestation of the rule of Imam Mahdi and the establishment of justice and fairness throughout the world. The prerequisite for such a government is the existence of a strong and solid political system that is superior in all aspects and dimensions in order to be able to handle this task. According to the narrative data and the confirmation of reason, the Mahdist political system enjoys this strength and comprehensiveness, and accordingly, in terms of the ideological dimension, it is also based on a series of ideological foundations that have numerous specific functions such as playing a role in the formation and establishment of the state, determining the activities and goals of the Mahdavi state, creating and maintaining social cohesion and solidarity, determining other elements of the political system, influencing obstacles and possibilities, resolving problems, breaking deadlocks, and opening up horizons. This research has used a descriptive-analytical method to express these specific functions.
کلیدواژهها English
کارویژههای بُعد ایدهایِ نظام سیاسی مهدوی
ابوالحسن قاسم فام[1]
چکیده
دوران ظهور، دوران تجلی حکومت حضرت مهدی؟عج؟ و برقراری عدلوداد در سرتاسر عالَم است. لازمه چنین حکومتی، وجود یک نظام سیاسی قوی و محکمی است که از همه جهات و ابعاد، سرآمد بوده باشد تا بتواند از عهده این کار برآید. بنابر دادههای روایی و نیز تأیید عقل، نظام سیاسی مهدوی، از این قوّت و جامعیت برخوردار است و بر ایناساس، از نظر بُعد ایدهای هم مبتنی بر یک سری بنیانهای ایدهای است که کارویژههای متعددی همچون ایفای نقش در شکلگیری و تأسیس دولت، معین ساختن فعالیتها و اهداف دولت مهدوی، ایجاد و حفظ انسجام و همبستگی اجتماعی، تعینبخشی به سایر ارکان نظام سیاسی، تأثیرگذاری بر موانع و امکانات، معضلگشایی، بنبست شکنی و افقگشایی را دارا است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی به بیان این کارویژهها پرداخته است.
واژگان کلیدی: مهدویت، نظام سیاسی مهدوی، کارویژه، بُعد ایدهای.
مقدمه
حکومت حضرت مهدی؟عج؟ در دوران ظهور، به حکم عقل و نقل، حکومتی مقتدر و منظم خواهد بود و آثار این نظم و اقتدار، در تمامی نظامهای حکومت ایشان بروز و ظهور خواهد داشت. یکی از نظامهای حکومت مهدوی، نظام سیاسی است که از ابعاد و زوایای مختلف قابل بررسی است که بُعد ساختاری و رفتاری از جمله آن ابعاد است. بُعد دیگری که در اینجا مهم بوده و بُعدی زیربنایی به حساب میآید، بُعد ایدهای است که از مقوله نظر است. نظام سیاسی مهدوی از این زاویه، از کارویژههای متعددی برخوردار است. در این باب، بر حسب تتبع نگارنده، نوشتاری مستقل یافت نشده است که بخواهد با رنگ مهدوی به این بحث بپردازد؛ گرچه بهطور عام، پژوهشهایی انجام شده است مانند:
چنانکه ملاحظه میشود در هیچکدام از منابع یاد شده –به جز منبع سوم- کارویژههای بُعد ایدهای و آن هم محدود بهنظام سیاسی مهدوی مورد بحث قرار نگرفته است و تنها در منبع سوم، بهطور کلی به برخی از کارویژههای حکومت موعود پرداختهشده است؛ لذا جنبه نوآوری نوشتار حاضر، ناظر به بُعد ایدهای در قالب نظام سیاسی مهدوی است.
ضرورت و اهمیت این پژوهش در آن است که با آگاه شدن از این کارویژهها، بهتر میتوان دوران پرشکوه ظهور را تبیین کرد و در سایه آن، بهتر میتوان شبهات و سؤالات در اینباره را پاسخ داد. برای این منظور، مفهومشناسی واژگان «کارویژه»، «بعد ایدهای» و «نظام سیاسی مهدوی» ما را بهتر به مقصود میرساند.
مفهومشناسی
مراد از کارویژه، کارکردن و عملکرد است که معادل Function در زبان انگلیسی است.1 در تحلیل کارویژههای یک نظام مانند نظام سیاسی میتوان گفت: «نظام سیاسی، مجموعهای به همپیوسته از فعالیتهای سیاسی تلقی میشود که هر کدام بهتنهایی بخشی از نظام سیاسی را تشکیل داده، نهادها و گروههای معینی را شامل میشود. این ویژگی سیستم سیاسی را «عناصر ساختاری» یا بهطور کلی «ساختار نظام سیاسی» مینامند. در مقابل، نوع روابط تعریفشده بین ساختارهای موجود در درون نظام سیاسی را، کارکردهای همان ساختارها یا بهطور خلاصه، «کارویژههای نظام سیاسی» مینامند.»2
ایده، موتور محرک دانش در دنیای امروز بوده و مهمترین دستاوردهای علمی بشر بر پایه این مفهوم استوار است.3 داشتن ایده اولین گام برای شروع هر کاری است و بهطور معمول، همه ما در طول روز بدون اینکه آگاه باشیم در حال ایدهپردازی برای حل مسائل و مشکلات خود هستیم؛ مثل وقتی که فرد برای صرفهجویی در هزینه بنزین از دوچرخه استفاده میکند. مفهوم ایده میتواند به همین سادگی بوده و یا شامل یک اختراع کاملاً نوآورانه باشد. نکته مشترک در تمام ایدهپردازیها، حل مشکل با راهحلی خلاقانه است. اولین محرک ایده، احساس نیاز بشر است. این روند از ابتدای حیات و تمدن بشری شروع شده و تا همیشه ادامه دارد. ایده میتواند شامل یک مفهوم جدید (مانند اختراع چرخ) یا ترکیب مفاهیم از قبل شناختهشده (مثل روشن کردن آتش) باشد. البته این نوع نگاه به ایده، نگاهی درونزا نگر به این مفهوم است؛ زیرا دو نوع نگاه به مفهوم ایده وجود دارد: نگاه برونزا نگر و نگاه درونزا نگر. در نگاه اول، ایده مترادف با مفهوم باور بوده و انسان با این وضعیت مواجه میشود که ایدهها از پیش وجود دارند. درست مانند تعریف خِرَد گرایان از منافع که آنها را امری برونزا و از پیشدادهشده در نظر میگیرند. در این وضعیت انسان بهعنوان یک کنشگر فعال و برسازندهی معنا نقشی در ایجاد ایده نخواهد داشت. برخی برای اینکه بتوانند از ایدهها برای تحلیل پدیدههای اجتماعی و سیاسی استفاده کنند، از دیدگاه دوم بهره میگیرند؛ دیدگاهی که ایده را علاوه بر اینکه امری ذهنی میداند، امری برساختهی انسانی در نظر میگیرد. طبق این نگاه، ایده امری درونزا خواهد بود؛ به این معنا که انسان ایده را بر حسب ضرورت و متناسب با تحولات و تغییرات محیطی که در آن قرار دارد و در حال تعامل با آن است، بر میسازد؛ بنابراین ایده برای تأثیرگذاری بر پدیدههای جهان اجتماعی، معنایی را در خود حمل میکند که همان قصد و نیت برای انجام کنش انسانی است. بر ایناساس ایده میتواند زمینهساز کنش انسان در جهان بیرون از ذهن باشد.1 نگاه مورد نظر نسبت به ایده در این نوشتار، جامع هر دو نگاه است.
هر نظام سیاسی مبتنی بر یکسری بنیانهای نظری (ایدهای) است که در حکم علت پیدایش یا اندیشه بنیادین تأسیس دولت به شمار میروند و ریشه در باورها، ارزشهای بنیادین، آرمانها، منافع، ایدئولوژی، فرهنگ سیاسی و... مردم دارند، بهگونهای که تعبیر و تفسیر سیاست ملی و بینالمللی با آرمانها، ارزشها و تمایلات آمیخته است.2 در واقع، بُعد ایدهای که از آن به «ایدئولوژی»، «قواعد تشکیلدهنده حاکمیت»، «هویت ملی»3 و «بُعد ذهنی» هم یاد میشود، در بردارنده ایده حاکمیت، تئوریها و سازوکارهای نظری اداره جامعه توسط نظام حاکم و مبنای شکلگیری نهادها و تبیین رابطه حکومت با جامعه است. به تعبیر دیگر ذهنیت مردم برای ارزیابی حاکمیت بر این مباحث استوار میشود.4
از آنجاکه امام مهدی؟عج؟ یکی از امامان دین مبین اسلام است و امام به معنای مفسر و مبیّن احکام و معارف دین است؛ پس امام مهدی؟عج؟ آیینه تمامنمای اسلام است؛ لذا نظام سیاسی مهدوی، مصداق تامّ و کامل نظام سیاسی اسلام (به معنای کاملش) یا نظام سیاسی امامت خواهد بود. الگوی نظام سیاسی اسلام را در عرصه عمل میتوان در دو سرفصل تبیین نمود: 1. تأکید ویژه بر پیادهسازی قوانین و احکام الهی در جامعه بهصورت تماموکمال که همان برنامه کامل و اصیل زندگی سعادتمندانه و ضامن تحقق هدف آفرینش انسان است و نفی اجرای قانون غیرالهی یا مغایر با دستورات خداوند متعال. 2. تعیین شخص حاکم بهعنوان خلیفه و جانشین خداوند تبارکوتعالی که تعیین این جانشینی و خلافت صرفاً باید از ناحیه خداوند صورت بگیرد که در غیر این صورت مشروعیتی ندارد. وظیفه حاکم مذکور نیز، پیادهکردن دستورات الهی و قوانین او در عرصه زندگی فردی و اجتماعی جامعه و صیانت از محتوای دین و احکام الهی از تغییر و تبدیل و تحریفها و بدعتهای مختلف است.5
طبق نقل برخی منابع، نظام سیاسی اسلام، نظامی است که مبتنی بر پنج اصل باشد: 1. توحید و خدامحوری. 2. قانون و قانونگذاری. 3. نگرش خاص به انسان و توانمندیهای سرشت او. 4. نگرش ابزاری به حکومت و تشکیلات سیاسی و نه بهعنوان یک ارزش و هدف انسانی. 5. اقتدار و توانمندی.1 برخی دیگر، اصول نظام سیاسی اسلام را عبارت از پنج اصل کرامت انسانی، قانونمداری، شایستهسالاری، اصالت خدمت و فراگیری دانستهاند.2
کارویژههای بُعد ایدهایِ نظام سیاسی مهدوی
بُعد ایدهای نظام سیاسی مهدوی کار ویژههای متعددی دارد؛ از جمله:
بنیانهای نظری در حکم علت پیدایش یا اندیشه بنیادین تأسیس دولت به شمار میروند و ریشه در باورها، ارزشهای بنیادین، آرمانها، منافع، ایدئولوژی، فرهنگ سیاسی و... مردم آن دارند بهگونهای که تعبیر و تفسیر سیاست ملی و بینالمللی با آرمانها، ارزشها و تمایلات آمیخته است.4 بهعنوانمثال، حکومتی که پیامبر اکرم؟صل؟ در مدینه تأسیس کرد، برگرفته از تعالیم دینی و معارف اسلامی بود که با کشیدن خط بطلان بر فرهنگ جاهلی، ارزشمداری را در جامعه حاکم کرد.
زیربناییترین اصل اعتقادی اسلام، اصل توحید است که سایر اصول اعتقادی نیز از آن سرچشمه میگیرند. همین اصل بنیادی، اساس و زیربنای نظریه سیاسی اسلام است. بر پایه همین اصل بنیادی، حاکمیت فقط از آنِ خداوند است و اِعمال آن توسط هر شخص انسانی در هر عصری، آنگاه مشروع و مجاز میشود که متکی بر اجازه خداوند باشد؛ لذا مشروعیت حاکمیت سیاسی پیامبر اکرم؟صل؟ و امامان معصوم: فقط با اجازه خداوند پدید میآید و جز این راهی برای مشروعیت حکومت یافت نمیشود. افزون بر این، در نظریه سیاسی اسلام، مبنا و محور هر گونه قانونگذاری خداوند است و احکام و قوانین صادر شده از سوی هر عنصر انسانی حتی پیامبر اکرم؟صل؟ در صورتی مشروع و مطاع هستند که متکی بر اذن خداوند باشند.
نظام سیاسی مهدوی هم با تکیهبر همین اصل مهم شکل خواهد گرفت و این اصل اساسی را در سرتاسر جهانگسترش خواهد داد بهگونهای که امام صادق؟ع؟ در تفسیر و تطبیق آیه شریفه «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کرْهاً» 1 میفرماید: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَا یبْقَی أَرْضٌ إِلَّا نُودِی فِیهَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه»2؛ هرگاه قائم قیام کند، زمینی باقی نخواهد ماند مگر اینکه در آن ندا داده میشود به شهادت بر یگانگی خداوند و رسالت پیامبر اکرم؟صل؟.
بنیانهای ایدهای، فعالیتهای دولتها را معین کرده و به آنها جهت میدهند و نیز اهداف ابتدایی، میانی و پایانی دولتها را ترسیم میکنند؛ بدین معنا که ایده حاکمیت، عمل سیاسی دولت را بهنوعی تعیین و هدایت میکند یا به آن الهام میبخشد.3 بر ایناساس، کارگزاران طبق برنامه مشخص عمل میکنند و دچار تحیر و سرگردانی نمیشوند.
همانگونه که توحید و ارزشهای ناب اسلامی، زیربنای تأسیس دولت مهدوی است؛ مشخصکننده فعالیتها و اهداف آن نیز است، یعنی در همه آنها، ایده و فکر توحیدی و دینی خودنمایی میکند. طبق روایات، آن حضرت، «یملک سبعا أو تسعا فیملأ الارض قسطا و عدلا »4 ؛ هفت یا نه سال بر روی زمین حکومت میکند و زمین را پر از عدلوداد مینماید و در حکومت عدل او امنیت برقرار میشود: « ِ إِذَا صَارَتِ الدُّنْیَا هَرْجاً وَ مَرْجاً وَ تَظَاهَرَتِ الْفِتَنُ وَ تَقَطَّعَتِ السُّبُلُ وَ أَغَارَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ فَلَا کَبِیرٌ یَرْحَمُ صَغِیراً وَ لَا صَغِیرٌ یُوَقِّرُ کَبِیراً فَیَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ ذَلِکِ مَهْدِیَّنَا»5 ؛ هر گاه دنیا پر از هرجومرج شود و فتنهها پی در پی فرود آیند و راهها بسته شوند و مردم اموال یکدیگر را غارت برند، پس هیچ بزرگی به کوچک رحم نمیکند و هیچ کوچکی به بزرگتر احترام نمیگذارد. در این حال خداوند، مهدی ما را بر میانگیزاند. حضرت در آن دوران به مؤمنان عزت میبخشد و دشمنانشان را خوار میسازد: « ٍ یَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُمْ»[2] به آبادانی بلاد میپردازد تا حدی که « فَلَا یَبْقَى فِی الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا قَدْ عُمِر»[3] هیچ زمین نا آبادی باقی نمیماند جز اینکه آباد میشود و به یمن وجودش «یملأ الله به الارض... عِلْماً بَعْدَ جَهْلِهَا»[4] خداوند بهوسیله او زمین را بعد از جهالت پر از دانش میکند. در پرتو انتشار علم، کتاب و سنت فراموش شده احیا میشود: «... و یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّة»[5] و امام عصر؟ع؟ « َ یَصْنَعُ کَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَهْدِمُ مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَمْرَ الْجَاهِلِیَّةِ وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیداً [6]؛ مانند پیامبر اکرم؟صل؟ عمل میکند. همان طور که پیامبر امر جاهلیت را نابود ساخت، حضرت نیز جاهلیت پیش از خود را نابود خواهد کرد و اسلام را از سر خواهد گرفت. همه این اقدامات و اهداف، نشأت گرفته از ایدههای متعالی اسلام ناب است.
نظام ایدهای موجب ایجاد و حفظ وحدت و همبستگی در تمامی سطوح جامعه اعم از کارگزاران و شهروندان میشود؛ چون هر شخصی طبق مبانی فکری و عقیدتی سخن گفته و رفتار مینماید. البته منظور این نیست که هیچ اختلاف و نزاعی به وجود نمیآید؛ بلکه مراد این است که نظام ایدهای این قابلیت را دارد که موجب حفظ انسجام شود؛ اما اینکه در مقام عمل و فعلیت، افراد به چه میزان از مبانی فکری بهره میگیرند، بحث دیگری است.
هر نظام اجتماعی برای پایداری و پویایی خود نیازمند فضایی آرام و بهدور از هر گونه تضاد و تنش است تا بتواند به اهداف خود دست یابد. این مهم نیازمند زمینههایی است که بدون آنها پیشرفت غیرممکن است. یکی از این زمینهها وجود وفاق ملی و همبستگی اجتماعی در سطح جامعه است. از اینرو امروزه همه نظامهای سیاسی جهان با درک درست از این واقعیت به دنبال تحقق و تثبیت همگرایی در جوامع خود هستند.
دولت و جامعه مهدوی در این فضیلت نیز سرآمد جوامع انسانی است و یکی از راهبردهای امامزمان؟ع؟ پس از ظهور، ایجاد همبستگی اجتماعی در بین جوامع بشری است و برای رسیدن به این وفاق، شیوهها و راهکارهایی را به کار خواهد برد که میتواند الگویی شایسته برای جوامعی باشد که میخواهند از جامعه و ملتی همگرا برخوردار باشند. [7]
امام صادق؟ع؟ میفرماید: «خداوند بهوسیله او بین دلهای پراکنده و مخالف یکدیگر ائتلاف میبخشد»2در برخی زیارات آمده است: «السَّلَامُ عَلَی الْمَهْدِی الَّذِی وَعَدَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ الْأُمَمَ أَنْ یجْمَعَ بِهِ الْکلِمَ وَ یلُمَّ بِهِ الشَّعْث»3 ؛ سلام بر مهدی؟عج؟ که خداوند وعده داده است که بهوسیله او همبستگی به وجود آورده و پراکندگی را برطرف کند. قریب به این مضمون در دعای افتتاح نیز آمده است: «اللَّهُمَ الْمُمْ بِهِ شَعْثَنَا وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنَا»4؛ خدایا به واسطه مهدی؟عج؟ پراکندگی ما را به همبستگی مبدل کن و ازهمگسیختگی ما را التیامبخش.
بنیانهای نظری به ساختارها، کارگزاران و رفتارها تعین میبخشند؛ یعنی در مورد ساختار یک نظام سیاسی، مثلاً مشخص میکنند که این ساختار باید چه ویژگیهایی داشته باشد و مرکب از چه اجزایی باشد یا درباره کارگزاران، تعداد کارگزاران و ویژگیهای آنان را ترسیم میکند و نیز در مورد رفتارها، مشخص میکنند که چه رفتارهایی برای اجرا مناسب هستند و با افراد مختلف جامعه در سطوح مختلف چگونه باید رفتار کرد و مسائلی از اینقبیل.
در دعای افتتاح آمده است: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَهٍ کَرِیمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاهِ إِلَی طَاعَتِکَ وَ الْقَادَهِ إِلَی سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَهَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة»1 خدایا به سوی تو مشتاقیم برای یافتن دولت کریمهای که اسلام و اهلش را به آن عزیز گردانی و نفاق و اهلش را بهوسیله آن خوار سازی و ما را در آن دولت، از دعوتکنندگان به سوی طاعتت و رهبران به سوی راهت قرار دهی و کرامت دنیا و آخرت را از برکت آن، روزیمان فرمایی.
ویژگیهایی که برای دولت مهدوی در این فراز دعا ترسیم شده است، برگرفته از بنیانهای نظری نظام سیاسی مهدوی است که این تعین و تشخص را به ساختار این نظام بخشیده است.
کارگزاران این نظام نیز بر پایه ساحت ایدهای آن، باید افراد شاخص و ممتازی باشند؛ چراکه کارگزارِ حکومتی هستند که در رأس آن امام معصوم است و قلمرو آن جهانی بوده و مطلوب نهایی همه انبیا و اولیا است؛ لذا طبق روایات، وزیر این حکومت، شخصی مانند حضرت عیسی؟ع؟ 2 و کارگزاران آن، چهرههای درخشان تاریخ مانند اصحابکهف، مؤمن آل فرعون، یوشع، سلمان فارسی، ابودجانه انصاری، مقداد، مالکاشتر و... است.3 ویژگیهای این کارگزاران هم از تشخص برخوردار است؛ لذا در روایات داریم که اصحاب خاص حضرت راهبان شب و شیران روزند[8] قلوبشان محکمتر از پارههای آهن است و هر کدام از آنها دارای نیروی چهل مرد هستند.[9]
با توجه به مطالب یاد شده، تعین و تشخص در ساحت رفتار نیز معلوم میشود. نظامی که ایده و فکر آن توحیدی است؛ در بُعد اجرا و رفتار هم نمود توحیدی خود را آشکار میکند؛ لذا در روایات میخوانیم که آن حضرت بهمقتضای آیه شریفه «أَشِدّاءُ عَلَی الکفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»[10] از دشمنان الهی انتقام خواهد گرفت[11] و زمین را از شرک و کفر پاکسازی خواهد کرد[12] و از سوی دیگر نسبت به مؤمنان بخشنده و نسبت به مساکین مهربان خواهد بود.[13] کارگزاران حضرت نیز طوری فرامین امام را به منصه اجرا میگذارند که رضایت عمومی را به دنبال خواهد داشت بهگونهای که «یرْضَی فِی خِلَافَتِهِ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ الطَّیرُ فِی الْجَوِّ»[14] در روزهای خلافتش، اهل زمین و آسمان و پرندگان هوا خشنود خواهند شد.
این کارویژه به این معناست که پارهای از نظامهای ایدهای با مشروع یا نامشروع قلمدادکردن برخی ابزارها، در استخدام یا عدم استخدام آنها تأثیر میگذارند و بدین ترتیب بر میزان (کم یا زیاد شدن) امکانات و موانع در فرایند حرکت بهسوی تحقق اهداف تأثیر میگذارند.[15]
بهطور طبیعی نظام سیاسی مهدوی که بر پایه ارزشهای ناب اسلامی پیریزی خواهد شد، از ابزار و امکانات نامشروع اجتناب کرده و اصولاً نیازی به استفاده از آنها نخواهد داشت؛ زیرا استفاده از چنین ابزارها و امکاناتی ناشی از جهل و ضعف بوده که ساحت پاک حکومت مهدوی از آن منزه است. در مقابل، خداوند متعال همه زمین و آسمان را بسیج خواهد کرد[16] تا دولت مهدوی به بهترین شکل ممکن در همه ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... کارآمدی خود را به عرصه اجرا بگذارد.[17]
نظامهای سیاسی همواره از یک سو از جانب ایدههای رقیب و از سوی دیگر با توجه به پیچیدگیهای محیط و انتظارات جدید شهروندان با مسائل، شبهات و چالشهایی مواجه میشوند که میتوان از آنها تعبیر به معضل کرد.[18] وجود معضلات پیشبینی شده یا نشده در هر جامعه و کشوری امری اجتنابناپذیر است و هر جامعهای باتکیه بر نظام ایدهای، متناسب با فرهنگ، آداب و باورهای خود برای برخورد با معضلات، راهحلهایی پیشبینی و ارائه میکند و تجربههای گذشته را توشه راه آینده میسازد. این معضلات به دو شکل نمود پیدا میکند: نظری و عملی. نظام ایدهای باید به چالشهای نظری متعددی که متوجه عناصر اصلی آن میشود و بهویژه از سوی ایدههای رقیب مطرح میشوند پاسخ دهد و نیز در برخورد با معضلهای عملی، یا باید به توجیه آنها بپردازد؛ زیرا در واقعیت ممکن است معضلی موجود نباشد؛ بلکه عدهای آن را معضل فرض کنند یا اینکه در برخورد با معضلات موجود، آنجا که لازم است تا ابتدا از معضلها در سطح ایده گرهگشایی شود، از کارآمدی لازم برخوردار باشد یعنی بتواند پاسخ نظری مقتضی برای حل و رفع چالشهای عملی موجود ارائه کند.[19]
نظام سیاسی مهدوی تا حدّی کارآمد است که در آن دوران اصلاً نظامی وجود ندارد که بتواند با آن رقابت کند و در نتیجه، معضلی را برای نظام سیاسی مهدوی پدید آورد؛ لذا حکومت مهدوی یا اصلاً با معضل مواجه نیست یا اگر هم باشد؛ در همان اوایل حکومت حضرت که دوران پیریزی ارکان حکومت جهانی است مواجه است که باتوجهبه حقانیت حکومت مهدوی و مبانی استوار آن، قابلحل است.
منظور از بنبست، مسائلی است که در ظاهر فاقد راهحل هستند. بنبست، مسئله یا موضوعی است که بهراحتی و بر اساس رویههای عادی نمیتوان آن را حل کرد. بنبستها معمولاً در روند اجرای قانون و در نتیجه تضادها و اختلافهایی که میان برخی از بندهای قوانین وجود دارد بروز میکنند یا اینکه در نتیجه تلاش برای حل معضلها، آنگاه که حل آنها با پارهای از آرمانها، ارزشها، شعارها، قوانین و... در تعارض باشد بروز میکنند.[20]
فرض وجود بنبست واقعی در نظام سیاسی مهدوی، فرض نادرستی است. بنبست واقعی در نظامهای سستبنیاد و سستنهاد، متصور است. در دوران ظهور، نهتنها فقط کارگزارانِ امام افرادی صالح و شایستهاند؛ بلکه عقلهای آحاد بشر به کمال میرسند. امام باقر؟ع؟ میفرماید: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ یدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ»[21] هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند دستش را بر سر بندگان مینهد و عقلهای ایشان را با آن جمع میکند و خِرَدهایشان با او کامل میشود؛ لذا سستی بهطور مطلق در دوران ظهور، منتفی است؛ چراکه سستی با کمال عقل سازگاری ندارد.
ایدههای یک نظام سیاسی علاوه بر اینکه باید در رفع معضلها و بنبستها نقش مفید و مؤثر خود را در کارآمدسازی نظامهای سیاسی اثبات کنند، همچنین باید با هموارکردن مسیر دستیابی به ارزشهایی همچون توسعه، رفاه، امنیت، آزادی، مردمسالاری و... افقهای جدید و روشنی را برای شهروندان و نظام سیاسی نوید دهند. افقگشایی در دو ساحت نظر و عمل، جامه عمل میپوشد.[22]
ایده متعالی نظام سیاسی مهدوی ایجاب میکند که مسیر دستیابی به ارزشهایی همچون توسعه، رفاه، امنیت، آبادانی و... برای شهروندان کاملاً هموار گردد و در نتیجه افق درخشانی در انتظار آنان باشد. بهعنوان نمونه، اوضاع در آن عصر بهگونهای میشود که طبق تعبیر امام صادق؟ع؟، خداوند عزوجلّ گوشها و چشمهای شیعیان ما را چنان توانا میکند که میان آنان و قائم پیکی نباشد، از همانجایی که هست با شیعیان سخن میگوید و آنها سخنانش را میشنوند و او را میبینند[23] یا امنیت طوری حاکم میشود که «حَتَّی تَمْشِی الْمَرْأَةُ بَینَ الْعِرَاقِ وَ الشَّامِ لَا تَضَعُ قَدَمَیهَا إِلَّا عَلَی نَبَاتٍ وَ عَلَی رَأْسِهَا زَنْبِیلُهَا لَا یهَیجُهَا سَبُعٌ وَ لَا تَخَافُه»[24] تا آنجا که زنِ زنبیل به سر، عراق را تا شام میپیماید و جز بر سبزهها گام نمینهد و هیچ درندهای آشفته و هراسانش نمیکند.
نتیجهگیری
نظام سیاسی مهدوی از زوایا و ابعاد مختلف قابلتحلیل و بررسی است. یکی از این ابعاد، بُعد ایدهای است که نظام سیاسی دوران ظهور، مبتنی بر آن است و در بردارنده ایده حاکمیت، تئوریها و سازوکارهای نظری اداره جامعه توسط نظام حاکم و مبنای شکلگیری نهادها و تبیین رابطه حکومت با جامعه است. بر ایناساس، نظام سیاسی مهدوی، کارویژههایی را بر عهده دارد. برخی از این کارویژهها که در این نوشتار به تصویر کشیده شدهاند عبارتاند از: ایفای نقش در شکلگیری و تأسیس دولت، معین ساختن فعالیتها و اهداف دولت مهدوی، ایجاد و حفظ انسجام و همبستگی اجتماعی، تعینبخشی به سایر ارکان نظام سیاسی، تأثیرگذاری بر موانع و امکانات، معضلگشایی، بنبست شکنی، افقگشایی.
[1]. دانش پژوه سطح 4 مهدویت گرایش سیاسی اجتماعی مرکز تخصصی مهدویت قم. ghasemfam67@gmail.com
[2]. طوسی، الغیبة، ص184.
[3]. ابن بابوبه، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص 331، باب 32، ح 16.
[4]. همان، ص 260، باب 24، ح 5.
[5]. شریف الرضی، نهج البلاغة، ص196، خطبه 138.
[7]. مریجی و دیگران، تبیین جامعهشناختی مؤلفههای همبستگی اجتماعی در جامعه مهدوی، ص 59.
[8]. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص308، باب 26، ح 82. امام صادق7: «رِجَالٌ لَا یَنَامُونَ اللَّیْلَ... رُهْبَانٌ بِاللَّیْلِ لُیُوثٌ بِالنَّهَار».
[9]. ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 673، باب 58 (باب فی نوادر الکتاب)، ح 27. امام صادق؟ع؟: «إِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ لَیُعْطَى قُوَّةَ أَرْبَعِینَ رَجُلًا وَ إِنَّ قَلْبَهُ لَأَشَدُّ مِنْ زُبَرِ الْحَدِید».
[10]. فتح: 29.
[11]. طبری آملی صغیر، دلائل الامامة، ص452. امام باقر7: «فَقَالَ اللَّهُ (تَعَالَى) بِذَلِکَ الْقَائِمِ أَنْتَقِمُ مِنْهُم»؛ پس خداوند به ملائکه فرمود: به دست قائم7از قاتلان امام حسین7انتقام خواهم گرفت.
[12]. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص359، فصل 2، باب 34. امام باقر7: «لم یجیء تأویل هذه الآیة (39 انفال) فإذا جاء تأویلها یقتل المشرکون حتی یوحّدوا الله عزوجل و حتی لایکون شرک و ذلک فی قیام قائمنا»؛ تأوبل آیه 39 انفال هنوز نیامده، پس هرگاه تأویل آیه بیاید، مشرکان کشته میشوند تا زمانی که موحد به خدای یکتا شوند و بساط شرک برچیده شود، و این امر در قیام قائم ما محقق میشود.
[13]. همان، ص 384، فصل 2، باب 45. «عَلامَةُ الْمَهدِىّ اَنْ یَکُونَ شَدیدا عَلَى الْعُمّالِ جَـوادا بِالْمالِ رَحیما بِالْمَساکینَ»؛ از نشانههاى مهدى است: سختگیرى در برخورد با کارگزاران، بخشندگى مال، مهربانى و رحمت با تهیدستان.
[14]. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج2، ص 469.
[15]. قیصری و قربانی، کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران؛ مدلی برای سنجش و ارزیابی، ص 136.
[16]. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص592، فصل 7، باب 4. امیرالمؤمنین7: «لَو قَد قَامَ قائمُنا لأَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَها و لأخْرَجَتِ الأرضُ نَباتَها»؛ اگر قائم ما قیام کند، آسمان برکتهاى خود را فرو مىریزد و زمین گیاهانش را میرویاند.
[17]. ر.ک: طبسی، فی رحاب حکومة الامام المهدی؟عج؟، ص 215 به بعد.
[18]. قیصری و قربانی، کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران؛ مدلی برای سنجش و ارزیابی، ص 137.
[19]. همان.
[20]. همان، ص 137- 138.
[21]. کلینی، کافی، ج1، ص 25، کتاب العقل و الجهل، ح 21.
[22]. قیصری و قربانی، کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران؛ مدلی برای سنجش و ارزیابی، ص 138.
[23]. کلینی، کافی، ج8 ، ص241، کتاب الروضة، ح 329. «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِشِیعَتِنَا فِی أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّى لَا یَکُونَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْقَائِمِ بَرِیدٌ یُکَلِّمُهُمُ فَیَسْمَعُونَ وَ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ وَ هُوَ فِی مَکَانِهِ».
[24]. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص115.
منابع
قرآن کریم.