نوع مقاله : مقاله تخصصی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Addressing Mahdavi education is grounded in all aspects of religious teachings within the Shi’ite school, and thus, it requires recognizing the harms and subsequently providing Mahdavi-centered solutions in society. The goal is to educate monotheistic, dynamic, and hopeful individuals who await the global reformer. To achieve this, it is essential to provide practical solutions that align with religious norms and steer clear of nihilistic or harmful ideas in the field of Mahdism. The aim is to foster human excellence in a society with Mahdavi-centered education, which is an undeniable necessity. Achieving this requires proper educational planning and removing obstacles to lay the groundwork for the realization of the emergence.
In this paper, using a descriptive-analytical method and relying on library-based data collection, we explore solutions to overcome the impending challenges in forming a Mahdavi-centered educational society, with a focus on the educational dimensions of schools and universities. The findings of the research conclude that planning for Mahdavi education solutions can prepare society for the formation of a Mahdavi atmosphere. This involves addressing the basis of education from early childhood. Among the proposed solutions in this article are: defining and introducing models consistent with the Mahdavi society, while also popular among various segments of society, especially the younger generation; producing appealing Mahdavi films and clips tailored to specific general tastes; and preparing professors, instructors, teachers, and educational administrators to instill the correct and authentic Mahdavi teachings in individuals, particularly the younger generation.
کلیدواژهها English
راهکارهای برونرفت از آسیبهای پیش رو در جهت شکلگیری جامعه تربیتی مهدوی محور
حجت حیدری چراتی[1]
مرضیه عیوضی[2]
چکیده
تربیت مهدوی در مکتب شیعه بر پایه تمام ابعاد آموزههای دینی استوار بوده و نیازمند شناسایی آسیبها و ارائه راهکارهای درست در جامعه میباشد. این تربیت با هدف پرورش انسانهای موحد، امیدوار و منتظر مصلح جهانی، باید از اندیشههای انحرافی و پوچ فاصله گرفته و با برنامهریزی صحیح، زمینهساز جامعهای پویا و آماده برای ظهور گردد. مقاله حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد کتابخانهای، تلاش دارد راهکارهایی برای رفع آسیبها و شکلگیری جامعهای تربیتمحور ارائه دهد، بهویژه در بسترهایی چون مدرسه و دانشگاه.
نتایج پژوهش نشان میدهد که برنامهریزی صحیح تربیتی از سنین کودکی، اساس دستیابی به جامعهای مهدوی است. در این مسیر، معرفی الگوهای محبوب و همتراز با جامعه مهدوی، تولید آثار رسانهای جذاب و متناسب با نیازهای نسل جوان، و آمادهسازی معلمان و مربیان برای پرورش افکار صحیح در حوزه مهدویت از جمله راهکارهای اصلی به شمار میرود. این اقدامات میتواند فضای جامعه را برای تحقق آموزههای مهدوی و زمینهسازی ظهور آماده سازد.
واژگان کلیدی: آسیب، راهکار، تربیت مهدوی، مدرسه و دانشگاه، مهدویت، جامعه
مقدمه
بدون تردید، هدف الهی از آفرینش، تربیت و تکامل بشر است؛ این هدف را میتوان با تلاش در جهت تحقق جامعهای مهدوی ترسیم کرد. از جمله اعتقادات بنیادین مذهبی که منزلت خاصی در تفکر اسلامی برخوردار است، اعتقاد به مهدویت است. در راستای تحقق این مقصود، برنامه جامع و کلان تربیتی برای انسان تنظیمشده که یک زنجیره تربیتی با حلقههای پیوسته و منظم است. برای داشتن زندگی مهدوی و قرار گرفتن در مسیر جامعه آرمانی و تسریع در ایجاد مقدمات ظهور و زمینهسازی آن، باید افکار و تمایلات افراد را به این سمت، سوق دهیم که خودشان خواهان ایجاد و تربیت نسلی منتظر و منطبق با مکتب تشیع باشند. همچنین این آموزهها به لحاظ ریشه داشتن در مبانی اعتقادی و عملی شیعیان، دارای نقشی مهم در همۀ ابعاد زندگی آنهاست.[3] تعلیم و تربیت اسلامی تحت تأثیر ارزشها و آرمانهای برآمده از آموزههای دینی و جهانبینی اسلامی، اهدافی مانند رشد و هدایت، قرب الهی، ایمان و تقوی و... را پیگیری میکند؛ بهطوریکه کار ویژۀ شکلگیری جامعه بر اساس مهدویت بر پایههای تربیت دینی در بستر اسلامی همانا شکلدهی به باورها و ایمان و اعتقادات افراد متناسب با ارزشها و تعالیم دینی است؛ اما موضوع مهدویت و انتظار در طول تاریخ، از تحریف دو گروه بدخواهان و توطئۀ دشمنان و بدفهمان عرصه مهدویت مصون نمانده و با افکار و ایدههای انحرافی و خرافی آسیبهایی، جبرانناپذیر را متحمل شده است؛ بنابراین، هدف از پرداختن به این مسئله، برنامهریزی اساسیِ متخصصان، در حوزه مهدویت و حوزههای تربیتی و شناختی نوجوانان و جوانان، آسیبهایی که متوجه مهدویت بوده را شناسایی کرده و با ارائه راهکارهای منسجم و کاملکننده نسلی پویا و سازنده برای دوران غیبت و نهایتاً آماده برای ظهور تربیت کند. این پژوهش در نظر دارد به تحلیل و بررسی راهکارهای برونرفت از آسیبهای پیش رو در جهت شکلگیری جامعه تربیتی مهدوی محور بپردازد. در این نوشتار در پی پاسخ به این سؤالات هستیم: راهکارهای اصلی در پیشبرد جامعه بهسوی تربیت مهدوی بهخصوص میان قشر جوان چیست؟ ارائه راهکارهای مؤثر در تربیت مهدوی و پیشگیری از بروز آسیبها از مجرای کدام نهادهای تربیتی امکانپذیر است؟ آسیبهای احتمالی در صورت اهمال و غفلت متولیان دینی که متوجه افکار مهدوی جامعه میشود، کدام است؟
آنچه بهعنوان فرضیه در این پژوهش مطرح شده است بدینگونه است: ارائه راهکارهای مؤثر در پیشگیری و یا برونرفت از آسیبهای پیشرو در جهت شکلگیری جامعه تربیتی مهدوی محور در ایجاد جامعه پویا و سرزنده تأثیر بسزایی دارد.
فرضیه دوم؛ در نهادینهکردن مبانی اعتقادی و عملی مهدویت، ارگانها و سازمانهای تربیتی مرتبط با قشر جوان و نوجوان میتواند نقش مؤثری ایفا نموده و مقدمات لازم در امر ظهور را با ایجاد آگاهی در جامعه بر عهده داشته باشد.
فرضیه سوم؛ ایجاد برنامههای آگاهیبخشی برای متولیان دینی و کارگزاران امر آموزشی مهدویت به میزان قابلتوجهی از بهوجودآمدن آسیبها و شبهات مهدوی جلوگیری کرده و زمینه برای رشد افکار جوانان و نوجوان در محیط سالم تربیتی فراهم میسازد.
ضرورت انجام این نوشتار در این دوره بدین جهت است که با توجهبه اینکه کار گروههای بسیاری برای تربیت و شکلدهی روح انسانها برنامه و راهکارهایی را پیشنهاد میدهند. از اینرو، در جامعهای مهدوی ضروری است ما نیز الگوهایی مناسب اسلامی و راهکارهایی برای تحقق جامعه مهدوی در راستای مقابله با تهاجمات فرهنگی - دینی داشته باشیم. افزون بر کارکرد تربیت مهدوی در تعمیق و ترویج باورها و اعتقادات منجیگرایانه و تأکید بر نقش آموزۀ انتظار و مهدویت در زندگی فردی و اجتماعی، توجه به نقش انسان و مقولۀ نیروسازی و تربیت منتظران واقعی در راستای تحقق انقلاب جهانی حضرت مهدی؟عج؟و کاربرد راهکارهای اجرایی در ایجاد جامعهای سالم به لحاظ آسیبهای اجتماعی است؛ زیرا اراده و محتوای باطنی انسان، علتالعلل همۀ تغییر و تحولات اجتماعی است؛ بنابراین تربیت مهدوی با وجود اینکه مبتنی بر فلسفۀ تعلیموتربیت اسلامی[4] بوده؛ اما باید تربیتی با رویکرد جهانیشدن داشته و نقشی محوری دریافتن راهکارهای مؤثر برای درک این مهم ایفا کند؛ بنابراین، لازم است متولیان متخصص در آمادهسازی جامعه با هوشمندی در سرمایهگذاری بر روی اجتماعات مؤثر (برای نمونه مدارس و دانشگاهها)، باتوجهبه تنوع اقشار مردمی اندیشیده و با شناسایی آسیبهای احتمالی، مقابله با گروههای انحرافی که در تلاش برای دور کردن جامعه از فضای اندیشه مهدوی هستند، برنامهریزیهای لازم را انجام دهند.
بنابراین، ضروری است در راستای تدبیر اقدامات تربیتی و راهبردهای مهندسی فرهنگی، متولیان فرهنگ و اندیشۀ اجتماع، فعالیتهای فرهنگی را هماهنگ با آرمان ظهور و در راستای تسهیل و تسریع ظهور امام؟عج؟تنظیم نموده و قوانین و برنامههایی را در این جهتگیری تدوین کنند و راهکارهای عملیکردن آن را نیز اندیشیده و پیشنهاد دهند.[5]
مطالعات مختلفی در زمینه مهدویت و اهمیت تربیت در اقشار مختلف جامعه صورتگرفته، مقالات و پژوهشهای متعددی نیز انجام شده است. همینطور کتابهای متعددی تحت عناوین تربیت مهدوی به چاپ رسیدهاند؛ وجه امتیاز نوشتار حاضر ارائه راهکارهایی عملی و شناخت آسیبهایی که از دریچهی مدرسه و دانشگاه در بُعد تربیتی و آیندهسازی و اثر جدی در ایجاد فرهنگ مهدوی میتواند داشته باشد، بررسی شده است. در کتاب خانواده و تربیت مهدوی دکتر مرتضی آقاتهرانی[6] در سال 89 به خلأ پژوهش در عرصهی علوم تربیتی و معارف مهدوی پرداخته و بنیانهای اساسی تربیت مهدوی را در سه دوره کودکی، نوجوانی و جوانی در خانواده مطرح کرده است. نجمه نجم[7] در سال 96 آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت را نگاشته و با تأمل و بررسی دقیق در منابع روایی، عقیدتی و تربیتی و تنظیم شاخصهای تربیتی عقیده به مهدویت، برای ارزیابی آثار تربیتی این عقیده در هر عصر، ضمن صحبت از راهکارها، آموزههای تربیتی مهدوی، روشها و اسلوبهای تربیتی حضرت مهدیQ آثار تربیتی آن راهکارها را بر متربیان بررسی و برخی شواهد تاریخی دال بر وجود این آثار در هر عصری را بیان میکند. همچنین مقالات بسیاری در حوزه تربیت مهدوی و تربیت زمینهساز با ارائه راهبردها و راهکارها در نهمین همایش بینالمللی دکترین مهدویت[8] در سال 93 مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
مفاهیم نظری
تعریف واژههای مورد تحقیق در نوشتار برای روشنشدن بحث یکی از ملزومات مقاله است، بدین منظور ما نیز برانیم که کلماتی که پایه و اساس مقاله هستند را در جملاتی مختصر معرفی کنیم که عبارتاند از: تربیت مهدوی، آسیبشناسی
تربیت مهدوی: «ایجاد زمینه مناسب، برای رشد و شکوفایی فطرت الهی، در جهت درک مراتبی از عبودیت پروردگار، در راستای حیات طیبه، مبتنی بر رضایت حجت خدا.» در حقیقت تعلیم تربیت مهدوی، تلاش و کوششی برای فعلیت یافتن همه استعدادها در جهت تقرب و بندگی خدا و ایجاد شرایط لازم برای ولایت و حکومت حضرت مهدی؟عج؟است. در این نظام تربیتی که مبتنی بر قرآن و سیرهی معصومین است، تربیت و هدایت مردم در رأس همهی برنامهها قرار دارد.[9] رویکرد تربیت مهدوی مبتنی بر فلسفه انتظار، دلالتهای متعددی برای برنامههای آموزشی، تربیتی و درسی دارد. بهطوریکه برنامهها باید بتواند ضمن انتقال دانش، تقویت نگرش و توسعهی رفتارهای عملی و آمادگیهای فردی و اجتماعی افراد، زمینهی تحقق اهداف تربیت مهدوی و آرمانهای فلسفهی انتظار را افزایش دهد. (مزروقی، 1387؛ پهلوان، 1382) در این مقاله منظور محقق از تربیت مهدوی، الگوسازی و بهرهمندی از آن در عرصههای مختلف و توجه به نوع زمینهسازی نهادها و سازمانهای تربیتی در میان قشر جوان جامعه مطرح شده است.
آسیبشناسی دینی: آسیبشناسی دینی یعنی شناخت آسیبها و اشکالاتی که بر اعتقاد و باور دینی و یا آگاهی و معرفت دینی و یا عملی در رفتار جامعه دینی وارد میشود و یا ممکن است که وارد شود. آسیبشناسی جامعه دینی؛ یعنی شناخت آفات و آسیبهایی که ممکن است یک جامعه دینی (به جهت داشتن ماهیت دینی) بدانها مبتلا شود.[10] آسیبشناسی دینی عبارت است از بررسی و شناخت عوامل کجروی و ناهنجاریهای فرایند فهم عالمانه و دقیق در حوزههای مختلف دینی از جمله عقاید، احکام، اخلاق و مقررات مربوط به زندگی اجتماعی انسان که از منابع عقل، وحی و سنت حاصل میشوند.[11] آسیبشناسی تربیتی مهدویت، خود، موردی از بحث عامتر آسیبشناسی تربیت دینی و اسلامی است. بهعبارتدیگر، همه انواع آسیبشناسی در تربیت دینی، در هریک از موارد آن نیز صادق خواهد بود. بهاینترتیب، رابطهی آسیبشناسی تربیت دینی با آسیبشناسی تربیتی مهدویت، رابطهی کلی و جزئی خواهد بود؛ یعنی آنچه بهطورکلی در مورد نخست صادق است، به نحو جزئی و مصداقی، در مورد دوم نیز صادق خواهد بود. برایناساس، چارچوب آسیبشناسی تربیتی مهدویت باید بر حسب چارچوب کلی آسیبشناسی تربیت دینی و اسلامی صورتبندی شود.[12] یکی از مهمترین منابع انتقال معارف شناختی و تهنشین کردن اصول اعتقادی مهدوی نیز بر عهده ارگانهایی همچون مدرسه و دانشگاه است که به آن پرداختهشده است.
جامعه مهدوی محور
اندیشه ساختن جامعهای مطابق با آموزههای صحیح از مبانی مهدوی، از دیرباز ذهن متفکران و دلسوزان بشر را به خود مشغول کرده است. از اینرو برای رسیدن به این هدف راهحلهایی ارائهشده است. راهکارهای شیعه، بهرهگیری از سرمایههای دینی از ابتدا تا دوران غیبت است. جامعه مهدوی در صورتی میتواند در ترسیم وضعیت آینده جهان، جامعهای با کیفیت و اثرگذار و الگویی برای دیگر ملتها باشد که راهکارهایی عملی در انتقال اصول و آرمانهای خود طرحریزی کند و در این مسیر بتواند آسیبهای پیشروی خود را تشخیص داده و با تصمیمگیریهای درست از اثرات سوء آن بر اقشار مختلف جامعه بکاهد.
به دلیل گستردگی حیطه بحث در باب جامعه مهدوی و اهمیت شناخت ابعاد آن، این نوشتار برای نمونه، دو اجتماع تربیتی مدرسه و دانشگاه را انتخاب کرده است. بدین منظور، با ارائه و کاربست راهکارهای پیشنهادی بر آنها، میتوان امیدوار بود در برنامهریزی کلان بهکل جامعه تعمیم داد. این دستگاه تربیتی به جهاتی دارای اهمیت هستند که عبارتاند از: آموزش پذیر بودن سریعتر در نوجوانان و جوانان به دلیل پاکی نفوس؛ انتقال آموزههای صحیح مهدوی از کودکی تا بزرگسالی با بیشترین قالب اثرگذاری؛ به جهت اثرگذاری آموزههای مهدوی در میان نوجوانان و جوانان و بازتاب آن در جامعه و قابلیت تعمیمدهی در بهترین شرایط است، بدینصورت که: با بهکارگیری راهکار الگودهیهای مهدوی در میان نسل جوان و نهادینه کردن آن، این طیف از جامعه، پذیرای آگاهانه آن هستند و بهصورت زنجیروار، آموزههای مهدوی در کل جامعه پذیرفتهشده و اثری ماندگار در راستای پیشبرد جامعه به سمت سلامت دینی - مهدوی خواهد داشت. بهتبع آن نیز آسیبهایی که متوجه جامعه مهدوی است بهمراتب کمتر شده و قابلیت کنترل آن توسط متخصصین مهدویت فراهم میگردد؛ زیرا مدرسه و دانشگاه میتواند بهعنوان راهبر در جامعه نقشآفرینی کند و بهعنوان اجتماعی کوچکتر بهصورت نمونهای عملی شده و موفق برای جامعه بزرگتر، چهبسا در سطح جهانی نشانگر جهانی با کمترین حالت آسیب و تشنج خواهد بود.
پذیرش امامت و وصایت، پذیرش یک فرد نیست، پذیرش یک ضرورت است که در هر زمان در وجود فردی مصداق مییابد. شناختن نام مبارک امام و نام والدین او، تاریخ تولد، آغاز و مدت امامت و نکاتی از ایندست، معرفت به حَسَب و نَسب امام است و این مرتبه از شناخت، پایینترین مرتبه شناخت مقام امام و امامت است. این دانستنیها گرچه تا اندازهای لازم و در بعضی موارد ضروری است، اما چندان مهم و کافی نیست. مهم، حقیقت معرفت به امام، آن است که از راه معرفت امامت به دست میآید. بر اساس روایاتی نظیر «هر فردی که بمیرد درحالیکه امامزمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.»[13] «خدا را به خدا بشناسید و رسول را به رسالتش و اولوالأمر را به فرماندادنشان و به نیکیها و عدالت و نیکوکاری.»[14] حیات عاقلانه و دور شدن از مرگ جاهلی در گرو شناخت امامی است که ویژگیهای او عمل به معروف و برپا ساختن عدل و احسان است. کسب این معرفت عمیق و ثمربخش به امامِ معصوم هر عصر، وظیفهای همگانی است تا در پرتو آن، انسانها به حیات انسانی دست یابند و آنگاه جامعهای که مردمانش به حیات انسانی رسیده باشند، در تمام شئونش، انسانی خواهند بود.[15] فهم درست جایگاه امام در جامعه به تعمق در اعتقادات دینی، اخلاق و عقاید اسلامی کمک میکند و میتواند به تقویت معنویت و ارتقای انسانیت کمک کند. برای مسلمانان، این فهم مسئولیتهایی را نیز به همراه دارد که باید به تعهد و اجرا بپردازند. برای ریشهای کردن این فهم و درک ضرورت وجود امام در جامعه، توجه به سمت نوجوان و جوانان معطوف میشود تا با برقراری تربیت مهدوی حس نیاز به تکامل بشری در کنار پیشرفتهای مادی برای ایشان ضرورتی انکارناپذیر باشد.
زندگی جاهلانه مفهومی کلی است که مصادیق و مراتب متفاوتی دارد، از مراتب سطحی و ضعیف تا عمیق؛ در زندگی پیش از اسلام عرب که از آن به دوران جاهلیت یاد میشود، سیاهترین روزگار اعراب بود که کمتر اثری از فرهنگ و تمدن بشر در آن مشاهده میشد. هرچند بعثت نبی اکرمd بر آن خط بطلان کشید، آنچه تا ظهور حضرت ولیعصرQ به نام جاهلیت جریان دارد و در روایات و متون ذکر شده است، درباره درجات عمیق جاهلیت است؛ زیرا این مرتبهی از جاهلیت به معنی فقدان مظاهر زندگی و تمدن و از دستدادن رفاه و ابزار نیست، چهبسا متمکنان بسیاری بودند که بسیاری از ابزار رفاه و مظاهر تمدن و زندگی را در اختیار داشتند؛ اما از منظر قرآن حیاتی جاهلانه داشتهاند همانند اقوام عاد، ثمود، اصحاب حِجر و یا امپراتوریهای ایران و روم بودهاند.
معیار جاهل زیستن و جاهلانه مردن آن است که انسان با خدای خویش و نمایندگان خدا آشنا نباشد، حالآنکه ابدیت را در پیش دارد. تعبیر «مات میته جاهلیته» که در خصوص شناخت امام هر عصری است، مراد نفی حقیقت است؛ یعنی چنین شخصی از اساس، حیاتی جاهلانه داشته و هرگز از زندگی معقولی بهرهای نبرده است و بر همین اساس نیز مرگش جز مرگ جاهلانه نخواهد بود.[16] آنکه به مرگ جاهلی از دنیا برود، جاهلانه زیسته است و هرکه جاهلانه زندگی کند، از حیات حقیقی بهره ندارد. آنکه امام عصر خویش را نشناسد و در پرتو خورشید ولایت او قرار نگیرد، زندگی جاهلانه دارد و از حیات انسانی تهی است، گرچه حیات حیوانی دارد. همانطور که اگر فردی با علم و عمد در برابر حقانیت و حقیقت قرآن خضوع نکند و آن را نپذیرد و کلام الهی را نشناسد، در فرهنگ قرآن مرده خوانده میشود،[17] آنکه با امامزمان خویش رابطه وَلَوی برقرار نسازد و ولایت امامزمان خود را نشناسد یا آن را برنتابد، حقیقتاً مرده است و هرگز از زندگی قرآنی که هماهنگ با حیات وَلَوی است بهرهای ندارد.[18] در همین راستا، ارائه و معرفی الگوهای متناسب با زندگی هماهنگ با ولایت و قرآن در جهتدهی دیدگاه جوانان و نوجوانان اثری پررنگ داشته و غور در رفتار اساتید مهدوی میتواند تفکر و رفتار اسلامی - مهدوی را برای این قشر از افراد جامعه ترسیم نماید و ایشان به عینه شاهد زیباییهای تجلی اینگونه اعمال و سکنات را در الگوهای خود باشند تا بتواند در خیل عظیمی از تهاجمات و شناساندن الگوهای متناسب با زندگی جاهلانه، انتخابی صحیح داشته باشند.
هرگاه مفاهیم و آموزههای مهدوی در دین مورد بدفهمی قرار گیرد یا بهصورت نابجا القا شود، آسیبهای چشمگیری در این حوزه آشکار خواهد شد. متصدیان امر فرهنگ مهدویت با وجود تلاش زیاد برای تبیین و ترویج این فرهنگ، با ناکامیها و بنبستهای بسیاری روبهرو بودهاند. البته بسیاری از این ناکامیها بر میگردد به کجروی و کجاندیشیهایی که در این حوزه توسط برخی از مروجان این فرهنگ در نهادها و کارگروههای تربیتی فعال هستند، صورتگرفته است. از اینرو جا دارد که به جد به شناختن این کجرویها و کجاندیشیها که دلیل اصلی در ایجاد آسیبهای فردی و اجتماعی است، اقدام گردد؛ زیرا بنیان رفتاری و تربیتی انسان، بر باورها و اعتقادات استوار است. نسل جوان که در اصلِ مباحث مهدویت دچار تردید و دو دلی است، یک نسل آسیبپذیر است. برای تعیین میزان آسیبپذیری جا دارد پژوهشهای میدانی و مطالعاتی عمیق و گستردهای در این زمینه نسبت به اقشار مختلف جامعه با اولویت اهمیت بُعد تربیتی و به دست آوردن سریعترین نتایج، صورت گیرد تا بهصورت دقیق و علمی میزان برخورداری طیفهای سنی مختلف بهخصوص جوانان از اعتقادات عمیق و یقینی نسبت به مهدویت، مشخص گردد. این امر کمک میکند تا بتوانیم روشنتر و دقیقتر راهکارهای برونرفت از آسیبها که همانا توجه به معضلات جامعه بزرگتر بوده و بهتبع آن بهکارگیری روش تربیت مهدوی است را ارائه دهیم. همچنین برای برنامهریزیهای دقیق و صحیح باید بدانیم آیا نسل ما، در این زمینه یک نسل آسیبپذیر است یا از قوت یقین و ثبات عقیده برخوردار است. قبل از هر چیزی مهمترین مؤلفه برای تربیت باورهای موردنیاز در امور تربیت مهدوی عبارتاند از: راهشناسی، آسیبشناسی، دشمنشناسی، راهنما شناسی.
1-3. راهشناسی
رفتن و رسیدن به هر هدفی، میتواند راههای متفاوتی داشته باشد. از اینرو، شناخت نزدیکترین و بهترین راه برای رسیدن به هدف، همیشه مدنظر انسانهای عاقل و آگاه بوده است. شهید مطهری7 در این زمینه مینویسد: «بشر در مسیر تکاملی خود مانند قافلهای است که در راهی و بهسوی مقصد معینی حرکت میکند ولی راه را نمیداند؛ هرچند یکبار، به کسی برخورد میکند که راه را میداند و با نشانیهایی که از او میگیرد دهها کیلومتر راه را طی میکند... تا تدریجاً خود قابلیت بیشتری برای فراگیری پیدا میکند و میرسد به شخصی که نقشهی کلی راه را از او میگیرد و برای همیشه با دردستداشتن آن نقشه از راهنمایی جدید بینیاز میگردد.»[19] وجود ارگانها و سازمانهای تربیتی بهعنوان جامعهای با مقیاس کوچکتر نسبت به کل جامعه، در نقش ایجادکننده و هموار کننده، راه صحیح آشنایی و آگاهکننده مهدویت، میتواند از بروز بسیاری از آسیبها و فتنههایی که تهدیدی برای نسل جوان هستند، فرصت مغتنمی باشد تا باورها و اعتقادات اصیل مهدوی را انتقال داده و زمینهساز حکومت مهدوی باشد. در این جامعه کوچک، بهترین و کمهزینهترین راهکار برای شناساندن راه، معرفی الگوها و اسطورههای دینی - مذهبی هستند که در بین تمام و یا حداقل قسمت اعظمی از افراد جامعه محبوب و قابلقبول هستند. بدین ترتیب، با ارائه نقشه راه در اذهان افراد آسیبها را نیز کنترل کرده و از پتانسیلهای موجود بهرهبرداری کرد.
2-3. آسیبشناسی
باور به آموزه «مهدویت» و ایجاد فرهنگ تربیت مهدوی مانند هر اندیشه و فرهنگ دیگری آفتها و آسیبهایی دارد که در صورت توجه نکردن به آن و اقدام برای رفع مسئله، میتواند آثار منفی و مخربی به وجود آورد. این آسیبها در هر زمان، این قابلیت را دارد متفاوت از زمان دیگر باشد. از اینرو، نهادهای تربیتی با ایجاد زمینه و ساختارهای مستحکم در امر تربیت قشر جوان و نوجوان بهعنوان پایههای فعالیتهای اجتماعی و فرهنگسازان آتی، مسئولین، خانوادههای آینده، موظف هستند در مقابله با آسیبها و آسیبشناسی دریچههای اخلال در امر تربیت مهدوی، بهصورت مستمر بهروزرسانی شوند.
نکته قابلتأمل در امر تربیت مهدوی و مقوله انتظار این است که طولانی بودن مسیر و گذر زمانهای بسیار بر این موضوع، باعث شده آسیبهای بسیاری، این ارزش الهی را تهدید کند و راه را برای رسیدن به هدف مطلوب که همانا تربیت افرادی آگاه، متخصص، عملگرا و... است، مشکلتر کند. اهمیت آسیبشناسی به حدی است که دانشمندان علوم اجتماعی، در هم شکستن سازمان اجتماع را با آسیبشناسی مترادف میدانند و معتقدند آسیبشناسی اجتماعی هرگونه سستی و از همگسیختگی اجتماعی را در بر میگیرد.[20] بدیهی است شناخت آسیبها در راه انتظار تأثیر فراوانی در تربیت نسل جوان و تبیین راه دارد. از اینرو برای کنترل آسیبها لازم است شناختی وسیع از نوع آنها داشته باشیم و انواع آسیبهای مهدوی را بشناسیم که عبارتاند از: 1. مفهومهای اساسی جامعه مهدوی، 2. آسیبهای فکری و اعتقادی که خود شامل انواع مختلفی است از جمله: عدم درک صحیح از اضطرار به حجت، برداشت انحرافی از مفهوم غیبت، برداشت انحرافی از مفهوم انتظار، آمیختگی نشانههای ظهور با شرایط ظهور، زمینهسازی از راه گسترش ظلم و فساد، توقیت (مشخص زمان ظهور)، تطبیق (مطابقت دادن نشانههای ظهور بر وضعیت هر زمان)، طرح مباحث غیرضروری، کوتاهی متولیان در ارائه معارف، 3. آسیبهای رفتاری که آن نیز دارای اجزای بسیاری است، برای مثال، ایجاد هرجومرج و بروز اختلافات شدید، ظهور مدعیان دروغین، عدم تناسب سطح معارف منتظران با شرایط عصر حاضر و... به همین جهت، برای شناخت آسیبها نیازمند ایجاد ارگانها، سازمانها، نهادها، مجموعههای کوچک و بزرگ از انواع سلایق و فکرها هستیم تا بتوانیم زوایای پیدا و پنهان آسیبهای مهدوی را کشف کرده و متناسب با همان سلایق راهکار ارائه دهیم، برای نمونه شناخت گذرگاههای آسیب در مدارس و دانشگاهها راهی روشن به سمت شناخت آسیبهای اجتماع بزرگتر است؛ زیرا پرورش مهدوی طیف جوان و نوجوان منتهی به ایجاد جامعه مهدوی با تربیت افرادی مهدی فهم میشود.
3-3. دشمنشناسی
از جمله اموری که برای موفقیت در مسیر پیشروی هر هدفی نیاز است شناخت دشمنان و مخالفان آن امر است. در شناخت مهدویت، منجیگرایی و ایجاد زمینه برای تربیت نسل جوان و نوجوان با آموزههای مهدوی دو گروه مانع بوده و تلاش بسیاری برای جلوگیری از تحقق این امر انجام دادهاند: اول، مخالفانی که از همان ابتدای رسالت پیامبر و ائمه با چهرههایی گوناگون این کار را کرده و ضربههای فراوانی زدند، هرچند موفق به شکست اسلام نشدند؛ اما موانع بسیاری را ایجاد کرده و مسیر حرکت به سمت تعالی و ظهور را سختتر کردند. از وظایف نهادهای تربیتی شناساندن این گروهها و راهکار غلبه بر ایشان بوده تا بتوانند نسلی آگاه و مسلط بر امور زندگی فردی و اجتماعی خود تربیتکرده و زمینههای ظهور در مقیاس کل جامعه را فراهم آورند. دوم، افراد و گروههای بهظاهر مسلمانی هستند که در گذر ایام با شگردهای بهروزرسانی شده و استفاده از امکانات وسیع اعم از فنّاوریهای بهروز، فضای مجازی و... و با اظهار بر اعتقاد به مصلح موعود، اما؛ منکر وجود امامزمان؟عج؟هستند. اینان نیز از دشمنانی هستند که باید شناخته و شناسانده شوند و اهداف و برنامههای ایشان را در قالب برنامههای آموزنده، جذاب و گیرا به گروه جوانان و نوجوانان در معرض خطر، اطلاعرسانی کرد. از مهمترین عواملی که گروههای مختلف را با افکاری متنوع به دشمنی وا میدارد، منفعتگرایی و داشتن روحیهی استکباری است.[21] به همین جهت یکی از مهمترین و اصلیترین راههای انتقال این آموزه چه در جهت تخریب و یا ساختن مبانی صحیح اسلامی و مهدوی آموزشوپرورش و دانشگاهها است، همچنین ساختن و تولید فیلمها، کلیپهای کوتاه و عمیق، فعالیتهای وسیع و کارآمد در فضای مجازی و بهطورکلی تفکر در به دست آوردن رسانههای جمعی که مورد توجه افراد عام و خاص جامعه هستند میتواند سره را از ناسره بشناساند و راه را برای ایجاد زمینه جامعهای سالم و پویا فراهم آورد و در راستای ایجاد تربیت اسلام صحیح به تربیت مهدوی اصیل دست یابد.
4-3. راهنما شناسی
راهنما و راهبر برای تربیت و رشد، در هر موضوعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. برای تبیین صحیح آموزههای مهدوی و انتقال امور مهدوی نیز انسان بهخصوص در سنین پایین و جوانی نیازمند راهنما است. وجود راهنما بهقدری در تربیت انسان مؤثر است که خداوند اساس هدایت و تربیت بشر را بر وجود راهنما و راهبر قرار داده است.
بهترین نمود آن، در دوران کودکی که تعلیموتربیت آغاز میگردد و دوره نهادینهسازی باورهای بنیادین و اصیل است، وجود راهنما (که بهصورت کلی و متناسب با نمونه نوشتار حاضر آموزشوپرورش و دانشگاهها هستند) ضرورتی انکارناپذیر دارد، زیرا به دلیل نیازهای کودک و نیاز به آموختن و تجربه در محیط اجتماعی، خانواده بهتنهایی قادر به تأمین خواستههای این نسل نیستند. به همین جهت از مهمترین راهکارهای عملی تربیت نوجوان و جوان مهدیباور و برای جلوگیری از آسیب عدم وجود راهبر، انتخاب معلمان شایسته و مربیان صالح و آگاه به مبانی اعتقادی و ارزشی مهدوی امری ضروری است. در همین راستا در فهم میزان اهمیت انتخاب راهنمای شایسته با نگاه به سیره پیامبر اینگونه آمده است: روزی پیامبرd به بعضی از کودکان نگاه کرد و فرمود: «وای بر فرزندان آخرالزمان از روش ناپسند پدرانشان!» گفتند: «یا رسولالله! از پدران مشرک آنان؟» فرمود: نه! از پدران مسلمان که به فرزندان خود، هیچیک از احکام دینی را نمیآموزند و اگر فرزندان نیز در پی فراگیری (از معلمان و مربیان شایسته) برآیند، آنان را باز میدارند و تنها به اندک درآمدهای مالی ایشان خرسند میگردند. پس بدانید که من از چنین پدرانی بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.[22] به همین جهت وجود و انتخاب مربیان آگاه و توانمند در مدارس، اثری عمیق بر اذهان کودکان داشته و نقشه راه را برای آینده و دوران جوانی آنها ترسیم میکند. توجه به تفاوت رفتاری در بین مربیان مدرسه و دانشگاه در انتخاب نوع تربیت و اطلاعات متناسب با درک ایشان در اثرگذاری و ایجاد نتیجه مطلوب بسیار مهم است. تربیت در مدارس بهصورت ریشهای بوده و به کاربردن هر نوعی از تعابیر مهدوی در شکلگیری ساختار ذهنی کودکان مؤثر است؛ زیرا خروجی زمینهسازیهای ساختهشده در مدارس بهصورت عینی در دوره جوانی و در دانشگاهها قابلمشاهده بوده و در صورت تربیت آگاهانه و تخصصگرایانه مهدوی میتوان امیدوار بود سیر تکاملی زمینهسازی برقرار بوده و دانشگاه بهعنوان منبع القای انرژی و کاتالیزوری در پیشبرد اهداف مهدی باوری ایفای نقش میکند. از اینرو، در این قسمت به نقش مدرسه و دانشگاه میپردازیم:
نقش مدرسه و مربیان در آسیبشناسی
تعلیموتربیت، مجموعهای از تدابیر با هدف پرورش دادن استعدادهای درونی و به فعلیت در آوردن و شکوفاسازی شخصیت انسان است.[23] مدرسه نیز بهعنوان کانون علم و آموزش، مهمترین نهاد تربیتی در شکلدهی به شخصیت و آرمانهای انسان به شمار میرود که در رشد و توسعه و ارتقای انسان و تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی و حرکت جامعه بهسوی آرمانها نقش بسزایی دارند. از اینرو، ارسطو میگوید: «در میان تمام چیزهایی که بیان کردهام، آنچه بیشترین سهم را در دوام و قوام قوانین دارد، سازگاری آموزشوپرورش با نوع دولت است و این چیزی است که جهانیان از آن غافل هستند. بهترین قوانین نیز، حتی اگر توسط تمام افراد جامعه هم معتبر و مشروع دانسته شود، در صورتی ارزش و اعتبار خواهند داشت که بهوسیلهی آموزشوپرورش به نسل جوان آموخته شوند و آموزشوپرورش نیز با قوانین مزبور تطابق داشته باشند.»[24] بنابراین، امروزه به تعلیموتربیت نه بهعنوان یک ابزار، بلکه بهعنوان یک فرهنگ تأثیرگذار مینگرند. هرگونه تغییر اجتماعی و حرکت اصلاحطلبانه باید از طریق تعلیموتربیت، آنهم معطوف به نسل جوان و نوجوان آغاز شود و آموزشوپرورش میتواند بهعنوان نهاد پیشرو به این اهداف مدد رساند.[25] نقش مدرسه و مربیان در جلوگیری از تحریف و آسیبهای وارد بر دین بهطورکلی و در آموزههای مهدویت بسیار مهم و تأثیرگذار است. این نقش به شیوههای مختلفی میتواند اجرا شود:
بهطور کلی، مدرسه و مربیان با ایفای نقشهای فوقالذکر، میتوانند به جلوگیری از تحریف و آسیبهای وارد بر دین که از مهمترین آموزههای آن نهادینهکردن مسائل مهدویت و موعودگرایی است، کمک کرده و دانشآموزان را بهعنوان افراد مسئول، با شناخت صحیح از دین، آماده به زندگی در جوامع متنوع و پویا سازند.
2-4-3. نقش دانشگاه و اساتید در آسیبشناسی
تربیت مهدوی، بُنمایه تکوین و تضمین جامعه زمینهساز در توسعه و تحکیم فرهنگ انتظار است. تا زمانی که تربیت مهدوی بر پایههای معرفتی و ارزش خاص خود، در ساختار، نگرش، رفتار سازمانها و نهادهای مربوطه توسعه نیابد، به زمینهسازی ظهور که آمادهکردن جامعهای مطابق با شرایط و مقتضیات فرهنگی و ارزشهای دینی و توحیدی است، نمیتوان امیدوار بود. در روایتی از امام صادق؟ع؟ اینگونه آمده است: «... أَنْتَخِبَ لِذَلِکَ الْوَقْتِ عِبَاداً لِی امْتَحَنْتُ قُلُوبَهُمْ لِلْإِیمَانِ وَ حَشَوْتُهَا بِالْوَرَعِ وَ الْإِخْلَاصِ وَ الْیَقِینِ وَ التَّقْوَى وَ الْخُشُوعِ وَ الصِّدْقِ وَ الْحِلْمِ وَ الصَّبْرِ وَ الْوَقَارِ وَ الزُّهد...» «... و برای این زمان (ظهور)، بندگانی را برگزیدم که دلهایشان را به ایمان آزمودم و آنان را از ورع، اخلاص، یقین، پارسایی، خشوع، راستی، صبر، شکیبایی و وقار، پرهیز و زهد سرشار کردم.»[26] فرهنگ انتظار در متن جریان زندگی منتظران، منشأ آگاهی و هوشیاری و بیداری دائمی است و یک رویارویی فعال به شمار میرود، نه انفعالی و واکنشی که در درون خود، تغییر و تحول به همراه دارد.[27] از اینرو، دانشگاهها و اساتید نقش بسیار مهمی در جلوگیری از تحریف و آسیبهای وارد بر دین دارند. این امور به شکلها و ابعاد مختلف میتوانند تأثیرگذار باشند از جمله:
بهصورت کلی، دانشگاهها و اساتید علمی با ارائه دانش و اصول دقیق دینی با محوریت مهدویت اصیل، ترویج اندیشه انتقادی در مجرای صحیح پاسخگویی و در محیطی بهدور از شبههافکنیهای مغرضانه، همکاری با اصحاب متخصص در دانش دینی و ارتقای آن، جلوگیری از آسیب و انحرافات مهدوی که میتواند به ریشههای مهدیگرایی و مهدییاوری ضررهایی جبرانناپذیر بزند، نقش مهمی داشته و از طرفی تضمینکننده ایجاد جامعهای پویا، پر نشاط در امر ظهور باشند.
برای آمادهشدن به جهت اتفاقی شگرف که بشریت در انتظار وقوع آن است، لوازم و شرایطی مورد نیاز است. مؤلفههای تربیت مهدوی که هر فردی به اقتضای موقعیت خود و جامعه به آن توجه کرده و برنامهای منسجم برای کسب آن بیاندیشد عبارتاند از: نگاه جهانی داشتن، انتظار پویا داشتن، وظیفه منتظران است.
1-2-2. نگاه جهانی داشتن
نگاه جهانی در مقوله مهدویت و تربیت مهدوی اشاره به دیدگاهی گستردهتر و عمیقتر به این مسائل دارد. این نگاه به معنای ارتباط مهدویت و تربیت مهدوی با جوامع و جهان بهعنوان یک کلیت انسانی و جهانی نگریسته و به توسعهی فرهنگ مهدوی و ارزشهای آن در دنیای معاصر تأکید میکند.
فرهنگ و اندیشه اسلامی، افزون بر ظرفیت و توانمندی درونی جهت جهانشمولی، از نظر عینی نیز دارای ویژگیهایی است که نارساییهای موجود در الگوهای بشری را جبران میکند. دیدگاه نظری، اندیشه حکومت جهانی اسلام بر آموزه جهانشمولی اسلام مبتنی است و این امر با فطرت و خواستههای معقول بشری ارتباط دارد که جهانیسازی اندیشه اسلامی را از حالت تحمیلی خارج و کلّیه جوامع بشری را اقناع میکند. آموزههای اسلامی از آنرو که خواستههای معقول و فطری بشر را مورد توجه دارد، از زمینهها و مقتضیات مناسبی جهت فراگیرشدن و جهانگیر شدن بهرهمند است. آموزههای دینی به یک نکته مشترک میان تمام جوامع بشری باز میگردد و آن خواست فطری و ماندگار بشر است. قوانین و دستورالعملهای اسلامی نیز دارای ماهیت فرازمانی و فرامکانی است و از ابتدا بهگونهای تنظیم و تدوین شده که خواست فطری و معقول بشر را در چارچوب فکری و فرهنگی متفاوت و متنوّعی مورد توجه قرار داده است؛ از اینرو منابع دینی، دینداری را امر فطری و غیر قابل دگرگونی یاد میکنند؛ بنابراین، قوانین اسلامی واجد صلاحیت و مقتضیات لازم برای جهانیشدن است.[28] از نگاهی دیگر، باوجود محسنات بیشماری که دیدگاه جهانی به امور مهدویت دارد اما؛ توجهنکردن به ظرایف این امور آسیبهایی را نیز به وجود میآورد که تنها با اعمال راهکارهای صحیح و خوانش اصیل از دین میتواند به تعالی بشریت بیانجامد.
الف. آسیبهای نگاه جهانی داشتن
نگاه جهانی داشتن در مهدویت به معنای اندیشیدن و عملکردن بر اساس مصالح و آثار جهانی بهجای تمرکز تنها بر مصالح فردی یا گروهی است. در این زمینه، تعدادی از آسیبهای ممکن میتوانند شامل موارد زیر باشند که با اشراف بر آن اطلاع داشتن متخصصان دستگاههای تربیتی همچون مدارس و دانشگاهها از وقوع اینچنین نگاههایی میتوان پرهیز کرد.
بههرحال تفسیرها و نگاههای مختلف به مهدویت و اثرات آن بستگی به مفاهیم دینی و انسانی مورد نظر دارند و ممکن است در جوامع و فرهنگهای مختلف به شکلهای متفاوتی مورد تفسیر قرار گیرند.
ب. راهکارها
برای داشتن نگاه جهانی به مهدویت از دیدگاه آموزشوپرورش و دانشگاه بهعنوان یکی از مهمترین متولیان امر آموزشی و تربیتی نسل جوان و نوجوان میتوان راهکارهایی عملی ارائه داد که به چندین نحو توصیف میشود:
به طور کلی، نگاه جهانی به مهدویت در آموزشوپرورش و دانشگاه میتواند به توسعه فرهنگ مهدوی و ارزشهای مرتبط با آن در سطح جهانی کمک کند و به تعامل و تحقیقات در این زمینه اشتیاق ایجاد کند. این نگاه به ترویج مسائل انسانی، اخلاقی و صلح در جهان معاصر کمک میکند.
2-2-2 انتظار در جامعه پویا
ظهور منجی آخرالزمان، اندیشهای جهانی است که بشر را بر محور انتظار گرد میآورد. در تبیین معنی حقیقی انتظار، روایات متعددی وجود دارد؛ از جمله روایتی است که ابوبصیر از حضرت صادق؟ع؟ چنین نقل میکند: «براین اساس آنکه بخواهد بهواقع منتظر وجود مبارک آن حضرت باشد، لازم است خویشتن را مهیا سازد، اگر چه با آمادهکردن یک تیر باشد.»[29] در عرصه علمآموزی و نیازهای جامعه به لحاظ آمادگیهای علمی مطابق با فناوریها و دستاوردهای علمی روز در دنیا، فعالیت آموزشوپرورش در راستای پایهریزی اندیشه فعالانه در نوجوانان و سرمایهگذاریهای علمی و تربیت مهدوی؛ و در ادامهی آن، وجود دانشگاهها برای ثمربخشی نهایی طیف نوجوانانی که به جوانی رسیدهاند، نتیجهی معنای عمیق انتظار موجود موعود در مکتب اهلبیت است.
برای ایجاد زمینه در جهت ساختن فضای انتظار پویا و سازنده در جامعه باید به سه بنیان اساسی مسئله انتظار توجه داشت که عبارتاند از: الف. قانع نبودن به وضع موجود: بدون تردید وضع موجود در عصر غیبت، دارای کاستیهایی است که هر انسان کمالطلب و خواهان پیشرفت و تعالی را ناراضی میگرداند. این کاستیها بهطور عمده از عدم حضور ظاهری امام ناشی شده است. در باور شیعه اینگونه آمده است که آخرین پیشوای معصوم به دلایلی که برخی از آنها بر ما پوشیده است، غایب از نظرها است.[30] غیبت ظاهری باعث محروم ماندن جامعه از فواید ظاهری امام معصوم است. ایجاد تفکر و ذهنیتِ منتظر بودن، احساس عمیق محرومیت در پی نبود ظاهری امام، ناتمام ماندن حل مسائل بشری و نیازمندی به وجود امام بهصورت فیزیکی در جامعه، از وظایف عمده نهادهای تربیتی و آموزشی است و باید بر خود لازم بدانند همهی عواملی که باعث تداوم غیبت آن حضرت شده به میزان توانایی خود و با همیاری سایر ارگانهای جامعه برطرف سازند. بهترین نقطه شروع این امر مهم بهرهمندی از اذهان پاک کودکان و نوجوانان در فضای مدرسه است. ب. امید دستیابی به وضع مطلوب: یکی از نعمتهای بزرگ خداوند در نهاد انسان، کمالطلبی اوست، بهگونهای که همهی فعالیتهای خود را در آن سمتوسو تنظیم میکند.[31] در راستای تربیت مهدوی در مدارس بهصورت موازی در دانشگاه و بهصورت سلسلهوار ایجاد امید در میان افراد جامعه میتواند تأثیر بسزایی در پویایی فراهم کرده و مسیر حرکتی را در فضایی سازنده بهسوی جهانی آمده برای ظهور بسازد. ج. حرکت و تلاش برای گذر از وضع موجود و قرار گرفتن در وضع مطلوب: یکی از بهترین مؤلفههای رهایی از خمودگی و سستی، تلاش برای ساختن و بهتر کردن شرایط پیش رو است. برای ایجاد امیدواری نیز باید عوامل متعدد و مراحل تکمیلکنندهای را در روحیه افراد جامعه ایجاد کرد که وجود عنصر تربیتی در مراکز تربیتی که بعد از خانواده دارای بُعد تأثیرگذاری بالایی هستند فرصت مغتنمی است تا جامعه در مسیری امن و صحیح مسیر انتظار را پیموده و امام معصوم را بتواند درک کند. مراحل پیش رو عبارتاند از: آگاهی به عدم حضور ظاهری امام؛ احساس نیاز به امام معصوم؛ یقین به ظهور امام غایب؛ دوستداشتن ظهور حضرت مهدیQ.[32]
3-2-2 وظیفه منتظران
انتظار، عامل حرکت و زمینهساز تحول در درون انسان است. تهذیب نفس و ایجاد تحول درونی در رفتار و کردار و اعمال، مختص کسانی است که به امام عادل و جامعه ایدهآل میاندیشند و با صبر و طمأنینه، امیدوار به ظهور و آمدن او هستند. اخلاق را باید اصلاح کرد؛ چراکه منتظر در فرهنگ مهدوی با قطعی و نزدیک دانستن ظهور، هر لحظه احتمال ظهور موعود عادل خود را میدهد. از اینرو، در امر اصلاح و مهذب شدن خود سهلانگاری نمیکند و با صبر و در برابر گناه و هوا و هوس و کسب فضائل اخلاقی در آمادگی خود میکوشد.[33] منتظران در عصر غیبت امام معصومG در آموزههای اسلام مسئولیتها و وظایف مخصوصی دارند که بهطورکلی عبارتاند از:
این وظایف نشاندهنده نقش مهمی است که منتظران در جامعه اسلامی و انسانیتی بهویژه در عصر غیبت امام معصوم دارند. این وظایف به تعمیق ارزشهای انسانی و اخلاقی، ترویج عدالت و صلح و حفظ هویت اسلامی - مهدوی در جهان کمک میکنند.
نتیجهگیری
آرمانهای یک جامعه بیانگر میزان رشد و بالندگی آن جامعه هستند و هر اندازه که متکی بر ارزشهای والای الهی و انسانی بوده و افق وسیعتری را پیشروی داشته باشند راه وصول به قلههای کمال و سعادت هموارتر خواهند ساخت. امت اسلام، بهویژه جهان تشیع به دلیل توان بالایی که معارف انسانساز الهی در اختیار آن قرار داده است، ظرفیت گستردهای در رسیدن به جامعهای آرمانی و ایدهآل دارد. در این میان نهاد تعلیموتربیت متشکل از مدرسه و دانشگاه بهعنوان نهاد پایهای در این امر به سمت تعالی است و بهصورت نمونه و مقیاسی کوچک از جامعهای بزرگتر موردتوجه قرار گرفت. به همین جهت، در عصر حاضر به شکل روزافزونی موضوع مهدویت و منجیگرایی انتقال ارزشها و هدایت روبهافزایش بوده و ضرورت شناسایی آسیبها، آفتها و برداشتهای نادرست بیش از هر زمان دیگری احساس میشود و لازم است ضمن ارائه راهکارهای مؤثر در امر تربیت مهدوی بهخصوص در میان نسل جوان و ایجاد جهانبینی گسترده در افکار آنها، راههای مقابله با این آسیبها نیز آموزش داده شود.
بهمنظور دستیابی به اهداف مهدوی با بهرهگیری از ضمیر پاک نوجوانان و جوانان، در محیطهای آموزشی میتوان اندیشه، اخلاق و رفتار صحیح را به جامعه ارائه داد تا افراد صالحی از میان اجتماع پدید آیند و صلاحیت همراهی امام را کسب نمایند. چنین کاری نیازمند برنامهریزی و اجرای راهکارهای تربیتی تمهید شرایط رشد شخصیت افراد، معرفی الگوهای برتر مهدوی، فرهنگسازی مهدوی در نهادهای تربیتی موردنظر، شناخت آسیبها با هدف آسیبزدایی و رفع موانع پرورش معنوی از جامعه است تا زمینه رشد معنوی و بهتبع آن مادی افراد فراهم گردد. بدینوسیله بهتدریج مقدمات ظهور را با آگاهی طیف گستردهای از جامعه ایجاد و احساس نیاز به امام و حس نقص در نبود امام را از ابتدای تربیت رسمی نوجوانان و جوان به وجود میآید. تربیت نسلی با توانایی تفکر انتقادی و تجزیهوتحلیل عمیق، اساساً در جهت شکلگیری جامعه تربیتی مهدوی ضروری است؛ بنابراین، جامعه مهدوی محور نیازمند انسجام اجتماعی و همدلی بین افراد و گروههاست. ترویج ارتباطات مثبت و فعالیتهای گروهی منجر به تقویت این ارتباطات و ایجاد انسجام درونی خواهد شد.
[1]. دکترای تاریخ اسلام. hedaricharati@gmail.com
[2]. کارشناسی ارشد دانش اجتماعی مسلمین (دانشگاه تهران). me.eyvazi@ yahoo.com
[3]. صمدی، مهدویت؛ رسالت نظام تعلیموتربیت در شکلدهی جامعۀ مهدوی، ص ۷۰.
[4]. تربیت اسلامی میتواند بهتنهایی در ابعاد ملی، منطقهای، فردی، اجتماعی و... بهطور جداگانه موردبررسی قرار گیرد.
[5]. حائری پور، شاخصهای فرهنگی جامعۀ زمینهساز ظهور، ج 2، ص 187.
[6]. آقاتهرانی، خانواده و تربیت مهدوی.
[7]. نجم، آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت.
[8]. همایش بینالمللی دکترین مهدویت، تربیت زمینهساز؛ راهبردها و راهکارها (در سه جلد).
[9]. بندهکریم، عوامل تأثیرگذار بر تربیت مهدوی، در: تربیت زمینهساز؛ راهبردها و راهکارها، ج 3، ص 257.
[10]. دژاکام، تفکر فلسفی غرب از منظر استاد شهید مرتضی مطهری، ص 6-4.
[11]. طاهری، آسیبشناسی معرفت دینی با تأکید بر آرای علامه طباطبایی، ص 9.
[12]. باقری، آسیب و سلامت در تربیت دینی،1380.
[13]. مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة؛ بابویه، کمالالدین و تمامالنعمه، ص 81؛ کلینی، الکافی، ص 21-19؛ ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ص 285.
[14]. و اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولَ بِالرِّسَالَةِ وَأُولِی الْأَمْرِ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ؛ بابویه، التوحید، ص 285.
[15]. جوادیآملی، امام مهدی موجود موعود، ص 44.
[16]. جوادی آملی، امام مهدی موجود موعود، صص33-35.
[17]. یس: 70.
[18]. همان، ص 36.
[19]. مطهری، مجموعه آثار: ختم نبوت، ج 3، ص 161.
[20]. ستوده، آسیبشناسی اجتماعی، ج 5، ص 15.
[21]. کیانی، تربیت نسل منتظر، ص 105-102.
[22]. سبزواری، جامعالاخبار، ص 106؛ اقاتهرانی، خانواده و تربیت مهدوی، ص 339.
[23]. مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 183.
[24]. اسمیت، فلسفه آموزش و پرورش، ص 59.
[25]. کریمی، سازههای تربیت و دموکراسی، ص 22.
[26]. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 384.
[27]. اصفهانی، مکیال المکارم، ج 2، ص 152؛ مطهری، قیام و انقلاب امام مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 14.
[28]. سجادی، جهانی شدن و مهدویت: دو نگاه به آینده، 1383.
[29]. نعمانی، الغیبه، ص 320؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 366.
[30]. کلینی، الکافی، ص 338؛ نعمانی، الغیبه، ص 166.
[31]. سلیمیان، فرهنگنامه مهدویت، ص77.
[32]. همان، ص 77.
[33]. نجم، آثار تربیتی اعتقاد به مهدویت، ص 36.
[34]. الحسینی، اقبال الاعمال، ص 709.
[35]. جوادیآملی، امام مهدی موجود موعود، ص 218.
[36]. کیانی، تربیت نسل منتظر، ص 127.
[37]. عباسیمقدم، نقش اسوهها در تبلیغ و تربیت، ص 172.
[38]. عبدالهی، مهدیباوری در کودکان، ص 192.
منابع
32.مزروقی، رحمتالله، سیمای مهدویت در برنامههای آموزشی مدارس: رویکردی به فلسفه تربیتی انتظار، دوفصلنامه علمی - پژوهشی تربیت اسلامی، سال سوم، ش 7، 1387.